آمریکا و بریتانیا با حمایت شش کشور به ۳۶ هدف حوثیها در یمن حمله کردند
آمریکا و بریتانیا با حمایت استرالیا، بحرین، دانمارک، کانادا، هلند و نیوزیلند به مواضع حوثیها در یمن حمله کردند. طبق بیانیه مشترک این کشورها، این حملهها در واکنش به حملههای حوثیها به خطوط کشتیرانی دریای سرخ، علیه ۳۶ هدف حوثیها در ۱۳ سایت انجام شد.
طبق این بیانیه، حملههای جدید انبارهای زیرزمینی عمیق حوثیها را برای نگهداری سلاح، سیستمهای موشکی، سیستمهای پدافندی، رادار و پرتابگرها هدف قرار دادند.
این هشت کشور حملههای حوثیها به خطوط کشتیرانی را چالشی بینالمللی خواندند و با تاکید بر اینکه هدف این کشورها کاهش تنشها است به حوثیها هشدار دادند برای دفاع از خطوط کشتیرانی و دریانوردان در برابر تهدیدها درنگ نخواهند کرد.
حدود چهار سال از آغاز همهگیری کووید-۱۹ میگذرد و در این مدت پژوهشهای متعددی به بررسی عوارض این بیماری پرداختهاند. نتایج یک مطالعه اخیر نشان میدهد ابتلای طولانیمدت به ویروس کرونا، میتواند خطر آسیب به اندامهای داخلی بدن را در پی داشته باشد.
نتایج تحقیقی که در ژورنال انجمن سلطنتی پزشکی منتشر شد نشان میدهد ۵۹ درصد از بیماران مبتلا به کووید طولانیمدت با گذشت یک سال پس از بروز علایم اولیه، دچار اختلال یکعضوی و ۲۹ درصدشان دچار اختلال چندعضوی شدهاند.
نویسنده ارشد این مطالعه، پروفسور آمیتاوا بنرجی از موسسه انفورماتیک سلامت دانشگاه کالج لندن (UCL) است.
نشریه میرور به نقل از او نوشت که تاثیر ابتلا به کووید-۱۹ روی کیفیت زندگی و مرخصیهای مورد نیاز نیروی کار، به ویژه در کارکنان بخش مراقبتهای بهداشتی و درمانی، نگرانی جدی برای افراد، سیستمهای بهداشتی و اقتصاد محسوب میشود.
پروفسور بنرجی افزود بسیاری از کارکنان سیستم خدمات بهداشتی و درمانی که در این مطالعه شرکت کردند هیچ نوع بیماری قبلیای نداشتند.
با این حال از ۱۷۲ شرکتکننده ۱۹ نفرشان همچنان در معاینات مجدد دارای علایم بیماری بودهاند که در مجموع به صورت میانگین ۱۸۰ روز مرخصی درخواست کرده بودند.
به گفته او، تحقیقات آینده نیاز به بررسی ارتباط بین علایم کووید و آسیب به اندامهای مختلف و نحوه عملکرد آنها در گروههای بزرگتری از افراد دارد.
با وجود اینکه موارد ابتلا به کووید کاهش زیادی داشته است اما دادههای اخیر نشان میدهند هنوز مشکلاتی در این زمینه وجود دارد.
مطالعه اخیر نشان داد کووید میتواند باعث آسیب خاموش به اندامها شود و این نگرانی را ایجاد کند که ویروس هنوز در حال تکامل است.
دکتر دانکن از بیمارستانهای نیوکاسل هشدار داد: «هر چه تعداد دفعات ابتلا به ویروس کرونا در فرد افزایش یابد، خطرات آسیبهای قلبی-عروقی، عصبی و غدد درونریز هم بیشتر میشود.»
دانکن افزود: «برخی از افراد ممکن است دچار آسیب اندامی خاموش شده باشند که هیچ علامت آشکاری نشان ندهد؛ به این معنی که آنها متوجه نمیشوند این اتفاق در حال رخ دادن است.»
او بررسی این موضوع را نیازمند تحقیقات بیشتری دانست و آن را بسیار نگران کننده توصیف کرد.
دادههای اخیر نشان میدهند تا دهم ژانویه ۲۰۲۴ (۲۰ دی ماه سال جاری) حدود ۲/۳ درصد از مردم انگلیس و اسکاتلند برابر با حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر به کووید مبتلا شدند.
این اطلاعات از نظرسنجی زمستانی صورت گرفته در مورد ابتلا به کووید که از سوی دفتر ملی آمار (ONS) و آژانس امنیت بهداشت بریتانیا انجام شده است بهدست آمده و اطلاعات مهمی در مورد نحوه انتشار ویروس ارائه میدهد.
کارشناسان هشدار میدهند با وجود کاهش تعداد مبتلایان نسبت به سالهای گذشته، ممکن است در آینده شاهد موجهای بیشتری از موارد ابتلا به کووید باشیم.
پروفسور استفن گریفین از دانشگاه لیدز در این خصوص به میرور گفت: «ما هنوز در هر سال شاهد موجهای متعدد کووید هستیم زیرا این ویروس هنوز با سرعتی باورنکردنی در حال تکامل است.»
او اشاره کرد که با توجه به ظاهر شدن سویههای جدید ویروس در نتیجه کاهش مصونیت واکسن، بریتانیا در مقابل همهگیری بهطور کامل مصون نیست. به این معنی که بریتانیا همچنان شاهد امواج جدیدی از کووید خواهد بود.
با وجود افزایش موارد ابتلا اما رشد مشابهی در پذیرش بیمارستانها وجود ندارد که عمدتا به لطف موفقیت برنامه واکسیناسیون است.
پویش واکسیناسیون بریتانیا در کاهش مرگ و میر ناشی از کووید بسیار تاثیرگذار بوده است؛ با اینکه برخی افراد هنوز در مورد دریافت واکسن مردد هستند.
دریافت واکسن به خصوص در گروههای خاص در پیشگیری از بیماریهای جدی و کاهش مرگ و میر بسیار موثر است.
میرور در پایان نوشت مبارزه با دیدگاههای ضد واکسن و حصول اطمینان از اینکه تعداد افراد بیشتری از واکسن استفاده کنند، از وظایف مقامات بهداشتی است.
شماری از روزنامهها در ایران به مناسبت دوم فوریه، روز جهانی تالابها، به مشکلات خشکسالی، از بین رفتن آبگیرها و بیتوجهی سازمان محیط زیست و سایر ارگانها به این موضوع پرداختند.
از بین رفتن تالابها پیامدهایی چون فرونشست زمین، تخلیه آبخوانها، تغییرات آبوهوا و برآمدن ریزگردها را به دنبال دارد.
روزنامه شرق روز شنبه ۱۴ بهمن در گزارشی با عنوان دومینوی آثار مخرب، با محمدمسعود تجریشی، رییس اتاق فکر تغییر اقلیم و محیط زیست فرهنگستان علوم درباره وضعیت دریاچه ارومیه گفتوگو کرد و از قول او نوشت که این آبگیر سالهاست تبدیل به دریاچهای فصلی شده است.
تجریشی تاکید کرد در چند سال گذشته حتی پایهایترین آمار دریاچه ارومیه یعنی تراز آن منتشر نمیشود.
تصاویر ماهوارهای نشان میدهند مساحت دریاچه ارومیه از سه هزار و ۱۴۴ کیلومتر مربع در بهمن سال ۱۳۹۸ هر سال به طور مداوم کاهش پیدا کرده و در بهمن امسال به ۱۹۲ کیلومتر مربع رسیده است.
به گفته این استاد دانشگاه، احیای دریاچه ارومیه هنگامی اتفاق میافتد که این دریاچه دوباره دائمی شود و برای این کار باید دستکم سه هزار و ۴۲۶ میلیون مترمکعب آب به آن برسد.
اکنون تنها ۴۰ درصد از این آب مورد نیاز، از ورودی طبیعی روخانهها و بارشهای فصلی تامین میشود.
علی ارواحی، مدیر سابق طرح حفاظت از تالابهای ایران در گفتوگو با پیام ما به تعمیم نیافتن الگوهای موفقی که بهصورت پایلوت عملیاتی شدند در سطح ملی و عملکرد جزیرهای اشاره کرد و هشدار داد تالابهای دائمی به تالابهای فصلی تغییر حالت دادهاند.
به گفته او، برخی تالابها مانند پریشان، بختگان، گاوخونی و کافتر حتی امکان آبگیری فصلی را در برخی سنوات از دست دادهاند: «در شمال ایران، تالابها آسیب بسیاری دیده و دریاچه خزر پسروی کرده است.»
تجریشی با اشاره به طرحهای احیای دریاچه ارومیه گفت که ۳۰ درصد از حقابه مورد نیاز آن باید با صرفهجویی از مصارف آب سطحی کشاورزی حوضه آبریز تامین شود و برای ۳۰ درصد باقیمانده، باید سراغ منابع جدیدی چون پساب تصفیه شده فاضلاب رفت.
همان زمان روزنامه پیام ما در گزارشی نوشت دریاچه برای احیا به ۳/۴ میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد و وعدههای مسوولان روی دو میلیارد مترمکعب است و همین تفاوت، باعث شده راهکار مالچپاشی در برخی پهنهها و آبرسانی در بقیه مناطق مدنظر قرار گیرد تا جلوی ریزگردها گرفته شود.
پیش از این علی علیزاده، رییس هیات مدیره کانون وکلای دادگستری استان آذربایجان غربی از اعلام جرم این کانون علیه مسببان خشک شدن دریاچه ارومیه خبر داده بود.
به گفته او، اتهامهای مطرح شده شامل ترک فعل، سهلانگاری، تخریب منابع آبی، عدم تخصیص حقابه، برداشتهای غیرمجاز، حفر چاههای غیرمجاز، توسعه کشاورزی سنتی و اجرا نکردن طرحهای مدرن کشاورزی منطبق با تغییرات اقلیمی است
پیامدهای خشک شدن دریاچه ارومیه و دیگر تالابها
در سالهای اخیر گزارشها و هشدارهایی درباره تبعات خشک شدن دریاچه ارومیه، ایجاد بستری برای توفان و وقوع ریزگرد در منطقه منتشر شده است. موضوعی که تجریشی هم به آن اشاره کرد و گفت چون بستر دریاچه ارومیه نمکی است، نگرانیها چندین برابر میشود.
او تاکید کرد: «در توفانهای غبار و نمک، با یک معضل پیچیده چندبعدی و دارای آثار مخرب متعدد زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو هستیم. آثاری که فقط محدود به نواحی پیرامونی دریاچه نخواهد شد و میتواند چندین استان کشور را با چالشهای جدی مواجه کند.»
ارواحی نیز به تبعات خشک شدن تالابها پرداخت و هشدار داد: «تمام تالابهای ایران در حال حاضر آسیبپذیرند، هر چند از لحاظ فیزیکی بهنظر سالم بیایند. شرایط پایداری بهشدت در این تالابها کمرنگ است.»
به گفته ارواحی، دریاچه ارومیه، تالاب هامون، بختگان، گاوخونی، هورالعظیم، شادگان، انزلی و حتی میانکاله به دلیل اکوسیستم تالابی وسیعی که دارند، جوامع بیشتری را تحت تاثیر قرار میدهند.
او از فرونشست، تخلیه آبخوانها، از بین رفتن تعدیل هوا و ریزگردها بهعنوان مشکلاتی نام برد که بر اثر خشک شدن این تالابها ایجاد میشوند.
این کارشناس تاکید کرد: «وقتی حقابه تخصیص داده نمیشود، آبخوان منطقه تخلیه میشود اما بیتوجه به این نکته، میبینیم که حقابه تالابها اختصاص داده نمیشود.»
در یک دهه گذشته بهاستثنای بازه زمانی سالهای ۹۷ و ۹۸ که ترسالی بود، غالب تالابها با مشکل تخصیص حقابه و خشکی روبهرو بودهاند.
طرح ناکام حفاظت از تالابهای ایران
طرح حفاظت از تالابهای ایران ۱۸ سال قبل در همکاری بین سازمان حفاظت محیط زیست ایران، صندوق تسهیلات محیط زیست جهانی(GEF) و برنامه توسعه ملل متحد(UNDP) کار خود را شروع کرد اما با گذشت دو دهه، از سرنوشت آن یا توقفش اطلاعی در دست نیست.
طرح حفاظت از تالابهای ایران در شروع فعالیت، بحث استقرار مدیریت زیستبومی در سه دریاچه پریشان، شادگان و ارومیه را با کمک بخش دولتی پیاده کرد، این تجربه را به یک مدل بدل کرد و به دولت داد تا در تالابهای دیگر تعمیم پیدا کند.
این برنامههای زیستبومی برای بیش از ۴۰ تالاب کشور تهیه شده اما به گفته ارواحی در اجرا ناکام مانده است.
به گفته او، سندی که برای همکاری با ژاپن د فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ برای تثبیت دستاوردهای دریاچه ارومیه و تعمیم آن به تالاب شادگان و دریاچه بختگان تعریف شده بود، پایان یافته و ادامه آن مستلزم جذب اعتبارات جدید است.
اعتراضها به خشک شدن دریاچه ارومیه و دیگر تالابها در شرایطی است که مقامهای جمهوری اسلامی این اتفاق را «امری عادی» در جهان خوانده و در مورد احیای آنها به امیدواری برای «بارش باران در پاییز» بسنده میکنند.
بر اساس گزارش اخیر اطلس بحران آب جهانی، ایران یکی از بدترین کشورها در زمینه آبی است بهطوری که سطح آبهای زیرزمینی به شدت افت کرده و با خشک شدن دریاچهها و رودخانههای اصلی، به خشکسالی کامل نزدیک شده است.
روز شنبه ۱۴ بهمن تعدادی از خانوادههای جانباختگان پرواز پیاس۷۵۲ در اعتراض به سفر ندا الناشف، معاون کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد به ایران، در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران تجمع کردند. نیروهای انتظامی و امنیتی پس از شکلگیری این تجمع حاضران را با تهدید متفرق کردند.
صفحه اینستاگرام انجمن خانوادههای جانباختگان پرواز پیاس۷۵۲ با انتشار تصاویری از این تجمع خبر داد نیروی انتظامی و پلیس با موتور و ماشین به تعداد زیاد در محل حضور داشتند و با تهدید، جمع خانوادهها را متفرق کردند.
بر اساس این گزارش، برخورد نیروهای امنیتی اهانتآمیز و شدید بوده و آماده هر گونه برخورد و عکسالعمل خشنتر بودهاند.
انجمن خانوادههای جانباختگان پرواز پیاس۷۵۲ در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار تصاویری از چهار پلاکارد اعتراضی، روایت یکی از «مادران پرواز» را که در این تجمع حاضر شده بود، منتشر کرد.
این مادر دادخواه با بیان اینکه مقابل دفتر سازمان ملل تنها توانسته یکی از پلاکاردها را نشان دهد، گفت: «خیلی تحت فشار بودیم و نمیگذاشتند نوشتهای نشان بدهیم یا فیلم بگیریم. شرایط اصلا خوب نبود و مرتب با آنها درگیری لفظی و کمی هم فیزیکی داشتیم. جایی یک پلیس جوان به یکی از پدران که خیلی عصبانی بود دستدرازی کرد که من هم به او تهاجم کردم و گفتم جرات داری به خانوادهها دست بزن.»
در ادامه این روایت آمده است که یکی از مادران دادخواه در پاسخ به ماموران امنیتی که به خانوادههای دادخواه گفتهاند تجمعشان غیر قانونی است و باید به خانههایشان بروند، گفته است: «خانه ما ایران است و ما حقوق شهروندی خودمان را میخواهیم.»
روز سهشنبه ۱۰ بهمن، جمعی از خانوادههای جانباختگان پرواز پیاس۷۵۲ با انتشار بیانیهای به سفر ناشف به ایران واکنش نشان دادند.
در این بیانیه خطاب به این مقام سازمان ملل آمده است: «وقتی برای رضایت مسوولان جمهوری اسلامی روسری بر سر میگذارید، یادتان باشد دهها زن در مبارزه با حجاب اجباری کشته شدند و دهها مرد که به همراهی از زنان ایران برخاسته بودند، در چنگ جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند.»
این بیانیه از ناشف خواست در سفر به ایران با خانوادههای اعدامشدگان و آسیبدیدگان در اعتراضات دیدار کند.
امضا کنندگان این بیانیه در پایان خطاب به معاون کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشتند: «ما میدانیم شما را به دیدار آسیبدیدگان نخواهند برد و شما به ابزاری برای مشروعیت دادن به یک حکومت جنایتکار مبدل خواهید شد. در وقت عکس یادگاری گرفتن با مقامهای جمهوری اسلامی به یاد داشته باشید ما مردم ایران مماشاتکنندگان با مافیای جمهوری اسلامی را نه میبخشیم نه فراموش میکنیم.»
روز شنبه هفتم بهمن گزارشهایی درباره سفر معاون کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد طی روزهای ۱۴ تا ۱۶ بهمن به ایران منتشر شد.
گفته شد او برای بررسی موضوعات حقوق بشری در زمینه اعدام و حقوق زنان به تهران سفر میکند.
به دنیال انتشار این خبر، نهادهای حقوق بشری با انتشار نامهها و بیانیههای مختلف، ضمن ابراز نگرانی از انجام این سفر، خواهان لغو یا تعویق آن شدند.
دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد روز جمعه ۱۳ بهمن در پاسخ به ایراناینترنشنال درباره نگرانیها از این سفر به ایران نوشت که تعامل مستقیم در سطح بالا با مقامات و نهادهای دولتی ایران و بسیاری از کشورها ابزار بسیار مهمی برای دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد است.
در پاسخ دفتر حقوق بشر سازمان ملل آمده است: «هدف از این دیدار خاص، بحث درباره مسایل مهم حقوق بشری از جمله مجازات اعدام، حقوق زنان و تعهدات ایران بر اساس قوانین بینالمللی حقوق بشر به عنوان کشور عضو تعدادی از معاهدات، با تکیه بر تعهدات و گزارشهای قبلی دفتر ما است.»
بر این اساس، انجام ماموریت کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل مستلزم دیدار و گفتوگو با همکاران دولتها، از جمله مقامهای قضایی و شرکای سازمان ملل است.
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل تاکید کرد: «این دیدار در ابتدا برای سال ۲۰۲۰ برنامه ریزی شده بود که به دلیل برخی عوامل از جمله همهگیری کرونا و دیگر محدودیتها در هر دو طرف به تعویق افتاد.»
روزنامه هممیهن روز شنبه ۱۴ بهمن در گزارشی میدانی به تجویزهای سرسری و بیدقت برخی پزشکان، برخوردهای تحقیرآمیز بعضی دکترها و پرستارها با بیماران در مراکز درمانی دولتی و نیمه دولتی، خالی شدن بیمارستانها از کادر باتجربه و متخصص و سرگردانی بیماران پرداخت.
هممیهن چند روایت از مشاهدات سه ماهه خود از تعدادی بیمارستان، درمانگاه دولتی و نیمهدولتی تهران و مطب چند پزشک منتشر کرد که حاکی از توهین، نادیدهانگاری و تحقیر بیماران در پروسه پیگیری درمان آنان است.
سرپرستار یکی از بیمارستانهای قدیمی و بزرگ جنوب تهران که نامش در گزارش نیامده، بخشی از مشکل را در این زمینه به خالی شدن بیمارستانها از پرستاران باسابقه و جایگزین شدن فارغالتحصیلان جدید و بیتجربه نسبت داد که باعث سر در گم شدن بیماران میشود.
به گفته او، پرستارها یا تازه از دانشگاه آمدهاند و تجربه کافی ندارند یا وقتی بهدلیل نیاز به بخش دیگری منتقل میشوند، نمیدانند باید چه کنند و یادگیری آنان زمان میخواهد.
سرپرستار این بیمارستان تاکید کرد تعدادی از پرستاران قدیمی بازنشسته شدهاند و بیشترشان مهاجرت کردهاند و مراکز درمانی مجبورند فعلا با این وضعیت کمبود نیروی متخصص ادامه دهند.
مهاجرت پرستاران در سالهای گذشته به دغدغهای مهم و جدی در فضای درمانی ایران تبدیل شده است.
محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار اواخر آبان سال جاری از کمبود جدی پرستار خبر داد و گفت: «به جرات میگویم بیماران به دلیل کمبود پرستار جان خود را از دست میدهند.»
به گفته او، سالانه بیش از سه هزار پرستار از کشور مهاجرت میکنند اما وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حتی به اندازه همین آمار به کادر درمان اضافه نمیکند.
شریفی مقدم در سالهای گذشته بارها این دغدغه را مطرح کرده و درباره بحران کمبود پرستار در بیمارستانها هشدار داده است.
هممیهن در نمونهای دیگر سراغ بخش مردان سیسییو قلب بیمارستانی در جنوب غربی تهران رفته که بر اثر بارش باران، آب لولهکشی و آشامیدنی ساختمان به مدت بیش از یک هفته آمیخته به گِل و لای شده است.
این روزنامه در ادامه به نبود تجهیزات در بیمارستانها و به ویژه از کار افتادن دستگاه امآرآی شماری از مراکز درمانی اشاره کرده است.
همراه یک بیمار گفت که طولانی بودن پروسه وقتدهی و آماده شدن جواب امآرآی باعث میشود نصف سال برای این تصویربرداری زمان صرف شود در حالی که بیمارش در آیسییو بستری و حالش نامساعد است.
بیمار دیگری با اشاره به تجربه خانوادهاش برای پیدا کردن مرکزی که امآرآی را به جای چند ماه بعد، چند روز بعد انجام دهد، گفت: «در نهایت یکی از پرستاران بخشی که در آن بستری بودم با یک تلفن برای دو روز بعد هماهنگ کرد. نمیدانستیم که این کار جزو وظایف بیمارستان است. آنها هم چیزی نمیگفتند.»
او ادامه داد: «یک عمر پول بیمه پرداختیم و حالا باید از آن استفاده کنیم اما هم باید درد تحمل کنیم، هم التماس کنیم و حرص بخوریم تا شاید کارمان راه بیفتد .... نمیدانم به چه گناهی برای تکتک کارهای درمان تحقیر میشویم.»
ویزیتهای سرسری و بیمعاینه و سوال نکردن از بیمار در مطبها، بخشی دیگر از این گزارش است.
در این گزارش به نقل از زنی ۴۲ ساله آمده است: «تشدید بیاخلاقی را به مهاجرت گسترده صنف پزشکان و کادر درمان نسبت میدهند اما نگاه بالا به پایین و کالایی به بیمار و نادیده گرفتن انسانیت و شخصیت بیمار، بیربطترین موضوع به این مساله است.»
او در شرح دقایقی که در اتاق پزشک گذرانده است گفت: «نه معاینه کرد، نه حرف زد و نه چیزی پرسید. فقط نسخه نوشت.»
افشای پرونده پزشکی بیماران برای سایرین، جعل عنوان پزشکی، تجویز جراحی بیدلیل در مورد بیماریهای ساده به منظور گرفتن دستمزد بالا و رفتار پرخاشگرانه و ناشایست در درمانگاهها و بیمارستانها از دیگر مورادی هستند که این گزارش به آنها اشاره کرده است.
انتقادها به پزشکان، پرستاران و کادر درمان در حالی بالا گرفته است که بعضی پزشکان ضمن قبول مشکلات موجود، سیستم و وضعیت کلی حاکم بر کشور را دلیل اصلی معضلات میدانند و تاکید میکنند با وجود شرایط دشوار فعلی بسیاری از اعضای کادرهای درمان فراتر از توانشان برای حل مشکلات بیماران مایه میگذارند.