قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام علیسینا مصطفوی در کرمان خبر داد
عکسی از علیسینا مصطفوی که در روزهای اخیر در رسانههای اجتماعی منتشر شد.
خبرگزاری وابسته به قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام علیسینا مصطفوی به اتهام «اقدام مسلحانه» در کرمان خبر داد. ساعاتی پیش از اجرای حکم، حساب «ارتباط شاهزاده رضا پهلوی» درباره خطر اعدام این کوهنورد هشدار داده و تاکید کرده بود حکم او بر پایه اعترافات اجباری زیر شکنجه صادر شده است.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، مصطفوی را «تروریست مسلح» و وابسته به «جریان سلطنتطلب» معرفی کرد و مدعی شد او در جریان جنگی که این خبرگزاری از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد کرده، در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، آمریکا و اسرائیل «دست به اقدام مسلحانه» زده است.
بر اساس روایت این خبرگزاری حکومتی از پرونده، مصطفوی چهارم فروردین ۱۴۰۵ در میدان آزادی کرمان تیراندازی کرده و باعث مجروح شدن یک شهروند و یک دختربچه شده است.
میزان همچنین او را متهم کرد اول اردیبهشت به سوی سربازان وظیفه و خودروهای عبوری تیراندازی کرده و شماری از شهروندان را زخمی کرده است.
این خبرگزاری همچنین مدعی شد مصطفوی در وقایع دیماه، که میزان آن را «کودتای دی» نامیده، فعال بوده و برای شبکههای خارج از کشور فیلم و عکس فرستاده است.
تصویربرداری از محل اصابت پرتابهها در جریان جنگ و ارسال این تصاویر به رسانهها، از دیگر مواردی است که در روایت میزان به او نسبت داده شده است.
میزان با استناد به آنچه «مستندات کشفشده از تلفن همراه» مصطفوی خوانده، نوشت او در پیامهایی به شبکههای فارسیزبان، برای انجام عملیات در فرودگاه کرمان اعلام آمادگی کرده بود.
در گزارش این خبرگزاری، دفاعیات مصطفوی یا وکیل او و شواهد قابل بررسی مستقل درباره این اتهامها درج نشده است.
ساعاتی پیش از اعلام اجرای این حکم، منابع حقوق بشری از انتقال مصطفوی به سلول انفرادی زندان کرمان خبر داده بودند.
بنا بر اطلاعات منتشر شده، مصطفوی کوهنورد حرفهای، متولد ۱۳۶۶ و اهل بم معرفی شده است.
بر پایه گزارشهای منتشر شده، او بامداد پنجم اردیبهشت ۱۴۰۵ در منزلش بازداشت شد و هنگام بازداشت مورد ضربوجرح قرار گرفت.
شعبه اول دادگاه انقلاب کرمان به ریاست قاضی هادی آقایی او را به اعدام محکوم کرد و شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی ذبیحی، ششم مهر حکم را تایید کرد.
اتهامهای اعلامشده «محاربه»، «اقدام علیه امنیت کشور» و «تجمع و تبانی» است.
حساب «ارتباط شاهزاده رضا پهلوی» در شبکههای اجتماعی ساعاتی پیش از اجرای اعدام، از انتقال مصطفوی به انفرادی و احضار خانوادهاش برای آخرین ملاقات خبر داده بود.
این حساب او را زندانی سیاسی و ورزشکار خواند و با تاکید بر اخذ اعترافات اجباری زیر شکنجه و برگزاری «دادگاه نمایشی»، خواستار تلاش برای نجات جان او شد.
جمهوری اسلامی تاکنون تعدادی از معترضان بازداشتشده در جریان خیزش دیماه سال گذشته را اعدام کرده که علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از جمله آخرین موارد بودند.
بنابر گزارشهای منتشر شده حکم اعدام سپاهی و رئیسی سحرگاه ۱۳ مهر در زندان مرکزی اصفهان، معروف به زندان دستگرد، اجرا شد.
موج تازه اعدامها در ایران واکنشهای بینالمللی در پیداشته است.
سازمان عفو بینالملل ۲۱ مهر ضمن هشدار درباره ادامه اعدامها در ایران، خواستار افزایش فشارهای دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی برای توقف اعدامها و ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ایران به دیوان کیفری بینالمللی شد.
پیش از این، ۴۶ کشور در شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز در بیانیهای تداوم و تشدید اعدامها در ایران، بهویژه اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه را محکوم کردند.
این کشورها با اشاره به اعدام دستکم ۳۱ معترض، از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند اجرای مجازات اعدام را بیدرنگ متوقف کنند.
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه در بیانیهای اجرای احکام شلاق برای بیش از ۱۰ کارگر اخراجی شرکت پتروپارس هویزه در استان خوزستان را محکوم کرد، و خواستار «پایان فوری این ستم مصاعف، محاکمه صادرکنندگان این حکم و عذرخواهی علنی از کارگران آسیبدیده» شد.
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه سهشنبه ۲۱ مهر در بیانیه خود نوشت: «کارگر را به جرم اعتراض به گرسنگی و فقر شلاق میزنند؛ دستمزدهای ناچیز و ناچیزتر از هزینههای زندگی را بر او تحمیل میکنند و فریاد حقطلبیاش را با گلوله، زندان، شکنجه و اخراج پاسخ میدهند. حق تشکلیابی مستقل کارگران را سرکوب میکنند و سفرههای خالی خانوادههای کارگری را به گروگان میگیرند؛ اما در هیاهوی رسانهای، دم از دفاع از محرومان و ستمدیدگان جهان میزنند.»
پیشتر سازمان حقوق بشری کارون ۱۷مهر گزارش داده بود احکام شلاق بیش از ۱۰ کارگر متخصص و بومی عرب شرکت پتروپارس که به اخراج، تمدید نشدن قراردادهای کاری و جایگزینی با نیروهای غیربومی اعتراض کرده بودند، اجرا شده است.
سندیکا تاکید کرد: «نمیتوان با یک دست نان را از سفره مردم گرفت و با دست دیگر، ادعای دفاع از آنان را کرد.»
این تشکل کارگری با تاکید بر اینکه «ما زندگی در فقر و فلاکت، ستم و استثمار را نمیپذیریم»، نوشت: «برخورداری از دستمزد شایسته و مناسب، امنیت شغلی، آزادی، رفاه و کرامت انسانی، حق مسلم همه کارگران و زحمتکشان است؛ حقوقی که هیچ قدرتی نباید آنها را پایمال کند.»
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه افزود: «تنها با اتحاد و همبستگی میتوان در برابر ستم ایستاد و برای دستیابی به زندگی شایسته مبارزه کرد.»
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در پایان بیانیه نوشت: «حرمت و کرامت کارگر خریدنی نیست؛ حقطلبی جرم نیست و اعتراض به گرسنگی سزاوار شلاق و سرکوب نیست.»
تا کنون چند تشکل کارگری و بازنشستگان اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاق برای کارگران اخراجی پتروپارس را محکوم کردهاند.
از جمله شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت و شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت (ارکان ثالث) در یک بیانیه مشترک در ۱۹ مهر اجرای حکم شلاق را «گستاخی بیشرمانه» و «وحشیگری و بیشرمی» خواندند.
گروه اتحاد بازنشستگان هم روز سهشنبه ۲۱ مهر نوشت: «۷۴ ضربه شلاق برای اعتراض؟ برای مطالبه بازگشت به کار؟ برای آنکه کارگری جرات کرده است در برابر تصمیم کارفرما سکوت نکند؟ و در کنار این شلاقها، جریمهای ۲۰ میلیون تومانی، گویی بیکاری و محرومیت از نان کافی نبوده و باید هزینه اعتراض به آن را نیز از کارگر گرفت.»
این تشکل صنفی اشاره کرد: «این حکم، چهره عریان نظامی است که در برابر بیکاری و بیعدالتی از کارگر حمایت نمیکند، اما اعتراض او را با شلاق و جریمه پاسخ میدهد. کارگر از نان و شغل محروم میشود و سپس برای اعتراض به محرومیتش مجازات میشود؛ درحالیکه کارفرمایانِ مسئول این وضعیت در برابر کدام محکمه پاسخگو هستند؟»
گروه اتحاد بازنشستگان همچنین نوشت: «این حکم، تلاشی برای ارعاب کارگران و خاموش کردن صدای اعتراض است؛ اما شلاق و زندان نمیتواند حق کار، حق اعتراض و حق زیستن در رفاه را از میان ببرد.»
تاکنون مقامهای قضایی جمهوری اسلامی در قبال این موضوع سکوت کردهاند.
در همین حال، سایت «کولبرنیوز» در مورد صدور حکم ۷۴ ضربه شلاق و جریمه ۲۰۰ میلیون ریالی برای هر یک از کارگران نوشت که این حکم را نباید یک پرونده قضایی دید، و تاکید کرد: «باید با نام واقعی آن، انتقام طبقاتی، از آن یاد کرد. کارگری که کارش را از او گرفتهاند و حق اعتراض به همین بیحقی را هم ندارد، باید ضربههای تازیانه را بر پشتش تحمل کند تا دیگران حساب کار دستشان بیاید.»
کولبرنیوز نوشت که پتروپارس حادثهای منحصربهفرد نیست و در این مورد به صدور احکام شلاق برای ۱۷ کارگر معدن طلای آقدره، و همچنین یک سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و یک ماه بیگاری برای ۴۲ کارگر شرکت آذراب اراک اشاره کرد.
این سایت اضافه کرد: نزدیکان کارگران معدن طلای آقدره گفتهاند دستگاه قضایی از زندان و جریمه نقدی گذشته بود، اما بر یک چیز پافشاری میکرد: شلاق، آن هم جلوی چشم دیگر کارگران. هدف روشن بود، برپا کردن نمایشی از تحقیر؛ «درس عبرتی» برای هر کسی که بخواهد سرش را بالا بگیرد.
در سالیان اخیر، برخوردهای امنیتی و قضایی با کارگران و دیگر مزدبگیران تشدید شده است و این در شرایطی است که فعالان و تشکلهای کارگری و صنفی همچنان تحت اینگونه فشارها قرار دارند.
سازمان عفو بینالملل ضمن هشدار درباره ادامه اعدامها در ایران، خواستار افزایش فشارهای دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی برای توقف اعدامها و ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ایران به دیوان کیفری بینالمللی شد.
این سازمان سهشنبه ۲۱ مهر در بیانیهای اعلام کرد پنج نفر از محکومان پروندههای مرتبط با خیزش دیماه، در فاصله هشتم تا ۱۳ مهر پس از «محاکمههایی بهشدت ناعادلانه و همراه با شکنجه» اعدام شدند.
بر اساس بیانیه عفو بینالملل، جمهوری اسلامی تاکنون دستکم ۳۴ نفر را در ارتباط با خیزش دیماه اعدام کرده و دهها نفر دیگر، از جمله مخالفان حکومت و معترضان، همچنان در معرض خطر اعدام با انگیزههای سیاسی قرار دارند.
دیانا الطحاوی، معاون مدیر منطقهای عفو بینالملل در امور خاورمیانه و شمال آفریقا، هشدار داد مقامهای جمهوری اسلامی با استناد به «شرایط جنگی» و تهدیدهای امنیت ملی، سرکوب را تشدید کردهاند.
او تاکید کرد این وضعیت ضرورت اعمال فشار دیپلماتیک هماهنگ بر جمهوری اسلامی برای توقف تمامی اعدامهای برنامهریزیشده را دوچندان کرده است.
الطحاوی با اشاره به «مصونیت ساختاری» مقامهای جمهوری اسلامی از مجازات، خواستار ارجاع پرونده ایران به دیوان کیفری بینالمللی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و ایجاد سازوکاری بینالمللی برای رسیدگی کیفری به این جرائم از طریق مجمع عمومی سازمان ملل شد.
حکومت ایران در ماههای اخیر موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای احکام اعدام به راه انداخته است.
جینا رومرو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی تجمعات مسالمتآمیز و تشکل، پیشتر خواستار توقف اعدامها در ایران و تضمین نظارت مستقل بر وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام شد.
او اعلام کرد ۲۱ مهر در همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا زده است.
الطحاوی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت اعدام خودسرانه پنج جوان در کمتر از یک هفته بار دیگر نشان میدهد حکومت ایران از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان استفاده میکند.
او افزود مقامهای جمهوری اسلامی میکوشند «هزینه اعتراض را چنان بالا ببرند که مردم از ترس وادار به سکوت شوند و از شکلگیری خیزشهای گسترده جدید علیه حکومت سرکوبگری که دههها بر سر کار است، جلوگیری به عمل آید».
الطحاوی همچنین به تکرار الگویی از نقض حقوق متهمان در پروندههای مرتبط با اعتراضات اشاره کرد؛ از جمله محرومیت از دسترسی به وکیل در جریان بازجویی، بیاعتنایی حکومت به گزارشهای شکنجه، متهم کردن بازداشتشدگان به مشارکت در کشتن نیروهای امنیتی، استفاده از اعترافات اجباری بهعنوان مدرک و محاکمه در دادگاههای انقلاب که اساسا فاقد دادرسی عادلانه هستند.
این مقام عفو بینالملل تاکید کرد چنین روندهایی «عدالت را به سخره میگیرند» و بیاعتنایی کامل جمهوری اسلامی به حق حیات را آشکار میکنند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ۱۷ مهر در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام اعلام کرد طی یک سال گذشته، ۲۰۰۳ نفر در ایران اعدام شدند که دستکم ۶۹ نفر از آنان با اتهامهای سیاسی و امنیتی روبهرو بودند.
عفو بینالملل در بیانیه خود بهطور ویژه به پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان پرداخت که رئیسی و سپاهی از متهمان آن بودند.
بر اساس این بیانیه، رئیسی و سپاهی پس از محاکمهای «بهشدت ناعادلانه» به اعدام محکوم شدند و «اعترافات اجباری» آنان پیش از برگزاری دادگاه، از رسانههای حکومتی پخش شده بود.
عفو بینالملل اعلام کرد ماموران در دوران بازداشت سپاهی را تحت شکنجه و دیگر بدرفتاریها قرار داده بودند؛ از جمله نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، ضربوشتم و وارد کردن شوک الکتریکی.
با اعدام سپاهی و رئیسی، شمار اعدامشدگان پرونده میدان علیخانی اصفهان به هفت نفر رسید.
عفو بینالملل همچنین به پرونده سه معترض دیگر که در روزهای اخیر اعدام شدند، اشاره کرد و نوشت اعترافات اجباری جمشیدی، نیکاندیش و همتی نیز از رسانههای حکومتی پخش شده و مبنای صدور احکام اعدام آنان قرار گرفته بود.
عفو بینالملل به نقل از سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد مجید نیکاندیش در دوران بازداشت تحت شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته بود.
به گفته این نهاد حقوق بشری، ماموران نیکاندیش را برای مدتی طولانی در سلول انفرادی نگه داشته و از دستهایش آویزان کرده بودند؛ شکنجهای که به دررفتگی شانه و شکستگی فک او منجر شد.
چهار سال پس از کشتهشدن مهسا ژینا امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، سازمان عفو بینالملل در گزارشی تفصیلی اعلام کرد عاملان سرکوب اعتراضهای ۱۴۰۱ از پاسخگویی قضایی مصون ماندهاند. مصونیتی که به ارزیابی این سازمان، عامدانه در ساختار حقوقی و قضایی جمهوری اسلامی ایجاد شده است.
عفو بینالملل در بررسی مصونیت عاملان سرکوب، چهار محور اصلی را برشمرده است: انکار کشتار در اظهارات مقامهای حکومتی، مجاز بودن شلیک به معترضان بر اساس قوانین، دادگاهها و دادرسیهای غیرعادلانه و تشکیل کمیته حکومتی برای پیگیری اعتراضها.
عفو بینالملل با بررسی اظهارات مقامها و رسانههای حکومتی، شش روایت سازمانیافته برای انکار کشتار معترضان را شناسایی کرده است: از مقصر دانستن معترضان و نسبت دادن قتلها به عوامل ناشناس تا اعلام بیماری، خودکشی یا تصادف به عنوان علت مرگ.
بر اساس این گزارش، نهادهای حکومتی خانوادههای شماری از کشتهشدگان را تحت فشار قرار دادند تا روایتهای مورد نظر حکومت را بهطور علنی تایید کنند.
به گفته عفو بینالملل، در پرونده زنان و دختران کشتهشده، مقامها برای ارائه این روایتها با سرعت بیشتری عمل کردند تا مانع تبدیل شدن آنها به نماد اعتراضات شوند.
همزمان با انتشار این روایتها، رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح گفته بود نرخ جرم در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «پایینترین میزان در جهان» است.
عفو بینالملل حمایت مقامهای عالی قضایی از نیروهای درگیر در سرکوب را نشانه نقض اصل بیطرفی دستگاه قضایی دانسته است.
حلقه دوم؛ قانون بهکارگیری سلاح
به گفته عفو بینالملل قوانین جمهوری اسلامی از پیش زمینه استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان را فراهم کردهاند و تجمعهای اعتراضی میتوانند غیرقانونی تلقی شوند.
بر اساس این گزارش، قانون بهکارگیری سلاح علیه تجمعی که حکومت آن را غیرقانونی تشخیص دهد، امکان شلیک را فراهم میکند و اگر تجمع مسلحانه تشخیص داده شود، حتی صدور مجوز برای شلیک نیز ضروری نیست.
عفو بینالملل تاکید کرده است بر اساس قوانین جاری، ماموری که در چارچوب این مقررات به سوی معترضان شلیک کند ممکن است مسئولیتی برای پرداخت دیه نداشته باشد و دیه از سوی حکومت پرداخت شود.
در مقابل، خودداری مامور از استفاده از سلاح در شرایط تعیینشده در قانون میتواند برای او مسئولیت کیفری و مجازات به همراه داشته باشد.
حلقه سوم؛ دادگاه نظامی
به گفته عفو بینالملل، رسیدگی به پروندههای مربوط به کشتار معترضان در دادگاههای نظامی باعث میشود روند بررسی این پروندهها در ساختار نیروهای مسلح باقی بماند.
بر اساس این گزارش، دستکم نیمی از قضات سازمان قضایی نیروهای مسلح از کارکنان همین سازمان هستند.
به گفته این سازمان، در چنین پروندههایی ابتدا کمیتهای داخلی درباره قانونی بودن شلیک نیروها اظهارنظر میکند و سپس دادگاه نظامی میتواند همان گزارش را مبنای تصمیم خود قرار دهد.
عفو بینالملل ۱۰ پرونده قضایی در هشت استان را بررسی کرده است. چهار پرونده به دلیل آنچه نبود مدرک اعلام شده، بسته شدند. یکی از آنها پرونده عبدالله محمودپور، نوجوان ۱۶ ساله، بوده است که به گفته این سازمان، بازپرس نظر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را درباره «اغتشاشگر» بودن او، پذیرفت.
در دو پرونده دیگر، شلیک نیروها تایید شد، اما عاملان به پرداخت دیه محکوم شدند.
در پرونده مهدی ببرنژاد نیز دادگاه تجدیدنظر در نهایت به پرداخت ۳۰ درصد دیه رای داد.
چهار پرونده دیگر به صدور حکم محکومیت منجر شدند؛ احکامی که عفو بینالملل آنها را نمونهای از مصونیت نیروهای درگیر در سرکوب دانسته است.
محمد جامهبزرگ در خانه خود بر اثر اصابت ساچمه کشته شد و عامل قتل که عضو بسیج بود، ابتدا به قصاص محکوم شد.
بر اساس گزارش عفو بینالملل، پس از درخواست فرمانده سپاه پاسداران، رییس قوه قضاییه قتل را غیرعمد تشخیص داد و حکم عامل قتل به سه سال زندان کاهش یافت.
حکم قصاص عامل قتل سپهر بیرانوند نیز دو بار در دیوان عالی کشور نقض شد و در نهایت به ۱۰ ماه زندان کاهش یافت.
در پرونده جمعه خونین زاهدان نیز ۲۶ متهم ردهپایین محکوم شدند، اما هیچ فرماندهای مجازات نشد.
عفو بینالملل تاکید کرده است الگوی رسیدگی قضایی در این پروندهها شامل نقض احکام، تخفیف اتهامها و جایگزینی مجازات با پرداخت دیه بوده است.
حلقه چهارم؛ کمیته نمایشی
دو روز پیش از رای سازمان ملل به تشکیل هیات حقیقتیاب درباره سرکوب اعتراضات، احمد وحیدی، وزیر کشور وقت، از تشکیل کمیته تحقیق خبر داد.
ابراهیم رئیسی، رییس دولت وقت، نیز کمیته ویژهای تشکیل داد و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، فعالیت این کمیته را تمدید کرد.
جمهوری اسلامی تشکیل این کمیته را دلیلی برای خودداری از همکاری با هیات حقیقتیاب سازمان ملل اعلام کرد.
به گفته عفو بینالملل، از گزارش ۱۱۰ صفحهای این کمیته، تنها نیم صفحه به کشتهشدگان اختصاص یافته و بخشهایی از گزارش نیز عینا از گزارش نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی گرفته شده است.
این سازمان حقوق بشری در جمعبندی گزارش خود تاکید کرده است خودداری از مجازات عاملان سرکوب در ایران عامدانه است و بدون اصلاحات اساسی در ساختار و نظام حقوقی جمهوری اسلامی، امکان اجرای عدالت وجود نخواهد داشت.
با گذشت نزدیک به یک ماه از آغاز سال تحصیلی، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که مسئولان برخی مدارس برای کنترل دانشآموزان و معلمان، دوربینهای مداربسته در کلاسهای درس نصب کردهاند.
برخی دانشآموزان از ضبط صدا و شنود در کلاسهای درس خبر دادهاند. همزمان، پیامهای دیگری از تفتیش کیف و وسایل شخصی، بازرسی بدنی، کنترل پوشش و گزارش دادن صحبتهای دانشآموزان حکایت دارند.
چشم سوم در کلاس درس
روایتهای رسیده از شهرهای مختلف ایران نشان میدهند در برخی مدارس، کنترل دانشآموزان ابعاد گستردهتری پیدا کرده است.
مخاطبی از مدرسه شاملو در تهران نوشت: «درون کلاسهای درسی دوربین مداربسته نصب کردهاند. کلاس درس حریم معلم و دانشآموز است. چرا باید دوربین داشته باشد؟ غیر از این است که میخواهند صحبتهای بین معلم و بچهها را شنود کنند؟»
یک محصل هم از جو امنیتی شدید در مدارس منطقه هشت (نارمک و تهرانپارس) خبر داد و گفت: «علنا دانشآموزها را تهدید میکنند که در کلاسها دوربین مداربسته کار گذاشتهایم.»
محصلی از مدرسه ثنا در قزوین طی پیامی به ایراناینترنشنال نوشت نه تنها در حیاط مدرسه، بلکه در هر کلاس دوربینهای مداربسته با شنود کار گذاشتهاند و رفتوآمد دانشآموزان را رصد میکنند.
برخی دانشآموزان ساکن تربتجام هم ضمن تایید خبر نصب دوربینهای مداربسته در کلاسها، اعلام کردند حتی صدایشان هم شنود میشود و شاگردان هیچ حریمی ندارند.
به گفته او، به همین منظور در دفتر مدیریت این مدرسه نیز یک تلویزیون ۷۰ اینچی قرار دارد.
دانشآموزی از رباطکریم هم گفت مدرسهشان تا ساختمان اطلاعات این شهر فاصله بسیار کمی دارد و دوربینهای نظارتی آن به سمت کلاسهای درسیشان تنظیم شده است.
دانشآموزی از هشتگرد با اشاره به تشدید فضای کنترل مدارس گفت: «اینجا شرایط بسیار وحشتناک است، به نحوی که مدیران مدارس دانشآموزان را به ماموران امنیتی لو میدهند.»
مخاطب دیگری از بروجرد، ضمن اشاره به جو امنیتی در مدارس این شهر گفت در هر کلاس دو دوربین مداربسته کار گذاشتند.
نصب دو دوربین در شرایطی است که به گفته او، مدرسهشان سیستم گرمایش و سرمایش مناسبی ندارد.
دانشآموزان همچنین از نصب دوربین در مدرسه «شهید کریمی» در رشت خبر دادهاند.
ایراناینترنشنال چهارم مهر گزارش داد در جلسهای برای معلمان مدرسهای در استان بوشهر، از آموزگاران خواسته شده هرگونه سخن سیاسی یا انتقادی کودکان را زیر نظر بگیرند و به مسئولان گزارش کنند.
طبق اطلاعات رسیده، به معلمان هشدار داده شده در صورت گزارش نکردن چنین مواردی، ممکن است خود آنان با خطر بازداشت روبهرو شوند.
از نظارت بر حرفها تا تفتیش وسایل
دامنه نظارت در برخی مدارس تنها به آنچه دانشآموزان در کلاس میگویند و انجام میدهند، محدود نیست و به گفته آنها، کیف، تلفن همراه و وسایل شخصیشان هم مورد تفتیش قرار گرفته است.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود معاون مدرسهای یک دانشآموز ۱۵ ساله را وادار کرده رمز تلفن همراهش را وارد کند و گالری تصاویرش را مقابل او باز کند.
یک دانشآموز که در مدرسه «حمید نظری» واقع در شهرک ابریشم کرج تحصیل میکند، نوشت: «مدیر و ناظم مدرسه با کمک بسیجیان در زنگ تفریح بدون حضور دانشآموزان، کیف و کتاب و لوازم دانشآموزان را جستوجو کردند.»
معلمی از ایرانشهر هم گفت: «در همه کلاسها دستکم یک دانشآموز را مخبر گذاشتهاند.»
بنا به گفته او، مدیر مدرسه کوچکترین جزییات هر کلاس را میداند و بابت آن تذکر میدهد، اما کاری به کمبود کلاس و برگزاری برخی کلاسها در سالن ندارد.
یک دانشآموز دیگر هم گفت که نیروهای سپاه پاسداران و آموزشوپرورش با حضور در مدرسه و با استفاده از دستگاه ردیاب، از لباس تا کیفهایشان را برای پیدا کردن گوشی جستوجو کردهاند.
بنا به گفته این محصل، آنها پس از پیدا کردن تلفنهای همراه، رمزها را هم پرسیدهاند.
پیامهای تازه از سوی دانشآموزان نشان میدهد در برخی مدارس، تفتیش دانشآموزان با دستدرازی به اندامهای خصوصی و تهدید بر سر حجاب اجباری و ظاهر همراه است.
دانشآموزی از فردیس نوشت: «در هنرستان فضلی، کادر مدرسه برای گشتن دانشآموزها کاملا به اندام خصوصی دانشآموز دست میزنند و هنگامی که مخالفت میکنیم، برخورد بسیار بدتری با ما میشود.»
او همچنین اطلاع داد که خانوادهها در حال پیگیری این مساله از آموزشوپرورش هستند.
مخاطبی ساکن اهواز هم خبر داد با آغاز سال تحصیلی، نیروهای امنیتی مستقر در مقابل مدارس، ضمن تهدید دانشآموزان برای حفظ حجاب اجباری، مقنعههایشان را با زور به سرشان میکشند.
۹ ماه پس از کشتار معترضان در ۱۸ و ۱۹ دیماه، خانوادههای دادخواه با راهاندازی پویش «۹ سیب، ۹ ماه دوری»، ویدیوهایی از سوگواری و ابراز دلتنگی برای فرزندان کشتهشده خود منتشر کردند.
در این پویش، مادران با قرار دادن ۹ سیب در ظرفی، ۹ ماه انتظار برای تولد فرزندانشان را در برابر ۹ ماه دوری و فقدان آنان قرار داده و بر فراموش نکردن یاد عزیزانشان و ادامه دادخواهی تاکید میکنند.
ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهند مادرانی که فرزندانشان را از دست دادهاند، سیبها را یکی پس از دیگری در ظرف میگذارند و در همان حال، از دلتنگی، چگونگی کشتهشدن فرزندانشان و حسرت روزهای از دست رفته، سخن میگویند.
سیب در فرهنگ ایرانی با مفاهیمی چون زندگی، عشق، زیبایی، باروری و تندرستی پیوند دارد.
در این پویش، این میوه در کنار عدد ۹، به نمادی از پیوند میان تولد و فقدان تبدیل شده است.
این حرکت نمادین، فراتر از یادآوری گذشت زمان، تلاشی برای زنده نگه داشتن نام و یاد کشتهشدگان و تبدیل روایتهای فردی مادران به صدایی مشترک برای دادخواهی است.
روایت مادران؛ از دلتنگی تا دادخواهی
مادران پرهام آقامحمدی، حمید زارع، تانیا عباسی، بهنام ابراهیمیان، آرش یزدانی، عاطفه عابد، امیرحسین امامجمعه و علی رحمانی، از جمله مادرانی هستند که با انتشار ویدیوهایی به این پویش پیوستهاند.
مادر پرهام ۳۲ ساله که شامگاه ۱۹ دی در تهران کشته شد، در ویدیویی با قرار دادن ۹ سیب در ظرف، بر ادامه دادخواهی تاکید کرد و گفت: «تا روزی که حقیقت روشن شود، نام تو را فریاد خواهم زد.»
مادر حمید ۳۳ ساله که ۱۸ دیماه در مرودشت کشته شد، نیز در نهمین ماه فقدان فرزندش، با یادآوری چگونگی کشته شدن او گفت: «در شب لعنتی دی، تو را با گلوله جنگی از من گرفتند.»
مادر تانیای ۲۱ ساله، خطاب به دخترش گفت: «تو شجاع بودی و از یاد نخواهی رفت.»
مادر آرش ۲۷ ساله، نیز هنگام قرار دادن ۹ سیب در ظرف گفت: «۹ ماه است که تو را ندارم و دلم برایت تنگ شده.»
مادر عاطفه ۲۳ ساله که ۱۹ دیماه در مشهد با شلیک مستقیم نیروهای حکومت کشته شد، در ویدیوی خود گفت: «۹ ماه تو را در شکم خود حمل کردم و حالا ۹ ماه است از تو دورم. ظلمی که به تو شده را فراموش نمیکنم.»
مادر امیرحسین نیز با اشاره به همین فاصله میان تولد و فقدان گفت: «۹ ماه تو را در شکمم پروردم و حالا ۹ ماه است که تو را از دست دادهام.»
در یکی دیگر از ویدیوهای این پویش، مادر علی معروف به شاهرخ، خطاب به فرزندش گفت: «به تو افتخار میکنم پسرم. تو برای وطن رفتی.»
علی ۲۵ ساله، ۱۹ دیماه در منطقه حصار کرج، در آغوش مادرش کشته شد.
از «یک شمع، یک نام، یک یاد» تا «۹ سیب، ۹ ماه دوری»
پویش «۹ سیب، ۹ ماه دوری» در ادامه حرکتهای نمادین خانوادههای دادخواه برای زنده نگه داشتن یاد کشتهشدگان اعتراضات دی شکل گرفته است.
یک ماه پیش، همزمان با هشتمین ماه کشتار معترضان، خانوادهها پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» را راهاندازی کردند. اقدامی که در آن روشن کردن شمع و صدا زدن نام کشتهشدگان به نمادی برای یادآوری آنان و ادامه دادخواهی تبدیل شد.
انتشار این ویدیوها در شرایطی ادامه دارد که خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات دیماه در ماههای گذشته با فشارهای امنیتی، احضار، بازداشت و محدودیت در برگزاری مراسم یادبود روبهرو بودهاند.
با وجود این فشارها، شماری از خانوادهها همچنان با انتشار تصاویر، ویدیوها و روایتهای شخصی، نام فرزندانشان را زنده نگه داشته و بر پیگیری حقیقت درباره کشتهشدن آنان تاکید دارند.