علی مطهری: آمریکا ظرفیت جنگ تمامعیار با ایران را ندارد و سخنان ترامپ بلوف است


علی مطهری، نایبرییس مجلس دهم، گفت اگر آمریکا و اسرائیل «احساس کنند که در داخل سستی ایجاد شده، حملات گستردهتری را آغاز خواهند کرد» و افزود: «آمریکا ظرفیت یک جنگ تمامعیار با ایران را ندارد، چرا که مردم ما شهادت را افتخار میدانند و هر تعداد که شهید بدهند، باز هم ایستادهاند.»
او در ادامه گفت: «تحمل تلفات و کشتهها برای دشمن بسیار دشوار است و این موضوع بلافاصله منجر به اعتراضات گسترده در داخل آمریکا میشود» و تاکید کرد: «بنابراین، بسیاری از ادعاهای ترامپ صرفا بلوف است.»
مطهری در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا گفت ایران هفت شرط برای مذاکره و توافق تعیین کرده است، اما ترامپ موضع ثابتی ندارد و در نهایت «مجبور خواهد شد» توافقی را امضا کند که خواستههای ایران در آن تامین شده باشد.
مطهری درباره تنگه هرمز نیز گفت مدیریت این آبراه باید بر اساس قوانین بینالمللی دریانوردی در اختیار ایران و عمان باشد و اقدامات آمریکا در این زمینه را «حرف زور» خواند.






اکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد پنتاگون دستور داده آمادهسازیها برای ازسرگیری عملیات رزمی گسترده در ایران تکمیل شود. ترامپ هنوز تصمیم نهایی نگرفته، اما منابع آمریکایی و اسرائیلی احتمال حمله پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا را مطرح کردهاند.
بر اساس این گزارش، پنتاگون چند روز پیش این دستور را به فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا صادر کرده، اما تاریخ مشخصی برای آغاز حملات تعیین نکرده است. منابع اکسیوس میگویند عملیات ممکن است حتی پیش از انتخابات اسرائیل آغاز شود؛ انتخاباتی که یک هفته زودتر از انتخابات میاندورهای آمریکا برگزار میشود.
به گفته این منابع، در صورت ازسرگیری عملیات، انتظار میرود اهداف مرتبط با انرژی، زیرساختها و تاسیسات هستهای ایران بهشدت بمباران شوند. این عملیات به احتمال زیاد با هماهنگی آمریکا و اسرائیل و با مشارکت ارتش اسرائیل انجام خواهد شد.
یک مقام پنتاگون در پاسخ به اکسیوس گفت وظیفه وزارت جنگ «تدوین گزینههای نظامی و ارائه آنها به رییسجمهوری» است. یک مقام کاخ سفید نیز تاکید کرد که همه گزینهها در هر زمانی در اختیار ترامپ قرار دارند.
این مقام کاخ سفید با بیان اینکه آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد و اقتصاد ایران در حال فروپاشی است، تاکید کرد واشینگتن در موقعیت بسیار قدرتمندی قرار دارد. او گفت ترامپ «همه برگهای برنده را در دست دارد» و هر اقدامی را که برای آمریکا بهتر بداند، انجام خواهد داد.
گزارش اکسیوس پس از آن منتشر شد که مجله آتلانتیک نیز چهارشنبه ۱۵ مهر ماه از بررسی احتمال حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای از سوی ترامپ خبر داده بود.
همزمان، رایزنیهای مقامهای آمریکایی و اسرائیلی درباره ایران افزایش یافته است. تیم امنیت ملی ترامپ جمعه دهم مهر در نشستی چندساعته در کمپدیوید درباره جنگ و مسائل دیگر گفتوگو کرد. یک مقام اسرائیلی به اکسیوس گفت بخشی از این نشست به احتمال ازسرگیری عملیات رزمی گسترده در ایران اختصاص داشت. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پس از نشست گفته بود محور آن برنامهریزی «بلندمدت» در سیاست خارجی بوده است.
ترامپ چهارشنبه ۱۵ مهر نیز با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تلفنی گفتوگو کرد. این دومین تماس آنها در چند روز گذشته بود، پس از هفتههایی که بهندرت با یکدیگر صحبت کرده بودند.
به گفته یک مقام اسرائیلی، این تماس پس از نشست نتانیاهو با تیم امنیت ملیاش درباره ایران انجام شد. با این حال، یک مقام آمریکایی موضوع گفتوگوی ترامپ و نتانیاهو را «گرامیداشت یاد و ادای احترام به قربانیان کشتار هفتم اکتبر» اعلام کرد. نتانیاهو دوشنبه نیز با روبیو گفتوگو کرده بود.
در مسیر دیپلماتیک، به نوشته اکسیوس، مذاکرات آمریکا و حکومت ایران پیشرفتی نداشته است. میانجیهای قطری همچنان منتظر پاسخ تهران به پیشنهاد متقابل واشینگتن هستند؛ پیشنهادی که از [حکومت] ایران میخواهد در زمینه هستهای امتیازهایی بدهد.
یک مقام دیگر اسرائیلی به اکسیوس گفت بحث درباره ازسرگیری عملیات گسترده در ایران بیشتر شده است. او افزود: «احتمال وقوع آن پیش از انتخابات زیاد نیست، اما آن را منتفی نمیدانیم. پس از انتخابات میاندورهای، احتمال وقوع آن بهطور چشمگیری افزایش مییابد.»
دو مقام اسرائیلی همچنین مدعی شدند حکومت ایران مستاصل و بهشدت بدگمان است و ممکن است به پیشدستی در حمله روی آورد. به گفته آنها، [حکومت] ایران دو بار هدف حملات غافلگیرانه قرار گرفته و نمیخواهد برای سومین بار چنین تجربهای داشته باشد.
اکسیوس در ارزیابی پیامدهای سیاسی ازسرگیری جنگ نوشت که آغاز عملیات در سه تا چهار هفته آینده میتواند بر انتخابات میاندورهای آمریکا اثر بگذارد؛ از جمله بهدلیل احتمال افزایش قیمت نفت.
این رسانه همچنین نوشت که حکومت ایران در صورت حمله، احتمالا با شلیک صدها موشک بالستیک به اسرائیل پاسخ خواهد داد و این وضعیت میتواند بر انتخابات اسرائیل نیز تاثیر بگذارد. به ارزیابی اکسیوس، تشدید درگیریها، افزایش تنش یا برقراری وضعیت اضطراری ممکن است به سود نتانیاهو تمام شود و فرصت مخالفانش برای حمله سیاسی به او در روزهای پایانی کارزار انتخاباتی را محدود کند.
مجله آتلانتیک به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینههایی برای حمله به اهدافی در ایران تهیه کند که پیش از انتخابات میاندورهای قابل اجرا باشند. به گفته منابع این رسانه، هنوز تصمیم نهایی درباره اجرای این حملات گرفته نشده است.
این مجله چهارشنبه ۱۵ مهر به نقل از مقامهای دولت آمریکا نوشت این برنامهریزی نشاندهنده تمایل شدید دونالد ترامپ به کاهش قیمت بنزین و نشان دادن پیشرفت در مناقشه با جمهوری اسلامی پیش از رایگیری است. انتخابات میاندورهای آمریکا ۱۲ آبان برگزار میشود.
یک مقام آمریکایی به آتلانتیک گفت فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، که هماهنگی عملیات جنگی را بر عهده دارد، این طرحها را تهیه میکند. دامنه حملات احتمالی، اهداف و تصمیم نهایی درباره اجرای آن همچنان محل بحث است.
یک فرد جمهوریخواه آگاه از رایزنیهای دولت آمریکا که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به این مجله گفت چنین اقدامی میتواند این تصویر را ایجاد کند که ترامپ به پیروزی رسیده و قیمت بنزین نیز در مسیر کاهش قرار خواهد گرفت.
با این حال، به نوشته آتلانتیک، حتی حامیان این طرحها اذعان دارند که حملات محدود، بهتنهایی، حکومت ایران را به پای میز مذاکره نمیکشاند، عبور امن از تنگه هرمز را برقرار نمیکند و قیمت بنزین را پیش از انتخابات پایین نمیآورد.
این رسانه نوشت موافقان حمله معتقدند اقدام نظامی تازه پس از ماهها آرامش شکننده میتواند فرصتی برای قدرتنمایی و اعلام نوعی پیروزی به ترامپ بدهد و موقعیت جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات تقویت کند. عملیات محدود ممکن است پس از انتخابات با اقدام نظامی گستردهتری دنبال شود.
گزینههای حمله و اختلاف بر سر زمان اجرا
یک مقام کاخ سفید به آتلانتیک گفت ترامپ «همواره، همه گزینهها» را در اختیار دارد. او افزود: «کار به یکی از دو شکل پیش خواهد رفت؛ راه آسان یا راه سخت.» این مقام به پرسشهای مجله درباره زمان حملات احتمالی پاسخ نداد.
به گزارش آتلانتیک، پنتاگون در هفتههای اخیر گزینههایی برای ازسرگیری درگیریها پس از انتخابات به ترامپ ارائه کرده بود؛ از حملات کوچک تا عملیات بسیار گسترده، از جمله ضربات بیشتر به صنعت انرژی ایران. سنتکام اکنون گزینههای حمله پیش از انتخابات را نیز تدوین میکند.
این مجله نوشت ترامپ نشانههایی از تمایل خود به حمله دوباره به جمهوری اسلامی بروز داده است، اما مشاورانش معتقدند بهتر است این اقدام به پس از انتخابات موکول شود. استراتژیستهای جمهوریخواه نیز تاکید کردهاند که این حزب از بازگشت جنگ به صدر خبرها استقبال نمیکند، بهویژه اگر به کشته شدن شمار بیشتری از آمریکاییها منجر شود.
ترامپ پیشتر در مصاحبه با تایم که نهم مهر منتشر شد، احتمال ازسرگیری حملات هوایی پس از انتخابات میاندورهای را مطرح کرده بود. او ۳۱ شهریور نیز در مجمع عمومی سازمان ملل، جمهوری اسلامی را در صورت نرسیدن به توافق، به «نابودی سریع» تهدید کرد.
در همین حال، آسوشیتدپرس دهم مهر از اعزام حدود ۹ هزار نیروی نظامی آمریکا با مجموعهای از ناوهای جنگی به خاورمیانه خبر داد. به نقل از یک مقام آمریکایی، این جابهجایی ممکن است شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را تا پایان اکتبر، اوایل آبان، به سه فروند برساند.
ارزیابی کاخ سفید از تهران و خطر تشدید بحران هرمز
دو مقام دولت آمریکا به آتلانتیک گفتند کاخ سفید معتقد است تهران از آغاز درگیریها تاکنون، هیچگاه به این اندازه ضعیف نبوده است. یک مشاور نزدیک ترامپ نیز گفت گاهی به نظر میرسد سپاه پاسداران زمام امور را در دست دارد و گاهی مقامهای سیاسی که تا حدی میانهروتر هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی، تندروها در مجموع دست بالا را دارند و تمایل چندانی به توافق یا حتی نرمتر کردن مواضع خود نشان ندادهاند. با این حال، برخی از اطرافیان ترامپ معتقدند زمان وادار شدن این گروه به امتیاز دادن نزدیک است. مقامهای دولت در عین حال هشدار دادهاند که [حکومت] ایران ممکن است چند ماه دیگر نیز برای ورود به مذاکرات جدی صبر کند.
این رایزنیها در شرایطی ادامه دارد که رویترز ۱۵ مهر، به نقل از منابع امنیت دریایی، از ثبت بالاترین شمار هفتگی حملات به نفتکشها در هرمز از آغاز جنگ خبر داد. بر اساس دادههای سه منبع، از شش تا ۱۳ مهر دستکم ۱۲ حمله به کشتیهای حامل نفت و گاز در محدوده تنگه رخ داده است.
آتلانتیک نوشت هر شکلی از حملات تازه، حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه و متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدام تلافیجویانه جمهوری اسلامی قرار میدهد و ذخایر مهمات آمریکا را بیشتر کاهش میدهد. این مجله با استناد به دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا افزود قیمت نفت خام معمولا پس از ازسرگیری حملات آمریکا افزایش یافته است.
به ارزیابی آتلانتیک، حمله پیش از انتخابات ممکن است با هدف افزایش فشار بر تهران برای امتیاز دادن انجام شود، اما میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و درست هنگام رایگیری، جنگ و پیامدهای آن را به کانون توجه رایدهندگان بازگرداند.
چهلوپنجمین سالگرد ترور انور سادات، فرصتی برای بازخوانی تغییر سیاست منطقهای ایران است؛ از روابط نزدیک با رهبران عرب در دوره پهلوی تا نامگذاری خیابانی به نام قاتل سادات در تهران و اتکای جمهوری اسلامی به گروههای مسلح غیردولتی برای گسترش نفوذ.
رد این تغییر را میتوان از دو تصویر نمادین دنبال کرد. یکی تصویر سادات، رییسجمهوری مصر، که در تابستان ۱۹۸۰ در قاهره پشت تابوت محمدرضا پهلوی، شاه ایران، قدم میزد، و دیگری، خالد اسلامبولی، قاتل او، که پس از انقلاب نامش بر خیابانی در تهران نشست. این دو تصویر، دو رویکرد متفاوت به قدرت منطقهای را نمایندگی میکنند، ایران پیش از انقلاب که بخش مهمی از نفوذ خود در جهان عرب را از مسیر رابطه با دولتها و رهبران منطقه دنبال میکرد، و جمهوری اسلامی که در دهههای بعد، در کنار روابط رسمی، شبکهای از گروههای تروریستی و بازیگران مسلح غیردولتی را به یکی از اهرمهای اصلی سیاست منطقهای خود تبدیل کرد.
قاهره، ۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰
تابوت محمدرضا شاه پهلوی، پوشیده در پرچم سهرنگ ایران، بر ارابهای سیاه قرار داشت. شش اسب سیاه آن را در خیابانهای داغ قاهره میکشیدند. بیش از هزار افسر مصری در مراسم حضور داشتند و گروه موزیک گارد ریاستجمهوری مصر سرود شاهنشاهی ایران را مینواخت. در پایان مسیر، مسجد الرفاعی انتظار آخرین پادشاه ایران را میکشید.
اما شاید مهمترین تصویر آن روز نه تابوت شاه، که مردی بود که پشت آن قدم میزد، انور سادات.
رییسجمهوری مصر با لباس مارشالی در مراسم حاضر شده بود. در کنار او ریچارد نیکسون، رییسجمهوری پیشین آمریکا، و کنستانتین، پادشاه پیشین یونان، دیده میشدند. سادات تنها رییس کشور در قدرت بود که برای بدرقه شاه آمده بود. در مراسم او محمدرضا شاه را «دوست حقیقی و عزیز من» خواند.
در سیاست، دوستی واژهای شکننده است. اتحادها با تغییر منافع پایان میگیرند و رهبرانی که زمانی در کاخها از یکدیگر استقبال میکنند، ممکن است در روز سقوط حتی حاضر نباشند هزینه سیاسی همراهی با یکدیگر را بپردازند. سرنوشت شاه نمونهای از همین بیثباتی بود. اما سادات با صراحت این کلام را به زبان آورد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری از متحدان قدیمی او حاضر نبودند هزینه میزبانی از پادشاه برکنارشده ایران را بپردازند. دولت جیمی کارتر نیز مقام بلندپایهای از واشینگتن برای مراسم تشییع او نفرستاد.
اما سادات عقب ننشست. او شاه ایران را به همراه خانواده دعوت کرد، در ماههای آخر زندگیاش میزبان او شد و پس از مرگش فرمان برگزاری تشییعی با تشریفات کامل نظامی را صادر کرد. این وفاداری فقط محصول یک رابطه شخصی نبود. پشت آن نزدیک به یک دهه سیاست منطقهای قرار داشت.
نفوذ از راه دولتها
در دهه ۱۹۷۰، رابطه تهران و قاهره به یکی از مهمترین پیوندهای ایران با جهان عرب تبدیل شده بود. ایران یک میلیارد دلار اعتبار برای بازسازی منطقه کانال سوئز در اختیار مصر گذاشت. در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ پزشک و دارو فرستاد، مجروحان مصری را در بیمارستانهای ایران پذیرفت و حتی اجازه داد هواپیماهای شوروی برای رساندن تجهیزات نظامی به مصر از حریم هوایی ایران عبور کنند.
شاه بعدتر از حرکت سادات به سوی مذاکره با اسرائیل و توافقهای کمپ دیوید نیز حمایت کرد. این تصویری از یک شیوه مشخص برای تولید قدرت منطقهای بود، رابطه با دولتها، حل اختلاف با همسایگان، سرمایهگذاری اقتصادی و ساختن پیوند با رهبران جهان عرب، حتی در شرایطی که تهران همزمان رابطهای نزدیک و غیررسمی با اسرائیل داشت.
ششم اکتبر ۱۹۸۱ ترور انور سادات
اما تنها چهارده ماه پس از تشییع شاه، تصویر دیگری در قاهره ثبت شد. ششم اکتبر ۱۹۸۱، انور سادات برای تماشای رژه سالگرد جنگ اکتبر در جایگاه ویژه نشسته بود که خالد اسلامبولی و همراهانش به جایگاه حمله کردند. رییسجمهوری مصر کشته شد. هیچ سند قابل اتکایی وجود ندارد که جمهوری اسلامی را طراح یا مجری ترور سادات نشان دهد. اما آنچه پس از ترور اتفاق افتاد، برای فهم سیاست جمهوری اسلامی اهمیت دیگری دارد. این که درک کنیم چقدر سیاست این حکومت نوپا با حکومت قبل متفاوت است. تهران از قاتل سادات قهرمان ساخت.
در سال ۱۹۸۲ تمبری به افتخار خالد اسلامبولی منتشر شد. نام او بر خیابانی مهم در تهران قرار گرفت و تصویرش نیز در پایتخت ایران به نمایش درآمد. این نامگذاری برای سالها به یکی از موانع عادیسازی روابط تهران و قاهره تبدیل شد. فاصله میان دو تصویر خیرهکننده بود، سادات پشت تابوت پادشاه ایران قدم میزد، حکومت جانشین همان پادشاه، قاتل سادات را تجلیل میکرد.
از اسلامبولی تا محور مقاومت
ماجرای اسلامبولی را میتوان یکی از نخستین نمادهای تغییری بزرگتر دانست. جمهوری اسلامی در دهههای بعد، در کنار دیپلماسی فشار، شبکهای از سازمانهای مسلح غیردولتی و جریانهای تروریستی منطقه را به یکی از مهمترین ابزارهای اعمال قدرت خود در خاورمیانه تبدیل کرد.
حزبالله لبنان برجستهترین نمونه این مدل شد. حماس و جهاد اسلامی فلسطین، گروههای مسلح شیعه در عراق و حوثیهای یمن، هر یک با درجات متفاوتی از استقلال، از حمایت مالی، تسلیحاتی، آموزشی یا سیاسی تهران برخوردار شدند. نیروی قدس سپاه پاسداران نیز به مهمترین نهاد جمهوری اسلامی برای ارتباط با بخش بزرگی از این شبکه تبدیل شد.
همه این بازیگران را نمیتوان به سادگی «نیابتی» نامید. آنها ساختار، منافع و قدرت تصمیمگیری متفاوتی دارند. اما یک ویژگی مشترک وجود داشت، جمهوری اسلامی میتوانست فراتر از مرزهای ایران اهرم سیاسی و نظامی ایجاد کند، بدون آنکه همیشه ارتش رسمی خود را مستقیما وارد میدان کند. بدون آن که ضرورت حفظ تمامیت ارضی را لحاظ کند به توجه به منافع گروههای الیگارش منافع مردم ایران را در همه ابعاد فدای این گروهها کرد.
پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، ابعاد این معماری بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. حزبالله از لبنان وارد درگیری شد، حوثیها حملات خود در دریای سرخ را آغاز کردند و گروههای مسلح مورد حمایت حکومت ایران در عراق و سوریه نیروهای آمریکایی را هدف قرار دادند.
وقتی اسلامبولی جایش را به نصرالله داد
اما شاید آخرین فصل داستان خیابان خالد اسلامبولی از همه نمادینتر باشد. پس از دههها اعتراض مصر به نام این خیابان، تهران سرانجام نام خالد اسلامبولی را از آن برداشت.
نام تازه چه بود؟ حسن نصرالله، دبیرکل کشتهشده حزبالله لبنان. از سادات، متحد پادشاه ایران، به اسلامبولی، قاتل سادات، و از اسلامبولی به نصرالله، رهبر مهمترین سازمان مسلح متحد جمهوری اسلامی در منطقه.
سالگرد ترور انور سادات و نام قاتل او تاریخچه نام یک خیابان نیست. روایت دو تصور متفاوت از قدرت ایران است.
یک تصور، وزن منطقهای ایران را در رابطه با دولتها، قاهره، ریاض، امان و دیگر پایتختهای منطقه جستوجو میکرد. تصور دیگر، شبکهای از سازمانهای مسلح فرامرزی و تروریستی را به بخشی پایدار از معماری قدرت تبدیل کرد. در تابستان ۱۹۸۰، میشد حاصل تصور نخست را در خیابانهای قاهره دید، جایی که انور سادات پشت تابوت پادشاه ایران قدم میزد.
چهلوپنج سال بعد، برای دیدن حاصل تصور دوم کافی بود به تابلوی خیابانی در تهران نگاه کرد.
نام اسلامبولی پایین آمد.
نام حسن نصرالله بالا رفت.
دو منبع مطلع از انتقال پول به حزبالله به رویترز گفتند این گروه ۲۰۰ میلیون دلار از جمهوری اسلامی دریافت کرده است تا به لبنانیهایی که در جنگ با اسرائیل آواره شدهاند، کمک کند. این نخستین کمک قابلتوجه حزبالله به حامیانش است که بیشترین آسیب را در این جنگ دیدهاند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی که چهارشنبه ۱۵ مهر منتشر شد، به نقل از این منابع نوشت حزبالله این پول را در ماه سپتامبر دریافت کرد، آن هم در شرایطی که آمریکا فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده و رساندن پول به این متحد لبنانی تهران دشوارتر شده است.
به گفته این دو منبع، واسطههایی که پول را منتقل کردند، به دلیل خطرهای همکاری با حزبالله، ۲۰ درصد کارمزد گرفتند. یکی از منابع گفت این میزان چهار برابر کارمزد معمول بود.
یکی از مقامهای حزبالله در پاسخ به پرسش رویترز گفت مبلغی تامین شده است و برنامه توزیع آن در روزهای آینده اعلام خواهد شد. او درباره منبع این پول توضیح بیشتری نداد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نمایندگی دائم ایران در ژنو، وزارت خزانهداری آمریکا و دولت لبنان به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخی فوری ندادند.
پس از آنکه حزبالله ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ در حمایت از جمهوری اسلامی و برای به گفته این گروه «انتقام گرفتن از اسرائیل در ازای خون علی خامنهای» به جنگ منطقهای وارد شد، بمباران و تهاجم زمینی اسرائیل به جنوب لبنان صدها هزار نفر از حامیان شیعه این گروه را آواره کرد.
با این حال، آوارگان تاکنون یا کمک اندکی از حزبالله گرفتهاند یا هیچ کمکی دریافت نکردهاند.
حزبالله یکی از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی است که سال ۱۹۸۲ بهدست سپاه پاسداران تاسیس شد. این گروه که از سوی آمریکا یک گروه تروریستی شناخته میشود، در دو جنگ با اسرائیل در دو سال گذشته ضربههای سنگینی خورده است.
کمک به ۵۰ هزار خانواده
منابع گفتند حزبالله قصد دارد از محل این پول، در مرحله نخست به هر خانواده سه هزار دلار پرداخت کند. خانوادههایی که روستاهایشان ویران شده یا به دلیل اشغال اسرائیل امکان دسترسی به آن را ندارند، در اولویت خواهند بود. به گفته یکی از منابع، شمار این خانوادهها حدود ۵۰ هزار است.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته با وجود تحریمهای فلجکننده جهانی، حمایت مالی از حزبالله را ادامه داده است. به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، تهران در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۵ یک میلیارد دلار به این گروه منتقل کرد. چند روز پیش از این اظهار نظر، خزانهداری در اقدامی برای حمایت از خلع سلاح حزبالله، چند عضو فعال این گروه در حوزه مالی را تحریم کرد.
تهران هرگز تامین مالی حزبالله را بهطور رسمی نپذیرفته است.
رویترز پیشتر گزارش داده بود که پس از امضای یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن در روزهای پایانی خرداد، جمهوری اسلامی به حزبالله وعده کمک مالی بیشتری داد. این توافق که به حکومت ایران اجازه میداد نفت خود را بفروشد، ۱۶ تیر در پی حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز از هم پاشید.
واشینگتن از آن زمان با تشدید تحریمها و اعمال محاصره دریایی برای جلوگیری از صادرات نفت ایران، فشار اقتصادی بر تهران را افزایش داده است.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در یکی از سخنرانیهای اخیر خود گفت این گروه بهزودی با استفاده از «منابع موجود و کمکهای اهدایی» در طرحی برای اسکان هزاران آواره جنگ مشارکت خواهد کرد. او جزییات بیشتری ارائه نکرد.
توانایی حزبالله در تامین هزینه خدمات محلی و کمکرسانی پس از جنگ، در گذشته به حفظ حمایت بخشی از مردم از این گروه کمک کرده است. پس از جنگ سال ۲۰۰۶ با اسرائیل، حزبالله بلافاصله مبالغ هنگفتی به آسیبدیدگان پرداخت کرد و بهسرعت برای کمک به بازسازی حومه جنوبی بیروت که از پایگاههای اصلی این گروه به شمار میآید، دست به کار شد.
به گزارش رویترز پس از جنگ اخیر، نشانه چندانی از بازسازی دیده نمیشود. طبق برآوردها مجموع هزینههای بازسازی خسارتهای جنگ در دو سال گذشته در بیروت ممکن است از ۲۷ میلیارد دلار فراتر برود.
جنگی پرهزینه
این دو منبع درباره چگونگی انتقال پول به لبنان جزییاتی ارائه نکردند.
یکی از منابع گفت انتقال پول از طریق شرکتهای مالی که پیشتر چنین مبالغی را جابهجا میکردند، برای حزبالله روزبهروز دشوارتر شده است. به گفته این منبع، دیگر نمیتوان از شرکتهای مستقر در عراق و دبی برای این کار استفاده کرد و چنین شرکتهایی اکنون در ترکیه نیز تحت فشارند.
این منبع افزود مخالفان حزبالله معتقدند پول در شرایط کنونی برای این گروه حکم «اکسیژن» را دارد. او گفت با وجود دشواریهای تامین منابع مالی، حزبالله پرداخت حقوق نیروهای خود و خانوادههای کشتهشدگان در نبرد را متوقف نکرده است.
جنگ در لبنان هزینه سنگینی بر جامعه شیعه این کشور، که پایگاه حمایتی حزبالله است، تحمیل کرده است. به گزارش رویترز، اسرائیل در بخش گستردهای از مناطق جنوبی لبنان که به تصرف خود درآورده، روستاها را با خاک یکسان کرده است. اسرائیل میگوید هدفش حفاظت از شمال این کشور در برابر حملات حزبالله است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از پاسخ به اینکه واشینگتن غنیسازی اورانیوم در ایران را در سطحی بالاتر از صفر میپذیرد یا نه، خودداری کرد. پیشتر جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، کاهش «معنادار» ظرفیت غنیسازی ایران را شرط پایان جنگ دانسته بود.
روبیو چهارشنبه ۱۵ مهر در گفتوگو با شبکه سیبیاس نیوز گفت: «وارد جزئیات اینکه چه چیزی قابلقبول خواهد بود یا نخواهد بود، نمیشوم.» او در عین حال تاکید کرد که [حکومت] ایران «هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت».
این اظهارات در حالی مطرح میشود که تاسیسات اصلی غنیسازی ایران در حملات آمریکا و اسرائیل از کار افتادهاند، اما میزان ذخایر باقیمانده اورانیوم و توان تهران برای ازسرگیری غنیسازی روشن نیست.
به گزارش رویترز، ونس دوشنبه ۱۳ مهر در مصاحبه با این خبرگزاری گفته بود [حکومت] ایران برای برآورده کردن خواستههای واشینگتن و پایان دادن به جنگ هفتماهه میان دو کشور، باید ظرفیت غنیسازی خود را بهطور «معناداری» کاهش دهد. دولت دونالد ترامپ در مذاکراتی که بهکندی پیش میرود، تلاش کرده است حکومت ایران را به برچیدن برنامه هستهای خود وادار کند.
ونس با اشاره به ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد [حکومت] ایران گفت چنین سطحی از غنیسازی برای تولید انرژی ضروری نیست. او افزود: «فکر میکنم اگر میخواهند تعهد خود را به نساختن سلاح هستهای نشان دهند، باید اقدامی معنادار درباره ظرفیت غنیسازیشان انجام دهند. تاکنون تعهدی بلندمدت برای انجام این کار ندیدهایم.»
جمهوری اسلامی همواره تاکید کرده است که خواهان سلاح هستهای نیست و برای ساخت آن تلاش نمیکند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز اعلام کرده بود که هیچ نشانه معتبری از وجود یک برنامه هماهنگ برای ساخت سلاح هستهای در ایران در اختیار ندارد؛ با این حال، سطح غنیسازی و حجم اورانیوم تولیدشده در این کشور را مایه نگرانی جدی دانسته بود.
اسرائیل خرداد سال گذشته حملات هوایی به تاسیسات هستهای ایران را آغاز کرد و آمریکا نیز اندکی بعد به آن پیوست. در جریان این کارزار ۱۲روزه، سه تاسیسات غنیسازی که در آن زمان فعالیتشان در ایران شناختهشده بود، تخریب شدند یا بهشدت آسیب دیدند. آمریکا و اسرائیل در توجیه حملات خود میگفتند حکومت ایران بیش از حد به توانایی تولید سلاح هستهای نزدیک شده است.
بر اساس ارزیابی آژانس، تاسیسات غنیسازی روی زمین در مجموعه هستهای نطنز تخریب شده است. دو تاسیسات زیرزمینی در نطنز و فردو نیز دستکم آسیب شدیدی دیدهاند و ارزیابی غالب این است که از کار افتادهاند.
با وجود این خسارتها، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران همچنان نامعلوم است. آژانس برآورد میکند که ایران هنگام آغاز حملات، ۴۴۰٫۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد در اختیار داشت؛ سطحی که با غنای حدود ۹۰ درصد مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای فاصله اندکی دارد. بر اساس معیار آژانس، این مقدار اورانیوم در صورت غنیسازی بیشتر، برای ساخت ۱۰ سلاح هستهای کافی است. حکومت ایران همچنین ذخایری با غنای پایینتر داشت.
به گزارش رویترز، هیچ کشور دیگری بدون تولید سلاح هستهای، اورانیوم را تا چنین سطح بالایی غنیسازی نکرده است. آمریکا و متحدان اروپاییاش نیز میگویند غنیسازی در این سطح توجیه غیرنظامی ندارد.
جمهوری اسلامی از زمان حملات، به بازرسان آژانس اجازه نداده است به سایتهای بمبارانشده بازگردند و درباره مقدار اورانیوم باقیمانده و محل نگهداری آن نیز به این نهاد اطلاع نداده است. آژانس تا پیش از حملات به همه سایتهای هستهای اعلامشده ایران، از جمله تاسیسات غنیسازی، دسترسی داشت.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در ماه مارس گفته بود که برآورد این نهاد از باقی ماندن «اندکی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم» اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد در مجموعه تونلهای اصفهان حکایت دارد. به گفته او، مقداری از این ذخایر نیز همچنان در نطنز است، هرچند احتمالاً بخشی از اورانیوم غنیشده ایران در حملات از بین رفته است.
ابهام درباره تاسیسات تازهای که جمهوری اسلامی پیش از حملات معرفی کرده بود نیز ادامه دارد. تهران یک روز پیش از حمله اسرائیل به آژانس اطلاع داد که در حال راهاندازی یک تاسیسات جدید غنیسازی در اصفهان است. دیپلماتها میگویند این تاسیسات در شبکهای از تونلها قرار دارد که به نظر میرسد تا حد زیادی از بمباران آمریکا مصون مانده است. آژانس میگوید از وضعیت این تاسیسات و اینکه آیا مواد هستهای در آن نگهداری میشود، اطلاعی ندارد.
به نوشته رویترز در حال حاضر، حتی اسرائیل نیز مدعی نیست که حکومت ایران مشغول غنیسازی اورانیوم است. با این حال، روشن نیست تهران برای ازسرگیری این فعالیت به چه مدت زمان نیاز دارد. تا زمانی که بخش قابلتوجهی از ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی باقی مانده باشد، حکومت ایران از نظر فنی میتواند با تلاش نسبتاً کم و شمار محدودی سانتریفیوژ، غنای آن را به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای برساند.
شمار سانتریفیوژهای موجود و محل نگهداری آنها نیز مشخص نیست. توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میان حکومت ایران و قدرتهای بزرگ، اختیارات بیشتری برای بازرسی به آژانس داده بود که نظارت بر تعداد سانتریفیوژها و قطعات آنها را نیز شامل میشد. به نوشته رویترز، خروج ترامپ از این توافق در سال ۲۰۱۸ زمینه فروپاشی آن را فراهم کرد و آژانس امکان ردیابی این تجهیزات را از دست داد.
به گزارش رویترز، با توجه به نبود شواهد شناختهشده از غنیسازی کنونی در ایران، هرگونه کاهش احتمالا با ظرفیت قابلتوجه این کشور پیش از حملات سنجیده خواهد شد. این کاهش میتواند سطح خلوص اورانیوم، میزان تولید یا تعداد سایتهای غنیسازی را در بر بگیرد. اظهارات روبیو نیز روشن نکرد که آیا واشینگتن ادامه غنیسازی در سطحی محدود را میپذیرد یا خواهان توقف کامل آن است.