قطر حملات مکرر جمهوری اسلامی به اردن، بحرین و کویت را به شدت محکوم کرد


وزارت خارجه قطر با شدیدترین لحن، حملات دوباره جمهوری اسلامی به اردن، بحرین و کویت، از جمله هدف قرار دادن نفتکش کویتی «کیفان» هنگام عبور از تنگه هرمز را محکوم کرد و این اقدامات را نقض آشکار حاکمیت این کشورها و امنیت سرزمینهایشان، تهدیدی جدی برای ایمنی کشتیرانی و تامین جهانی انرژی و نقض صریح حقوق بینالملل، منشور سازمان ملل و اصول حسن همجواری دانست.
وزارت خارجه قطر تاکید کرد ادامه این حملات، تشدیدی خطرناک است که تلاشها برای مهار تنش را پیچیدهتر میکند و به روندهای سیاسی و دیپلماتیک با هدف برقراری امنیت و ثبات در منطقه آسیب میزند.
این وزارتخانه بر ضرورت توقف فوری و کامل همه اقدامات و حملات نظامی که امنیت و ثبات منطقه را تهدید میکنند، خودداری از هر اقدامی که به گسترش تنش منجر شود، بازگشت جدی به مسیر گفتوگو و مذاکره و پایبندی به تفاهمهای حاصلشده از طریق تلاشهای دیپلماتیک تاکید کرد.
وزارت خارجه قطر همچنین همبستگی کامل این کشور با اردن، بحرین و کویت را اعلام و از همه اقدامهای این کشورها برای حفظ حاکمیت و امنیتشان حمایت کرد.







همزمان با حضور جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، در آمریکا و گفتوگوهایش با دونالد ترامپ درباره راههای کاهش تنش میان لبنان و اسرائیل، یک مقام ارشد امنیتی لبنان به رویترز گفت ارتش این کشور پس از خروج نیروهای اسرائیلی از زوطر الغربیه، استقرار در این شهرک جنوبی را آغاز کرده است.
رویترز سهشنبه ۳۰ تیر در گزارشی کوتاه، این اقدام را گام اولیه توافقی خواند که با میانجیگری آمریکا میان اسرائیل و لبنان برقرار شد. بر اساس بخشی از این توافق اولیه، ارتش لبنان همزمان با خروج مرحلهای نیروهای اسرائیلی از جنوب این کشور، خلع سلاح حزبالله را آغاز خواهد کرد.
ترامپ نیز در یک نشست رسانهای در روز سهشنبه خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان را تایید کرد و گفت: «روند استقرار مجدد این نیروها در حال انجام است و آنها به مناطق دیگر منتقل میشوند.»
او همچنین، توافق امضاشده با لبنان را «توافقی بسیار خوب» توصیف کرد.
ارتش اسرائیل که دوشنبه ۲۹ تیر از آغاز اجرای طرح «مناطق آزمایشی» خبر داد، عصر سهشنبه اعلام کرد دوشنبه، پس از ورود سربازان لبنانی به منطقهای تحت کنترل اسرائیل که خارج از مناطق آزمایشی قرار داشت، تیر هشدار شلیک کرده است.
لبنان امیدوار است اجرای طرح به این کشور امکان دهد کنترل نوار زمینی واقع در جنوب را که همچنان در اشغال نیروهای اسرائیلی است، بازپس گیرد.
همزمان، ارتش لبنان بار دیگر از ساکنان خواست تا زمان تثبیت وضعیت امنیتی وارد زوطر الغربیه نشوند و برای حفظ ایمنی خود، دستورهای یگانهای نظامی مستقر در منطقه را رعایت کنند.
لبنان و اسرائیل پنجم تیر بر سر چارچوبی توافق کردند که بر اجرای طرح «مناطق آزمایشی» متمرکز است.
این توافق سه محور اصلی دارد: خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، استقرار ارتش لبنان در مناطق تخلیهشده، پیشبرد روند خلع سلاح حزبالله و کاهش تنش در مرزها. طرح مناطق آزمایشی به محور نخست مرتبط است و بر اساس آن، اسرائیل ابتدا از دو منطقه مشخص در جنوب لبنان عقبنشینی میکند، بلافاصله ارتش لبنان جایگزین آن میشود تا در صورت موفقیت، این الگو به دیگر مناطق گسترش یابد.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، ششم تیر با انتشار بیانیهای، این توافق را «باطل و بیاعتبار» خواند و اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی به «مقاومت مسلحانه» خود ادامه خواهد داد.
نبیه بری، رییس پارلمان لبنان و از متحدان حزبالله، نیز هشتم تیر هشدار داد این توافق میتواند به ایجاد شکاف میان لبنانیها منجر شود. او تاکید کرد این توافق اجرایی نخواهد شد.
دیدار ترامپ با عون در کاخ سفید
این تحول در جریان سفر جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، به واشینگتن و دیدار او با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کاخ سفید رخ داد. عون نخستین رییسجمهوری لبنان در نزدیک به ۲۰ سال گذشته است که به کاخ سفید میرود.
یک مقام لبنانی پیش از این دیدار به خبرگزاری رویترز گفت عون طرحی مکتوب درباره چگونگی خلع سلاح حزبالله و تضمین خروج اسرائیل از لبنان به ترامپ ارائه خواهد کرد. به گفته این مقام، عون معتقد است تنها کسی که اهرم فشار لازم برای واداشتن اسرائیل به خروج نیروهایش از لبنان را در اختیار دارد، ترامپ است.
ترامپ در دیدار با عون وعده داد به لبنان کمک کند و گفت با این کشور «بسیار بدرفتاری شده است».
او در یک نشست رسانهای که عصر سهشنبه ۳۰ تیر و در حاشیه این دیدار در کاخ سفید برگزار شد، افزود: «کاری خواهیم کرد با لبنان بهدرستی و با احترامی که شایستهاش است رفتار شود.» ترامپ همچنین گفت مشکلی به نام حزبالله وجود دارد، اما آمریکا اقدامهایی انجام داده است که توجه جهان را جلب خواهد کرد.
رییسجمهوری آمریکا درباره احتمال گفتوگو با حزبالله نیز گفت با همه طرفها گفتوگو میکند، حتی با کسانی که به گفته او بسیاری معتقدند نباید با آنها مذاکره کرد.
او افزود: «اگر رییسجمهوری لبنان از من میخواست با حزبالله گفتوگو کنم، این کار را انجام میدادم. او مدت طولانی با مساله حزبالله سروکار داشته است.»
عون نیز از ترامپ بهدلیل «دستاورد تاریخی» امضای چارچوب توافق میان لبنان و اسرائیل تشکر کرد و گفت: «وقت آن رسیده است که لبنان و سراسر منطقه به ثبات و امنیت برسند.»
در این نشست رسانهای به ارائه طرح عون به ترامپ یا جزئیات گفتوگوهای میان آن دو اشارهای نشد.
عون یکشنبه ۲۸ تیر، بلافاصله پس از ورود به واشینگتن با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دیدار کرد. او در این دیدار گفت اسرائیل باید مطابق توافقی که با لبنان امضا کرده است، خروج از جنوب لبنان را آغاز کند.
خاویر تباس، رییس لالیگا، در گفتوگو با روزنامه ایتالیایی گاتزتا دلو اسپورت، خواستار کنارهگیری جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، شد: «دوران او به پایان رسیده؛ فیفا در حال نابود کردن صنعت فوتبال است.»
خاویر تباس گفت تعویق محرومیت فولارین بالوگان پس از دخالت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، میتوانست به برکناری جیانی اینفانتینو منجر شود، اما حذف آمریکا از جام جهانی باعث شد این پرونده بسته شود.
خاویر تباس از احتمال برگزاری جام جهانی ۶۴ تیمی، وقفههای اجباری نوشیدن آب و افزایش زمان بین دو نیمه فینال جام جهانی انتقاد کرد و گفت فیفا تصمیمهای خود را فقط بر اساس منافعش میگیرد.
او در پاسخ به این پرسش که آیا اینفانتینو باید کنار برود، گفت: «به نظر من بله. فکر میکنم دوران او به پایان رسیده است.»
تباس در عین حال گفت اینفانتینو، ۵۶ ساله، همچنان از حمایت فدراسیونهای ملی برخوردار است و مدعی شد نظام انتخاباتی فیفا «از اساس فاسد» است: «هیچ نامزد رقیبی وجود ندارد. هیچکس حاضر نیست فقط برای شکست خوردن نامزد شود.»
تباس افزود: «او نباید در سمتش بماند، اما شرایط کنونی به گونهای است که کنار نخواهد رفت.»
رییس لالیگا که برای تماشای قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ به آمریکا سفر کرده بود، گفت: «در چند روز گذشته در آمریکا با افراد زیادی صحبت کردم که با اینفانتینو مخالف هستند و با عملکرد او موافق نیستند.»
او افزود: «همه این را میگویند، اما هیچ اقدامی انجام نمیدهند. نمیدانم سکوت بدتر است یا همدستی، زیرا کسانی که سکوت میکنند، کاملا از آسیبی که فوتبال میبیند آگاه هستند.»
انتظار میرود اینفانتینو در کنگره ماه مارس فیفا برای چهارمین دوره متوالی دوباره انتخاب شود، اما تباس معتقد است پرونده فولارین بالوگان میتوانست موقعیت او را به خطر بیندازد.
بالوگان، مهاجم ۲۵ ساله تیم ملی آمریکا، پس از دخالت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از اجرای محرومیتش برای دیدار مرحله یکهشتم نهایی برابر بلژیک معاف شد.
تباس گفت: «تعویق اجرای محرومیت بازیکن آمریکایی موضوعی بسیار جدی بود. خوششانس بودند که بلژیک آمریکا را حذف کرد، زیرا در غیر این صورت پروندهای شکل میگرفت که شاید میتوانست به قیمت از دست رفتن سمت اینفانتینو تمام شود.»
او افزود: «از آنجا که بلژیک پیروز شد، توانستند این موضوع را پنهان کنند، اما این اتفاقها فقط نوک کوه یخ هستند.»
اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) در آن زمان تصمیم فیفا را «بیسابقه، غیرقابل درک و غیرقابل توجیه» توصیف کرد. این تصمیم یکی از دلایل غیبت الکساندر چفرین، رییس یوفا، در فینال جام جهانی بود.
اینفانتینو در جریان جام جهانی امسال احتمال برگزاری مسابقاتی با حضور ۶۴ تیم را مطرح کرد، اما تباس گفت: «همه چیز نباید حول جام جهانی بچرخد.»
او افزود: «افزایش تعداد تیمهای ملی هیچ منطقی ندارد. صنعت فوتبال فقط جام جهانی نیست.»
تباس گفت: «رقابتهای داخلی ستون اصلی این ورزش هستند. آنها برای مسابقهای ۴۰ روزه که فقط شمار محدودی از بازیکنان در آن حضور دارند، صنعت فوتبالی را که دهها هزار شغل ایجاد کرده است، نابود میکنند.»
او ادامه داد: «آیا بهترین بازیکنان در جام جهانی هستند؟ قطعا، اما همین بازیکنان در لیگهای ما هم حضور دارند. ما به مسابقات ملی کمتر و حمایت بیشتر از فوتبال داخلی در همه سطوح نیاز داریم. آنها متوجه نیستند که تصمیمهای غیرمسئولانه میگیرند.»
فیفا در جام جهانی، برای همه مسابقات برگزارشده در ورزشگاههای آمریکا، مکزیک و کانادا، صرفنظر از شرایط آبوهوایی، وقفه اجباری سه دقیقهای برای نوشیدن آب را اجرا کرد.
فیفا اعلام کرد این تصمیم در راستای حفظ سلامت بازیکنان اتخاذ شده است، اما منتقدان میگویند شبکههای تلویزیونی از این وقفهها برای پخش آگهیهای تبلیغاتی استفاده میکنند.
جای خالی رییس یوفا در فینال جام جهانی
اظهارات تباس درحالی است که به نظر میرسد در اروپا، اوضاع برای اینفانتینو، خوب پیش نمیرود؛ روزنامه تایمز روز دوشنبه گزارش داد که آلکساندر چفرین، رییس یوفا و نائب رییس فیفا، در اعتراض به نحوه رسیدگی فیفا به پرونده محرومیت فولارین بالوگان، از حضور در فینال جام جهانی روز یکشنبه خودداری کرد.
این اقدام همچنین در ادامه اختلافهای دیگر او با نهاد حاکم بر فوتبال جهان انجام شد.
پرونده بالوگان تنها یکی از موارد اختلاف میان فیفا و یوفاست؛ دو نهادی که حتی در بهترین شرایط نیز روابط سردی با یکدیگر داشتهاند و اکنون این اختلافها شدت گرفته است.
چفرین پیش از آغاز جام جهانی نیز از قیمت بالای بلیتها انتقاد کرده و گفته بود این سیاست، فوتبال را از «هواداران واقعی و وفادار» دور میکند. برخلاف فیفا، یوفا اعلام کرده از قیمتگذاری شناور در مسابقات خود استفاده نخواهد کرد و دستکم ۴۰ درصد بلیتهای یورو ۲۰۲۸ در بریتانیا و ایرلند حدود ۶۰ پوند یا کمتر قیمت خواهند داشت.
اختلافها تنها به مسائل خارج از زمین محدود نمیشود. یوفا با اجباری شدن وقفههای آبرسانی، طولانی شدن زمان بین دو نیمه برای اجرای برنامههای موسیقی و همچنین دادن کارت قرمز به بازیکنانی که هنگام صحبت در زمین دهان خود را میپوشانند، موافق نیست.
فیفا به سود خود کار میکند
اجرای مدونا، بیتیاس، شکیرا و جاستین بیبر در برنامه بین دو نیمه فینال جام جهانی اجرا زمان معمول ۱۵ دقیقهای بین دو نیمه را به ۲۷ دقیقه و ۲۲ ثانیه افزایش داد.
تباس در اعتراض به این برنامه گفت: «فیفا هر کاری را که بخواهد، هر طور که بخواهد و فقط در راستای منافع خودش انجام میدهد، نه به سود فوتبال.»
او افزود: «اگر به ۲۷ دقیقه زمان بین دو نیمه نیاز داشته باشند، همان را اجرا میکنند.»
تباس همچنین گفت: «وقفههای نوشیدن آب یک دروغ است. ما هم در لالیگا چنین وقفههایی داریم، اما فقط زمانی که هوا واقعا گرم باشد.»
او ادامه داد: «در ورزشگاههای دالاس، لسآنجلس و آتلانتا سیستم تهویه فعال بود و من روی سکوها مجبور شدم ژاکت بپوشم. این وقفهها بهانهای برای پخش تبلیغات بودند.»
تباس گفت: «این نشان میدهد نهادی بر فوتبال حکومت میکند که هر زمان بخواهد و هر تصمیمی که بخواهد، فقط بر اساس منافع خودش میگیرد، بدون آنکه سایر بخشهای فوتبال را در نظر بگیرد. در بسیاری از موارد نیز به فوتبال آسیب میزند.»
برای آمریکا، جنوب ایران یعنی تضعیف توان جمهوری اسلامی در میدان و پشت میز مذاکره احتمالی. در مقابل، گسترش جنگ به منطقه برای جمهوری اسلامی، راهبرد بقا است.
حملات پیاپی آمریکا به جنوب ایران را نمیتوان صرفا ادامه یک رویارویی نظامی یا پاسخی به حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی دانست.
الگوی اهداف انتخابشده، از پایگاههای دریایی و انبارهای تسلیحاتی تا پلها و مسیرهای مواصلاتی، نشان میدهد واشینگتن در حال اجرای راهبردی است که هدف آن تنها نابودی اهداف امروز نیست، بلکه شکل دادن به میدان نبرد فرداست.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرده است حملات اخیر مراکز فرماندهی، انبارهای زیرزمینی تسلیحات، زیرساختهای لجستیکی و قابلیتهای دریایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
سنتکام همچنین از استقرار بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر داده است؛ آرایشی که بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک عملیات زمینی فوری باشد، نشان میدهد واشینگتن تلاش کرده همه گزینههای نظامی را برای مراحل بعدی جنگ حفظ کند.
هدف نخست: ایجاد منطقه حائل در جنوب
نخستین هدف، کاهش توان جمهوری اسلامی برای تهدید ناوهای آمریکایی در خلیج فارس است.
حمله به رادارها، سامانههای موشکی ساحلی، مراکز دریایی و زیرساختهای پشتیبانی بهتدریج توان حکومت را برای شناسایی و هدف قرار دادن شناورهای آمریکایی کاهش میدهد و آزادی عمل بیشتری برای حضور ناوهای آمریکا در خلیج فارس ایجاد میکند.
در چنین سناریویی، بدون آنکه نیازی به اشغال خاک ایران باشد، نوعی منطقه حائل عملیاتی در جنوب شکل میگیرد؛ منطقهای که جمهوری اسلامی همچنان بر آن حاکم است، اما توان نظامی آن برای تهدید نیروهای آمریکایی به شکل محسوسی کاهش یافته است.
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت هدف دولت ترامپ تنها پاسخ به حملات جمهوری اسلامی نیست، بلکه خارج کردن اهرم تنگه هرمز از دست تهران پیش از هر مذاکره احتمالی است.
به نوشته این روزنامه، آمریکا تلاش میکند جمهوری اسلامی در موقعیتی ضعیفتر پای میز مذاکره بازگردد و دیگر نتواند از تهدید بستن تنگه هرمز به عنوان ابزار چانهزنی استفاده کند.
هدف دوم: فرسایش شبکه لجستیکی جنوب
دومین هدف، کاهش تدریجی توان حکومت برای حفظ کنترل بر جنوب است.
هدف قرار گرفتن پلها، جادهها و مسیرهای ارتباطی تنها تخریب چند سازه نیست.
در یک جنگ فرسایشی، این حملات انتقال نیرو، تجهیزات، سوخت و پشتیبانی را از سایر نقاط کشور به جنوب، دشوارتر میکند و به مرور زمان، قدرت حکومت را برای واکنش سریع کاهش میدهد.
واشینگتنپست در تحلیلی تاکید کرده است حفظ برتری دریایی آمریکا در خلیج فارس بدون تضعیف زیرساختهای پشتیبانی جمهوری اسلامی، با دشواری روبهرو خواهد بود.
از این منظر، حمله به شبکههای ارتباطی بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای فرسایش توان لجستیکی حکومت است، نه صرفا اقدامی تاکتیکی.
هدف سوم: حفظ گزینههای آینده
استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه به معنای تصمیم واشینگتن برای ورود نیروی زمینی نیست و بیشتر تحلیلگران نظامی چنین سناریویی را همچنان پرهزینه میدانند.
اما این آرایش نظامی گزینههای آمریکا را باز نگه میدارد. در صورت گسترش جنگ، کنترل یا تصرف برخی جزایر ایرانی در خلیج فارس، از نگاه بسیاری از کارشناسان، عملیتر از ورود به خاک ایران خواهد بود و میتواند فشار نظامی و سیاسی بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد کند.
به همین دلیل، مجموعه حملات اخیر را میتوان تلاشی برای تغییر تدریجی موازنه قدرت در جنوب ایران دانست؛ راهبردی که بیش از تصرف سرزمین، بر سلب تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی تمرکز دارد.
دکترین جمهوری اسلامی
اگر آمریکا در حال طراحی میدان نبرد آینده است، جمهوری اسلامی نیز دکترین مشخص خود را دنبال میکند: افزایش هزینه جنگ برای آمریکا و متحدان منطقهای آن.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است تهران با گسترش دامنه حملات به کشورهای منطقه و تهدید زیرساختهای انرژی تلاش میکند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و شرکای عرب آن افزایش دهد.
کشته شدن دو نظامی آمریکایی در اردن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
هدف چنین حملاتی تنها وارد کردن خسارت نظامی نیست، بلکه ایجاد فشار سیاسی بر کاخ سفید و دولتهای منطقه است تا ادامه جنگ، پرهزینهتر از بازگشت به مذاکره به نظر برسد.
آسوشیتدپرس معتقد است دو طرف اکنون از بسیاری از خطوط قرمز گذشتهاند؛ آمریکا دامنه حملات خود را به زیرساختهای لجستیکی گسترش داده و جمهوری اسلامی نیز میدان درگیری را از خاک ایران به سراسر منطقه کشانده است.
چرا ترامپ هنوز از توافق سخن میگوید؟
همزمان با ادامه عملیات نظامی، دونالد ترامپ همچنان از امکان دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی سخن میگوید.
او به تازگی نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرده که نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها از توافق میان واشینگتن و تهران حمایت میکنند.
مرکز پژوهشی پیو نیز گزارش داده است اکثریت آمریکاییها از گسترش جنگ و ادامه آن حمایت نمیکنند.
این دو واقعیت نشان میدهد هدف واشینگتن، دستکم در مقطع کنونی، لزوما تغییر حکومت نیست، بلکه افزایش فشار نظامی تا جایی است که جمهوری اسلامی با اهرمهای بسیار کمتری وارد هرگونه مذاکره احتمالی شود.
جنگ برای بقا
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی این جنگ را تنها یک نبرد خارجی نمیبیند، بلکه آن را بخشی از راهبرد بقای خود میداند.
حکومت بهخوبی میداند که در شرایط جنگ، جامعه بیش از هر چیز نگران امنیت، معیشت و بقا خواهد بود و احتمال شکلگیری اعتراضات گسترده علیه حکومت کاهش پیدا میکند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگاه بحرانهای اقتصادی و معیشتی به نقطه اوج رسیده، خطر اعتراضات سراسری نیز افزایش یافته است.
اما در فضای جنگ، حکومت میتواند بخش مهمی از این فشارها را به شرایط درگیری نسبت دهد و همزمان فضای امنیتی را برای کنترل جامعه تشدید کند.
در همین چارچوب، بحران انرژی مهمترین اهرم باقیمانده جمهوری اسلامی است.
تهران بر این باور است که اگر تهدید علیه صادرات نفت، امنیت انرژی و تنگه هرمز از میان برود، فشارهای خارجی و نارضایتیهای داخلی میتوانند بهطور همزمان بر حکومت متمرکز شوند.
به همین دلیل، راهبرد جمهوری اسلامی تنها دفاع از مرزهای ایران نیست، بلکه دفاع از بقای نظام سیاسی است.
حمله به زیرساختهای انرژی، تهدید مسیرهای کشتیرانی و گسترش دامنه جنگ به کشورهای منطقه تلاشی برای خریدن زمان است؛ زمانی که حکومت امیدوار است یا به توافقی دست یابد یا مانع همزمان شدن فشار خارجی و اعتراضات داخلی شود.
در مقابل، راهبرد آمریکا بر فرسایش تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی استوار شده است؛ از محدود کردن توان دریایی و لجستیکی گرفته تا کاهش اهرم انرژی و تنگه هرمز.
از این منظر، دو طرف دیگر تنها بر سر جغرافیای جنگ رقابت نمیکنند. واشینگتن در پی کاهش تدریجی ظرفیت جمهوری اسلامی برای اعمال قدرت است و جمهوری اسلامی تلاش میکند با گسترش بحران انرژی و انتقال هزینه جنگ به دیگران، از همزمان شدن فشار خارجی و نارضایتی داخلی جلوگیری کند.
شاید به همین دلیل، این جنگ بیش از آنکه نبردی بر سر خاک باشد، نبردی بر سر زمان و بقا است.
یک منبع آگاه در ایران به ایراناینترنشنال گفت وضعیت بهداشتی و درمانی در زندان دستگرد اصفهان بحرانی است و چند زندانی بر اثر بیماری عفونی جان باختهاند.
این منبع آگاه سهشنبه ۳۰ تیر به ایراناینترنشنال گفت، چند زندانی شامگاه دوشنبه ۲۹ تیر در پی ابتلا به بیماریهای عفونی جان باختندو مسئولان زندان پیکرهای آنها را شبانه و بدون اطلاعرسانی عمومی از زندان خارج کردند. شمار دقیق جانباختگان و هویت آنان تاکنون مشخص نیست.
این منبع مطلع وضعیت بهداشتی زندان را «غیرقابل باور» توصیف کرد و گفت شمار زیادی از زندانیان به عفونتهای دستگاه تنفسی، سینه و ریه مبتلا شدهاند، اما دسترسی آنها به پزشک، دارو و حتی آنتیبیوتیکهای ابتدایی بسیار محدود است.
به گفته این منبع، زندانیان برای مراجعه به بهداری باید نامنویسی کنند و از هر اتاقِ حدود ۴۰ نفره، تنها دو نفر در هفته میتوانند به مرکز درمانی زندان مراجعه کنند. این محدودیت در حالی اعمال میشود که گزارشهایی از گسترش بیماریهای عفونی و مننژیت در میان زندانیان منتشر شده است.
این منبع به نقل از زندانیان وضعیت زندان را اینطور توصیف کرد: «غذای زندان بسیار کم و بیکیفیت است. گاهی یک مرغ میان ۱۳ زندانی تقسیم میشود و همراه آن تنها مقدار کمی برنج در اختیارشان قرار میگیرد. در مقابل، فروشگاه زندان انواع کالاها، از جمله سیگار، فلاسک چای، نوشیدنی، قهوه و غذای سرد و گرم را با قیمتهایی بالاتر از نرخ معمول به زندانیان میفروشد. این منبع آگاه تاکید کرد دسترسی زندانیان کمبضاعت به مواد غذایی و اقلام ضروری دشوار شده است.»
طبق گفتههای این منبع، توزیع متادون نیز در زندان دستگرد متوقف شده و زندانیانِ تحتِ درمانِ وابستگی به مواد مخدر، هر روز از ساعت هفت صبح برای دریافت قرص «ب۲» یا بوپرنورفین در صف میایستند. به گفته این منبع، مسئولان بهداری این قرص را ابتدا پودر میکنند و سپس در اختیار زندانیان قرار میدهند.
این منبع نسبت به نحوه تجویز گسترده بوپرنورفین و وابسته شدن شماری از زندانیان به این دارو ابراز نگرانی کرد و گفت نبود نظارت پزشکی و برنامه درمانی مناسب، مشکلات جسمی و روانی زندانیان را تشدید کرده است.
شرایط بحرانی زندانیان تنها به زندان دستگرد اصفهان محدود نمیشود. ۲۲ تیر چند زندانی امنیتی محبوس در بندهای یک، دو و چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ به ایراناینترنشنال گفتند زندانیان محبوس در این زندان به جای خواب کافی، آب گرم و دارو دسترسی ندارند و در معرض ابتلا به انواع بیماریها قرار گرفتهاند.
طبق روایت این منابع، تعداد زندانیان در ماههای اخیر دستکم دو برابر بیشتر از ظرفیت هر بند بوده است.
۱۶ تیر نیز تعدادی از زندانیان سیاسی بند ۶ این زندان از قطع آب، خاموش شدن کولرها و بسته شدن حمامها در این زندان خبر دادند و گفتند این اقدامات برای اعمال فشار بر آنان انجام شده است.
شهروندانی از سراسر ایران در پیامهای خود به ایراناینترنشنال به افزایش سرسامآور اجاره خانه اشاره کردند که حتی از مبلغ کل حقوق و دستمزد آنها پیشی گرفته است.
برخی مخاطبان از اصفهان، بابلسر، بندرعباس، تبریز، تهران، دزفول، سنندج، قزوین، کرمانشاه، گلپایگان، لاهیجان، مشهد، همدان و دهها شهر کوچک و بزرگ دیگر اشاره کردند چند ماه است که اجاره خانه خود را ندادهاند.
آنها تاکید کردند با وجود فشار صاحبخانه، نه توان تخلیه واحد فعلی را دارند نه پیدا کردن خانهای که در توان مالیشان باشد.
یک زن ۴۰ ساله که شغلش خدمات نظافتی است، گفت از زمستان سال گذشته تاکنون، به ندرت میتواند کار پیدا کند و چهار ماه است اجاره خانهاش عقب افتاده است.
مقایسه درآمد و اجاره
یک بازنشسته ساکن مشهد گفت با حقوق ۲۴ میلیون تومانی، ۲۱ میلیون تومان اجاره خانه میدهد.
یک کارمند وزارت بهداشت ساکن تهران نیز با اشاره به دستمزد ۲۸ میلیون تومانی خود، گفت اجاره خانهاش ۳۲ میلیون تومان است و معلمی ساکن شهری کوچک هم گفت نیمی از حقوق ۲۰ میلیون تومانیاش صرف اجاره میشود.
دهها روایت مشابه دیگر نیز درباره همگون نبودن دخل و خرج به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
یک زن سرپرست خانوار گفت حقوق معلمی او با ۲۵ سال سابقه کار به تازگی به ۳۰ میلیون تومان رسیده که نیمی از آن صرف اجاره میشود.
او افزود: «با باقیمانده حقوقم اگر روزی صرفا یک هندوانه خالی هم بخوریم، به ته ماه نمیرسیم.»
شهروندی از همدان گفت: «این روزها گرانی و تورم، مردم را به جنون کشانده. اجاره خانهها از میزان دستمزد اکثر مردم بیشتر شده؛ با زیر ۲۰ میلیون تومان اجاره، اصلا واحدی برای اجاره پیدا نمیشود.»
یاسر عربی، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی، اواخر خرداد با اشاره به افزایش شدید اجارهبها گفته بود در بسیاری از موارد بیش از ۷۰ درصد درآمد خانوار صرف اجاره خانه میشود. وضعیتی که به گفته او بسیاری از مستاجران را به مهاجرت به حاشیه شهرها یا سکونت در واحدهای کوچک و کمکیفیت وادار کرده است.
اجارهبها حتی در شهرهای بسیار کوچک و روستاها هم افزایش داشته است.
شهروندی در یک نمونه، اشاره کرد صاحبِ خانهای کوچک در پادکدشت ورامین ۱۰۰ میلیون تومان رهن و ۷.۵ میلیون تومان اجاره میخواهد.
در کنار اینها، برخی کسبه به کساد بودن بازار در شش ماه اخیر اشاره کردند.
یک کاسب از جزیره کیش گفت با این درآمدهای ناچیز، اجاره مغازه و حتی پول قبوض برق و گاز را هم نمیتوان داد.
یک مشاور املاک تاکید کرد در ماههای اخیر بازار خرید و فروش ملک عملا در رکود کامل بوده است.
او با اشاره به افزایش «نجومی» قیمت خانه در تهران، گفت بسیاری از «طبقه متوسطیها» ناچار به کوچ به حاشیههای شهر و شهرکهای اقماری شدهاند.
افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی اجاره خانه
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند نرخ ثابتی برای افزایش اجاره وجود ندارد و درصد رشد، شهر به شهر و منطقه به منطقه، متفاوت است.
در یک نمونه، شهروندی ساکن قزوین از افزایش ۸۲ درصدی ودیعه مسکن خبر داد و گفت خانهای که سال گذشته با ۵۵۰ میلیون تومان پول پیش و ماهی سه میلیون تومان اجاره ماهانه در آن سکونت داشت، امسال ودیعهاش به یک میلیارد تومان افزایش یافته است.
شهروندی ساکن سنندج بدون اشاره به مبلغ ودیعه، گفت سال گذشته پنج میلیون تومان اجاره برای واحدی ۶۰ متری پرداخت میکردهاند اما امسال با ۱۰۰ درصد افزایش، باید ۱۰ میلیون تومان اجاره بپردازند.
در نمونهای دیگر، ودیعه با نزدیک به ۶۷ درصد افزایش از ۶۰۰ میلیون به یک میلیارد تومان و اجاره ماهانه با ۸۰ درصد رشد از ۱۵ میلیون تومان به ۲۷ میلیون تومان رسیده است.
در بابلسر نیز به گفته مخاطبان، اجارهها بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش داشته است.
شهروندی از این شهر گفت خانهای که سال گذشته اجارهاش ۱۹ میلیون تومان بود، الان صاحبخانه «با منت» میخواهد ۳۵ میلیون تومان اجاره دهد.
مخاطبی دیگر بدون اشاره به شهر محل سکونتش گفت: «من پارسال بعد از ازدواجم یک آپارتمان گرفتم با مبلغ ۸۰۰ میلیون رهن و ۱۰ میلیون تومان اجاره. امسال صاحبخانه گفته باید یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان رهن بدهی با ۲۵ میلیون تومان اجاره.»
ودیعه این خانه ۵۰ درصد و اجاره ماهانه آن ۱۵۰ درصد افزایش داشته است.
برخی شهروندان گفتند برای پرداخت اجاره، به ناچار به فروش طلا و خرج پساندازهای خود روی آوردهاند؛ با این حال نمیدانند اگر وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند، در ماههای آینده قرار است چطور از پسِ این هزینهها برآیند.
مخاطبی گفت: «درآمد مردم کم و قیمت همه چیز به شدت بالاست. مستاجرها جان به لب شدهاند. لعنت به جمهوری اسلامی که زندگی و جوانی ما را گرفت.»