تقلید ناشیانه؛ وقتی قالیباف ادای ترامپ را درمیآورد
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
بهجای بیانیههای طولانی و ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، پیامهایی منتشر شد که مستقیما ترامپ را هدف میگرفت؛ گویی قالیباف میخواست رییسجمهوری آمریکا را با روشهای خودش به چالش بکشد: بههم ریختن زمین بازی، تحقیر رقیب و تسلط بر چرخه خبر.
و سپس، نوبت به سکانس پایانی کپیبرداری رسید.
قالیباف در پرواز بازگشت از مذاکرات سوئیس، مقابل خبرنگاران قرار گرفت و به پرسشهای آنان پاسخ داد؛ درست در همان قابی که ترامپ بارها در هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا برای گفتوگوهای ناگهانی، خبرسازی و تعیین دستور کار رسانهها از آن استفاده کرده است.
تکرار میزانسنی آشنا: سیاستمدار در هواپیما، خبرنگاران در اطرافش، دوربینها روشن و پاسخهایی که قرار است پیش از فرود، تیتر خبرها شوند.
اما یک تفاوت کوچک وجود داشت؛ آن هواپیما، ایرفورس وان نبود و مسافر آن نیز با این دست و پا زدنها، ترامپ نمیشد.
قالیباف این درس را از ترامپ بهخوبی آموخته است: سیاست فقط رقابت بر سر برنامهها نیست؛ رقابت بر سر تصاحب صحنه است. آنچه قالیباف نیاموخته این است:.
سیاست فقط قاب، میم، لباس غیررسمی و گفتوگو در ارتفاع چند هزار پایی نیست. ترامپ، چه دوستش داشته باشیم و چه از او متنفر باشیم، برند سیاسی خودش را ساخته؛ قالیباف اما هنوز میان فرمانده، خلبان، مدیر جهادی و نسخه ایرانی ترامپ در رفتوآمد است.
مرکز آمار ایران از ثبت ارقام بیسابقه در تورم خردادماه خبر داد و اعلام کرد هزینه خانوارها برای خرید یک سبد یکسان از کالاها و خدمات، نسبت به خرداد سال گذشته حدود ۹۰ درصد افزایش یافته است.
آرش ازرمی، دبیر بخش اقتصادی ایراناینترنشنال، گفت: «با توجه به تحولات سیاسی، به نظر نمیآید جمهوری اسلامی بهبود معیشت مردم را در اولویت قرار دهد و این موضوع میتواند به افزایش بیشتر تورم در سراسر کشور منجر شود.»
دونالد ترامپ در آمریکا و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، هر دو در پاییز انتخاباتی سرنوشتساز پیش رو دارند. توافق با جمهوری اسلامی که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
این همان تضادی است که از نظر «اسرائیلهیوم» باعث شده روابط نتانیاهو و ترامپ دستخوش تنش شود. با این حال این روزنامه در تحلیلی مفصل به قلم آمیت سیگال، که با تکیه بر اطلاعات منابع آگاه نوشته شده، گفته است که مقامهای اسرائیلی فعلا در برابر اظهارات تند ترامپ و جیدی ونس سکوت کنند.
بر اساس این تحلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، حتی اگر اکثریت خود را در سنا حفظ کنند، ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد: «تقریبا تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد، زیرا برخلاف سنا، در آنجا تنها اکثریت ساده کافی است و این سومین استیضاح ترامپ خواهد بود.»
دونالد ترامپ در آمریکا و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، هر دو در پاییز انتخاباتی سرنوشتساز پیش رو دارند. توافق با جمهوری اسلامی که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
این همان تضادی است که از نظر «اسرائیلهیوم» باعث شده روابط نتانیاهو و ترامپ دستخوش تنش شود. با این حال این روزنامه در تحلیلی مفصل به قلم آمیت سیگال، که با تکیه بر اطلاعات منابع آگاه نوشته شده، گفته است که مقامهای اسرائیلی فعلا در برابر اظهارات تند ترامپ و جیدی ونس سکوت کنند.
بر اساس این تحلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، حتی اگر اکثریت خود را در سنا حفظ کنند، ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد: «تقریبا تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد، زیرا برخلاف سنا، در آنجا تنها اکثریت ساده کافی است و این سومین استیضاح ترامپ خواهد بود.»
به نوشته این روزنامه، سرنگونی حکومت در ایران یا خارج کردن ذخایر اورانیوم از این کشور میتوانست تا حدی به نفع ترامپ باشد، اما جهش قیمت انرژی تقریبا بهطور قطع به شکست او در انتخابات منجر میشود.
بر اساس این تحلیل، رییسجمهوری آمریکا دو برگ برنده تعیینکننده در اختیار داشت: نخست، عملیات زمینی برای خارج کردن ذخایر اورانیوم؛ اما ترامپ معتقد بود که در نهایت میتواند از طریق توافق نیز به این هدف برسد.
دوم، نابودی زیرساختهای انرژی در ایران.
در حالی که موضوع انرژی در آمریکا مساله اصلی بود، در اسرائیل این موضوع، دغدغه اول نبود.
از سوی دیگر، هیچ مقام مسئولی نتوانست به ترامپ تضمین دهد که حکومت ایران تا پیش از انتخابات میاندورهای پاییز ۱۴۰۵ در آمریکا، سقوط خواهد کرد تا ترامپ بتواند روی آن بهعنوان برگ برنده در انتخابات حساب کند.
بنابراین توافق با تهران گزینه در دسترسی بود که به ترامپ در انتخابات پیش رو کمک خواهد کرد.
بند نانوشته در توافق
اسرائیلهیوم در ادامه تحلیل خود، در ارزیابی توافق تهران و واشینگتن نوشت که اگرچه بسیاری آن را با برجام مقایسه میکنند، اما این توافق بندی پنهان دارد که بر اساس آن، تحریمها علیه ایران از بین نمیروند، بلکه موقتا غیرفعال میشوند، در حالی که آمریکا از لحظه امضا به همه آنچه میخواهد، رسیده است؛ تنگه هرمز باز شده و جریان انرژی (کم و بیش) به حالت قبل بازگشته است.
در واقع با این توافق، تقریبا تمام فشار اقتصادی بر آمریکا برداشته میشود، اما تنها بخش کوچکی از فشار اقتصادی بر ایران کاهش مییابد.
در ادامه این تحلیل آمده است که درباره میزان خسارت واردشده به ایران در جنگ نیز اختلافنظر وجود دارد. برخی آن را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار و برخی تا یک تریلیون دلار برآورد میکنند.
در هر صورت، منفعت اقتصادی حاصل از کاهش محدود تحریمها برای ایران مانند آن است که بخواهید استخری خالی را با یک فنجان آب پر کنید.
شش ماه دیگر، وقتی شهروندان ایران ببینند گشایشی حاصل نشد
مقامهای ارشد موساد پس از امضای توافق نسبت به احتمال شکلگیری اعتراضات در ایران، در شرایطی که حکومت از فضای جدید سود میبرد، بدبین بودند اما منبع اسرائیلهیوم، دیدگاه خوشبینانهتری دارد.
او گفته است: «نباید فراموش کرد که حتی پیش از این خسارت عظیم نیز مردم با وجود نداشتن چیزی برای از دست دادن، به خیابانها آمدند. شش ماه دیگر، وقتی شهروندان در ایران دریابند شرایط دشوار اقتصادی همچنان ادامه دارد، چه خواهند کرد؟ حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد؟»
توصیه به خویشتنداری
اسرائیلهیوم در ادامه، به سابقه تنشها بین نتانیاهو و ترامپ اشاره کرد و از قول منابع خود نوشت این اولین بار نیست که این دو در روابط خود دچار تنش شدهاند، اما در موارد قبلی اختلافات پشت درهای بسته حل و فصل میشد.
نویسنده این مقاله نوشت: «تفاوت این بار بیشتر به این دلیل است که ترامپ تصمیم گرفته تقریبا به هر تماس ناشناسی پاسخ دهد؛ حتی اگر خبرنگاری پشت خط باشد.»
اسرائیلهیوم به کنایه تاکید کرد رهبران اسرائیل مانند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، از حمایت حزب دموکرات آمریکا برخوردار نیستند و از طرفی، ایتالیا در دو جبهه درگیر جنگ نیست.
بر این اساس، این مقاله استدلال کرد: «این درگیریهای لفظی فقط زیان به همراه دارند. سکوت کنید، صبر داشته باشید و اجازه دهید زمان بگذرد. این همان کاری است که باید انجام شود.»
منبع آگاه مقاله اسرائیلهیوم تاکید کرد: «هنوز زمان وجود دارد و زمان به سود کسی است که از آن بهدرستی استفاده کند. آیا این توافق یک توافق تاریخی است؟ خیر. اما قطعا هم یک فاجعه نیست.»
سنتکام اعلام کرد نیروهای آمریکا در واکنش به حمله جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز، انبارهای موشک و پهپاد و همچنین سایتهای راداری ساحلی جمهوری اسلامی را در جنوب ایران هدف قرار دادند.
امید معماریان، تحلیلگر سیاسی در موسسه دان، گفت احتمال اینکه چنین حملاتی به تفاهم میان تهران و واشینگتن آسیب بزند، کم است، زیرا اراده سیاسی در ایالات متحده بر ادامه مذاکرات استوار است.