واکنش شهروندان به ناکامی تیم فوتبال در جامجهانی: «شما خیلی وقت پیش حذف شدید»
حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی با موجی از واکنشها همراه شد. بخش قابل توجهی از مخاطبان در پیامهای خود، شکست این تیم را به مواضع سیاسی برخی بازیکنان، بهویژه رامین رضاییان، و حمایت آنان از جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سراسری نسبت دادند.
پس از حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی، شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، این نتیجه را نه صرفاً یک ناکامی ورزشی، بلکه بازتاب مواضع سیاسی برخی بازیکنان تیم در سالهای اخیر توصیف کردند.
در بسیاری از این پیامها، نام رامین رضاییان بیش از دیگر بازیکنان تکرار شد. کاربران با اشاره به حضور او و دیگر بازیکنان تیم در تجمعات حکومتی پس از اعتراضات سراسری و اظهاراتشان درباره کشتار دیماه، نوشتند که حذف تیم «سالها پیش» و در زمان فاصله گرفتن از مردم رقم خورده بود. یکی از شهروندان خطاب به رضاییان نوشت: «شما خیلی وقت پیش حذف شدید؛ همانجا که به جاویدنامان پشت کردید.»
گروهی دیگر از مخاطبان، شکست تیم را با مفاهیمی مانند «کارما» یا «آه خانوادههای دادخواه» توصیف کردند و نوشتند این نتیجه، پیامد حمایت برخی بازیکنان از حکومت و بیتوجهی به سرکوب معترضان است. در شماری از پیامها آمده بود که «دعای خیر مردم» دیگر پشت این تیم نبود و به همین دلیل نتوانست به مرحله بعدی جام جهانی صعود کند.
برخی از مخاطبان نیز تیم کنونی را با بازیکنانی که در سالهای گذشته مواضع متفاوتی اتخاذ کرده بودند، مقایسه کردند. در تعدادی از پیامها از رشید مظاهری به عنوان نمونه بازیکنی یاد شد که به گفته شهروندان «در کنار مردم ایستاد». در مقابل، از اعضای فعلی تیم به دلیل آنچه «حمایت از رژیم» یا «نادیده گرفتن سرکوب مردم» خوانده شد، انتقاد شد.
در بخش دیگری از واکنشها، مخاطبان تاکید کردند که این تیم دیگر از حمایت عمومی برخوردار نیست. برخی نوشتند که برخلاف دورههای گذشته، این بار خبری از گردهماییهای گسترده برای تماشای مسابقات یا دعا برای پیروزی تیم نبود و حتی شماری از مردم از حذف آن ابراز خوشحالی کردند. یکی از شهروندان نوشت: «این تیم، تیم ملی و مردمی نیست؛ از باختش بیشتر خوشحال میشویم.»
همچنین تعدادی از شهروندان به گل مردود اعلامشده شجاع خلیلزاده اشاره کردند و آن را به اظهارات پیشین او درباره تقدیم گل به رهبر جمهوری اسلامی پیوند زدند. برخی دیگر نیز با اشاره به اشکهای رامین رضاییان پس از حذف ایران، نوشتند که این نتیجه پیامد انتخابهای سیاسی بازیکنان است.
وجه مشترک بسیاری از این پیامها، پیوند زدن نتیجه ورزشی تیم با مواضع سیاسی بخشی از بازیکنان و تاکید بر این بود که از نگاه این شهروندان، حمایت اجتماعی و موفقیت ورزشی از یکدیگر جدا نیستند و فاصله گرفتن از افکار عمومی، در نهایت بر سرنوشت تیم نیز تاثیر گذاشته است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.