اردوغان به پزشکیان: باید در برابر کسانی که به دنبال خرابکاری در مذاکرات هستند هوشیار بود


دفتر ریاستجمهوری ترکیه اعلام کرد که رجب طیب اردوغان در گفتوگو با مسعود پزشکیان گفت آنکارا از تفاهم حاصلشده میان جمهوری اسلامی و آمریکا استقبال میکند و آماده است هرگونه حمایت لازم را برای کمک به تکمیل این روند بهصورت صلحآمیز ارائه دهد.
به گزارش رویترز، دفتر اردوغان در بیانیهای افزود که او در تماس تلفنی به پزشکیان گفت «مهم است در برابر کسانی که به دنبال خرابکاری در مذاکرات هستند هوشیار بود».
او افزود: «گامهای جدید برای تقویت صلح منطقهای هم ضروری و هم مهم هستند.»






سازمان لیگ فوتبال خبر داد که با تصویب هیات رییسه فدراسیون فوتبال، بیستوپنجمین دوره لیگ برتر ( فصل ۱۴۰۵-۱۴۰۴ ) به دلیل جنگ به صورت نیمه تمام باقی میماند و جدول لیگ نیز با شرایط فعلی متوقف میگردد. همچنین فصل آینده فوتبال ایران با حضور ۱۸ تیم برگزار خواهد شد.
بر اساس اعلام سازمان لیگ، ۳ نماینده فوتبال ایران برای حضور در مسابقات لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان آسیا به کنفدراسیون فوتبال آسیا به این ترتیب معرفی میشوند؛ تیمهای اول و دوم جدول لیگ برتر به لیگ نخبگان راه یافته و نماینده سوم که باید در لیگ قهرمانان سطح دو آسیا حضور یابد، بعد از برگزاری دیدار سه جانبه تعیین می شود.
در روز ۵ تیرماه پرسپولیس و چادرملو اردکان به مصاف هم میروند و برنده این مسابقه در روز ۸ تیرماه به مصاف گلگهر سیرجان خواهد رفت.
تیم انتهای جدول لیگ برتر، مس رفسنجان، در تک دیدار پلیآف و در زمین بیطرف روز چهارشنبه ۳۱ تیرماه به مصاف تیم سوم جدول لیگ یک فصل جاری میرود که برنده این دیدار به همراه تیمهای قهرمان و نایبقهرمان لیگ یک فصل ۱۴۰۵-۱۴۰۴ در لیگ برتر فصل آینده حضور خواهند داشت. در پایان لیگ بیستوششم نیز چهار تیم به دسته پایینتر سقوط میکنند تا لیگ بیستوهفتم با ۱۶ تیم برگزار شود.
مایکل باومگارتنر، نماینده جمهوریخواه از ایالت واشینگتن در مجلس نمایندگان ایالات متحده، در شبکه ایکس نوشت: «من مشتاق دریافت گزارش درباره یادداشت تفاهم ایران و طرح مذاکرات ۶۰ روزه هستم.»
او افزود: «[حکومت] ایرانِ تروریستی دارای سلاح هستهای باعث اشاعه در سراسر خاورمیانه خواهد شد و یک تهدید امنیت ملی در سطح "درجه یک" است.»
این عضو مجلس نمایندگان تاکید کرد: «ترجیح من این است که آمریکا محاصره تنگه هرمز و محدودیت صادرات نفت ایران حفظ کند تا اقتصاد این کشور را خفه کند، تا زمانی که آمریکا بهطور فیزیکی تمام اورانیوم غنیشده آن را در اختیار بگیرد.»
باومگارتنر همچنین در بخش دیگری از این پیام نوشت: «در حالی که سپاه پاسداران تنها توسط ۱۰ تا ۲۰ درصد [از مردم ایران] حمایت میشود و در رهبری آن نیز برخی شکافها وجود دارد، آمریکا باید یک راهبرد واقعبینانه میانمدت را دنبال کند که همچنان "راهبرد سهگانه" سپاه پاسداران را تضعیف کند: توانمندیهای موشکهای بالستیک و پهپادی، حمایت از نیروهای نیابتی تروریستی منطقهای، و توسعه سلاحهای هستهای.»
این نماینده جمهوریخواه تاکید کرد: «تهدیدهای حکومت ایران تا زمانی ادامه خواهد داشت که این کشور توسط همین جهادگرایان آخرالزمانی اداره شود؛ کسانی که به مدت ۵۰ سال شعار "مرگ بر آمریکا" سر دادهاند و از حملات تروریستی در سراسر جهان حمایت کردهاند. هیچ رهبری به اندازه رییسجمهور ترامپ در قبال ایران سختگیر نبوده است و ایالات متحده همچنان مجموعه قابل توجهی از گزینهها برای مواجهه با این چالش در اختیار دارد.»
کانال تلگرامی محمدباقر قالیباف گزارش داد که او تهران را به مقصد مسقط ترک کرد.
بر اساس این گزارش، رییس مجلس شورای اسلامی در سفر به عمان با هیثم بن طارق، سلطان عمان دیدار و درباره «ارتقای همکاریهای دوجانبه و نیز تشریک مساعی برای تثبیت ترتیبات ایرانی اداره تنگه هرمز» گفتوگو خواهد کرد.
در این سفر عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، قالیباف را همراهی میکند.
یادداشت تفاهمی که میان تهران و واشینگتن امضا شد، فراتر از تقویت احتمالی سپاه پاسداران، تهدید امنیت خلیج فارس و تعمیق نفوذ چین در بازار انرژی ایران، یک پیامد مهمتر دارد: مردم ایران را در برابر جمهوری اسلامی تنها میگذارد.
در بند دوم این تفاهمنامه، تعهد دو طرف به خودداری از «دخالت در امور داخلی یکدیگر» در عمل به معنای نادیده گرفتن مردم ایران و واگذار کردن آنها به جمهوری اسلامی است.
این بند در تضاد مستقیم با بسیاری از مواضع پیشین دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، قرار دارد؛ مواضعی که بر حمایت از مردم ایران و محکومیت خشونت و سرکوب جمهوری اسلامی تاکید داشت.
ترامپ در سال ۲۰۱۷، در صحبتهایی ایرانیان را «مردمی سربلند» توصیف کرد که ناچار شدهاند زیر سلطه حکومتی افراطی زندگی کنند. او در سال ۲۰۱۸ در توئیتی نوشت: «احترام فراوان برای مردم ایران که میکوشند قدرت را از حکومت فاسدشان پس بگیرند. در زمان مناسب، حمایت بزرگ آمریکا را خواهید دید.»
ترامپ پس از حملات آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه نوشت: «اگر حکومت کنونی ایران نمیتواند عظمت را به ایران بازگرداند، چرا تغییر رژیم نه؟ عظمت را به ایران بازگردانید.»
دیماه ۱۴۰۴، ترامپ از ایرانیان خواست به اعتراض ادامه دهند و «نهادهای خود را پس بگیرند». او در این پست مشهود تاکید کرد: «کمک در راه است». ترامپ مدتی بعد و پس از گسترش اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی، بار دیگر ایرانیان را خطاب قرار داد: «وقتی کار ما تمام شد، حکومت خودتان را در اختیار بگیرید. حق شماست که آن را به دست بگیرید.»
اما این تفاهمنامه چرخشی چشمگیر نسبت به آن مواضع را نشان میدهد. این توافق از یک سوی همان مردمی را تنها میگذارد که ترامپ بارها آنان را به بازپسگیری کشورشان تشویق کرده بود و از سوی دیگر این پیام را به جمهوری اسلامی میدهد که واشینگتن دیگر تمایلی به حمایت از معترضان علیه حکومت را ندارد.
این تضاد از آن جهت چشمگیرتر است که پس از دورهای رخ میدهد که جمهوری اسلامی، بهاحتمال زیاد، بیش از هر زمان دیگری در چند دهه اخیر آسیبپذیر شده بود.
در پی شکستهای نظامی، فشارهای اقتصادی و افزایش نارضایتی داخلی، جمهوری اسلامی بیش از پیش در موقعیت ضعف قرار گرفته است. با این حال، به نظر میرسد که واشینگتن بهجای تبدیل این فشارها به اهرمی برای پیگیری تغییری سیاسی و پایدار، مسیر سازش با حکومت را انتخاب کرده است.
ترامپ اکنون از رهبران ایران بهعنوان افرادی «بسیار باهوش» و «قوی» نام میبرد و آنان را نه حاکمانی سرکوبگر، بلکه شرکایی عملگرا و قابل مذاکره معرفی میکند. پیبیاس نیز به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت جمهوری اسلامی اگر «مانند یک کشور عادی» رفتار کند، پاداش خواهد گرفت.
این رویکرد پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا پس از ۴۷ سال سرکوب، تروریسم، گروگانگیری، بیثباتسازی منطقهای و مرگ شمار زیادی از آمریکاییها در نتیجه اقدامات جمهوری اسلامی و شبکه نیروهای نیابتیاش، اکنون قرار است بعادیسازی روابط بدون پاسخگویی به تهران پیشنهاد شود؟
به نظر میرسد این توافق در آستانه فراهم کردن کاهش تحریمها، دسترسی تهران به داراییهای مسدودشده و گسترش فروش نفت است. بخش بزرگی از این نفت احتمالا راهی چین خواهد شد. درآمدهای بیشتر میتواند سپاه پاسداران را تقویت کند، سرکوب داخلی را شدت بخشد و حمایت از متحدان مسلحی مانند حزبالله و حماس را افزایش دهد.
حامیان توافق میگویند دیپلماسی از درگیری بهتر است و محدودیتهایی که از راه مذاکره به دست میآید، از تقابل بیپایان کارآمدتر است. با این حال، تجربه نشان میدهد توافق با جمهوری اسلامی تنها زمانی موثر است که سازوکارهای اجرایی محکمی پشت آن باشد و طرف مقابل نیز اراده لازم برای بهکارگیری این ابزارها را داشته باشد.
اگر پیش از راستیآزمایی کامل تعهدات کلیدی، امتیازهای قابل توجهی واگذار شود، اهرم فشار از میان میرود و در مقابل، خطرها افزایش مییابد.
این نگرانی تازهای نیست. زمانی که باراک اوباما، رییسجمهوری وقت ایالات متحده، پس از انتخابات مناقشهبرانگیز سال ۱۳۸۸ از حمایت از جنبش سبز حمایت نکرد، بسیاری از منتقدان این تصمیم را خیانت به ارزشهای دموکراتیک و از دست دادن فرصتی راهبردی برای تضعیف حکومت از درون دانستند.
بحث کنونی نیز پژواک بسیاری از همان استدلالهاست. اما کاری که ترامپ کرده ممکن است پیامدهای گستردهتری هم داشته باشد.
او پس از صدور مجوز برای حملاتی که زیرساخت هستهای، توان موشکهای بالستیک و داراییهایِ نظامی جمهوریاسلامی را بهشدت تضعیف کرد، به چیزی دست یافت که بسیاری از دولتهای پیش از او یا تمایلی به آزمودن آن نداشتند، یا قادر به انجامش نبودند.
با این حال، او با گذار سریع از فشار حداکثری به سازش، این خطر را ایجاد کرده است که یک پیروزی تاکتیکی مهم به خطایی راهبردی تبدیل شود.
در لحظهای که جمهوریاسلامی آسیبپذیرتر از همیشه به نظر میرسید و بسیاری از ایرانیان بیش از هر زمان دیگری آماده به چالش کشیدن حکومت بودند،ایالات متحده ترجیح داد حمایت از جنبشهای مخالف را در اولویت قرار ندهد و فشار از درون بر سپاه پاسداران را افزایش ندهد.
اینکه چنین تلاشهایی موفق میشد یا نه، روشن نیست؛ اما کنار گذاشتن کامل آنها، منبعی از اهرم فشار را حذف کرد که دستکم میتوانست موقعیت آمریکا در مذاکرات را تقویت کند.
یک راهبردی متفاوت، مستلزم تلاشی مستمر برای توضیح این امر به مردم آمریکا بود که چرا حمایت از خواستهای شهروندان ایرانی، هم با ارزشهای آمریکایی سازگار است و هم با منافع امنیتی بلندمدت ایالات متحده همخوانی دارد.
ثبات واقعی در خاورمیانه بعید است صرفا با توافق با حاکمان اقتدارگرا به دست آید. ثبات پایدار زمانی شکل میگیرد که حکومتها در میان مردم خود مشروعیت داشته باشند؛ بهویژه در کشوری مانند ایران، که بخش بزرگی از جامعه آن احتمالا از همراهترین جوامع با آمریکا است.
اما دولت آمریکا به جای آن، بیصبری راهبردی را برگزید. با این کار، نه تنها بسیاری از ایرانیانی را که به حمایت بیشتر بینالمللی امید بسته بودند دلسرد کرد، بلکه در میان متحدان خلیج فارس و اسرائیل نیز ابهام و نگرانی آفرید.
چندین کارشناس منطقهای و سیاست خارجی استدلال میکنند که کشورهای خلیج فارس ممکن است از این پس، در قابل اتکا بودن تضمینهای امنیتی آمریکا بازنگری کنند و متناسب با آن راهبردهای خود را تغییر دهند.
هنر دیپلماسی در این نیست که اهرم فشاری را که به دشواری به دست آمده، پیش از نهایی شدن کامل یک توافقِ قابل اجرا واگذار کرد.
یک آتشبس ۶۰ روزه میتواند بهراحتی به ماهها مذاکره بینتیجه تبدیل شود؛ در حالی که جمهوریاسلامی منابع مالی خود را بازسازی میکند، سپاه پاسداران را تقویت میکند، اعتراضات داخلی را سرکوب میکند و به حمایت از نیروهای نیابتی خود در منطقه ادامه میدهد.
اما یک چیز از هماکنون روشن است: پیامد کمتر دیدهشده این توافق، نه در مفاد مربوط به سانتریفیوژها، موشکها یا تحریمها، بلکه در پیامی نهفته است که درباره مردم ایران و اعتبار تعهدات آمریکا ارسال میکند.
در حالیکه رهبران آمریکا، از جمله دونالد ترامپ، سالها از حمایت از ایرانیانی سخن گفتند که به دنبال رهایی از حاکمیت اقتدارگرای اسلامگرا بودند، این تفاهمنامه مجموعه متفاوتی از اولویتها را پیش رو می گذارد.
واشینگتن با تعهد به خودداری از مداخله در امور داخلی ایران، آن هم در حالی که مسیری به سوی عادیسازی و کاهش فشار اقتصادی به حکومت پیشنهاد میدهد، ظاهرا تعامل با تهران را بر حمایت از تغییر سیاسی ترجیح داده است.
اینکه این انتخاب در نهایت به صلح منجر شود یا فقط رویارویی بزرگتری را به تعویق بیندازد، هنوز روشن نیست؛ آنچه روشن است، پیام این توافق برای میلیونها ایرانی است که باور داشتند آمریکا در برابر سرکوبگرانشان در کنار آنها ایستاده است. پیام آمریکا به مردم ایران این است: شما را تنها گذاشتیم.
وزارت خارجه عراق گزارش داد که فؤاد حسین، وزیر خارجه این کشور، دوشنبه، در حاشیه نشست شورای اتحادیه عرب که در سطح وزیران در پایتخت اردن برگزار شد، با بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر دیدار کرد.
بر اساس بیانیه وزارت خارجه عراق، در این دیدار همچنین به روند مذاکرات جاری میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا پرداخته شد و در این زمینه، فؤاد حسین بر اهتمام عراق به امنیت و ثبات منطقه و حمایت این کشور از مذاکرات در جریان و تلاشهای دیپلماتیک با هدف کاهش تنشها و تقویت ثبات منطقهای تاکید کرد.
این بیانیه میافزاید که بدر عبدالعاطی درباره نتایج نشست چهار کشور منطقه (مصر، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان) که اخیرا در قاهره برگزار شد، و درباره مباحث مطرحشده پیرامون مسائل منطقهای توضیحاتی ارائه کرد.