وبسایت اسرائیلی واینت در تحلیلی به قلم ایتامار آیشنر نوشت که در حالی که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در مذاکرات با ایران در سوئیس از گفتوگو، خوشبینی و ادامه مسیر دیپلماتیک سخن میگوید، دونالد ترامپ با مجموعهای از تهدیدها و اظهارات تند، پیامهایی متفاوت درباره سیاست واشینگتن در قبال ایران، اسرائیل و خاورمیانه ارسال کرده است.
به نوشته این رسانه، ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز و همچنین در شبکه اجتماعی تروث سوشال تهدید کرده است که کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد گرفت، نسبت به ادامه غنیسازی اورانیوم هشدار داده و گفته است پس از پایان دوره ۶۰ روزه پیشبینیشده در یادداشت تفاهم، «هر کاری که بخواهد انجام خواهد داد.» او همچنین هشدار داده است اگر [حکومت] ایران حزبالله را مهار نکند، آمریکا این گروه را «شدیدتر از گذشته» هدف قرار خواهد داد.
واینت این تفاوت مواضع را بخشی از یک راهبرد حسابشده توصیف کرده و نوشته است که در این الگو، ونس نقش «هویج» و ترامپ نقش «چماق» را ایفا میکنند. با این حال، این رسانه معتقد است ملاحظات سیاسی داخلی نیز در این تغییر لحن نقش داشته است، زیرا ترامپ در روزهای اخیر در اسرائیل و آمریکا به دلیل یادداشت تفاهم با ایران با انتقادهای گستردهای روبهرو شده است.
به نوشته واینت، منتقدان معتقدند ترامپ بدون پرداختن به موضوعات کلیدی از جمله برنامه موشکهای بالستیک ایران، ادامه حمایت تهران از گروههای مسلح و نیروهای نیابتی و تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد «حلقه آتش» پیرامون اسرائیل، امتیازهای مهمی به [حکومت] ایران داده است. از همین رو، اظهارات اخیر او تلاشی برای تاکید بر این نکته است که تفاهمنامه، یک راهحل نهایی نیست، بلکه تنها تمدید موقت آتشبس است و آمریکا همچنان گزینه نظامی را حفظ کرده است.
این رسانه به نقل از منابع خود نوشت که تغییر موضع ترامپ نتیجه مجموعهای از عوامل بوده است؛ از جمله گفتوگوی چهار ساعت و نیمه او با لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه، و همچنین پیامهای یخیئل لایتر، سفیر اسرائیل در واشینگتن، به کاخ سفید. به گفته لایتر، [حکومت] ایران حزبالله را به نقض آتشبس و حمله تشویق میکند تا اسرائیل واکنش نشان دهد و سپس تهران بتواند واشینگتن را متقاعد کند که اسرائیل عامل برهم زدن توافق است و از آمریکا امتیازهای بیشتری بگیرد.
واینت همچنین به اظهارات لیندسی گراهام اشاره کرد که گفته است پس از چهار ساعت و نیم گفتوگو با ترامپ، به این نتیجه رسیده که توافق با [حکومت] ایران شکست خواهد خورد. گراهام گفته است در صورت شکست دیپلماسی، آمریکا با استفاده از زور کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد گرفت و از کشتیهایی که از این آبراه عبور میکنند عوارض دریافت خواهد کرد. او همچنین گفته است اگر [حکومت] ایران کنترل آمریکا بر تنگه هرمز را به چالش بکشد، «از بین خواهد رفت» و اگر از طریق حزبالله به اسرائیل حمله کند، سیاست جدید آمریکا حمله مستقیم به ایران خواهد بود. گراهام همچنین از برنامه واشینگتن برای گسترش پیمان ابراهیم و تلاش برای پیوستن عربستان سعودی به این روند در سال ۲۰۲۶ سخن گفته است.
به نوشته واینت، تلاش ترامپ برای ترمیم تصویر خود، همزمان موجب بروز تنش با اسرائیل نیز شده است. این رسانه نوشت آنچه بیش از همه مقامهای اسرائیلی را شوکه کرد، اظهارات ترامپ درباره لبنان بود؛ جایی که او از ناتوانی اسرائیل در مقابله با حزبالله ابراز ناامیدی کرد و حتی گفت احمد الشرع، رییسجمهوری سوریه، شاید میتوانست این کار را بهتر انجام دهد.
به نوشته این رسانه، از نگاه مقامهای اسرائیلی این سخنان هم بهای سنگینی را که اسرائیل در نبرد با حزبالله پرداخته نادیده میگیرد و هم این واقعیت را که حزبالله صرفاً یک مشکل تاکتیکی نیست، بلکه بازوی راهبردی [حکومت] ایران به شمار میرود. یکی از مقامهای اسرائیلی در واکنش به این اظهارات گفته است: «این کاملاً توهمآمیز است. ما واقعاً او را درک نمیکنیم.»
واینت در ادامه نوشت که اظهارات ترامپ نگرانی اصلی واشینگتن را نیز آشکار میکند؛ نگرانی از اینکه تشدید درگیریها در لبنان، روند اجرای تفاهمنامه با [حکومت] ایران را با شکست مواجه کند. به باور نویسنده، ترامپ با این اظهارات در واقع پیامی مستقیم به تهران داده است که اگر خواهان حفظ تفاهمنامه است، باید حزبالله را مهار کند، زیرا لبنان اکنون به آزمونی برای سنجش میزان پایبندی [حکومت] ایران به تفاهمنامه تبدیل شده است.
این تحلیل در عین حال، رویکرد ترامپ را دارای یک ضعف اساسی میداند. به نوشته واینت، رییسجمهوری آمریکا همچنان خاورمیانه را از دریچه معامله، اهرم فشار و تهدید شخصی میبیند و تصور میکند میتوان بحرانهای منطقه را با تهدید، توییت یا تعیین ضربالاجل حل کرد، در حالی که واقعیتهای منطقه بسیار پیچیدهتر از این است و حزبالله نیز همواره ابزاری نیست که تهران بتواند هر زمان بخواهد آن را فعال یا غیرفعال کند.
واینت در پایان نتیجه میگیرد که اگر هدف ترامپ این بود که منتقدان را آرام کند و نشان دهد همچنان در برابر [حکومت] ایران موضعی سختگیرانه دارد، تا حدی در نمایش قدرت موفق بوده است، اما همزمان به روابط با اسرائیل آسیب زده، درباره سیاست آمریکا در لبنان ابهام ایجاد کرده و این برداشت را تقویت کرده است که او هنوز پیچیدگیهای واقعی خاورمیانه را بهطور کامل درک نکرده است. به نوشته این رسانه، ترامپ برای اصلاح تصویری که «توافق با ایران» از او بر جای گذاشته بود، وارد میدان شد، اما در نهایت بیش از آنکه ابهامها را برطرف کند، بر آنها افزود.