عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار دارایی باید عملی شود
اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با وبسایت دیدهبان ایران گفت آمریکاییها اعلام کردند ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای ایران را آزاد میکنند و پذیرفتهاند نیمی از آن از طریق قطر پرداخت شود، اما تا زمانی که این موضوع بهصورت عملی اجرا نشود، آن را قبول نداریم.
او درباره شرایط مذاکره با آمریکا افزود مدیریت و کنترل تنگه هرمز با هماهنگی سپاه پاسداران، وزارت خارجه و سایر دستگاههای مسئول انجام میشود.
روزگاری هر سال بیش از دو میلیون نوزاد در ایران متولد میشد. نسلی که بعدها به «دههشصتیها» معروف شد، هنوز هم پرجمعیتترین نسل کشور به شمار میرود. اما امروز آمارها تصویری کاملا متفاوت را نشان میدهند.
تعداد تولدها در ایران به حدود ۸۹۲ هزار نفر در سال رسیده و برای نخستین بار، خالص رشد جمعیت کشور به کمتر از ۵۰۰ هزار نفر کاهش یافته است.
این اعداد تنها چند آمار خشک و رسمی نیستند، بلکه نشانه تغییری عمیق در سبک زندگی، اقتصاد و نگاه ایرانیان به ازدواج و فرزندآوری هستند. تغییری که باعث شده ایران از روزگار «انفجار جمعیت» به دورهای برسد که کارشناسان از آن با عنوان «بحران جمعیتی» یاد میکنند.
در سالهای اخیر سیاستگذاران تلاش کردهاند با اجرای قانون جوانی جمعیت، روند کاهش تولدها را متوقف کنند.
وام ازدواج، وام فرزندآوری، واگذاری زمین، تسهیلات مسکن و اختصاص هزاران میلیارد تومان بودجه مستقیم و غیرمستقیم، بخشی از این سیاستها بوده است.
با این حال، روند نزولی تولدها همچنان ادامه دارد و همزمان نرخ ازدواج نیز کاهش یافته است.
آمارها نشان میدهند نرخ ازدواج زنان مجرد از ۴.۳۵ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۳.۱۶ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. کاهشی نزدیک به ۳۰ درصد تنها در سه سال.
همین مساله این سوال را مطرح میکند که آیا مشکل فقط پول است یا عوامل دیگری در تصمیم جوانان برای تشکیل ندادن خانواده نقش دارند؟
نسل جدید، زندگی متفاوت
نسل امروز با نسل والدین خود تفاوتهای زیادی دارد. جوانان بیش از گذشته به تحصیل، استقلال مالی، پیشرفت شغلی و تجربههای فردی اهمیت میدهند. ازدواج دیگر الزاما اولین گام ورود به بزرگسالی نیست و بسیاری از افراد ترجیح میدهند تا رسیدن به ثبات اقتصادی یا عاطفی، تشکیل خانواده را به تعویق بیندازند.
در نتیجه، سن ازدواج افزایش پیدا کرده و فاصله میان ازدواج و فرزندآوری نیز بیشتر شده است.
یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی دهههای اخیر، افزایش حضور زنان در دانشگاهها و بازار کار بوده است.
امروزه بسیاری از زنان برای رسیدن به موقعیت شغلی مناسب، سالها سرمایهگذاری آموزشی و حرفهای انجام میدهند.
نکته قابل توجه این است که ایران با وجود افزایش چشمگیر سطح تحصیلات زنان، همچنان یکی از پایینترین نرخهای مشارکت اقتصادی زنان را در منطقه و در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعهیافته دارد.
بر اساس دادههای بینالمللی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد برآورد میشود، در حالی که این رقم در بسیاری از کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) از ۵۰ تا ۶۰ درصد فراتر میرود.
به بیان دیگر، فرصتهای شغلی برای زنان در ایران محدودتر است و ورود و ماندن در بازار کار برای بسیاری از آنها، با دشواریهای بیشتری همراه است.
در چنین شرایطی، فرزندآوری برای بخشی از زنان به تصمیمی پیچیده تبدیل شده است. آنها باید میان خواستههای شخصی، آینده شغلی و مسئولیتهای خانوادگی تعادل برقرار کنند. تعادلی که برقرار کردنش آسان نیست.
بسیاری از زنان نگرانند که بارداری و چند سال دوری از محیط کار، فرصتهای شغلی، ارتقای حرفهای یا حتی امنیت شغلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
در برخی مشاغل نیز کارفرمایان تمایل کمتری به استخدام یا ارتقای زنان دارای فرزند خردسال دارند. موضوعی که باعث میشود بخشی از زنان، فرزندآوری را به سالهای بعد موکول کنند.
از سوی دیگر، بخش بزرگی از مسئولیت نگهداری از کودک در ایران همچنان بر دوش مادران است. کمبود مهدکودکهای ارزان و در دسترس، هزینه بالای مراقبت از کودک و محدود بودن الگوهای کاری انعطافپذیر، باعث میشود بسیاری از زنان احساس کنند میان اشتغال و مادری ناچار به انتخاب هستند.
این در حالی است که در بسیاری از کشورهایی که توانستهاند نرخ باروری بالاتری را حفظ کنند، سیاستگذاران تلاش کردهاند این تعارض را کاهش دهند. با مرخصی والدین برای پدر و مادر گرفته تا مهدکودکهای یارانهای، ساعات کاری منعطف و حمایتهای شغلی پس از تولد فرزند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند تا زمانی که چنین زیرساختهایی در ایران تقویت نشود، صرف پرداخت وام و مشوقهای مالی، نمیتواند نگرانیهای بخش مهمی از زنان را درباره فرزندآوری، برطرف کند.
برای بسیاری از زنان، مساله فقط هزینه بزرگ کردن یک کودک نیست، بلکه هزینهای است که مادر شدن میتواند بر مسیر شغلی و استقلال اقتصادی آنها تحمیل کند.
کاهش تولدها فقط یک مساله ایرانی نیست. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته نیز افراد دیرتر ازدواج میکنند و دیرتر صاحب فرزند میشوند.
شاید یکی از نمادهای این تغییر، رشد سریع صنعت فریز تخمک باشد. بازاری چند میلیارد دلاری که به زنان اجازه میدهد امکان فرزندآوری را برای سالهای بعد حفظ کنند.
بسیاری از زنانی که از این خدمات استفاده میکنند، قصد ندارند برای همیشه از مادر شدن صرفنظر کنند. آنها فقط میخواهند زمان آن را خودشان انتخاب کنند.
این روند نشان میدهد مساله جمعیت در قرن بیستویکم بیش از آن که به تعداد مشوقهای مالی مربوط باشد، به تغییر سبک زندگی و اولویتهای نسل جدید گره خورده است.
در میان کشورهای توسعهیافته، اسرائیل یکی از معدود کشورهایی است که همچنان نرخ بالای فرزندآوری را حفظ کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی با کاهش شدید تولدها دستوپنجه نرم میکنند، نرخ باروری در اسرائیل نزدیک به سه فرزند برای هر زن باقی مانده است.
پژوهشگران دلیل این موفقیت را تنها در کمکهای مالی نمیبینند. در اسرائیل خانواده همچنان جایگاه مهمی در فرهنگ عمومی دارد و داشتن فرزند حتی در میان زنان تحصیلکرده و شاغل نیز یک ارزش اجتماعی محسوب میشود.
اما تفاوت اسرائیل فقط به فرهنگ محدود نمیشود. این کشور یکی از گستردهترین نظامهای حمایت از درمان ناباروری در جهان را نیز در اختیار دارد. دولت هزینه بخش بزرگی از درمانهای ناباروری و آیویاف (IVF) را پوشش میدهد و شهروندان میتوانند تا رسیدن به دو فرزند، از این حمایتها استفاده کنند. این موضوع باعث شده دسترسی به فناوریهای کمکباروری در اسرائیل، بسیار گستردهتر از بسیاری از کشورهای توسعهیافته باشد.
در کنار این حمایتها، سیاستگذاران اسرائیلی تلاش کردهاند میان اشتغال زنان و فرزندآوری، تعارض کمتری ایجاد کنند.
به همین دلیل، برخلاف بسیاری از کشورهای توسعهیافته، افزایش تحصیلات و حضور زنان در بازار کار، الزاما به کاهش شدید نرخ باروری منجر نشده است.
به بیان دیگر، تجربه اسرائیل نشان میدهد افزایش جمعیت فقط به بودجه وابسته نیست، بلکه به ترکیبی از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حمایتهای عملی از خانواده نیاز دارد. از درمان ناباروری گرفته تا ایجاد شرایطی که در آن فرزندآوری با زندگی مدرن و اشتغال زنان در تضاد کامل قرار نگیرد.
در سالهایی که افزایش جمعیت به یکی از مهمترین اولویتهای اعلامشده حاکمیت تبدیل شده، آمارها رفتن شهروندان به مسیر دیگری را روایت میکنند.
با وجود تاکید مکرر علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، بر ضرورت جوانی جمعیت، تصویب قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و اختصاص هزاران میلیارد تومان بودجه و تسهیلات، تعداد تولدها همچنان روندی نزولی دارد: از بیش از دو میلیون تولد در هر سال در دهه ۶۰ به کمتر از ۹۰۰ هزار تولد در سال ۱۴۰۴.
شاید مهمترین پیام این آمار آن باشد که بحران جمعیت را نمیتوان تنها با وام، مشوق مالی و سیاستهای دستوری حل کرد.
تجربه کشورهایی که در حفظ نرخ باروری موفقتر بودهاند نشان میدهد تصمیم به فرزندآوری بیش از هر چیز به احساس امنیت، ثبات، امید به آینده و سازگاری سیاستها با واقعیتهای زندگی نسل جدید وابسته است. واقعیتی که آمارهای جمعیتی در ایران، هر سال با صدای بلندتری آن را یادآوری میکنند.
طبق گزارش رسیده به ایراناینترنشنال، ابوالفضل اسکندری، ۱۹ ساله، در اعتراضات ۱۸ دی اراک با اصابت گلوله جنگی به ریه و پشت گردن کشته شد.ابوالفضل تنها سه ماه بود که خدمت سربازی خود را آغاز کرده بود و در کنار سربازی، برای کمک به تامین هزینههای خانواده در یک مکانیکی نیز کار میکرد.
بنا بر این گزارش، پیکر او چهار روز پس از کشته شدن به خانواده تحویل داده شد. همچنین خانوادهاش تحت فشار قرار گرفتند و از آنان تعهد گرفته شد که مراسم خاکسپاری را بدون اطلاعرسانی و در سکوت برگزار کنند.
بر اساس این گزارش، برای جلوگیری از حضور مردم در مراسم خاکسپاری، مسیرهای منتهی به محل برگزاری مراسم بسته شد و مراسم در فضایی امنیتی برگزار شد.
این گزارش همچنین حاکی است که خانواده ابوالفضل اسکندری تحت فشار قرار گرفتند تا سنگ مزار او با عنوان «بنیاد شهید» نصب شود.
پیکر ابوالفضل اسکندری در روستای جمالآباد از توابع اراک به خاک سپرده شد.
کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالمللی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به اظهارات رافائل گروسی درباره محدودیت دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در ایکس نوشت اختلال در دسترسی و «از دست رفتن پیوستگی دانش» نتیجه حمله به تاسیسات هستهای تحت پادمان است.
او افزود نمیتوان پیامدهای فنی و سیاسی ناامنی ایجادشده را علیه جمهوری اسلامی مطرح کرد.
غریبآبادی گفت آژانس بینالمللی انرژی هستهای باید بیطرفی خود را حفظ کند، حمله به تاسیسات تحت نظارت خود را محکوم کند و از تبدیل گزارشهای فنی به ابزار «فشار سیاسی» پرهیز کند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جمعه ۱۵ خرداد در نشست خبری اعلام کرد دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی همچنان محدود است و این دسترسی وابسته به انتخاب تهران است.
زونگ پیوو، سفیر چین در تهران، در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا گفت پکن جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل را «غیرضروری» میداند و خواستار آتشبس فوری و حلوفصل اختلافات از طریق گفتوگو است.
او گفت ایران بهعنوان کشور ساحلی تنگه هرمز دارای حقوق مشروع است و همه طرفها باید به این حقوق احترام بگذارند. با این حال، سفیر چین تاکید کرد تنگه هرمز گذرگاهی حیاتی برای تجارت و انرژی جهان است و حفظ امنیت و باز بودن آن برای جامعه بینالمللی اهمیت زیادی دارد.
زونگ پیوو افزود چین با پایبندی به مواضع منصفانه و عادلانه خود در نشست شورای امنیت سازمان ملل درباره موضوع دریانوردی از طریق تنگه هرمز بر این موضع تاکید میکند.
او همچنین گفت چین و ایران هر دو از اعضای مهم جهان جنوب هستند و لازم است اعضای این مجموعه با صدایی مشترک برای احیای سازمان ملل متحد، بهویژه منشور این سازمان، اقدام کنند.
ارتش آمریکا ویدیویی از حملات خود در بامداد شنبه به سایتهای رادار نظارتی جمهوری اسلامی جزیره قشم و شهر گروگ در استان هرمزگان منتشر کرد و نوشت این حملات در چارچوب اقدامهای دفاعی انجام شده است. ارتش آمریکا هدف از این حملات را جلوگیری از حملات بعدی عنوان کرد.
به گفته سنتکام، جمهوری اسلامی بامداد شنبه همچنین هفت موشک بالستیک به سوی کویت و بحرین پرتاب کرده است که شش فروند آن رهگیری شده و موشک هفتم نیز به هدف مورد نظر نرسیده است.