فایننشالتایمز: نوجوانان ابزار تازه جنگ ترکیبی تهران و مسکو شدهاند
روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد جمهوری اسلامی و روسیه از مدتها پیش برای اقدامات خصمانه خود در کشورهای اروپایی از عوامل نیابتی استفاده میکنند، اما بهکارگیری نوجوانان در این فعالیتها، رویکردی تازه و نگرانکننده در شبکههای خرابکارانه وابسته به تهران و مسکو است.
فایننشالتایمز جمعه ۱۵ خرداد نوشت این شیوه نخستین بار در اوکراین ظهور کرد. جایی که نوجوانان از طریق اینترنت برای انجام عملیات خرابکارانه، جاسوسی و انتشار تبلیغات، جذب میشدند.
رسانههای ایران به نقل از روابطعمومی ارتش جمهوری اسلامی گزارش دادند در ادامه آنچه مقابله با «مزاحمتهای دریایی» آمریکا خوانده شد، موشک قدیر و پهپادهای تهاجمی نیروی دریایی ارتش بهصورت اخطاری به سوی چند ناوشکن در دریای عمان شلیک شدند.
ارتش جمهوری اسلامی نوشت: «ناوشکنهای دیدیجی-۱۰۳ و دیدیجی-۸۷ پس از این اقدام دریای عمان را به سمت اقیانوس هند ترک کردند.»
در بیانیه مرکز فرماندهی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی آمده است در صورت نیاز، از موشکهای با برد بیشتر استفاده خواهد شد.
روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد جمهوری اسلامی و روسیه از مدتها پیش برای اقدامات خصمانه خود در کشورهای اروپایی از عوامل نیابتی استفاده میکنند، اما بهکارگیری نوجوانان در این فعالیتها، رویکردی تازه و نگرانکننده در شبکههای خرابکارانه وابسته به تهران و مسکو است.
فایننشالتایمز جمعه ۱۵ خرداد نوشت این شیوه نخستین بار در اوکراین ظهور کرد. جایی که نوجوانان از طریق اینترنت برای انجام عملیات خرابکارانه، جاسوسی و انتشار تبلیغات، جذب میشدند.
بر اساس این گزارش، روسیه سپس کوشید دامنه استفاده از نیروهای کمسنوسال را به سایر کشورهای غربی از جمله لهستان، هلند و بریتانیا گسترش دهد.
فایننشالتایمز افزود جمهوری اسلامی نیز این الگو را برای تسریع عملیات علیه مخالفان خود در اروپا و نیز ایجاد بیثباتی در اسرائیل به کار گرفت.
دومینیک مورفی، رییس پیشین مبارزه با تروریسم پلیس متروپولیتن لندن، در همین رابطه گفت دولتهای متخاصم بهطور قطع میکوشند نوجوانان را جذب کنند.
او ادامه داد: «از گستردگی این چالش شگفتزده شدم، زیرا به نظر میرسید این مساله واقعا بهطور ناگهانی، حدود ۱۸ ماه پیش، پدیدار شده است. همچنین از شمار زیاد جوانانی که آمادگی و تمایل داشتند بهصورت آنلاین در این موضوع مشارکت کنند، به همان اندازه متعجب شدم.»
مقامهای اطلاعاتی اوکراین در مصاحبه با فایننشالتایمز اعلام کردند ۲۱ درصد از افرادی که در سال ۲۰۲۵ به اتهام همکاری با روسیه بازداشت شدهاند، نوجوان بودهاند.
همچنین بخش قابل توجهی از بازداشتشدگان در ارتباط با حملات یهودستیزانه در نقاط مختلف اروپا که گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی موسوم به «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» مسئولیت آنها را بر عهده گرفته است، از میان نوجوانان زیر ۱۸ سال در کشورهایی از جمله بریتانیا، فرانسه و هلند بودهاند.
مقامهای بریتانیایی بارها هشدار دادهاند جمهوری اسلامی میکوشد از باندهای تبهکار برای پیشبرد اقدامات خصمانه در خاک بریتانیا استفاده کند.
نقش شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای بازی ویدیویی
فایننشالتایمز در ادامه گزارش داد جذب نیرو برای انجام فعالیتهای خرابکارانه معمولا از الگوی مشابهی پیروی میکند: نوجوانان و جوانان از طریق شبکههای اجتماعی و بسترهای آنلاین از جمله تلگرام، تیکتاک، اسنپچت، فیسبوک و دیسکورد، شناسایی و جذب میشوند.
به نوشته این روزنامه، این کانالها بهدلیل ماهیت پنهان و دشواری ردیابی کاربران، به ابزاری موثر برای جذب نیرو برای کشورهای متخاصم تبدیل شدهاند.
بر اساس این گزارش، در قبال انجام ماموریتهای مشخص، مبالغی به این افراد پرداخت میشود که بخش عمده این پرداختها در قالب ارزهای دیجیتال صورت میگیرد.
فایننشالتایمز افزود وبسایتها و پلتفرمهای بازیهای ویدیویی، بهعنوان پرمخاطبترین رسانه سرگرمی در میان افراد ۱۳ تا ۲۴ ساله، به یکی از بسترهای اصلی برای شناسایی و جذب نیروهای بالقوه بهمنظور انجام اقدامات خرابکارانه تبدیل شدهاند.
عوامل جذب معمولا با هویت ناشناس فعالیت میکنند و بسیاری از آنها به گروههای تبهکار وابستهاند. گروههایی که اگرچه لزوما تحت کنترل مستقیم دولتها نیستند، اما از سوی نهادهای اطلاعاتی برای اجرای عملیات مخفیانه، به کار گرفته میشوند.
رویارویی جمهوری اسلامی و اسرائیل
فایننشالتایمز در ادامه نوشت تاکتیکی که نخستین بار در جریان جنگ اوکراین مورد استفاده قرار گرفت، اکنون در خاورمیانه نیز به کار گرفته شده و جمهوری اسلامی در تقابل با اسرائیل از همان الگو بهره میبرد.
یک نوجوان ۱۴ ساله ساکن تلآویو در ماه مارس به اتهام ارتباط با یک عامل خارجی و انتقال اطلاعات به دشمن تحت پیگرد قرار گرفت.
دادستانهای اسرائیلی اعلام کردند ارتباط این نوجوان با یکی از عوامل حکومت ایران حدود ۱۱ ماه پیش و از طریق پیامرسان تلگرام آغاز شد.
مامور جمهوری اسلامی به این نوجوان پیشنهاد کرده بود در ازای انجام مجموعهای از فعالیتهای خرابکارانه، مبالغی را بهصورت ارز دیجیتال دریافت کند.
به گفته مقامهای قضایی اسرائیل، این نوجوان از پایگاه نظامی «کیریا» در تلآویو فیلمبرداری و تصاویر خسارتهای ناشی از حملات موشکی جمهوری اسلامی به دو نقطه را ثبت کرد و همچنین پیامهایی را به شکل گرافیتی در نقاطی از شهر نوشت.
او در مجموع بابت این فعالیتها بیش از ۱۱۷۰ دلار از طریق چهار کیف پول دیجیتال مجزا دریافت کرد.
آژانس امنیت اسرائیل (شینبت) پیشتر نسبت به این تهدید فزاینده هشدار داده بود.
این نهاد تابستان گذشته با انتشار اطلاعیهای خطاب به والدین اعلام کرد برخی کودکان و نوجوانان اسرائیلی در فضای مجازی پیامهایی «به ظاهر بیخطر» دریافت کردهاند.
بر اساس هشدار شینبت، در این پیامها از مخاطبان خواسته میشد از ساختمانها و تاسیسات مختلف عکسبرداری کنند، دست به جمعآوری اطلاعات بزنند، شعارهای نفرتپراکنانه روی دیوارها بنویسند و مکانهای حساس را شناسایی کنند.
شینبت افزود این درخواستها از سوی «عناصر متخاصم وابسته به ایران» در شبکههای اجتماعی از جمله فیسبوک، تلگرام، اینستاگرام و تیکتاک منتشر میشدند و هدف آنها جذب افراد زیر سن قانونی در اسرائیل برای فعالیتهای جاسوسی بوده است.
امکان انکار برای دولتهای متخاصم
فایننشالتایمز گزارش داد دولتهایی که از نوجوانان برای پیشبرد عملیاتهای مخفیانه و خرابکارانه استفاده میکنند، آنها را نیروهایی قابل جایگزینی میدانند.
به گزارش این روزنامه، در صورت شکست چنین عملیاتهایی، هزینه چندانی متوجه دولتهای پشتیبان نیست و در صورت موفقیت نیز از منافع آن بهرهمند میشوند.
اثبات ارتباط مستقیم چنین عملیاتهایی با روسیه یا جمهوری اسلامی برای نهادهای اطلاعاتی اروپا دشوار است و دولتهای متهم نیز بهراحتی میتوانند هرگونه دخالت را انکار کنند.
در مقابل، بیشترین خطر متوجه افرادی است که جذب این شبکهها میشوند. نوجوانانی که در صورت پذیرش پیشنهادات و انجام ماموریتها، ممکن است زندگیشان برای همیشه دستخوش تغییر شود.
فایننشالتایمز افزود تهران و مسکو با بهرهگیری از نسلی که در فضای دیجیتال رشد کردهاند، اهداف خود را در چارچوب «جنگ ترکیبی» پیش میبرند. نوعی رویارویی که در مرز میان صلح و درگیری نظامی قرار دارد.
۱۳ خرداد، دادستانهای بریتانیا از رسیدگی به پرونده یک نوجوان نروژی خبر دادند که از سوی گروه تبهکاری «فاکستروت»، وابسته به جمهوری اسلامی، برای قتل یک نفر در بریتانیا به کار گرفته شده بود.
او که اکنون ۱۹ سال دارد، اسفند سال ۱۴۰۳ در هادرسفیلد در شمال انگلستان بازداشت شد.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جمعه ۱۵ خرداد در نشست خبری گفت آژانس فرض میکند مواد هستهای مورد بحث جمهوری اسلامی همچنان در همان مکانی قرار دارد که هنگام حملات سال گذشته آمریکا در آنجا نگهداری میشد، اما برای اطمینان از این موضوع باید به محل بازگردد و بررسی انجام دهد.
او گفت: «ما فرض میکنیم این مواد در همان مکانی قرار دارد که هنگام حملات سال گذشته در آنجا بود. بهطور کلی این برداشت عمومی ماست و مقامهای ایرانی نیز همین را اعلام کردهاند.»
مدیرکل آژانس تاکید کرد این فرض کافی نیست و راستیآزمایی میدانی باید انجام شود. او افزود: «ما حتما باید بازگردیم و اطمینان حاصل کنیم که همان مقدار مواد همچنان در آنجا وجود دارد. این شرط اساسی است.»
گروسی تصریح کرد بازگشت آژانس و بررسی دقیق میزان مواد موجود، شرط اساسی هر ارزیابی بعدی درباره وضعیت این مواد است.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جمعه ۱۵ خرداد در نشست خبری گفت درباره نابودی، رقیقسازی یا انتقال اورانیوم با غنای ۶۰ درصد جمهوری اسلامی، از نظر فنی گزینههای مختلف وجود دارد، اما در وهله نخست یک تصمیم سیاسی است و سپس باید ابعاد فنی آن بررسی شود.
او گفت گزینههایی مانند نابودی این مواد، رقیقسازی یا انتقال آن به خارج از کشور از نظر فنی امکانپذیر است، اما انتخاب میان این گزینهها در درجه نخست یک تصمیم سیاسی است. به گفته گروسی، هرچند اجرای این گزینهها از نظر فنی شدنی است، اما با دشواریهایی همراه خواهد بود؛ از جمله اینکه این مواد به شکل گاز و با غنای ۶۰ درصد هستند و جابهجایی آنها پیچیدهتر و حساستر است.
مدیرکل آژانس افزود تصمیم نهایی با طرفهاست و نقش آژانس این است که اطمینان حاصل کند هر اقدام احتمالی بهصورت ایمن و تحت نظارت انجام شود.
گروسی همچنین تصریح کرد پیش از هرگونه تصمیمگیری، آژانس باید به ایران بازگردد و مقدار دقیق مواد موجود را راستیآزمایی کند، زیرا مدت قابل توجهی از آخرین ارزیابی گذشته است. او هشدار داد بدون تعیین خط مبنای روشن، ارزش عدم اشاعه هرگونه انتقال یا اقدام دیگر ممکن است زیر سوال برود و اگر بخشی از مواد، برای مثال ۴۰ یا ۵۰ کیلوگرم، موجود نباشد، این موضوع میتواند مشکلساز شود.
به گفته او، بازگشت آژانس پیششرط هر اقدام بعدی است و این نهاد پیشتر نیز تجربه راستیآزمایی رقیقسازی و انتقال مواد هستهای ایران را داشته و از توانایی فنی لازم برای اجرای چنین ماموریتهایی برخوردار است.
روزنامه لیبر بلژیک در یادداشتی، وضعیت پیچیده و دشوار یک داور فوتبال و نگاه تماشاگران به او را شرح داده است.
داور وضعیت عجیبی دارد؛ مچگیرها کمین میکنند تا کوچکترین اشتباهی از او سر بزند. هنوز سوت نزده، مورد ظن و اتهام است؛ یا بیش از حد از صحنه دور است، یا بیش از حد مستبد است، یا بیش از حد تحت تاثیر جو قرار دارد، یا به اندازه کافی شجاعت ندارد.
او احتمالا تنها فردی در زمین است که همزمان از او میخواهند هم نامرئی باشد، هم دانای کل و هم حاضر در همهجا.
هیچکس عاشق یک «آوانتاژ» بهموقع و بهجا نمیشود و هیچ تماشاگری پس از بازی به خانه برنمیگردد تا بگوید: «عجب جایگیری فوقالعادهای روی خط اوت در دقیقه ۳۷ داشت!»
یک داور خوب، در جریان بازی حل و ناپدید میشود؛ اما یک داور بد یا صرفا بدشانس، خودِ بازی میشود.
چرا اشتباه داور غیرقابل تحمل است؟
بله، معلوم است که او هم اشتباه میکند؛ درست مثل مدافعی که یار مستقیمش را گم میکند، مهاجمی که دروازه خالی را به آسمان میکوبد یا مربیای که تنها بازیکن خلاق زمین را تعویض میکند. اما اشتباه داور یک ویژگی غیرقابل تحمل دارد؛ شبیه اشتباهات عادی بازی نیست. فوتبالیست فرصتسوزی میکند، اما داور حکم صادر میکند. و ما انسانها، حماقت و ناشیگری را بسیار راحتتر از بیعدالتی تحمل میکنیم.
در اعماق وجودمان، از این متنفریم که او نماینده قوانین وضعشده از سوی فیفاست. او نماینده «واقعیت تلخی» است که میآید تا داستان رویایی ما را خراب کند. در ذهن ما، تیممان لایق آن پنالتی، آن گل یا آن آخرین شانس بود. اما داور با سوت و کارتهایش از راه میرسد و به ما یادآوری میکند که نسخه ما از داستان، لزوما همان نسخهای نیست که ثبت خواهد شد.
اما دلیل دیگری هم برای این نفرت وجود دارد: داور، یک سپر بلا یا قربانی ایدهآل است. او به ما اجازه میدهد عاشق تیممان بمانیم، بدون اینکه بیش از حد از دست بازیکنان خودی عصبانی شویم. با خود میگوییم اگر فلان صحنه را سوت نمیزد، فلان خطا را نادیده نمیگرفت، آن کارت را نشان نمیداد یا اصلا به آن VAR کوفتی رجوع میکرد یا نمیکرد، بازی طور دیگری پیش میرفت.
اخلاق یکبامودوهوای هواداران
اینجاست که فوتبال یک حقیقت نسبتا خندهدار و البته نهچندان خوشایند را درباره ما برملا میکند. ما قانون را میخواهیم، اما فقط تا جایی که از تیم ما محافظت کند. ما خواهان قدرت و اقتدار هستیم، اما به محض اینکه علیه خودمان اعمال شود، به آن فحش میدهیم.
تماشاگر فوتبال، یک مصلح اخلاقی بزرگ با استانداردهای دوگانه است؛ وقتی مهاجم تیم خودش شیرجه میزند، از «روح بازی» دفاع میکند، اما وقتی بند کفش بازیکن حریف چند سانتیمتر از خط جلوتر است، مو را از ماستِ «متن صریح قانون» میکشد.
انسان در مرکز این ریاکاری
و در مرکز این ریاکاری، داور ایستاده است. او میان ۲۲ بازیکن میدود که گاهی تمارض میکنند و همیشه در حال چانهزنی هستند؛ آن هم در محاصره سکوهایی که متقاعد شدهاند صحنهها را بهتر از او میبینند. ما به او اتهامهای ناروا نسبت میدهیم و پشت تصمیمهایش توطئه میبینیم. او در نظر ما «فروختهشده» یا «کور» است، در حالی که شاید صرفا یک «انسان» باشد.
و شاید دقیقا به همین دلیل است که اینقدر از او متنفریم؛ چون او در نقشی که ما دوست داریم، نیست. او یک موجود فرازمینی نیست؛ بیش از حد شبیه به خود ماست. ما یک ماشین عدالتپرور و یک قاضی بدون عصبانیت و بدون غرور میخواهیم، اما داور هم شک میکند، تفسیر میکند و گاهی اشتباه میکند.
او به ما یادآوری میکند که برقراری عدالت، حتی روی چمن سبز فوتبال هم هرگز ساده نیست.