دیدار رییس ستاد کل ارتش پاکستان با پزشکیان و قالیباف


عاصم منیر، رییس ستاد کل ارتش پاکستان، که برای رایزنی درباره توافق آمریکا و جمهوری اسلامی به تهران سفر کرده است، شنبه دوم خرداد با محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان دیدارهای جداگانهای برگزار کرد.
شبکه العربیه به نقل از منابع آگاه نوشت عاصم منیر پیامهای آمریکا را به تهران منتقل کرده و این پیامها حاوی تهدید به ازسرگیری جنگ بوده است.
تنها حسابهای رسمی حکومت ایران تصاویری از این دیدارها منتشر کردهاند و تاکنون گزارشی رسمی درباره جزئیات این دیدارها یا اظهارنظرهای مطرحشده در حاشیه آنها منتشر نشده است.







به نوشته نیویورکتایمز، بنیامین نتانیاهو که در آغاز جنگ علیه حکومت ایران از نزدیکترین شرکای دونالد ترامپ در «تصمیمگیری» بود، اکنون از مذاکرات واشینگتن و تهران کنار گذاشته شده؛ تغییری که به گفته این روزنامه میتواند نشانه شکاف میان اهداف آمریکا و اسرائیل باشد.
موضوع اختلاف یا شکاف بین آمریکا و اسرائیل پیش از این نیز بارها مطرح شده، اما هر بار توسط نتانیاهو تکذیب شده است. مقامات ارشد اسرائیل و آمریکا همواره تاکید کردهاند که در مورد ایران بهطور مرتب با هم در تماس و رایزنی هستند.
به گزارش نیویورکتایمز، در آستانه حمله ۹ اسفند به ایران، نتانیاهو نهتنها در اتاق وضعیت کاخ سفید حضور داشت، بلکه هدایت بحثها را نیز برعهده گرفته بود و استدلال میکرد حمله مشترک آمریکا و اسرائیل میتواند به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود.
نخستوزیر اسرائیل هفته پیش در مصاحبه با برنامه «۶۰ دقیقه» سیبیاس این بخش از روایت را تکذیب کرد و تاکید کرد که در آن جلسه هرگز از حتمی بودن سقوط جمهوری اسلامی سخن نگفته است.
اما تنها چند هفته بعد، پس از آنکه این پیشبینیها محقق نشد، وضعیت تغییر کرد. دو مقام دفاعی اسرائیل به نیویورکتایمز گفتهاند دولت ترامپ اسرائیل را تقریباً بهطور کامل از روند مذاکرات آتشبس میان آمریکا و ایران کنار گذاشته است؛ تا جایی که مقامهای اسرائیلی برای اطلاع از روند گفتوگوها ناچار شدهاند به ارتباطات منطقهای و اطلاعات جمعآوریشده از داخل ساختار جمهوری اسلامی متکی شوند.
به نوشته این روزنامه، این تغییر جایگاه - از حضور در مرکز تصمیمگیری به نقش حاشیهای - میتواند پیامدهای سیاسی مهمی برای نتانیاهو داشته باشد. رهبر اسرائیل که در آستانه انتخابات، با رقابتی دشوار روبهرو است، سالها خود را به رایدهندگان اسرائیلی بهعنوان فردی با رابطهای ویژه با ترامپ معرفی کرده بود.
نتانیاهو در روزهای نخست جنگ تاکید داشت تقریباً هر روز با ترامپ گفتوگو میکند و دو طرف «با هم تصمیم میگیرند». او همچنین جنگ را فرصتی برای تحقق هدفی قدیمی میدانست: متوقف کردن دائمی برنامه هستهای ایران و حتی، در مقطعی، ایجاد شرایط برای سقوط حکومت جمهوری اسلامی.
اما نیویورکتایمز مینویسد بسیاری از افراد نزدیک به ترامپ از ابتدا ایده تغییر حکومت در ایران را غیرواقعبینانه میدانستند. با بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت، اختلاف میان اولویتهای آمریکا و اسرائیل آشکارتر شد و ترامپ به سمت پذیرش آتشبس حرکت کرد.
به نوشته این گزارش، جمهوری اسلامی نهتنها سقوط نکرد، بلکه صرفاً با باقی ماندن در قدرت، توانسته روایتی از «پیروزی از طریق بقا» ارائه کند.
اهداف اصلی اسرائیل محقق نشد
نتانیاهو در آغاز جنگ سه هدف اصلی را اعلام کرده بود: سرنگونی حکومت ایران، نابودی برنامه هستهای و از بین بردن برنامه موشکی ایران. نیویورکتایمز میگوید هیچیک از این اهداف تاکنون محقق نشدهاند.
در مقابل، یکی از پیشنهادهای اخیر آمریکا شامل تعلیق ۲۰ ساله فعالیت هستهای ایران بوده؛ پیشنهادی که از نگاه این روزنامه، میتواند به توافقی مشابه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شود؛ توافقی که نتانیاهو زمانی با آن مخالفت میکرد و ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد.
نیویورکتایمز همچنین مینویسد مقامهای اسرائیلی نگراناند موضوع موشکهای بالستیک حکومت ایران در مذاکرات فعلی اساساً مطرح نشده باشد؛ مسالهای که از نگاه اسرائیل، هر توافق احتمالی را ناقص میکند.
اسرائیل از «شریک برابر» به «وابسته به چراغ سبز آمریکا» رسید
این گزارش تاکید میکند جنگ بهای سیاسی و راهبردی سنگینی برای اسرائیل داشته است. کشوری که سالها بر اصل «دفاع از خود با اتکا به خود» تاکید میکرد، اکنون آشکارا به تصمیمهای واشینگتن وابسته شده است.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، سوم اردیبهشت گفته بود: «ما فقط منتظر چراغ سبز آمریکا هستیم.»
نیویورکتایمز این اظهارات را عقبنشینی قابل توجهی نسبت به روزهای ابتدایی جنگ میداند؛ زمانی که آمریکا و اسرائیل با اطمینان از موفقیت، حتی مردم ایران را به سرنگونی حکومت تشویق میکردند.
به نوشته این روزنامه، همکاری نظامی میان دو کشور در آغاز جنگ بیسابقه بود؛ افسران اسرائیلی در مقر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) حضور داشتند و افسران آمریکایی در مراکز فرماندهی ارتش اسرائیل مستقر بودند. تصمیمهای عملیاتی از جمله پاسخ به حملات موشکی حکومت ایران نیز بهصورت مشترک گرفته میشد.
اما ظرف چند هفته، روشن شد جنگ برخلاف انتظار ترامپ به پیروزی سریع منجر نمیشود و کاخ سفید تمرکز خود را از تغییر حکومت در ایران به پایان دادن به درگیریها تغییر داد.
مقامهای آمریکایی آگاه به نیویورکتایمز گفتهاند ترامپ نتانیاهو را شریک جنگ میدانست، اما نه شریک اصلی در مذاکرات؛ بلکه فردی که در حل بحرانها باید مهار شود.
به نوشته این گزارش، اسرائیل عملاً از یک شریک برابر به بازیگری شبیه «پیمانکار فرعی» در راهبرد آمریکا تبدیل شده است.
اختلاف بر سر حمله به زیرساختهای انرژی ایران
نیویورکتایمز به چند نمونه اشاره میکند که اسرائیل با هماهنگی آمریکا حملاتی علیه زیرساختهای انرژی ایران انجام داد، اما بعداً با مخالفت یا فاصلهگیری واشینگتن روبهرو شد.
از جمله حملات به تاسیسات نفتی تهران و کرج و همچنین میدان گازی پارس جنوبی و تاسیسات انرژی در جنوب ایران.
در یکی از این موارد، ترامپ ابتدا اطلاع قبلی از حمله را رد کرد، سپس اسرائیل را به واکنش شدید متهم کرد و در نهایت گفت درباره حمله با نتانیاهو گفتوگو کرده، اما خواسته بود آن را انجام ندهد.
نتانیاهو پس از حمله به عسلویه و پارس جنوبی گفت: «واقعیت اول: اسرائیل بهتنهایی اقدام کرد. واقعیت دوم: رییسجمهوری ترامپ از ما خواست حملات بعدی را متوقف کنیم و ما این کار را انجام میدهیم.»
به گزارش نیویورکتایمز، ترامپ بعدها اسرائیل را تحت فشار گذاشت تا عملیات علیه حزبالله لبنان را نیز تنها چند روز پس از آتشبس متوقف کند.
تغییر روایت نتانیاهو؛ از حذف تهدید ایران تا تاکید بر اتحاد با آمریکا
به نوشته نیویورکتایمز، نتانیاهو در ماههای اخیر ناچار شده روایت خود از اهداف جنگ را تغییر دهد. او که در ابتدا حذف تهدید هستهای و موشکی ایران را هدف اعلام میکرد، بعدها بیش از هر چیز بر اتحاد راهبردی با آمریکا تاکید کرد.
نتانیاهو گفته است: «تهدیدها میآیند و میروند، اما وقتی به یک قدرت منطقهای و در برخی حوزهها جهانی تبدیل شویم، توان دور کردن خطرها و تضمین آینده خود را خواهیم داشت.»
او این قدرت را ناشی از اتحاد خود با ترامپ دانسته و آن را «اتحادی که مشابهی ندارد» توصیف کرده است.
نیویورکتایمز در جمعبندی مینویسد آنچه در ماههای گذشته رخ داده، نه فقط تغییر مسیر جنگ علیه [حکومت] ایران، بلکه دگرگونی در رابطه قدرت میان آمریکا و اسرائیل بوده است؛ رابطهای که در آن، به باور این روزنامه، نتانیاهو از جایگاه «کمکخلبان» ترامپ به موقعیتی نزدیک به «مسافر» تنزل یافته است.
ایرانیان ساکن بریزبن استرالیا شنبه دوم خرداد با اشاره به کارزار ایران اینترنشنال برای شناسایی جاویدنامان بیمارستان الغدیر تهران پرفورمنس هنری اجرا کردند.
سخنران این تجمع به انبود پیکر معترضان در این بیمارستان اشاره کرد.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در نخستین مرحله از سفر چهارروزه خود به چین، عازم شهر هانگژو شد. وزارت خارجه پاکستان نوشت که این سفر با هدف تقویت همکاریهای اقتصادی و سیاسی میان اسلامآباد و پکن انجام میشود.
اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر خارجه پاکستان، احسن اقبال، وزیر برنامهریزی، عطاالله تارڑ، وزیر اطلاعات و پخش، شزه فاطمه خواجه، وزیر فناوری اطلاعات، و طارق فاطمی، دستیار ویژه نخستوزیر، او را در این سفر همراهی میکنند.
در ادامه، شهباز شریف راهی پکن میشود و با شی جینپینگ، رییسجمهور چین، و لی چیانگ، نخستوزیر چین، دیدار خواهد کرد. او همچنین در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک پاکستان و چین شرکت میکند.
بر اساس اعلام مقامهای پاکستانی، این سفر میتواند ابعاد تازهای به روابط دو کشور ببخشد، بهویژه در چارچوب مرحله دوم کریدور اقتصادی چین و پاکستان و توسعه همکاری با شرکتهای چینی.
به گزارش اسرائیلهیوم، آمریکا و اسرائیل در حال بررسی این پرسش هستند که حذف مجتبی خامنهای میتواند حکومت ایران را بیثبات کند یا برعکس، به شکلگیری ساختاری رادیکالتر و توافقی شکننده مشابه برجام منجر شود.
به نوشته روزنامه اسرائیلهیوم در حالی که آمریکا و اسرائیل پس از ترور علی خامنهای درباره آینده ایران ارزیابیهای متفاوتی دارند، اکنون بحثی تازه در محافل سیاسی و امنیتی دو کشور شکل گرفته است: آیا حذف مجتبی خامنهای میتواند به بیثباتی بیشتر حکومت ایران و دستیابی به توافقی مطلوبتر منجر شود یا برعکس، خطر تکرار توافقهای گذشته و ظهور ساختاری رادیکالتر را افزایش خواهد داد.
به گزارش این روزنامه اسرائیلی، واشینگتن و اورشلیم بار دیگر با پرسشی راهبردی روبهرو شدهاند که پیشتر درباره علی خامنهای مطرح بود، اما اکنون به مجتبی خامنهای، جانشین جدید رهبری حکومت ایران، مربوط میشود: آیا حذف او به سود اهداف غرب و اسرائیل خواهد بود یا باقی ماندن او - هرچند ضعیف و آسیبپذیر - ثباتی نسبی ایجاد میکند که برای مدیریت بحران مفیدتر است؟
این گزارش میگوید ترور علی خامنهای، که با هماهنگی آمریکا و اسرائیل انجام شد، اقدامی بیسابقه بود؛ زیرا برای نخستین بار اسرائیل رهبر یک کشور دشمن را هدف قرار داد. هدف از این اقدام، به نوشته اسرائیلهیوم، تضعیف بنیادهای حکومت ایران بود.
به باور نویسنده، این هدف تنها تا حدی محقق شد. از یک سو، ساختار قدرت متمرکز در ایران آسیب دید و نشانههایی از اختلافات داخلی و تنش در روند تصمیمگیری آشکار شد. حملات جمهوری اسلامی به کشورهای خلیج فارس نیز، به ادعای این گزارش، در برخی موارد با مواضع رسمی سیاسی تهران همخوانی نداشته است. همچنین مجتبی خامنهای به عنوان رهبری «ضعیف، آسیبدیده و فاقد اقتدار کامل» توصیف میشود. فردی که مشخص نیست کنترل واقعی اوضاع را در دست دارد یا صرفاً در جریان تحولات قرار گرفته است.
اما از سوی دیگر، اسرائیلهیوم مینویسد حکومت ایران همچنان دارای ساختار فرماندهی و مرکز تصمیمگیری است و تا زمانی که فردی از خاندان خامنهای در راس قدرت قرار دارد، جمهوری اسلامی میتواند تصویر یک حکومت باثبات را حفظ کند.
به نوشته این روزنامه، مسعود پزشکیان و عباس عراقچی اکنون در برخی موضوعات، از جمله پرونده هستهای، انعطاف بیشتری نسبت به دوران علی خامنهای نشان میدهند؛ موضوعی که پیشتر امکانپذیر نبود، هرچند فاصله گرفتن آنها از خطوط اصلی سیاست نظام همچنان محدود است.
معضل راهبردی: حذف مجتبی خامنهای یا حفظ ساختار موجود؟
اسرائیلهیوم مینویسد موافقان حذف مجتبی خامنهای معتقدند ترور او میتواند حکومت ایران را وارد بحران جانشینی و آشفتگی سیاسی کند؛ وضعیتی که شاید به جناحهای عملگراتر فرصت دهد توافقی با غرب شکل دهند.
این گزارش برای توضیح این رویکرد به حمله اسرائیل به دوحه در سپتامبر گذشته اشاره میکند؛ حملهای که هدف آن، به ادعای نویسنده، تضعیف جناحی از حماس بود که مانع توافق درباره گروگانها شده بود.
اما مخالفان این دیدگاه هشدار میدهند در ایران «میانهروهای واقعی» آماده جانشینی وجود ندارند و حذف خامنهای ممکن است صرفاً به توافقی مشابه توافق هستهای دوران اوباما منجر شود؛ توافقی که از نگاه اسرائیل، محدودیتهای زمانی داشته و تهدیدهای بلندمدت را برطرف نکرده بود.
اسرائیلهیوم با اشاره به هشدارهای پیشین دادی بارنئا، رییس موساد، مینویسد مقامهای اسرائیلی سالها نسبت به محدودیت زمانی توافقهای هستهای هشدار دادهاند. به گفته نویسنده، حتی اگر حکومت ایران با توقف ۱۵ ساله برنامه هستهای موافقت کند، در نهایت محدودیتها پایان مییابد و مساله دوباره بازمیگردد.
نگرانی امنیتی جدید اسرائیل: پهپادها و قاچاق سلاح
بخش دیگری از گزارش به تهدیدهای امنیتی جدید علیه اسرائیل اختصاص دارد. اسرائیلهیوم مینویسد پهپادها و قاچاق تسلیحات به چالشهایی تبدیل شدهاند که ساختارهای امنیتی اسرائیل هنوز بهطور کامل برای مقابله با آنها آماده نیستند.
این گزارش به حمله پهپادی حزبالله در اواخر سال ۲۰۲۴ اشاره میکند که بدون هشدار به نزدیکی محل اقامت نتانیاهو در قیصریه رسید. نویسنده این حادثه را نمونهای از ضعف در ساختارهای امنیتی توصیف میکند و میگوید تنها شانس مانع از تلفات شده است.
به نوشته اسرائیلهیوم، قاچاق سلاح نیز به سطحی رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً مسالهای جنایی دانست. برآوردها حاکی از وجود صدها هزار تا یک میلیون سلاح غیرقانونی در اسرائیل است؛ موضوعی که از نگاه نویسنده، یک تهدید امنیت ملی محسوب میشود.
گزارش همچنین هشدار میدهد ورود تجهیزات و کالاها به غزه - از جمله خودروها، تجهیزات ارتباطی یا پهپادها - میتواند برای حملات آینده مورد استفاده قرار گیرد و تهدیدهای جدیدی ایجاد کند.
انتخابات آینده اسرائیل و نقش مهاجران روسزبان
اسرائیلهیوم در بخش پایانی به فضای سیاسی داخلی اسرائیل میپردازد و میگوید انتخابات آینده ممکن است تحت تاثیر موج جدید مهاجران روسیه و اوکراین قرار گیرد؛ افرادی که پس از جنگ میان دو کشور به اسرائیل مهاجرت کردهاند و اکنون برای نخستین بار در انتخابات شرکت خواهند کرد.
به نوشته این روزنامه، هنوز مشخص نیست این رایدهندگان به کدام جریان سیاسی گرایش خواهند داشت، اما بخشی از برآوردها نشان میدهد احتمال حمایت بیشتر آنها از اپوزیسیون وجود دارد.
گزارش همچنین به اختلافهای منطقهای و جنسیتی در افکار عمومی اسرائیل اشاره میکند؛ از جمله اینکه حمایت از نتانیاهو در میان مردان بیشتر از زنان است و ساکنان اورشلیم بیش از مناطق شمالی، عملکرد دولت در جنگ را موفق ارزیابی میکنند.
اسرائیلهیوم در جمعبندی مینویسد رایدهندهای که احتمالاً سرنوشت انتخابات آینده اسرائیل را تعیین میکند، ممکن است زنی ۳۰ تا ۵۰ ساله باشد که در انتخابات قبلی از ائتلاف حاکم حمایت کرده، اکنون از عملکرد دولت ناراضی است و تصمیم خود را بر اساس ارزیابی از امنیت، نتایج جنگ و ثبات اقتصادی خواهد گرفت.
شبکه العربیه به نقل از یک مقام جمهوری اسلامی درباره رایزنیهای جاری برای توافق صلح تهران و واشینگتن گزارش داد آنچه تاکنون از سوی حکومت ایران مطرح شده، برای آمریکا قابل قبول نبوده است.
این مقام به العربیه گفت که تهران خواستار سازوکار روشن درباره نحوه مذاکره بر سر مسائل اختلافی است.
او همچنین گفت: «ما درباره مسائل اختلافی به جز پرونده موشکی مذاکره خواهیم کرد.»