• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

جنگ خاورمیانه چگونه اقتصاد چین را تحت فشار قرار می‌دهد؟

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

لورا بیکر، خبرنگار بی‌بی‌سی جهانی، در مطلبی تحلیلی نوشت با آغاز جنگ ایران، چین هدف رشد اقتصادی سالانه خود را به پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۹۱ کاهش داد.

او افزود به نظر می‌رسد چین امیدوار بوده از طریق افزایش صادرات، بخشی از مشکلات اقتصادی خود را جبران کند؛ با این حال، ادامه جنگ تجاری با آمریکا و تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، به نگرانی‌های تازه‌ای در خصوص اقتصاد این کشور دامن زده است.

به نوشته بیکر، خاورمیانه برای چین اهمیت راهبردی دارد؛ چرا که بخش مهمی از مسیرهای کشتیرانی و تامین انرژی این کشور به این منطقه وابسته است.

کارشناسان هشدار می‌دهند در صورت تداوم جنگ و بسته ماندن تنگه هرمز، اقتصاد چین با آسیب‌های جدی‌تری مواجه خواهد شد.

بر اساس تحلیل بیکر، هرچند پکن تلاش می‌کند از ورود مستقیم به درگیری‌ها دور بماند، اما تحولات اخیر خاورمیانه نگرانی عمیقی در میان مقام‌های چینی ایجاد کرده است.

پربازدیدترین‌ها

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم
۱

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

۲

جوییش کرونیکل از پیشنهاد ۴۰ هزار پوندی برای قتل روزنامه‌نگار ایرانی خبر داد

۳
اختصاصی

انتشارات دانشگاه کمبریج اتهامات جعل علمی یک استاد طرفدار خامنه‌ای را بررسی می‌کند

۴
گزارش ویژه

شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

۵

جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

انتخاب سردبیر

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد
    گزارش ویژه

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

  • ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

    ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

  • جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

  • آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟
    تحلیل

    آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

  • ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

    ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

•
•
•

مطالب بیشتر

منشه امیر:‌ نتانیاهو، خبر سفر خود به امارات متحده عربی را برای امتیاز انتخاباتی علنی کرد

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۷:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت خارجه امارات متحده عربی، گزارش‌ها درباره سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌ وزیر اسرائیل به این کشور را تکذیب کرد.

چهارشنبه دفتر نخست‌وزیری اسرائیل اعلام کرده بود نتانیاهو در جریان عملیات «غرش شیران» به‌صورت محرمانه به امارات سفر کرده و با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات، دیدار داشته است.

منشا امیر، کارشناس امور خاورمیانه، گفت علت علنی شدن این سفر نزدیک بودن انتخابات عمومی در اسرائیل است.

او افزود احتمال دارد ظرف امروز و فردا موعد انتخابات تازه اسرائیل اعلام شود. به گفته او، دولت بنیامین نتانیاهو چهار سال است در قدرت است و این دوره رو به پایان است.

امیر همچنین گفت اختلافات عمیقی میان اعضای ائتلاف حاکم وجود دارد، از جمله درباره سربازی افراد مذهبی ارتدکس، و از این نظر احتمال برگزاری انتخابات بیشتر شده است.

او افزود بنیامین نتانیاهو احتمالا این موضوع را برای کسب امتیاز تبلیغاتی فاش کرده است.

گفت‌وگو با منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه

اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله

اوایل ورود اینترنت، بسیاری آن را فقط یک فناوری تازه یا ابزار سرگرمی می‌دانستند؛ اما به‌تدریج اینترنت از یک امکان جانبی خارج شد و به بخشی از جریان اصلی زندگی تبدیل شد؛ تا جایی که امروز بخش بزرگی از کار، ارتباطات، آموزش و حتی تجربه ما از جهان بدون آن قابل تصور نیست.

امروزه برای میلیون‌ها نفر، اینترنت بخشی از زیرساخت زندگی روزمره و شرط حضور در جهان اجتماعی است. معیشت بخش بزرگی از جامعه نیز به اینترنت وابسته شده است؛ از فروشگاه‌های آنلاین و کسب‌وکارهای کوچک گرفته تا رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، افراد شاغل به‌صورت دورکاری و پروژه‌ای، تولیدکنندگان محتوا و مشاغلی که شبکه‌های اجتماعی بستر اصلی فعالیت آن‌هاست.

به همین دلیل، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به معنای کند شدن ارتباطات نیست، بلکه می‌تواند مستقیما جریان زندگی، درآمد و احساس امنیت افراد را مختل کند.

شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها در سال‌های اخیر به بخشی از تجربه جمعی جامعه تبدیل شده‌اند؛ فضایی برای حرف زدن، دیده شدن، روایت کردن و شریک شدن در تجربه‌های مشترک. افراد بخش مهمی از احساس باهم‌بودن را در فضای دیجیتال تجربه می‌کنند.

در بحران‌ها، همین فضا می‌تواند به بستری برای همدلی، انتقال تجربه، شکل‌گیری حافظه جمعی و حتی سازماندهی اجتماعی تبدیل شود.

این فضا بخشی از تجربه روانی و اجتماعی انسان امروز شده است؛ جایی که افراد در آن خود را بیان می‌کنند، دیده می‌شوند و احساس می‌کنند به جهان پیرامون متصل‌اند. در چنین شرایطی، محرومیت از اینترنت فقط محرومیت از یک ابزار نیست، بلکه می‌تواند تجربه‌ای از حذف شدن، نادیده گرفته شدن و قطع ارتباط با جهان بیرون باشد؛ وضعیتی که افراد در آن نوعی محرومیت روانی و اجتماعی را تجربه می‌کنند.

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

اینترنت و کنترل ادارک

با توجه به اینکه اینترنت در جامعه ما همواره با نوسان، کندی و قطعی‌های دوره‌ای همراه بوده، در زمان‌های بحران این اختلال‌ها شدت بیشتری پیدا می‌کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که دسترسی به اطلاعات و امکان اشتراک‌گذاری روایت‌ها در شرایط بحرانی به مسئله‌ای حساس تبدیل می‌شود؛ جایی که کنترل یا محدودسازی اینترنت می‌تواند بر آگاهی جمعی و شکل‌گیری روایت‌های عمومی اثر بگذارد. هرچه اینترنت بیشتر در زندگی روزمره ریشه دوانده، حساسیت نسبت به کنترل آن نیز بیشتر شده است.

در لحظه‌های بحران، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به کمبود اطلاعات منجر نمی‌شود، بلکه پیوستگی تجربه مشترک از واقعیت را دچار اختلال می‌کند. افراد به تصویر هم‌زمان و مشترکی از آنچه در حال رخ دادن است دسترسی ندارند؛ خبرها با تاخیر می‌رسند، روایت‌ها ناقص‌اند و منابع مختلف اطلاعاتی هم‌پوشانی ندارند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی تعلیق ذهنی و ناامنی جمعی است؛ وضعیتی که در آن تشخیص واقعیت دشوارتر شده و احساس اطمینان نسبت به جهان پیرامون کاهش می‌یابد.

در چنین شرایطی، اختلال در اینترنت می‌تواند درک مشترک جامعه از واقعیت را دچار گسست و آشفتگی کند.

به همین دلیل، محدودسازی اینترنت در بحران‌ها بخشی از شیوه‌های مدیریت و کنترل افکار جمعی است؛ جایی که مساله فقط قطع ارتباط نیست، بلکه مدیریت سرعت انتشار اطلاعات، دیده‌شدن روایت‌ها و شکل‌گیری تصویر عمومی از رویدادهاست.

در این وضعیت، اینترنت از یک زیرساخت ارتباطی فراتر رفته و به بخشی از سازوکار تنظیم و مدیریت فضای اجتماعی تبدیل می‌شود.

  • شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

    شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

در امتداد همین منطق، مساله اینترنت فقط به لحظه‌های بحران محدود نیست و در سطح دسترسی نیز نوعی نابرابری ساختاری وجود دارد. اگرچه این نابرابری پیش‌تر هم وجود داشت، اما در ماه‌های اخیر با شکل‌گیری انواعی از اینترنت طبقاتی و دسترسی‌های متفاوت، نمود روشن‌تری پیدا کرده است.

پدیده‌هایی مانند اینترنت ویژه، دسترسی‌های سازمانی یا عبور برخی گروه‌ها از محدودیت‌های عمومی نشان می‌دهند که همان ساختار محدودکننده، امکان عبور را نیز به‌صورت نابرابر توزیع می‌کند. به این ترتیب، اینترنت به‌تدریج از یک حق عمومی و شهروندی به نوعی امتیاز اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شود.

این وضعیت مستقیما بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد. وقتی بخشی از جامعه به امکانات ارتباطی و اطلاعاتی گسترده‌تر دسترسی دارد و بخش دیگر در محدودیت قرار می‌گیرد، احساس بی‌عدالتی، طردشدگی و شکاف اجتماعی تشدید می‌شود. فرد نه‌تنها از دسترسی به اطلاعات محروم می‌شود، بلکه ممکن است احساس کند از جریان کامل زندگی اجتماعی و امکان حضور برابر کنار گذاشته شده است.

در چنین فضایی، اعتماد اجتماعی نیز فرسوده می‌شود؛ زیرا شهروندان درمی‌یابند که حتی دسترسی به واقعیت و امکان ارتباط نیز به شکلی نابرابر توزیع شده است. در نتیجه، اینترنت به بخشی از سازوکار توزیع قدرت، مدیریت ادراک و بازتولید شکاف اجتماعی تبدیل می‌شود.

  • شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

    شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

پیامدهای روانی و اجتماعی گسست دیجیتال در بحران

وقتی جریان اینترنت در دوره‌های بحران دچار قطع یا محدودیت می‌شود، اثر آن فقط در سطح نبود اطلاعات یا تغییر در ادراک جمعی باقی نمی‌ماند. این وضعیت به‌طور مستقیم وارد زندگی روزمره افراد می‌شود و خود را در روابط خانوادگی، کاری، آموزش و حتی شکل تعاملات ساده اجتماعی نشان می‌دهد.

در سطح خانواده، اینترنت به یکی از بسترهای اصلی ارتباط میان اعضا تبدیل شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که فاصله‌های جغرافیایی یا شغلی وجود دارد. در لحظه‌های قطع یا اختلال، این ارتباط ناگهان دچار وقفه می‌شود. تماس‌های روزمره، پیام‌های فوری و اطلاع از وضعیت یکدیگر با تاخیر یا عدم امکان مواجه می‌شود و همین موضوع می‌تواند احساس نگرانی، بی‌خبری و تنش‌های عاطفی را افزایش دهد. حتی در روابط نزدیک، نوعی اضطراب ناشی از دسترسی نداشتن به دیگری شکل می‌گیرد.

در حوزه کاری، وابستگی به اینترنت در بسیاری از مشاغل به حدی است که اختلال در آن به معنای توقف واقعی کار است. کسب‌وکارهای آنلاین، مشاغل خدماتی و حتی بخش‌هایی از اقتصاد سنتی که به ارتباط دیجیتال وابسته شده‌اند، در این شرایط با وقفه ناگهانی مواجه می‌شوند. این وقفه مستقیماً به کاهش درآمد، ناامنی شغلی و فشار روانی ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی منجر می‌شود.

در حوزه آموزش نیز این گسست به‌وضوح قابل مشاهده است. دانش‌آموزان و دانشجویان که بخش مهمی از فرآیند یادگیری آن ها به منابع آنلاین، کلاس‌های مجازی و ارتباط با استادان وابسته شده است، در زمان اختلال اینترنت با نوعی توقف اجباری مواجه می‌شوند. این توقف می‌تواند احساس عقب‌ماندگی، اضطراب تحصیلی و از بین رفتن پیوستگی یادگیری را به همراه داشته باشد.

در سطح اجتماعی گسترده‌تر، اختلال در اینترنت الگوی تعاملات روزمره را نیز تغییر می‌دهد. بسیاری از هماهنگی‌های ساده، از قرارهای کاری گرفته تا ارتباطات دوستانه و فعالیت‌های جمعی، به بسترهای دیجیتال وابسته شده‌اند. در نتیجه، قطع این بسترها باعث نوعی ناپیوستگی در زندگی اجتماعی می‌شود؛ جایی که ارتباطات نه کاملاً قطع می‌شوند، اما به‌شدت دشوار، کند و غیرقابل پیش‌بینی می‌گردند.

  • «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

    «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

در سطح روانی، این وضعیت می‌تواند احساس کند شدن زندگی و از دست رفتن کنترل بر امور روزمره را تقویت کند. افراد در موقعیتی قرار می‌گیرند که بخشی از ابزارهای اصلی تنظیم زندگی روزمره از دسترس خارج شده است، بدون آنکه جایگزین فوری و پایدار برای آن وجود داشته باشد. این وضعیت به‌مرور می‌تواند احساس خستگی روانی، تنش و کاهش توان برنامه‌ریزی برای آینده را تشدید کند.

در شرایط بحران، انسان بیش از هر زمان دیگری به ارتباط، اطلاع از وضعیت دیگران و حفظ پیوندهای اجتماعی نیاز دارد. افراد می‌خواهند از حال خانواده، دوستان و اطرافیان خود باخبر شوند، اخبار را دنبال کنند و احساس کنند در مواجهه با بحران تنها نیستند. اما قطع یا محدودسازی اینترنت دقیقا همین شبکه ارتباطی را مختل می‌کند و بخشی از زندگی روزمره را از کار می‌اندازد؛ از ارتباط با خانواده و پیگیری اخبار گرفته تا کار، آموزش و حفظ احساس پیوند با دیگران. در نتیجه، اختلال در اینترنت مستقیماً بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد و می‌تواند احساس ابهام، اضطراب و بی‌ثباتی را تشدید کند.

صورت‌بندی نهایی

در چنین شرایطی، اینترنت برای جمهوری اسلامی به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل میان جامعه و قدرت تبدیل شده است.

دلیل اصلی این مساله به تجربه‌ای بازمی‌گردد که ساختار قدرت طی سال‌های اخیر از نقش اینترنت در شکل‌گیری آگاهی جمعی، انتشار روایت‌های مستقل و سازماندهی اجتماعی به دست آورده است.

  • افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

    افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

در گذشته، ساختارهای قدرت می‌توانستند تا حد زیادی جریان اطلاعات را کنترل کنند؛ روایت رسمی از طریق رسانه‌های حکومتی منتشر می‌شد و امکان دسترسی گسترده به روایت‌های جایگزین محدود بود. اما اینترنت این معادله را تغییر داد.

شبکه‌های اجتماعی و فضای دیجیتال باعث شدند مردم بتوانند تجربه‌های شخصی، تصاویر و روایت‌هایی را منتشر کنند که پیش‌تر امکان دیده‌شدن نداشتند. اینترنت به فضایی تبدیل شد که در آن شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیسته مردم آشکارتر شد. اعتراضات، خشونت‌ها، سرکوب‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی دیگر صرفا در سطح فردی باقی نمی‌ماندند، بلکه به‌سرعت در سطح جمعی و حتی جهانی بازتاب پیدا می‌کردند.

به همین دلیل، اینترنت به بستری برای شکل‌گیری نوعی آگاهی جمعی تبدیل شد؛ آگاهی‌ای که می‌توانست احساس مشترک، خشم مشترک و امکان کنش جمعی را تقویت کند.

برای ساختاری که سال‌ها بر کنترل روایت و روان جمعی تکیه داشته، این تغییر به‌تدریج به یک مساله حساس و تهدیدکننده تبدیل شد. اینترنت نه‌تنها جریان اطلاعات را گسترش داد، بلکه انحصار قدرت بر تفسیر واقعیت را نیز به چالش کشید.

به بیان دیگر، مساله فقط دیده‌شدن اخبار نبود؛ بلکه این بود که مردم دیگر صرفا دریافت‌کننده روایت رسمی نبودند، بلکه خود به تولیدکننده روایت تبدیل شدند. از همین رو، اینترنت وارد حوزه امنیت و کنترل اجتماعی شد و کنترل آن به بخشی از مداخله در ادراک، احساس و واکنش اجتماعی تبدیل شد.

در این چارچوب، کنترل اینترنت را می‌توان بخشی از منطق سیاسی حفظ و بازتولید اقتدار دانست؛ به‌ویژه در شرایطی که ساختار قدرت با کاهش شدید اعتماد عمومی و افزایش نارضایتی اجتماعی مواجه می‌شود.

اما نکته اساسی اینجاست که هرچه سطح کنترل و محدودسازی اینترنت افزایش می‌یابد، این پیام نیز در سطح جامعه تقویت می‌شود که مسئله فقط امنیت یا مدیریت فنی نیست، بلکه ترس از آگاهی، ارتباط و دیده‌شدن نیز در میان است.

به همین دلیل، اینترنت در جامعه به نمادی از رابطه پیچیده میان قدرت، آگاهی جمعی، کنترل اجتماعی و بحران اعتماد تبدیل شده است.

علی‌حسین قاضی‌زاده: آمریکا برای آغاز مجدد درگیری‌ها ملاحظاتی دارد

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرد گفت‌وگوها با جمهوری اسلامی در جریان است، اما واشینگتن با توجه به کاهش درآمدهای تهران، برای رسیدن به توافق عجله‌ای ندارد.

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با اشاره به روند گفت‌وگوها گفت خواسته‌های جمهوری اسلامی نسبت به دوره پیش از جنگ افزایش یافته و مقام‌های حکومت به این نتیجه رسیده‌اند که سقوط نظام در شرایط کنونی، عملی نیست.

او افزود آمریکا برای ازسرگیری درگیری‌ها ملاحظات و محدودیت‌هایی در نظر دارد.

ارزیابی هوشنگ حسن‌یاری از مواضع ترامپ در قبال جمهوری اسلامی در آستانه سفر به چین

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پیش از سفر رسمی به پکن، با اشاره به نابودی توان نظامی جمهوری اسلامی گفت ایالات متحده برای مهار حکومت ایران نیازی به کمک چین ندارد.

هوشنگ حسن‌یاری، کارشناس خاورمیانه و امور نظامی، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال به ارزیابی آخرین مواضع ترامپ در قبال تهران پرداخت.

آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

متیو شارپ و نیت سوانسون، که هر دو سال‌ها در دولت‌های آمریکا بر روی پرونده هسته‌ای ایران کار کرده‌اند، در مقاله‌ای دستیابی به یک توافق هسته‌ای جدید و موثر با تهران را دشوارتر دانسته‌اند زیرا اکنون هم مطالبات واشینگتن افزایش یافته و هم تهران اهرم‌های بیشتری در دست دارد.

متیو شارپ پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او در دولت‌های اوباما، بایدن و هر دو دولت ترامپ در وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی بر روی مسائل هسته‌ای کار کرده است.

نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به‌عنوان مدیر پرونده ایران در شورای امنیت ملی فعالیت داشت. در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز عضو تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ با جمهوری اسلامی بود.

این دو در مقاله‌ای که سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت در نشریه فارین‌افرز منتشر شد، نوشته‌اند از زمانی که ایالات متحده، در کنار اسرائیل، در اواخر فوریه وارد جنگ با جمهوری اسلامی شد، دونالد ترامپ در تعریف اهداف این درگیری با دشواری مواجه بوده است. تمرکز او از درخواست تغییر رژیم به تضعیف توان نظامی رژیم و سپس به تامین عبور امن از تنگه هرمز تغییر کرده است.

به‌گفته شارپ و سوانسون، در بیشتر موارد، به نظر می‌رسد ترامپ بر ضرورت عقب راندن برنامه هسته‌ای تهران تاکید می‌کند و هرچند این چارچوب برای جنگی که تقریبا هیچ تاثیری بر توان هسته‌ای ایران نداشته عجیب است، اما برای رهبری که در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، خارج شد و سال گذشته مدعی شد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را «نابود کرده»، قابل درک است.

ترامپ در اواخر آوریل در شبکه اجتماعی خود، تروث‌سوشیال نوشت: «توافقی که با ایران می‌کنیم بسیار بهتر از برجام خواهد بود.»

  • آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

    آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

اما نویسندگان مقاله تاکید کرده‌اند که دستیابی به چنین توافقی بسیار دشوارتر از آن چیزی است که رییس‌جمهوری ایالات متحده تصور می‌کند؛ عمدتا به این دلیل که توان هسته‌ای ایران از زمان خروج آمریکا از توافق ۲۰۱۵ در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ پیشرفت کرده است.

گزارش‌های عمومی نشان می‌دهد مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای تهران بر دو موضوع متمرکز است: مدت زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا.

به‌نوشته نویسندگان، هر دو مولفه برای هر توافق موفقی در آینده ضروری‌اند، اما کافی نیستند. طی هفت سال گذشته، حکومت ایران توانایی خود در تولید و نصب سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر را به‌طور چشمگیری افزایش داده و زمان لازم برای تولید مواد مورد نیاز برای یک سلاح هسته‌ای را کاهش داده است. همچنین شکاف‌های بیشتری در دانش بازرسان بین‌المللی درباره ابعاد این برنامه به وجود آمده است.

به‌گفته شارپ و سوانسون، ترامپ برای آنکه بتواند از نظر تبلیغاتی موفق جلوه کند، فقط به توافقی متفاوت از برجام نیاز ندارد، بلکه به توافقی کاملا متفاوت نیاز دارد. هر توافقی در سال ۲۰۲۶ باید بسیار فراتر از محدود کردن غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم برود؛ باید سازوکارهای دقیق و جدیدی ایجاد کند که به بازرسان اجازه دهد توان فعلی ایران را درک کنند و مانع پیشرفت مخفیانه این کشور به سمت سلاح هسته‌ای شوند.

  • گروسی: اورانیوم ۶۰ درصدی ایران احتمالا در سایت اصفهان نگهداری می‌شود

    گروسی: اورانیوم ۶۰ درصدی ایران احتمالا در سایت اصفهان نگهداری می‌شود

نویسندگان تاکید کرده‌اند که بدون پرداختن به این نگرانی‌ها، مهم نیست آمریکا چه میزان ایران را بمباران کند، یا توقف غنی‌سازی چه مدت ادامه داشته باشد، یا چه بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالا بیاید. تهران می‌تواند از این جنگ در حالی خارج شود که نسبت به قبل به سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر شده است.

یاد گرفتن دویدن

در ژوئن گذشته و در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه غنی‌سازی جمهوری اسلامی به‌شدت تضعیف شد. دانشمندان هسته‌ای کشته شدند و ظرفیت غنی‌سازی در تاسیسات زیرزمینی فردو و نطنز به‌شدت آسیب دید یا نابود شد. با این حال، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵، زمانی که آخرین توافق هسته‌ای نهایی شد، چالش بزرگ‌تری محسوب می‌شود. آن توافق نه‌تنها تعداد سانتریفیوژهایی را که حکومت ایران می‌توانست به کار گیرد محدود می‌کرد، بلکه مهم‌تر از آن، نوع سانتریفیوژهایی را که می‌توانست استفاده یا تولید کند نیز محدود می‌ساخت. برجام همچنین تهران را از انجام برخی تحقیقات که می‌توانست برنامه سانتریفیوژهایش را پیشرفته‌تر کند، بازمی‌داشت. پس از خروج آمریکا از توافق، این محدودیت‌ها دیگر اجرا نشد.

  • گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

    گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

در سال‌های بعد، جمهوری اسلامی دانشی فنی‌ در زمینه تولید و بهره‌برداری از سانتریفیوژها به دست آورد که با بمباران از بین نمی‌رود. تا ژوئن ۲۰۲۵، پیشرفته‌ترین سانتریفیوژهای ایران حدود شش برابر کارآمدتر از نمونه‌های سال ۲۰۱۵ شده بودند. ایران همچنین سرعت نصب آنها را افزایش داد: سرعتی که یک کشور می‌تواند مواد لازم برای سلاح هسته‌ای تولید کند، نه‌تنها به تعداد و نوع سانتریفیوژها، بلکه به سرعت نصب آنها در «آبشارها» یا شبکه‌های به‌هم‌پیوسته‌ای که فرایند غنی‌سازی را تسریع می‌کنند بستگی دارد.

در سال ۲۰۱۵، حکومت ایران می‌توانست حدود دو آبشار در ماه نصب کند که هر کدام شامل حدود ۱۷۰ سانتریفیوژ متصل به هم بودند. در سال ۲۰۲۵، این کشور توانست این روند را تقریبا سه برابر سریع‌تر انجام دهد.

به‌گفته نویسندگان مقاله، این پیشرفت‌های فناورانه در مجموع زمان لازم برای تولید مواد لازم برای یک سلاح هسته‌ای را به‌شدت کاهش داده است، حتی اگر تهران مجبور شود زیرساخت هسته‌ای خود را از ابتدا بازسازی کند.

نویسندگان توضیح داده‌اند: «اگر توانایی تولید مواد هسته‌ای را مانند یک مسابقه در نظر بگیریم، جایی که سرعت به توان فناوری و نقطه شروع به میزان محدودیت‌ها بستگی دارد، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۵ می‌توانست این مسیر را در حدود یک سال و با سرعتی متوسط طی کند. حامیان توافق استدلال می‌کردند این فاصله زمانی فرصت کافی برای شناسایی و واکنش فراهم می‌کند. اما بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، تهران یاد گرفت بدود. در نتیجه، حتی اگر جمهوری اسلامی با خواسته‌های ترامپ برای توقف کامل غنی‌سازی و واگذاری ذخایر اورانیوم با غنای بالا موافقت کند، باز هم ممکن است بتواند سریع‌تر از گذشته به هدف برسد.»

  • شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

    شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

متیو شارپ و نیت سوانسون افزوده‌اند: «در واقع، حتی اگر حکومت ایران همه این امتیازات را بدهد و جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تمام سانتریفیوژهای نطنز و فردو را نابود کرده باشد، برآورد ما این است که تهران می‌تواند در حدود شش ماه، نه یک سال، سانتریفیوژهای جدید نصب و مواد لازم برای یک سلاح را تولید کند. اگر تهران بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای پایین خود را حفظ کند، این زمان حتی کوتاه‌تر خواهد شد.»

شکاف‌های دانشی

به‌نوشته این دو، اگرچه بسیاری از سایت‌های هسته‌ای شناخته‌شده ایران زیر آوار رفته‌اند، اما همچنان عدم قطعیت زیادی درباره وجود تاسیسات دیگر وجود دارد. جمهوری اسلامی سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های مخفیانه دارد؛ تاسیسات نطنز و فردو نیز در ابتدا به‌صورت مخفی ساخته شده بودند و این اقدام نقض تعهد ایران برای اطلاع‌رسانی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود. در اوایل ۲۰۲۵، تهران اعلام کرد قصد ساخت تاسیسات زیرزمینی سوم در اصفهان را دارد و تصاویر ماهواره‌ای نیز نگرانی‌ها درباره سایت احتمالی دیگری را افزایش داد. از آنجا که آژانس از این سایت‌ها بازدید نکرده، وضعیت آنها نامشخص است.

در ادامه مقاله گفته شده است که در جریان اقدامات دیپلماتیک، تلاش‌هایی برای مقابله با احتمال پنهان‌کاری‌های جمهوری اسلامی انجام شده است. در سال ۲۰۰۳، تهران به‌طور موقت اجرای پروتکل الحاقی را پذیرفت. توافق ۲۰۱۵ نیز اجرای این پروتکل و نظارت گسترده‌تر را الزامی کرد. اما این نظارت در سال ۲۰۲۱ متوقف شد. از آن زمان، جمهوری اسلامی ده‌ها هزار سانتریفیوژ تولید کرده است. اگر حتی تعداد کمی از آنها به سایت‌های مخفی منتقل شده باشند، می‌توانند به‌سرعت برای تولید مواد تسلیحاتی مورد استفاده قرار گیرند.

  • ترامپ: برای پایان جنگ ایران به کمک چین نیاز ندارم

    ترامپ: برای پایان جنگ ایران به کمک چین نیاز ندارم

توافق خوب، ضروری اما ناکافی

متیو شارپ و نیت سوانسون در عین حال تاکید کرده‌اند که با وجود این چالش‌ها، رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک همچنان در راستای منافع آمریکا است. اما توافقی که فقط به غنی‌سازی و ذخایر بپردازد دیگر کافی نیست.

به‌گفته آنها یک توافق جدید باید به فناوری پیشرفته ایران، احتمال فعالیت‌های مخفی و توانایی تبدیل مواد به سلاح نیز بپردازد و برای این منظور، تهران باید اجرای پروتکل الحاقی را از سر بگیرد و امکان بازرسی گسترده فراهم شود. حکومت ایران همچنین باید اطلاعاتی قابل راستی‌آزمایی درباره فعالیت‌های نظامی مرتبط ارائه دهد. بدون این اقدامات، هر توافقی ناقص خواهد بود.

نویسندگان در پایان مقاله خود نوشته‌اند: «جنگ اخیر نشان داد حتی یک توافق کامل نیز تمام تهدیدهای جمهوری اسلامی را برطرف نمی‌کند. تهدیدهای فوری‌تر شامل کنترل تنگه هرمز و برنامه موشکی تهران است. اما جمهوری اسلامی مجهز به سلاح هسته‌ای این تهدیدها را بسیار خطرناک‌تر خواهد کرد. در نهایت، یک توافق هسته‌ای ضروری است، اما کافی نیست. توافقی که فقط به سایت‌های شناخته‌شده بپردازد، برنامه تهران را متوقف نخواهد کرد، بلکه آن را پنهان‌تر خواهد ساخت.»