برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کردهاند
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، حاکی از افزایش قیمت و همچنین کمبود داروهای اعصاب در هفتههای اخیر است؛ وضعیتی که به گفته شهروندان و کارکنان داروخانهها، بسیاری از بیماران را ناچار به حذف یا تغییر روند درمان کرده است.
بر اساس این گزارشها، از نیمه فروردین به بعد قیمت برخی داروهای رایج بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و همزمان، دسترسی به داروهایی مانند کلونازپام و آسنترا با اختلال جدی مواجه شده است.
پیشتر اطلاعاتی به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد قیمت برخی داروها، از جمله داروهای بیماران مبتلا به سرطان و انسولین یا مکملهای دارویی، تا ۳۸۰ درصد افزایش یافته است.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، حاکی از افزایش قیمت و همچنین کمبود داروهای اعصاب در هفتههای اخیر است؛ وضعیتی که به گفته شهروندان و کارکنان داروخانهها، بسیاری از بیماران را ناچار به حذف یا تغییر روند درمان کرده است.
بر اساس این گزارشها، از نیمه فروردین به بعد قیمت برخی داروهای رایج بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و همزمان، دسترسی به داروهایی مانند کلونازپام و آسنترا با اختلال جدی مواجه شده است.
پیشتر اطلاعاتی به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد قیمت برخی داروها، از جمله داروهای بیماران مبتلا به سرطان و انسولین یا مکملهای دارویی، تا ۳۸۰ درصد افزایش یافته است.
پیامهای رسیده نشان میدهند افزایش هزینه نسخهها و کاهش دسترسی به دارو، باعث شده بخشی از بیماران، درمان خود را متوقف کنند.
یک داروساز به ایراناینترنشنال گفت: «بعضی بیماران وقتی قیمت نسخه را میشنوند، دارو را برنمیدارند و میروند.»
به گفته او، در هفتههای اخیر موارد متعددی از بیمارانی مشاهده شده که بهدلیل ناتوانی مالی، داروهای خود را حذف کرده یا مصرف آن را کاهش دادهاند.
یک شهروند مبتلا به افسردگی شدید که خود را «مستمریبگیر» معرفی کرد، به ایراناینترنشنال گفت با حقوق ماهانه هفت میلیون تومان، در هر نوبت دریافت نسخه باید حدود چهار میلیون تومان هزینه کند.
او افزود: «من باید ویتامین ب و داروی خواب برای کنترل چرخه خوابم مصرف کنم. این ویتامینها تحت پوشش بیمه نیستند و فقط دو قلم داروی ارزان شامل بیمه میشود. ترجیح دادهام این روزها کلا دارو و دکتر را کنار بگذارم.»
بر اساس گزارش شهروندان، قیمت یک بسته آسنترا ۵۰ در اواسط اردیبهشت به حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده و دوز ۱۰۰ آن در بازار کمیاب است.
یک بیمار گفت با توجه به دوز مصرفی، مجبور است ماهانه حدود شش میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای این دارو هزینه کند.
بر اساس پیامهای شهروندان، کمبود داروهای اعصاب دیگر محدود به داروهای خاص یا بیماران بستری نیست و اکنون داروهای رایج نیز با اختلال در تامین مواجه شدهاند.
یک مخاطب گفت قرص سرترالین، که از رایجترین داروهای درمان افسردگی، اضطراب و وسواس است، در هفتههای اخیر کمیاب شده است.
به گفته او، نوع خارجی این دارو در بازار موجود نیست و نمونههای داخلی نیز بهصورت سهمیهای عرضه میشوند.
این شهروند توضیح داد: «برای نسخه ۱۰۰ عددی که مصرف یک ماهم بود، داروخانه فقط ۵۰ عدد به من تحویل داد. آن هم از نوع ایرانی که اثر نمونههای خارجی را ندارد.»
شمار دیگری از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز نشان میدهد کمبود داروهای مرتبط با اعصاب و روان باعث شده بیماران ناچار به تغییر برند دارویی شوند؛ اقدامی که به گفته بیماران، میتواند اثربخشی درمان را کاهش دهد.
یک بیمار در این زمینه گفت در طول درمان نباید برند دارو عوض شود، اما الان خیلیها مجبورند این کار را انجام دهند.
او توضیح داد به توصیه متخصص، حتما باید دارویش را از یک برند خارجی تهیه میکرد اما تاکنون سه ماه است که کپسول خارجیاش پیدا نمیشود و به ناچار، کپسول ایرانی میخرید.
این شهروند ادامه داد: «اما الان یک هفته است که همان هم پیدا نمیشود و فقط شکل قرصش را توانستم پیدا کنم که عوارض بیشتری دارد، اما مجبورم مصرف کنم.»
علی جعفریان، جانشین وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، هشتم اردیبهشت «کمبود جدی» دارو را رد کرده و افزایش قیمت دارو را متاثر از تورم عمومی و نوسان بهای ارز آزاد خوانده بود.
او با اشاره به حذف ارز ترجیحی در سال ۱۴۰۴، گفته بود حدود ۷۰ درصد از قیمت تمامشده دارو به نرخ ارز آزاد وابسته است که اثر مستقیمی بر بازار دارویی دارد.
از تشدید افسردگی تا پیامدهای اجتماعی
گزارشهای رسیده نشان میدهند کمبود داروهای اعصاب علاوه بر اختلال در زندگی فردی، پیامدهای اجتماعی نیز به همراه داشته است.
بهگفته یک شهروند، مردی حدود ۵۰ ساله به دلیل اضطراب شدید توانایی تکلم خود را از دست داده و گفته با این حجم از فشار، تنها انگیزهاش از ادامه زندگی، تامین حداقل نیازهای خانوادهاش است.
در نمونهای دیگر، همکاران یک فرد شاغل در بخش خدماتی گفتند او به دلیل قطع دارو و هزینه بالای درمان، دچار تنشهای شدید رفتاری شده و در محیط کار حتی درگیریهای متعدد فیزیکی با کارکنان و مراجعان داشته است.
به گفته فرد راوی، این شهروند تنها ۱۵ میلیون تومان حقوق میگیرد و با توجه به ویزیت یک میلیون تومانی و هزینه چند میلیونی دارو، دیگر به پزشک هم مراجعه نکرده است.
برخی از گزارشها نیز حاکی از نگرانی درباره وضعیت بیماران با اختلالات شدیدتر است.
یک شهروند با اشاره به نامشخص بودن وضعیت داروهایی مانند رسپریدون و سایر داروهای ضد سایکوز گفت: «ما با افسردگی و اضطراب میسازیم، اما بیمارانی با مشکلات روانی حاد که بستری هستند و ممکن است به خود یا دیگران آسیب بزنند، چه میکنند؟»
شهروندی نیز با اشاره به گسترش افسردگی و اضطراب در کشور، به کنایه گفت: «میدانم که قبلا هم بعضیها به شوخی این را گفتهاند، اما جدی فکر میکنم باید در آب لولهکشی شهرها آسنترا بریزند.»
شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از وخامت اوضاع اقتصادی و موج فزاینده اخراج نیروها خبر دادند.
در ادامه، گزیدهای از این پیامها آمده است:
- «من چهار ماهه بیکار شدم. در حوزه تِک کار میکردم. شرکتمون تعدیل نیرو کرد. هیچ درآمدی ندارم. فقط با اندک اندوختهای که داشتم، دارم میگذرونم. ولی همه رو تحمل میکنم، به امید روزهای روشن.»
- «از مس سونگون پیام میدم. این معدن رو کاملا تعدیل نیرو کردن و همه اخراج شدن. افرادی که ۱۵ سال کار میکردند، بیکار شدن.»
- «من در یک شرکت مثلا خصوصی که پهپاد تولید میکرد، کار میکردم. در جریان جنگ، ساختمانها و تجهیزات مرتبط به کار ما رو زدن. الان ۳ ماهه بیکار شدم. گفتن برید بیمه بیکاری بگیرید.»
- «کسبوکارهای بستهبندی و پستی در شیراز میگویند کمبود و جهش قیمت چسب پنج سانتی کاسپین در فروردین، فعالیت روزانهشان را مختل کرده است. فروش چند بسته با قیمت حدود ۶۰ میلیون تومان.»
بر اساس پیامها و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، شامگاه چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت صداهای متعدد انفجار در چند نقطه از استان هرمزگان، از جمله غرب جزیره قشم، بندرعباس، بندر خمیر، بندر کنگ، سیریک و میناب شنیده شده است.
در غرب جزیره قشم، چندین صدای انفجار در فاصله زمانی حدود ساعت ۲۱:۲۵ تا ۲۲:۰۲ گزارش شده و برخی ساکنان از لرزش شیشهها و احساس موج انفجار خبر دادهاند.
در بندرعباس نیز چند مورد صدای انفجار در فاصله زمانی حدود ساعت ۲۱:۳۰ تا ۲۲:۰۴ گزارش شده است. همزمان، گزارشهایی از بندر خمیر درباره شنیده شدن انفجارهای پیاپی و نسبتا شدید در حوالی ساعت ۲۱:۳۰ دریافت شده است.
برخی ساکنان بندر کنگ نیز از شنیدن صداهای متعدد و احتمال پرتاب یا لانچ یک شیء ناشناس در حوالی ساعت ۲۱:۵۰ خبر دادهاند.
در محدودههای ساحلی قشم، از جمله اطراف اسکلهها، گزارشهایی از شنیده شدن چند صدای انفجار و مشاهده نور در آسمان منتشر شده است. همچنین در مناطق سیریک و میناب، صداهای انفجار و مشاهده نور یا حرکت جسم نورانی در آسمان گزارش شده است.
ایراناینترنشنال هنوز نمیتواند علت این انفجارها و گزارشها را بهطور مستقل تایید کند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از کمبود ابزارآلات در مشاغل مختلف، هزینه رو به افزایش خرید این تجهیزات در دوران بلاتکلیفی نه جنگ و نه صلح و در نهایت، فشار اقتصادی بر خانوارها حکایت دارد.
پس از قطع اینترنت و به تعطیلی کشیده شدن کسب و کارهای آنلاین و اینترنتی، اکنون نوبت به مشاغلی همچون کشاورزی و صیادی رسیده است که با چالش و بحران روبهرو شوند.
جهش قیمت کود و تجهیزات؛ فشار مضاعف بر کشاورزان
با افزایش قیمت کود و ابزارآلات کشاورزی، کشاورزان در مناطق مختلف ایران با موج تازهای از فشار اقتصادی روبهرو شدهاند.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال، قیمت کود پتاسیم برای هر گونی ۵۰ کیلویی در سال گذشته را حدود ۷۰۰ هزار تومان عنوان کرد و گفت این رقم در سال جاری به حدود هفت میلیون تومان رسیده است.
کشاورزان برای هر هکتار شالیکاری، بهطور میانگین به حدود شش گونی کود نیاز دارند.
به گفته این کشاورز، قیمت کود اوره نیز همزمان چند برابر شده است.
مهدی حسینیزدی، رییس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا یکی از دلایل افزایش قیمت کود، به ویژه از نوع اوره را «آسیب رسیدن به برخی از پتروشیمیها در جنگ» و «بسته شدن تنگه هرمز» دانست.
او همچنین «افزایش هزینه واردات کود بهدلیل جنگ»، «کمبود کود در جهان و دشواری تامین آن از چین و هند»، «عدم تخصیص ارز و ثبت سفارش» را نیز از جمله عوامل گرانی خواند.
پیشتر نیز یک کشاورز به ایراناینترنشنال گفته بود بهای نوار تیپ از ۴۰۰ هزار به سه میلیون و کود از ۸۰۰ هزار به بیش از ۱۰ میلیون تومان رسیده است.
نوار تیپ، لولهای پلیمری، مسطح و با دیواره نازک است که برای آبیاری قطرهای استفاده میشود و با ایجاد قطرات ریز آب در کنار ریشه، باعث کاهش مصرف و افزایش عملکرد در کشتهای ردیفی میشود.
گرانی ابزار کار و رکود مشاغل
موج گرانی و نبود ابزارآلات در دوران پساجنگ و در خلال آتشبس شکننده، ابعاد گستردهای پیدا کرده است و تمامی مشاغل با خطر ورشکستگی یا بیکاری و تعدیل روبهرو هستند.
یک صیاد اهل قشم در پیامی گفت چند ماه است که بیکار شده و افت قیمت ماهی صادراتی، مشکلات اقتصادی او و همصنفانش را افزایش داده است.
مخاطب دیگری از شهر سربندر از توابع «بندر امام» به بیکاری کارگران بندر و دشوار شدن گذران زندگی اشاره کرد.
او در این پیام گفت: «هرچه کار میکنم، تمامی درآمدم برای اجاره خانه، رفتوآمد و مقداری خوراکی در یخچال صرف میشود.»
پیشتر نیز برخی شهروندان با اشاره به از دست رفتن شغل و درآمد خود، به فروش لوازم خانه، تجهیزات کار و وسایل شخصیشان برای تامین غذا و مایحتاج اولیه اشاره کرده بودند.
یکی دیگر از شهروندان گفت: «حدود سه ماه است که بیکار شدهام. کارم در لالهزار بود و با انگیزه زیاد در حال یادگیری بودم، اما توان مالی به شدت پایین آمده و تحمل زندگی روزمره سخت شده است.»
گلفروشی از اراک در پیامی نوشت که ابزار کار گلفروشها مثل کاغذ، چسب، روبان، باکس، اسفنج و موارد دیگر به شدت گران شده، تا آنجا که قیمتها طی دو ماه اخیر، چهار برابر شده است.
از شهر کاشان نیز روایت شهروندان حاکی از تعطیلی کارخانههای فرش و تعدیل نیروهاست.
پیشتر هم کاسبان دیگری از مناطق مختلف تهران همچون خیابان ولیعصر، در گفتوگو با ایراناینترنشنال از تعطیلی مشاغل مختلف خبر داده بودند.
گرانیها و فشار اقتصادی تنها مربوط به ابزار کار نیست و تمامی ابعاد زندگی شهروندان را در بر گرفته است.
بر اساس گزارش مخاطبان، هزینه ثبتنام آزمون سازمان نظام مهندسی طی چهار ماه گذشته در سراسر کشور از ۳۹۰ هزار تومان به ۶۹۰ هزار تومان رسیده و حدود دو برابر رشد داشته است.
شهروند دیگری از افزایش قیمت کتاب خبر داد و نوشت: «برای درک این مساله که تورم تا چه اندازه بر همه چیز تاثیر دارد، کافی است قیمت یک جلد کتاب زبان را در آموزشگاه در فاصله میان ۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت در نظر بگیرید که از ۶۵۰ هزار تومان به ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.»
با قطع اینترنت بینالمللی، میلیونها کاربر ناخواسته به سمت اپها و پیامرسانهای ایرانی سوق داده شدهاند. با وجود تلاش حکومت برای معرفی این فضا بهعنوان جایگزین نمونه خارجی، شهروندان از کندی و سانسور محتوا در برنامههای داخلی و البته تلاش برای دور زدن این محدودیتها خبر میدهند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند اپها و پیامرسانهای داخلی برای بسیاری کارآمد و قابل اعتماد نیستند. کاربران از کندی، قطعیهای مکرر، نبود امکانات پایه، و ناتوانی در رقابت با سرویسهای جهانی میگویند؛ کسبوکارها هم از کاهش فروش و محدود شدن دسترسی به بازارهایشان.
در کنار این، نگرانیهای جدی درباره حریم خصوصی مطرح است: از احتمال رصد و دسترسی به دادهها تا سانسور محتوا و محدودیت در گردش آزاد اطلاعات.
اختلال و کندی گسترده
بخش بزرگی از پیامهای رسیده درباره پلتفرمهای داخلی، به اختلال شدید در بله، شاد و روبیکا اختصاص دارند.
به گفته یک شهروند، امکان ارسال عکس و ویدیو از طریق روبیکا در بسیاری از ساعات شبانهروز وجود ندارد و این پلتفرم، گالری کاربران را بررسی میکند.
مخاطب دیگری گفت ارسال یک تصویر در روبیکا یک ساعت طول میکشد.
دهها دانشآموز، والدینشان و شماری از معلمان نیز در پیامهایی گفتند در سکوی آموزش مجازی شاد، نه میتوان عکس و ویدیو دانلود کرد و نه بستر مناسبی برای تدریس وجود دارد.
مادر یک دانشآموز گفت: «کلاس بچهها آنلاین است اما فضای اپلیکیشن طوری طراحی شده که فقط معلم میتواند در آن صحبت کند و اگر دانشآموز سوالی داشته باشد یا موضوعی را نفهمد، باید تا ساعت پنج بعدازظهر که دسترسی دانشآموز باز میشود، صبر کند. در واقع دانشآموزان در کلاس آنلاین حضور دارند ولی اگر نباشند هم معلم متوجه غیبتشان نمیشود. روند آموزش فقط وابسته به نظارت والدین است.»
مخاطب دیگری نیز گفت اختلال و کندی در برنامه شاد باعث شده حضور دانشآموزان ثبت نشود و بهدنبال آن غیبت بخورند.
همزمان برخی معلمان از دانشآموزان انتظار تهیه کلیپ و آپلود آن را با وجود سرعت پایین اینترنت دارند.
این مشکل در دسترسی به اطلاعات در شبکههای داخلی، برای دانشجویان نیز وجود دارد.
یک هنرجوی رشته کامپیوتر در تهران گفت: «نه کلاس آنلاین کیفیت دارد نه در "شبکه دیکتاتوری اطلاعات" چیزی برای یاد گرفتن پیدا میشود.»
به گفته دانشجویان، روند آموزش و استفاده از تدریس اساتید عملا متوقف شده است.
وبسایت نتبلاکس، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت اعلام کرد ۶۹ روز قطع گسترده اینترنت بینالمللی در ایران، به افزایش بیکاری در میان کارگران دامن زده و به بازتوزیع ثروت به نفع گروههای همسو با حکومت منجر شده است.
اعمال سانسوری مشابه صدور مجوز
در حالی که حکومت با قطع اینستاگرام، فرصت تبلیغ رایگان کالاها و خدمات را از ایرانیان گرفته است، به گفته شهروندان، اپهای ایرانی مانند روبیکا و «بله»، مبالغ هنگفتی را برای تبلیغات میگیرند و روندی فرسایشی و مبتنی بر سانسور را برای تایید تبلیغ طی میکنند.
چند شهروند اشاره کردند برای یک ربع تبلیغ در روبیکا، از صاحب کسبوکار حدود ٦٣ میلیون تومان هزینه میگیرند.
روبیکا پیامرسان و سرویس پخش ویدیو است که تلاش شده ترکیبی از تلگرام و اینستاگرام باشد.
یک زن در پیامی گفت: «پس از دو ماه بیکاری، مجبور شدم در یک اپلیکیشن داخلی تبلیغ بدهم تا حداقل بتوانم اجناسی را که روی دستم مانده، بفروشم. پیش از آنکه کانال مرا تایید کنند، از من پول دریافت کردند، اما بعد تبلیغم را با این بهانه که فعالیتت در اپ کم و آرنج دستت در ویدیو مشخص است، رد کردند.»
او به رفتار متناقض حکومت با شهروندان «خودی و غیرخودی» در ماههای اخیر اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی در جریان جنگ و پس از آن، برای تبلیغ تجمعات شبانه حکومتی از «زنان بیحجاب یا زنانی که پوشش کمتری دارند» استفاده میکند، اما یک تبلیغ کوتاه را بهدلیل صرفا چند ثانیه پیدا بودن آرنج دست، نمیپذیرد.
پیشتر ویدیوهایی منتشر شده بودند که نشان میدادند در ادامه نمایش و جولان خیابانی حامیان حکومت، تعدادی از زنان بدون حجاب اجباری و با لباس بسیج و سپاه پاسداران، به خیابانها اعزام شدهاند.
این شهروند توضیح داد وقتی برای پس گرفتن هزینه تبلیغ تماس گرفته به او گفتهاند پول در کیف پولتان باقی میماند تا زمانی که «ویدیو و کانالتان را اصلاح کنید».
او افزود: «یعنی من باید چند ماه روی آن کانال خالی کار کنم، جنس بیاورم و سرمایهگذاری کنم، فقط برای یک کانال خالی، تا شاید تبلیغ مرا قبول کنند؟ من هشت سال در اینستاگرام هزینه کردم و برای بالا آمدن صفحهام وقت گذاشتم، اما با قطع اینترنت عملا متوقف شدم. اکنون چگونه باید دوباره شروع کنم؟»
مخاطبی دیگر از «هزار قانون و تبصرهای که اپهای داخلی برای تبلیغات گذاشتهاند» گفت و توضیح داد از او «پول هنگفتی گرفتند» اما بعد گفتند «کانال لباس زیر» تبلیغ نمیکنند.
این شهروند افزود: «خب من این همه جنس را چه کار کنم؟ خودم را آتش بزنم یا جنسها را؟ کاسبی من با اینستاگرام بود. اینترنت را وصل کنید تا برگردم سر کارم.»
پیشتر کاربری در ایکس نیز نوشته بود در موتور جستوجوگر «ذرهبین» که به عنوان نمونه داخلی گوگل معرفی شده، اگر عبارت «شورت زنانه» را بگردید، به صفحه «جستوجوی بینتیجه» میرسید. این در حالی است که عبارت «شورت مردانه» به نتایج معناداری میرسد.
این کاربر گفته بود: «یعنی شما با اینترنت ملی نمیتوانی شورت زنانه بخری. خندهدار و گریهدار ...»
شمار دیگری از شهروندان نیز در پیامهایی به ایراناینترنشنال از ناکارآمدی این موتور جستوجو گفتند.
شهروندی در همین زمینه توضیح داد: «برنامه ذرهبین یک هِل پوک هم نمیارزد. همیشه باگ دارد و حتی سایتهای داخلی را که از نظر خود حکومت موردی ندارند هم در جستوجو نمیآورد یا جستوجو نمیکند. نتایج سرچ هم که همیشه به موضوع اصلی کاملا بیربط است.»
مخاطبانی نیز یادآوری کردند مردم «از سر ناچاری» و قطع دو ماهه اینترنت، به شبکههای «جعلی» جمهوری اسلامی مثل بله و روبیکا پناه بردهاند اما معلوم نیست حکومت با این پلتفرمها تا چه اندازه میتواند به گوشی شهروندان دسترسی داشته باشد و دستگاه آنان را شنود و رصد کند.
با وجود تحمیل محدودیتها، خلاقیت کاربران و تلاش برای دور زدن سانسور محتوا نیز راه خود را میرود.
چند شهروند یادآوری کردند با قطع دسترسی کاربران به تلگرام، حالا کانالهایی در سروش پلاس، روبیکا و بله راه افتادهاند که حتی کانفیگ رایگان یا ارزان برای دور زدن فیلترینگ ارائه میکنند.
کاربری در همین زمینه گفت: «اینترنت را ملی کردند تا برای حکومت طرفدار جمع کنند اما دقیقا برعکس این اتفاق در حال رخ دادن است.»
به گفته او، در همین پیامرسانهای داخلی کانالهای اخبار راه افتادهاند که در آن اخبار روز بدون سانسور از شبکههای فارسیزبان خارج از کشور و اخبار کانالهای تلگرامی را بازنشر میکنند.
این در شرایطی است که محتوای تولید شده از سوی چهرهها و کانالهای وابسته به حکومت، مبتنی بر اخبار دروغ و پروپاگاندا مانند برنده شدن جمهوری اسلامی در جنگ، مرگ نخستوزیر اسرائیل و روایتهایی نادرست درباره مذاکرات است.
به گفته یک کاربر، جمهوری اسلامی در روبیکا، کشور سرشار از «صلح و دوستی و حقوق بشر» است.
با وجود تلاش حکومت برای بسته نگه داشتن این فضا، حسابهای کاربری در این برنامهها با پروفایل «شیر و خورشید» و تصویر «محمدرضا شاه» ایجاد شدهاند.
البته که به گفته شهروندان، بعد از مدتی این حسابهای کاربری یا کانالهایی که اخبار جهان آزاد را بازنشر میکنند، مسدود و «بَن» میشوند.
با این حال، مقاومت روزمره شهروندان ادامه دارد و هر بار کانالهای جدید و بیشتری جای نمونههای قبلی را میگیرند.