سندیکای اخبار یهودیان، در یک تحلیل تازه میگوید تضعیف حکومت ایران از طریق ترکیب فشار اقتصادی و نظامی ممکن است، اما تحقق آن به صبر و زمان نیاز دارد.
در این تحلیل به قلم جاناتان توبین آمده است که با وجود وارد شدن خسارات قابل توجه به توان نظامی و هستهای ایران، این اقدامات برای دستیابی به «پیروزی قاطع» کافی نیست. به گفته او، حکومت ایران احتمالاً بهدلیل ماهیت ایدئولوژیک خود در برابر فشارها عقبنشینی نمیکند، در حالی که با ایجاد اختلال در تنگه هرمز همچنان اهرم فشار در بازار انرژی دارد.
در عین حال، این تحلیل تاکید میکند که راهبرد دولت دونالد ترامپ بر ترکیب تحریمها و اقدام نظامی استوار است و فشار بر منابع مالی ایران - بهویژه از طریق محدود کردن صادرات نفت - میتواند در بلندمدت موثر باشد. با این حال، محدودیتهای سیاسی داخلی در آمریکا، از جمله انتخابات پیشرو، ممکن است فرصت اجرای کامل این راهبرد را کاهش دهد.
سندیکای اخبار یهودیان، در یک تحلیل به قلم سردبیرش تاکید میکند که شکست حکومت ایران نیازمند ترکیبی از فشار اقتصادی و نظامی است؛ اما تحقق این هدف به زمان و صبر سیاسی بستگی دارد که ممکن است در داخل آمریکا محدود باشد.
جاناتان توبین، سردبیر سندیکای اخبار یهودیان و ستوننویس نیوزویک، در این تحلیل مینویسد که با وجود گذشت دو ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران، نشانهای از پایان سریع درگیری دیده نمیشود و همین موضوع به چالشی برای دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه تبدیل شده است. افزایش قیمت سوخت و نارضایتی عمومی از درگیریهای خارجی، بر چشمانداز انتخاباتی این حزب تاثیر منفی گذاشته است.
با این حال، نویسنده تاکید میکند که برخلاف برخی ادعاها، [حکومت] ایران در این جنگ پیروز نیست. به گفته او، حملات مشترک آمریکا و اسرائیل خسارات قابل توجهی به توان نظامی، برنامه موشکی و بخشهایی از برنامه هستهای ایران وارد کرده و توان این کشور برای تهدید غرب کاهش یافته است. با این وجود، این دستاوردها برای دستیابی به «پیروزی قاطع» کافی نیست.
بنبست مذاکرات و تداوم فشار در این تحلیل آمده است که [حکومت] ایران بهدلیل ماهیت ایدئولوژیک حکومت و نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی احتمالاً حاضر به عقبنشینی در موضوعاتی مانند برنامه هستهای، موشکی و حمایت از گروههای نیابتی نخواهد شد. در عین حال، تهران با ایجاد اختلال در تنگه هرمز توانسته اهرم فشاری بر بازار انرژی جهانی ایجاد کند.
توبین معتقد است راهبرد ترامپ بر پایه ترکیب تحریمها و اقدام نظامی شکل گرفته است؛ رویکردی که ریشه در سیاست «فشار حداکثری» دوره نخست ریاستجمهوری او دارد. به گفته او، این سیاست پیشتر نیز تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد ایران گذاشته و توان مالی این کشور برای حمایت از فعالیتهای منطقهای را محدود کرده بود.
نقش محاصره و منابع مالی در ادامه تحلیل آمده است که محاصره بنادر ایران و محدود کردن صادرات نفت، آخرین منابع مالی حکومت را هدف قرار داده است. این فشار اقتصادی در کنار تهدید نظامی میتواند در بلندمدت توان حکومت را تضعیف کند، بهویژه اگر منابع مالی سپاه پاسداران کاهش یابد.
در عین حال، نویسنده تاکید میکند که صرف حملات نظامی یا صرف فشار اقتصادی بهتنهایی برای پایان دادن به جنگ کافی نیست و ترکیب این دو عامل میتواند مؤثرتر باشد.
محدودیتهای سیاسی و زمانی این تحلیل همچنین به فشارهای داخلی بر ترامپ اشاره میکند؛ از یک سو منتقدانی که خواهان پایان جنگ هستند و از سوی دیگر حامیانی که خواستار تشدید عملیات نظامیاند. با این حال، ترامپ تمایلی به ورود به یک جنگ زمینی پرهزینه ندارد و بهدنبال ادامه فشار از راههای دیگر است.
به گزارش سندیکای اخبار یهودیان، نویسنده هشدار میدهد که موفقیت این راهبرد به زمان نیاز دارد، اما محدودیتهای سیاسی - بهویژه انتخابات میاندورهای - ممکن است فرصت اجرای کامل آن را کاهش دهد.
این تحلیل نتیجه میگیرد که جنگ با [حکومت] ایران احتمالاً با یک راهحل سریع پایان نخواهد یافت و دستیابی به نتیجه نیازمند صبر، تداوم فشار و مدیریت همزمان ابزارهای اقتصادی و نظامی است؛ با این حال، مشخص نیست که آیا شرایط سیاسی در آمریکا اجازه ادامه این مسیر را خواهد داد یا نه.
روزنامه واشینگتنپست، در یک یادداشت تحلیلی، استدلال میکند که محاصره اقتصادی بهتنهایی نمیتواند حکومت ایران را وادار به توافق کند و دولت آمریکا برای پایان جنگ باید به گزینه نظامی متوسل شود.
مارک تیسن، ستوننویس این روزنامه، در این یادداشت مینویسد که دونالد ترامپ در صورت ازسرگیری عملیات نظامی گسترده، میتواند ظرف حدود دو هفته به «پیروزی قاطع» دست یابد. او میگوید آتشبسی که قرار بود دو هفته طول بکشد، اکنون وارد هفته سوم شده و [حکومت] ایران همچنان از پذیرش توافق برای پایان جنگ و محدودسازی برنامه هستهای خودداری کرده است.
به نوشته تیسن، این آتشبس با وجود انتقادها، دو دستاورد مهم داشته است: نخست، فراهم شدن امکان اعمال محاصره دریایی از طریق تنگه هرمز که فشار اقتصادی قابل توجهی بر ایران وارد کرده، و دوم، فراهم شدن فرصت برای بازسازی توان نظامی آمریکا. او به نقل از ژنرال بازنشسته جک کین مینویسد که توان آتش سنتکام اکنون دو برابر آغاز جنگ است.
«محاصره کافی نیست» تیسن استدلال میکند که ادامه محاصره بهتنهایی نمیتواند حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند، زیرا رهبران جمهوری اسلامی به فشارهای اقتصادی یا رنج مردم توجهی ندارند و تنها به بقای خود میاندیشند. او مینویسد در شرایط کنونی، قدرت در دست فرماندهان تندرو سپاه پاسداران - از جمله احمد وحیدی - متمرکز شده و تا زمانی که این ساختار قدرت تغییر نکند، توافقی حاصل نخواهد شد.
در این چارچوب، او پیشنهاد میکند آمریکا باید با اجرای موجی از حملات «کوتاه و قدرتمند» - از جمله علیه اهداف زیرساختی و رهبران - توان تهاجمی [حکومت] ایران را تضعیف کرده و تهران را به پذیرش شروط واشینگتن وادار کند.
گزینههای نظامی و سناریوهای پیشرو به نوشته این تحلیلگر، یکی از گزینههای مطرح، بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از زور است، اما او این رویکرد را ناکافی میداند و تاکید میکند که ازسرگیری جنگ باید به ابتکار آمریکا صورت گیرد، نه در واکنش به اقدامات حکومت ایران.
او همچنین به نگرانیها درباره حملات تلافیجویانه حکومت ایران علیه زیرساختهای انرژی در خلیج فارس اشاره میکند، اما میگوید تداوم این توانمندی نشان میدهد اهداف نظامی آمریکا در دور نخست حملات بهطور کامل محقق نشده است.
تیسن مینویسد که برد کوپر، فرمانده سنتکام، برای تکمیل ماموریت خود به حدود دو هفته زمان نیاز دارد و ازسرگیری عملیات باید با هدف قرار دادن رهبران و مراکز کلیدی آغاز شود.
مسیر پایان جنگ در ادامه این یادداشت، تیسن مینویسد که پس از تضعیف ساختار قدرت در ایران، آمریکا میتواند با ریسک کمتر تنگه هرمز را بازگشایی کرده و در عین حال محاصره را برای اعمال فشار بیشتر ادامه دهد. او همچنین به گزینههایی مانند تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی ایران و حمایت پنهانی از مخالفان داخلی اشاره میکند.
به گزارش واشینگتنپست، این تحلیل در نهایت تاکید میکند که جنگ باید با «پیروزی قاطع» پایان یابد؛ یا از طریق تسلیم [حکومت] ایران، یا با اجرای موج نهایی حملات نظامی.
ستوننویس واشینگتنپست نتیجه میگیرد که ترامپ فرصتهای متعددی برای دستیابی به صلح برای جمهوری اسلامی فراهم کرده، اما تهران این فرصتها را رد کرده است. به گفته او، تا زمانی که [حکومت] ایران عقبنشینی نکند یا عملیات نظامی نهایی انجام نشود، نمیتوان از پایان موفقیتآمیز جنگ سخن گفت.
روزنامه والاستریت ژورنال، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت، در گزارشی تحلیلی به ابعاد خروج امارات از سازمان اوپک پرداخت و نوشت این کشور با خروج از سایه عربستان سعودی و تقویت همکاریهای امنیتی بیسابقه با اسرائیل، در حال ترسیم نظم سیاسی جدیدی در منطقه است.
این روزنامه نوشت که تصمیم امارات فراتر از یک موضوع اقتصادی است و زنگ خطر را برای نظم ژئوپلیتیک قدیمی خاورمیانه به صدا درآورده است.
جنگ با جمهوری اسلامی، گسلهای سیاسی قدیمی میان جهان عرب و اسرائیل را از بین برده است.
اکنون امارات متحده عربی بهعنوان مرکز مالی خلیج فارس، همکاریهای امنیتی خود را با اسرائیل بهشکل چشمگیری گسترش داده است.
اسرائیل برای نخستین بار فناوری دفاع موشکی «گنبد آهنین» را به همراه نیروهای عملیاتی خود به امارات اعزام کرده است.
این سطح از همکاری نظامی میان یک کشور عربی و اسرائیل تا چند سال پیش غیرممکن به نظر میرسید. امارات با این اقدام قصد دارد موازنه راهبردی در منطقه را حتی از طریق قدرت نظامی تغییر دهد.
امارات متحده عربی از فرصت جنگ استفاده کرد تا از زیر سایه همسایه بزرگتر خود، یعنی عربستان سعودی، خارج شود.
مقامات اماراتی اعلام کردند که منافع ملی آنها در اولویت قرار دارد. خروج از اوپک دقیقا زمانی اعلام شد که سران کشورهای خلیج فارس در عربستان برای نمایش اتحاد گرد هم آمده بودند.
این اقدام پیامی روشن به ریاض بود که ابوظبی دیگر پیرو سیاستهای جمعی نیست.
امارات دلایل اقتصادی محکمی نیز برای این جدایی دارد. سهمیهبندیهای اوپک حدود ۳۰ درصد از ظرفیت تولید نفت این کشور را مسدود کرده بود.
امارات میخواهد با افزایش سریع تولید نفت، درآمدهای خود را برای جبران خسارات ناشی از جنگ تقویت کند.
همچنین این کشور قصد دارد سرمایههای خود را صرف ساخت خط لولههایی کند که تنگه هرمز را دور میزنند.
حملات جمهوری اسلامی به زیرساختهای امارات، نگاه رهبران این کشور را نسبت به متحدانشان تغییر داد.
تهران در طول درگیریها حدود ۲۸۰۰ پهپاد و موشک به سمت امارات شلیک کرد. رهبران امارات از رویکرد محافظهکارانه عربستان و عمان در برابر این حملات خشمگین هستند.
انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک حاکم امارات، موضع شورای همکاری خلیج فارس را «ضعیفترین در تاریخ» توصیف کرد.
در حالی که عربستان به دنبال مسیرهای دیپلماتیک برای کاهش تنش با تهران بود، امارات اقدامات سختگیرانهای را آغاز کرد.
ابوظبی نهادهای ایرانی را تعطیل کرد و منابع مالی و داراییهای این کشور را تحت فشار قرار داد.
جاهطلبیهای نظامی و استراتژیک «اسپارت کوچک»
محمد بن زاید، رییس امارات، کشورش را به یک قدرت نظامی تبدیل کرده است که ابایی از بهکارگیری سلاح برای پیشبرد اهدافش ندارد.
جیمز ماتیس، وزیر دفاع سابق آمریکا، بهدلیل توان نظامی بالای این کشور نسبت به جمعیتش، به آن لقب «اسپارت کوچک» داده بود.
امارات اکنون به جای تکیه بر ائتلافهای عربی، بر مشارکت با آمریکا و رابطه عمیق با اسرائیل متمرکز شده است.
کارشناسان معتقدند محمد بن زاید بهدنبال ایفای نقشی مستقل و بزرگ در سیاست بینالملل است.
خروج از اوپک و نهادهای سنتی عربی، نشاندهنده تولد اماراتی است که دیگر با قالبهای قدیمی خاورمیانه سازگار نیست.
این کشور ترجیح میدهد به جای حرکت در سایه دیگران، خود به قطب جدید قدرت و امنیت در منطقه تبدیل شود.
برد کوپر، فرمانده سنتکام، اعلام کرد محاصره دریایی بنادر ایران مانع فروش حدود ۶۹ میلیون بشکه نفت شده است.
عطا حسینیان، روزنامهنگار اقتصادی و حوزه انرژی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت محاصره دریایی در ماههای آینده اثر خود را بر اقتصاد ایران نشان خواهد داد.