• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اسقف ماینس کفالت سیاسی نسرین ستوده را بر عهده گرفت

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

اسقف‌نشین مانیس در آلمان اعلام کرد که پیتر کولگراف، اسقف کاتولیک، کفالت سیاسی نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر زندانی در ایران را بر عهده گرفته و خواستار آزادی فوری او شده است.

این اقدام در چارچوب برنامه حمایت‌های بین‌المللی از زندانیان سیاسی انجام شده و هدف آن جلب توجه افکار عمومی به وضعیت بازداشت‌شدگان در ایران است.

کولگراف در سال ۱۴۰۱ نیز کفالت سیاسی دو معترض زندانی در ایران را بر عهده داشت؛ آرین فرزام‌نیا، یکی از متهمان پرونده عجمیان، و رضا نوروزی، معترضی که همراه خانواده‌اش در میدان انقلاب در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شعار داده بود، را بر عهده گرفته بود.

پربازدیدترین‌ها

۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ
۱
تحلیل

۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ

۲
اختصاصی

پزشکیان و قالیباف خواستار برکناری عراقچی هستند

۳

بحران ویزا؛ غیبت مهدی تاج در نشست ای‌اف‌سی در کانادا

۴
تحلیل

اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

۵

ساسان آزادوار، از معترضان بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی، اعدام شد

انتخاب سردبیر

  • جنگ و بحران اقتصادی، بیکاری و فقر کارگران را در ایران تشدید کرده است

    جنگ و بحران اقتصادی، بیکاری و فقر کارگران را در ایران تشدید کرده است

  • شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است
    روایت شما

    شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است

  • اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد
    تحلیل

    اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

  • ۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ
    تحلیل

    ۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ

  • شورای همکاری خلیج فارس با طرح جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض از تنگه هرمز  مخالفت کرد

    شورای همکاری خلیج فارس با طرح جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض از تنگه هرمز مخالفت کرد

  • پایان جنگ، حفظ فشار؛ بگذارید جمهوری اسلامی از درون فرو بپاشد
    تحلیل

    پایان جنگ، حفظ فشار؛ بگذارید جمهوری اسلامی از درون فرو بپاشد

•
•
•

مطالب بیشتر

اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید کشتکار

امارات متحده عربی در اقدامی غافلگیرکننده اعلام کرد که از سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک کناره خواهد گرفت. اقدامی که به‌گفته کارشناسان می‌تواند بازارهای جهانی را برای همیشه تغییر دهد و تاثیری بلندمدت بر اقتصاد کشورهای نفتی از جمله ایران بگذارد.

امارات در حالی از اوپک خارج می‌شود که صنعت نفت جهان پس از بسته‌شدن تنگه‌ هرمز در حال گذراندن یکی از بدترین بحران‌های خود پس از بحران‌های نفتی دهه‌ هفتاد میلادی است که به تغییر دولت‌ها و سیاست‌های جهانی انجامید. دورانی که با نام اوپک و محمدرضاشاه پهلوی گره خورده است.

تاسیس اوپک از ونزوئلا تا تهران

گرچه سازمان اوپک رسما در سال ۱۹۶۰ تاسیس شد اما ریشه‌هایش به سال‌هایی دورتر بازمی‌گردد. ایده‌ اولیه‌ یک جبهه‌ متحد نفتی حاصل همکاری خوان پابلو پرز آلفونسو وزیر نفت ونزوئلا و عبدالله طریقی، وزیر نفت عربستان سعودی، بود. اما ایران دوران شاه، از همان ابتدا وزنه تعادل این گفت‌وگوها محسوب می‌شد.

تا پیش از تاسیس اوپک شرکت‌های بزرگ نفتی معروف به هفت خواهران کنترل نفت جهان را در دست داشتند. این مجموعه که از شرکت‌های مثل اکسون موبیل، شل و بی پی تشکیل شده بود به اختیار خود قیمت‌های جهانی نفت را تعیین می‌کرد.

تابستان ۱۹۶۰ این شرکت‌ها باز هم قیمت نفت را به‌طور یک‌جانبه کاهش دادند. این اقدام، تیر خلاصی بر پیکر اقتصاد کشورهای صادرکننده بود. در واکنش به این تحقیر اقتصادی، نمایندگان پنج کشور ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا در بغداد گرد هم آمدند.

نماینده ایران در این اجلاس فواد روحانی حقوقدان و دیپلماتی برجسته بود که به‌دلیل تسلط بر مباحث حقوقی، نقشی کلیدی در تدوین اساسنامه سازمان ایفا کرد و به‌عنوان نخستین دبیرکل اوپک انتخاب شد.

  • ضربه به نفوذ نفتی عربستان سعودی؛ امارات از اوپک خارج شد

    ضربه به نفوذ نفتی عربستان سعودی؛ امارات از اوپک خارج شد

استراتژی شاه در دهه‌ ۶۰ میلادی

در سال‌های نخست تاسیس اوپک، محمدرضاشاه پهلوی بسیار محتاطانه عمل می‌کرد. آن دوران در اوج جنگ سرد، ایران در خط مقدم نفوذ شوروی قرار داشت. همچنین شاه به‌تازگی تجربه‌ ملی‌شدن صنعت نفت را از سر گذرانده بود. از سوی دیگر ایران از نظر اقتصادی کشوری بسیاری شکننده بود که می‌توانست با اولین طوفان در هم بشکند.

در این سال‌ها نقش ایران در اوپک بر محور «افزایش سهم از سود» متمرکز بود. شاه اصرار داشت که فرمول تقسیم سود برابر که از زمان قرارداد کنسرسیوم حاکم بود، باید به نفع تولیدکننده تغییر کند. در این دوران، ایران به‌تدریج تبدیل به رهبر سیاسی اوپک شد. نقشی که در تغییرات بزرگ دهه‌ هفتاد خود را نشان داد.

100%

جنگ یوم کیپور و رهبری ایران

سال ۱۹۷۳ مصر و سوریه با پشتیبانی دیگر کشورهای عربی به‌طرزی غافلگیرکننده به اسرائیل حمله کردند. ارتش‌های عربی در عمق خاک اسرائیل نفوذ کردند و این کشور را برای نخستین‌بار در شرایطی خطرناک قرار دادند. پس از پایان جنگ با میانجیگری آمریکا، کشورهای عربی تولید نفت را کاهش دادند و صادرات به حامیان اسرائیل را تحریم کردند.

در چنین فضایی در دسامبر ۱۹۷۳، شاه در کنفرانس اوپک در تهران، رهبری جناح «عقاب‌ها» را بر عهده گرفت. خواست این جناح افزایش چهاربرابری قیمت نفت بود. منطق محمدرضاشاه و کشورهای حامی افزایش قیمت ساده بود: «چرا باید کالایی که تمام‌شدنی است و ماده اولیه هزاران محصول پتروشیمی است، ارزان‌تر از آب فروخته شود؟»

آنها استدلال می‌کرد که قیمت نفت باید با هزینه تولید انرژی‌های جایگزین مانند انرژی هسته‌ای یا زغال‌سنگ برابری کند. این حرکت، قیمت نفت را از حدود سه دلار به نزدیک ۱۲ دلار در هر بشکه رساند و اقتصاد جهان را تکان داد.

  • اوپک‌پلاس بر سر افزایش یا تثبیت تولید نفت تصمیم می‌گیرد

    اوپک‌پلاس بر سر افزایش یا تثبیت تولید نفت تصمیم می‌گیرد

سیاست نفت برای توسعه نه سیاست

با این‌حال محمدرضاشاه با تحریم اسرائیل همراهی نکرد. در حالی که ملک فیصل، پادشاه عربستان سعودی، از نفت به عنوان سلاحی علیه غرب استفاده می‌کرد، محمدرضاشاه به تامین نیازهای نفتی کشورهایی که تحت تحریم بودند ادامه داد.

شاه اعتقاد داشت که تحریم نفتی اقدامی احساسی است که به سیستم اقتصاد جهانی آسیب می‌زند. ایران خود را بخشی از اقتصاد جهان می‌دانست و می‌خواست از عواید نفتی برای پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک کشور و تجهیز ارتش سود ببرد.

ایران کشوری پرجمعیت بود که برای صنعتی‌شدن نیاز به پول نقد داشت، از سوی دیگر عربستان سعودی با ذخایر عظیم نفتی استدلال می‌کرد با گران‌شدن نفت، کشورهای خریدار به‌سوی تکنولوژی‌های جایگزین می‌روند و با کم‌شدن تقاضا در درازمدت نفت عربستان بی‌ارزش خواهد شد.

اقتصاد جهان زیر ضرب

افزایش ناگهانی درآمدهای نفتی ایران  که از پنج میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار رسید، تبدیل به شمشیری دو لبه‌ شد. با افزایش قیمت نفت اقتصادهای غربی با تورم بی‌سابقه و رکود مواجه شدند. صف‌های طولانی پمپ بنزین در آمریکا و اروپا، تصویر همیشگی آن دوران شد. شاه که زمانی محبوب واشینگتن بود، حالا به عنوان یک «مستبد نفتی» که قصد ویرانی اقتصاد غرب را دارد، در مطبوعات معرفی می‌شد.

در داخل ایران، ورود بی‌رویه ارز به بازار باعث شد که بخش کشاورزی و تولیدات داخلی آسیب ببیند. تورم دو رقمی شد و قیمت‌ها ناگهان افزایش یافت. از سوی دیگر زیرساخت‌های کشور مانند جاده‌ها، شبکه‌ی ریلی و هوایی، بنادر و شبکه‌ی برق توان تحمل این حجم از تولید، واردات و فعالیت اقتصادی را نداشتند.

شاه با اصرار بر قیمت بالای نفت در اوپک گرچه اقتصاد ایران را از ریشه متحول کرد اما ناخواسته بستر بی‌ثباتی اقتصادی را فراهم کرد که بعدها به نارضایتی‌های اجتماعی در داخل کشور دامن زد.

  • تصمیم جدید تولیدکنندگان نفت و تاثیر آن بر ایران و آمریکا و مذاکراتشان

    تصمیم جدید تولیدکنندگان نفت و تاثیر آن بر ایران و آمریکا و مذاکراتشان

فشار غرب و سقوط قیمت‌ها

از اواسط دهه ۷۰ میلادی، ورق برگشت. کشورهای غربی شروع به فشار بر متحدان خود در منطقه کردند تا قیمت‌ها را کاهش دهند. جرالد فورد و سپس جیمی کارتر، به‌وضوح به شاه هشدار دادند که قیمت‌های بالای نفت می‌تواند روابط استراتژیک را مخدوش کند. عربستان سعودی در نقش منجی غرب ظاهر شد. ریاض با افزایش تولید بازار را اشباع کرد تا قیمت‌ها را پایین نگه دارد و قدرت مانور شاه در اوپک محدود شد. شاه در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ متوجه شد که قدرت مطلق او در اوپک رو به زوال است، در حالی که بودجه‌ کشور بر اساس نفت گران بسته شده بود.

نقش محمدرضاشاه پهلوی در اوپک، حکایت پادشاهی بود که می‌خواست با تکیه بر یک منبع طبیعی، کشورش را به قدرت اول منطقه و یکی از پنج قدرت برتر جهان تبدیل کند. او اوپک را از یک تشکل صنفی ساده به بازیگری تعیین‌کننده در دیپلماسی جهانی تبدیل کرد. اگرچه سیاست‌های تهاجمی او در افزایش قیمت نفت، ایران را به اوج قدرت مالی رساند، اما عدم توازن بین درآمدهای نفتی و ساختارهای سیاسی-اجتماعی داخلی، در نهایت به پاشنه‌ آشیل حکومت او تبدیل شد.

نبرد در متروپولیتانو؛ رویای مشترک آرسنال و اتلتیکو برای فتح اروپا

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

پس از نمایش تحسین‌برانگیز شب گذشته پاری‌سن‌ژرمن و بایرن‌مونیخ در پارک‌دو‌پرانس، امشب همه نگاه‌ها به متروپولیتانو در شهر مادرید دوخته شده است.

اتلتیکو مادرید، تیم باسابقه اسپانیا، میزبان آرسنال، صدرنشین کنونی لیگ برتر انگلیس، است.

این دیدار در حالی برگزار می‌شود که هیچ‌یک از دو تیم تاکنون موفق به فتح این جام نشده‌اند و هر دو برای رسیدن به فینال بوداپست، انگیزه‌ای بالایی دارند.

تقابل دو سبک متفاوت در جو ملتهب مادرید

آرسنال در این فصل رکوردی خیره‌کننده ثبت کرده است. شاگردان میکل آرتتا تنها تیم بدون شکست مسابقات هستند که در ۱۲ بازی گذشته فقط ۵ گل دریافت کرده‌اند؛ آماری که یادآور دفاع رسوخ‌ناپذیر اتلتیکو در سال‌های اوج دیگو سیمئونه است.

اما اتلتیکوی امسال تیمی هجومی‌تر و در عین حال آسیب‌پذیرتر شده است؛ آن‌ها در ۱۴ بازی اروپایی خود ۲۶ گل دریافت کرده‌اند، هرچند حضور جولیان آلوارز با ۹ گل زده، در کنار ستاره‌ای چون آنتوان گریزمان، قدرت تهاجمی آن‌ها را به‌شدت افزایش داده است.

دو تیم پیش از این در مرحله گروهی نیز به مصاف هم رفتند که آرسنال با نتیجه سنگین ۴-۰ پیروز شد. گابریل مارتینلی در آستانه بازی امشب هشدار داده است که آن نتیجه متعلق به گذشته است و این مسابقه داستانی کاملا متفاوت خواهد داشت.

100%

کنفرانس خبری؛ سیمئونه در برابر آرتتا

دیگو سیمئونه در کنفرانس خبری پیش از بازی با روحیه‌ای تهاجمی ظاهر شد. او با تاکید بر اتحاد تیمی گفت: «ما با تمام اشتیاق و ایمان خود راهی نیمه‌نهایی می‌شویم. ما نقاط قوت و ضعف خود را به‌خوبی می‌شناسیم و به کاری که انجام می‌دهیم اعتماد کامل داریم. ما آماده‌ایم تا به دنبال چیزی برویم که سال‌هاست در تعقیب آن هستیم.»

در مقابل، میکل آرتتا این مسابقه را یک لحظه تاریخی برای باشگاه لندنی توصیف کرد. او گفت: «رسیدن به دو نیمه‌نهایی متوالی یک لحظه بزرگ است. برای رسیدن به اینجا سخت تلاش کردیم و ما به کیفیت خود باور داریم.»

100%

وضعیت مصدومان و غایبان کلیدی

هر دو مربی با غیبت بازیکنان کلیدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در اردوی اتلتیکو، پابلو باریوس و دیوید هانکو به دلیل مصدومیت غایب هستند، اما احتمال بازگشت آدمولا لوکمن که در مراحل قبلی مهره‌ای تاثیرگذار بود، وجود دارد.

در سمت مقابل، آرسنال نگران وضعیت کای هاورتز و مارتین زوبیمندی است که با مشکلات عضلانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

اگرچه غیبت میکل مرینو قطعی است، اما بازگشت بوکایو ساکا و مارتین اودگارد می‌تواند توان هجومی توپچی‌ها را برای شکستن سد دفاعی مادرید تقویت کند.

برنده این جدال در فینال به مصاف برنده نهایی دیدار دو تیم بایرن‌مونیخ و پاری‌سن‌ژرمن خواهد رفت.

100%

جولیانو؛ جا پای پدر می‌گذارد

حضور جولیانو سیمئونه، کوچک‌ترین پسر ال‌چولو، در ترکیب احتمالی اتلتیکو، رنگ‌وبویی عاطفی به این مسابقه بخشیده است.

جولیانو که اکنون در حال تثبیت جایگاه خود در ترکیب است، مسیری طولانی را از آغوش پدر در روز خداحافظی در سال ۲۰۰۴ تا امروز پیموده است.

دیگو سیمئونه که روز گذشته تولد ۵۶ سالگی خود را در تمرینات تیم جشن گرفت، حضور در جمع چهار تیم برتر اروپا را در کنار پسرش، اوج خوشبختی توصیف کرد.

تشکیل پرونده قضایی برای دو وکیل به‌دلیل اطلاع‌رسانی درباره پرونده یک معترض محکوم به اعدام

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

در پی اطلاع‌رسانی درباره وضعیت پرونده احسان حسینی‌پور، معترض ۱۹ ساله در خطر اعدام، برای امیر رئیسیان و میلاد پناهی‌پور، دو وکیل دادگستری، در دادسرای امنیت تهران پرونده قضایی تشکیل شد و آن‌ها پس از احضار و تفهیم اتهام، به‌طور موقت با تودیع قرار کفالت آزاد شدند.

سایت «امتداد» چهارشنبه ۹ اردیبهشت خبر داد رئیسیان و پناهی‌پور، به‌دلیل اطلاع‌رسانی درباره روند رسیدگی به پرونده حسینی‌پور، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به شعبه سوم دادسرای امنیت تهران احضار شدند.

بر اساس این گزارش، رئیسیان هفتم اردیبهشت، پس از آنکه در ماه‌های اخیر درباره پرونده حسینی‌پور اطلاع‌رسانی کرده بود، به شعبه سوم دادسرای امنیت احضار و تفهیم اتهام شد. یک روز پیش از او نیز میلاد پناهی‌پور در همین شعبه حاضر شده بود.

به نوشته «امتداد»، تشکیل پرونده قضایی برای این دو وکیل پس از آن صورت گرفت که آنها در بهمن‌ماه سال گذشته، با انتشار مطالبی در شبکه‌های اجتماعی از «ممانعت شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب از ورود وکیل انتخابی به پرونده احسان حسینی‌پور» خبر داده بودند.

پناهی‌پور که قصد ورود به این پرونده را به‌عنوان وکیل انتخابی داشت، این اقدام را فراقانونی خوانده و به آن اعتراض کرده بود و رئیسیان نیز این موضوع را بازنشر کرده بود.

احسان حسینی‌پور، معترض ۱۹ ساله بازداشت‌شده در جریان اعتراضات دی‌ماه، با اتهام‌هایی مواجه است که او را در معرض خطر جدی «اعدام و قصاص» قرار داده است.

  • کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان: حکم اعدام سه معترض دی‌ماه، در دیوان عالی کشور تایید شد

    کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان: حکم اعدام سه معترض دی‌ماه، در دیوان عالی کشور تایید شد

کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان، سوم اردیبهشت گزارش داد که حکم اعدام حسینی‌پور و دو معترض بازداشت‌شده دیگر به نام‌های متین محمدی و عرفان امیری، در دیوان عالی کشور تایید و برای اجرا به اجرای احکام ارسال شده است.

محمود بهزادی‌راد، وکیل رئیسیان، در گفت‌وگو با «امتداد» اعلام کرد که در شعبه سوم دادسرای امنیت، دو اتهام «نشر اکاذیب» به‌دلیل اطلاع‌رسانی درباره پرونده حسینی‌پور و «تبلیغ علیه نظام» به‌دلیل امضای بیانیه اعتراضی ۴۹ وکیل دادگستری در بهمن‌ماه به موکلش تفهیم شده است.

او تاکید کرد اطلاعات منتشرشده درباره حسینی‌پور و وضعیت پرونده او «صرفا با هدف اطلاع‌رسانی و جلوگیری از تضییع حق متهمی» بوده که با مجازات سلب حیات مواجه است و امضای این بیانیه نیز در چارچوب وظایف وکالتی و دفاع از حق دادرسی عادلانه انجام شده و جرم محسوب نمی‌شود.

بیانیه اعتراضی ۴۹ وکیل دادگستری که در بهمن‌ماه منتشر شد، به نقض حقوق بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، از جمله اخذ اعتراف تحت فشار، برخوردهای خشن و ممانعت از ورود وکلا به پرونده‌ها اعتراض کرده و این روند را مغایر قانون اساسی، قانون آیین دادرسی کیفری، اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصول دادرسی منصفانه دانسته بود.

مصطفی نیلی، وکیل پناهی‌پور، نیز در گفت‌وگو با «امتداد» گفت موکلش نیز به‌دلیل اطلاع‌رسانی درباره پرونده حسینی‌پور با اتهام‌های «نشر اکاذیب» و «تبلیغ علیه نظام» مواجه شده است.

به گفته او، پناهی‌پور و رئیسیان پس از حضور در شعبه سوم دادسرای امنیت، با قرار کفالت و تا زمان رسیدگی و تعیین تکلیف نهایی پرونده، آزاد شده‌اند.

  • جمعی از وکلای دادگستری ایران به نقض حقوق بازداشت‌شدگان اعتراض کردند

    جمعی از وکلای دادگستری ایران به نقض حقوق بازداشت‌شدگان اعتراض کردند

«امتداد» در پایان گزارش خود نوشت این اتهام‌ها در شرایطی به این دو وکیل تفهیم شده که وکلای انتخابی حسینی‌پور و دو متهم دیگر این پرونده، تا زمان نگارش گزارش، همچنان به پرونده دسترسی پیدا نکرده و موفق به مطالعه آن نشده‌اند.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ گزارش داده بود حسینی‌پور زیر شکنجه به اعتراف اجباری وادار شده و شدت شکنجه‌ها به حدی بوده که تا چند روز توان راه رفتن نداشته است.

خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی نیز همان زمان از برگزاری نخستین جلسه رسیدگی به پرونده این سه معترض در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری خبر داده بود.

قوه قضاییه اتهام‌های این سه نفر را «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت»، «مشارکت در قتل» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی کشور در پی فراخوان‌های فضای مجازی» اعلام کرده است.

با این حال، بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، این سه جوان اساسا در محل مورد اشاره حضور نداشته‌اند و پرونده‌ای علیه آنها ساخته شده است.

ظهور ابرنفتکش ۲۹ ساله ایران در خارک پس از سال‌ها ناپدید بودن از رادارها

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)

تانکر ترکرز، شرکت مستقل ردیابی کشتی‌ها، پست خبرنگاری درباره استفاده جمهوری اسلامی از یک ابرنفتکش ۲۹ ساله را بازنشر کرد که پس از سال‌ها ناپدید بودن از رادارها، در جزیره خارک ظاهر شده است. این شرکت در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که حکومت ایران نه‌تنها از این نفتکش فرسوده که از کشتی‌های دیگر و قدیمی‌تر نیز برای جایگزین کردن ظرفیت ذخیره‌سازی روبه‌اتمام نفت استفاده می‌کند.

آن‌ماری هُردِرن، خبرنگار بلومبرگ، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که نشانه‌هایی دیده می‌شود مبنی بر اینکه تهران برای حل مساله ذخیره کردن نفت، در حال استفاده از کشتی‌های فرسوده و از رده خارج خود برای ادامه بارگیری نفت است.

تانکر ترکرز، این پست را بازنشر کرد و نوشت که یک کشتی ۳۰ ساله متعلق به شرکت ملی نفتکش ایران را تحت نظر دارد.

تانکر ترکرز نوشت: «توجه داشته باشید که مدت زمان لازم برای بارگیری نفت در این نفتکش‌های قدیمی بسیار طولانی است؛ به‌احتمال زیاد، با توجه به وضعیت فرسودگی‌شان، برای جلوگیری از حادثه، از سر احتیاط سرعت بارگیری را پایین نگه می‌دارند. این نفتکش‌ها باید ۱۰ تا ۱۵ سال پیش اوراق می‌شدند.»

جنگ خاموش جمهوری اسلامی؛ تهدید سایبری تهران علیه زندگی روزمره مردم جهان

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیلوفر منصوری

در حالی که تنش میان جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا در میدان‌های نظامی جریان دارد، واقعیت این است که یکی از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین جبهه‌های این تقابل، نه در آسمان تهران و تل‌آویو، بلکه در پشت صفحه‌های کامپیوتر و شبکه‌های زیرساختی جهان در حال وقوع است.

این جنگ خاموش، مداوم و بسیار پرهزینه «جنگ سایبری» است.

گزارش اخیر مجله نیویورکر بار دیگر توجه‌ها را به ابعاد این تهدید جلب کرده است؛ تهدیدی که نه‌تنها متوجه دولت‌ها، بلکه مستقیما زندگی روزمره شهروندان عادی در همه جای جهان را هدف قرار می‌دهد.

از شبکه آب شهری گرفته تا بیمارستان‌ها، نیروگاه‌ها، فرودگاه‌ها و سامانه‌های حمل‌ونقل، همه می‌توانند به اهداف حملات سایبری وابسته به جمهوری اسلامی تبدیل شوند.

بر اساس هشدار رسمی آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت آمریکا (CISA)، گروه‌های وابسته به حکومت ایران توانسته‌اند به سیستم‌های کنترل صنعتی درآمریکا موسوم به PLC دسترسی پیدا کنند؛ همان رایانه‌های کوچکی که عملکرد زیرساخت‌های حیاتی مانند تصفیه‌خانه‌های آب، شبکه برق، تاسیسات انرژی و حتی برخی خدمات شهری در ایالت های مختلف آمریکا را کنترل می‌کنند.

  • گروه هکری حنظله مشخصات صدها نظامی آمریکایی را منتشر کرد؛ پنتاگون: بررسی می‌کنیم

    گروه هکری حنظله مشخصات صدها نظامی آمریکایی را منتشر کرد؛ پنتاگون: بررسی می‌کنیم

این مساله تنها یک هشدار فنی نیست؛ بلکه به معنای آن است که جمهوری اسلامی، برای فشار سیاسی و امنیتی، آماده است زندگی عادی مردم در آن سوی جهان را مختل کند؛ بدون شلیک حتی یک گلوله.

جمهوری اسلامی سال‌هاست که در سیاست خارجی خود بر اصل «هزینه‌سازی برای دشمن» تکیه کرده است. این رویکرد را در حمایت از گروه‌های نیابتی، عملیات تروریستی برون‌مرزی، گروگان‌گیری دیپلماتیک و اکنون در جنگ سایبری نیز می‌توان دید. تفاوت اینجاست که در فضای سایبری، هزینه حمله بسیار کمتر و امکان انکار مسئولیت بسیار بیشتر است.

برخلاف تصویر سینمایی از حملات سایبری که با خاموش شدن ناگهانی کل یک کشور همراه است، استراتژی جمهوری اسلامی بیشتر بر ایجاد اختلال تدریجی، ترس روانی و فرسایش اعتماد عمومی استوار است.

حمله به بیمارستانی که سیستم ثبت بیمارانش مختل شود، نفوذ به شبکه آب شهری، یا ایجاد اختلال در فرودگاه‌ها، شاید تیتر جنگ جهانی نسازد، اما می‌تواند امنیت روزمره مردم را به شدت تهدید کند.

یکی از گروه‌هایی که در این گزارش به آن اشاره شده، «سیدورم» یا همان MuddyWater است؛ گروهی که گفته می‌شود به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مرتبط است.

این گروه سال‌هاست در حملات سایبری علیه اهداف مختلف در آمریکا، اروپا و خاورمیانه فعال بوده است. گروه دیگری با نام «هندالا» نیز به عنوان بازوی غیررسمی عملیات سایبری جمهوری اسلامی معرفی شده؛ ساختاری که به حکومت امکان می‌دهد هم حمله کند و هم مسئولیت مستقیم آن را انکار کند.

همین ساختار خاکستری، یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های جنگ سایبری جمهوری اسلامی است. تهران می‌تواند زیرساخت کشوری دیگر را هدف قرار دهد، اما هم‌زمان آن را به گروهی ناشناس یا «هکتیویست‌های مستقل» نسبت دهد. این همان مدل آشنایی است که جمهوری اسلامی سال‌ها در حمایت از شبه‌نظامیان منطقه‌ای نیز به کار گرفته است.

اما پرسش مهم‌تر این است: چرا جمهوری اسلامی تا این اندازه بر جنگ سایبری سرمایه‌گذاری کرده است؟

پاسخ روشن است؛ زیرا در بسیاری از حوزه‌های نظامی و اقتصادی، جمهوری اسلامی توان رقابت مستقیم با قدرت‌های بزرگ را ندارد.

  • وزارت دادگستری آمریکا از ایجاد اختلال در فرآیند سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی خبر داد

    وزارت دادگستری آمریکا از ایجاد اختلال در فرآیند سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی خبر داد

اقتصاد بحران‌زده، زیرساخت فرسوده داخلی، نارضایتی اجتماعی گسترده و انزوای بین‌المللی، حکومت را به سمت ابزارهای نامتقارن سوق داده است. حمله سایبری، برای حکومتی که در داخل با بحران مشروعیت و در خارج با فشار سیاسی مواجه است، ابزاری ارزان، موثر و کم‌ریسک محسوب می‌شود.

نکته تلخ‌تر اینجاست که همان حکومتی که میلیاردها دلار برای عملیات سایبری، شبکه‌های نفوذ خارجی و حمایت از گروه‌های نیابتی هزینه می‌کند، در داخل کشور حتی از تامین ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های اینترنتی، امنیت داده‌های شهروندان و حفاظت از حریم خصوصی مردم خود ناتوان یا بی‌اعتناست.

مردم ایران سال‌هاست قربانی همین نگاه امنیتی هستند. اینترنت نه به‌عنوان حق شهروندی، بلکه به‌عنوان میدان کنترل و سرکوب دیده می‌شود. فیلترینگ گسترده، قطع اینترنت در اعتراضات، شنود، نظارت امنیتی و حمله به حریم خصوصی شهروندان، همه بخشی از همان ذهنیتی است که حالا در سطح بین‌المللی به جنگ سایبری تبدیل شده است.

در واقع، جمهوری اسلامی همان رفتاری را که با شهروندان خود انجام می‌دهد، در مقیاسی بزرگ‌تر علیه جهان نیز دنبال می‌کند: ایجاد ترس، کنترل، بی‌ثباتی و هزینه‌سازی.

در این میان، نگرانی جدی‌تر به ضعف آمادگی کشورهایی مانند آمریکا در برابر این تهدید بازمی‌گردد. نیویورکر اشاره می‌کند که کاهش بودجه و تضعیف برخی بخش‌های آژانس امنیت سایبری آمریکا، می‌تواند این کشور را در برابر چنین حملاتی آسیب‌پذیرتر کند.

این موضوع نشان می‌دهد که تهدید سایبری جمهوری اسلامی صرفا یک مساله منطقه‌ای نیست، بلکه به بخشی از امنیت ملی غرب تبدیل شده است.

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که جمهوری اسلامی برای پیروزی، نیازی به نابودی کامل یک کشور ندارد. کافی است اعتماد عمومی را تضعیف کند، هزینه‌های دفاعی را بالا ببرد و احساس ناامنی دائمی ایجاد کند. این همان منطق فرسایشی است که حکومت سال‌ها در سیاست داخلی و خارجی خود دنبال کرده است.

در نهایت، آنچه جمهوری اسلامی صادر می‌کند، فقط نفت، بحران هسته‌ای یا تنش منطقه‌ای نیست؛ بلکه بی‌ثباتی است.

از خیابان‌های تهران تا شبکه آب یک شهر آمریکایی، از سرکوب معترضان در داخل تا حملات سایبری در خارج، الگوی واحدی دیده می‌شود: حکومتی که بقای خود را نه در توسعه و رفاه، بلکه در بحران‌آفرینی و تهدید می‌بیند.

جنگ سایبری جمهوری اسلامی شاید بی‌صدا باشد، اما آثار آن می‌تواند به اندازه هر جنگی واقعی، پرهزینه و مرگبار باشد. دنیا امروز بیش از هر زمان دیگری باید این واقعیت را جدی بگیرد.