محمدابراهیم هاشمبیگی، مربی فوتسالی که پشت فرمان خودرویش کشته شد
محمدابراهیم هاشمبیگی، ۴۲ ساله، دروازهبان و مربی فوتسال و از چهرههای شناختهشده ورزشی در نیریز که سالها با نوجوانان و جوانان این شهر کار کرده بود، در اعتراضهای دی ۱۴۰۴ کشته شد. او هدایت تیمهایی از جمله «شهدای مشکان» را در جام رمضان ۱۳۹۸ برعهده داشت.
او شامگاه ۱۸ دیماه، در حالی که در مسیر بازگشت از باشگاه و پشت فرمان خودروی خود بود، در میدان اصلی نیریز هدف شلیک از فاصله نزدیک قرار گرفت. شدت جراحات به حدی بود که پیش از رسیدن به بیمارستان، جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، پس از کشتهشدن او، پیکرش در بیمارستان نگه داشته شد و خانواده برای چند روز تحت فشار قرار گرفتند. در نهایت بامداد ۲۲ دیماه، پیکر او در دارالرحمه شهر نیریز و در محاصره نیروهای امنیتی، در کنار امیرمحمد کوهکن به خاک سپرده شد.
محمدابراهیم، متاهل و پدر دو فرزند و از دوستان نزدیک امیرمحمد کوهکن (دروازهبان و مربی فوتسال) و دیگر جانباخته اعتراضات نیریز بود.
اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال حاکی است که نزدیکان عماد مودتیپور، ۲۸ ساله، مدرس زبان انگلیسی و آلمانی که ۱۹ دیماه در تهرانپارس کشته شد پیکر او را برای ربوده نشدن به دست نیروهای امنیتی تا صبح در خانهای در اطراف محل تیرخوردنش نگه داشتند.
اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال حاکی است که نزدیکان عماد مودتیپور، ۲۸ ساله، مدرس زبان انگلیسی و آلمانی که ۱۹ دیماه در تهرانپارس کشته شد پیکر او را برای ربوده نشدن به دست نیروهای امنیتی تا صبح در خانهای در اطراف محل تیرخوردنش نگه داشتند.
بنا بر اطلاعات رسیده، اطرافیان عماد او را بعد از آن که با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی مجروح شد به یکی از خانههای اطراف رساندند، اما به دلیل خونریزی شدید و با وجود تلاش برای نجاتش، جان خود را از دست داد.
عماد ورزشکار و از هواداران پرسپولیس بود و در آستانه مهاجرت و ترک ایران قرار داشت.
شهر کوچک پرهسر در رضوانشهر استان گیلان در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی مانند صدها شهر دیگر ایران شاهد حضور گسترده معترضان بود. در جریان اعتراضهای این شهر دستکم دو نفر به دست ماموران سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
سونا یکتا ۲۵ ساله که بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد و امید کلابی ۳۰ ساله که ماموران حکومت با ضربات شدید باتون بر سرش او را کشتند.
سونا یکتا، مادر یک دختر ۳ ساله
این جاویدنام در جریان اعتراضات ۱۸ دی پرهسر با شلیک گلوله کشته شد. او مادر یک دختر ۳ ساله بود و در یک بوتیک لباس کودک کار میکرد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، سونا شب ۱۸ دی پس از خروج از محل کارش به جمع معترضان پیوست.
ماموران امنیتی در محدودهای نزدیک به پایگاه سپاه پاسداران در پرهسر به او شلیک کردند و جانش را گرفتند.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی برای تحویل پیکر سونا به خانوادهاش فشار آوردند و از همسرش اعتراف اجباری گرفتند.
سونا در زادگاهش در منطقه سنگده بالا به خاک سپرده شد و مراسم خاکسپاری و چهلماش در فضای امنیتی و با حضور نیروهای سرکوب برگزار شد.
این جاویدنام در جریان اعتراضات ۱۸ دی در پرهسر بر اثر ضربات شدید باتون نیروهای بسیج به سرش به کما رفت.
او پس از چند روز بستری در بیمارستان انزلی، جان خود را از دست داد. امید پیمانکار ساختمان و پدر یک پسر ۶ ساله بود.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، برای تحویل پیکر او از خانوادهاش مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان دریافت شد و پس از امضای تعهدنامه، مراسم خاکسپاری بهصورت شبانه و تحت شرایط امنیتی برگزار شد.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
گزارشها همچنین حاکی از آن است که دهها هزار از معترضان به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
بر اساس گزارشها و شواهد متعدد، در بسیاری از شهرها، برای تحویل پیکر کشتهشدگان از خانوادههای داغدار مبالغی سنگین با عنوان «حق تیر» دریافت شده است.
امیرمحمد شاهکرمی، نوجوان ۱۴ ساله، ۱۸ دی در جریان اعتراضات شهر قدس بازداشت و پس از ۶۰ روز پیکرش تحویل خانواده داده شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، امیرمحمد ۱۸ دی در اعتراضات ناپدید شد. خانوادهاش به بیمارستانها، سردخانهها و پزشکی قانونی مراجعه کردند، اما هیچ اثری از او نیافتنند.
پس از دو روز و در ۲۰ دی، تلفن همراهش روشن شد و ماموران حکومتی از این طریق به خانواده اعلام کردند که امیرمحمد زنده است.
خانواده پس از این خبر، پیگیریهای بیشتری در دادگستری انجام دادند و آنجا نیز به آنها اطمینان داده شد که پسرشان زنده است و حتی برایش حکم صادر شده است.
امیرمحمد دانشآموز مقطع هشتم بود و خانواده تلاش کرد از طریق آموزش و پرورش نیز این موضوع را پیگیری کند، اما در آنجا نیز با پاسخهایی مبهم و با برچسب «پرونده محرمانه» روبهرو شد.
این بلاتکلیفی و بیخبری تا ۶۰ روز ادامه داشت؛ تا اینکه در نهایت پزشکی قانونی با خانواده تماس گرفت و اعلام کرد پیکر امیرمحمد شناسایی شده است.
پیکر این نوجوان با کد «ناشناس ۱۱۷۵۴» به خانواده تحویل داده شد.
خانواده امیرمحمد هنگام تحویل پیکر متوجه آثار «تیر خلاص» و شلیک گلوله به شقیقه او شدند.
علاوه بر این، کبودیهای گستردهای نیز در پهلو و قفسه سینه این نوجوان دیده میشد که فرضیه بازداشت و سپس کشتن او در بازداشتگاه را برای خانواده تقویت کرد.
در جریان انقلاب ملی ایرانیان گزارشهای متعددی از سوی شاهدان عینی درباره خودداری ماموران از انتقال مجروحان به بیمارستان و همچنین شلیک هدفمند به سر و صورت معترضان زخمی در مراکز درمانی منتشر شده بود.
ویدیوهایی که از محل جمعآوری پیکرها در شهرهای مختلف منتشر شده بود نیز نشان میداد روی بدن برخی از کشتهشدگان، وسایل درمانی بیمارستانی وجود داشته؛ در حالی که جای تیر خلاص روی پیشانی آنها مشخص بود.
اواخر بهمن، جواد تاجیک، مدیرعامل سازمان بهشت زهرا، شلیک تیر خلاص به معترضان در جریان انقلاب ملی را تایید کرد اما گفت «تروریستها و افراد مسلح» این کار را انجام دادهاند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال اوایل بهمن سال گذشته در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرده بود بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در سرکوب هدفمند دی ماه به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان گزارش داد که حکم اعدام احسان حسینیپور، متین محمدی و عرفان امیری، سه شهروند بازداشتشده در جریان انقلاب ملی در دیماه ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور تایید و به اجرای احکام ارسال شده است.
بنا بر این گزارش، با تایید حکم و ارسال آن به اجرای احکام، این سه جوان معترض در خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام قرار دارند.
ایراناینترنشنال پیشتر در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ گزارش داده بود حسینیپور زیر شکنجه به اعتراف اجباری وادار شده و شدت شکنجهها به حدی بوده که تا چند روز توان راه رفتن نداشته است.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیز همان زمان از برگزاری نخستین جلسه رسیدگی به پرونده این سه معترض در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری خبر داده بود.
قوه قضاییه اتهامهای این سه نفر را «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت»، «مشارکت در قتل» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی کشور در پی فراخوانهای فضای مجازی» اعلام کرده است.
با این حال، بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این سه جوان اساسا در محل مورد اشاره حضور نداشتهاند و پروندهای علیه آنها ساخته شده است.
جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر و همزمان با تنشهای نظامی، روند بازداشت، محاکمه و صدور احکام برای معترضان و زندانیان سیاسی را تشدید کرده است؛ روندی که به گفته ناظران با افزایش چشمگیر صدور و اجرای احکام اعدام همراه بوده است.
در همین حال، مقامهای قضایی و امنیتی بارها بر «برخورد قاطع»، «عدم گذشت» و «اجرای سریع احکام» تاکید کردهاند.
بر اساس گزارشها، در حدود یک ماه گذشته دستکم ۱۹ معترض و زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند.
این رقم معادل بیش از یکسوم کل اعدامهای سیاسی ثبتشده در سال گذشته است و نرخ ماهانه اعدامهای سیاسی را به بیش از چهار برابر میانگین ماهانه سال گذشته رسانده است.
به گزارش وبسایت حقوق بشری هرانا، جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۴ دستکم دو هزار و ۴۸۸ نفر را اعدام کرد. از این میان، حداقل ۵۲ نفر با اتهامهای سیاسی و امنیتی اعدام شدند.
این آمارها نشان میدهد جمهوری اسلامی در برخورد با پروندههای سیاسی و امنیتی، از الگوی پیشین خود عبور کرده و بیش از گذشته به اجرای احکام اعدام روی آورده است.
این تغییر، هم در افزایش شمار اعدامها، هم در سریعتر شدن فرایند رسیدگی به پروندههایی با عناوین اتهامی منجر به اعدام و هم در اجرای احکام دیده میشود؛ روندی که بر پیشینه طولانی استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ علیه فعالان سیاسی و مدنی، زندانیان عقیدتی و شهروندان معترض استوار است.
از زمان استقرار جمهوری اسلامی در ایران، صدور و اجرای حکم اعدام علیه فعالان سیاسی و مدنی، زندانیان عقیدتی و شهروندان معترض، یکی از ابزارهای سرکوب سیاسی بوده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مسعود پیرمرادیان ۶۷ ساله و از رزمندگان جنگ هشت ساله ایران و عراق، شامگاه ۱۹ دی در تجمعات اعتراضی پردیس تهران هدف تیراندازی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به قلب، جان خود را از دست داد.
پیرمرادیان بازنشسته ذوبآهن اصفهان بود. او ۱۸ دی نیز در تجمعات پردیس با گاز اشکآور مصدوم شده بود، اما روز بعد بار دیگر برای شرکت در تجمع به خیابان بازگشت که هدف شلیک گلوله قرار گرفت و کشته شد.
به گفته نزدیکان مسعود پیرمرادیان، او باورهای مذهبی قوی داشت و از حامیان خاندان پهلوی به شمار میرفت.
او در سالهای گذشته بارها از دیدگاههای خود درباره آینده ایران سخن گفته و به نقل از اطرافیان، خواهان ایرانی آزاد و آباد برای نسلهای آینده بود.
پیرمرادیان دارای اقامت کانادا بود اما زندگی در ایران را ترجیح داد و میخواست تا پایان عمر در ایران زندگی کند.
خانواده و نزدیکان او تاکید کردهاند که انگیزهاش از حضور در اعتراضات، نه مسائل اقتصادی یا شخصی، بلکه دغدغههای ملی و آینده کشور بود.