• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

بی‌اعتمادی تهران و واشینگتن، دو مونولوگ در یک اتاق

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلام‌آباد با حضور بلندپایه‌ترین مقامات دو کشور برگزار شد و بی‌هیچ توافقی پایان یافت. یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمی‌نشیند.

آنچه آن‌ها را به همان بن‌بست‌هایی کشاند که در ماه‌های و سال‌های گذشته گرفتارش بودند، ماندگاری بی‌اعتمادی بود که نه جنگ آن را تغییر داده و نه دیپلماسی راهی برای عبور از آن یافته است.

در مذاکرات اسلام‌آباد آشکار شد که این بی‌اعتمادی نه یک احساس کلی، بلکه یک ساختار چندلایه است که هر لایه‌اش منطق و منشأ متفاوتی دارد.

لایه اول از تعارض روایت‌های تاریخی و فقدان تصویر مشترک از آینده تغذیه می‌کند.

لایه دوم در تاکتیک‌های روزمره مذاکره ریشه دارد؛ در اختلاف بر سر دستور کار، در بن‌بست اول‌گامی، و در غیبت سازوکار تضمین.

لایه سوم اما درونی‌ترین و در شرایط کنونی حادترین لایه است: بی‌اعتمادی به خود تیم‌های مذاکره‌کننده، هم از سوی طرف مقابل پشت میز و هم از سوی جریان‌های سیاسی در داخل هر کشور.

فهم این سه لایه و تمایز آن‌ها از یکدیگر، پیش‌شرط هر ارزیابی واقع‌بینانه از چشم‌انداز مذاکرات است

بی اعتمادی ساختاری

بی‌اعتمادی ساختاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه یک اختلاف سیاسی گذرا، بلکه نتیجه یک نگاه خصمانه مزمن شده است. واشینگتن ریشه این تخاصم را به سال ۵۸ و واقعه اشغال سفارت بر‌می‌گرداند که سنگ بنای دشمنی با آمریکا در آنجا گذاشته شد و سیاست شعاری «مرگ بر آمریکا» و اقدامات تروریستی و نظامی مختلف منطقه‌ای آن را ادامه داد.

در مقابل، تهران از کودتای ۱۳۳۲ علیه محمد مصدق روایت خود را آغاز می‌کند و آمریکا را یک قدرت استعمارگر معرفی می‌کند که استقلال ملی ایران را هدف گرفته است.

تخاصم دو طرف در جنگ هشت ساله، جنگ ۱۲ روزه و اکنون جنگ ۴۰ روزه عمیق‌تر شده است. به قدری که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در باره آن می‌گوید: «تا وقتی آمریکا، آمریکا است و جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی، این خصومت باقی می‌ماند.»

این وضعیت نشان می‌دهد از نظر تهران، تعارض با واشینگتن صرفا بر سر «رفتارها» نیست، بلکه «هویتی» است.

در این چارچوب، وقایعی همچون تسلیح صدام حسین، تحریم‌های فلج‌کننده و خروج از برجام، تنها نمودهای بیرونیِ یک خصومت ذاتی‌اند که حتی با تغییر دولت‌ها نیز دگرگون نمی‌شوند. در نتیجه، هر اقدام دیپلماتیک از سوی طرف مقابل، نه یک گام اعتمادساز، بلکه یک «فریب تاکتیکی» برای تضعیف حریف در جنگی بی‌پایان تعبیر می‌شود.

تا زمانی که طرفین بر این باور باشند که صلح مستلزم نفی هویت دیگری است، میز مذاکره تنها به صحنه‌ای برای مدیریت تنش تبدیل خواهد شد، نه فضایی برای حل‌وفصل واقعی آن.

فراتر از بار تاریخی که امکان برطرف شدن آن بسیار دشوار است، مشکل ساختاری دیگر بین دو کشور تصویر مشترکی از «روز بعد از توافق» احتمالی برای پایان جنگ است. دونالد ترامپ از یک «معامله بزرگ» صحبت می‌کند اما محتوای آن، چه در روابط دیپلماتیک، چه در معماری امنیتی منطقه، هرگز تعریف نشده.

تهران نیز از «پایان جنگ با پیروزی» سخن می‌گوید بدون اینکه روشن کند این پایان به معنای بازگشت به وضع قبل است یا به رسمیت شناختن نقش منطقه‌ای‌اش.

مشکل اما فقط نبود چشم‌انداز مشترک نیست. این است که هیچ‌کدام از دو طرف چنین چشم‌اندازی نمی‌خواهد.

واشینگتن به‌دنبال تسلیم تهران است، تهران به دنبال شکستن اراده واشینگتن. در چنین منطقی، مذاکره نه ابزار حل اختلاف، بلکه ادامه جنگ با زبانی دیگر است. این وضعیت دقیقا همان چیزی است که توافق‌های پیشین از جمله برجام را از ابتدا شکننده کرد؛ به این دلیل که هیچ‌یک از طرفین نه آن را پایانِ یک روند می‌دیدند، نه آغاز یک رابطه.

وقتی طرفین به دنبال مقهور کردن یکدیگرند نه رسیدن به تعادل، هر توافقی که امضا شود در اولین فرصت سیاسی مناسب فدای همان منطق خواهد شد.

100%

بی‌اعتمادی تاکتیکی

بی‌اعتمادی تاکتیکی پیش از آن که ناشی از اختلاف بر سر محتوای توافق باشد، از ابهام در خودِ «موضوع» مذاکره نیز سرچشمه می‌گیرد. شواهدی که در ماه‌های گذشته از مذاکرات دو طرف برملا یا اعلام شده است، نشان می‌دهد طرفین حتی بر سر دستور کار آنچه می‌خواهند مذاکره کنند نیز با هم صفحه مشترک ندارند.

محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو تیم مذاکره‌کننده در اسلام‌آباد، گنجاندن موضوع هسته‌ای در دستور کار را «خطای راهبردی» نامید و تاکید کرد این اقدام «دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواست‌هایی مانند خروج مواد هسته‌ای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی مطرح شود».»

این در حالی است که ترامپ بارها از لزوم عدم دستیابی جمهوری اسلامی به بمب هسته‌ای گفته و لازمه آن را برچیدن پیچ و مهره این صنعت در ایران دانسته است. 

حتی طرفین خارجی مانند هاکان فیدان، وزیرخارجه ترکیه، اشاره می‌کنند که طرفین موضوعاتی برای گفت‌وگو دارند اما متن مذاکره هنوز مشخص نیست.

تهران «۱۰ ماده برای پایان جنگ» داد و بر سر آن پافشاری می‌کند اما آکسیوس به تازگی گفته است واشینگتن طرحی سه صفحه‌ای پیشنهاد داده است.

اکنون آنچه در ظاهر مذاکره نامیده می‌شود، در واقع دو مونولوگ است.

لایه دیگر این بی‌اعتمادی، پرسش بی‌پاسخ «اول‌گامی» است؛ اینکه کدام طرف باید نخستین اقدام اعتمادساز را انجام دهد.

تهران اعلام کرده در فضای تهدید حاضر به مذاکره نیست و رفع محاصره دریایی را پیش‌شرط می‌داند. آمریکا اما انتظار دارد جمهوری اسلامی ابتدا تنگه هرمز را باز کند و بعد یک پیشنهاد قابل قبول ارائه دهد.

ترامپ اول اردیبهشت هنگام تمدید آتش‌بس صریح گفت این آتش‌بس موقت را تا زمانی ادامه خواهد داد که «رهبران و نمایندگان ایران بتوانند یک پیشنهاد واحد ارائه دهند». جمله‌ای که در تهران نه دعوت به مذاکره، بلکه ابزار فشار تفسیر شد.

بی‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده

بر روی این سازه بی‌اعتمادی برای رسیدن به نتیجه، به تازگی بی‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده نیز افزوده شده است.

از سوی تهران، مشکل صرفا اختلاف رویکرد میان جریان‌های سیاسی نیست، بلکه به ابهام درباره اختیار واقعی طرف آمریکایی هم برمی‌گردد.

محمدامین ایمانجانی، مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان، که همراه هیات مذاکره کننده به اسلام‌آباد رفته بود، از جرد کوشنر و استیو ویتکاف با تعبیر «داماد ترامپ و املاکی» یاد کرد و گفت آن‌ها «تسلط کافی به موضوع ایران نداشتند» و خواسته‌های طرف ایرانی را «به درستی منتقل نکرده بودند».

این موضوع بارها در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز مطرح شد و نشان از آن داشت که حکومت به این دو فرد اعتمادی ندارد.

طرف آمریکایی نیز نگاهی مشابه به تیم ایرانی دارد. آن‌ها می‌گویند طرف ایرانی یکدست نیست و خواست و پیشنهادشان نتیجه عدم هماهنگی است.

نبویان گنجاندن موضوع هسته‌ای در دستور کار مذاکره را «خطای راهبردی» می‌داند اما یکی از پیشنهادهای مطرح شده از سوی تیم ایرانی به طرف آمریکایی، «تعلیق غنی‌سازی» بوده است. 

نتیجه این وضعیت خود را در مذاکرات نشان می‌دهد. جی‌دی ونس، معاون اول ریيس‌جمهوری آمریکا، زمانی که داشت اسلام‌آباد را ترک می‌کرد، گفت که واشینگتن «پیشنهاد نهایی و بهترین» خود را داده و خروج از مذاکرات را «برای ایران بسیار بدتر از آمریکا» خواند. اما محمدباقر قالیباف، آمریکا را به «جلب نکردن اعتماد تهران» متهم کرد.

این دو روایت هیچ نقطه تماسی با یکدیگر نداشتند.

آیا راهی برای تفاهم هست؟

مذاکراتی که بر پایه سه لایه بی‌اعتمادی بنا شده است، آن هم در شرایطی که طرفین میانجی پایدار و قدرتمندی ندارند، در بهترین حالت «توافق‌های موقت» تولید خواهد کرد.

برای خروج از این وضعیت، دو طرف به اقداماتی نیاز دارند که پیش از محتوای توافق، اعتبار خود فرآیند را بازسازی کند.

از سوی آمریکا، این به معنای تعیین یک نماینده واحد با اختیار واقعی است.

از سمت تهران، به معنای توافق درونی میان جریان‌های سیاسی بر سر دامنه مذاکره است، پیش از آن که تیم پشت میز بنشیند؛ چون هیاتی که درون خودش درباره دستور کار اختلاف دارد، نمی‌تواند با طرف مقابل توافق کند.

این موضوع احتمالا بتواند چشم‌انداز مشترک بسازد اما آنچه احتمالا حل نخواهد شد این است که هر دو طرف از این جنگ با این احساس بیرون آمده‌اند که هنوز چیزی برای گرفتن مانده است.

واشینگتن معتقد است فشار نظامی و اقتصادی هنوز به نقطه شکست نرسیده. تهران معتقد است بازدارندگی‌اش ثابت شده و می‌تواند از موضع قدرت امتیاز بگیرد.

وقتی هر دو طرف خود را در وضعیت برتر ببینند، مذاکره جذابیتش را از دست می‌دهد و افزایش فشار، منطقی‌تر از امتیازدهی به نظر می‌رسد. نتیجه این است که چرخه تنش نه با یک شکست بزرگ، بلکه با یک سری تصمیم‌های کوچک تشدید می‌شود که هر کدام به‌تنهایی معقول به نظر می‌رسند اما در مجموع طرفین را از هر توافق پایداری دورتر می‌کنند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

اکسیوس به نقل از فرمانده سنتکام: حملات به جنوب ایران به اوج اثربخشی رسیده بود
۱

اکسیوس به نقل از فرمانده سنتکام: حملات به جنوب ایران به اوج اثربخشی رسیده بود

۲

ترامپ کمبود مهمات آمریکا را رد کرد و تهدیدهایش علیه ایران را ادامه داد

۳

اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزل‌حصار وارد سومین هفته شد

۴

صف آرژانتینی‌ها برای چاپ شعار جنجالی «مالویناس متعلق به آرژانتین است»

۵

مظنون حمله به رژه افتخار برلین در تیراندازی پلیس کشته شد

انتخاب سردبیر

  • فرمانده حشد شعبی: شبه‌نظامیان عراقی برای مقابله با حمله زمینی آمریکا در ایران حضور دارند
    اختصاصی

    فرمانده حشد شعبی: شبه‌نظامیان عراقی برای مقابله با حمله زمینی آمریکا در ایران حضور دارند

  • افزایش درخواست تقسیط خدمات درمانی به‌دنبال تشدید بحران اقتصادی

    افزایش درخواست تقسیط خدمات درمانی به‌دنبال تشدید بحران اقتصادی

  • بحران جدی کمبود دارو در ایران و اعلام آمادگی کامل برای تامین نیاز دارویی زائران اربعین

    بحران جدی کمبود دارو در ایران و اعلام آمادگی کامل برای تامین نیاز دارویی زائران اربعین

  • سازمان حقوق بشر ایران: عیسی چاری، زندانی سیاسی، در خطر اعدام قرار دارد

    سازمان حقوق بشر ایران: عیسی چاری، زندانی سیاسی، در خطر اعدام قرار دارد

  • گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
    روایت شما

    گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

  • پولیتیکو: رویارویی واشینگتن با تهران، ممکن است اروپا را به سوی راست رادیکال سوق دهد

    پولیتیکو: رویارویی واشینگتن با تهران، ممکن است اروپا را به سوی راست رادیکال سوق دهد

  • رد یک پیشنهاد دیگر تهران؛ ترامپ از طرح جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز ناراضی است

    رد یک پیشنهاد دیگر تهران؛ ترامپ از طرح جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز ناراضی است

  • «جنگ ایران» شوک نفتی ایجاد کرد و مسیر مذاکرات اقلیمی را تغییر داد

    «جنگ ایران» شوک نفتی ایجاد کرد و مسیر مذاکرات اقلیمی را تغییر داد

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.