عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود
سارا فلاحی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت اعضای این کمیسیون بهصورت قاطع مخالفت خود را با «زیادهخواهیهای آمریکا در مذاکرات» اعلام کردند.
او افزود که اعضای این کمیسیون «تاکید داشتند بر اساس مصالح ملی، اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود.»
همزمان با روز ملی نان و گندم در ایران، گزارشهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال از کمبود نان در بسیاری مناطق حکایت دارد. شهروندان میگویند که افزایش شدید قیمتها سبب شده بسیاری از مردم برای دسترسی به این کالای اساسی با مشکل روبهرو شوند.
شهروندی از ملارد در غرب شهر تهران نوشت: «بسیاری از نانواییها با کمبود آرد مواجهاند و نمیتوانند پاسخگوی صفهای طولانی مردم باشند.»
شهروند دیگری نیز از افزایش «دو برابری» قیمت نان بلافاصله پس از جنگ خبر داد و نوشت: «نان بربری الان ۲۵ هزار تومان و سنگک ۳۵ هزار تومان است. آرد یارانهای هم حذف شده است.»
قیمتهای گزارششده بسیار بالاتر از نرخهای رسمی هستند؛ آخرین قیمت مصوب برای نان سنگک حدود ۷ هزار و ۶۰۰ تومان و برای نان بربری حدود ۵ هزار ۵۰۰ تومان است.
تعیین روزی به نام نان و گندم در تقویم ایران (۳۱ فروردین) بر نقش محوری این محصول در زندگی روزمره مردم تاکید دارد، اما روایتهای مردم از شهرهای مختلف ایران، از وخیمتر شدن وضعیت یکی از اصلیترین اقلام مصرفی مردم حکایت دارد و نشان میدهد حتی خرید نان برای بسیاری از مردم روزبهروز سختتر میشود.
خودکفایی در تولید گندم سالهاست که رویای بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی است. نخستین جشن خودکفایی گندم ۲۶ آبان ۱۳۸۳ در دوران ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی برگزار شد. هرچند این خودکفایی در سالهای بعد به دلایل مختلف از جمله کمبود آب ادامه نیافت و جمهوری اسلامی همچنان مجبور به واردات گندم بود، اما رویای خودکفایی همچنان در اظهارات مسئولان تکرار میشد.
اکنون، ۲۲ سال پس از نخستین «جشن خودکفایی» در حالیکه خرید نان به چالشی اقتصادی برای شهروندان تبدیل میشود، عطاءالله هاشمی، رییس بنیاد ملی گندمکاران، بار دیگر رویای خودکفایی را تکرار کرد. او شنبه ۲۹ فروردین گفت: «کشور امسال نیازی به واردات گندم نخواهد داشت.»
با این حال، دادههای رسمی گمرک نشان میدهد ایران در ۱۰ ماه پایانی سال گذشته حدود ۲.۷۵ میلیون تُن گندم به ارزش نزدیک به یک میلیارد دلار وارد کرده است: بخش عمده آن از روسیه و بخشی نیز از طریق واسطههایی مانند امارات متحده عربی و ترکیه..
اتکا به واسطههایی که خودشان از صادرکنندگان عمده گندم نیستند، نشاندهنده پیچیدگیهایی است که به محدودیتهای بانکی و مسیرهای پرداخت مربوط میشود. این پیچیدگیها با تحمیل هزینههای اضافی حملونقل و کارمزدها، هزینه تمامشده را افزایش میدهد.
فاصله میان اظهارات رسمی و آمار واردات، پرسشهایی را درباره پایداری تولید داخلی و اعتبار ادعاهای مربوط به خودکفایی مطرح میکند.
از آغاز سال ۱۴۰۵ قیمت نان در استانهای مختلف افزایش یافته است؛ افزایشی که در پی کاهش یارانهها و حرکت بهسوی نظام تکنرخی آرد رخ داده است. قیمتها اکنون بسته به نوع آرد و منطقه متفاوت است و برخی نانواییها نان را بالاتر از نرخهای رسمی میفروشند.
با وجود آنکه مجلس در بودجه، بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان (بیش از ۳ میلیارد دلار) برای یارانه نان اختصاص داده، هنوز برای سال جاری فهرست جدیدی از نرخهای مصوب در سطح ملی منتشر نشده است. در نتیجه، نرخهای سال گذشته همچنان ملاک عملاند، در حالی که اجرای آنها نیز یکدست و منسجم نیست.
تورم و کمبودها، فشار بر خانوارها را بیشتر کرده است
پیش از شروع جنگ دوم ایران و حملات آمریکا و اسرائیل، نرخ تورم نقطه به نقطه از ۷۰ درصد فراتر رفته و تورم مواد غذایی نیز سهرقمی شده بود. دادههای رسمی نشان میدهد نرخ تورم سالانه نان و غلات حدود ۱۴۰ درصد ثبت شده است.
حذف یا کاهش آرد یارانهای در بخشی از بازار نیز بر شدت فشارها افزوده و سبب شده نانواییهای بیشتری با سیستم پرهزینهتر «آرد آزاد» فعالیت کنند.
گزارشهای مردمی نشان میدهد اثر همزمان کمبود و افزایش قیمتها بیش از پیش آشکار شده است. صفهای طولانی مقابل نانواییها و ناپایداری در عرضه، در کنار افزایش شدید قیمتهای خردهفروشی شاهدی بر این ادعاست.
برای بسیاری از خانوادههاا، نان همچنان یکی از اصلیترین منابع غذایی است و به همین دلیل این تغییرات اهمیت ویژهای دارد.
روایتهای رسیده از تهران و مناطق دیگر نشان میدهد فشار گستردهتری در سراسر کشور در جریان است؛ جایی که دسترسی به کالاهای اساسی بیش از پیش تحت تاثیر افزایش هزینهها و ناهماهنگی در عرضه و تغییرات سیاستهایی قرار گرفته است که در برقراری ثبات در بازار ناتواناند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در زمینه افزایش بهای خدمات درمانی نشان میدهند هزینه یک سرماخوردگی ساده شامل خرید چند ورق آنتیبیوتیک و سرم، به حدود دو میلیون تومان رسیده است.
یک شهروند ساکن یکی از شهرهای شمالی در پیامی گفت سرم سرماخوردگی ۱.۵ میلیون تومان، ویزیت پزشک عمومی ۴۰۰ هزار تومان و سه ورق قرص آزیترومایسین، سفکسیم و سیتریزین، ۳۰۰ هزار تومان شده است.
شهروند دیگری از تهران نیز با اشاره به افزایش شدید قیمتها گفت دو ورق آموکسیسیلین، دو ورق مترونیدازول و یک ورق نوافن را با احتساب بیمه، به بهای ۳۰۰ هزار تومان خریده است.
علاوه بر آنتیبیوتیکها، گزارشها حاکی از افزایش ۳۰ تا ۱۵۰ درصدی قیمتهای تمامی اقلام درمانی است و از سوی دیگر، کمبود انسولین و داروهای مرتبط با اعصاب و سرطان، بیداد میکند.
به گفته یک مخاطب، داروهای اصلی سرطان مثل «اپدیوو» در بسیاری از داروخانهها موجود نیست.
این شهروند توضیح داد: «برای مادرم هر دوره اپدیوو را ۲۵۰ میلیون و یروو را ۴۵۰ میلیون تومان میخریم و این روند را هر ۲۰ روز هم باید تکرار کنیم. با افزایش نرخ دلار، هزینهها نجومی شده و زندگی بیمار مبتلا به سرطان مثل آونگی بین مرگ و ورشکستگی در نوسان است.»
چند شهروند شاغل در داروخانه نیز در پیامهایی اشاره کردند پس از پایان تعطیلات نوروزی با افزایش بیسابقه قیمت داروهای عادی و موج دیگری از کمبود برخی داروها مانند «کلونازپام» و «آسنترا» مواجه شدهاند.
پیشتر هم اطلاعاتی از کمبود اقلام حیاتی پزشکی و طیف وسیعی از داروها مانند ویزیپک برای سیتیاسکن، مهارکننده پلاکت خون پلاویکس و داروهای اعصاب ونلافاکسین و ریتالین، به ایراناینترنشنال رسیده بود.
یک داروخانهدار به ایراناینترنشنال گفت برخی بیماران به خاطر افزایش ۳۰ تا ۱۵۰ درصدی قیمت نسخهها و بیپولی، داروهای خود را تحویل نمیگیرند.
شهروندی دیگر از خوزستان نیز اشاره کرد داروخانه بدون دریافتی ماهانه از سازمانهای بیمهگر نمیتواند دوباره دارو تامین کند و از طرفی، مردم هم به سختی از پس این هزینهها برمیآیند.
این بالا رفتن هزینهها در شرایطی است که به گفته مخاطبان، حق بیمه از سه میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به پنج میلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.
شهروندی در همین زمینه گفت: «کسی که ۳۰ میلیون حقوق میگیرد چطور میتواند بیمه خود را واریز کند؟»
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد در روزهای اخیر، سنگ مزار شماری از جاویدنامان مخدوش یا با لایههایی از سیمان پوشانده شده است. این اقدام که در «باغ رضوان» رشت و بخشهایی از «بهشت زهرا» در تهران با فشار و تهدید رخ داده، در برخی موارد با واکنش خانوادهها همراه بوده است.
قطعه ۲۰ باغ رضوان رشت این روزها چهرهای متفاوت پیدا کرده است. لایههای ضخیم سیمان، بخشی از مزار کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ را پوشانده و سطحی یکدست و بلندتر از سنگهای اطراف ساخته است.
در برخی نقاط، وسعت سیمان آنقدر زیاد است که مشخص نیست چند مزار کنار هم قرار داشتهاند.
بر برخی از این قبور نه نامی دیده میشود و نه نشانی از تاریخ تولد یا مرگ؛ تنها سطحی خاکستری که انگار قرار است هر رد و اثری را محو کند.
چند مزار دیگر سنگهایی کوچک در ابعاد تقریبی یک برگه آ۴ (A4) دارند که تنها نام و نامخانوادگی متوفی بهصورت ریز روی آن حک شده است.
به گفته شاهدان، مخدوش کردن و تخریب این مزارها با حضور ماموران لباس شخصی و حکومتی انجام شده است.
اما این اتفاق تنها محدود به رشت نبوده است. از بهشت زهرای تهران نیز گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهند پس از برگزاری مراسم سوم، سطح برخی از مزار کشتهشدگان همسطح زمین و با سیمان پوشانده شده است.
به گفته منابع محلی، این اقدام باعث شده از فاصله دور نتوان تعداد دقیق قبور جدید را تخمین زد.
در قطعه ۳۲۹ نیز خانوادهها از تخریب یا شکستن برخی سنگها پس از ۲۲ بهمن خبر دادهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده، تاکنون تنها شمار اندکی از خانوادههای جاویدنامان موفق به نصب سنگ مزار شدهاند.
همزمان با پوشاندن و مخدوش کردن قبور، گزارشهایی از فشار بر خانوادهها برای تغییر عبارات درجشده روی سنگها منتشر شده است.
در مواردی، درج واژه «جاویدنام» یا عباراتی چون «فرزند ایران» با اعتراض برخی نهادهای حکومتی مواجه شده و تهدید به شکستن سنگ را در پی داشته است.
در همین زمینه خبرهایی از تهدید به تخریب سنگ مزار مجتبی کرابی و عذرا بهادرینژاد در سبزوار، رنگپاشی به سنگ قبر آرمان گرجیان و مخدوش کردن پلاک فلزی در مزار مریم ابراهیمزاده منتشر شده است.
برخی خانوادهها برای جلوگیری از تخریب بیشتر، سنگ مزار را بهطور موقت برداشتهاند و گفتهاند تا زمان رفع محدودیتها، دوباره آن را نصب نخواهند کرد.
این موارد نشان میدهد روند مخدوشسازی تنها به پوشاندن مزار محدود نمیشود، بلکه در مواردی به تغییر یا حذف نشانههای هویتی نیز میانجامد.
بر اساس اطلاعات رسیده، سنگمزارفروشان به خانوادهها توصیه کردهاند سنگ را فقط برای چهلم نصب کنند و پس از مراسم آن را بردارند تا از تخریب جلوگیری شود، چرا که علاوه بر فشار روانی این اقدامات، بسیاری از خانوادهها توانایی مالی پرداخت دوباره هزینه ساخت و نصب سنگ را ندارند.
پیشتر نیز تصویری به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد سنگ مزار بهنام درویشی، از جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان، شکسته شده است.
بهنام شامگاه ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی در بلوار خلیج فارس تهران کشته و در آرامستان نهاوند به خاک سپرده شد.
تخریب و مخدوشسازی مزار کشتهشدگان اعتراضات پیشتر نیز سابقه داشته است.
در سالهای گذشته، گزارشهایی از آسیب زدن به سنگ مزار مجیدرضا رهنورد، سیاوش محمودی، کیان پیرفلک، زکریا خیال و آیلار حقی منتشر شده بود.
در برخی موارد، سنگها شکسته شده بودند و در مواردی دیگر، عبارات درجشده، تغییر یافته یا حذف شدند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و سرپرست هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، در جلسهای با مشاورانش، بهتندی از مخالفان توافق با آمریکا و «برخی فعالان همسو با جبهه پایداری» انتقاد کرده. او گفته امثال سعید جلیلی «ایران را نابود خواهند کرد.»
بر پایه این اطلاعات، قالیباف افرادی چون سعید جلیلی و امیرحسین ثابتی را «شبهنظامیان افراطی» توصیف کرده و هشدار داده است آنها «ایران را نابود خواهند کرد».
به گفته منابع آگاه، قالیباف تاکید کرده این «جریان شبهنظامی» با استفاده از صداوسیما و تهییج بدنه اجتماعی حامی اصولگرایان، در پی تشدید مخالفتها با مذاکره و توافق با آمریکا است.
او همچنین درباره حذف خود از ریاست مجلس و کنار گذاشته شدن عراقچی از وزارت امور خارجه ابراز نگرانی کرده است.
بر اساس اعلام اسرائیل، یک شبکه زیرزمینی که برای هدف قرار دادن مقامهای ارشد اسرائیلی و زیرساختهای استراتژیک در سراسر جهان طراحی شده بود، در پی عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی اخیر علیه جمهوری اسلامی، بهشدت آسیب دیده است.
موساد، ارتش اسرائیل و سرویس امنیت عمومی (شاباک)، دوشنبه ۳۱ فروردین در یک بیانیه مشترک و بیسابقه، پرده از یک شبکه «تروریستی» گسترده و مخفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برداشتند.
عملیات از باکو تا قبرس
نشریه واینت و نهادهای امنیتی گزارش دادند این افشاگری در بستری از سلسله عملیاتهای خنثیسازی صورت میگیرد که از سوی واحد ۸۴۰ در جریان نبرد «غرش شیران» انجام شد.
این اقدامات به کشته شدن مقامهای ارشد و فعالان کلیدی جمهوری اسلامی منجر شده است.
نیروهای امنیتی اسرائیل چند هفته پیش در جمهوری آذربایجان، یک زیرساخت «تروریستی» را از بین بردند که در حال پیشبرد تلاشهایی برای ضربه زدن به یک هدف استراتژیک بود.
هدف اصلی شبکه جمهوری اسلامی، تخریب خط لوله نفتی باکو-تفلیس-جیهان (BTC) بود که از گرجستان و ترکیه میگذرد.
علاوه بر این، چندین هدف و نهاد یهودی در این کشور، از جمله سفارت اسرائیل، کنیسه باکو و رهبران جامعه یهودی نیز در فهرست حملات این گروه قرار داشتند.
مقامهای امنیتی در این باره اعلام کردند: «نیروهای امنیتی آذربایجان اعضای این شبکه را بازداشت کردند. همچنین پهپادهای انتحاری و بستههای انفجاری را که از ایران قاچاق شده بود، ضبط کردند. این افراد طبق دستور مستقیم از تهران، افراد را تعقیب و از اهداف تصویربرداری میکردند.»
اطلاعات بهدستآمده از بازجوییها و فعالیتهای میدانی، ساختار فرماندهی این شبکه مخفی را نمایان کرد.
رحمان مقدم از مدیران میانی «بخش عملیات ویژه» (واحد ۴۰۰۰) سپاه قدس بود.
مقدم که مسئولیت هدایت عملیات در خارج از ایران و قاچاق تسلیحات پیشرفته به داخل اسرائیل را بر عهده داشت، در ابتدای نبرد «غرش شیران» هدف حمله هوایی قرار گرفت.
ارتش اسرائیل همچنین تاکید کرد تمامی این فعالیتها با هماهنگی و هدایت مستقیم مجید خادمی، رییس سازمان اطلاعات سپاه، انجام میشد که او نیز در جریان نبرد اخیر کشته شده است.
محسن سوری یکی دیگر از مهرههای این شبکه بود. او بهعنوان یک مقام میانی در واحد ۴۰۰۰، وظیفه آموزش هستههای محلی در خارج از ایران را بر عهده داشت.
موساد و شاباک پس از شناسایی مخفیگاه اضطراری سوری، طی یک عملیات دقیق اطلاعاتی، او را کشتند.
مهدی یکهدهقان، معروف به «دکتر» نیز از دیگر افراد شناساییشده در این پرونده است.
او که از ژانویه ۲۰۲۶ تحت تعقیب بود، مسئولیت عملیات در ترکیه و انتقال پهپادهای انتحاری به قبرس را بر عهده داشت.
این گزارش خبری فاش کرد: «شبکه تحت هدایت دهقان نهتنها اهداف اسرائیلی، بلکه اطلاعات مربوط به پایگاه هوایی اینجرلیک آمریکا در ترکیه را نیز جمعآوری میکرد.»
پایان استراتژی انکار
نهادهای امنیتی اسرائیل تاکید کردند که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر دهها محور «تروریستی» را علیه اهداف غرب و اسرائیل فعال کرده است.
این گزارشها نشان میدهند ساز و کار مخفی مذکور حتی با شبهنظامیان طرفدار تهران در عراق نیز برای تحقق اهداف خود همکاری میکرد.
موفقیتهای اخیر اطلاعاتی، استراتژی «انکار» (مسئولیتگریزی) ایران را با شکست مواجه کرده است: «جمهوری اسلامی همواره تلاش میکند با ایجاد فاصله ظاهری میان خود و شبکههای عملیاتی، از پیامدهای حقوقی و سیاسی بگریزد، اما هماکنون با افشای این ساختارها، دیگر نمیتواند این کار را انجام دهد.»
موساد، ارتش و شاباک در پایان این اطلاعیه متعهد شدند به همراه شرکای بینالمللی خود در سازمانهای امنیتی جهان، به «خنثیسازی هرگونه تهدید تروریستی از سوی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش، چه در داخل اسرائیل و چه در خارج از مرزهای آن، ادامه دهند».