محاصره بنادر جنوب ایران؛ آمریکا فهرست کالاهای قاچاق را اعلام کرد
ارتش آمریکا اعلام کرد فهرست گستردهای از کالاهای «قاچاق» را منتشر کرده و در چارچوب محاصره بنادر جنوب ایران این اقلام را از هر کشتی تجاری و بدون توجه به موقعیت جغرافیایی توقیف میکند.
این فهرست شامل تسلیحات و نیز کالاهایی مانند نفت و فلزات است که ممکن است کاربرد نظامی داشته باشند.
آکسیوس گزارش داد که مشارکت آمریکا در جنگ ایران و آنچه «همراهی با برنامههای نظامی اسرائیل» در قبال جمهوری اسلامی خوانده، سبب شده است تعداد بیشتری از نمایندگان دموکرات کنگره آمریکا از اسرائیل فاصله بگیرند و مخالفت با «تخصیص بودجه برای تامین تسلیحات دفاعی» این کشور شدت یافته است.
وبسایت خبری آکسیوس در گزارشی که پنجشنبه ۲۷ فروردین منتشر شد، با نمایندگانی از طیفهای گوناگون دموکرات درباره موضعشان نسبت به تامین بودجه دفاعی اسرائیل، بهویژه گنبد آهنین، مصاحبه کرده و نتیجه گرفته است که هرچند دموکراتها حتی پیش از جنگ اسرائیل و حماس هم بهتدریج از اسرائیل فاصله میگرفتند، اما دخالت آمریکا در جنگ ایران، مساله را از حوزه سیاست خارجیِ انتزاعی خارج کرده و آن را به موضوعی بسیار مهمتر و ملموستر برای رایدهندگان آمریکایی تبدیل کرده است.
آکسیوس همچنین نوشت که بهجز دموکراتهایی که بهصراحت با تامین مالی اسرائیل از سوی آمریکا مخالفند، دموکراتهای میانهرو و آنهایی که در حوزههای انتخابیه رقابتی قرار دارند، از سوی رایدهندگان و فعالان سیاسی تحت فشارند تا موضع سختگیرانهتری علیه اسرائیل اتخاذ کنند.
یکی از نمایندگان دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا که به شرط ناشناس ماندن با این رسانه گفتوگو کرده است، تاکید کرد که این موضوع در انتخابات مقدماتی برای او مشکلساز شده بود.
او دلیل اصلی مخالفت افکار عمومی با تامین مالی تسلیحات دفاعی را بیش از هرچیز «احتمالا جنگ با ایران» خواند و افزود: «مردم در آمریکا میپرسند "چرا در این جنگ لعنتی درگیریم؟" و "چرا همه راهها به نتانیاهو ختم میشود؟"»
نمایندگان مخالف اسرائیل چه میگویند؟
مکسول فراست، نماینده دموکرات از ایالت فلوریدا، به آکسیوس گفت که مخالفت با استفاده از پول مالیاتدهندگان آمریکایی برای تامین مالی سامانه دفاع موشکی «گنبد آهنین» اسرائیل «چهار سال پیش دیدگاهی بهشدت حاشیهای و افراطی تلقی میشد» اما دیگر اینطور نیست.
جیم مکگاورن، دیگر عضو دموکرات مجلس نمایندگان از ایالت ماساچوست، نیز به این رسانه گفت که دیگر «نمیتواند از کمک نظامی بیشتر» به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، حمایت کند. او که پیشتر از حامیان اختصاص بودجه به گنبد آهنین اسرائیل بود، اکنون بهدلیل آنچه «فقدان پاسخگویی» خواند، به صف نمایندگانی پیوسته که دیگر دستکم به راحتی حاضر به ادامه آن حمایت نیست.
مارک پوکان، نماینده دموکرات از ایالت ویسکانسین هم که سال ۲۰۲۱ به تامین مالی گنبد آهنین رای مثبت داده بود، اکنون اینطور استدلال میکند که اسرائیل به اندازه کافی پول دارد که جنگهایی را که به راه انداخته پیش ببرد و اصلا به پول آمریکا نیازی ندارد.
آکسیوس تاکید کرده است که در رایگیری سال ۲۰۲۱ تنها هشت نماینده دموکرات به این بودجه رای منفی دادند.
دموکراتهای حامی اختصاص بودجه به اسرائیل چه میگویند؟
آکسیوس به نقل از گروه دیگر دموکراتهای مجلس نمایندگان آمریکا نوشته است که همچنان گروهی حاضر نیستند تا آنجا پیش بروند که خواستار کاهش تدریجی بودجه آمریکا برای گنبد آهنین شوند.
جری ندلر، نماینده دموکرات از ایالت نیویورک و یک ترقیخواه یهودی، یکی از آنهاست. او با تاکید بر اینکه «آماده نیستم تا این حد پیش بروم» گفت که رهبری نتانیاهو، روابط اسرائیل با دموکراتها را به جایگاه بسیار بدی رسانده است.
برد اشنایدر، نماینده دموکراتِ ایالت ایلینوی، نیز معتقد است که ایالات متحده از تمام سرمایهگذاریهایش در برنامههای مشترکی چون گنبد آهنین، پیکان و فلاخن داوود سوده برده و نمیتوان این موضوع را به یک تعهد ساده تقلیل داد.»
این بحثها در حالی بر اردوگاه دموکراتهای کنگره آمریکا سایه انداخته است که بهنوشته آکسیوس، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل، موسوم به آیپک، در انتخابات آمریکا میلیونها دلار هزینه میکند تا میانهروهای حامی اسرائیل را تقویت و منتقدان حکومت اسرائیل را از میدان بهدر کند.
نتانیاهو حدود چهار ماه پیش به نشریه اکونومیست گفت که میخواهد اسرائیل ظرف ۱۰ سال آینده کمک نظامی آمریکا را «بهتدریج کاهش دهد.»
رییسجمهوری آمریکا در آستانه ادامه احتمالی مذاکرات در اسلامآباد، برای اثبات دستاوردهای جنگ، ملزم به کسب امتیازی فراتر از توافق باراک اوباما (برجام) است. او در این مسیر با موانع پیچیدهای همچون پذیرش لغو دائمی غنیسازی از سوی تهران و خروج کامل ذخایر اورانیوم از ایران روبهروست.
روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی به موانع پیش روی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافقی بهتر از برجام پرداخت و نوشت که اگر مذاکرات میان تهران و واشینگتن در روزهای آینده در اسلامآباد از سر گرفته شود، ترامپ با دو مانع سیاسی بزرگ روبهروست: او ابتدا باید نشان دهد توافقی که به دست میآورد، بهتر از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما است. دوم اینکه باید ثابت کند این توافق، از پیشنهادی که در ماه فوریه در ژنو، پیش از آغاز جنگ، روی میز بود، امتیازات بیشتری دارد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۷ فروردین به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت سفر اخیر عاصف منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران، «به کاهش اختلافات در برخی زمینهها کمک کرده است، اما اختلافات اساسی بر سر مسائل هستهای همچنان باقی است».
به گفته او، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و مدت زمان اعمال «محدودیتها» بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به گزارش گاردین که شامگاه ۲۶ فروردین منتشر شد، اگر ترامپ نتواند این موضوع را ثابت کند که پیشنهاد بهتری روی میز گذاشته و توافق بهتری خواهد کرد، متهم خواهد شد که بدون دلیل، هزینههای سنگینی به اقتصاد جهان وارد کرده است.
گاردین نوشت: «ترامپ باید نشان دهد هزینههای سنگین جنگ ارزشش را داشته است.»
همچنین او باید ثابت کند که حکومت ایران با کنترل تنگه هرمز، به دستاورد دائمی نرسیده است.
مقایسه توافق احتمالی اسلامآباد با برجام ۱۵۹ صفحهای دقیق نخواهد بود، زیرا برنامه هستهای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۵ تاکنون تغییرات زیادی کرده است.
با این حال، ترامپ به دنبال حذف «بندهای غروب» (محدودیتهای زمانی) است.
او میخواهد توافق جدید، دائمی باشد.
به نوشته گاردین، چهار نکته اصلی اختلاف که تیم ترامپ روی آنها تمرکز کرده، عبارتند از:
یک- غنیسازی اورانیوم
در مذاکرات ژنو، آمریکا خواستار توقف غنیسازی برای ۱۰ سال بود. تهران تنها با سه سال موافقت کرد. حالا در اسلامآباد، آمریکا خواهان توقف ۲۰ ساله است، اما ترامپ در مصاحبهای اعلام کرد که خواستار ممنوعیت دائمی غنیسازی است.
اکنون موضوع کنترل تنگه هرمز یک مشکل بزرگ دیگر برای واشینگتن است.
گاردین به نقل از علی نصری، حقوقدان بینالملل، نوشت که در داخل ایران دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه به دنبال استفاده حداکثری و فوری از اهرم تنگه هرمز است و دیدگاه دیگر آن را ابزاری برای امتیازگیری بلندمدت و رفع تحریمها میبیند.
به نوشته گاردین، در شرایط فعلی، هر دو طرف باید بین دستاوردهای فوری و امنیت پایدار، یکی را انتخاب کنند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد که یک اختلال گسترده در شبکه ماهوارهای استارلینک، نشان داد اتکای رو به افزایش ارتش آمریکا به فناوریهای شرکت اسپیسایکس، بهویژه در حوزه پهپادها و سامانههای بدون سرنشین، با ریسکهای عملیاتی جدی همراه است.
بر اساس اسناد داخلی نیروی دریایی آمریکا که رویترز توانسته آنها را بررسی کند، مقامهای این نیرو در مرداد ماه سال گذشته، در جریان آزمایش شناورهای بدون سرنشین، متوجه شدند با یک «نقطه شکست واحد» مواجهند: استارلینک.
در پی یک قطع سراسری در شبکه ماهوارهای ایلان ماسک که میلیونها کاربر را تحت تاثیر قرار داد، حدود ۲۴ فروند شناور بدونسرنشین در سواحل کالیفرنیا از کار افتادند، ارتباطات مختل شد و عملیات نزدیک به یک ساعت متوقف ماند.
این حادثه به پهپادهایی مربوط میشد که برای تقویت گزینههای نظامی آمریکا در صورت درگیری با چین، طراحی شدهاند. یکی از چندین مورد اختلال در آزمایشهای نیروی دریایی، مرتبط با استارلینک، که به گفته اسناد و یک منبع آگاه، باعث شد اُپراتورها نتوانند به شناورهای خودکار متصل شوند.
نقش استارلینک در ارتباطات اینترنتی کاربران ایرانی نیز طی سالهای اخیر بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
تیر ماه سال گذشته پویا پیرحسینلو، رییس کمیته اینترنت انجمن تجارت الکترونیک، تعداد کاربران این سرویس در ایران را بیش از ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرد.
ماسک، بنیانگذار استارلینک، ۲۴ خرداد و همزمان با دومین روز جنگ ۱۲ روزه، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پرتوها روشن هستند.»
این عبارت به فعال بودن این سرویس اینترنت ماهوارهای در داخل ایران تعبیر شد.
رویترز نوشت در حالی که اسپیسایکس خود را برای عرضه عمومی با ارزشی حدود دو تریلیون دلار در تابستان آماده میکند - عرضهای که انتظار میرود بزرگترین در نوع خود باشد - این شرکت تا حد زیادی بهدلیل نقش غیرقابل جایگزینش برای دولت آمریکا، از ارتباطات ماهوارهای تا پرتابهای فضایی و هوش مصنوعی نظامی، به باارزشترین شرکت فضایی جهان تبدیل شده است.
استارلینک بهطور خاص در برنامههای حیاتی - از پهپادها تا ردیابی موشکها - نقشی کلیدی ایفا کرده و با شبکهای متشکل از نزدیک به ۱۰ هزار ماهواره در مدار پایین زمین، زیرساختی فراهم کرده که در برابر حملات احتمالی دشمنان، مقاومتر است.
با این حال، اختلالات ثبتشده در برنامه پهپادهای خودکار نیروی دریایی - که پیشتر گزارش نشده بود - چالشهای وابستگی فزاینده ارتش آمریکا به اسپیسایکس و ریسکهای ناشی از آن را برای پنتاگون برجسته میکند.
کلیتون سووپ، معاون پروژه امنیت هوافضا در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، به رویترز گفت: «اگر استارلینک وجود نداشت، دولت آمریکا به یک شبکه ارتباطی جهانی در مدار پایین زمین دسترسی پیدا نمیکرد.»
پنتاگون به پرسشهای رویترز درباره این آزمایشها یا همکاری با اسپیسایکس پاسخ نداده است.
کریستن دیویس، مدیر ارشد اطلاعات وزارت جنگ، گفت این نهاد از «چندین سامانه قوی و مقاوم» برای شبکه گسترده خود استفاده میکند.
نیروی دریایی و اسپیسایکس نیز به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ ندادهاند.
با وجود رقابت روبهرشد از سوی شرکتهایی مانند آمازون - که این هفته قراردادی ۱۱.۶ میلیارد دلاری را برای خرید شرکت ماهوارهای گلوبالاستار اعلام کرد - اسپیسایکس همچنان در حوزه ارتباطات مدار پایین زمین، فاصله قابل توجهی با رقبا دارد.
فراتر از پهپادها، این شرکت تقریبا انحصار پرتابهای فضایی را در اختیار دارد و از طریق استارلینک و شبکه امنیت ملی خود، موسوم به «استارشیلد»، خدمات ارتباطی ماهوارهای ارائه میدهد که میلیاردها دلار درآمد برای آن ایجاد کرده است.
قانونگذاران دموکرات پیشتر درباره خطرات وابستگی پنتاگون به یک شرکت تحت مدیریت ثروتمندترین فرد جهان برای تامین قابلیتهای حیاتی امنیت ملی هشدار دادهاند.
همچنین اختلافات اخیر وزارت جنگ با یک استارتاپ هوش مصنوعی نشان داد اتکای بیش از حد به یک تامینکننده، میتواند در صورت حذف آن، مشکلات جدی ایجاد کند.
رویترز سال گذشته گزارش داده بود ماسک بهطور ناگهانی دسترسی نیروهای اوکراینی به استارلینک را در جریان عملیات بازپسگیری مناطقی از روسیه قطع کرد. اقدامی که به تضعیف اعتماد متحدان انجامید.
در تایوان نیز نگرانیهایی مطرح شد مبنی بر اینکه اسپیسایکس ممکن است ارائه خدمات ارتباطی ماهوارهای به نیروهای آمریکایی مستقر در این جزیره را محدود کرده باشد.
این موضوع در نامهای از سوی یک نماینده وقت کنگره آمریکا مطرح شد، اما اسپیسایکس آن را رد کرد.
رویترز نتوانسته است تایید کند که آیا این خدمات در حال حاضر در اختیار نیروهای آمریکایی در تایوان قرار دارد یا نه.
پنتاگون و اسپیسایکس نیز به پرسشها در این باره پاسخ ندادند.
یک مقام در این زمینه گفت: «به دلایل امنیت عملیاتی، درباره برنامهها، توانمندیها یا جزییات عملیات اظهار نظر نمیکنیم.»
محدودیتهای فنی در میدان
رویترز در گزارش خود تاکید کرد استارلینک نقشی حیاتی در برنامه پهپادی پنتاگون ایفا میکند و ارتباط شناورهای بدون سرنشینی را که شبیه قایقهای تندرو بدون سرنشین هستند، برقرار میکند.
فروردین ۱۴۰۴، در جریان مجموعهای از آزمایشهای نیروی دریایی در کالیفرنیا که شامل شناورهای بدون سرنشین و پهپادهای پروازی بود، مقامها گزارش دادند استارلینک بهدلیل حجم بالای داده مورد نیاز برای کنترل چندین سامانه، در ارائه اتصال پایدار با مشکل مواجه شده است.
در گزارش ایمنی این آزمایشها آمده است: «وابستگی به استارلینک در شرایط بارگذاری چند وسیله، محدودیتهایی را آشکار کرد.»
این گزارش همچنین به مشکلات مرتبط با تجهیزات رادیویی و سامانههای شبکهای دیگر نیز اشاره کرد.
در هفتههای پیش از قطع سراسری استارلینک در مرداد ۱۴۰۴، مجموعهای دیگر از آزمایشها نیز بهدلیل اختلالات متناوب در ارتباطات با این شبکه مختل شده بود، هرچند علت دقیق این مشکلات مشخص نشده است.
با وجود این چالشها، برای بسیاری از کارشناسان، مزایای استارلینک - بهویژه هزینه پایین و دسترسی گسترده - همچنان بر ریسکهای آن میچربد.
برایان کلارک، کارشناس جنگ، گفت: «شما این آسیبپذیریها را میپذیرید، چون مزایایی که از گستردگی این شبکه بهدست میآورید، بسیار قابل توجه است.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اعلام کرد رهبران لبنان و اسرائیل قرار است با یکدیگر گفتوگو کنند. تلاشی که به گفته او با هدف ایجاد «اندکی فضای تنفس» میان دو کشور پس از بیش از شش هفته جنگ میان اسرائیل و حزبالله انجام میشود.
ترامپ در پیامی در شبکههای اجتماعی که ساعات اولیه پنجشنبه ۲۷ فروردین (به وقت ایران) منتشر شد، نوشت: «مدت طولانی است که این دو رهبر با هم صحبت نکردهاند، چیزی حدود ۳۴ سال. این اتفاق فردا خواهد افتاد. عالی!»
او مشخص نکرد کدام مقامهای لبنانی و اسرائیلی در این گفتوگو شرکت خواهند کرد و جزییات بیشتری نیز ارائه نداد.
خبرگزاری رویترز نوشت که دفتر نخستوزیر اسرائیل بلافاصله به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد. دفتر ژوزف عون، رییسجمهوری لبنان، و نواف سلام، نخستوزیر این کشور نیز واکنشی فوری به این موضوع نشان ندادند.
خبرگزاری فرانسه به نقل از «یک منبع رسمی» گزارش داد لبنان از هرگونه تماس قریبالوقوع میان مقامهای این کشور و اسرائیل بیاطلاع است.
این منبع گفت: «ما از هیچ تماس برنامهریزیشدهای با طرف اسرائیلی آگاه نیستیم و هیچگونه اطلاعی نیز از طریق مجاری رسمی در این خصوص دریافت نکردهایم.»
در سوی دیگر، گیلا گملیل، وزیر علم و فناوری اسرائیل، اعلام کرد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۲۷ فروردین با جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، گفتوگو خواهد کرد.
اسرائیل، لبنان و آمریکا، ۲۵ فروردین در بیانیهای مشترک پس از نخستین دور مذاکرات خود در واشینگتن اعلام کردند گفتوگوها میتواند زمینهساز بازسازی لبنان و بهبود وضعیت اقتصادی این کشور شود.
در این بیانیه آمده است که اسرائیل از خلع سلاح و برچیدن زیرساختهای حزبالله حمایت میکند.
درگیری کنونی در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی تشدید شد؛ زمانی که حزبالله، گروه مورد حمایت حکومت ایران، ۱۲ اسفند ۱۴۰۴در حمایت از تهران بهسوی اسرائیل آتش گشود و این اقدام به حمله نظامی اسرائیل به لبنان انجامید.
این اتفاق تنها ۱۵ ماه پس از درگیری پیشین میان دو طرف رخ داد.
واشینگتن ۲۶ فروردین نسبت به دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ با جمهوری اسلامی، ابراز خوشبینی کرد.
یک مقام ارشد اسرائیلی گفت کابینه امنیتی این کشور اواخر روز ۲۶ فروردین برای بررسی احتمال آتشبس در لبنان تشکیل جلسه داده است.
یک مقام ارشد دیگر اسرائیلی و یک مقام ارشد لبنانی نیز گفتند دولت نتانیاهو تحت فشار شدید واشینگتن برای دستیابی به آتشبس در لبنان است.
تداوم درگیریها در میدان
نتانیاهو در یک پیام ویدیویی که ۲۶ فروردین (اواخر روز) منتشر شد، گفت ارتش اسرائیل همچنان به حملات خود علیه حزبالله ادامه میدهد و در آستانه «غلبه» بر شهر بنتجبیل در جنوب لبنان است.
یک مقام ارشد لبنانی نیز گفت ارزیابی بیروت این است که اسرائیل قصد دارد پیش از پیشرفت در روند دیپلماتیک، پیروزی نظامی در بنتجبیل بهدست آورد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد نیروهایش همچنان «عملیات زمینی هدفمند» را در جنوب لبنان ادامه میدهند.
حزبالله نیز به حملات خود ادامه داد و به گزارش شبکه المنار، وابسته به این گروه، راکتهایی بهسوی دو شهر در اسرائیل شلیک کرد.
به دنبال این تحولات، در داخل اسرائیل، آژیرهای هشدار حملات راکتی به صدا درآمد و ساکنان چند شهر در شمال این کشور به پناهگاهها رفتند.
کارزارهای جمعآوری کمک مالی در سراسر کشمیر تحت کنترل هند پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نزدیک به دو میلیون دلار برای حکومت ایران جمعآوری کردهاند؛ موضوعی که عمق پیوندهای مذهبی و ایدئولوژیک میان جامعه شیعه این منطقه و جمهوری اسلامی را نشان میدهد.
این ارتباط آنقدر عمیق است که این منطقه از مدتها پیش «ایران کوچک» نامیده میشود.
در شهرها و روستاهای این منطقه، تصاویر خامنهای در مراسم جمعآوری کمکها دیده میشد، جایی که ساکنان هر آنچه میتوانستند اهدا میکردند: اسکناس، طلا و حتی ظروف مسی خود را.
این کارزارهای جمعآوری کمک مالی که در اواخر مارس در شهرهایی از جمله بودگام و سرینگر برگزار شد، امکان انتقال مستقیم مبالغ به سفارت جمهوری اسلامی در دهلینو را فراهم کرد. سفارت جمهوری اسلامی در هند نیز از ۲۳ مارس یک کد کیوآر برای دریافت کمکهای مالی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.
طبق گزارش رسانههای محلی، تنها در یک هفته نزدیک به ۱۸۰ میلیون روپیه (حدود دو میلیون دلار) در سراسر کشمیر جمعآوری شد، بدون احتساب مبالغی که بهطور مستقیم به حساب سفارت واریز شده است.
یکی از کمکهایی که ایراناینترنشنال مشاهده کرده، نشانمیدهد ۲۶ میلیون روپیه (حدود ۲۸ هزار دلار) به سفارت جمهوری اسلامی داده شده است.
چک پرداخت شده به سفارت جمهوری اسلامی در هند
جمعآوری کمکها چند هفته پس از آن صورت گرفت که در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند و کشته شدن خامنهای، اعتراضات گستردهای در کشمیر شکل گرفت.
تظاهرات در سرینگر و در برخی نقاط به خشونت کشیده شد و دستکم ۱۲ نفر، از جمله پنج پلیس، زخمی شدند. مقامها در واکنش از گاز اشکآور و باتوم استفاده کردند، مدارس تعطیل، اینترنت موبایل برای پنج روز محدود و دستکم ۵۰ نفر بازداشت شدند.
در میان این ابراز خشم، برخی معترضان خواستار انتقام شدند. یکی از معترضان در سرینگر در اول مارس به رویترز گفت: «ما کسانی را که به مسلمانان ظلم میکنند خواهیم کشت.»
این ناآرامیها باعث شد مقامها چند چهره سیاسی را که به انتشار محتوای تحریکآمیز در فضای آنلاین متهم شده بودند، مورد بازجویی قرار دهند. یکی از آنها آقا سید روحالله مهدی، نماینده سرینگر و روحانی شیعه بانفوذ با پایگاه فرقهای گسترده بود.
او در فیسبوک نوشت: «برخی احمقها در پلیس و دستگاه اداری جامو و کشمیر فکر میکنند با کاهش یا لغو محافظت من و تعلیق حساب فیسبوکم میتوانند مانع افشای اقداماتشان شوند. این خندهدار است.»
جُنید عظیم متو، شهردار سابق سرینگر، نیز پس از محکوم کردن کشته شدن خامنهای در ایکس، محافظت خود را از دست داد.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو و رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد که این کمکها میتواند نشانهای باشد از اینکه جمهوری اسلامی پس از خامنهای، که احتمالا تحت سلطه سپاه پاسداران خواهد بود، ممکن است تهاجمیتر عمل کند.
او گفت: «کسانی که فکر میکنند این موضوع فقط در حد کمکهای مالی باقی میماند کاملا اشتباه میکنند.»
برای پژوهشگران اسلام در جنوب آسیا، واکنشها در کشمیر بازتابدهنده ارتباطی دیرینه، اما اغلب نادرست درکشده، میان این منطقه و ایران است.
جاستین جونز، متخصص اسلام معاصر در جنوب آسیا در دانشگاه آکسفورد، به ایراناینترنشنال گفت برای اکثر شیعیان هند، جمهوری اسلامی بیشتر بهعنوان یک نماد سیاسی عمل میکند تا یک مرجع دینی مستقیم.
او با اشاره به نظریه ولایت فقیه که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از سوی روحالله خمینی مطرح شد، گفت: «اندیشه سیاسی ولایت فقیه در بخش زیادی از هند چندان نفوذ عمیقی ندارد.»
او افزود: «این بیشتر نوعی تصور از قدرت شیعی است که شاید تاثیری روانی و نه سیاسی داشته باشد.»
اما کشمیر متفاوت است.
جونز با اشاره به نقش موضوعاتی نظیر عدالت سیاسی و جریانهای ایدئولوژیک مرتبط با ولایت فقیه گفت: «کشمیر یکی از مناطقی است که بیشترین پذیرش نفوذ ایران را داشته است».
جاوید بیگ، فعال حقوق بشر در بودگام، به ایراناینترنشنال گفت: «در اینجا ایران بهعنوان نماینده جهان اسلام دیده میشود.»
او افزود: «هیچ رهبر مسلمانی به اندازه سید علی خامنهای بهعنوان مخالف سرسخت ایالات متحده و متحدانش شناخته نمیشد.»
او گفت این برداشت در میان برخی مسلمانان سنی در سراسر شبهقاره نیز، بهویژه در زمینه جنگ اسرائیل در غزه، بازتاب داشته است.
یک دانشجوی حقوق کشمیری که نخواست نامش فاش شود، از دو نوع واکنش در میان شیعیان جوان سخن گفت.
او به ایراناینترنشنال گفت یک گروه جمهوری اسلامی را نظامی سیاسی میداند که باید حفظ شود و فروپاشی آن را «تقریبا بهطور وجودی ویرانکننده» تلقی میکند. گروه دیگر انقلاب ۱۳۵۷ ایران را فرآیندی تاریخی میداند که حتی در صورت سقوط نظام کنونی نیز میتواند ادامه یابد.
او گفت: «آنها آن را چیزی در حال تحول میبینند. ممکن است موقتا شکست بخورد، اما باوری قوی به بازگشت و احیای آن در آینده دارند.»
سایمون ولفگانگ فوکس، استاد دانشگاه عبری اورشلیم، گفت نفوذ جمهوری اسلامی در این منطقه فراتر از سیاست است.
او گفت: «برای آنها، ایران یک فضای مذهبی است؛ جایی افسونشده که در آن یک دولت شیعی وجود دارد.»
او افزود: «سرمایه نمادین ایران تضعیف نشده است… برای شیعیان جنوب آسیا، ایران بهعنوان حامی و محافظ آنها دیده میشود.»
این ارتباط با بازگشت روحانیون آموزشدیده در ایران به جنوب آسیا و سفر زائران از طریق ایران به اماکن مقدس در عراق عمیقتر شده و ایران را به بخشی از یک جغرافیای مقدس گستردهتر تبدیل کرده است.
این دانشجو گفت بسیاری از شیعیان منطقه، این جغرافیا یعنی از ایران تا عراق را برای آینده جنبشهای سیاسی شیعه، حیاتی و مرکزی میدانند.
او گفت: «ایران و عراق نمادهای جغرافیای مقدس سنت شیعه را در خود دارند. اگر چنین جنبشی دوباره شکل بگیرد، باید در همین جغرافیا باشد، نه خارج از آن.»
او برآورد کرد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شیعیان کشمیری بر این باورند که هر احیای آینده این ایدئولوژی در خاورمیانه خواهد بود، نه در جنوب آسیا.
این پیوندها از سوی نهادهایی که مستقل از تهران فعالیت میکنند نیز تقویت میشود.
بر اساس تحقیقات «فروم خاورمیانه»، بنیاد یادبود خمینی، سازمانی مرتبط با جمهوری اسلامی در کشمیر، روحانیون محلی را آموزش میدهد و منابع مالی برای آموزش دینی را تامین میکند.
بر اساس تحقیقات «اتحاد علیه ایران هستهای»، دانشگاه بینالمللی المصطفی در قم، که بودجه آن مستقیما از سوی رهبر جمهوری اسلامی تامین میشود، حوزههای علمیه وابستهای در هند و پاکستان دارد که فارغالتحصیلان آن برای اداره نهادهای دینی بازمیگردند.
بیگ گفت: «بسیاری از مردم، حتی از روستای من، هنوز در ایران هستند. آنجا زندگی، تجارت و تحصیل میکنند. اینگونه است که پیوندی قوی میان دو جامعه شکل میگیرد.»
با این حال، برای برخی تحلیلگران امنیتی، این ارتباطات نگرانیهایی درباره رادیکالیزه شدن سیاسی ایجاد میکند.
ساجد یوسف شاه، تحلیلگر سیاسی در جامو و کشمیر و عضو حزب حاکم ملیگرای هندو در هند، به ایراناینترنشنال گفت وفاداری ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی در میان جامعه شیعه منطقه عمیق است.
او گفت: «آنها مدرنیزاسیون نمیخواهند. غربیسازی نمیخواهند. هیچ تغییر رژیمی در ایران نمیخواهند.»
یوسفشاه افزود بسیاری از حامیان، خواهان بقای جمهوری اسلامی هستند نه تکرار آن در جایی دیگر.
ابهیناو پاندیا، مدیرعامل بنیاد اوسناس، نیز به ایراناینترنشنال گفت: «نفوذ ایدئولوژیک تهران یک وفاداریهای فراملی ایجاد کرده است.»
او گفت: «مسلمانان شیعه در هند بهشکل فزایندهای تحت تاثیر رژیم ایران قرار گرفتهاند. این بسیار مشکلساز است.»
پاندیا همچنین به ارتباط میان گروههای مسلح همسو با حکومت ایران مانند حماس و حزبالله با شبکههای شبهنظامی ضد دولت هند در منطقه اشاره و به گزارشهای رسانههای هندی در این زمینه استناد کرد.
سیترینوویچ نیز همین نگرانی را در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کرد و گفت شبکههای دانشجویی و مذهبی ایران در هند میتوانند به کانالهای جذب نیرو تبدیل شوند.
او گفت: «پلتفرمی که آنها ایجاد کردهاند، از طریق کنترل مراکز مذهبی، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی، این مکانها را به بسترهایی مناسب برای جذب نیرو تبدیل کرده است.»
سیترینوویچ به سابقه جمهوری اسلامی در واکنشهای جهانی پس از کشته شدن مقامهای ارشد خود اشاره کرد و گفت پس از ترور قاسم سلیمانی و محسن فخریزاده در سال ۲۰۲۰، طرحهایی در آفریقا، اروپا و آسیا کشف و خنثی شدهاند.
او گفت: «نباید کسی تعجب کند اگر در هفتهها یا ماههای آینده دوباره ببینید حکومت ایران تلاش میکند اقدامی علیه هند انجام دهد.»
با این حال، مقامهای هندی آشنا با این موضوع میگویند این نگرانیها ممکن است اغراقآمیز باشد.
یک مقام پیشین شورای امنیت ملی هند گفت همبستگی پس از کشته شدن خامنهای بیشتر بازتاب احساسات مذهبی بوده تا بسیج سیاسی.
او این اعتراضات را نوعی سوگواری جمعی رایج در جوامع شیعه توصیف کرد و گفت: «این احترام بیشتر جنبه مذهبی دارد تا مبارزاتی.»
او افزود در حالی که مقامها کارزارهای جمعآوری کمک را زیر نظر دارند، آنها را آنقدر مهم نمیدانند که نیاز به مداخله داشته باشد. خود این کمکها نیز تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد.
رسانههای محلی گزارش دادهاند برخی اهداکنندگان هندو که به روابط تاریخی ایران با شبهقاره علاقه دارند نیز در این کارزار مشارکت کردهاند.
فابریزیو اسپزیاله، استاد تاریخ هندو-ایرانی در پاریس، گفت ارتباطات فرهنگی میان ایران و جنوب آسیا همواره فراتر از مرزهای مذهبی بوده است.
او گفت فرهنگ فارسی بهطور تاریخی بهعنوان زبان مشترک فکری در سراسر منطقه عمل کرده و دانشمندان سنی، شیعه، هندو و حتی اروپایی را به هم پیوند داده است.
او افزود این میراث تفاوت قابل توجهی با ایدئولوژی سیاسی مدرن ولایت فقیه دارد.
اما برای بیگ، پیوند میان جامعه شیعه کشمیر و ایران فراتر از سیاست است. او گفت: «بیش از ۹۰ درصد از کارهایی که در زندگی روزمره انجام میدهیم مشابه آن چیزی است که شما در ایران انجام میدهید.»
او گفت حتی اگر جمهوری اسلامی فروبپاشد، این ارتباط باقی خواهد ماند. باید هر تغییری در ایران را پذیرفت، اما این پیوند باقی خواهد ماند.