۱۰۰ روز پس از اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی، ابعاد سرکوب هنوز روشن نیست. دهها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شدهاند، هزاران پرونده در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جریان است و همزمان با اعدام معترضان و قطع طولانیمدت اینترنت، بسیاری از خانوادهها از سرنوشت عزیزانشان بیخبرند.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از هفتم دی با اعتصاب و تجمع کسبه و بازاریان در تهران آغاز شد و در مدت کوتاهی به دیگر اقشار گسترش یافت و دانشجویان، کارگران و شهروندان معترض به آن پیوستند و اعتراضات به یکی از گستردهترین خیزشهای سالهای اخیر تبدیل شد.
در ۱۸ و ۱۹ دی، این اعتراضات به اوج رسید و سرکوب نیز به همان نسبت شدت گرفت.
در پی برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی، هزاران نفر کشته و زخمی و دهها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شدند.
به گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند اعتراضات کشته شدند.
در کنار این آمار، نهادهای حقوق بشری شمار بازداشتشدگان را بیش از ۵۰ هزار نفر برآورد کردهاند و برخی منابع مستقل از احضار یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر خبر دادهاند.
این اختلاف آمارها، در کنار نبود اطلاعرسانی شفاف، نشان میدهد ابعاد واقعی سرکوب همچنان در تاریکی باقی مانده است.
از بازداشت تا دادگاه؛ انبوه پروندهها و خطر احکام سنگین
ابعاد سرکوب را میتوان در آمارهایی دید که خود مقامهای جمهوری اسلامی ارائه کردهاند.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد برای بیش از ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر شده یا پرونده آنان در حال ارسال به دادگاههاست.
او تاکید کرد این روند در «شرایط فوقالعاده کشور» انجام میشود.
این تعبیر، برای بسیاری از ناظران، به معنای فاصله گرفتن بیشتر از روندهای عادی دادرسی بود که تا پیش از آن هم رعایت نمیشدند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد در ماههای گذشته، صدها پرونده با اتهامهایی چون «محاربه»، «بغی»، «افساد فیالارض»، «قتل یا ضربوجرح ماموران انتظامی، امنیتی، بسیجی و نیروهای لباسشخصی»، «جاسوسی» و «همکاری با دشمن» برای بازداشتشدگان تشکیل شده است. اتهامهایی که میتوانند به صدور احکام سنگین همچون اعدام منجر شوند.
در همین حال، مقامهای قضایی و امنیتی بارها بر «برخورد قاطع»، «عدم گذشت» و «اجرای سریع احکام» تاکید کردهاند.
غلامحسین محسنی اژهای، ربیس قوه قضاییه، بارها به صراحت اعلام کرد متهمان و محکومان مرتبط با اعتراضات در فهرست عفو قرار نخواهند گرفت و باید در اجرای احکام، از جمله مصادره اموال و اعدام، تسریع شود.
او همچنین برخی بازداشتشدگان را «خائن» و مرتبط با دشمنان خارجی معرفی کرد.
این موضعگیریها، در کنار حجم بالای پروندهها، نگرانیها را درباره صدور احکام سنگین و محاکمههای شتابزده افزایش داده است.
در همین چارچوب، اظهارات مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در اسفند ۱۴۰۴ نیز توجهها را جلب کرد. جایی که او از کشته شدن ۳۰۰ تا ۴۰۰ نیروی امنیتی سخن گفت.
چنین روایتهایی، برای بسیاری از فعالان حقوق بشر این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی ممکن است مانند موارد پیشین، با نسبت دادن کشتن نیروهای امنیتی به معترضان، زمینه صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، برای شمار بیشتری از بازداشتشدگان را فراهم کند.
محاکمه تحت فشار و اعتراف اجباری
در کنار سنگینی اتهامها، روند رسیدگی به این پروندهها نیز محل نگرانی جدی است.
به گفته وکلا و نهادهای حقوق بشری، بسیاری از بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل مستقل محروم ماندهاند، از جزییات اتهام خود اطلاع دقیقی ندارند و فرصت کافی برای دفاع به آنان داده نشده است.
این وضعیت، اصول دادرسی عادلانه را بهطور جدی نقض میکند.
همزمان، پخش اعترافات اجباری صدها تن از معترضان بازداشتشده از رسانههای حکومتی ادامه دارد.
خانوادهها و منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتهاند بسیاری از این اعترافات تحت فشار، تهدید و شکنجه اخذ شده است؛ بهویژه در مورد نوجوانان و جوانانی که تجربهای از مواجهه با بازجوییهای امنیتی ندارند و در برابر این فشارها آسیبپذیرترند.
این اعترافات، در بسیاری از پروندهها بهعنوان سند علیه متهمان استفاده میشود، در حالی که سازمانهای حقوق بشری آن را نقض آشکار حق دفاع موثر میدانند.
همزمانی پخش این اعترافات با تاکید مقامها بر محاکمه سریع و اجرای احکام، نگرانیها را درباره صدور مجازاتهای سنگین، از جمله اعدام، افزایش داده است.
زندانها، بیخبری و سرنوشتهای نامعلوم
۱۰۰ روز پس از اعتراضات دیماه، یکی از مهمترین پرسشها، وضعیت بازداشتشدگان است.
اطلاعات متعدد رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد زندانها و بازداشتگاهها با تراکم شدید مواجه شدهاند و شرایط نگهداری در بسیاری موارد نامناسب است.
از شکنجه، محرومیت از درمان، محدودیت تماس با خانواده و انتقال به مراکز غیرقانونی، گزارشهای متعددی منتشر شده است.
در میان بازداشتشدگان، شمار قابل توجهی کودک و نوجوان وجود دارد. بسیاری از افراد نیز با وثیقه یا کفالت آزاد شدهاند، اما همچنان در انتظار محاکمه به سر میبرند.
در عین حال، شمار زیادی از بازداشتشدگان همچنان در وضعیت نامعلوم و بهصورت بلاتکلیف هستند و خانوادههایشان از محل نگهداری یا وضعیت آنها اطلاعی ندارند.
نگرانیها در این میان به چند محور اصلی برمیگردد: مجروحانی که از بیمارستانها به بازداشتگاه منتقل شدهاند، افرادی که گزارشهایی از مرگ یا اعدام فراقضایی آنان منتشر شده و بازداشتشدگانی که با خطر احکام سنگین از جمله اعدام روبهرو هستند.
گزارشهایی نیز وجود دارد که نشان میدهد برخی افراد پس از بازداشت، در اثر شکنجه یا با «تیر خلاص» جان خود را از دست دادهاند.
نبود اطلاعرسانی شفاف و محدودیت تماس بازداشتشدگان، خانوادههای آنها را در وضعیتی از اضطراب و بلاتکلیفی نگه داشته است. وضعیتی که خود به بخشی از فشار سیستماتیک تبدیل شده است.
اعدامها ادامه دارد
اعدام معترضان در جمهوری اسلامی پدیدهای تازه نیست و در ماههای اخیر نیز ادامه یافته است.
در حدود ۴۰ روز گذشته، دستکم ۱۴ زندانی با اتهامهای سیاسی و امنیتی اعدام شدهاند که هفت نفر از آنان از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه بودند.
۲۸ اسفند ۱۴۰۴، صالح محمدی، سعید داودی و مهدی قاسمی در قم اعدام شدند.
۱۳ فروردین سال جاری نیز امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله که در اعتراضات دیماه بازداشت شده بود، اعدام شد.
۱۶ فروردین، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، از همپروندهایهای او و در ۱۷ فروردین نیز علی فهیم، دیگر معترض بازداشتشده دیماه، اعدام شدند.
این اعدامها در حالی انجام شده که شش نفر دیگر با اتهام «بغی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» و یک نفر با اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل نیز در همین بازه زمانی اعدام شدند.
گزارشهایی نیز از انتقال محکومان بیشتری به سلولهای انفرادی منتشر شده که نگرانیها را درباره در خطر بودن جان آنها و اجرای احکام بیشتر، افزایش داده است.
قطع اینترنت و تلاش حکومت برای پنهانسازی حقیقت
یکی از عوامل مهم در پنهان ماندن ابعاد این سرکوب، قطع گسترده اینترنت است.
اینترنت در جریان اعتراضات دیماه برای مدتی طولانی قطع شد و با وجود برقراری نسبی آن در هفتههای بعد، همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بار دیگر با محدودیتهای شدید و قطع گسترده مواجه شد.
این وضعیت که اکنون برای حدود ۵۰ روز ادامه یافته، اطلاعرسانی را بهشدت مختل کرده و باعث شده خانوادهها و نزدیکان بازداشتشدگان تا حد زیادی امکان پیگیری، تماس و اطلاعرسانی را از دست بدهند و از بسیاری از زندانها و بازداشتگاهها نیز خبر دقیقی در دست نباشد.
در نتیجه، خانوادههای بسیاری از بازداشتشدگان در بیخبری مطلق از سرنوشت عزیزان خود و پروندههای گشودهشده علیه آنان در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سر میبرند.
این قطع ارتباطات، نه صرفا یک محدودیت فنی، بلکه بخشی از ساز و کار سرکوب است. ساز و کاری که با پنهان نگه داشتن اطلاعات، فشار روانی را بر خانوادهها و افکار عمومی افزایش میدهد.
چه باید کرد؟
۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، آنچه در جریان است تنها ادامه یک سرکوب نیست، بلکه تلاش برای تثبیت سرکوب از طریق پروندهسازی، صدور احکام سنگین و کنترل روایتهاست.
در چنین شرایطی، مهمترین اقدام، جلوگیری از فراموشی است.
مستندسازی دقیق بازداشتها، ثبت نامها و روایتها، پیگیری حقوقی در سطح بینالمللی، افزایش فشار رسانهای و حمایت از خانوادهها، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند هزینه سرکوب را افزایش دهند.
تجربههای گذشته نشان داده است سکوت در قبال وضعیت بازداشتشدگان، تنها به دوام این چرخه کمک میکند.
اکنون، ۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، سرنوشت هزاران بازداشتشده همچنان نامعلوم مانده است.
در حالی که شماری از معترضان اعدام شدهاند و برخی دیگر در معرض احکام سنگین قرار دارند، تداوم بیخبری، قطع ارتباطات و پنهانکاری جمهوری اسلامی، این نگرانی را تشدید کرده است که شمار بیشتری از بازداشتشدگان بیصدا به راهروهای مرگ و حبسهای طولانی رانده شوند.
جلوگیری از این سرنوشت، در گرو شکستن تاریکی تحمیلشده بر این پروندههاست.
حسین رادی، ۲۴ ساله، غواص و آتشنشان اهل نجفآباد اصفهان، چند ماه پیش از کشته شدن، برای کار به ارمنستان رفته بود. نزدیکانش میگویند او چند روز پیش از اعتراضات دیماه برای دیدار با خانواده به شهرش بازگشت. نزدیکان او روایتی از زندگی و فعالیتهایش ارائه دادهاند.
طبق این روایت، فعالیت رادی میان اعماق آب و دل آتش در جریان بود. او در صفحه اینستاگرامش از زیباییهای ناشناخته دریا مینوشت؛ از سکوت، از تاریکی و از جایی که باید نفس را نگه داشت تا زنده ماند.
دوستانش میگویند روحیهای آرام و در عین حال جسور داشت. کسی که هم به دل خطر میرفت و هم از تنهایی و سکوت لذت میبرد. غواصی برای او فقط یک مهارت نبود، بخشی از نگاهش به زندگی بود.
اما ۱۹ دیماه، او حضور در خیابان را انتخاب کرد. رادی در خیابان میرداماد نجفآباد، به میان جمعیت معترضان رفت و در لحظاتی که تلاش میکرد چند معترض جوان را از دست نیروهای امنیتی دور کند، از بالای مسجد به سمتش شلیک شد.
در جریان سرکوب مردم، دو گلوله جنگی به قفسه سینه رادی اصابت کرد. دوستانش با عجله او را به کلینیک هاتف رساندند اما به دلیل عدم پذیرش، به بیمارستان منتظری منتقل شد. در آنجا پیکرش بهصورت پنهانی بهوسیله نیروهای حکومتی ربوده شد و خانواده برای چند روز، هیچ اطلاعی از سرنوشتش نداشت.
در این مدت، به گفته نزدیکان، تماسهایی با خانواده برقرار و گفته میشد که حسین زنده است و در بازداشت به سر میبرد؛ روایتی که تنها به سردرگمی و فشار روانی بیشتر انجامید.
در نهایت، پس از حدود یک هفته، پیکر او با شرایطی خاص و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شد.
رادی در خانوادهای بزرگ شد که سابقه حضور در جنگ را دارد؛ عمویش در جنگ ایران و عراق کشته شد و پدرش نیز از مجروحان همان جنگ است.
ایراناینترنشنال پیش از این در گزارشی جداگانه به کشتهشدن شماری از آتشنشانان در جریان اعتراضات دیماه پرداخت. افرادی که در شهرهای مختلف، خارج از چارچوب و ماموریت کاری داوطلبانه، اغلب در حال کمک به دیگران، هدف شلیک قرار گرفتند و جان باختند.
پلیس بریتانیا جمعه ۲۸ فروردین سه نفر را به تلاش برای «حمله از طریق ایجاد حریق» در دفاتر مرتبط با شبکه ایراناینترنشنال در شمالغرب لندن متهم کرد.
این سه نفر که همگی بریتانیایی هستند، به «ایجاد آتشسوزی با قصد به خطر انداختن جان افراد» متهم شدهاند.
این حادثه عصر چهارشنبه ۲۶ فروردین رخ داد.
اویسین مکگینس، ۲۱ ساله، ناتان دان، ۱۹ ساله و یک پسر ۱۶ ساله که بهدلیل ملاحظات قانونی نامش فاش نخواهد شد، قرار است ۲۸ فروردین در دادگاه بدوی وستمینستر حاضر شوند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال ۲۷ فروردین با انتشار بیانیهای در رابطه با این حادثه، از حمله به نزدیکی استودیوهای این شبکه در لندن خبر داد و تهدیدهای فزاینده علیه روزنامهنگاران مستقلی را که به سانسور و سرکوب تن نمیدهند، محکوم و تاکید کرد که این شبکه بدون ترس و تسلیم در برابر ارعاب، به کار خود ادامه خواهد داد.
بر اساس گزارش رسیده به ایران اینترنشنال، اداره تربیتبدنی سبزوار با دستور قضایی مجوز باشگاه بدنسازی روح الله نصیری، دایی جاویدنام مجتبی کرابی، را باطل و محل کار او را هم پلمب کرده است.
روحالله نصیری پیشتر هم بعد از برگزاری مراسم چهلم مجتبی کرابی در سبزوار بازداشت و به زندان سبزوار منتقل شده بود و ۲۰ روز را در زندان تربت حیدریه گذراند. او به تازگی آزاد شده است.
اتهام او خواندان اشعاری از شاهنامه علیه جمهوری اسلامی و با هدف تشویق مردم به شورش بوده است. روح الله نصیری ، مربی و داور پاورلیفتینگ خراسان رضوی است.
پیشتر هم ایراناینترنشنال گزارش داد که بنیاد شهید سبزوار به خانواده مجتبی کرابی هشدار داد که در صورت عدم درج عنوان «شهید» بهجای عبارت «جاویدنام» روی سنگ مزار، با تخریب آن مواجه خواهند شد. به گفته منابع محلی، در پی این تهدید، خانواده این جاویدنام سنگ مزار را برداشتهاند و اعلام کردهاند: «تا آزادی ایران ترجیح میدهیم مزار بدون سنگ باقی بماند، اما واژه شهید نوشته نشود.»
پلیس بریتانیا جمعه ۲۸ فروردین سه نفر را به تلاش برای «حمله از طریق ایجاد حریق» در دفاتر مرتبط با شبکه ایراناینترنشنال در شمالغرب لندن متهم کرد.
این سه نفر که همگی بریتانیایی هستند، به «ایجاد آتشسوزی با قصد به خطر انداختن جان افراد» متهم شدهاند.
این حادثه عصر چهارشنبه ۲۶ فروردین رخ داد.
اویسین مکگینس، ۲۱ ساله، ناتان دان، ۱۹ ساله و یک پسر ۱۶ ساله که بهدلیل ملاحظات قانونی نامش فاش نخواهد شد، قرار است ۲۸ فروردین در دادگاه بدوی وستمینستر حاضر شوند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال ۲۷ فروردین با انتشار بیانیهای در رابطه با این حادثه، از حمله به نزدیکی استودیوهای این شبکه در لندن خبر داد و تهدیدهای فزاینده علیه روزنامهنگاران مستقلی را که به سانسور و سرکوب تن نمیدهند، محکوم و تاکید کرد که این شبکه بدون ترس و تسلیم در برابر ارعاب، به کار خود ادامه خواهد داد.
در این بیانیه آمده است که اندکی پیش از ساعت ۲۰:۱۵ به وقت محلی، از ورود یک خودروی مشکوک که قصد داشت از ورودی اصلی، وارد محوطهای شود که ساختمان ایراناینترنشنال در لندن در آن قرار دارد، جلوگیری شد. اندکی بعد، مهاجمان به پارکینگ ساختمان مجاور، در فاصلهای تنها چند متر از استودیوهای این شبکه، کوکتل مولوتوف پرتاب کردند.
در این بیانیه با اشاره به واکنش سریع تیم امنیتی ایراناینترنشنال، آتشنشانی و پلیس لندن، از اقدامات آنها قدردانی شد.
اقدام علیه شبکه ایراناینترنشنال در لندن پیش از این نیز سابقه داشته است.
دادگاه کیفری مرکزی انگلستان اول دیماه ۱۴۰۲ محمدحسین دوتایف، تبعه اتریشی چچنیتبار، متهم پرونده «اقدام تروریستی علیه ایراناینترنشنال» را به سه سال و شش ماه زندان محکوم کرد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که در هفتههای اخیر، دستکم دو شهروند در استانهای اصفهان و مازندران در ایستهای بازرسی حکومت به دست ماموران بسیج و سپاه پاسداران کشته شدهاند.
بر اساس این اطلاعات، نام و مشخصات یکی از این شهروندان مرتضی مددی، ساکن شاهینشهر، است که ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ با شلیک نیروهای مستقر در ایست بازرسی بسیج در اصفهان جان خود را از دست داد.
بر پایه گزارش منابع محلی، گلوله به قلب و ریه او آسیب وارد کرد و به مرگ این جوان متولد ۱۳۷۳ انجامید.
همچنین به گفته همین منابع، بستگان او برای پیگیری موضوع و طرح شکایت، تحت فشار و تهدید قرار گرفتهاند.
در موردی دیگر، یک جوان در شهر رامسر پس از آن که خودروی او برای بازرسی و تفتیش متوقف شد، اقدام به اعتراض کرد که در جریان درگیری، ماموران بسیج با شوکر به او یورش بردند.
این حمله موجب سکته این جوان در محل ایست بازرسی و جان باختن او شد.
خانواده و اطرافیان این شهروند برای رسانهای نکردن این رویداد، از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تحت فشار قرار گرفتهاند.
استقرار ایستهای بازرسی در سراسر کشور با افزایش فشار و تهدید علیه مردم همراه بوده است.
بسیاری از شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از توقف خودرو، آزار، توقیف و تفتیش گوشیهای تلفن همراه و حتی تذکر حجاب در ایستهای بازرسی خبر دادهاند.
در هفتههای اخیر، ایستهای بازرسی در تهران و چند شهر دیگر به یکی از موضوعات جنجالی شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاست و کاربران، روایتها و تجربههای خود را درباره این بازرسیها به اشتراک گذاشتهاند.
بر اساس گزارشها، نیروهای حاضر در ایستهای بازرسی، با مستقر کردن ماشینهای سنگین، ادوات نظامی و سیل موتورسیکلتها در مقابل مجتمعهای مسکونی، آرامش عمومی را به مخاطره انداختهاند.
پخش مداوم و بلند نوحه و ایجاد آلودگی صوتی نیز بخش دیگری از این ماجراست که مخل آسایش شهروندان شده است.
در یک نمونه، خانوادهای که پدر بیمارشان در وضعیت اورژانسی قلبی و مغزی در منزل بستری است، از این نیروها درخواست کردند تا محل تجمع خود را تغییر دهند، اما این درخواست با هجوم، تهدید و اتهامزنیهای سنگینی چون «همکاری با دشمن»، «ضد انقلاب» و «حامی جنگ» و ضربوشتم روبهرو شد.
این تعرض به خیابان ختم نشد و در ادامه پیگیری و ایجاد رعب و وحشت، نیروهایی نقابدار به آپارتمان دختر این خانواده حمله برده و با استفاده از چاقو و اسلحه، به ارعاب و اذیت پرداختند.