ویدیوهای منتشرشده در چهارشنبه ۱۹ فروردین، دود ناشی از انفجارهای مهیب را در بیروت پس از حملات اسرائیل نشان میدهد.
به گفته ارتش اسرائیل، این بزرگترین حمله به لبنان از زمان آغاز عملیات «غرش شیر» است که در ۱۰ دقیقه، همزمان در بیروت، بقاع و جنوب لبنان، به حدود ۱۰۰ مقر نظامی و زیرساختهای سازمان حزبالله حمله شد.
دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، اعلام کرد در جریان عملیات علیه جمهوری اسلامی بیش از ۱۳ هزار هدف مورد حمله قرار گرفته است.
او در نشست خبری در پنتاگون گفت به گفته ارزیابیهای ارتش آمریکا، ۸۰ درصد سامانههای پدافند هوایی جمهوری اسلامی نابود و ۹۰ درصد کارخانههای تسلیحاتی این کشور هدف قرار گرفتهاند.
کین همچنین گفت بیش از ۹۰ درصد ناوگان دریایی متعارف حکومت ایران غرق شده است، «از جمله همه شناورهای رزمی اصلی سطحی»، و ۱۵۰ کشتی اکنون «در کف اقیانوس» قرار دارند.
او افزود این عملیات شامل مصرف «بیش از ۶ میلیون وعده غذایی و به برآورد من بیش از ۹۵۰ هزار گالن قهوه، ۲ میلیون نوشیدنی انرژیزا و مقدار زیادی نیکوتین» بوده است.
دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، با اشاره به برقراری آتشبس موقت دو هفتهای با جمهوری اسلامی اعلام کرد نیروهای این کشور در صورت صدور دستور یا فراخوان، آماده ازسرگیری عملیات رزمی هستند.
او گفت: «آتشبس یک وقفه است و نیروی مشترک همچنان آماده است در صورت صدور دستور، عملیات رزمی را با همان سرعت و دقتی که در ماه گذشته نشان دادهایم از سر بگیرد. امیدواریم چنین نشود.»
کین همچنین به کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی در جریان این عملیات اشاره کرد و افزود: «فداکاری آنها و خانوادههایشان برای ما اهمیت عمیق دارد و قدردان هستیم.»
مریم اکبریمنفرد، زندانی سیاسی، پس از حدود ۱۷ سال حبس، بدون حتی یک روز مرخصی، از زندان قرچک ورامین آزاد شد.
اکبریمنفرد که از قدیمیترین زندانیان سیاسی زن در ایران و مادر سه دختر است، چهارشنبه ۱۹ فروردین و با پایان دوران محکومیتش از زندان آزاد شد.
او دیماه ۱۳۸۸ و پس از رخدادهای عاشورای ۸۸ بازداشت شد و خرداد ۱۳۸۹، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، او را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد.
اتهام او «محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» عنوان شده بود، اما خود او این اتهام را وارد نمیدانست.
اکبریمنفرد پس از حدود ۹ ماه حبس در یکی از سلولهای انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات، موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین و همچنین بند متادون و دیگر بندهای این زندان، از مهرماه ۱۳۸۹ دوران محکومیت خود را در زندان رجاییشهر گذراند و در اردیبهشت ۱۳۹۰ به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
او پس از اعتراض به شرایط زندان و نگارش نامههای متعدد خطاب به مراجع تقلید، مقامهای جمهوری اسلامی و احمد شهید، گزارشگر پیشین ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، از آنجا به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
اکبریمنفرد ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ از زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد؛ جایی که در نخستین روز، در بازداشتگاهی موسوم به «مبارزه با مواد مخدر» نگهداری و از سوی ماموران اداره اطلاعات بازجویی شد.
او سپس بدون رعایت اصل تفکیک جرائم و در شرایطی فاقد امکانات بهداشتی کافی، به بند عمومی این زندان منتقل شد.
این زندانی سیاسی در تیر ۱۴۰۲ نیز با دو پرونده جدید در دادسراهای اوین و سمنان روبهرو شد که در نهایت به صدور دو سال حبس دیگر برای او به اتهامهای «نشر اکاذیب» و «تبلیغ علیه نظام» انجامید.
او پس از گذراندن ۱۵ سال محکومیت خود در تبعید، آبان ۱۴۰۳ از زندان سمنان به زندان قرچک ورامین منتقل شد تا حکم دو سال حبس جدیدش به اجرا گذاشته شود.
خانواده اکبریمنفرد نیز از قربانیان سرکوبهای دهه ۶۰ هستند. دو برادر او در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۳ اعدام شدند و برادر کوچکتر و خواهرش نیز در تابستان ۱۳۶۷، با اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، اعدام شدند.
اکبریمنفرد پیشتر در نامهای به احمد شهید، گزارشگر پیشین ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، نوشته بود ابوالقاسم صلواتی، قاضی پروندهاش، به او گفته است: «تو جور خواهر و برادرهایت را میکشی.»
امیرحسین بانکیپور، نماینده مجلس، در گفتوگوی زنده در شبکه خبر گفت: قطعا میدانیم که به احتمال بالای ۹۰ درصد مذاکره به نتیجه نمیرسد.
بانکیپور افزود: «در عین بیاعتمادی صد درصدی باید از فرصتها کمال استفاده را کرد. کمااینکه امروز دو سه جا را حمله کردند، بچههای سپاه سریع پاسخ دادند. موشکها را نبستند و عقبنشینی نکردند. هیچ عقب نشینی صورت نگرفته و تنگه دست ماست و هر کشتی که رد میشود عوارضش پرداخت میشود.»
او درباره حملات اسرائیل به مواضع حزبالله لبنان گفت: «بچههای لبنان گفتند خودمان جوابشان را میدهیم و فعلا نیازی به شما نیست. هر زمان هم نیاز باشد، تعهدی به نزدن اسرائیل نداریم. به محض اینکه لبنان را بزنند و بچههای لبنان خودشان نظر داشته باشند، ما حتما میزنیم.»
هرچند جزییات آتشبس هنوز بهطور کامل روشن نشده، مواضعی که تهران و واشینگتن بهصورت علنی اتخاذ کردهاند، نه از یک توافق مشترک بلکه از نوعی وقفه موقت در درگیریها حکایت دارد که بر بستری از خصومتهای حلنشده شکل گرفته است.
متن کامل توافق دو طرف هنوز در دسترس نیست. کاخ سفید پیشتر نیز هیچگاه بهطور رسمی جزییات پیشنهاد ۱۵ بندی واشینگتن به تهران را تایید نکرده بود.
در سوی دیگر، رسانههای حکومتی در ایران روایت مفصلتری از شروط و مطالبات تهران منتشر کردهاند.
همین اطلاعات محدود بهروشنی نشان میدهد که شکاف میان دو طرف همچنان عمیق است.
بر اساس گزارشها، طرح پیشنهادی ایالات متحده بر مهار برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، محدودسازی حمایت از گروههای نیابتی در منطقه و بازگشایی تنگه هرمز تمرکز دارد.
در مقابل، طرح ۱۰ بندی جمهوری اسلامی مسیری کاملا متفاوت را دنبال میکرد؛ از جمله تاکید بر به رسمیت شناخته شدن حق غنیسازی، رفع گسترده و موثر تحریمها، دریافت غرامت، حفظ نفوذ در تنگه هرمز، خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه و پایان هرگونه حمله علیه حکومت ایران و متحدانش.
این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که آتشبس هرچند میتواند صدای سلاحها را خاموش کند، لزوما پاسخی برای پرسش سیاسی بنیادی «گام بعدی چیست؟» ارائه نمیدهد.
ایالات متحده اهداف کارزار نظامی اخیر خود علیه جمهوری اسلامی را چنین عنوان کرده بود: نابودی زرادخانه موشکی ایران و ظرفیت تولید آن، قطع حمایت از گروههای نیابتی و تضمین عدم دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای.
در مقابل، طرح تهران آتشبس را نه بهعنوان نقطه پایان، بلکه بهمثابه آغاز یک نظم جدید تلقی میکرد؛ چارچوبی که در آن مولفههای اصلی قدرت جمهوری اسلامی حفظ شود، نه اینکه از میان برود.
مجله تایم پیشتر به نقل از رسانههای اسرائیلی و سایر منابع گزارش داد پیشنهاد آمریکا شامل برچیدن برنامه هستهای، توقف غنیسازی اورانیوم در داخل کشور، از کار انداختن تاسیسات نطنز، اصفهان و فردو، محدودسازی فعالیتهای موشکی، پایان حمایت از گروههای نیابتی و بازگشایی تنگه هرمز بوده است.
این در حالی است که جمهوری اسلامی این پیشنهاد را رد و بارها تاکید کرد بهدنبال پایان دائمی جنگ است، نه صرفا یک آتشبس موقت.
هیچ موضوعی به اندازه غنیسازی اورانیوم اختلاف مواضع تهران و واشینگتن را بازتاب نمیدهد.
بر پایه گزارشها، طرح ایالات متحده در پی آن است که غنیسازی در داخل ایران پایان یابد و تاسیسات اصلی هستهای کشور برچیده شود.
اما آنچه از طرح ۱۰ بندی جمهوری اسلامی در رسانههای حکومتی منتشر شد، بر «حق» غنیسازی حکومت ایران تاکید کرده است.
طبق برخی گزارشها، تاکید بر «حق غنیسازی» در نسخه فارسی طرح پیشنهادی جمهوری اسلامی به چشم میخورد، در حالی که در برخی نسخههای انگلیسی که بهصورت عمومی در رسانههای ایرانی منتشر شده بودند، حذف شده بود.
این مساله یک اختلاف ساده در نگارش نیست، بلکه از شکاف در اصول اساسی حکایت دارد. در یک سو، واشینگتن معتقد است برنامه هستهای ایران باید از اساس محدود شود. در مقابل، تهران بر حفظ غنیسازی تاکید دارد و هرگونه مذاکره بعدی را صرفا درباره میزان و دامنه میداند، نه اصل وجود آن.
تا زمانی که این مواضع بنیادین دستخوش تغییر نشود، آتشبس تنها میتواند از شدت درگیریها بکاهد، اما یکی از ریشههای اصلی بحران کنونی همچنان حلنشده باقی مانده است.
سرنوشت گروههای نیابتی جمهوری اسلامی
همین اختلاف در مورد متحدان منطقهای حکومت ایران نیز وجود دارد. دولت دونالد ترامپ اعلام کرده یکی از اهداف اصلیاش قطع پشتیبانی جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی است.
همچنین گزارشها درباره پیشنهاد ۱۵ مادهای کاخ سفید نشان میداد واشینگتن خواستار توقف تامین مالی و تسلیحاتی این گروهها از سوی تهران است.
این در حالی است که جمهوری اسلامی نهتنها بر توقف حملات علیه مواضع خود، بلکه بر پایان دادن به اقدامات نظامی علیه متحدانش نیز تاکید داشت و در طرح ۱۰ مادهای خود خواستار خاتمه درگیریها در تمامی جبههها، از جمله لبنان، شد.
این اختلاف تنها در سطح نظری باقی نماند و بلافاصله پس از اعلام آتشبس آشکار شد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد اسرائیل از آتشبس موقت میان واشینگتن و تهران حمایت میکند، اما در عین حال، به عملیات خود علیه مواضع حزبالله در لبنان ادامه خواهد داد؛ موضوعی که مستقیما ادعاهای مربوط به شمول لبنان در توافق آتشبس را زیر سوال برد.
دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در بیانیهای اعلام کرد این کشور از تلاشهای ترامپ برای اطمینان از اینکه «ایران دیگر تهدیدی هستهای، موشکی و تروریستی برای آمریکا، اسرائیل، همسایگان عرب ایران و جهان نباشد»، حمایت میکند.
با این حال، در این بیانیه تصریح شده که آتشبس دو هفتهای شامل لبنان نمیشود.
در چنین وضعیتی، اگر یک طرف نیروهای نیابتی را تهدیدی بداند که باید حذف شود و طرف دیگر آنها را مشمول آتشبس و شایسته حمایت تلقی کند، این توافق نمیتواند در مسیر حلوفصل بُعد منطقهای مناقشه گام بردارد.
از دیگر موارد اختلاف جمهوری اسلامی و ایالات متحده میتوان به سرنوشت تنگه هرمز اشاره کرد.
برای واشینگتن، بازگشایی تنگه هرمز یکی از شروط اصلی کاهش تنشها به شمار میرفت. در مقابل، تهران در نسخههای منتشرشده از طرح ۱۰ مادهای، تداوم کنترل خود بر این آبراه راهبردی را بهعنوان بخشی از نظم جدید پساجنگ معرفی و آن را تبلیغ میکرد.
روزنامه گاردین، خبرگزاری آسوشیتدپرس و رسانههای وابسته به سپاه پاسداران گزارش دادند بر اساس توافق آتشبس موقت، عبور کشتیها از تنگه هرمز با نظارت نظامی جمهوری اسلامی انجام خواهد شد.
به گزارش آسوشیتدپرس، همچنین بر پایه این توافق، ایران و عمان میتوانند از شناورهای عبوری عوارض دریافت کنند.
این در حالی است که سعيد المعولی، وزیر حمل و نقل عمان، اعلام کرد طبق توافقات، امکان اعمال هزینه برای عبور شناورها از تنگه هرمز وجود ندارد.
برقراری آتشبس موقت شاید از شدت بحران فوری کشتیرانی کاسته باشد، اما نمیتوان آن را به معنای وجود توافقی بنیادین بر سر این گذرگاه حیاتی دانست.
چنین شکافهای اساسی در موضوعاتی چون رفع تحریمهای جمهوری اسلامی و حضور نیروهای آمریکایی در منطقه نیز بهوضوح دیده میشود.
گزارشها حاکی از آن است که آمریکا تنها در صورتی به کاهش تحریمهای جمهوری اسلامی تن خواهد داد که امتیازات عمدهای در حوزههایی چون غنیسازی، برنامه موشکی و گروههای نیابتی ارائه شود.
در مقابل، طرح پیشنهادی تهران بر لغو کامل تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان اقدامات سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پرداخت غرامت و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه تاکید دارد.
این دو رویکرد راههای متفاوت برای یک هدف مشترک نیستند، بلکه پاسخهای متفاوت به پرسشهایی سادهاند: کدام طرف بدون محدودیت از جنگ خارج میشود و کدام طرف با دست برتر میدان را ترک میکند؟
شواهد موجود نشان میدهد دونالد ترامپ طرح ۱۰ بندی جمهوری اسلامی را بهعنوان «مبنایی قابلکار» برای مذاکرات توصیف کرده است، اما شواهد از این فرضیه که واشینگتن شروط تهران را پذیرفته است، پشتیبانی نمیکند.
جمعبندی محتاطانه این است: جمهوری اسلامی خواستههای خود را به شکلی روشن و کمسابقه مطرح کرده، در حالی که کاخ سفید بخش زیادی از مواضعش را در قالب گزارشها و اهداف کلی جنگی نگه داشته است.
در چنین شرایطی، هر دو طرف میتوانند خود را «پیروز» میدان نشان دهند. ایالات متحده تاکید میکند که فشار نظامی جمهوری اسلامی را به میز مذاکره کشانده است. در مقابل، تهران معتقد است که «مقاومتش» سبب شده آمریکا «عقبنشینی کند».
اگر قرار باشد این آتشبس به توافقی پایدار تبدیل شود، مذاکراتی که برای جمعه ۲۱ فروردین در پاکستان برنامهریزی شده باید این اختلافها را کاهش دهد، نه اینکه صرفا حلوفصل آنها را به تعویق بیندازد.
این در حالی است که روز نخست آتشبس با حمله به پالایشگاه لاوان ایران و حملاتی در کویت همراه بود.
پرسش اساسی، بهویژه برای ایرانیانی که زیر سایه پیامدهای جنگ و حاکمیت جمهوری اسلامی زندگی میکنند، این است که آیا این آتشبس میتواند فراتر از یک کاهش موقتی در سطح تنشها عمل کند یا خیر؛ و مهمتر از آن، آیا اساسا میتوان چشماندازی برای یک تغییر واقعی در ایران متصور شد یا نه.