بر اساس گزارش گروه پایش اینترنت «نتبلاکس»، دسترسی کاربران عادی در داخل ایران به اینترنت جهانی همچنان در حدود یک درصد است. وضعیتی که عملا بیشتر شهروندان را از پلتفرمهای بینالمللی جدا کرده است.
این خاموشی که سومین قطع سراسری اینترنت از زمان جنگ ۱۲ روزه است، جریان اطلاعات را بهشدت محدود کرده و دریافت هشدارهای مربوط به حملات احتمالی یا برقراری ارتباط با اعضای خانواده را برای شهروندان تقریبا ناممکن ساخته است.
بسیاری از ایرانیانی که با استفاده از شبکههای خصوصی مجازی (ویپیان) بهطور مقطعی به اینترنت دسترسی پیدا میکنند، میگویند این خاموشی اینترنت در زمان جنگ، احساس اضطراب و انزوا را تشدید کرده است.
برخی کاربران این قطع اینترنت را با یک «جنایت جنگی» مقایسه کردهاند، زیرا ارتباطات غیرنظامیان را مختل میکند و دسترسی آنها به اطلاعات حیاتی در زمان حملات را محدود میسازد.
چرا «جنایت جنگی» است؟
یکی از کاربران در شبکه ایکس نوشت: «اگر دولتی عمدا ارتباطات را قطع کند در حالی که هیچ ساز و کار هشدار یا حفاظتی برای غیرنظامیان فراهم نکرده باشد، و این اقدام به آسیب گسترده منجر شود، میتوان آن را بهعنوان نقض جدی تعهدات بینالمللی بررسی کرد و در برخی شرایط حتی جنایت جنگی دانست.»
منتقدان میگویند مقامها هیچ سامانهای برای هشدار سراسری بهمنظور حفاظت از غیرنظامیان در برابر حملات هوایی ایجاد نکردهاند.
یکی از کاربران نوشت آنچه از پیامکهای هشدار دولتی انتظار داشته «این بوده که به من بگوید پناه بگیر چون خیابان کنار خانهام را بمباران میکنند؛ نه اینکه قیمت نفت را گزارش کند».
روزنامه شرق نیز در گزارشی با عنوان «صدای بمبها، سکوت اینترنت؛ روان ایرانی در بحران» به پیامدهای روانی این وضعیت پرداخت.
این روزنامه نوشت: «محدودیت در دسترسی به اینترنت و گردش اطلاعات ناقص، تصویر واقعی بحران را پیچیدهتر کرده است. هر شایعه، هر تحلیل ناقص و هر فضای پرتنش، روان جمعی را فرسوده میکند و احساس ناامنی را تشدید میکند.»
در ادامه این گزارش آمده است: «وقتی مردم تنها با صدای جنگندهها در سکوت و با اطلاعات محدود روبهرو هستند، تاثیر روانی این بحران میتواند به اندازه آسیبها و ویرانیهای فیزیکی، جدی باشد.»
دسترسیهای ویژه
علاوه بر خطرات فوری، این قطع اینترنت خسارات اقتصادی نیز به همراه داشته و بسیاری از کسبوکارهای آنلاین، فریلنسرها و خدمات دیجیتال را ناچار کرده است فعالیت خود را متوقف کنند.
اختلال شدید در سیگنالها نیز باعث شده دریافت بسیاری از شبکههای ماهوارهای فارسیزبان در نقاط مختلف دشوار یا غیرممکن شود.
در چنین شرایطی، بدون دسترسی به ویپیانهای اغلب پرهزینه - که تنها اقلیت محدودی توان پرداخت برای آن را دارند - صداوسیمای حکومتی در زمان جنگ عملا به منبع اصلی اطلاعات برای بسیاری از ایرانیان تبدیل شده است.
نهادهای دولتی و رسانههای وابسته به حکومت نیز پیامکهای گستردهای ارسال کردهاند که در آن هشدار داده شده دسترسی به خدمات اینترنت بینالملل میتواند پیامدهای قانونی داشته باشد.
همزمان روایتهای رسمی و اخبار مورد تایید دولت نیز از همین طریق منتشر میشوند.
با وجود این محدودیتها برای عموم مردم، منتقدان میگویند برخی چهرههای حکومتی - از جمله محمد مرندی که همچنان در شبکههای اجتماعی فعال است و با رسانههای بینالمللی مصاحبه میکند - به اینترنت بدون محدودیت دسترسی دارند.
آزاده دواچی، فعال مدنی ایرانی در خارج از کشور، در این باره نوشت: «برای مردم اینترنت را قطع میکنند اما خودشان آنلاین مینشینند و توئیت میزنند و مردم را تهدید میکنند. اگر واقعا به مردم اهمیت میدهید، دستکم اینترنت را برگردانید.»
درخواست برای کمک
برای میلیونها ایرانی خارج از کشور، این خاموشی اینترنتی به معنای از دست دادن تقریبا کامل ارتباط با خانوادهها در داخل ایران بوده است.
بسیاری میگویند از زمان آغاز جنگ هیچ خبری از بستگان خود دریافت نکردهاند.
تماسهای تلفنی بینالمللی نیز بهشدت محدود شده و اغلب تنها از داخل ایران به خارج برقرار میشود و در بسیاری موارد، در کمتر از یک دقیقه قطع میشود.
برای ایرانیان خارج از کشور که با دلهره تحولات جنگ را دنبال میکنند، این سکوت طولانی تنها بر نگرانیها درباره عزیزانشان در داخل ایران افزوده است.
تداوم این قطع اینترنت باعث شده فعالان خارج کشور خواستار راهحلهای اضطراری برای برقراری ارتباط شوند.
برخی از کنشگران ایرانی خارج کشور کارزاری آنلاین با هشتگ «DirectToCellForIran» راهاندازی کردهاند و از ایلان ماسک، مالک اسپیس ایکس خواستهاند سرویس «دایرکت تو سل» استارلینک را فعال کند تا تلفنهای همراه بتوانند مستقیما به اینترنت ماهوارهای متصل شوند.
یکی از این فعالان نوشت: «از شما میخواهیم سرویس استارلینک دایرکت تو سل را در ایران فعال کنید؛ حتی اگر بهصورت آزمایشی یا در مرحله آزمون باشد. این میتواند راهحلی حیاتی برای اتصال اینترنت باشد.»