خبرنگار ایراناینترنشنال: ۵ عضو تیم ملی فوتبال زنان در استرالیا محل اقامت خود را ترک کردند
بر اساس مشاهدات علیرضا محبی، خبرنگار ایراناینترنشنال مستقر در هتل محل اقامت تیم ملی فوتبال زنان ایران در شهر گلدکوست در استرالیا، ۵ عضو تیم ملی فوتبال زنان هتل محل اقامت خود را ترک کردند و از تیم جدا شدند.
بر اساس مشاهدات خبرنگار ایراناینترنشنال، لحظاتی بعد از اطلاع از این موضوع، مسئولان اردوی تیم ملی در محل، به صورت شتابزده به دنبال دختران جدا شده از تیم بودند.
بنا بر این گزارش در نهایت همه اعضای کادر فنی، لابی هتل را ترک کردند و به طبقات بالای هتل و اتاقهایشان بازگشتند. گفتنی است فضای بسیار امنیتی بر بازیکنان و اعضای تیم ملی زنان حاکم است.
گفتنی است هنوز زمان بازگشت تیم ملی فوتبال زنان به ایران مشخص نیست و در زمان وقوع این اتفاقات، پلیس استرالیا نیز در محل حاضر بود. اسامی دقیق این ۵ بازیکن متعاقبا اعلام خواهد شد.
شماری از شهروند با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از تعطیلی برخی جایگاههای سوخت در کرج، تهران و شهرهای اطراف آن و جیرهبندی بنزین خبر دادند.
به گفته مخاطبان، پمپبنزینهای دادمان و یادگار در تهران دوشنبه ۱۸ اسفند به دلیل نبود بنزین تعطیل شدهاند و امکان سوختگیری در این جایگاهها فراهم نیست.
شهروندی نیز گفت جایگاههای سوخت در لواسان تعطیل شدهاند و صفهایی طولانی از خودروها مقابل پمپبنزینها شکل گرفته است.
شهروندی دیگر گزارش داد از شامگاه ۱۶ اسفند برخی از پمپبنزینها در شرق و شمال شرق تهران بسته شدهاند.
در پردیس نیز از ساعت پنج صبح دوشنبه صفهای طولانی مقابل جایگاههای سوخت شکل گرفته است.
به گفته یک شهروند، بنزین در پردیس «جیرهبندی» شده است و به هر خودرو تنها پنج لیتر فروخته میشود.
مخاطبی از کرج نیز گفت از ساعت ۱۳ دوشنبه ۱۸ اسفند شماری از پمپبنزینها به دلیل نبود سوخت و عرضه تعطیل شدهاند.
بهدنبال حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و حذف علی خامنهای، دیکتاتور تهران، حکومت ایران وعده جنگ منطقهای و حمله به همسایگان را عملی کرد. آیا این رویکرد میتواند مانع سقوط نظام ایدئولوژیک ۴۷ ساله حاکم بر ایران شود؟
سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی، در نهایت ایران و ایرانیان را به جنگی رساند که تهران سالها، آشکار و پنهان، منطقه را با آن تهدید کرده بود.
در یک نمونه نه چندان دور از این تهدیدها، خامنهای ۱۲ بهمن و حدود یک ماه قبل از سر به نیست شدنش در ۹ اسفند با حمله موشکی اسرائیل و آمریکا، اعلام کرد اگر آمریکا علیه جمهوری اسلامی دست به اقدام نظامی بزند، این بار جنگ، «منطقهای» خواهد بود.
برای پیشبرد این استراتژی رهبر کشته شده حکومت ایران، اکنون نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و در راس آنها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همسایگان ایران را به ترتیبی درگیر جنگ کردهاند که حتی دوستان نزدیک دیروز (بهطور مشخص قطر) به دشمنان امروز تبدیل شدهاند.
حملهها به همسایگان، به کشورهای حاشیه خلیج فارس محدود نماند و جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
اما آیا این سیاست راه را برای نجات جمهوری اسلامی باز میکند یا حکومت به آخر خط رسیده است؟
حرکت به سوی انتهای مسیر
جمهوری اسلامی در طول سالهای حیاتش گرچه در برخی بزنگاهها، در میان روندهای رو به نزول و پس از رکود اجتماعی و سیاسی، توانست حمایت و همراهی چشمگیر افکار عمومی را به دست بیاورد (از جمله در سالهای ۷۶ و ۸۰ که محمد خاتمی رییسجمهوری شد و دوران اصلاحات رقم خورد که به جایی نرسید، انتخابات سال ۸۸ که مردم به شکلی گسترده در آن شرکت کردند و بعد، پیروزی حسن روحانی در انتخابات سالهای ۹۲ و ۹۶) اما روند کلی حرکتش همراه با ریزش گسترده حامیان و علاقهمندانش بود؛ تا جایی که در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ که مسعود پزشکیان بهعنوان پیروز آن معرفی شد، بنا بر آمار رسمی، در دور اول ۳۹.۹۲ درصد واجدان شرایط، رای دادند و در دور دوم، ۴۹.۴۸ درصد.
این کاهش قابل اعتنای مشروعیت، متأثر از سرکوب شدید اعتراضات اجتماعی و سیاسی گسترده از جمله در سالهای ۷۸، ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ بود و در نهایت به کشتار بزرگ خیابانی و قتلعام دی ۱۴۰۴ رسید. اعتراضهای مکرر دیگری نیز در این سالها وجود داشت؛ از جمله اعتراضات به ساقط شدن هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه پاسداران.
حدود پنج دهه حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، کشور ایران و شهروندانش را با ابربحرانهای مختلفی درگیر کرد؛ از جمله در حوزه محیط زیست (تنها یک نمونه: خشک شدن دریاچه ارومیه)، کمبود انرژی و بحران آب، بحران اقتصاد و معیشت، تبعیض و فساد ساختاری و موارد دیگر.
گستره و زنجیره بحران به شکلی پیش رفت که ناکارآمدی حکومت روز به روز بر عموم شهروندان آشکارتر شد و همزمان سرکوب بیمحابا و سهمگین، ناامیدی از امکان ایجاد تغییر را با تلاش برای همراه کردن نیروی خارجی بهمنظور برانداختن جمهوری اسلامی، گره زد.
اکنون و پس از گذار از تمام کوششهای ناکام که سقوط حکومت را به ارمغان نیاورد (چرا که زور سرنیزه و هزینههای نجومی انجام شده برای دستگاه سرکوب در کنار قطع جریان اطلاعرسانی و اینترنت، در عمل پیروز شد) و سیاستهای جنگطلبانهاش بهویژه علیه اسرائیل را متوقف نکرد، در حالی که آمریکا و اسرائیل حملات سختی را به مواضع جمهوری اسلامی پیش بردهاند، حاکمان زیرزمینی در ایران «سیاست باتلاق» را اعمال میکنند.
در اجرای این سیاست، تهران تلاش میکند نیست شدن خود را به هستی و امنیت همسایگان و منطقه گره بزند و به عبارت دیگر، در حالی که خود در باتلاق حاصل از سیاستگذاریها و عملکردش فرو میرود، دیگرانی را نیز همراه خود پایین بکشد.
سران جمهوری اسلامی بارها گفتهاند ابزارهای تهدید منطقهای را در اختیار دارند که البته همسایگان هم در واکنش، هشدار دادهاند این سیاست برای تهران کارساز نخواهد بود.
از جمله رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، پس از اینکه سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) که ترکیه هم عضو آن است، یک موشک بالستیک شلیک شده از ایران به سمت ترکیه را در مدیترانه رهگیری و منهدم کرد، به حکومت ایران هشدار داد نمیتواند بهخاطر غرق شدن خودش، منطقه را هم غرق کند.
اردوغان گفت که تهران باید «قدر دوستی آنکارا» را بداند.
به این ترتیب گرچه سیاست جمهوری اسلامی آشوبافزایی است و ممکن است گمان ببرد با درگیر کردن منطقه در آتش جنگ، خود را نجات میدهد، اما پاسخ همسایگان به قلدریهای تهران احتمالا سهمگین است و کار را برای معدود رهبران باقیمانده، سختتر میکند.
موضوع پیش رو که باعث تحریک بیشتر همسایگان علیه جمهوری اسلامی میشود این است که: وقتی یک بار این کار را کردند، چه تضمینی وجود دارد تکرارش نکنند؟
به بیان دیگر، همسایگان به هر شکل ممکن به این اقدام تهران واکنش جدی نشان خواهند داد و خروجی و نتیجه به آتش کشیدن منطقه، ادامه بقا و تثبیت دوباره این حکومت نخواهد بود.
به این نکته نیز باید توجه داشت که تشدید خشونت و سیاست خارجی تهاجمیتر، معمولا آخرین دستاویزهای یک حکومت در حال فروپاشیاند.
با توجه به مجموعه روندهای اشاره شده (ناکارآمدی داخلی و خارجی ثابتشده جمهوری اسلامی) و کلیت شرایط میدانی (تخریب وسیع توان نظامی و درگیر کردن همسایگان با جنگ)، به نظر میرسد ساقط شدن جمهوری اسلامی امر ناگزیر باشد؛ گرچه همواره هر امکان عملی دیگر نیز از اساس ناممکن نیست.
اما در میدان سیاست و در چنین شرایط پیچیدهای که در هم تنیدگی روابط میان دولتها و کشورها، میتواند گزینههایی بسیار متفاوت و متنوع را روی میز بیاورد، و اگر نه صدها که دهها عامل در تعیین شرایط آینده اثرگذارند، حریفان مستقیما از نقشههای خود نمیگویند و به اصطلاح دست خود را تا لحظه آخر، رو نمیکنند.
فشار حاصل از این شرایط (نامعلوم بودن آینده پیش رو)، شهروندان مخالف جمهوری اسلامی را اغلب در وضعیتی بحرانی قرار داده و موجب از هم گسیختگی ذهنی و روانی شده است.
در چنین شرایطی توجه به دو نکته ضروریست: اول اینکه دیکتاتوریها تا یک لحظه پیش از سقوطشان برقرار بودهاند. این موضوع گرچه بارها و بارها تکرار شده اما همچنان قابل یادآوری است که هرچند یک نظام تمامیتخواه میکوشد پایههای قدرت خود را با ارعاب و نمایش اقتدار، مستحکم و لرزهناپذیر نشان دهد، اما روند سقوط گاهی مثل راه افتادن بهمن در دامنه کوه است یا سیلی که پایههای موریانه خورده را میکند و با خود میبرد.
یک نمونه نزدیک در این مورد سوریه است که بشار اسد چنین سرنوشتی پیدا کرد؛ گرچه خامنهای میگفت «مدافعان حرم» بهزودی به این کشور باز خواهند گشت.
نکته دوم، کارکرد ماشینهای تبلیغاتی حکومت تمامیتخواه است که ممکن است حتی پس از فروریختن رژیم، از کار نایستند.
مثال نغز در این مورد، رژیم بعث عراق و سعید الصحاف، وزیر اطلاعرسانی و فرهنگ دولت صدام حسین است که وقتی ۲۰ فروردین ۱۳۸۲، پس از ۲۴ سال حکومت صدام، بغداد سقوط کرد، در حالی که نیروهای آمریکایی پشت سرش تیراندازی میکردند، خبر از پیروزی ارتش عراق و شکست ارتش آمریکا میداد.
صحبتهایی هم که اکنون تحلیلگران و متفکران نامی و بینام طرفدار جمهوری اسلامی درباره ثبات و اقتدار حکومت و پا بر جا بودنش میکنند - که البته میتواند یک احتمال ضعیف در میان دهها و چه بسا صدها احتمال ممکن باشد - عینا درباره سوریه میکردند و در همراهی با خامنهای، میگفتند که رژیم اسد، قصاب دمشق، را توپ تکان نمیدهد اما سرانجام او چنان شد که به روسیه گریخت.
مخلص کلام اینکه، خامنهای هم تا یک لحظه قبل از مردن، زنده بود.
رسانه اسرائیلی «جی فید» گزارش داد قطر به مقامهای آمریکایی اطلاع داده آماده است رهبران ارشد حماس را از خاک خود اخراج کند؛ اقدامی که به گفته این رسانه پس از خودداری این گروه از محکوم کردن حملات موشکی اخیر ایران صورت میگیرد.
بر اساس این گزارش، حماس که سالها دفتر سیاسی خود را در دوحه مستقر کرده بود، امتناع از محکوم کردن هدف قرار گرفتن غیرنظامیان، با واکنش منفی مقامهای قطری روبهرو شده است. دوحه این موضع را «خط قرمز» دانسته و ادامه میزبانی از این گروه را پرهزینه ارزیابی کرده است. این رسانه همچنین نوشت در صورت اجرایی شدن این تصمیم، گزینههای محدودی برای استقرار جدید رهبران حماس باقی خواهد ماند. لبنان و ترکیه از جمله گزینههای احتمالی هستند، اما هر دو کشور تحت فشار قرار دارند تا به محل جدید فعالیت این گروه تبدیل نشوند.
لبنان هماکنون با حملات اسرائیل روبهرو است و ترکیه نیز نسبت به پیامدهای سیاسی و اقتصادی چنین میزبانیای محتاط ارزیابی میشود.
مقامهای اسرائیلی این تحول را یک پیروزی دیپلماتیک مهم توصیف کردهاند که میتواند موقعیت حماس را در سطح منطقهای تضعیف کند و فشار سیاسی بر حامیان آن را افزایش دهد.
یک مقام پیشین نیروی دریایی سریلانکا به ایراناینترنشنال گفت که خدمه ناو «آیریس بوشهر» وابسته به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی که پیشتر در یکی از بنادر این کشور پهلو گرفته بود، با ترک این کشتی به سریلانکا گریختهاند.
این شناور در ۱۴ اسفند، بهدلیل آنچه «نقص فنی در موتور» عنوان شد، با ۲۰۸ نفر از پرسنل نیروی دریایی ــ شامل ۵۳ افسر و ۸۴ دانشجوی افسری ــ در بندر کلمبو پهلو گرفت.
با این حال، مقام سابق نیروی دریایی سریلانکا فاش کرد درخواست ناو بوشهر برای دریافت کمکهای بشردوستانه به بهانه خرابی موتور، در حقیقت پوششی برای «فرار دستهجمعی» خدمه بوده است.
او افزود این تصمیم خدمه از فروپاشی عمیق اعتماد آنان به جمهوری اسلامی در بحبوحه جنگ کنونی در ایران سرچشمه میگیرد.
به گفته او، غرق شدن ناوشکن «دنا» به دست یک زیردریایی آمریکایی این بیاعتمادی را بیشتر کرد؛ رخدادی که به خدمه نشان میداد جمهوری اسلامی به جان و سرنوشت نیروهای خود توجهی ندارد.
این منبع آگاه در ادامه گفت تمامی ۲۰۸ ملوان کشتی را ترک کردهاند، به پایگاه نیروی دریایی «ولیسارا» منتقل شدهاند و اکنون تحت نظارت مقامات امنیتی سریلانکا قرار دارند.
در همین حال، کشتی آیریس بوشهر نیز توقیف و برای نگهداری به بندر ترینکومالی منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، هرچند به نمایندگان سفارت جمهوری اسلامی اجازه داده شده با ملوانان دیدار حضوری داشته باشند، اما حکومت ایران در اقدامی تنبیهی از ارائه هرگونه خدمات کنسولی به آنان خودداری کرده است.
درهمین حال، رییسجمهوری و دیگر مقامهای ارشد سریلانکا اعلام کردهاند تا زمانی که جنگ کنونی در ایران ادامه داشته باشد و جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، نه ملوانان و نه کشتی به ایران بازگردانده نخواهند شد.
ناوشکن «دنا» که در حال بازگشت از تمرین دریایی بینالمللی «میلان ۲۰۲۶» در هند بود، ۱۳ اسفند در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب این کشور در اقیانوس هند هدف اژدر زیردریایی آمریکا قرار گرفت و غرق شد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، چهارشنبه ۱۳ اسفند ماه به خبرنگاران گفت که «یک زیردریایی آمریکایی، یک ناوشکن ایرانی را در آبهای بینالمللی غرق کرده است.»
این نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم است که یک زیردریایی آمریکایی با شلیک اژدر یک کشتی جنگی را هدف قرار میدهد.
یک منبع مطلع و مرتبط با بازماندگان این ناوشکن به ایراناینترنشنال گفت پیش از غرق شدن ناوشکن «دنا» در نزدیکی سواحل سریلانکا، آمریکا دو بار به خدمه این ناو هشدار داده بود آن را ترک کنند، اما فرمانده ناو اجازه خروج نیروها را نداد و این موضوع به درگیری میان برخی خدمه و فرمانده انجامید.
مقامات قضایی بندر گاله سریلانکا، پنجشنبه ۱۴ اسفند اعلام کردند که اجساد ۸۴ نفر از خدمه این کشتی از آب گرفته شدهاند و در پزشکی قانونی بیمارستانی در بندر گاله نگهداری میشوند.
به گفته مقامات سریلانکایی، ۳۲ نفر دیگر از خدمه ناوشکن دنا که مجروح شدهاند، در بیمارستانی در بندر گاله بستری شدهاند.
سرنوشت ناو لاوان
در همین حال خبرگزاری رویترز گزارش داد هند در اقدامی که مقامهای این کشور آن را «انساندوستانه» توصیف کردهاند، به یک ناو جنگی حکومت ایران اجازه داد در بندر کوچی در جنوب هند پهلو بگیرد؛ اقدامی که همزمان با حمله آمریکا به یک ناو دیگر نیروی دریایی جمهوری اسلامی در نزدیکی سریلانکا رخ داد.
بر اساس این گزارش، ناو لاوان چهارشنبه در بندر کوچی پهلو گرفت؛ همان روزی که یک زیردریایی آمریکایی ناوچه ایرانی دنا را هدف قرار داد و غرق کرد. یک منبع دولتی هند به رویترز گفت این پهلوگیری پس از درخواست فوری تهران انجام شده است.
سوبرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، در نشست سالانه گفت کشتی لاوان به همراه دو شناور دیگر در مسیر حضور در یک بازبینی ناوگان دریایی قرار داشتند اما در جریان تحولات جنگی اخیر گرفتار شدند. او تاکید کرد تصمیم دهلینو برای پذیرش این کشتی از منظر ملاحظات انسانی گرفته شده است.
جایشانکار گفت: «ما این موضوع را از دیدگاه انسانی بررسی کردیم، جدا از مسائل حقوقی که ممکن بود مطرح باشد. فکر میکنم کار درستی انجام دادیم.»
به گفته وبسایت خبری موسسه نیروی دریایی آمریکا، کشتی لاوان یک شناور آبی-خاکی برای عملیات پیادهسازی نیرو است.
بر اساس این گزارش، ۱۸۳ خدمه ناو لاوان در تاسیسات نیروی دریایی هند در بندر کوچی اسکان داده شدهاند.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد در پی انتشار اطلاعیه تهدیدآمیز قوه قضاییه علیه رسانهها و شهروندان، رسانهها در روزهای اخیر از انتشار گزارشها، تصاویر و ویدیوهای مربوط به حملات آمریکا و اسرائیل خودداری کردهاند و اطلاعرسانی درباره این حملات بهشدت محدود شده است.
پیشتر قوه قضاییه با انتشار اطلاعیهای درباره انتشار تصاویر حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ایران هشدار داد و اعلام کرد انتشار عکس و فیلم از محل اصابت این حملات میتواند «تخلف و جرم» تلقی شود و با منتشرکنندگان آن برخورد قاطع خواهد شد.
در ادامه این اطلاعیه آمده است برخی رسانهها و صفحات مجازی که «با رویکردی غیرمسئولانه و خلاف امنیت ملی» از محل اصابت حملات عکس و فیلم منتشر کرده بودند، تذکر دریافت کرده و علیه آنها محدودیتهایی اعمال شده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی در سالهای گذشته نیز در موارد متعددی برای روزنامهنگاران، رسانهها و شهروندانی که درباره برخی موضوعات اظهارنظر کرده یا گزارشهایی منتشر کردهاند پرونده قضایی تشکیل داده است.