پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از موج جدید بازداشت دانشآموزان معترض در چند شهر ایران مانند بروجرد، ایذه و رفسنجان است.
بر اساس این گزارشها، شماری از نوجوانان بازداشتشده از جمله آرین موفقی ۱۷ ساله، با اتهامات سنگینی از جمله «محاربه» مواجه شدهاند.
آرین، نوجوان ساکن بروجرد استان لرستان، ۱۸ دی در اعتراضات شرکت کرد. ماموران ۲۴ دی به خانه آنها رفتند و او را بازداشت کردند.
این نوجوان به زندان خرمآباد منتقل شده و با اتهام «محاربه» روبهرو است.
شهروندی از رفسنجان به ایراناینترنشنال گفت دانشآموزی ۱۵ ساله را به دلیل «دفاع از محمدرضا شاه» در مدرسه بازداشت کردند.
این دانشآموز دو روز بازداشت بود و بعد از آزادی سکوت کرده و «اصلا در خانه صحبت نمیکند».
بر اساس گزارشها، در روزهای اخیر نیروهای بسیج به یک مدرسه پسرانه دولتی در ایذه رفته و دستکم دو دانشآموز را با خود بردهاند.
از شمار کودکان و نوجوانان بازداشتی آماری در دست نیست. اما پیشتر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران اعلام کرده بود در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدهاند.

در جریان انقلاب ملی ایرانیان، مجسمههای قاسم سلیمانی در چندین شهر ایران ساقط شد و بنرهایی که تصاویر او بر آن نقش بسته بود، به آتش کشیده شد. در کرمان، به دلیل آنکه این شهر زادگاه و محل دفن فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه است، ساقط کردن مجسمه سلیمانی به انگیزه اصلی معترضان بدل شد.
یک شهروند معترض اهل کرمان به ایراناینترنشنال گفت که اعتراضات در این شهر، همانند دیگر نقاط کشور، از پیش از ۱۸ دیماه به صورت پراکنده آغاز شده بود. این تجمعها عمدتا در محدوده بازار رخ داد و فیلمهای محدودی از آنها منتشر شد. شعارها در مراحل اولیه ملایم و حمایتی بودند و برخوردهای امنیتی عموما شدید تلقی نمیشد.
با این حال، در برخی خیابانها درگیریها افزایش یافته بود.

از تجمعهای پراکنده تا تمرکز بر مجسمه سلیمانی
شهروند دیگری گفت که از عصر پنجشنبه ۱۸ دیماه، تمرکز اعتراضات به طور چشمگیری به سمت میدان آزادی معطوف شد؛ میدانی که از نظر نمادین برای مردم کرمان اهمیت ویژهای دارد. این میدان محل نصب مجسمه سلیمانی بود و تلاشهای پیشین مردم برای برداشتن یا آسیب رساندن به آن ناموفق مانده بود.
این شهروند کرمانی در ادامه گفت: «در روزهای پیش از ۱۸ دی، با وجود نبود فراخوان رسمی، حضور گسترده و خودجوش جمعیت در میدان آزادی، آن را به قرارگاهی برای مردم تبدیل کرده بود. مردم میخواستند مجسمه سلیمانی را سرنگون کنند.»
ویدیویی که پیشتر به ایراناینترنشنال رسیده است، آتش زده شدن مجسمه سلیمانی را نشان میدهد.
این شهروند درباره آنچه در پنجشنبه ۱۸ دی رخ داد، گفت: «جمعیت از ساعات چهار و پنج بعدازظهر شروع به حرکت به سمت میدان آزادی کرد و تا پیش از ساعت ۲۰، صحنهای بیسابقه رقم خورد؛ گروههای خانوادگی، دوستان و آشنایان، شامل افراد سالمند، کودکان و نوجوانان، دست در دست هم به سمت میدان حرکت میکردند. این حضور گسترده که از اعتراضات پیشین چشمگیرتر بود، حس امنیت کاذبی ایجاد کرد؛ به طوری که افراد آسیبپذیر، از جمله سالمندان یا کودکان، نیز در گروهها حضور داشتند و بسیاری تصور میکردند خانواده یا دوستان قادر به حفاظت از آنها هستند.»
پنجشنبه خونین، رگبار گلوله
به گفته این شهروند، ماموران پیش از ساعت آغاز فراخوان، اطراف میدان آزادی را با خودرو و نیروی انسانی مسدود کردند تا مردم نتوانند به آنجا برسند.
او اضافه کرد که معترضان اقدامات اولیه احتیاطی مانند پوشیدن ماسک، لباس تیره و همراه نداشتن تلفن همراه را رعایت کرده بودند، اما در مجموع ارزیابی خطر ناکافی بود.
از حدود غروب آفتاب، صدای شلیکهایی شبیه ساچمه، تیر هوایی و گاز اشکآور شنیده شد. پهپادها از حدود ساعت ۱۹ تا ۲۰ پرواز میکردند. از حدود ساعت ۲۰، صدای رگبارهای پیدرپی به گوش رسید و درگیریها شدت گرفت.
این شهروند ساکن کرمان افزود: «درگیریهای اصلی در چهارراه خواجو و خیابانهای منتهی به میدان آزادی، شامل بلوار جمهوری، خیابان بهمنیار، شریعتی و استقلال رخ داد. خیابان استقلال تا چهارراه خواجو کاملا مملو از جمعیت بود. خیابان خواجو و کوچههای اطراف نیز صحنه درگیری شدند. در خیابان بهمنیار مردم سنگربندی کردند و جمعیت در بلوار جمهوری تا خیابان شرفات و چهارراه شاهو ادامه داشت. شدت درگیری در چهارراه خواجو و ابتدای بلوار جمهوری بسیار بالا بود. نکته قابل توجه این است که این مناطق در مجاورت مراکز درمانی متعدد، شامل دو بیمارستان، چندین کلینیک پزشکان، مجموعههای درمانی و داروخانهها قرار داشتند.»
این شهروند معترض گفت که شلیک مستقیم گلوله جنگی ابتدا در میدان آغاز شد و سپس تکتیراندازان مستقر بر ساختمانها، تیراندازی کردند: «با توجه به تعداد زیاد مراکز درمانی در این محدوده، مجروحان به سرعت به ساختمانهای پزشکی پناه میبردند و پزشکان و کادر درمان به مداوای آنها میپرداختند.»
یکی از اعضای کادر درمان شاغل در یکی از همین مراکز، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت که در شهر کرمان، دستکم ۷۰ کشته بیمارستانی ثبت شده است. این عدد صرفا مربوط به افرادی است که در بیمارستانها ثبت شدهاند و جان باختهاند و شامل همه کشتهشدگان نمیشود.

نامها و چهرههایی که تبدیل به عدد شدند
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، تعداد دقیق معترضان کشتهشده در شهر کرمان مشخص نیست، اما اطلاعات برخی از این افراد پیشتر منتشر شده است.
مهدی خسروی، جوان ۲۴ ساله ساکن کرمان، شامگاه ۱۸ دی در این شهر بر اثر اصابت گلوله جنگی ماموران حکومتی جان خود را از دست داد.
مهرپویا عبدالهی پیدنی، دانشجوی ۲۲ ساله، ابتدا بازداشت شد و پس از ۲۰ روز، پیکر بیجانش در سردخانهای در کرمان پیدا شد.
محمد حسینپور نخعی، معلم و فوتبالیست اهل راور در استان کرمان، ۱۸ دی در اعتراضات کرمان با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.
دانیال دیانی، جوان معترض ۲۴ساله در کرمان، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شد.
احسان جعفری، دانشجوی میکروبیولوژی دانشگاه آزاد کرمان، جمعه ۱۹ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی سرکوبگران جمهوری اسلامی زخمی شد و به کما رفت.
او پس از حدود یک ماه جان خود را از دست داد.
مرضیه کمالی (بلوچکاره) ۲۱ ساله، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه آزاد کرمان و اهل عنبرآباد، جمعه ۱۹ دی در شهر کرمان با شلیک عوامل جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
این موارد تنها چند نمونه از کسانی هستند که ۱۸ و ۱۹ دی در کرمان کشته شدند.
همچنین ویدیویی مربوط به غسالخانه کرمان در ۲۱ دی، تشییع پیکرهای جاویدنامان کشتهشده در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی این شهر را نشان میدهد.
نقش پزشکان و بازداشت کادر درمان
عضو کادر درمان ساکن در شهر کرمان در گفتوگو با ایراناینترنشنال ادامه داد: «دستکم ۱۰ پزشک در کرمان بهدلیل کمک به مجروحان بازداشت شدهاند.»
به گفته این فرد مطلع، دکتر امیر شفیعی و دکتر سامان سالاری، تنها افرادی هستند که نامشان تاکنون منتشر شده است.
روایت زن کرمانی؛ خشونتی که ناگهان شعلهور شد
یک زن معترض ساکن کرمان به ایراناینترنشنال گفت که از پنجشنبه ۱۸ دی تا بامداد شنبه ۲۰ دی، شهر زیر پوشش گسترده گاز اشکآور و شلیک قرار گرفت، به طوری که نفس کشیدن برای بسیاری دشوار بود و پنجرهها در تمام مناطق شهر بسته ماند.
صدای شلیک در همه جا شنیده میشد.
به گفته این راوی، پیش از ساعت ۲۰ روز ۱۸ دی، اعتراضات در محلات مختلف پراکنده بود: «در یکی از محلهها، جمعیت عمدتا جوان، متولدین دهه ۸۰ و اواخر ۷۰، شعار میدادند و برخی مغازهداران و ساکنان به آنها پیوستند. پس از حضور ماموران، سنگربندی ایجاد شد و فضای خالی میان مردم و نیروها شکل گرفت.»
این زن در ادامه گفت: «در این فاصله، چند موتورسوار با ابزار مختلف و سلاح، در فضای خالی بین ماموران و مردم ظاهر شدند، شیشههای بانکها و اماکن اداری را شکستند، تابلوهای شهری را تخریب کردند و در امنیت کامل به چند نقطه کوکتل مولوتوف پرتاب کردند. ماموران امنیتی و انتظامی حاضر در آن صحنه اقدامی علیه آنها نکردند و صرفا تماشاگر بودند. اما پس از خروج بدون دغدغه آن موتورسوارها، حمله به مردم را آغاز کردند و میدان درگیری به سرعت مثل صحنه جنگ شد.»

روایت این زن کرمانی با برخی شواهد در مورد آغاز خشونت از سوی ماموران امنیتی در لباس معترضان برای توجیه کشتار مردم همخوانی دارد.
پیش از این، علی شکوریراد، فعال سیاسی اصلاحطلب، خبر داد: «نهادهای امنیتی در ایران در هر اعتراضی خشونت تزریق کردهاند تا آن خشونت را بهانه بکنند برای سرکوب .... یکی از روشهای سرکوب اغتشاشات، کشتهسازی از نیروهای خودی است و این کشتهسازی از نیروهای خودی، پروژه اینهاست برای سرکوب. یعنی باید نیروی بسیجی کشته بشود؛ باید نیروی انتظامی کشته بشود؛ مسجد آتش زده بشود؛ امامزاده آتش زده بشود تا بتوان از نظر آنها اغتشاش را سرکوب کرد.»
شکوریراد مدتی پس از این اظهارات، بازداشت شد.
شهر امنیتی و موج مفقودیها
یک وکیل دادگستری ساکن کرمان به ایراناینترنشنال گفت: «کرمان پس از تدفین قاسم سلیمانی به شهری امنیتی تبدیل شد. نسلهای پیشین کرمانی تجربه امنیتی مشابه شهرهایی مانند مشهد، اصفهان یا تهران را نداشتند اما پس از دفن سلیمانی در کرمان، این شهر به یک فضای کاملا امنیتی تبدیل شد. به دلیل فقدان این پیشینه، پس از کشتار دیماه و بازداشتهای گسترده، مردم در کرمان در شوک روانی عمیقی به سر میبرند.»
او اضافه کرد که نگرانی جدی در مورد مفقودیها، به ویژه دختران جوان، وجود دارد: «خانوادهها بهدلیل وجود اخباری مانند تجاوز یا تهدید به تجاوز در زندانها، نام افراد را منتشر نمیکنند و حتی از دوستان و اقوام پنهان میدارند.»
به گفته او، بسیاری از خانوادهها آگاهی کافی از حقوق قانونی ندارند و «متاسفانه به بازجویان بیش از گروههای حقوق بشری یا وکلا اعتماد میکنند».
این وکیل دادگستری افزود: «نهادهای امنیتی با وعده عفو در ۲۲ بهمن، خانوادهها را ساکت کرده بودند. بازداشتیها میان بازداشتگاهها جابهجا میشوند و اطلاع از وضعیت آنها دشوار است. اکنون بسیاری از بازداشتشدگان در هیچ فهرستی قرار ندارند.»

او گفت که تاکنون دستکم برای ۳۰ زندانی کیفرخواست با اتهام «محاربه» صادر شده است. گروهی حدود ۵۰۰ نفره نیز احکامشان صادر شده که اغلب آنها پزشکان، کادر درمان و جوانان هستند. تعداد بیشتری اما هنوز بلاتکلیفاند و وضعیت نامشخصی دارند.
آخرین نبرد از نگاه هر دو طرف
این وکیل دادگستری به ایراناینترنشنال گفت: «هر دو طرف درگیری، یعنی مردم معترض و حکومت، این دوره را آخرین نبرد میدانستند. معترضان برای آزادی و حکومت برای پایان دادن - یکبار برای همیشه - به اعتراضات خیابانی.»
او افزود در چنین شرایطی وضعیت بازداشتشدگان بسیار دشوار است: «به ما خبر رسیده که محاکمه برخی بازداشتیها بهصورت آنلاین و از سوی دادگاههای خارج از استان و احتمالا از سوی تهران برگزار میشود.»
در خصوص بازداشتشدگان، تاکنون گزارشهایی بهصورت عمومی منتشر شده است.
ادیب شهبازپور، شهروند بهائی و فعال شناختهشده تنیس در کرمان، عصر سهشنبه ۳۰ دی بازداشت شد.
شکیلا قاسمی، دیگر شهروند بهائی نیز در این شهر بازداشت شده است.
پیوند نعیمی و رژین حسینینژاد، دو شهروند بهائی دیگری هستند که در کرمان بازداشت شدند.
دانشجویان متحد نیز گزارش دادند امیرمحمد سرحدی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، در حال حاضر در بازداشت موقت به سر میبرد.
همچنین محمد محمدیان، دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد کرمان، و علی گیلانی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، به «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور» متهم شدهاند.
شهروند دیگری که در همین پرونده حضور دارد اما تصویری از او در دست نیست، پوریا میرزایی است که با اتهام «افساد فیالارض» مواجه شده است.
پدرام صفرپور، هنرمند ۳۰ ساله در کرمان، دیگر شهروند بازداشتی در کرمان است.
این چند مورد، تنها نمونههایی از موارد متعدد بازداشت شهروندان در کرمان هستند.

نماد حکومت ساختهای که به میدان نبرد بدل شد
کرمان که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر تلاش کرده آن را «شهر قاسم سلیمانی» بنامد، از نقاطی بود که آتش انقلاب ملی در آن شعلهور شد.
مجسمه همان سلیمانی که حکومت تلاش کرد به نماد شهر تبدیلش کند، هدف مردم بود؛ نمادی که به گمان مردم کرمان «اگر سقوط میکرد، به سقوط حکومت میانجامید». نگاهی که شاید ماموران حکومتی نیز به آن باور داشتند، چرا که برای محافظت از آن مجسمه، دهها نفر را به خاک و خون کشیدند.

پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از موج جدید بازداشت دانشآموزان معترض در چند شهر ایران مانند بروجرد، ایذه و رفسنجان است. بر اساس این گزارشها، شماری از نوجوانان بازداشتشده از جمله آرین موفقی ۱۷ ساله، با اتهامات سنگینی از جمله «محاربه» مواجه شدهاند.
آرین، نوجوان ساکن بروجرد استان لرستان، ۱۸دی در اعتراضات شرکت کرد. ماموران ۲۴دی به خانه آنها رفتند و او را بازداشت کردند.
این نوجوان به زندان خرمآباد منتقل شده و با اتهام «محاربه» روبهرو است.
شهروندی از رفسنجان به ایراناینترنشنال گفت دانشآموزی ۱۵ ساله را به دلیل «دفاع از محمدرضا شاه» در مدرسه بازداشت کردند.
این دانشآموز دو روز بازداشت بود و بعد از آزادی سکوت کرده و «اصلا در خانه صحبت نمیکند».
بر اساس گزارشها، در روزهای اخیر نیروهای بسیج به یک مدرسه پسرانه دولتی در ایذه رفته و دستکم دو دانشآموز را با خود بردهاند.
از شمار کودکان و نوجوانان بازداشتی آماری در دست نیست. اما پیشتر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران اعلام کرده بود در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدهاند.

فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان در سخنرانی افتتاحیه کنفرانس امنیتی مونیخ گفت که با رییسجمهور فرانسه، درباره ایجاد یک بازدارندگی هستهای مشترک اروپایی گفتوگو میکند و از اروپا خواست روابط خود با آمریکا را بازسازی کند.
او افزود: «ما این کار را با کنار گذاشتن ناتو انجام نمیدهیم. این کار را با ساختن یک ستون اروپایی قدرتمند و خوداتکا در درون این ائتلاف انجام میدهیم.»
ویدیوی رسیده نشان میدهد که مراسم چهلم جاویدنام فاطمه عبداللهی ۲۴ بهمن در بهشت زهرای تهران برگزار شد.
این جاویدنام ۱۹ دی در تهرانپارس با شلیک گلوله جنگی از پشت و اصابت آن به سینه در سن ۴۳ سالگی جان خود را از دست داد.
بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، در هفتههای اخیر گروههایی از فرماندهان سپاه و مقامهای دولتی استان گلستان در قالب هیاتهای شش تا ۱۰ نفره و همراه با کارتهای هدیه پنج میلیون تومانی به منازل برخی کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان در گرگان مراجعه کردهاند.
در این دیدارها ضمن ارائه روایت رسمی حکومت از حوادث و هشدار به خانوادهها درباره اطلاعرسانی، در پایان پوشهای حاوی «لوح تقدیر» و یک یا دو کارت هدیه بانکی به خانوادهها داده یا در منزلشان جا گذاشته شده است.
این لوحها که گفته میشود به نام مسئولان بنیاد شهید صادر شدهاند، فاقد شماره، تاریخ و مهر رسمی هستند و اشارهای به جزئیات حادثه یا مرجع صدور حکم «شهید» ندارند.
بر اساس این پیامها، بسیاری از خانوادهها این اقدام را تحقیرآمیز دانسته و آن را تلاشی برای تطمیع، مهار اعتراضها و جلوگیری از پیگیری حقوقی درباره نحوه کشتهشدن فرزندانشان ارزیابی کردهاند.





