در چهلوششمین روز انقلاب ملی ایرانیان، همزمان با برگزاری مراسم حکومتی ۲۲ بهمن، تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی علیه معترضان و آمریکا تشدید شد، گزارشهایی از راستیآزمایی جانباختن حدود ۲۰۰ دانشآموز منتشر شد و تحرکات دیپلماتیک و نظامی پیرامون ایران در منطقه و غرب ادامه یافت.
محمد داوری، سخنگوی سازمان معلمان ایران، به دیدهبان ایران گفت آمار رسمی از تعداد معلمان و دانشآموزان بازداشتشده منتشر نشده و حدود ۲۰۰ دانشآموز جانباخته راستیآزمایی شده است.
او تاکید کرد میزان بازداشت دانشآموزان و معلمان بالاست و بر اساس پژوهشی درباره حضور در تجمعات، پس از مشاغل آزاد، دانشآموزان بیشترین فراوانی را داشتهاند و به همان نسبت آمار جانباختگان، مجروحان و بازداشتشدگان نیز بالاست.
داوری گفت برخی مسئولان وجود هرگونه آمار را انکار میکنند اما کانون صنفی معلمان این موضوع را پیگیری کرده است. او جو مدارس را از نظر روانی و اجتماعی به شدت متشنج توصیف کرد و افزود در ساختار آموزش و پرورش روانپزشک وجود ندارد و بیش از ۷۰ درصد مدارس فاقد مشاور هستند.
جزییات کامل حوادث این روز را اینجا بخوانید.

گروه مالی ئیبیسی (EBC) در تحلیلی در مورد ریسک بازار نفت در سال ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی را بازیگر اصلی در دو ریسک مختلف معرفی میکند. ئیبیسی میگوید خطرات بازار نفت در ۲۰۲۶ نه فقط تنگه هرمز، وضعیت مبهم یا مثلا انسداد آن است، که مازاد عرضه و انبوه نفت شناور ایران هم است.
این دو عامل بازار را میان سناریوی کمبود و مازاد، معلق نگه میدارد و نوسان را بالا میبرد، بیآنکه بهای نفت به سطحی از پایداری برسد.
به گفته این گروه مالی انبوه بیسابقه نفت ایران که جمهوری اسلامی روی دریا برده و منتظر است تا شاید چین بخرد، یک وضعیت خاکستری و مبهم در بازار ایجاد میکند.
بازار جهانی نفت در آغاز سال ۲۰۲۶ با وضعیتی پیچیده و دوگانه روبهروست؛ از یکسو تنگه هرمز بهعنوان گذرگاهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند همچنان در معرض تنشهای ژئوپلیتیک قرار دارد و از سوی دیگر، ایران حجم بیسابقهای از نفت خام خود را بهصورت ذخایر شناور روی نفتکشها انباشته کرده است. این ترکیب کمسابقه، به گفته تحلیلگران، یکی از مهمترین ریسکهای بازار نفت در سال جاری را شکل داده است.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز عبور کرده که معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی است. این بدان معناست که از هر پنج بشکه نفت مصرفی در جهان، یک بشکه از این آبراه ۳۳ کیلومتری میان عمان و ایران میگذرد. در چنین شرایطی، حتی انتشار یک خبر درباره احتمال اختلال در این مسیر میتواند پیش از هرگونه کاهش واقعی عرضه، بازار معاملات آتی نفت را دستخوش تغییر کند و قیمت برنت را جابهجا سازد.
همزمان، گزارشها نشان میدهد ایران بین ۱۶۶ تا ۱۷۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات را روی نفتکشها نگهداری میکند؛ رقمی معادل حدود ۵۰ روز تولید این کشور. تقریباً نیمی از این ذخایر شناور در نزدیکی سنگاپور و مالزی مستقر شدهاند؛ مناطقی که به هاب اصلی انتقال کشتیبهکشتی تبدیل شدهاند. این پدیده که معاملهگران از آن با عنوان «نفت روی آب» یاد میکنند، الگوی سنتی قیمتگذاری ریسک را مختل کرده است. این بشکهها نه کاملاً از بازار حذف شدهاند و نه در دسترس فوری هستند؛ ممکن است ناگهان تخلیه شوند و عرضه را افزایش دهند یا برای ماهها روی آب باقی بمانند و عملاً از تراز جهانی کنار گذاشته شوند. همین ابهام، نوسان قیمتها را تشدید کرده است.
به نوشته گروه مالی ئیبیسی، سرنوشت این ذخایر عمدتاً به چین وابسته است. طبق دادههای کلپر، چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری کرده و میانگین واردات آن حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز بوده است. پالایشگاههای مستقل موسوم به «تیپات» در استان شاندونگ، خریداران اصلی نفت تخفیفدار ایران هستند؛ نفتی که گاه با بیش از ۴ دلار تخفیف نسبت به برنت معامله میشود. با این حال، توان خرید این پالایشگاهها به سهمیههای وارداتی، دسترسی به تامین مالی و ملاحظات تحریمی وابسته است. گزارشها در اوایل فوریه ۲۰۲۶ حاکی از آن بود که ذخایر شناور ایران در آسیا از ۴۶.۲۵ میلیون بشکه به ۴۱.۷۲ میلیون بشکه کاهش یافته که نشان میدهد بخشی از این نفتها تخلیه شدهاند. اما تحلیلگران هشدار میدهند که «دروازه چین» میتواند بهسرعت بسته شود؛ بهویژه در صورت پایان سهمیهها یا افزایش فشارهای نظارتی.
در کنار این متغیرها، رفتار کشتیرانی نیز بهعنوان شاخصی زودهنگام از تنش بازار مطرح است. در ژانویه ۲۰۲۶ گزارش شد دهها کشتی در خارج از محدوده بنادر ایران لنگر انداختهاند؛ تاخیری که مستقیماً در منحنی قیمتها منعکس میشود. همچنین افزایش تعداد نفتکشهای مرتبط با ایران در اطراف سنگاپور و مالزی نشانهای از ازدحام در سیستم حملونقل و انتظار برای یافتن خریدار یا انجام انتقالهای کشتیبهکشتی تلقی میشود.
به نوشته گروه مالی ئیبیسی، با وجود این ریسکهای ژئوپلیتیک، چشمانداز پایه EIA نسبتاً کاهشی است. این نهاد پیشبینی کرده میانگین قیمت برنت در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۶ دلار در هر بشکه باشد، زیرا انتظار میرود تولید جهانی از تقاضا پیشی بگیرد و موجودیها روزانه بهطور متوسط ۲.۸ میلیون بشکه افزایش یابد. در چنین بازاری که موجودیها رو به رشد است، تداوم «پریمیوم ترس» دشوار خواهد بود؛ مگر آنکه اختلال واقعی و پایدار در عرضه رخ دهد.
بر اساس سناریوهای مطرحشده، اگر تنشها تشدید شود و ریسک عرضه معتبر به نظر برسد، قیمتها میتواند به محدوده بالای ۷۰ دلار برسد. اما در صورت کاهش تنش و تخلیه تدریجی ذخایر شناور ایران، برنت ممکن است به محدوده بالای ۵۰ تا میانه ۶۰ دلار بازگردد؛ سطحی نزدیک به پیشبینی پایه. تنها در صورت وقوع اختلال واقعی در تنگه هرمز یا توقف جدی صادرات ایران، امکان جهش قیمت به ۸۰ دلار یا بالاتر وجود دارد.
در مجموع، ترکیب «ریسک هرمز» و «ذخایر شناور ایران» بازاری را شکل داده که هم سناریوی کمبود عرضه و هم مازاد عرضه در آن همزمان محتمل است. همین ابهام ساختاری، نوسانپذیری بالا و حساسیت شدید بازار نفت در سال ۲۰۲۶ را توضیح میدهد؛ بازاری که بیش از هر زمان دیگری به تحولات صادرات ایران و امنیت تنگه هرمز چشم دوخته است.
مارک لوین، روزنامهنگار و تحلیلگر آمریکایی در مصاحبه با کانال ۱۴ اسرائیل گفت: «فکر نمیکنم آمریکا حدود یکسوم نیروی دریایی خود را در خاورمیانه مستقر کرده باشد فقط برای اهرم فشار. به گمان من، در حال آمادهسازی برای یک اقدام بزرگ هستیم.»
او اضافه کرد: «اگر این نسل در آمریکا اقدام نکند، نسلهای بعدی مجبور خواهند شد؛ آن هم در شرایطی که ایران ممکن است هزاران موشک بالستیک در اختیار داشته باشد. این فرصت را نباید از دست داد.»
لوین خطاب به علی خامنهای گفت: «برای گرفتن تو میآییم. روزهایت شمرده شده است. بهتر است پنهان شوی، اما ما به سراغت خواهیم آمد.»

وزیر اطلاعرسانی لبنان اعلام کرد دولت این کشور هفته آینده درباره نحوه اجرای مرحله دوم طرح گسترش حاکمیت دولت و قرار دادن تمامی سلاحها تحت کنترل دولت در مناطق شمال رود لیتانی تصمیمگیری خواهد کرد.
به گزارش رویترز، پل مورکوس، وزیر اطلاعرسانی لبنان، روز چهارشنبه در گفتوگو با خبرنگاران در جریان سفرش به کویت گفت این تصمیم بر اساس گزارشی خواهد بود که ارتش لبنان درباره نیازها و توانمندیهای خود ارائه میکند.
ارتش لبنان در ماه ژانویه اعلام کرده بود که کنترل عملیاتی منطقه میان رود لیتانی و مرز اسرائیل را در دست گرفته است. کابینه دولت لبنان نیز از ارتش خواسته بود در اوایل فوریه درباره چگونگی پیشبرد روند خلع سلاح در سایر مناطق کشور توضیح دهد.
مورکوس گفت: «مرحله نخست در جنوب رود لیتانی تکمیل شده است. هفته آینده دولت با توجه به آنچه فرمانده ارتش از نظر نیازها و توانمندیها مطرح میکند، درباره مرحله دوم تصمیم خواهد گرفت تا بر اساس آن توضیحات اقدام کنیم.»
لبنان در راستای توافق آتشبسی که در نوامبر ۲۰۲۴ با میانجیگری آمریکا و برای پایان دادن به جنگ میان اسرائیل و گروه شیعه حزبالله، که مورد حمایت حکومت ایران است، حاصل شد، در تلاش است تمامی سلاحها را تحت کنترل دولت قرار دهد.
مورکوس احتمال هرگونه رویارویی میان ارتش لبنان و حزبالله را رد کرد و گفت هدف «گسترش حاکمیت دولت و تحقق ثبات» است و «تا جایی که این اهداف بتوانند بهصورت مشترک محقق شوند، پیش خواهیم رفت.»
از زمان پایان جنگ با حزبالله، اسرائیل بهطور منظم حملاتی را در لبنان انجام داده که بنا بر آمار منابع امنیتی لبنانی، از زمان آتشبس تاکنون حدود ۴۰۰ کشته برجای گذاشته است.
اسرائیل حزبالله را متهم کرده که در نقض توافق آتشبس در پی تجدید تسلیح خود است؛ اتهامی که به نوشته رویترز، حزبالله آن را رد کرده و میگوید به آتشبس در جنوب لبنان پایبند بوده است.
حزبالله یکی از مهمترین گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه محسوب میشود و حکومت ایران طی سالهای گذشته حمایت مالی و تسلیحاتی گستردهای از این گروه به عمل آورده است.
این سیاست با واکنش منفی گستردهای در داخل ایران مواجه شده و شهروندان زیادی که با وخامت شرایط اقتصادی و بحران شدید معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، حمایت تهران از گروههای نیابتی، از جمله حزبالله، حماس و حوثیهای یمن، را بهشدت مورد انتقاد قرار دادهاند.
شبکه کان اسرائیل اول دی از موافقت جمهوری اسلامی با پرداخت یک میلیارد دلار به حزبالله خبر داد.

پس از انتقادها به نامه تبریک آنتونیو گوترش به مسعود پزشکیان به مناسبت ۲۲ بهمن، سازمان ملل اعلام کرد این پیام در چارچوب «روالی استاندارد» و از قبل تعیین شده ارسال شده است.
استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل، به ایراناینترنشنال گفت نامه تبریک دبیرکل به مناسبت روز ملی که تاریخ آن از سوی دولتهای عضو تعیین میشود در چارچوب رویهای ارسال شده که دهههاست برای مناسبتهای ملی کشورهای عضو سازمان ملل اجرا میشود.
بر اساس توضیح دفتر سخنگو، این پیامها از پیش آماده شدهاند و به معنای تایید سیاستهای هیچ دولتی نیستند و نشاندهنده تغییر موضع سازمان ملل در قبال هیچ کشور عضوی محسوب نمیشوند.
متن کامل را اینجا بخوانید

روزنامه هاآرتص در تحلیلی از دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نوشت نشست سهساعته دو رهبر در کاخ سفید بیش از آنکه به تصمیمی مشخص درباره ایران یا غزه منجر شود، تلاشی برای نمایش یک جبهه متحد بود؛ آن هم در شرایطی که اختلافات راهبردی میان دو طرف همچنان پابرجاست.
به گزارش هاآرتص، رییس جمهوری آمریکا پس از این دیدار اعلام کرد «هیچ چیز قطعی» حاصل نشده است؛ عبارتی که بهگفته تحلیلگر این روزنامه، نشاندهنده فاصله میان انتظارات و واقعیت مذاکرات بود. با وجود نمایش همبستگی، در زیر سطح اختلافهایی جدی درباره ماهیت هرگونه توافق احتمالی با حکومت ایران وجود دارد. نخستوزیر اسرائیل بهطور صریح تاکید کرده که هر توافقی باید شامل محدودیتهای سختگیرانه بر برنامه موشکهای بالستیک حکومت ایران باشد، در حالی که موضع دولت ترامپ در این باره متناقض توصیف شده است.
بر اساس این گزارش، سیاست آمریکا درباره ایران «نوسانی» بوده است؛ بهگونهای که ترامپ گاه بر لزوم توافقی جامع شامل برنامه موشکی، قطع حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای و نحوه برخورد تهران با معترضان داخلی تاکید میکند، اما در مواردی دیگر از کفایت توافقی محدود به برنامه هستهای سخن گفته است. این دوگانگی حتی در درون دولت آمریکا نیز دیده میشود و مقامهایی مانند مارکو روبیو و جیدی ونس مواضعی متفاوت بیان کردهاند.
هاآرتص همچنین نوشت که هر دو رهبر منافع مشترکی در حفظ روابط نزدیک دارند؛ نتانیاهو با انتخابات پیشروی کنست روبهروست و ترامپ نیز در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا قرار دارد. از این رو، بهنظر میرسد هر دو ترجیح دادهاند از ایجاد تنش علنی میان خود پرهیز کنند.
بهنوشته این روزنامه، اگرچه ترامپ در گذشته گزینه اقدام نظامی علیه ایران را مطرح کرده بود، اکنون بهنظر میرسد تمایل بیشتری به راهحل دیپلماتیک دارد؛ مسیری که میتواند بدون ورود به جنگی گسترده، دستاوردی سیاسی برای او رقم بزند. در مقابل، نتانیاهو تلاش دارد گزینه اقدام نظامی علیه ایران همچنان روی میز باقی بماند، بیآنکه چنین جلوه کند که اسرائیل آمریکا را به این سمت سوق میدهد.
هاآرتص در پایان نتیجه میگیرد که ترامپ و نتانیاهو بار دیگر حفظ ظاهر اتحاد و ملاحظات سیاسی داخلی را بر اتخاذ تصمیمی قاطع درباره ایران ترجیح دادهاند؛ اما پرسش اینجاست که این موازنه شکننده تا چه زمانی قابل دوام خواهد بود.






