کابینه امنیتی اسرائیل قرار است بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶ بهمن تشکیل جلسه بدهد. به نوشته تایمز اسرائیل، اطلاع رسانی کوتاه به وزرا درباره چنین جلسهای غیرمعمول است. به نوشته این رسانه، موضوع جلسه به وزرا اطلاع داده نشده است.

بنیاد نرگس، وابسته به نرگس محمدی، در پنجاه و پنجمین روز بازداشت او اعلام کرد که این برنده جایزه صلح نوبل اعتصاب غذا کرده است.
در بیانیه این بنیاد به نقل از «اطلاعات موثق» نوشته شده که محمدی از دوشنبه ۱۳ بهمن «در اعتراض به تداوم حبس، نحوه و شرایط بازداشت و همچنین محرومیت از حق تماس و ملاقات، دست به اعتصاب غذا زده است.»
بنیاد نرگس با تاکید بر اینکه وضعیت سلامت محمدی «بهشدت نگرانکننده است»، اضافه کرد: «نرگس محمدی به دلیل سابقه حملات قلبی، فشار خون بالا و مشکلات حاد دیسک کمر، نیازمند مراقبتهای تخصصی و مداوم پزشکی است.»
در این بیانیه به نقل از خانواده محمدی هشدار داده شده است که «محرومیت از رسیدگیهای پزشکی و نقض حق درمان، نه تنها مصداق بارز نقض موازین بینالمللی است، بلکه با توجه به دردهای قفسه سینه و پیشینه بیماریهای قلبی وی، میتواند جان این فعال حقوق بشر را با خطری جبرانناپذیر روبرو کند.»
طبق این بیانیه، اعتصاب غذای محمدی در حالی صورت میگیرد که سپیده قلیان و جواد علیکردی، از دیگر بازداشتشدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشر، همچنان در بازداشت موقت به سر میبرند.
بنیاد نرگس همچنین اشاره کرد که خانواده و نزدیکان محمدی «تحت فشارهای مداوم نهادهای امنیتی قرار دارند تا با پیشه کردن سکوت، از هرگونه اطلاعرسانی درباره وضعیت وی خودداری کنند.»
بر اساس بیانیه، این برنده جایزه صلح نوبل از زمان بازداشت خشونتآمیز خود در ۲۱ آذر، تنها یک بار، ۲۳ آذر، تماسی تلفنی و کوتاه با برادرش داشته و از آن زمان تاکنون، بهرغم پیگیریها، از حق برقراری هرگونه تماس با خانواده محروم مانده است.
بنیاد نرگس نوشت که بنا بر اعلام دادستانی، او تنها در صورتی اجازه تماس تلفنی خواهد داشت که «قوانین» مورد نظر مقامهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی را در سخنانش رعایت کند؛ «یعنی تماس، نه حق او، بلکه امتیازی مشروط به سکوت و خودسانسوری تلقی شده است.»
بنیاد تاکید کرد: «این شرطگذاری بر حق ارتباط با خانواده و اطلاعرسانی درباره وضعیت خود، مصداق فشار و محدودسازی غیرقانونی یک زندانی است.»
بر اساس این گزارش، محمدی این شرط را نپذیرفته و گفته است تحت چنین محدودیتهایی تماس نخواهد گرفت.
بازداشت نرگس محمدی و دهها نفر از فعالان مدنی و سیاسی ۲۱ آذر، در مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشری، در مشهد صورت گرفت.
چند نفر از بازداشتشدگان مانندعالیه مطلبزاده و پوران ناظمی با قید وثیقه و به طور موقت برای درمان بیماریهایشان آزاد شدهاند.
بازداشت فعالان مدنی و سیاسی در مراسم علیکردی، انتقادهای زیادی را در جهان به همراه داشته است.
پت فالون، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، با انتشار پیامی در شبکه ایکس نوشت: «رژیم ایران بزرگترین عامل ایجاد آشوب، مرگ و بیثباتی در خاورمیانه است.»
او اضافه کرد: «مردم ایران شایسته رهایی از سرکوب آیت الله هستند.»

در زمستانی که خیابانهای ایران به صحنه ایستادگی بدل شد و شمار کشتهشدگان از هر موج اعتراضی پیشین فراتر رفت، ایران دیگر در حاشیه خبرها نماند.
تداوم حضور مردم، قتلعام رژیم جمهوری اسلامی و شکستن سکوت تحمیلی حکومت از سوی مردم، رسانههای جهان را واداشت از روایتهای گذرا عبور کنند و به همراهی آشکار با مبارزه مردم ایران برسند؛ جایی که ایران از یک خبر منطقهای به مسالهای جهانی تبدیل شد.
تا همین یک ماه پیش بود که خبرهای ایران در رسانههای بینالمللی، حتی در بزنگاههای مهم، اغلب در اندازههای خبر و یا تحلیل سیاسی و در کنار دیگر تحولات جهانی منتشر میشد. ایران معمولا یکی از چند خبر خاورمیانهای بود؛ گاه ذیل پرونده هستهای، گاه در حاشیه تنشهای منطقهای یا رقابت قدرتها. در واقع توجه رسانهای به ایران، مقطعی و وابسته به رویداد بود.
اما زمستان ۱۴۰۴ این الگو را شکست. تداوم حضور مردم در خیابانها، عبور اعتراضها از مطالبات اقتصادی به خواست صریح تغییر حکومت، و از همه مهمتر کشتاری با ابعادی کمسابقه، که بیش از سیهزار ایرانی به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسیدن، ایران را از حاشیه به متن رسانههای جهانی کشاند.

آنچه امروز دیده میشود، صرفا پوشش یک بحران نیست؛ بلکه بازتاب حساس شدن وجدان رسانهای جهان نسبت به مبارزه مردم ایران است. این توجه، بیش از آنکه محصول شوک باشد، نتیجه استمرار است: استمرار اعتراض، استمرار هزینه دادن، و استمرار روایتهایی که دیگر قابل پنهانکردن نبودند و بدون شک بازیگر اصلی آن مردم ایران بودند.
حالا کافی است سری به رسانههای غیر فارسی بزنید، رسانههای جریان اصلی جهان، از آمریکا تا اروپا تا آسیا اکنون ایران را نه فقط بهعنوان یک خبر، بلکه بهمثابه یک لحظه تاریخی روایت میکنند.
در ایالات متحده، تمرکز رسانهها عمدتا بر مقیاس کشتار، آمار قربانیان و مسئولیت ساختار قدرت بوده است. «واشینگتنپست» در گزارشی با عنوان «کشتار معترضان در ایران به سطحی کمسابقه رسیده است» تلاش میکند سرکوب ایران را در یک چارچوب تطبیقی قرار دهد؛ در کنار تیانآنمن چین، حما در سوریه و دیگر نمونههای بزرگ سرکوب دولتی. این روزنامه نشان میدهد که آنچه ایران را متمایز میکند، صرفا تعداد قربانیان نیست، بلکه گستره جغرافیایی و همزمانی خشونت در سراسر کشور است.
«نیویورک تایمز» با مقاله تحلیلی «در شمارش کشتهشدگان ایران، تصویری از خشونت عریان» پا را فراتر میگذارد و نشان میدهد نبرد بر سر اعداد، خود بخشی از نبرد مشروعیت است. این مقاله یادآوری میکند که حتی پایینترین برآوردها نیز از توسل حکومت به سطحی از خشونت حکایت دارد که در دهههای اخیر کمسابقه است؛ خشونتی که نه برای مهار بحران، بلکه برای بقا به کار گرفته شده است.
در سوی دیگر طیف رسانهای آمریکا، «فاکس نیوز» با گزارش «اسناد فاششده، طرح مرگبار محرمانه خامنهای برای سرکوب اعتراضهای ایران را افشا میکند» بر وجه امنیتی ماجرا دست میگذارد. این روایت، سرکوب را نه واکنشی آنی، بلکه اجرای برنامهای از پیش طراحیشده معرفی میکند؛ برنامهای که پس از اعتراضهای سالهای گذشته تدوین شده و در خیزش ۱۴۰۴ بهطور کامل به اجرا درآمده است.

در مقابل این نگاههای دادهمحور و امنیتی، «ایبیسی نیوز» زاویهای انسانیتر انتخاب کرده است. گزارش این شبکه با عنوان «در حالی که ایران به دنبال گفتوگو با آمریکا است، خانوادههای کشتهشدگان و ناپدیدشدگان از نقض حقوق بشر میگویند» تضادی عمیق را به تصویر میکشد: دیپلماسی در بالا، و سوگ حلنشده در پایین. روایت مادران، خانوادهها، شاهدان عینی و جستوجوی اجساد، سیاست را از سطح بیانیهها به سطح زندگی روزمره میکشاند.
در اروپا، تمرکز رسانهها بیشتر بر بدن ایرانیان تیر خورده معترضی که بر روی هم تلنبار شده، خیابان و تجربه زیسته خشونت است. «تلگراف» در گزارشی با عنوان «با مسلسل مردم را درو کردند؛ کشتار مورد تایید حکومت در ایران چگونه رقم خورد» تصویری شوکآور از تغییر تاکتیک حکومت ارائه میدهد. این گزارش از عبور نیروهای امنیتی از منطق کنترل جمعیت به منطق عملیات نظامی علیه غیرنظامیان میگوید؛ از استفاده از سلاحهای سنگین تا قتل در بازداشت و دشواری تحویل اجساد به خانوادهها.
«گاردین» اما مسیری متفاوت را دنبال میکند. این روزنامه در مقالهای که به آیینهای تدفین و سوگواری میپردازد، نشان میدهد چگونه رقص، آواز و تجمع بر مزار کشتهشدگان به کنشی سیاسی بدل شده است. در این روایت، حتی مرگ نیز از کنترل حکومت خارج میشود و به زبان مقاومت تبدیل میگردد؛ جایی که بدن و حافظه جمعی، جایگزین شعار میشوند.

در سطحی نمادینتر، «تایم» با اختصاص جلد خود به ایران و انتشار مجموعهای از مقالات با قلم پنج نویسنده ایرانی، خیزش ۲۰۲۶ را نه یک بحران مقطعی، بلکه مسالهای اخلاقی و تاریخی برای جهان معرفی میکند. تیتر «بعد از آیتاله» بیانگر این نگاه است: ایران بهعنوان نقطهای که گذشته و آینده به هم رسیدهاند و این رسانه با روایت پنج نویسنده ایرانی از فردایی بدون جمهوری اسلامی میگوید.
اگر این روایتها را کنار هم بگذاریم، تصویری روشن شکل میگیرد. رسانههای آمریکایی بیشتر بر آمار، اسناد و مسئولیت سیاسی تمرکز دارند؛ رسانههای اروپایی بر حضور، مقاومت و کشتار حاکمیت و فرهنگ مقاومت. این دو رویکرد مکمل یکدیگرند و در کنار هم تصویری میسازند که دیگر قابل انکار نیست.
ایران امروز فقط موضوع سیاست خاورمیانه نیست. آنچه توجه جهان را برانگیخته، ایستادگی مردمی است که با وجود کشتار، میدان را ترک نکردهاند. همین تداوم حضور، همین هزینه انسانی، و همین شکستن روایت رسمی قدرت، باعث شده رسانههای جهان در حال ثبت و بازتاب انقلاب مردمی ایرانیان باشند. چیزی که در بسیاری از رسانههای غیر فارسی و جریان اصلی جهان دیده میشود نه فقط یک روایت در چهارچوب کی، کجا و چگونه خوانده میشود بلکه یک باور جهانی در واقعهای انسانی است. روایتی که همه چشمها به بازیگران این روایت دوخته شده: مردم ایران!

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی در شبکه ایکس نوشت «انقلاب ملی شیروخورشید» نماد همصدایی و همبستگی ایرانیان است و مردم ایران با وجود تلاش جمهوری اسلامی برای تفرقه، هوشیارانه و میهنپرستانه، در سراسر کشور با صدایی واحد و زیر یک پرچم، بر اتحاد ملی خود تاکید کردهاند.
شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «به هممیهنان دلیرم در ایران؛ انقلاب ملی باشکوه ما، انقلاب شیروخورشید، حماسهای بینظیر از همصدایی، همدلی و همبستگی ملی است. شما هوشیارانه و میهنپرستانه در جایجای ایران فریاد زدهاید که یک ملت بزرگ و متحد با یک پرچم هستید.»
او افزود: «نشان دادهاید که فارغ از اینکه از کدام شهر و استان هستیم، به چه زبان و گویشی سخن میگوییم و چه باور و مذهبی داریم یا نداریم، همه ایرانی هستیم و مصمم به بازپسگیری میهن عزیزمان.»
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «شما دلاورانه در خیابانهای سراسر ایران، زیر رگبار گلوله، گفتید چه نمیخواهید و فریاد زدید چه میخواهید. شجاعت شما پایههای این رژیم اشغالگر را لرزانده، صدای شما جهان را بیدار کرده و فداکاری شما بیثمر نخواهد ماند. ایران آزاد خواهد شد.»

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی به مردم ایران، انقلاب شیروخورشید را «حماسهای بینظیر از همصدایی، همدلی و همبستگی ملی» دانست.
شاهزاده رضا پهلوی در این پیام که چهارشنبه ۱۵ بهمن منتشر شد، نوشت: «برخلاف تلاش جمهوری اسلامی و همپیمانانش برای ایجاد تفرقه و انحراف، شما هوشیارانه و میهنپرستانه، با صدایی واحد، در جایجای ایران فریاد زدهاید که یک ملت بزرگ و متحدید با یک پرچم.»
او افزود: «نشان دادهاید که ما فارغ از اینکه از کدام شهر و استان ایران هستیم، به چه گویش و زبانی صحبت میکنیم، چه مذهب و باوری داریم یا نداریم، همه ایرانی هستیم و مصمم به بازپسگیری میهن عزیزمان.»
شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «دلاورانه در خیابانهای سراسر ایران -تاکید میکنم: سراسر ایران- زیر رگبار گلوله گفتید که چه نمیخواهید و فریاد زدید چه میخواهید» و اضافه کرد: «شجاعت شما پایههای این رژیم اشغالگر را لرزانده است. صدای شما جهان را بیدار کرده است. فداکاری و جانفشانی شما بیثمر نخواهد ماند. ایران آزاد خواهد شد.»
او همچنین خطاب به «همه آنان که میخواهند در این مسیر همراه ما باشند»، نوشت: «صدای ملت بزرگ و متحد ایران را بشنوید. آغوش انقلاب شیر و خورشید به روی آنانی که چهار اصل حفظ تمامیت ارضی ایران، آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در پیشگاه قانون، دموکراسی سکولار بر پایه جدایی دین از دولت، و حق مردم در انتخاب آزادانه نوع حکومت را قبول دارند، گشوده است.»
شاهزاده رضا پهلوی با گرامیداشت «یاد جاویدنامان دلیرمان، زنان و مردان جانفدای وطن»، تاکید کرد: «خانوادهها و دوستانشان مطمئن باشند که محاکمه و مجازات آمران و عاملان این کشتار، و اجرای عدالت قطعی است.»
او در پایان پیام خود نوشت: «امروز که از همیشه متحدتر و به آزادی و دموکراسی نزدیکتریم، قول میدهم که از اعتماد و اتحاد شما با تمام وجود محافظت خواهم کرد. ما با هم ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.»
پیش از این، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به ایرانیان خارج از کشور دوشنبه ۱۳ بهمن نوشت که ۱۴ فوریه، ۲۵ بهمن، «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران است؛ روزی برای حضور در خیابانها با هدف واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی و فوری در حمایت از ملت ایران.
او با اشاره به سرکوب گسترده در ایران تاکید کرد جمهوری اسلامی با «کشتار و خشونت افسارگسیخته» کوشیده اراده ملت ایران را در هم بشکند، اما در این مسیر شکست خورده است.
به گفته شاهزاده رضا پهلوی، این حکومت با کشتار دهها هزار ایرانی و قطع اینترنت تلاش کرده جنایتهای خود را پنهان کند، با این حال مردم ایران همچنان در برابر گلولهها ایستادهاند و خواست آزادی و عشق به میهن را فریاد میزنند.
او با تاکید بر پایان یافتن «دوران ترس» و نزدیک بودن «دوران آزادی»، از همه کسانی که به آزادی ایران باور دارند خواست روز شنبه ۱۴ فوریه در همبستگی با مردم ایران به پا خیزند.
شاهزاده رضا پهلوی افزود همبستگی جهانی اهمیت تعیینکننده دارد و زمانی که مردم متحد بایستند، دولتها ناچار به شنیدن خواهند شد.
در این ارتباط هم روزنامه آلمانی بیلد سهشنبه ۱۴ بهمن گزارش داد که کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان مهمان دعوت کرده است.
یک افسر پلیس به بیلد گفت: «انتظار داریم که او بهعنوان سخنران در تظاهرات نیز حضور داشته باشد. توجه افکار عمومی جهان در آن آخرهفته کاملاً به مونیخ معطوف خواهد بود.»
پلیس شهر مونیخ پیشبینی کرده است که ۱۴ فوریه، ۲۵ بهمن، حدود ۱۰۰ هزار نفر در یک تظاهرات بزرگ علیه حکومت جمهوری اسلامی شرکت کنند. این تجمع همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ خواهد بود.





