محمد نوریزاد: تهدید به مرگ و خشونت دیگر نمیتواند مردم را بترساند
محمد نوریزاد، نویسنده، فیلمساز و زندانی سیاسی، در پیامی صوتی که چهارشنبه هشتم بهمن از بند ۷ زندان اوین منتشر شد، اعلام کرد سیاست سرکوب و کشتار جمهوری اسلامی دیگر قادر به ترساندن مردم نیست.
او گفت تهدید به اعدام، قتل و خشونت سالهاست اثر خود را از دست داده، چرا که مردم ایران با مرگ، خون و آتش خو گرفتهاند.
نوریزاد تاکید کرد حاکمیت برای ادامه غارت، راهی جز کشتن و سوزاندن ندارد، اما مردم برای فروپاشی این ساختار، چارهای جز ایستادگی حتی به بهای جان ندارند. او افزود از دل خاکستر قربانیان، جوانههایی سر برمیآورند که با زبانی تازه، سرنوشت حاکمان را رقم خواهند زد.
این زندانی سیاسی گفت آنچه در پیش است شعار یا تهدید نیست، بلکه سرنوشتی گریزناپذیر برای حاکمیتی است که آبروی ایران و ایرانی را برده و افزود: «ما ایرانیان زندهتر از آنیم که با هزار بار مردن از پا بیفتیم.»
محمد نوریزاد: تهدید به مرگ و خشونت دیگر نمیتواند مردم را بترساند | ایران اینترنشنال
وزارت دادگستری ایالات متحده اعلام کرد کارلایل ریورا، قاتل محکومشده که با نام مستعار «پاپ» شناخته میشود، به دلیل مشارکت در طرح «قتلِ سفارشی» به دستور حکومت ایران علیه مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر، به ۱۵ سال زندان محکوم شده است.
بر اساس بیانیه رسمی وزارت دادگستری آمریکا، ریورا پیشتر در دادگاه فدرال ناحیه جنوبی نیویورک به یک فقره توطئه برای ارتکاب قتلِ سفارشی و یک فقره توطئه برای تعقیب و آزار اعتراف کرده بود و قاضی لوئیس جی. لیمن روز چهارشنبه حکم نهایی را صادر کرد. علاوه بر حبس، ریورای ۵۰ ساله به سه سال آزادی مشروط تحت نظارت نیز محکوم شده است.
جان آیزنبرگ، معاون دادستان کل آمریکا در امور امنیت ملی، در واکنش به این حکم گفت صدور این محکومیت نشان میدهد همدستی با «رژیمی که برای بقا به خشونت و ارعاب متکی است» پیامدهای جدی دارد. او تاکید کرد که وزارت دادگستری به همراه نهادهای امنیتی به تلاش برای شناسایی و خنثیسازی چنین توطئههایی ادامه خواهد داد.
افبیآی نیز اعلام کرد این پرونده نمونهای روشن از تلاش حکومت ایران برای هدف قرار دادن منتقدان خود در خاک ایالات متحده است. دونالد هولستد، معاون بخش ضدتروریسم افبیآی، گفت تلاشهای حکومت ایران برای آسیب رساندن به یک روزنامهنگار ساکن نیویورک ناکام مانده و حکم امروز «پیامی صریح» برای هر فردی است که با دولتهای خارجی علیه ساکنان آمریکا توطئه کند.
به گفته دادستانی آمریکا، این طرح ترور در سال ۲۰۲۴ و به دستور مقامهای ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی شده بود. بر اساس اسناد دادگاه، فرهاد شاکری، که در آن زمان در ایران زندگی میکرد و بهعنوان عامل سپاه معرفی شده، ریورا را با وعده پرداخت ۱۰۰ هزار دلار برای شناسایی و قتل مسیح علینژاد استخدام کرده است.
طبق این گزارش، ریورا برای اجرای نقشه خود یکی از دوستانش به نام جاناتان لودهولت را نیز به همکاری کشاند. آنها با استفاده از پول ارسالشده از سوی شاکری، یک سلاح گرم و تلفنهای یکبارمصرف تهیه کردند و طی چند ماه تلاش کردند محل حضور علینژاد را شناسایی کنند؛ از جمله با تعقیب او در یک برنامه سخنرانی عمومی و زیر نظر گرفتن خانهای در بروکلین که تصور میکردند محل سکونتش است.
دادستانی میگوید ریورا و همدستانش در پیامها و یادداشتهای صوتی، درباره پیشرفت طرح و دشواری دسترسی به علینژاد گفتوگو کرده و حتی به سلاح تهیهشده برای اجرای ترور اشاره کرده بودند. این تلاشها سرانجام در هفتم نوامبر ۲۰۲۴ با بازداشت ریورا ناکام ماند. ماموران در محل سکونت او یک سلاح گرم با شماره سریال مخدوش کشف کردند.
بر اساس اعلام مقامهای آمریکایی، مسیح علینژاد از اهداف اصلی سپاه پاسداران بوده و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی سالهاست به دلیل فعالیتهای او در زمینه حقوق زنان، آزادیهای مدنی و افشای فساد و سرکوب در ایران، در پی ربودن یا کشتن او هستند. پیش از این نیز در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ تلاشهایی برای ربودن علینژاد از آمریکا و انتقال او به ایران صورت گرفته بود و در سال ۲۰۲۲ نیز طرحی دیگر برای ترور او ناکام مانده بود.
در این پرونده، جاناتان لودهولت در ژانویه ۲۰۲۶ به اتهام توطئه برای تعقیب و آزار و توطئه برای پولشویی اعتراف کرده و قرار است حکم او در آوریل ۲۰۲۶ صادر شود. فرهاد شاکری همچنان متواری است.
تحقیقات این پرونده توسط گروه مشترک ضدتروریسم افبیآی در نیویورک با همکاری پلیس نیویورک، وزارت امنیت داخلی و چند نهاد فدرال دیگر انجام شده است.
پیش از این نیز دادگاهی در نیویورک هفتم آبان رفعت امیروف و پولاد عمروف، دو عضو مافیای روس را، که به اتهام طراحی سوءقصد علیه مسیح علینژاد، مجرم شناخته شده بودند، به ۵۰ سال حبس محکوم کرد. هر یک از دو مجرم به ۳۰۰ ماه برابر با ۲۵ سال زندان محکوم شدهاند.
بلومبرگ در گزارشی تحقیقی درباره مجتبی خامنهای، پسر رهبر جمهوری اسلامی، نوشت که او همزمان با تشدید فقر و اعتراضات مرگبار در ایران، طی بیش از یک دهه با شبکهای از شرکتهای پوششی و واسطهها، امپراتوری گستردهای از املاک و سرمایهگذاری در اروپا و خاورمیانه ساخته است.
بلومبرگ در گزارش «بیگتِیک» خود که میگوید یکسال تحقیقات آن زمان برده، مینویسد این شبکه از تهران تا دبی و فرانکفورت امتداد دارد و بخش مهمی از آن به املاک لوکس در لندن گره خورده است؛ از جمله مجموعهای از خانههای گرانقیمت در خیابان «بیشاپس اونیو» در شمال لندن که به «ردیف میلیاردرها» معروف است و برخی از آنها به گفته گزارش عمدتا خالیاند و پشت پرچینهای بلند و دروازههای پوشیده از دید قرار دارند.
«امپراتوری سرمایهگذاری» بدون ثبت مستقیم به نام مجتبی خامنهای به نوشته بلومبرگ و به نقل از افراد مطلع و ارزیابی یک نهاد اطلاعاتی غربی، مجتبی خامنهای ۵۶ ساله، که گفته میشود داراییها را به نام خود ثبت نمیکند، «مستقیما در معاملات نقش داشته» و بخشی از این معاملات دستکم به سال ۲۰۱۱ بازمیگردد.
بلومبرگ نوشته شبکه شرکتها به او امکان داده است با وجود تحریمهای آمریکا در سال ۲۰۱۹، منابع مالی را، به برآورد برخی منابع «در حد میلیاردها دلار»، به بازارهای غربی منتقل کند.
بنا بر این گزارش، اسناد هیچ داراییای را مستقیم به نام مجتبی خامنهای نشان نمیدهد؛ اما بسیاری از خریدها ظاهراً به نام علی انصاری، تاجر ایرانی، ثبت شده است؛ فردی که بریتانیا در اکتبر او را تحریم کرد. به نوشته بلومبرگ، این شبکه شامل املاک ممتاز در چند محله بسیار گرانقیمت لندن (از جمله خرید خانهای به قیمت ۳۳.۷ میلیون پوند در سال ۲۰۱۴)، یک ویلای لوکس در منطقهای که در گزارش از آن با عنوان «بورلیهیلز دبی» یاد شده، و هتلهایی در اروپا از فرانکفورت تا مایورکا است.
بلومبرگ میگوید منابع مالی این معاملات از مسیر حسابهایی در بانکهای بریتانیا، سوئیس، لیختناشتاین و امارات عبور داده شده و بنا به گفته افراد مطلع، منشأ اصلی این پولها «فروش نفت ایران» بوده است.
نقش کلیدی علی انصاری؛ «مرد پولی» شبکه در بخش مفصل دیگری از گزارش، بلومبرگ به نقش علی انصاری میپردازد و مینویسد مقامهای بریتانیایی او را سال گذشته میلادی «بانکدار و تاجر فاسد ایرانی» توصیف کردهاند و تحریمش کردهاند؛ با این استدلال که او از نظر مالی از فعالیتهای سپاه پاسداران حمایت کرده است—نیرویی که به نوشته گزارش، مستقیماً به رهبر جمهوری اسلامی گزارش میدهد و خودِ سپاه نیز از سوی بریتانیا تحریم شده است. در عین حال، بلومبرگ میافزاید انصاری در اتحادیه اروپا یا آمریکا تحت تحریم نیست.
بلومبرگ انصاری را چهره یک شبکه بزرگ اقتصادی در داخل ایران معرفی میکند که پروژه «ایرانمال»، بازارهای عمدهفروشی و بانک خصوصی «آینده» (که در گزارش تاکید شده که در سال ۲۰۲۵ فروپاشید) را در بر میگیرد. به نوشته بلومبرگ، آشنایی انصاری با حلقههای قدرت به سالهای پس از انقلاب و سپس اواخر دهه ۱۳۶۰ بازمیگردد و طبق گفته منابع، او در همان دوره برای نخستینبار با مجتبی خامنهای آشنا شد؛ زمانی که علی خامنهای رییسجمهوری بود.
بلومبرگ به نقل از افراد مطلع مینویسد مجتبی خامنهای در عملیات بانک آینده و پروژه ایرانمال «نقش محوری» داشته و انصاری نیز سهامدار اصلی بانک بوده است. همچنین در گزارش آمده انصاری در مواردی دیدارهای خصوصی با مجتبی خامنهای در خانهای در زعفرانیه داشته و گاهی دفتر بانک آینده برای گفتوگوهای محرمانه استفاده شده است.
شرکتهای واسطه، پیامهای سوئیفت و گذرنامه قبرسی بلومبرگ در ادامه از شبکهای از شرکتها نام میبرد که به گفته گزارش برای عبور پول و پنهانسازی مسیر مالکیت و ذینفع نهایی استفاده شدهاند؛ از جمله شرکتهایی در «سنتکیتس و نویس» و نیز نهادهایی در امارات. در یک نمونه، بلومبرگ میگوید پیامهای سوئیفتی را دیده که نشان میدهد یک شرکت واسطه در امارات از طریق «بانک اسلامی ابوظبی» انتقالهایی به یک شرکت ثبتشده انجام داده است. در گزارش آمده بانک اسلامی ابوظبی گفته تحت نظارت سختگیرانه مقرراتی فعالیت میکند و «نهادهای یادشده» مشتریان این بانک نیستند.
بلومبرگ همچنین مینویسد انصاری در سال ۲۰۱۶ گذرنامه قبرسی گرفته که به او امکان داده حسابها و شرکتهای تازهای در اروپا باز کند و به گفته منابع، پیوندهای سیاسی ایرانیاش کمتر دیده شود. در گزارش آمده مقامهای قبرس بعدتر درباره احتمال لغو تابعیت او گفتوگو کردهاند و وزارت کشور قبرس اعلام کرده پرونده «در دست بررسی» است.
«تناقض با تصویر زهد» و پسزمینه اعتراضات بلومبرگ مینویسد رسانههای رسمی ایران رهبر جمهوری اسلامی و خانوادهاش را با «سبک زندگی ساده و زاهدانه» تصویر میکنند و نشانه روشنی از استفاده این داراییها برای زندگی تجملی ارائه نشده است؛ با این حال، وجود چنین ثروت پنهانی با روایت رسمی «تقوا و سادهزیستی» در تعارض قرار میگیرد—بهویژه در شرایط افزایش فقر و ناآرامیها و اعتراضاتی که به نوشته گزارش، از ابتدای سال جاری به کشتهشدن هزاران نفر انجامیده است.
بلومبرگ همچنین با اشاره به اصطلاح «آقازاده» مینویسد خشم عمومی از فساد و سوءمدیریت اقتصادی، اغلب متوجه فرزندان و نزدیکان نخبگان حاکم میشود که متهماند به پشتوانه ارتباطات خانوادگی ثروتاندوزی کردهاند.
جانشینی رهبر و «ضعف راهبردی تهران» در گزارش بلومبرگ، بحث جانشینی خامنهای نیز در متن شرایطی قرار داده شده که تهران به نوشته این رسانه «از نظر راهبردی» در یکی از ضعیفترین وضعیتهای خود از زمان رسیدن خامنهای به رهبری در سال ۱۳۶۸ قرار گرفته است؛ نتیجه اقتصاد زیر فشار تحریم، حملات نظامی اسرائیل و آمریکا در سال گذشته میلادی، و تضعیف نیروهای نیابتی منطقهای پس از جنگ غزه.
بلومبرگ همچنین به ضعفهای نظام مالی جهانی اشاره میکند—از ثبتهای ناکارآمد درباره «ذینفع واقعی» تا اجرای محدود تحریمها—که به گفته کارشناسان مالی غیرقانونی، میتواند به دوام شبکههای پنهان کمک کند.
واکنشها: تکذیب انصاری و درخواست برای تحریمهای بیشتر بلومبرگ مینویسد انصاری از طریق وکیلش «هرگونه رابطه مالی یا شخصی» با مجتبی خامنهای را بهشدت رد کرده و گفته تحریمهای بریتانیا را به چالش میکشد. به نوشته گزارش، مجتبی خامنهای نیز به درخواستهای اظهارنظر پاسخ نداده است.
در بخش اروپایی پرونده، بلومبرگ از نقش یک وکیل ایرانیتبار بریتانیایی به نام موریس مشعلی در برخی شرکتها و ساختارها یاد میکند. در گزارش آمده مشعلی گفته ارتباطش با انصاری در چارچوب خدمات حقوقی و مشاوره بوده و وکیلش نیز هرگونه ارتباط او با مجتبی خامنهای یا اطلاع از معاملاتی که خامنهای در آن نفعی داشته باشد را رد کرده است.
بلومبرگ از قول بن کاوداک از «شفافیت بینالملل بریتانیا» نقل میکند که سرمایهگذاری نزدیکان رهبران ایران در بریتانیا رو به افزایش است و بازار املاک نباید «صندوق امانات امن» برای حامیان مالی رژیمهای سرکوبگر باشد. همچنین نرگس اسکندری-گرونبرگ، معاون شهردار فرانکفورت، در گفتوگو با بلومبرگ خواستار اقدام قاطعتر آلمان شده و گفته است: «آنها از سیستم ما سوءاستفاده میکنند» و تاکید کرده شرکتها و همکاران صاحبان قدرت باید تحریم شوند.
بلومبرگ در پایان مینویسد یک مقام اروپایی مرتبط با تحقیقات پولشویی هشدار داده که مسدود شدن داراییهای انصاری در بریتانیا ممکن است در صورت گسترش محدودیتها در اروپا، شبکه را به سمت «فروش فوری» داراییها سوق دهد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، گفت هزاران موشک بالستیک جمهوری اسلامی، تهدیدی مستقیم علیه نیروهای آمریکایی و متحدان واشینگتن در منطقه به شمار میرود.
او که چهارشنبه هشتم بهمن در نشستی در کنگره ایالات متحده سخن میگفت، با اشاره به افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه افزود بین ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در هشت یا ۹ پایگاه در خاورمیانه مستقر هستند که همگی در برد «واقعی» هزاران پهپاد انتحاری و موشکهای بالستیک کوتاهبرد جمهوری اسلامی قرار دارند.
روبیو تاکید کرد: «آمریکا باید حداقل توان و قدرت لازم را در منطقه حفظ کند تا اگر جمهوری اسلامی تصمیم به حمله به نیروهای ما بگیرد، بتوانیم از آنها دفاع کنیم.»
به گفته او، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همواره گزینه «دفاع پیشدستانه» را محفوظ نگه میدارد؛ به این معنا که در صورت وجود نشانههای حمله قریبالوقوع، اقدام برای حفاظت از نیروهای آمریکایی انجام خواهد شد.
روبیو با اشاره به تعهدات امنیتی واشینگتن، از جمله در قبال اسرائیل، گفت این تعهدات ایجاب میکند که آمریکا آرایش نظامی مناسبی در منطقه داشته باشد.
او تاکید کرد با وجود فروپاشی اقتصاد ایران، جمهوری اسلامی همچنان منابع گستردهای صرف توسعه توان موشکی خود کرده و «هزاران موشک بالستیک» انباشته است؛ موضوعی که به گفته او، تهدیدی مستقیم علیه نیروهای آمریکایی و متحدان واشینگتن به شمار میرود.
روبیو در بخشی از سخنانش همچنین در توضیح ساختار قدرت در جمهوری اسلامی گفت نظام جمهوری اسلامی میان رهبر، سپاه پاسداران و نهادهای بهاصطلاح انتخابی تقسیم شده است؛ نهادهایی که به گفته او «افرادی هستند که با کتوشلوار در تلویزیون ظاهر میشوند»، اما در نهایت همه تصمیمهایشان باید به تایید علی خامنهای برسد.
او در این مورد که در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی چه پیش خواهد آمد، اشاره کرد: «هیچکس نمیتواند پاسخ سادهای بدهد که اگر رهبر جمهوری اسلامی و کل رژیم سقوط کند، چه اتفاقی میافتد، جز این امید که شاید درون همین ساختار، امکان حرکت به سمت نوعی گذار وجود داشته باشد.»
روبیو گفت: «من تصور میکنم که این حتی بسیار پیچیدهتر از آن چیزی خواهد بود که اکنون توصیف میکنیم، زیرا شما در مورد رژیمی صحبت میکنید که برای مدت زمان بسیار طولانی پابرجاست. بنابراین هرگونه تغییر بنیادین نیازمند تفکر بسیار دقیق است.»
پیش از این، ترامپ با تاکید بر حرکت «یک ناوگان نظامی بزرگ» به سوی ایران، جمهوری اسلامی را تهدید کرده و گفته بود که در صورت عدم توافق، حمله بعدی به ایران «بسیار بدتر» خواهد بود.
او ابراز امیدواری کرده بود که تهران بهسرعت پای میز گفتوگو بیاید و درباره توافقی «عادلانه و منصفانه» مذاکره کند.
ترامپ گفته بود یک ناوگان عظیم با سرعت، قدرت و هدفی مشخص به سوی ایران در حرکت است و این ناوگان از ناوگانی که پیشتر به ونزوئلا اعزام شده بود، بزرگتر است.
به گفته او، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در رأس این ناوگان قرار دارد و این نیرو «در صورت لزوم آماده، مایل و قادر است ماموریت خود را با سرعت و خشونت انجام دهد.»
ترامپ تاکید کرده بود که زمان در حال از دست رفتن است و موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است.
او با اشاره به حمله قبلی آمریکا به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی گفته بود جمهوری اسلامی پیشتر از انجام توافق خودداری کرده و در نتیجه با «ویرانی بزرگی» مواجه شد.
ترامپ هشدار داده بود که حمله بعدی به ایران در صورت تداوم این روند، بهمراتب شدیدتر خواهد بود.
شماری از تشکلها و فعالان سیاسی، مدنی و فرهنگی در ایران در بیانیهها و اظهاراتی جداگانه، با محکومیت قتل عام مردم ایران، خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی شدند و علی خامنهای و ساختار فاسد نظام حاکم بر ایران را مسئول اصلی سرکوبهای گسترده و وضعیت بحرانی کنونی دانستند.
بنیاد نرگس محمدی و ۱۶ فعال مدنی و سیاسی در بیانیهای که چهارشنبه هشتم بهمن منتشر شد، نوشتند مانع اصلی نجات ایران از مهلکه حاضر، شخص خامنهای و نظام استبداد دینی هستند.
نویسندگان این بیانیه خطاب به «مردم شریف، شجاع و داغدار ایران» گفتند که «کشتارِ گسترده و جمعیِ جانبهلبرسیدگانِ حقطلبی که شجاعانه راهی خیابان شدند تا به این نظام نامشروع پایان دهند، یک جنایت سازمانیافته حکومتی علیه بشریت بود.»
این نامه به امضای جعفر پناهی، قربان بهزادیاننژاد، امیرسالار داودی، ویدا ربانی، محمد رسولاف، حسین رزاق، نسرین ستوده، ابوالفضل قدیانی، حاتم قادری، عباس صادقی، منظر ضرابی، بنیاد نرگس، مهدی محمودیان، سعید مدنی، عبدالله مومنی، محمد نجفی، صدیقه وسمقی رسیده است.
امضاکنندگان نامه تاکید کردند: «شلیک مستقیم گلولههای جنگی به مردم، ستاندنِ دههاهزار جان، تعقیب و بازداشت چنددههزار تن، تعرض به زخمیها، جلوگیری از درمان و حتی کشتن آنان، نامی جز اقدام علیه امنیت ملت ایران و خیانت به وطن ندارد.»
آنها افرودند: «مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص رهبر جمهوری اسلامی و ساختار سرکوبگر نظام حاکم است؛ ساختار خودکامهای که برای بقا از کشته پشته ساخت. بیاعتنا به اینکه خواست شهروندان حتی برای تغییر نظام سیاسی، از حقوق اساسی و بدیهی ملت است و حاکمیت حق ندارد با انگهای رسوایی چون فتنهگر، اغتشاشگر و تخریبگر و یا تروریست و وابسته به دشمن، حق بنیادین تعیین سرنوشت را از مردم سلب کند.»
در این نامه آمده است: «تکرار تلخ تجارب چند دهه اخیر نشان داده است، که مانع اصلی نجات ایران از مهلکه حاضر، شخص علی خامنهای و نظام استبداد دینی است، که هر روز بقای آن، گرد مرگ و نابودی بیشتر میپاشد، فروپاشی جامعه را گستردهتر میکند و سقوط میهن را در ورطه ویرانی عمیقتر.»
بنیاد نرگس و ۱۶ فعال سیاسی، مدنی و فرهنگی امضاکننده نامه با تاکید بر این نکته که خامنهای و نظام استبداد دینی «دههها ایران را در میان بحرانهای ناشی از سیاستهای ستیزهجویانه نگه داشت»، اضافه کردند: «اکنون احتمال جنگ در نتیجه تداوم این حاکمیت، بیش از همیشه بر کشور سایه انداخته است.»
آنها نوشتند: «در این بزنگاه تاریخی که آتیه میهن تاریکتر از هر زمان دیگر شده است، وظیفه خود میدانیم بر لزوم دادخواهی کشتهشدگان و آزادی همه زندانیان سیاسی تاکید کنیم. ما با آنکه آگاهیم قدرت کور هرگز به تغییر تن نخواهد داد، اما تنها راه نجات ایران را در محاکمه تمامی آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایانبخشی به نظام ناجمهوری و غیر انسانی حاکم میدانیم.»
در بخشی از این نامه تاکید شده است که «با تشکیل جبهه فراگیر ملی برای برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان، همه مردم ایران از تمام سلایق سیاسی بتوانند در فرآیندی دموکراتیک و آگاهانه برای آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.»
امضاکنندگان هشدار دادند که به جز این روند پیشنهادی، ایران «دچار چرخه خشونت خانمان سوز خواهد شد.»
حسین رونقی: آنچه در ایران رخ داده، جنایت علیه بشریت است
حسین رونقی، فعال سیاسی در ایران، نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت آنچه در ایران رخ داده، جنایت علیه بشریت است.
به گفته او، معترضان میهندوست و آزادیخواه که خواستار حق زندگی و آزادی بودند، بهصورت سازمانیافته سرکوب و کشته شدند.
رونقی همچنین به زخمی شدن شمار زیادی از معترضان، از دست دادن بینایی، قطع عضو، ناپدید شدن افراد و بازداشت معترضان با احکام سنگین اشاره کرد و این وقایع را یکی از تاریکترین مقاطع تاریخ معاصر ایران دانست.
او با اشاره به سوگواری خانوادهها و جامعه ایران برای جانباختگان این فاجعه انسانی، قطع اینترنت را تلاشی آگاهانه برای پنهانسازی حقیقت دانست و بر ضرورت جلوگیری از فراموش شدن این رخدادها تأکید کرد.
این فعال سیاسی همچنین سیاستهای مبتنی بر جهل، استبداد و بقای حکومت به هر قیمت را عامل رسیدن کشور به این وضعیت و شکلگیری بحران کنونی عنوان کرد.
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
پیش از این هم سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سهشنبه هفتم بهمن در بیانیهای، کشتار معترضان را «گسترده و هولناک» توصیف کرد و نوشت این سرکوب از نظر ابعاد و شدت، فراتر از سرکوبهای دهه ۶۰ و نیز وقایع دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ است.
در این بیانیه آمده است: «حاکمیت با قتلعام هزاران نفر از مردم بار دیگر نشان داد که هیچ ارزشی برای جان شهروندان قائل نیست.»
سندیکا اضافه کرد: «استفاده سازمانیافته از خشونت مرگبار علیه مردم، نشانهای روشن از ماهیت سرکوبگر» حکومت است.
سندیکای کارگران شرکت واحد همچنین تاکید کرد که رهایی مردم ایران «تنها از مسیر رهبری جمعی، مشارکت آگاهانه و سازمانیافته طبقه کارگر و اقشار ستمدیده در داخل کشور» امکانپذیر است و نه از طریق «دخالت نظامی آمریکا، اسرائیل یا دیگر قدرتهای خارجی.»
شاهزاده رضا پهلوی بار دیگر خواستار اقدام بینالمللی برای کمک به سرنگونی رژیم شد و تاکید کرد آینده ایران را مردم ایران تعیین خواهند کرد. او در عین حال گفت که آماده است حتی پیش از سقوط جمهوری اسلامی به ایران بازگردد و در نبرد نهایی حضور داشته باشد.
او در گفتوگویی با روزنامه اورشلیمپست که چهارشنبه هشت بهمن منتشر شد، گفت: «در اواخر دسامبر و اوایل ژانویه، مردم ایران بار دیگر با شجاعتی مثالزدنی به خیابانها آمدند؛ شجاعتر از همیشه. آنها از من رهبری و جهتگیری خواستند. رژیم ضعیفتر از هر زمان بود و مردم متحدتر از همیشه. بنابراین من خواستار اقدام هماهنگ در روزهای ۸ و ۹ ژانویه (۱۸ و ۱۹ دی) شدم و میلیونها نفر به خیابانها آمدند.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «این تشدید مبارزه ما برای آزادی بود و رژیم نیز خشونت خود را تشدید کرد. اکنون زمان آن است که جامعه بینالمللی به کمک مردم ایران بیاید.»
بهنوشته اورشلیمپست، درخواست شاهزاده رضا پهلوی برای کمک بینالمللی در حالی مطرح میشود که نارضایتی فزایندهای در میان ایرانیان نسبت به این موضوع وجود دارد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، علیرغم وعدههای متعدد، هنوز هیچ اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی انجام ندادهاند.
ترامپ شامگاه سهشنبه در سخنرانی خود در ایالت آیووا اعلام کرد که یک «ناوگان عظیم» دیگر از کشتیهای نظامی آمریکا به سمت ایران در حرکت است. این در حالی است که پیشتر گروه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به همراه دیگر ناوهای جنگی، ناوشکنها و جنگندههای آمریکایی وارد آبهای تحت فرماندهی سنتکام در اقیانوس هند شده بود.
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با اورشلیمپست تاکید کرد که آینده ایران در نهایت باید به دست خود ایرانیان تعیین شود. با این حال او گفت که جهان منافع راهبردی مستقیمی در کمک به سرنگونی این رژیم دارد.
او گفت: «موضع من بیش از چهار دهه است که ثابت بوده: آینده ایران را خود مردم ایران تعیین خواهند کرد. آنها نیروی زمینی لازم برای پایان دادن به این رژیم هستند. با این همه، این اعتراضات صرفا یک مبارزه ملی نیستند. مردم ایران فقط برای خودشان نمیجنگند، بلکه برای رهایی جهان از این رژیم جنایتکار میجنگند. به همین دلیل، نهتنها از منظر انسانی، بلکه از سر ضرورت راهبردی، جهان باید برای کمک به آنها اقدام کند.»
بهنوشته اورشلیمپست جمهوری اسلامی از ۱۸ دی ماه به این سو برای بقا بهطور فزایندهای به زیرساخت سرکوب داخلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متکی شده است. اینترنت و شبکه تلفن همراه برای ۲۰ روز قطع یا بهشدت محدود شده و بسیاری از ایرانیان را از رساندن صدای خود به جهان ناتوان کرده است. گزارشهایی از قتلعامها، از جمله گردنزدن، تیراندازی بیهدف با گلوله جنگی به سوی جمعیت، و آتش زدن ساختمانها همراه با افراد داخل آنها منتشر شده است.
شاهزاده رضا پهلوی درباره اوضاع در داخل ایران گفت: «وضعیت در میدان هم از نظر گستره و هم از نظر سبعیت سرکوب واقعا تغییر کرده و رژیم با قطع ارتباطات و اتکای کامل به ماشین سرکوب سپاه پاسداران در تلاش برای بقاست.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال یکشنبه پنج بهمن در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
همچنین گزارشهایی از داخل ایران منتشر شده که رژیم پیکر معترضان کشتهشده را گروگان میگیرد مگر آنکه خانوادهها مبالغ هنگفتی برای تحویل اجساد بپردازند.
شاهزاده رضا پهلوی به اورشلیمپست گفت: «اقدام برای دفاع از غیرنظامیان و تضعیف قدرت سرکوب رژیم، دقیقا همان چیزی است که مردم ایران خواستار آن هستند.»
او افزود: «هدف روشن است: حفاظت از غیرنظامیان، کاهش سرکوب، و هموار کردن میدان برای آنکه ایرانیان بتوانند دوباره سازماندهی و بسیج شوند و سرانجام این رژیم شرور را شکست دهند.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین فضای بینالمللی را متفاوت از گذشته توصیف کرد و گفت:«مردم ایران به یاد دارند که اوباما و بایدن آنها را رها کردند اما اکنون از سخنان رییسجمهوری ترامپ دلگرم شدهاند و او را مردی میدانند که به وعدهاش عمل میکند.»
او افزود: «پرسش این است: آیا جهان بهموقع اقدام خواهد کرد تا جانهای بیشتری نجات یابد؟»
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به شعارهای مردم ایران گفت: «بسیاری از کسانی که شعار میدهند، دههها پس از خروج پدرم از ایران به دنیا آمدهاند و هیچ خاطره شخصیای از او ندارند. آنها در واقع رد جمهوری اسلامی و اشتیاق به کرامت، هویت ملی و آیندهای عادی را بیان میکنند؛ آیندهای که پدرم نمایندهاش بود.»
او افزود: «ایرانیان دریافتهاند که هدف دوران پهلوی مدرنیزاسیون بود: زیرساخت، آموزش، اصلاحات ارضی، بهداشت و درمان، و حقوق برابر برای زنان. ایران از زمان خود جلوتر بود… تا اینکه انقلابی کشور را ربود و این پیشرفت را معکوس کرد.»
شاهزاده رضا پهلوی با «قدردانی عمیق» از کسانی که در حمایت از او شعار میدهند، گفت: «برای من این موضوع درباره کسب قدرت نیست. درباره پذیرفتن مسئولیتی است که ملتی بر دوش من گذاشته که میخواهد مطمئن باشد تغییر به هرجومرج منجر نمیشود.»
او افزود: «من همواره گفتهام که مردم ایران آینده نظام حکمرانی را از طریق یک فرآیند قانون اساسی آزاد و انتخابات واقعا آزاد تعیین خواهند کرد. برخی از سلطنت مشروطه حمایت میکنند، برخی از جمهوری، و همه باید حق داشته باشند دیدگاه خود را مطرح کنند و تصمیم را به مردم بسپارند.»
او تاکید کرد: «همه شهروندان ایرانی در برابر قانون برابر خواهند بود و در پای صندوق رأی حق برابر خواهند داشت. نقش من سنگینکردن کفه ترازو به نفع هیچ نتیجهای نیست. من بیطرف خواهم ماند تا فرآیند، واقعی و قابل اعتماد باشد.»
شاهزاده رضا پهلوی در پایان گفتوگوی خود با اورشلیمپست گفت آماده پاسخگویی به خواست مردم است و خود را برای بازگشت به ایران حتی پیش از سقوط جمهوری اسلامی آماده میکند.
او گفت: «من و تیمم بهطور فعال در حال انجام مقدمات لازم برای بازگشتم هستیم. من آمادهام حتی پیش از سقوط این رژیم بازگردم تا در کنار هممیهنانم در نبرد نهایی حضور داشته باشم.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «من گذار منظم را تضمین خواهم کرد، از تمامیت ارضی ایران محافظت میکنم و کشور را به سوی صندوق رأی هدایت خواهم کرد.»