گاردین: جمهوری اسلامی ورزشکاران معترض را میکشد تا مردم بترسند

روزنامه گاردین به نقل از منبعی آگاه در ایران درباره تعداد بالای ورزشکاران کشتهشده به دست جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان نوشت: «تمام کاری که میکنند ایجاد ترس است.»

روزنامه گاردین به نقل از منبعی آگاه در ایران درباره تعداد بالای ورزشکاران کشتهشده به دست جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان نوشت: «تمام کاری که میکنند ایجاد ترس است.»
این فرد که نخواسته نامش فاش شود، گفته است که جمهوری اسلامی با این کار میخواهد به مردم عادی بگوید «این کاری است که با ورزشکاران میکنیم، این کاری است که با چهرههای شناختهشده میکنیم، این کاری است که با بزرگترین نامها میکنیم. فکر میکنید با شما چه کار میتوانیم بکنیم؟»
گاردین با اشاره به کشته شدن دهها ورزشکار در جریان انقلاب ملی ایرانیان نوشت: «گفته میشود مقامهای ایرانی از تصاویر دوربینهای مداربسته مغازهها برای جمعآوری شواهد علیه شرکتکنندگان در اعتراضها استفاده میکنند. مرگ ورزشکاران سرشناس اغلب پوشش گستردهای در رسانههای دولتی دارد.»
در ادامه، نویسنده به جاویدنام مسعود ذاتپرور، قهرمان دو دوره بدنسازی کلاسیک جهان که در جریان اعتراضهای شهر رشت، کشته شد، پرداخته و به آخرین پست صفحه اینستاگرام او اشاره کرده است که نوشته بود: «ما فقط حقمان را میخواهیم؛ صدایی که ۴۰ سال خفه شده باید فریاد زده شود.»

شهرام کردستی، استاد کینگز کالج لندن، از بازداشت پزشکان پس از درمان معترضان زخمی خبر داد و در شبکه ایکس نوشت گزارشها حاکی از تشدید سرکوب کادر درمان در ایران است. او افزود این اقدام نشاندهنده تلاش برای ارعاب کادر پزشکی است؛ درمان نکنید، ثبت نکنید و شاهد نباشید.
او افزود کادر درمان نه بهدلیل خشونت، بلکه بهسبب ارائه خدمات درمانی و مستندسازی جراحات بازداشت شدهاند.
شهرام کردستی اضافه کرد: «بیطرفی پزشکی یک وظیفه اخلاقی بنیادین است. درمان مجروحان جرم نیست. خاموش کردن صدای پزشکان، جان همه را به خطر میاندازد.»
او در ادامه از بازداشت علیرضا رضایی، متخصص اورولوژی در تهران، متین مرادیان، کارمند بهداشت و درمان در مشهد، صابر دهقان، جراح مغز و اعصاب در سیرجان، فرهاد نادعلی، جراح عمومی در گرگان و دکتر آمنه سلیمانی در اردبیل خبر داد

رامین جهانبگلو، مدیر مرکز مطالعات عدم خشونت و صلح ماهاتما گاندی، در یادداشتی نوشت: «اگر دونالد ترامپ بهرغم سخنانش اقدام به مداخله نکند، ایرانیان آن را به عنوان یک عقبنشینی بزرگ تفسیر خواهند کرد و جمهوری اسلامی آن را چراغ سبزی برای موج دیگری از قتلعام خواهد دید.»
جهانبگلو در این یادداشت که سهشنبه هفتم بهمن در روزنامه ایندین اکسپرس منتشر شد، با اشاره به سرکوب اعتراضات سراسری در ایران نوشت: «فراموش نکنیم که این کشتارها که عمدتا جوانان را هدف گرفته بود، بهطور قطع بر تصور اجتماعی-سیاسی ملت ایران تاثیر خواهد گذاشت.»
او افزود: «بسیاری با چشمانداز تغییر به زندگی خود ادامه خواهند داد، اما با وحشیگری و سرکوب فعلی، طبقه متوسط و کسانی که در فقر زندگی میکنند، کمکم به این باور میرسند که تنها یک شورش مسلحانه یا مداخله خارجی میتواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند.»
جهانبگلو «این تغییر به سمت خشونت توسط نسلی صلحجو» را «مایه تاسف» خواند و آن را «مغایر با ایده ایران به عنوان تمدنی زیبا و مدارای بین فرهنگی و بین قومی» ارزیابی کرد.
او در بخشی از یادداشت خود با اشاره به «شکست اخلاقی» بریتانیا در توافقنامه مونیخ در سال ۱۹۳۸ که با واگذاری بخشی از چکسلواکی به آلمان نازی موافقت کرد، افزود: «رییسجمهوری آمریکا، با وارد شدن به بازی اگر و مگر با دولت ایران، همان خطای استراتژیک را تکرار میکند.»
اشاره جهانبگلو به هشدار ترامپ به مقامات جمهوری اسلامی در مورد سرکوب معترضان بود که پس از گذشت چند روز، «لحن خود را ملایمتر کرد» و گفت تضمینهایی دریافت کرده که اعدامها و کشتار معترضان متوقف شده است.
او اضافه کرد رییسجمهوری آمریکا در روزهای اخیر بارها در مورد کمک به مردم ایران صحبت کرده اما «واقعیت تلخ این است که او و دولتش یک هفته دیر کردهاند.»
جهانبگو در ادامه یادداشت خود به کشته شدن هزاران نفر، بازداشت هزاران شهروند دیگر و متهم شدن به محاربه اشاره کرد که میتواند صدور حکم اعدام را برای آنان به همراه داشته باشد.
او نوشت مقامات جمهوری اسلامی تصمیم گرفتهاند قدرت خود را به هر قیمت که شده، حفظ کنند، و اضافه کرد رژیم با فراخواندن سپاه پاسداران و بسیج، به شدت از نیروی مرگبار و سرکوبهای خشونتآمیز استفاده کرده است.
جهانبگلو با اشاره به گزارشهای مربوط به استفاده مقامات جمهوری اسلامی از شبهنظامیان نیابتی عراقی و دیگر خارجیها برای سرکوب اعتراضات نوشت: «این شبهنظامیان نیابتی عمدتاً اعضای شبهنظامیان شیعه عراقی از جمله نیروهای حشدالشعبی هستند. به نظر میرسد که حکومت ایران شبهنظامیان شیعه خارجی را به کار میگیرد، زیرا نیروهای امنیتی داخلی ممکن است نشانههایی از تردید در کشتن هموطنان ایرانی خود نشان دهند.»
پیشتر ایراناینترنشنال ۱۷ دی در گزارشی اختصاصی نوشته بود شبهنظامیان عراقیِ وابسته به حکومت ایران، از جمله حشدالعشبی شروع به جذب نیرو برای کمک به نیروهای جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات در ایران کردهاند.
این گزارش ۲۵ دی از سوی شبکه خبری سیانان تایید شد. منبع اروپایی در مصاحبه با سیانان تایید کرده بودند که ۸۰۰ نیروی شیعه از استانهای دیالی، میسان و بصره عراق، در پوشش سفرهای زیارتی، برای مشارکت در سرکوبها عازم ایران شدهاند.

در روزهای اخیر، گزارشهای متعددی از بازداشتها در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است. این بازداشتها اغلب با یورش شبانه به منازل، تخریب درها، تهدید خانوادهها، بازداشت در اماکن عمومی و نبود پاسخگویی شفاف قضایی همراه بوده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت بازداشتشدگان ایجاد کرده است.
یورش به منازل و بازداشت بدون توضیح
به گفته یکی از نزدیکان یک فرد بازداشتشده، حدود ۱۰ مامور در ساعات اولیه صبح به منزل آنها یورش برده، درِ خانه را شکسته و با توهین و ارعاب، فرد مورد نظر را بدون ارائه حکم بازداشت با خود بردهاند. خانواده میگویند ماموران در پاسخ به پرسش درباره محل انتقال و دلیل بازداشت تنها گفتهاند: «بعداً تماس میگیریم».
در پاسخ به پرسش درباره اتهام، ماموران مدعی شدهاند که فرد بازداشتشده در جریان «اغتشاشات» در یکی از خیابانها حضور داشته است؛ ادعایی که خانواده آن را رد کردهاند. ماموران در واکنش گفتهاند: «پهپاد دروغ نمیگوید».
این خانواده میگویند سه روز پیاپی مقابل زندان اوین مراجعه کردهاند اما هر بار به آنها گفته شده که فرد بازداشتشده در این زندان نیست. به گفته آنها، قوه قضاییه و نهادهای مسئول پاسخ روشنی نمیدهند و حتی وکیل خانواده نیز تاکنون موفق به دریافت اطلاعاتی درباره وضعیت پرونده نشده است.
بازداشت گروهی و تهدید به سکوت
در گزارشی دیگر، پنج نفر در جریان یورش ماموران به یک رستوران بینراهی در محدوده پل سفید به زیراب بازداشت شدهاند. یکی از بستگان این افراد میگوید برادر همسر یکی از بازداشتشدگان که از نیروهای بسیج زیراب است، پیشتر توسط فرد بازداشتی در جریان تیراندازی به معترضان در ۱۸ دیماه شناسایی شده بود.
پیگیری خانوادههای این افراد تاکنون بینتیجه مانده و به آنها گفته شده در صورت اطلاعرسانی، «تنها تماسی دریافت خواهند کرد که محل دفن عزیزانشان را اعلام میکند». این تهدیدها نگرانی خانوادهها را بهشدت افزایش داده است.
تفتیش بدنی جوانان در خیابانها
بر اساس گزارشهای رسیده از چند شهر، ماموران امنیتی در معابر عمومی جوانان را متوقف کرده و با بالا زدن لباس آنها بدنشان را بررسی میکنند. به گفته شاهدان، در صورتی که آثار ضربوشتم با باتوم یا زخمهای ناشی از ساچمه بر بدن افراد مشاهده شود، آنها با خشونت بازداشت میشوند.
شهروندانی در مشهد، اصفهان، تهران و رشت این شیوه برخورد را تایید کردهاند و میگویند اکثریت بازداشتشدگان جوان هستند و افراد مسنتر کمتر مورد تفتیش بدنی قرار میگیرند. به گفته شاهدان، این روش برای شناسایی شرکتکنندگان در اعتراضات به کار گرفته میشود، حتی اگر فرد در زمان بازداشت فعالیت روزمره عادی داشته باشد.
افزایش بازداشت کودکان
همزمان، یک وکیل از افزایش نگرانکننده بازداشت کودکان در روزهای اخیر خبر داده و گفته است برخی از آنها از مقابل خانههایشان یا حتی از مدارس بازداشت شدهاند. به گفته این وکیل، تاکنون هیچ اطلاعی از محل نگهداری این کودکان به خانوادهها داده نشده و نگرانیها بهشدت افزایش یافته است.
پهپادها و احتمال «مسلح بودن»
یک فعال کارگری در یکی از شهرهای جنوب ایران اعلام کرده است که در شبهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه، پهپادها بهطور مستمر بر فراز معترضان پرواز میکردند. به گفته او، علاوه بر تیراندازی تکتیراندازها، این احتمال وجود دارد که از پهپادها نیز به سوی معترضان شلیک شده باشد.
به گفته این فعال، اکنون تعدادی از جوانان شهر با یورش شبانه به منازلشان بازداشت شدهاند و ماموران مدعی شدهاند که آنها در تصاویر پهپادی «مسلح» بودهاند؛ ادعایی که خانوادهها آن را دروغ و بیاساس میدانند.
فعالان حقوق بشری و وکلا تاکید دارند که ابعاد واقعی بازداشتها بسیار گستردهتر از مواردی است که منتشر میشود. همزمان، نگرانیها درباره شکنجه، صدور احکام سنگین و حتی اعدام برخی بازداشتشدگان افزایش یافته است.
در چنین شرایطی، فعالان امنیت دیجیتال هشدار دادهاند افرادی که احتمال بازداشت میدهند، باید تنها با کمک افراد متخصص و قابل اعتماد اقدامات پیشگیرانه برای حفاظت از اطلاعات شخصی خود انجام دهند.
بیخبری خانوادهها از سرنوشت عزیزانشان، نبود پاسخگویی شفاف از سوی نهادهای مسئول، بازداشت کودکان و تفتیش بدنی جوانان در خیابانها، همگی نشانههای تشدید بحران حقوق بشری در ایران است. فعالان حقوق بشر تأکید دارند که اطلاعرسانی مستمر و دقیق درباره وضعیت بازداشتشدگان میتواند نقش مهمی در کاهش خطرات جانی و قضایی برای آنها داشته باشد.

۳۱ روز پس از آغاز انقلاب ملی ایرانیان که با قتل دستکم ۳۶۵۰۰ نفر از سوی جمهوری اسلامی همراه شده، در ادامه تلاش حکومت برای عادینمایی شرایط کشور با برگزاری مسابقات فوتبال، این بار استقلال بدون حضور تماشاگران، استقلال خوزستان را درحالی برد که سامان فلاح پس از گلزنی خوشحالی نکرد.
فلاح، زننده تک گل استقلال در این مسابقه، پیشتر نیز در بازی با فولاد هرمزگان، بعد از گلزنی، از شادی پس از گل خودداری کرده بود.
آبیپوشان تهران درحالی چهارمین بازی بدون تماشاگر خود را از زمان آغاز انقلاب ملی ایرانیان برگزار کردند که موسی جنپو، بازیکن اهل مالی این باشگاه، همچنان از حضور در تهران بهدلیل وضعیت کشور، خودداری کرده است.
این سومین بازی استقلال بود که بهدلیل هراس جمهوری اسلامی از گسترش اعتراضات به استادیومها، بدون حضور تماشاگران در ورزشگاه یزد برگزار شد.
در تنها مسابقه فوتبال برگزار شده با حضور تماشاگران از زمان آغاز انقلاب ملی ایرانیان، تماشاگران حاضر در استادیوم نقشجهان اصفهان، در پایان بازی سپاهان-استقلال، شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سر دادند.

ایراناینترنشنال برای روشن شدن موضع گرتا تونبرگ در مورد انقلاب ملی ایرانیان، از طریق تماس تلفنی و ایمیل تلاش کرد با او گفتوگو کند، اما او از انجام هرگونه مصاحبه یا اظهارنظر درباره اعتراضات ایران خودداری کرد؛ سکوتی که برای بسیاری، گویاتر از هر پاسخ صریحی است.
گرتا تونبرگ در سالهای اخیر به نماد نسل جدیدی از کنشگران جهانی تبدیل شده است؛ چهرهای که نهتنها درباره بحران اقلیمی، بلکه در موضوعات سیاسی و انسانی نیز مواضعی صریح اتخاذ میکند.
او در یک سال گذشته، بارها با چفیه و پرچم فلسطین در راهپیماییها حاضر شد، پیامهای تندی علیه اسرائیل منتشر کرد و کوشید خود را «صدای قربانیان غزه» معرفی کند.
همین حضور پررنگ، برای بسیاری او را به «الگویی از شجاعت اخلاقی و تعهد انسانی» تبدیل کرد، اما همین تصویر، امروز بهطور جدی زیر سؤال رفته است.
در حالیکه سرکوب اعتراضات سراسری در ایران، بنا بر گزارشها، به کشته شدن دهها هزار نفر و زخمی شدن صدها هزار نفر انجامیده است و شمار قابل توجهی از قربانیان را زنان و کودکان تشکیل میدهند، گرتا تونبرگ ترجیح داده است سکوت کند؛ سکوتی کامل، بدون حتی یک پیام همدلانه یا اشاره کوتاه.
این سکوت، نه در حاشیه، بلکه در تضاد مستقیم با ادعاهای پیشین او درباره دفاع از جان انسانها قرار دارد.
منتقدان میگویند مساله، دیگر «فراموشی» یا «بیاطلاعی» نیست. گرتا تونبرگ نشان داده است که وقتی بخواهد، میتواند در کوتاهترین زمان ممکن به تحولات جهانی واکنش نشان دهد. بنابراین پرسش اصلی این است: چرا ایران نه؟ چرا وقتی معترضان غیرمسلح در خیابانها کشته میشوند ، بسیاری از کنشگرانی که مدعی عدالت جهانیاند، ناگهان خاموش میشوند؟
این سکوت در بستری رخ میدهد که خود بهشدت سیاسی شده است. دوشنبه ششم بهمن در سوئد، برخی از گروههای حامی فلسطین که طی دو سال گذشته بهطور مستمر در خیابانهای این کشور راهپیمایی میکردند، این بار پرچم جمهوری اسلامی را نیز به تجمعهای خود افزودند؛ اقدامی که در بخشی از شهر گوتنبرگ به حمله به راهپیمایی ایرانیان آزادیخواه انجامید.
برای بسیاری از ایرانیان، این اتفاق نماد روشنی از پیوند خطرناک میان برخی جریانهای بهاصطلاح «ضدجنگ» با یکی از سرکوگرترین حکومتهای منطقه خاورمیانه بود.
در چنین فضایی، سکوت گرتا تونبرگ دیگر یک «عدم موضعگیری» ساده تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان بخشی از یک الگوی بزرگتر دیده میشود: کنشگری انتخابی. الگویی که در آن، برخی قربانیان شایسته همدلی و پوشش رسانهایهستند و برخی دیگر، به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک، نادیده گرفته میشوند.
این رویکرد، نهتنها اعتبار اخلاقی چهرههایی مانند گرتا تونبرگ را زیر سؤال میبرد، بلکه اساس مفهوم حقوق بشر جهانی را تضعیف میکند. اگر دفاع از جان انسانها وابسته به جغرافیا، ائتلافهای سیاسی یا روایتهای محبوب باشد، دیگر نمیتوان از «عدالت» سخن گفت؛ آنچه باقی میماند، سیاستورزی با نقاب اخلاق است.






