براساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، امیرعلی دارابی، بوکسور، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، پنجشنبه ۱۸ دی ماه، در اعتراضات شهر چالوس، با شلیک نیروهای سرکوب کشته شد.
جاویدنام دارابی، تنها یکی از بوکسورهایی است که روایت قتل حکومتیشان در قطعی کامل اینترنت از سوی جمهوری اسلامی برای سانسور این کشتار بیسابقه، منتشر شده است.

قاسم فخرایی، رییس بیمارستان تخصصی چشم فارابی در تهران، اعلام کرد تنها در جمعه ۱۹ دیماه حدود هزار شهروند با آسیبهای شدید چشمی و نیاز فوری به درمان اورژانسی به این بیمارستان مراجعه کردند.
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گزارش میدهد
مخاطبی از مشهد گفت در جریان تجمع اعتراضی شهروندان مقابل استانداری خراسان رضوی، ماموران سرکوبگر از دو آمبولانس پیاده و به مردم حملهور شدند.
به گفته این مخاطب، ماموران از داخل ساختمان استانداری به سوی جمعیت زیادی که تجمع کرده و شعار میدادند، شلیک کردند و شمار زیادی از شهروندان همانجا کشته و مجروح شدند.
این شهروند توضیح داد دو آمبولانس به محل اعزام شدند و مردم که تصور میکردند برای انتقال زخمیها آمدهاند، راه را باز کردند اما ناگهان تعدادی مامور از این خودروها خارج شدند.
مخاطبی دیگر از مشهد گفت در منطقه صیاد، ماموران شهروندی را در کوچهها «گیر انداختند، به شدت کتک زدند» و بعد تمام گلولههای اسلحه ساچمهای خود را در پاهایش خالی کردند.
به گفته این مخاطب، تنها در یک پای این شهروند ۶۳ گلوله ساچمهای زدهاند و شدت جراحاتش به اندازهای است که نمیتواند راه برود.
شهروندی نیز با اشاره به تعداد بالای کشتهشدگان و مجروحان اعتراضات ۱۸ دی در حد فاصل چهارراه صارمی و میدان هفت تیر مشهد، گفت «کف خیابان پر از خون بود».
وزارت گردشگری اسرائیل اعلام کرده است که در صورت مجبور شدن این کشور به بستن حریم هوایی خود در پی احتمال آغاز دور تازهای از درگیری با ¨جمهوری اسلامی، طرحی را برای تخلیه حدود ۴۲ هزار گردشگری که هماکنون در اسرائیل حضور دارند، آماده کرده است.
این وزارتخانه به کانال ۱۲ اسرائیل گفت با وجود آنکه این موضوع صرفا در حیطهٔ مسئولیت وزارت گردشگری نیست، اما برنامههایی برای برقراری تماس با گردشگران و سازماندهی انتقال آنان به گذرگاههای مرزی زمینی تدوین کرده است.
در بیانیه وزارت گردشگری آمده است: «این وزارتخانه در صورت بروز نیاز، آماده است بلافاصله وارد عمل شود.»
پیشتر شرکتهای هواپیمایی اسرائیلی اعلام کردند که در شرایط احتمال وقوع جنگ با ایران و لغو پروازها، شرایط لغو بلیتها را برای مسافران تسهیل کردهاند.

در روزهای ملتهب اعتراضات، نام «سپهر» با نجوایی استخوانسوز در فضای مجازی طنینانداز شد: «سپهر بابا کجایی؟»؛ فریادی که از گلو پدری مستأصل در حیاط سرد و بیروح کهریزک برمیخاست.
او در میان پیکرهای بیجان جاویدنامان وطن، دنبال پارهتن خود میگشت. این ویدئو که نخستین بار توسط اکانت «وحید آنلاین» منتشر شد، بهسرعت به شناسنامه مظلومیت ملتی بدل گشت که داغ بر داغ بر شانههاشان گذاشته میشد.
اما در پس این سوگ، روایتی از یک جابهجایی اسمی و تلاش ناکام دستگاه تبلیغاتی برای ذبح حقیقت نهفته بود.
دو روایت، یک سرنوشت؛ سپهر ابراهیمی و سپهر شکری
ابتدا خبر جانباختن سپهر ابراهیمی، بوکسور جوانی که با ضربات نیروهای سرکوب به خاک افتاد، در رسانهها منتشر شد. همزمانی این خبر با انتشار ویدئو جانگداز «سپهر بابا کجایی»، باعث شد افکار عمومی و بسیاری از رسانهها، آن پدر سرگردان در کهریزک را پدر سپهر بوکسور تصور کنند.
در این میان، دستگاه امنیتی که همواره دنبال بهانهای برای برچسب «جعلی» زدن به اخبار رسانهها آزاد است، از این تشابه اسمی راهزنی کرد. صداوسیما با ترتیب دادن یک مصاحبه که تنها میتوان نام «اعتراف اجباری» بر آن نهاد، پدر داغدار سپهر ابراهیمی را مقابل دوربین نشاند.
هدف سناریو مشخص بود است، القای این مطلب که ویدئو وایرال شده ساخته و پرداخته رسانهها آزاد است، چرا که پدر حاضر در تصویر (پدر سپهر ابراهیمی)، آن صدای لرزان توی ویدئو نیست.
حقیقتی که از پس ابر تزویر برآمد
اما این سناریو ناشیانه دوام چندانی نداشت. شفافسازی وحیدآنلاین نشان داد که صاحب آن فریاد «سپهر بابا کجایی»، پدر جاویدنام سپهر شکری است؛ جوان دیگری که او نیز قربانی خشونت عریان نیروهای سرکوب شد.
صداوسیما میخواست با یک جابهجایی، اصل فاجعه را انکار کند، اما غافل از آن بود که در این سرزمین، «سپهرها» یکی پس از دیگری به دست استبداد پرپر شدهاند.
فراتر از جعل؛ داغی که تکثیر میشود
جدا از ترفندها همیشگی صداوسیما در جعل حقیقت که دیگر برای ملت رنگ باخته؛ فرقی نمیکند نام آن جوان سپهر ابراهیمی باشد یا سپهر شکری؛ واقعیت این است که پدرانی هستند که هنوز در میان سردخانهها، میان پیکرهای جاویدنامان وطن، دنبال تکههایی از وجود خود میگردند.
مادرانی هستند که بر مزار فرزندانشان، رقص سرخ غم سر میدهند و ضجههاشان لالایی شبها تاریک ایران شده است.
پیکرهایی که با قساوتی غیرقابل توصیف به زمین افتادند، اما خونشان در رگها یک ملت جاری ماند.
«سپهر» دیگر تنها یک نام نیست؛ «سپهر» نماد نسلی است که برای آزادی، جانانه ایستاد. امروز ۹۰ میلیون ایرانی خود را پدر، مادر، برادر و خواهر این سپهرها میدانند.
دستگاهها تبلیغاتی هر چقدر هم برای تغییر روایت بجنگند، نام این جوانان در صفحههای زرین تاریخ ایران، به «نیکنامی» ثبت شده است.

مخاطبی از مشهد گفت در جریان تجمع اعتراضی شهروندان مقابل استانداری خراسان رضوی، ماموران سرکوبگر از دو آمبولانس پیاده و به مردم حملهور شدند.
به گفته این مخاطب، ماموران از داخل ساختمان استانداری به سوی جمعیت زیادی که تجمع کرده و شعار میدادند، شلیک کردند و شمار زیادی از شهروندان همانجا کشته و مجروح شدند.
این شهروند توضیح داد دو آمبولانس به محل اعزام شدند و مردم که تصور میکردند برای انتقال زخمیها آمدهاند، راه را باز کردند اما ناگهان تعدادی مامور از این خودروها خارج شدند.
مخاطبی دیگر از مشهد گفت در منطقه صیاد، ماموران شهروندی را در کوچهها «گیر انداختند، به شدت کتک زدند» و بعد تمام گلولههای اسلحه ساچمهای خود را در پاهایش خالی کردند.
به گفته این مخاطب، تنها در یک پای این شهروند ۶۳ گلوله ساچمهای زدهاند و شدت جراحاتش به اندازهای است که نمیتواند راه برود.
شهروندی نیز با اشاره به تعداد بالای کشتهشدگان و مجروحان اعتراضات ۱۸ دی در حد فاصل چهارراه صارمی و میدان هفت تیر مشهد، گفت «کف خیابان پر از خون بود».






