عضو مجلس سنای استرالیا: مردم ایران در نقطه سرنوشتساز تاریخ کشورشان ایستادهاند


کلر چندلر، عضو مجلس سنای استرالیا و وزیر امنیت سایبری در دولت سایه این کشور در گفت وگو با ایران اینترنشنال، شرایط کنونی را یک نقطه سرنوشتساز در تاریخ ایران دانست.
سناتور چندلر با اشاره به گزارشها درباره کشتار گسترده مردم ایران و قطع کردن اینترنت و تلاش برای سرکوب توان اعتراض مردم علیه رژیم گفت: « چنین اقداماتی این حس را ایجاد میکند که این همان نقطهای است که تغییر واقعی میتواند در آن ممکن شود.»
او اضافه کرد: «جهان غرب، بهخصوص ایالات متحده و رییسجمهوری ترامپ، دارد بسیار دقیق به این موضوع نگاه میکند و احتمال تغییر را واقعاً جدی میگیرد، این اتفاق بسیار خوبی است. باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا از مردم ایران در نبرد بزرگی علیه یک رژیم اقتدارگرای بسیار، بسیار خشن و نفرتانگیز حمایت کنیم.»
او با ستایش شجاعت مردم ایران که با وجود سرکوب طولانی از سوی رژیم در برابر آن ایستادهاند، خطاب به مردم ایران گفت: «تسلیم نشوید، چون همین حالا یک لحظه باورنکردنی در تاریخ ایران است.»

خیزش اخیر در ایران، با وجود گستردگی جغرافیایی، شدت خشونت و سطح نارضایتی عمومی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چرا حکومت همچنان پابرجا مانده و به فروپاشی نرسیده است؛ پرسشی که به نوشته فارینپالیسی پاسخ آن را نه در ضعف جامعه معترض، بلکه باید در معماری قدرت در تهران جستوجو کرد.
فارینپالیسی چهارشنبه اول بهمن در تحلیلی نوشت افزایش قیمتها، سقوط ارزش پول ملی، اعتصابهای کارگری و نافرمانی علنی از اقتدار روحانیت، سطحی از ناآرامی ایجاد کرده که در بسیاری از کشورها به بحران سیاسی یا فروپاشی حکومت منجر میشود. با این حال، در ایران، حتی چرخههای مکرر اعتراضهای سراسری نیز تاکنون نتوانستهاند به گسست سیاسی منجر شوند.
به نوشته این نشریه، مساله اصلی این نیست که ایرانیان خواهان تغییر نیستند. سرکوب خونین اخیر که به کشته شدن هزاران معترض انجامید، نشان میدهد حکومت با بحران مشروعیت عمیق روبهرو است.
اما پرسش کلیدی این است که چرا ناآرامیهای پایدار هنوز به شکاف در هسته قدرت نینجامیده است. پاسخ فارینپالیسی به این پرسش روشن است: جمهوری اسلامی از ابتدا بهگونهای طراحی شده که چنین فشارهایی را تاب بیاورد.
بر اساس این تحلیل، جمهوری اسلامی امروز بهعنوان یک حکومت امنیتی-دینی عمل میکند که حول علی خامنهای و خانواده او سازمان یافته است.
قدرت در ساختاری حلقهای و متمرکز شکل گرفته که در آن، بقای سیاسی نه به نهادهای رسمی، بلکه به نزدیکی شخصی به رهبر و بیت او وابسته است.
اقتدار بهشدت شخصیسازی شده و همین امر، امکان شکاف در سطوح بالای قدرت را کاهش داده است.
فارینپالیسی مینویسد خامنهای از زمان رسیدن به رهبری در سال ۱۳۶۸، بهتدریج نظام را به دولتی تبدیل کرده که زور و سرکوب را بر رضایت عمومی ترجیح میدهد.
در این چارچوب، حفظ حکومت نه یک انتخاب سیاسی، بلکه وظیفهای «مقدس» تلقی میشود. همین نگاه، فضای اندکی برای سازش یا عقبنشینی در زمان بحران باقی گذاشته است.
در قلب این ساختار، بیت رهبری قرار دارد؛ نهادی غیرشفاف که بهگفته فارین پالیسی، عملا نقش دولت واقعی را ایفا میکند.
این نهاد طی سه دهه گذشته به یک دولت موازی تبدیل شده که فراتر از قانون اساسی، مجلس و ریاستجمهوری عمل میکند و تصمیمگیریها را در حوزههای نظامی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی هدایت میکند.
بیت رهبری همچنین کانال اصلی نفوذ خانواده خامنهای، بهویژه پسران او، در ساختار قدرت است.
پیرامون این هسته، شبکهای گسترده از روحانیت همسو با حکومت قرار دارد که مشروعیت دینی نظام را تامین میکند. فارینپالیسی تاکید میکند که در این چارچوب، اطاعت از رهبر بهعنوان تکلیف دینی معرفی میشود و سرکوب معترضان نه یک تصمیم سیاسی، بلکه ضرورتی اخلاقی جلوه داده میشود.
نهادهایی مانند مجلس خبرگان و شورای نگهبان نیز در تثبیت این مشروعیت و مهار مخالفت درون روحانیت نقش دارند.
در لایه بعدی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستگاه امنیتی قرار دارند که سپر قهری حکومت را تشکیل میدهند.
به نوشته فارینپالیسی، سپاه از یک نیروی نظامی به سازمانی چندوجهی تبدیل شده که با تکیه بر بسیج و شبکههای محلی، ناآرامیها را مهار و خشم اجتماعی را از طریق سرکوب منحل میکند.
وابستگی اقتصادی و سیاسی سپاه به ساختار رهبری، احتمال جدا شدن آن از هسته قدرت را به حداقل رسانده است.
در نهایت، دولت و دیوانسالاری بهعنوان لایه بیرونی این ساختار عمل میکنند. این نهادها امور روزمره را اداره میکنند و نارضایتی عمومی را در خود جذب میکنند، اما نقشی در تصمیمگیریهای کلان ندارند.
فارینپالیسی نتیجه میگیرد که همین معماری قدرت، احتمال تبدیل نارضایتی اجتماعی به شکاف در میان نخبگان را بهشدت کاهش داده است.
بهنوشته این نشریه، جمهوری اسلامی نه بهدلیل محبوبیت، بلکه بهدلیل مهندسی آگاهانه ساختار قدرت، هنوز تاب آورده است. هر تحلیل جدی از آینده سیاسی ایران، باید از درک این ساختار آغاز شود، نه از فرض فروپاشی اجتنابناپذیر.

وبسایت اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داد چارچوب پیشنهادیای که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و دبیرکل ناتو درباره گرینلند بررسی کردهاند، برخلاف مواضع پیشین ترامپ، انتقال حاکمیت این جزیره به ایالات متحده را در بر ندارد و اصل حاکمیت دانمارک بر گرینلند را محترم میشمارد.
بر اساس گزارش اکسیوس، این چارچوب در دیدار اخیر ترامپ و ناتو، که دبیرکلی آن را مارک روته بر عهده دارد، مطرح شده و شامل تاکید صریح بر احترام به حاکمیت دانمارک بر گرینلند است. این در حالی است که ترامپ پیشتر بارها گفته بود تنها توافقی را میپذیرد که گرینلند را تحت کنترل آمریکا قرار دهد.
اکسیوس مینویسد لحن ترامپ در جریان نشست داووس ابتدا تند بود؛ او اعلام کرد آمریکا «به گرینلند نیاز دارد»، هرچند تاکید کرد برای تصاحب آن از زور استفاده نخواهد کرد. با این حال، پس از دیدار طولانی با روته، موضع او تغییر کرد و اعلام شد اگر توافقی بر اساس چارچوب مورد بحث حاصل شود، بحران گرینلند پایان خواهد یافت. ترامپ همچنین از عقبنشینی از تهدید خود برای اعمال تعرفه بر هشت متحد اروپایی از اول فوریه خبر داد.
به گفته منابع مطلع، این طرح شامل بهروزرسانی توافق دفاعی ۱۹۵۱ میان آمریکا و دانمارک است که امکان ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا در گرینلند را فراهم میکند. همچنین افزایش نقش ناتو در امنیت منطقه قطب شمال، همکاری در حوزه مواد خام و مقابله با «نفوذ مخرب» روسیه و چین از دیگر محورهای این چارچوب عنوان شده است. با این حال، هیچیک از این بندها به انتقال حاکمیت گرینلند اشاره ندارد.
اکسیوس به نقل از سخنگوی کاخ سفید گزارش داده است که دولت ترامپ این چارچوب را راهی برای تحقق اهداف راهبردی آمریکا با «هزینهای اندک و بلندمدت» میداند. به نوشته این رسانه، انتظار میرود واشینگتن در هفتههای آینده مذاکرات سطحبالایی را با دانمارک و مقامات گرینلند برای بررسی جزئیات این توافق احتمالی آغاز کند؛ مذاکراتی که میتواند فصل تازهای در معادلات امنیتی قطب شمال بگشاید.

صدها چهره سرشناس سینمای جهان با صدور بیانیهای، سرکوب اعتراضات مردمی در ایران را محکوم کرده و خواستار بازنگری نهادهای فرهنگی و هنری در روابط خود با جمهوری اسلامی شدند.
نشریه سینمایی ددلاین چهارشنبه اول بهمن گزارش داد بیش از ۸۰۰ فعال حرفهای سینما، از جمله ژولیت بینوش، ماریون کوتیار، کامی کتن و یورگوس لانتیموس، با امضای بیانیهای مشترک، کشتار، شکنجه و سرکوب معترضان به دست جمهوری اسلامی را به شدیدترین شکل محکوم کردهاند و سکوت در برابر این اقدامات را همدستی با خشونت حکومت ایران دانستهاند.
در متن این بیانیه آمده است که امضاکنندگان با «خشم، اندوه و احساس عمیق مسئولیت اخلاقی» جنایتهای سازمانیافته جمهوری اسلامی علیه غیرنظامیان معترض را محکوم میکنند.
به نوشته ددلاین، این بیانیه تاکید دارد که حکومت ایران در واکنش به اعتراضهای گسترده و مسالمتآمیز مردم علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بیعدالتی ساختاری، به جای شنیدن صدای جامعه، مسیر خشونت عریان را برگزیده است.
بر اساس این بیانیه، استفاده از گلوله جنگی، کشتار جمعی، بازداشتهای گسترده، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و قطع سراسری اینترنت، از جمله ابزارهایی بوده که جمهوری اسلامی برای مقابله با اعتراضها به کار گرفته است.
امضاکنندگان با استناد به گزارشهای مستقل و منابع معتبر اعلام کردهاند بیش از سه هزار شهروند بیدفاع، از جمله زنان، نوجوانان و کودکان، جان خود را از دست دادهاند.
ددلاین مینویسد در این بیانیه، قطع عامدانه اینترنت و سرکوب رسانهها بهعنوان تلاشی آشکار برای پنهان کردن جنایتها و جلوگیری از ثبت حقیقت توصیف شده است.
به گفته امضاکنندگان، این اقدامات نقضی سیستماتیک از حقوق بنیادین بشر، از جمله حق حیات، آزادی، کرامت انسانی و امنیت است و مصداق روشن جنایت علیه بشریت به شمار میرود.
این بیانیه در شرایطی منتشر شده که بیش از دو هفته از آغاز موج تازه سرکوب اعتراضهای سراسری در ایران میگذرد.
به نوشته ددلاین، به دلیل قطع اینترنت از ۱۸ دی، ابعاد دقیق خشونتهای حکومتی مشخص نیست، اما گزارشها از کشته شدن هزاران نفر و زخمی شدن صدها هزار نفر در نتیجه شلیک نیروهای جمهوری اسلامی به سوی معترضان حکایت دارد.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که دهها هزار نفر بازداشت شدهاند و همزمان تصاویری از شکنجه بازداشتشدگان منتشر شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره احتمال اجرای حکم اعدام برای شمار زیادی از زندانیان را افزایش داده است.
در میان امضاکنندگان، نام چهرههای تبعیدی سینمای ایران از جمله زر امیرابراهیمی، گلشیفته فراهانی، سپیده فارسی و شیرین نشاط دیده میشود.
همچنین فیلمسازان و تهیهکنندگانی از کشورهای مختلف و مدیران جشنوارههای سینمایی بینالمللی نیز این بیانیه را امضا کردهاند.
به گزارش ددلاین، امضاکنندگان از نهادهای مستقل بینالمللی، جشنوارههای فیلم، موسسات فرهنگی و جامعه جهانی هنرمندان خواستهاند بهطور علنی و عملی این جنایتها را محکوم کرده، روابط خود با نهادهای رسمی جمهوری اسلامی را بازنگری کنند و از مبارزه مردم ایران برای آزادی، کرامت انسانی و حقوق سلبناشدنی بشر حمایت کنند.

۸۰۰ سینماگر بینالمللی در بیانیهای با محکوم کردن کشتار معترضان در ایران، از نهادهای مستقل بینالمللی، جشنوارههای فیلم، نهادهای فرهنگی و هنری و جامعه جهانی فیلمسازان و هنرمندان خواستند روابط خود را با نهادهای رسمی جمهوری اسلامی بازبینی و از مردم ایران حمایت کنند.
ژولیت بینوش، ماریون کوتیار و کامیل کوتن، بازیگران فرانسوی، یورگوس لانتیموس، کارگردان یونانی، زر امیرابراهیمی، شیرین نشاط و گلشیفته فراهانی از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.
در این بیانیه آمده است: «با خشم، اندوه و احساس عمیق مسئولیت اخلاقی، جنایتهای سازمانیافتهای را که جمهوری اسلامی ایران علیه غیرنظامیان معترض مرتکب شده است، به شدیدترین شکل ممکن محکوم میکنیم.»
این بیانیه افزود: «جمهوری اسلامی بهجای شنیدن صدای مردم، تصمیم گرفته است با گلوله جنگی، کشتار گسترده، بازداشتهای فراگیر، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و قطع سراسری اینترنت پاسخ دهد.»
این سینماگران تاکید کردند قطع عمدی اینترنت و سرکوب رسانهها، تلاشی آشکار برای پنهانکردن این جنایتها و جلوگیری از ثبت حقیقت است و اقدامات جمهوری اسلامی را نقض آشکار و نظاممند تمامی حقوق بنیادین بشر، از جمله حق زندگی، آزادی، کرامت انسانی و امنیت و مصداق روشن جنایت علیه بشریت خواندند.

بیش از ۸۰۰ سینماگر، نویسنده و هنرمند شناختهشده از کشورهای مختلف با صدور بیانیهای مشترک، کشتار و شکنجه مردم ایران توسط جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سراسری اخیر را محکوم کردند.
در میان امضاکنندگان این بیانیه نام چهرههایی چون ژولیت بینوش و ماریون کوتیار، بازیگران فرانسوی، یورگوس لانتیموس، کارگردان یونانی، و فلورین زلر، نویسنده و فیلمساز فرانسوی، دیده میشود.
در این بیانیه آمده است که جمهوری اسلامی در پاسخ به اعتراضات گسترده و مسالمتآمیز مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بیعدالتی ساختاری، با گلوله جنگی، کشتار جمعی، بازداشتهای گسترده، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و قطع سراسری اینترنت واکنش نشان داده است.
امضاکنندگان تأکید کردهاند هیچ قدرت سیاسی حق ندارد برای حفظ بقای خود یا خاموش کردن حقیقت، مردم خود را به قتلعام بکشاند. آنها از نهادهای مستقل بینالمللی، جشنوارههای فیلم، موسسههای فرهنگی و هنری و جامعه جهانی فیلمسازان و هنرمندان خواستهاند که جنایتهای صورتگرفته در ایران را محکوم کنند و در روابط خود با جمهوری اسلامی بازنگری کنند.
در میان امضاکنندگان این بیانیه، نام سینماگران ایرانی شناختهشدهای همچون گلشیفته فراهانی، زر امیرابراهیمی، شیرین نشاط و سپیده فارسی نیز به چشم میخورد.





