یک مقام کاخ سفید چهارشنبه ۱۷ دی در مورد موضع ایالات متحده در قبال خیزش ملی ایرانیان به ایراناینترنشنال گفت رییسجمهوری آمریکا به صراحت گفته است اگر [حکومت] ایران به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را به طرز خشونتآمیزی بکشد، که این رویه همیشگی آنهاست، «ضربه سختی خواهند خورد.»
این مقام افزود که رییسجمهوری با اجرای عملیات "چکش نیمهشب" و "عزم مطلق" نشان داده است که به آنچه میگوید عمل میکند.
اشاره او به حملات ایالات متحده به سایتهای هستهای جمهوری اسلامی و بازداشت نیکلاس مادورو و همسرش بود.
ریک اسکات، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «قلبم واقعا با مردم ایران است» و افزود از «مردمی که فقط حقوق اولیه و حقوق انسانی میخواهند» حمایت میکند.
او در پاسخ به پرسشی درباره حمایت از معترضان داخل ایران گفت: «آنها زیر دست آیتالله و این رژیم خیلی سختی کشیدهاند. بنابراین من قطعا از مردمی که فقط حقوق اولیه و حقوق انسانی میخواهند حمایت میکنم. امیدوارم… امیدوارم که معترضان بتوانند به خواستههایشان برسند.»
اسکات در پاسخ به سوالی درباره تغییر رژیم در ایران گفت: «مردم ایران باید یک دولت دموکرات داشته باشند. آیتالله نباید بر آنها تاثیرگذار باشد. امیدوارم این اتفاق بیفتد.»
تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت که مردم آمریکا همراه و حامی مردم ایران هستند که علیه یک رژیم سرکوبگر، تئوکراتیک و فاسد جمهوری اسلامی به پا خاستهاند.
این سناتور جمهوریخواه آمریکا خامنهای را قاتل متعصب خواند و گفت که رژیم در جنگ ۱۲ روزه، بهشدت تضعیف شده است.
او اضافه کرد که دونالد ترامپ رهبری جسورانهای از خود نشان داد و نابود کردن تاسیسات هستهای ایران، از جمله اقداماتی است که بیش از هر چیز دیگری میتواند باعث برقراری صلح در ایران و در سراسر جهان شود.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، از چهار روز پیش، شبهنظامیان عراقیِ وابسته به حکومت ایران شروع به جذب نیرو برای کمک به نیروهای جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات در ایران کردهاند.
براساس این اطلاعات، تاکنون حدود ۸۰۰ نفر از شبهنظامیان شیعه عراقی به ایران اعزام شدهاند که تقریبا همه آنها از اعضای کتائب حزبالله، حرکة النجباء، سیدالشهدا و بدر هستند.
بر اساس این اطلاعات، مقامات دولت عراق از بسیج نیرو برای کمک به جمهوری اسلامی آگاه هستند، اما هنوز بهطور علنی واکنشی به آن نشان ندادهاند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که روند انتقال این نیروها از سه گذرگاه مرزی شلمچه، چذابه و خسروی انجام میشود و پوشش رسمی آن «سفر زیارتی به اماکن مقدس امام رضا در مشهد» عنوان شده است اما در عمل، این نیروها در پایگاه خامنهای در اهواز گرد هم میآیند و سپس برای مشارکت در سرکوب خشونتآمیز اعتراضات به مناطق مختلف اعزام میشوند.
شماری از شهروندان ایرانی نیز در ویدیوهایی که برای ایراناینترنشنال فرستادهاند بر این نکته تاکید کردهاند که برخی از ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی عربی حرف میزنند.
گزارشها از جذب نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی برای سرکوب مردم معترض در حالی منتشر میشود که در جریان اعتراضات سراسری در ۱۰ روز گذشته، شمار دیگری از شهروندان ایرانی بهدست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته و تعداد زیادی از جمله کودکان بازداشت شدهاند.
بهگزارش خبرگزاری هرانا، در جریان این اعتراضات دستکم ۳۶ نفر جان خود را از دست دادهاند که چهار نفر از آنان زیر ۱۸ سال بودهاند.
در همین حال، حمله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به دو بیمارستان در ملکشاهی ایلام و تهران، واکنشهای گستردهای را در داخل و خارج از ایران برانگیخته است.
وزارت امور خارجه آمریکا در صفحه فارسی خود در شبکههای اجتماعی از حمله به بیمارستان ملکشاهی بهعنوان «جنایتی آشکار علیه بشریت» یاد کرده است.
حملات به شهروندان غیرمسلح در حالی رخ میدهد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بهصراحت به رهبران جمهوری اسلامی هشدار داده است در صورتی که حکومت به روال همیشگی خود دست به کشتار معترضان بزند، آمریکا برای دفاع از شهروندان ایرانی اقدام خواهد کرد.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ۱۳ دی، یک روز پس از اولین هشدار ترامپ، بر سرکوب معترضان تاکید کرد و گفت که «باید آنان را سر جای خود نشاند».
سابقه حضور نیروهای نیابتی برای سرکوب مردم ایران
این نخستین بار نیست که گزارشهایی از حضور نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در ایران برای سرکوب معترضان منتشر میشود.
ایراناینترنشنال ۱۰ آبان ۱۴۰۱ در میانه خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی گزارش داد که یک پرواز اختصاصی از فرودگاه بغداد، روز دوشنبه ۹ آبان تعدادی از نیروهای حشدالشعبی و کتائب حزبالله عراق را به مشهد منتقل کرد.
در آن زمان منابع مطلع گفتند که نزدیک به ۱۵۰ تن با یونیفرم ویژه به احتمال قوی برای سرکوب اعتراضات به مشهد اعزام شدهاند.
پیش از آن و در سالهای گذشته نیز اخباری از اعزام نیروهای سرکوبگر به ایران از کشورهای مورد حمایت جمهوری اسلامی از جمله لبنان، منتشر شده بود.

مارکوین مولین، سناتور جمهوریخواه در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد که ایالات متحده از مردم ایران در مسیر دستیابی به آزادی حمایت میکند، اما این حمایت بهمعنای تلاش برای «تغییر رژیم» یا اعزام نیروهای نظامی آمریکا به ایران نیست.
او گفت: «در هرجایی که مردم میخواهند آزادیشان را پس بگیرند و آزادی را به کشوری که زمانی آن را داشته بازگردانند، مثل ایران، ما از آن حمایت میکنیم. پیش از سقوط شاه در سال ۱۹۷۹، ایران شریک بسیار خوبی برای ایالات متحده بود و روابط تجاری و سیاسی گستردهای میان دو کشور وجود داشت. امیدوارم مردم ایران دوباره بتوانند آزادی را برای خودشان احیا کنند. ما همیشه از آزادی حمایت میکنیم، نه از دیکتاتوری.»
او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حمایت از اقدام نظامی آمریکا در ایران گفت:«موضوع، تغییر رژیم نیست. موضوع این است که مردم ایران حق داشته باشند نوع حکومتی را که میخواهند انتخاب کنند. این معنای واقعی دموکراسی است. ما همیشه از آزادی حمایت میکنیم، اما این به آن معنا نیست که آمریکا نیروی نظامی به کشورها بفرستد یا وارد جنگ شود.»
اجماع بر سر «نگرانی از جمهوری اسلامی»، اختلاف بر سر روش
در واشینگتن، هرچند درباره نحوه برخورد با جمهوری اسلامی اختلاف دیدگاه وجود دارد، اما در یک نکته تقریبا همگرایی دیده میشود: نگرانی نسبت به ابعاد هستهای و موشکی برنامههای جمهوری اسلامی.
جمهوریخواهان عموما معتقدند بازدارندگی واقعی تنها از مسیر نمایش قدرت و حفظ آمادگی برای اقدام نظامی به دست میآید. در مقابل، دموکراتها بیشتر بر استفاده از ابزارهای دیپلماتیک، سازوکارهای نظارتی و نقش کنگره در کنترل تصمیمات جنگی تاکید دارند.
با این حال، هر دو طیف میپذیرند که بیتوجهی به روندهای نظامی و هستهای ایران میتواند پیامدهای امنیتی جدی برای آمریکا و متحدانش داشته باشد و همین موضوع پیام مهمی برای تهران به همراه دارد.
پیوند سیاست داخلی ایران با معادلات امنیتی جهانی
ادامه اعتراضها در ایران باعث شده پرونده جمهوری اسلامی تنها در چارچوب برنامه هستهای یا نقش منطقهای آن تحلیل نشود، بلکه ابعاد حقوق بشری و داخلی نیز بیش از گذشته به سیاست خارجی گره بخورد.
اکنون موضوع ایران در سطحی قرار گرفته که همزمان به چند حوزه مرتبط است: حقوق بشر، ثبات منطقهای، امنیت انرژی و حتی رقابت ژئوپولیتیک میان قدرتهای بزرگ. در چنین شرایطی، نحوه برخورد حکومت ایران با معترضان داخلی میتواند بهطور مستقیم بر نوع نگاه و تصمیمسازیهای بینالمللی تاثیر بگذارد.
هرگونه سرکوب خشن میتواند هزینههای سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی را افزایش دهد و زمینه را برای فشارهای بیشتر فراهم کند، در حالیکه کاهش تنش داخلی ممکن است به کاهش حساسیتهای خارجی نیز کمک کند.
بازداشت مادورو تنها یک عملیات محدود در آمریکای لاتین تلقی نمیشود، بلکه بخشی از پیامی وسیعتر به کشورهایی است که در واشینگتن بهعنوان چالشگران اصلی سیاست خارجی آمریکا شناخته میشوند؛ از جمله جمهوری اسلامی.

با شدت گرفتن اعتراضات در ایران و افزایش نگرانیها از برخوردهای خشونتآمیز حکومت، سناتور مارک وارنر، از چهرههای ارشد حزب دموکرات، تاکید کرد شجاعت مردم ایران «فوقالعاده و الهامبخش» است اما هشدار داد که واشینگتن باید با دقت عمل کند تا در مسیر مداخله مستقیم نظامی قرار نگیرد.
وارنر دوشنبه ۱۵ دی به ایراناینترنشنال گفت: «طی سالهای گذشته بارها شاهد بودهایم که دولت ایران در مواجهه با اعتراضهای خیابانی به خشونت متوسل شده است - از جمله پس از کشتهشدن مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ و پیش از آن در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸.»
به گفته او، این سابقه باعث شده است که نگرانیها درباره خطر تکرار خشونت افزایش یابد.
او در ادامه گفت: «دل من با مردم ایران است. شجاعتی که آنها نشان میدهند - اینکه با وجود خطر سرکوب، برای مطالبه زندگی بهتر به خیابان میآیند - واقعا فوقالعاده است. اما همین تجربههای گذشته باعث میشود نگران باشیم که رژیم بار دیگر به خشونت متوسل شود. باید بررسی کنیم که چگونه میتوانیم بیش از حمایت صرفا لفظی، در کنار مردم ایران بایستیم؛ بدون آنکه اوضاع از کنترل خارج شود.»
این سناتور دموکرات در عین حال تاکید کرد که حمایت جامعه جهانی از مطالبات مدنی مردم ایران باید در چارچوب قواعد بینالمللی و بدون تشدید تنش نظامی انجام شود.
تغییر رژیم و مرز باریک میان حمایت سیاسی و دخالت نظامی
وارنر در پاسخ به پرسشی در مورد تغییر رژیم در ایران و اینکه آیا او از ایده «تغییر رژیم بهدست آمریکا» حمایت میکند یا نه، گفت: «من فکر میکنم مردم ایران بهوضوح دوست دارند حکومتی متفاوت داشته باشند. هر بار که در چارچوب محدود سیستم موجود فرصت رای دادن پیدا کردهاند، به گزینههایی گرایش نشان دادهاند که در مقایسه با وضعیت موجود، کمی اصلاحطلبتر بودهاند. اما این هم واقعیت است که مردم آمریکا تمایل ندارند کشورشان وارد جنگهای تازه در نقاط مختلف جهان شود.»
او در ادامه گفت: «در زمان انتخابات، آقای ترامپ وعده داده بود مداخلات خارجی آمریکا کاهش پیدا کند، اما اکنون به نظر میرسد در مسیری متفاوت حرکت میکند؛ چه در نیجریه و چه در ونزوئلا. و من مطمئن نیستم چنین روندی مورد استقبال مردم آمریکا باشد.»
دو نگاه متفاوت در واشینگتن
اکنون در فضای سیاسی آمریکا میتوان دو رویکرد کلی نسبت به ایران را تشخیص داد؛ دو رویکردی که لزوما همیشه حزبیِ ۱۰۰ درصد نیستند، اما در عمل، بیشتر با دو جناح اصلی قدرت در واشینگتن همپوشانی دارند و جهتگیری سیاست را شکل میدهند.
رویکرد نخست را میتوان «فشار حداکثری و فرصتمحور» نامید؛ رویکردی که در میان بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان و برخی حلقههای نزدیک به دولت دونالد ترامپ پررنگتر است.
در این نگاه، ترکیب سه عامل اعتراضهای داخلی، فشار شدید اقتصادی و انزوای سیاسی، بهعنوان یک «فرصت تاریخی» برای تضعیف یا حتی فروپاشی ساختار کنونی قدرت در ایران دیده میشود.
طرفداران این رویکرد معتقدند تحریمهای مالی و نفتی، محدود کردن دسترسی تهران به نظام بانکی جهانی و برجستهکردن نقض حقوق بشر، در کنار پیامهای تند و تهدیدآمیز، میتواند حاکمیت را در موقعیتی قرار دهد که یا ناچار به تغییر رفتار شود یا با موجی غیرقابلکنترل از نارضایتی داخلی روبهرو گردد.
در این چارچوب، خیابانهای ملتهب ایران بهنوعی «تکمیلکننده» فشار بیرونی تلقی میشود؛ یعنی هرچه اقتصاد تحت فشار بیشتری قرار گیرد و حکومت در صحنه بینالمللی منزویتر شود، احتمال عبور جامعه از حاکمیت کنونی بیشتر خواهد شد.
در مقابل، رویکرد دوم که میتوان آن را «احتیاطمحور و ثباتگرا» توصیف کرد، بیشتر در میان دموکراتها و بخشی از جمهوریخواهان میانهرو دیده میشود؛ هرچند همه اعضای این طیف دقیقا موضعی یکسان ندارند.
در این نگاه، حمایت از مردم ایران و به رسمیت شناختن شجاعت معترضان، امری بدیهی و ضروری تلقی میشود، اما این حمایت نباید بهگونهای طراحی شود که در عمل، آمریکا را یکقدم دیگر به سمت مداخله نظامی یا رویارویی مستقیم با ایران سوق دهد.
طرفداران این رویکرد بر این نکته تاکید میکنند که هرگونه اقدام نظامی - حتی اگر در ابتدا محدود و «نمادین» تعریف شود - میتواند بهسرعت به بیثباتی گستردهتر در منطقه، درگیریهای زنجیرهای و هزینههای انسانی و مالی سنگین منجر شود. تجربههایی که در افغانستان، عراق و لیبی هنوز در حافظه سیاستمداران و افکار عمومی آمریکا زنده است.
سناتور وارنر، بهعنوان رییس کمیته اطلاعات سنا و یکی از چهرههای بانفوذ در ساختار تصمیمسازی واشینگتن، بهوضوح در این طیف دوم جای میگیرد.
موضع او نمونهای از تلاش برای ترسیم یک خط باریک است: همزمان تاکید بر همدلی با مردم ایران و محکومیت سرکوب، و هشدار نسبت به افتادن در مسیری که پایان آن میتواند یک جنگ تمامعیار دیگر در خاورمیانه باشد.





