فشار حکومت به خانواده شایان اسداللهی، معترض جان باخته در ازنا


بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر شایان اسداللهی، جوان معترض ۲۸ ساله، که در جریان اعتراضات مردمی در شهر ازنا در استان لرستان، شامگاه پنجشنبه ۱۱ دیماه، با تیراندازی ماموران امنیتی کشته شد، تاکنون به خانواده تحویل داده نشده.
یک منبع آگاه نزدیک به خانواده، به ایران اینترنشنال، گفت مقامات اطلاعات سپاه پاسداران، نیرو انتظامی و حوزه بسیج مالک اشتر ازنا، خانواده اسداللهی را تحت فشار گذاشتهاند تا
آنان را مجبور کنند مسئولیت کشته شدن شایان را بر دوش معترضان بگذارند و این جوان معترض کشته شده را «بسیجی» و «شهید» اعلام کنند.
این منبع به ایران اینترنشنال گفت که خانواده اسداللهی این پیشنهادها را نپذیرفتهاند.
شایان با کار آرایشگری و فعالیت در حوزه ارزهای دیجیتال هزینه زندگی مادر و خواهرش را تأمین میکرد. پدر، برادر و عموی شایان حدود یک سال پیش در یک تصادف رانندگی جان باختند.

پنج تشکل کارگری و بازنشستگان در بیانیههایی از اعتراضات سراسری حمایت کردند. اتحادیه آزاد کارگران ایران این اعتراضات را «انقلاب» نامید که از حرکت و پیشروی باز نخواهد ایستاد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران در یک بیانیه در مورد اعتراضات سراسری خواستار «حضور موثر» کارگران سراسر کشور، بهویژه در صنایع کلیدی چون نفت، فولاد و خودروسازی «در تحولات سیاسی کشور» شد و اعتراضات در ایران را «انقلاب» نامید.
این تشکل کارگری نوشت: «آنچه که امروز در خیابانهای شهرهای مختلف درجریان است، فریاد مردمی به جان آمده از فقر و فلاکت؛ تورم و گرانی، اختناق و سرکوب، زن ستیزی، فروپاشی اقتصادی، اضمحلال و بهتباهی کشیده شدن بنیانهای زندگی اجتماعی و نتیجه تحمیل خشنترین و سرکوبگرانهترین شکل از بیحقوقی بر مردم ایران است.»
اتحادیه آزاد کارگران ایران افزود: «این خیزش در تداوم خیزشهای مردمی سالهای گذشته که بیرحمانه توسط حکومت جمهوری اسلامی سرکوب و به خون کشیده شدند، برگ دیگری از تلاش و مبارزه جانفشانانه مردم ایران برای پایان دادن به جهنم موجود و شکلدهی به جامعهای دموکراتیک، آزاد، مرفه و عاری از تبعیض، ستم و استثمار است.»
در این بیانیه تاکید شد که «حکومت جمهوری اسلامی که دیگر حتی قادر نیست ابتداییترین نیازمندیهای متضمن زیست و بقای یک جامعه انسانی از قبیل آب و برق، انرژی و هوای سالم را نیز تامین کند، همچنان بر طبل بقای ننگین خود و تداوم ویرانسازی کشور میکوبد و با گسیل نیروهای سرکوب به خیابانها و به خون کشیدن اعتراضات مسالمت آمیز مردم، تلاش دارد این بار نیز از موج توفنده و زیر و رو کننده تحولخواهی بنیادین مردم ایران گذر کند.»
اتحادیه آزاد کارگران ایران تاکید کرد واقعیت این است که «مردم خسته و از هستی ساقط شده ایران دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و برای صباحی کوتاه نیز حاضر به تحمل شرایط نکبتبار کنونی نیستند و از سوی دیگر، حکومت نیز قادر به حتی ذرهای بهبود شرایط به غایت فلاکتبار موجود نیست.»
این تشکل کارگری، اعتراضات در خیابانها و شهرهای مختلف ایران را «یک انقلاب» توصیف کرد؛ «انقلابی که چه بسا فراز و فرودها و افت و خیزهای خود را داشته باشد اما از حرکت و پیشروی باز نخواهد ایستاد.»
در این بیانیه تاکید شده است که بنیانهای این انقلاب عظیم اجتماعی و سیاسی در جنبشهای بزرگ اجتماعی مدرنی چون جنبش کارگری، جنبش معلمان، علیه اعدام و حقوق بشر، بازنشستگان و جنبش زنان است.
چهار تشکل کارگری و بازنشستگان: سرکوب، صدای اعتراض تودهها را خاموش نخواهد کرد
چهار تشکل کارگری و بازنشستگان در بیانیهای حمایت خود را از «اعتراضات حقطلبانه تودههای مردم» ابراز داشتند. سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، کارگران بازنشسته خوزستان و گروه اتحاد بازنشستگان در یک بیانیه مشترک اعلام کردند: «انفجار مجدد خشم و اعتراضات اقشار مختلف مردم در بسیاری از شهرها نشان از نابسامانیها، نابرابریهای غیر قابل تصور و تحمل و وضعیت بهشدت بحرانی زندگی تودهها دارد.»
این چهار تشکل تاکید کردند: «هرچه از عمر جمهوری اسلامی میگذرد، تودههای مردم به ویژه کارگران، معلمان، زحمتکشان شهر و روستا، زنان، جوانان و ملتهای زیر ستم بیش از پیش در مییابند که تحت این حاکمیت روی آرامش، آسایش و رفاه اجتماعی نخواهند دید و هیچ آینده روشنی برایشان قابل تصور نیست.»
آنها «فقر مطلق، تورم روزافزون و گرانی افسار گسیخته» را ناشی از «ساختار نظام بحرانزده سرمایهداری» دانستند و افزودند :«جمهوری اسلامی نه میخواهد و نه میتواند بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را کاهش دهد زیرا از یک سو، حیات و بقای این نظام مبتنی بر پایه استثمار و ستم سرمایهداری است و از سوی دیگر، سیاستهای حاکم و عملکرد رژیم، عواملی هستند که در تشدید و گسترش بحرانها بسیار مؤثرند.»
این تشکلها با اشاره به این نکته که هر تلاش برای تغییر و تحول مثبت در جامعه میتواند لرزه بر بنیان حاکمیت بیندازد و آن را با مخاطره جدی روبرو سازد، نوشتند: «از این رو، جمهوری اسلامی با هرگونه خواست اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کارگران و تودههای زحمتکش به شدت مخالفت میورزد و هر تلاش و مبارزه برای ابتداییترین خواستهها را با سرکوب و کشتار پاسخ میگوید.»
در این بیانیه اشاره شد که «راهحل سرکوب» ممکن است دیکتاتورها را با امید خاموش کردن هر صدای آزادیخواه بهطور موقت خرسند سازد؛ اما این امیدواری کاذب است و صدای اعتراض تودهها خاموش نخواهد شد و مبارزه طبقات استمرار مییابد.
این چهار تشکل در اثبات این موضوع به جنبشهای اعتراضی سالیان اخیر اشاره کردند و افزودند: «در سیاهترین سالهای سرکوب نیز رژیم هرگز قادر نبوده است خاموشی و تسلیم تودهها را بر جامعه مستولی نماید.»
آنها در این بیانیه تاکید کردند: «پیروزی نهایی در گروه همبستگی و انسجام مبارزاتی و تقویت صفوف مبارزان، نیروهای مترقی و آزادیخواه و همیاری کارگران و زحمتکشان است.»
پیش از این نیز سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و شورای بازنشستگان ایران همراه با شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگیان ایران و شماری از تشکلهای صنفی معلمان حمایت خود را از اعتراضات سراسری اعلام کردهاند.

دستگیری نیکلاس مادورو با مداخله مستقیم آمریکا در ونزوئلا، فراتر از آمریکای لاتین، بهسرعت به موضوعی برای تحلیلهای متفاوت در رسانههای بینالمللی تبدیل شد؛ این رسانهها از جمله این سوال را مطرح کردهاند که آیا آمریکا به سیاست تغییر رژیم در کشورهای دیگر بازگشته است؟
در برخی دیگر از تحلیلها، سقوط حکومت اقتدارگرای ونزوئلا روایت شده و در پی آن روند رخدادها و ریشههای آن واکاوی شده است که چه اتفاقی در ونزوئلا باعث دستگیری و در نتیجه سقوط حکومت اقتدارگرای مادورو شد؟
برخی رسانهها نیز پیامدهای سقوط دولت ونزوئلا را فراتر از کاراکاس، در سطح نظم بینالمللی و موازنههای ژئوپلیتیکی بررسی کردند.
مرور تحلیلهای منتشرشده در رسانههای بینالمللی نشان میدهد که اختلاف دیدگاهها نه بر سر این پرسش که «چه اتفاقی افتاد»، بلکه در پاسخ به این پرسش است که «این اتفاق چه معنایی دارد».
در یکسو، تحلیلهایی قرار دارند که اقدام ایلات متحده را ضروری ارزیابی کردهاند و در سوی دیگر، رسانههایی هستند که آن را نشانه تضعیف قواعد حقوق بینالملل و احیای سیاست «مداخلهگرایانه» ارزیابی کردند.
آمریکا هنوز هم آماده است از ابزار سخت استفاده کند
وبسایت یورونیوز انگلیسی، بدون تمرکز بر ابعاد نظامی عملیات، بر پیامدهای ژئوپلیتیکی سقوط مادورو تاکید دارد.
از نگاه این رسانه، حذف مادورو تنها به معنای تغییر قدرت در ونزوئلا نیست، بلکه میتواند به تضعیف شبکهای از روابط سیاسی و اقتصادی منجر شود که طی سالها میان کاراکاس و بازیگرانی چون جمهوری اسلامی، روسیه و چین شکل گرفته است.
یورونیوز نوشت ونزوئلا با رهبری مادورو برای تهران صرفا یک شریک اقتصادی نبود، بلکه بخشی از راهبرد «حضور نمادین و سیاسی» در آمریکای لاتین محسوب میشد.
از این جهت، دستگیری مادورو میتواند پیام غیرمستقیمی به سایر متحدان آمریکا ارسال کند مبنی بر اینکه واشینگتن همچنان آماده استفاده از ابزار سخت برای بازتعریف موازنههای منطقهای است.
بازگشت به سیاست تغییر رژیم
از سوی دیگر، روزنامه بریتانیایی گاردین رویکردی انتقادیتر اتخاذ میکند. این روزنامه بریتانیایی در تحلیلهای خود، مداخله آمریکا در ونزوئلا را ادامه همان مسیری میداند که در دهههای گذشته با عنوان «تغییر رژیم» شناخته شده است.
به باور نویسندگان گاردین، حتی اگر مادورو رهبری اقتدارگرا و ناکارآمد تلقی شود، توسل به نیروی نظامی خارجی نهتنها مساله دموکراسی را حل نمیکند، بلکه خطر بیثباتی سیاسی و اجتماعی را افزایش میدهد.
این رسانه هشدار داد که تجربههای پیشین در آمریکای لاتین و خاورمیانه نشان داده است حذف ناگهانی راس قدرت، بدون سازوکار سیاسی داخلی، میتواند خلاء قدرت و درگیریهای جدید ایجاد کند.
گاردین همچنین تاکید کرد که اقدام آمریکا میتواند به الگویی خطرناک تبدیل شود؛ الگویی که به سایر قدرتها اجازه میدهد با استناد به «تهدید امنیتی»، مداخله مشابهی را در مناطق دیگر توجیه کنند.
نگاه عملگرایانه تلگراف
تلگراف، دیگر روزنامه بریتانیایی، با گرایش محافظهکارانه، تمرکز خود را بر ابعاد عملی و امنیتی عملیات آمریکا در ونزوئلا قرار داده است.
در تحلیل این روزنامه، دستگیری مادورو نشانهای از «قاطعیت» آمریکا در برابر رهبرانی است که از نظر واشینگتن تهدیدی برای امنیت منطقهای محسوب میشوند.
تلگراف در عین حال تاکید دارد که موفقیت در عملیات نظامی لزوما به معنای موفقیت سیاسی نیست. از نگاه این رسانه، چالش اصلی تازه پس از دستگیری مادورو آغاز میشود؛ جایی که آمریکا و متحدانش باید با مساله انتقال قدرت، بازسازی نهادها و جلوگیری از فروپاشی امنیت داخلی ونزوئلا روبهرو شوند.
در این چارچوب، تلگراف بیش از آنکه وارد بحث حقوق بینالملل شود، بر «هزینه و فایده» مداخله تمرکز دارد و میپرسد آیا آمریکا آمادگی پرداخت هزینههای بلندمدت چنین اقدامی را دارد یا نه.
بازتاب شکاف داخلی در آمریکا
تحلیل نیویورک تایمز بیش از آنکه بر خود ونزوئلا متمرکز باشد، بازتابدهنده شکافهای سیاسی در داخل آمریکا است. این روزنامه نشان میدهد که مداخله در ونزوئلا چگونه به موضوعی برای مناقشه میان جریانهای سیاسی تبدیل شد؛ جایی که حامیان ترامپ آن را نشانه رهبری قاطع میدانند و منتقدانش از خطر ماجراجویی نظامی سخن میگویند.
از منظر نیویورک تایمز، پرونده ونزوئلا نمونهای از این واقعیت است که سیاست خارجی آمریکا بهشدت تحت تاثیر قطببندی داخلی قرار گرفته و تصمیمهای کلان، بیش از گذشته، رنگ و بوی رقابتهای سیاسی داخلی به خود گرفتهاند.
بازداشت مادورو یک حرکت نمادین است
اسرائیلهیوم، با تمرکز بر خاورمیانه، سقوط مادورو را از زاویه تاثیر آن بر موقعیت ایران تحلیل میکند.
در این روایت، ونزوئلای مادورو یکی از معدود متحدان ثابت تهران در نیمکره غربی بهشمار میرود که در آن حذف مادورو میتواند دامنه نفوذ جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین را محدود کند.
این رسانه سقوط مادورو را بخشی از رقابت گستردهتر میان آمریکا و متحدانش با محورهایی میداند که از سوی واشینگتن بهعنوان «چالشگران نظم غربی» تعریف میشوند.
در این چارچوب، دستگیری مادورو نه صرفا یک اقدام منطقهای، بلکه حرکتی نمادین در یک رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر تلقی میشود.
اختلاف اصلی تحلیلها در کجاست؟
بررسی مجموع این دیدگاهها نشان میدهد اختلاف رسانههای غربی بر سه محور اصلی متمرکز است:
نخست، مشروعیت؛ اینکه آیا آمریکا حق دارد بدون اجماع بینالمللی دست به چنین اقدامی بزند یا نه؟
دوم، کارآمدی؛ اینکه آیا حذف یک رهبر اقتدارگرا لزوما به بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور منجر میشود؟
سوم، پیامدهای بلندمدت؛ از بیثباتی منطقهای گرفته تا تاثیر بر نظم جهانی و روابط قدرتهای بزرگ.
دستگیری مادورو، از نگاه رسانههای غربی، بیش از آنکه یک پایان باشد، آغاز یک پرسش بزرگ است؛ آیا جهان به سمت عادیسازی مداخلات مستقیم قدرتهای بزرگ حرکت میکند یا این رویداد واکنشی استثنایی به شرایطی خاص است؟
آنچه در همه این تحلیلها مشترک به نظر میرسد، تاکید بر این واقعیت است که پیامدهای این تحول، محدود به مرزهای ونزوئلا نخواهد ماند.
قرار است شورای امنیت سازمان ملل متحد صبح دوشنبه ۱۵ دی یک نشست اضطراری را در مورد عملیات نظامی ایالات متحده در ونزوئلا برگزار کند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس این خبر را به نقل از یک دیپلمات اعلام کرد و نوشت که این نشست پس از درخواست کلمبیا و حمایت چین و روسیه برگزار میشود.
بر اساس این گزارش، کلمبیا که جمعه ۱۲ دی دوره دو ساله عضویت خود در شورای امنیت را آغاز کرد، همچنین درخواست کرده بود که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، در ارائه گزارش به شورا در مورد تحولات شرکت کند.
اعتراضات در ایران برای هفتمین روز پیاپی در شب و روز شنبه ۱۳ دی ادامه یافت.
با وجود سرکوبها، تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مردم در شهرهایی چون تهران، کرج، مرودشت، قزوین و اصفهان تا دیر وقت علیه جمهوری اسلامی شعار دادهاند.

حزب کومله کردستان با انتشار اطلاعیهای، به تداوم اعتصابات صنفی کسبه و بازاریان تهران و گسترش آن به شهرها و استانهای دیگر خبر داد و ریشه آن را سقوط بیسابقه ارزش ریال، تورم لجامگسیخته و بحران عمیق اقتصادی ناشی از سیاستهای ناکارآمد جمهوری اسلامی دانست.
در این اطلاعیه آمده است این اعتراضات که ابتدا ماهیتی اقتصادی داشت، بهسرعت به اعتراضات سیاسی و خیابانی گسترده تبدیل شد و مردم ایران بار دیگر با شعار «مرگ بر دیکتاتور» نارضایتی خود را ابراز کردند.
حزب کومله سرکوب خشن، تیراندازی مستقیم و کشته و زخمی شدن معترضان را محکوم کرد.
این حزب خیزش کنونی را ادامه اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» دانست.
حزب کومله در پایان، ضمن حمایت قاطع از اعتراضات، خواستار پیوستن همه اقشار به اعتصابات سراسری و فشار جامعه جهانی برای توقف سرکوبها شد.





