مدیرعامل انجمن تالاسمی: خانواده بیماران خاص برای تامین دارو به فروش اعضای بدن فکر میکنند
کمبود گسترده دارو، صفهای طولانی و افزایش بیوقفه قیمتها در حالی میلیونها بیمار را گرفتار کرده که ذخایر دارویی کشور به زیر یک ماه رسیده است. بر اساس گزارش رسانهها، حذف ارز ترجیحی بیماران خاص، برخی خانوادهها را در آستانه فروش اعضای بدن برای نجات جان فرزندانشان قرار داده است.
همزمان با هشدار سازمان غذا و دارو درباره سقوط ذخایر دارویی کشور به زیر یک ماه، دولت در تصمیمی ناگهانی ارز ترجیحی داروهای وارداتی و تجهیزات بیماران خاص را حذف کرده است؛ اقدامی که انجمن تالاسمی آن را «مهر تایید بر مرگ بیماران» توصیف میکند.
روزنامه پیام ما چهارشنبه ۱۹ آذر گزارش داد افزایش قیمتها و کمبود دارو با رشد نرخ ارز، فشار مضاعفی ایجاد کرده و خانوادههای بیماران توان تامین داروهای حیاتی را از دست دادهاند.
این روزنامه به نقل از انجمن تالاسمی نوشت حذف ارز ترجیحی، زندگی ۲۰ هزار خانواده دارای فرزند تالاسمی را در معرض خطر قرار داده است.
یونس عرب، مدیرعامل این انجمن، میگوید با انتقال برخی داروها از «تالار یک» به «تالار دو»، واردات آنها به سه تا چهار برابر نقدینگی بیشتری نیاز دارد و بیمهها بهدلیل بدهیهای سنگین قادر به جبران این هزینهها نیستند.
او هشدار میدهد برخی خانوادهها برای خرید داروی فرزندشان حتی پیشنهاد «فروش کلیه یا قرنیه» میدهند.
بحران دارو، علاوه بر تالاسمی، بیماران سیستینوزیس را نیز دچار مشکل کرده است. این بیماران و خانوادههایشان دو ماه گذشته چندین بار بهدلیل جهش قیمت داروی «سیستاگون» مقابل وزارت بهداشت تجمع کردهاند.
بیماران مبتلا به بیماریهای خودایمنی نیز از نایابشدن داروهایی مانند متوترکسات خبر میدهند؛ داروهایی که قطع آنها حتی یک روز نیز ممکن نیست.
مقامات سازمان غذا و دارو میگویند موجودی کارخانهها و شرکتهای پخش بهشدت کاهش یافته و دهها قلم داروی حیاتی با کمبود مواجه است.
انجمن پخش دارو گزارش داده مطالبات معوق این صنعت از دولت و بیمارستانها به ۱۵۷ هزار میلیارد تومان رسیده است.
این وضعیت میتواند در هفتهها و ماههای پیشرو کمبودها را تشدید و خطوط تولید دارو را متوقف کند.
گرانی، صفهای طولانی و بیمارانِ بیدارو
روزنامه شرق ۱۹ آذر با استناد به گزارشی میدانی از چند داروخانه بزرگ و محلی تهران نوشت کمبود دارو، گرانی لحظهای قیمتها و تاخیر بیمهها، دسترسی مردم به داروهای ضروری را به شدت مختل کرده است.
در «داروخانه مرکزی هلالاحمر» صفهای طولانی، صندلیهای پر و مراجعهکنندگان خسته، تصویری آشناست.
داروسازان میگویند مصرف خودسرانه داروهای اعصاب و روان بالا رفته و همین موضوع، کمبود این داروها را تشدید کرده است.
کمبود آنتیبیوتیکها، وارفارین و بسیاری از داروهای سرطان باعث شده بیماران ساعتها در صف بایستند و حتی در نهایت دست خالی برگردند.
بسیاری از مراجعهکنندگان میگویند دارو میرسد اما آنقدر کم است که ظرف چند ساعت تمام میشود.
در داروخانههای محلی مانند «ابنیمین» در دریاننو نیز شرایط مشابه است؛ بیماران دیابتی یا افراد نیازمند داروهای اعصاب میگویند روزهاست میان داروخانههای مختلف سرگرداناند.
مدیر داروخانه تاکید میکند کمبود دارو بهجای خود، مشکل اصلی این است که بیمه تامین اجتماعی، پرداختهایش را هر سه ماه یا حتی پنج ماه یکبار انجام میدهد.
این تاخیرها باعث شده بسیاری از داروخانههای خصوصی از همکاری با بیمه سر باز بزنند و بیماران برای خرید داروهای چندمیلیونی مجبور به تحمل صفهای بلند داروخانههای دولتی شوند.
در مناطق دیگر تهران، از کارون شمالی تا میدان فردوسی، روایتها مشابهاند؛ مردم بسیاری از داروهای نسخهشان را حذف میکنند، مکملها و ویتامینها را نمیخرند و حتی داروهای ضروری را «انتخابی» برمیدارند تا هزینه کمتر شود.
افزایش قیمت روزانه داروها، فروش بدون نسخه آنتیبیوتیک و کمبود داروهای اعصاب، بخشی از این چرخه است.
همزمان شکلگیری بازار سیاه و ناتوانی بیمهها در پرداخت معوقات، فشار مضاعفی بر داروخانهها وارد کرده است.
هشدار درباره افزایش فهرست داروهای کمیاب
نمایندگان مجلس میگویند با ادامه این روند، طی سه ماه آینده فهرست داروهای کمیاب بیشتر خواهد شد.
محمد عبدهزاده، رییس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران، ۱۸ آذر با اشاره به مشکلات تامین ارز گفت در ماههای آینده هم کمبود دارو به دلیل وضعیتی فعلی، شدیدتر میشود.
او افزود: «وقتی ارز حواله یا به موقع تامین نمیشود، مواد اولیه دارو یا کلا وارد کشور نخواهد شد یا به شکل منظم تامین نمیشود و نتیجه آن کمبود دارو در کشور است.»
به گفته عبدهزاده، جمع مطالبات شرکتهای داروسازی از شرکتهای دولتی و خصوصی و داروخانههای هر دو بخش به بیش از ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
شرق نوشت بیمارانی که برای داروهای حیاتی میان داروخانهها سرگرداناند، نگراناند اگر این چرخه معیوب ادامه پیدا کند، دسترسی به درمانهای ضروری از این هم دشوارتر شود.
در پی فعال شدن مکانیسم ماشه علیه جمهوری اسلامی و بازگشت تحریمها، گزارشهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است قیمت دارو در ایران، از داروهای خاص گرفته تا قرص و شربت سرماخوردگی، چندین برابر شده و شهروندان برای تهیه اقلام مورد نیازشان گاهی باید به چندین داروخانه سر بزنند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.