سخنگوی وزارت خارجه: ونزوئلا با یک جنگ و تهدید غیرقانونی از سوی آمریکا مواجه است
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت روابط تهران و کاراکاس بر پایه «احترام متقابل و منافع مشترک» تعریف شده است. او افزود: ونزوئلا در سالهای اخیر با «جنگ و تهدید غیرقانونی آمریکا» مواجه بوده است.
بقایی رد اظهارات واشینگتن درباره نقش ونزوئلا در قاچاق مواد مخدر را به ارزیابی «نهادهای بینالمللی» نسبت داد و گفت حتی در صورت صحت چنین ادعاهایی، منشور ملل متحد توجیهی برای استفاده از زور علیه این کشور ایجاد نمیکند.
او در واکنش به سوالی درباره مطرح شدن خروج اتباع ایرانی از ونزوئلا در گفتوگوی اخیر رییسجمهور آمریکا و رییسجمهور ونزوئلا، و احتمال پناه دادن ایران به مقامات ونزوئلایی در صورت ترک کشورشان، این پرسش را «توهینآمیز» توصیف کرد.
سخنگوی وزارت خارجه گفت: سفارت ایران در کاراکاس «فعال» است و از کشورهای اروپایی خواست در برابر «یکجانبهگرایی آمریکا» موضع بگیرند. او هشدار داد ادامه چنین رویکردی میتواند به تهدیدی گستردهتر برای نظم بینالمللی تبدیل شود.
کشف یک بمب عملنکرده آمریکایی از نوع «جیبییو-۳۹بی» در بیروت به بحرانی ژئوپولیتیک تبدیل شده است. مقامهای ایالات متحده میگویند اطلاعات این بمب میتواند در ارتقای سامانههای هدایت موشکهای «فاتح» یا پهپادهای گروههای نیابتی جمهوری اسلامی کاربرد داشته باشد.
وبسایت تحلیلی-خبری دیفنس فیدز دوشنبه ۱۰ آذر نوشت این رویداد نگرانیها درباره افتادن فناوریهای پیشرفته نظامی آمریکا به دست رقبای جهانیاش را افزایش داده است.
اسرائیل سوم آذر هشت بمب به محله حارهحریک، منطقهای تحت کنترل حزبالله در بیروت، شلیک کرد که یکی از آنها منفجر نشد و بهصورت سالم در محل سقوط کرد.
پیدا شدن این مهمات که گزارشها میگویند حزبالله و مقامهای لبنانی پیش از مداخله آمریکا آن را به دست آوردهاند، اکنون محور تنشهای دیپلماتیک میان واشینگتن، بیروت و بازیگران منطقهای شده است.
بمب جیبییو-۳۹بی از مهمترین سلاحهای دقیق ایالات متحده به شمار میرود؛ سلاحی کوچک و با طراحی پنهان که ارزش هر فروند آن بین ۷۰ تا ۹۰ هزار دلار است.
اما اهمیت واقعی آن به فناوریهای هدایت پیشرفته، سامانههای الکترونیکی پیچیده و مواد کامپوزیتیاش بازمیگردد؛ فناوریهایی که واشینگتن برای توسعه آنها سرمایهگذاری میلیارد دلاری کرده است.
این بمبها به جنگندههایی مانند اف-۱۵ای و اف-۳۵ امکان میدهند مهمات را با دقت از فاصله امن رها کنند.
عمل نکردن چنین بمبی رخدادی بسیار نادر است و از نگاه مقامهای آمریکایی «بدترین سناریو» محسوب میشود، زیرا پیدا شدن سالم آن امکان دسترسی رقبایی مانند جمهوری اسلامی، چین و روسیه به سامانههای ضداخلال جیپیاس و ریزالکترونیکهای کلیدی را فراهم میکند.
واشینگتن بیم دارد که این فناوریها زمینه مهندسی معکوس و تولید تسلیحات دقیق رقبا را تسریع کنند.
پس از تایید عمل نکردن بمب، آمریکا فورا از دولت لبنان خواست آن را بازگرداند و هشدار داد حزبالله یا جمهوری اسلامی ممکن است با استفاده از قطعات آن، توان موشکی و پهپادی خود را ارتقا دهند.
نگرانیهای واشینگتن ریشه در سابقه کشورهایی دارد که از بقایای تسلیحات غربی برای پیشبرد برنامههای نظامی خود استفاده کردهاند؛ از جمله اقدامات روسیه در اوکراین و سوریه، و همچنین چین در پروژههای مهندسی معکوس تجهیزات خارجی.
مقامهای آمریکایی میگویند اطلاعات این بمب میتواند در ارتقای سامانههای هدایت موشکهای «فاتح» یا پهپادهای گروههای نیابتی جمهوری اسلامی کاربرد داشته باشد.
در بحبوحه این نگرانیها، لبنان زیر فشار همزمان عوامل داخلی و خارجی گرفتار آمده است.
نفوذ حزبالله در منطقهای که بمب در آن پیدا شده، بازگرداندن آن به آمریکا را دشوار کرده و این نگرانی را برانگیخته است که این مهمات به ابزاری برای چانهزنی سیاسی یا بهرهبرداری تبلیغاتی بدل شود.
همزمان، دولت لبنان نگران آن است که عدم همکاری با واشینگتن، به تحریم یا کاهش کمکهای خارجی منجر شود.
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در لبنان (یونیفیل) برای میانجیگری در این رابطه اعلام آمادگی کرده است، اما این نهاد دسترسی محدودی به مناطق تحت کنترل حزبالله دارد.
دیفنس فیدز در ادامه گزارش خود نوشت ابعاد این حادثه فراتر از خاورمیانه است و برخی کشورها را به بازنگری در نحوه استفاده از مهمات پیشرفته در مناطق تحت درگیری واداشته است.
خطر دسترسی رقبا به مهمات هدایتشوندهای که بهطور سالم یافت میشوند، دکترین کنونی نظامی را به چالش میکشد.
این موضوع در آسیا نگرانیهایی درباره شتابگیری برنامه تسلیحاتی چین، بهویژه در حوزه سامانههای A2/AD، ایجاد کرده است که بر تسلیحات دقیق متکی هستند.
این موضوع برای شرکای آمریکا مانند ژاپن، کره جنوبی و فیلیپین که با تهدید فزاینده موشکی و پهپادی روبهرو هستند، زنگ خطری جدی به شمار میرود.
این رویداد همچنین میتواند سیاست صادرات تسلیحات آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد و روند کنترلها بر فروش مهمات پیشرفته به متحدان در خط مقدم مانند هند و سنگاپور را سختتر کند.
علاوه بر حزبالله، گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در یمن و عراق نیز میتوانند از این فناوریها سود ببرند.
به همین دلیل، برنامهریزان دفاعی در آسیا و اروپا بیسروصدا در حال ارزیابی دوباره روشهای حفاظت از فناوریهای حساس در میدانهای نبرد نیابتی هستند.
این حادثه همچنین به بحثهای تازهای درباره لزوم تعبیه سیستمهای خودنابودگر در مهمات پیشرفته دامن زده است؛ سازوکاری که در صورت عمل نکردن سلاح، قطعات حساس را غیرقابلبازیابی میکند.
پنتاگون اعلام کرده در نسل بعدی چنین مهماتی، طراحی سامانههای رمزگذاریشده و قابلیت غیرفعالسازی از راه دور را دنبال خواهد کرد.
احد وظیفه، رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی، با تشریح وضعیت کمسابقه بارشها در پاییز امسال اعلام کرد ایران «یکی از خشکترین پاییزهای پنج دهه اخیر» را تجربه کرده است.
او دوشنبه ۱۰ آذر چنین پاییز کمبارشی را در دورههای آماری «بسیار کمسابقه» خواند و گفت با گذشت حدود ۷۰ روز از پاییز، در بسیاری از نقاط کشور هیچگونه باران و برفی نیامده است.
وظیفه افزود: «من که نزدیک سه دهه در هواشناسی فعالیت دارم، چنین وضعی را رویت نکردهام و دادههای آماری پنج دهه گذشته هم همین را تایید میکنند.»
این مقام سازمان هواشناسی تاکید کرد خشکسالی بیسابقه تنها مختص ایران نیست و کشورهای منطقه نیز با شرایط مشابهی روبهرو شدهاند.
دادههای سازمان هواشناسی ایران نشان میدهد میانگین بارش کشور از ابتدای فصل تا هفتم آذر تنها ۳.۹ میلیمتر بوده است؛ رقمی که نسبت به میانگین بلندمدت از کاهش ۸۸.۳ درصدی حکایت دارد
پیشتر شماری از مقامها و کارشناسان هشدار داده بودند ایران در آستانه یکی از بحرانیترین سالهای آبی خود قرار دارد.
کارشناسان میگویند مشکل اصلی در سیاستهای جمهوری اسلامی، از سدسازیهای شتابزده تا کشاورزی ناکارآمد و مدیریت جزیرهای منابع، است که کشور را به آستانه «ورشکستگی آبی» رسانده است.
خبرگزاری ایسنا ۱۰ آذر با استناد به آخرین دادهها گزارش داد ورودی آب به مخازن سدهای کشور در مقایسه با سال گذشته ۳۸ درصد کاهش یافته است.
در حال حاضر حجم آب موجود در سدهای ایران تنها ۳۲ درصد ظرفیت کل آنها را تشکیل میدهد و میزان پرشدگی ۱۶ سد کشور کمتر از ۱۰ درصد است.
احتمال ورود سامانههای بارشی در هفته آینده و زمستان
رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در ادامه سخنان خود، با اشاره به احتمال تغییرات جوی بر اساس مدلها پیشبینی کرد از هفته جاری امواج بارشی وارد کشور شوند.
وظیفه توضیح داد بارشهایی که از ۱۰ آذر در سواحل شمالی و مناطق شمالغرب و غرب آغاز میشوند، هرچند شدید نیستند اما نسبت به شرایط کنونی یک تغییر به شمار میآیند.
به گفته او، موج دیگری از اواسط هفته آینده وارد کشور میشود و انتظار میرود تا پایان همان هفته بارندگیهای مناسبی در غرب، جنوبغرب و دامنههای جنوبی البرز از جمله تهران رخ دهد و «ارتفاعات شمال تهران بهطور کامل سفیدپوش شوند».
وظیفه افزود بارشهای زمستان «در محدوده نرمال» خواهد بود و برای جنوبغرب احتمال بارش «فراتر از نرمال» وجود دارد.
بر اساس پیشبینیها، بارش در بالادست به شکل برف است و این شرایط برای ذخیره آب در آینده مناسب در نظر گرفته میشود.
در روزهای اخیر، ابعاد تازهای از بحران کمآبی در ایران آشکار شده و این وضعیت زنگ خطر جدی را برای زندگی روزمره مردم و تداوم فعالیت بسیاری از صنایع به صدا درآورده است.
ایسنا هشتم آذر گزارش داد ایران در میانه یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخی خود در حوزه آب قرار گرفته و خشکشدن تالابها، افت بیسابقه رطوبت هوا، کاهش پوشش ابری و تشدید فرونشست زمین، تصویری نگرانکننده از آینده اقلیم کشور ترسیم میکند.
روزنامه پیام ما به نقل از سازمان محیطزیست گزارش داد غلظت ذرات معلق هوای تهران در روزهای اول تا ششم آذر حدود ۱۰ برابر حد مجاز جهانی بوده است. ترکیب دیزل فرسوده، سوزاندن ضایعات و سوخت پرگوگرد در کنار وارونگی دما از عوامل اصلی این آلودگی اعلام شده است.
این روزنامه با اشاره به مصرف سوخت با گوگرد بسیار بالا در نیروگاهها افزود: «پایش سوخت نیروگاههای تهران، البرز و قزوین نشان داد هیچکدام از آنها با استاندارد یورو۴ منطبق نیستند و در نیروگاههای پرند و ری میزان گوگرد تا ۱۰۰ برابر حد مجاز گزارش شده است. در نیروگاه دماوند نیز مقدار گوگرد بیش از ۱۰ برابر استاندارد استفاده میشود.»
پیام ما گزارش داد شهرری، باقرشهر، آزادگان و مناطق ۱۸ و ۲۲ تهران بیشترین غلظت آلایندهها را دارند و آلودگی از این مناطق به مرکز و جنوب تهران گسترش یافته است. این روزنامه تأکید کرد از ابتدای سال تا ۵ آذر ۱۴۰۴، میزان ذرات معلق در تهران ۱۳ درصد بیشتر از مدت مشابه سال ۱۴۰۳ بوده است؛ آماری که روند تشدید آلودگی در پایتخت را نشان میدهد.
این در حالی است که بر اساس اعلام شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، میانگین کیفیت هوای پایتخت هماکنون (۱۰ آذر) برای دهمین روز پیاپی در وضعیت «ناسالم برای همه گروهها» قرار دارد.
انتشار یک جمله کوتاه از آیتالله سیستانی، این روزها به دردسری بزرگ برای حکومت خامنهای تبدیل شده است؛ جملهای بهظاهر ساده، با پیامدهایی که میتواند برای ساختار مذهبی-امنیتی جمهوری اسلامی بسیار سنگین باشد: «من به مومنین توصیه میکنم پشت سر کسی که حقوق دولتی میگیرد نماز نخوانند.»
این توصیه فقهی، در پاسخ به پرسش سادهای مطرح شده بود: در برخی کشورهای اسلامی دولت به امامان جماعت حقوق میدهد؛ نظر شما در این باره چیست؟
پاسخ آیتالله سیستانی، فراتر از یک نظر فقهی معمول، به چالشی مستقیم برای مبانی حکومت مذهبی در ایران تبدیل شده است. او توضیح میدهد که دلیل توصیهاش به «نماز نخواندن» پشت سر امام جماعتی که از حکومت حقوق میگیرد، «حفظ جایگاه امام جماعت از هرگونه دخالت دولت، در اکنون و آینده» است.
همین چند خط، یک حمله بنیادین به مدل حکومتی است که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال بنا کرده است: حکومتی کردنِ روحانیت و خریدن وفاداری هزاران امام جمعه و امام جماعت با بودجه عمومی.
چرا این موضوع برای حکومت خامنهای دردناک است؟
پیش از ورود به این بحث، باید توجه کرد که برای بسیاری از مردم امروز ایران، اختلافات درونی نهاد موسوم به روحانیت اهمیتی ندارد؛ نه نگاه سیستانی برایشان جذاب است و نه نگاه خامنهای. ایرانیان پس از تجربه طولانی و پرهزینه حکومت دینی، تا حد زیادی از مباحث فقهی فاصله گرفتهاند و اختلافات میان اعضای این نهاد مذهبی نیز برای آنها اهمیت زیادی ندارد.
اینجا، نکته حائز اهمیت، پیامد سیاسی این فتوای سیستانی است، نه بحثهای درونحوزوی.
حتی نزد مذهبیهای سنتی که هنوز در مناسکی چون نماز جماعت شرکت میکنند، سیستانی مرجعی معتبر و بالاتر از خامنهای است. او از جایگاهی بالاتر میگوید که «وابستگی ساختاری روحانیت به دولت» محل اشکال است. این را میتوان ضربهای محکم به همان اندک مشروعیتی دانست که حکومت خامنهای میان گروههای محدودی از مؤمنان به تشیع حفظ کرده است.
به بیان روشنتر؛ سیستانی نه فقط امام جماعت حقوقبگیر را زیر سوال میبَرَد، بلکه در عمل کل ساختار مدل حکومتی ولایت فقیه را که بر همین امام جماعتها و امام جمعههای منصوب حکومت متکی است، به چالش میکشد.
جمهوری اسلامی چگونه روحانیت را وابسته کرد؟
بنیاد قدرت جمهوری اسلامی بر «وابستهسازی روحانیت» بنا شده است؛ سیستمی که در آن حدود ۳۰ هزار امام جماعت در مساجد، دهها هزار امام جماعت در ادارات دولتی، ۸۵۰ امام جمعه در شهرها و ۳۱ نماینده ولی فقیه در استانها مشغول به کارند.
بیشترِ امامان جماعت در ادارهها و امامان جمعه و نمایندگان ولی فقیه در سراسر کشور از دولت حقوق، امکانات، دفتر، راننده و جایگاه رسمی میگیرند. حکومت با این شبکه عظیم، پیامهای سیاسی خود را در سراسر کشور توزیع میکند.
اکنون آیتالله سیستانی میگوید به نماز ایستادن پشت سر این افراد توصیه نمیشود یا به عبارتی از نظر شرعی بهتر است پشت سر این افراد نماز نخواند.
این یعنی از مساجد محلات که عمدتا پایگاه های بسیج هستند تا نماز جمعههای مراکز استانها، همگی، زیر سوال رفتهاند.
برای مثال، کارمندان نهادها و وزارتخانهها میدانند که امام جماعت اداره معمولا فقط نزدیک اذان ظهر میآید، نیم ساعت نماز میخواند و حقوق و مزایا دریافت میکند. در بسیاری از ادارهها، نماز جماعت به ابزار کنترل و امتیازدهی اداری تبدیل شده است. اکنون سیستانی میگوید پشت سر چنین افرادی نباید نماز خواند.
نکته مهمتر این است که سیستانی از جایگاهی بالاتر و مستقل، دقیقا نقطهای را هدف گرفته است که خامنهای ۳۶ سال برای تثبیت آن تلاش کرده است: وابستهسازی کامل حوزههای علمیه به حکومت.
خامنهای با ایجاد شورای عالی حوزهها، مرکز مدیریت حوزهها و اختصاص بودجههای گسترده به آنها، استقلال مورد ادعای روحانیت شیعه را از بین برد. این روند چنان شدید بود که حتی بسیاری از روحانیان سنتی از «دولتی شدن کامل حوزهها» انتقاد کردهاند.
سیستانی اکنون در نقطه مقابل این سیاست ایستاده و میگوید که روحانیت اگر وابسته به حکومت شود، جایگاهش نابود میشود و مردم نباید پشت سر این روحانیون مواجب بگیر حکومت نماز بخوانند.
این سخن، نه تنها سلسلهمراتب امامان جماعت و جمعه را مخدوش میکند، بلکه در عمل ریشه نظری ولایت فقیه را هم هدف گرفته است.
پیام بزرگتر: ردد مدل حکومتی جمهوری اسلامی
نکته قابل توجه دیگر این است که سیستانی پس از سقوط صدام، با وجود قدرت و نفوذ اجتماعی گسترده، هیچ تلاشی برای ایجاد نسخهای از «ولایت فقیه» در عراق نکرد، چون این مدل را از اساس اشتباه و ناکارآمد میدانست.
امروز نیز با همین منطق میگوید روحانیت نباید در ساختار دولت حل شود؛ چیزی که ستون اصلی جمهوری اسلامی و مایه بقای آن است.
داوری مردم در قبال حکومت دینی
باید به نکتهای مهمتر بازگردیم: فارغ از آنچه سیستانی یا خامنهای میگویند، داوری مردم درباره حکومت دینی در ایران روشن است.
پس از چهار دهه تجربه تلخ، سیاه، خونین و شکست خورده جمهوری اسلامی، اکثریت جامعه نه تنها از حکومت دینی عبور کردهاند، بلکه معتقدند دین نباید نقشی در حکومت داشته باشد.
اگر انتخابات آزاد وجود داشت، مردم بهصراحت این ساختار حکومت دینی را کنار میگذاشتند؛ حقیقتی که تمام جناحهای جمهوری اسلامی، از اصولگرا تا اصلاحطلب، بهخوبی میدانند. به همین دلیل است که هیچکدام اجازه انتخابات آزاد نمیدهند.
دو رسانه اسرائیلی در تحلیلهایی جداگانهای با اشاره به اظهارنظر مقامهای جمهوری اسلامی و اسرائیل و اقدامات نظامی و سیاسی هر دو حکومت، نوشتند که دو کشور به سوی تقابلی بزرگتر از جنگ ۱۲روزه پیش میروند.
وبسایت اسرائیلی «جِیفید» یکشنبه نهم آذر، در تحلیل خود به سخنان یک مقام ارشد اسرائیلی که گفته بود این کشور قصد دارد تا پیش از پایان دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، حکومت ایران را سرنگون کند، اشاره کرد.
این رسانه که رویکرد آن معمولا همسو با جریانهای راستگرای اسرائیل ارزیابی میشود، همچنین به نقل از این مقام نوشت که اسرائیل خود را برای جنگی آماده میکند که شاید بسیار فراتر از رویارویی ۱۲روزه ادامه یابد.
پیشتر شبکه کان اسرائیل نیز به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی گفت که حاکمیت این کشور هدفی تعیین کرده یا قصد دارد هدفی تعیین کند تا در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، حکومت ایران را «وادار به واکنش یا فروپاشی کند.»
در این مطلب همچنین به آمده که اسرائیل تولید موشکی ایران را رصد میکند؛ تولیدی که میتواند امکان شلیک همزمان بیش از دو هزار موشک را برای بهچالشکشیدن سامانههای دفاعی فراهم کند.
در مقابل، اسرائیل هم در حال تقویت سامانههای دفاع هوایی، توان اطلاعاتی و توان تهاجمی خود است و اهدافی شامل تاسیسات هستهای ایران، سامانههای موشکی، عملیات پهپادی و پایگاههای دریایی در خلیج فارس را مدنظر دارد.
نویسنده این مطلب با اشاره به اینکه رهبر جمهوری اسلامی همچنان بهشکلی فزاینده اسرائیل را تهدید میکند، دلیل آن را «اشتیاق خامنهای و دیگر مقامهای جمهوری اسلامی به بازیابی اعتباری» میداند که در جریان جنگ با اسرائیل مخدوش شد.
درخواست از خامنهای برای تولید سلاح هستهای
وبسایت روزنامه «اسرائیل هیوم»، نیز در تحلیلی نوشت که جنگ ۱۲روزه تهران را ناچار کرده که دکترین امنیتی خود را تغییر دهد و آمادگی خود را برای رویارویی بزرگ با اسرائیل بهطور مستمر ارزیابی کند.
بهنوشته اسرائیل هیوم، دیگر رسانه راستگرای این کشور، حکومت ایران همچنین در حال بازسازی برنامه موشکی و افزایش بُرد موشکهای خود است و همزمان برنامه بازسازی و تسلیح دوباره حزبالله را پیش میبرد.
نویسنده مقاله همچنین به این نکته اشاره کرده است که مقامهای ارشد حکومت ایران از علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، میخواهند ساخت سلاح هستهای را تایید کند.
بیش از هفتاد نماینده مجلس شورای اسلامی در نامهای در اواخر شهریور به روسای قوا و شورای عالی امنیت ملی خواستار آن شدند که با هدف ایجاد «بازدارندگی»، با تغییر فتوای پیشین خامنهای، به ساخت و نگهداری بمب اتمی اقدام کند. تعدادی از نمایندگان، یک سال پیش هم درخواست مشابهی مطرح کرده بودند.
نویسنده مقاله اسرائیل هیوم توصیه کرده است که اسرائیل باید برای «تهدید درحال ظهور» آماده باشد و احتمالات مربوط به برنامهریزی حکومت ایران و نیروهای نیابتیاش برای یک حمله چندجبههای به این کشور شبیه به حمله هفتم اکتبر را زیر نظر بگیرد.
در ادامه مقاله آمده است که اگر تهران اجازه بازسازی نیروهای نیابتی خود را پیدا کند، این موضوع میتواند محرک حمله چند جبههای باشد. اظهارات مقامهای ارشد ایرانی، از خامنهای گرفته تا ابوالفضل شکارچی، سخنگوی نیروهای مسلح ایران، نشان میدهد تهران همچنان متعهد به هدف نابودی اسرائیل است.
رادیوی دولتی اسرائیل یکشنبه ۹ آذر به نقل از یک مقام امنیتی این کشور گزارش داد جمهوری اسلامی به روند آمادهسازی خود برای یک درگیری احتمالی جدید با اسرائیل سرعت بخشیده است.
این مقام امنیتی گفت نگرانی مقامهای جمهوری اسلامی از احتمال حمله مجدد اسرائیل موجب شده روند تجدید تسلیحات خود و نیروهای نیابتیشان در منطقه، از جمله حوثیهای یمن و حزبالله لبنان، را تسریع کنند و قاچاق سلاح به کرانه باختری و «سازمانهای تروریستی» فعال در سوریه را بهمنظور حمله به اسرائیل افزایش دهند.