سخنگوی وزارت خارجه: آماده بودیم چند روز در رم یا مسقط بمانیم و مذاکرات را به نتیجه برسانیم
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، گفت: «ما از ابتدای مذاکرات به جدی بودن طرف مقابل شک داشتیم، بعد از دور دوم مذاکرات این سوال مطرح بود که شما چگونه میخواهید مسئله پیچیده هستهای را در جلسات ۳ ساعته حل کنید.»
او افزود: «ما آماده بودیم در صورت تمایل طرف مقابل چندین روز در رم یا مسقط بمانیم و مذاکرات را به نتیجه برسانیم.»
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی اضافه کرد: «با این گزاره که طولانی شدن مذاکرات منجر به حمله نظامی به ایران شد، موافق نیستم. عدم جدیت ایران در مذاکرات بهانه جویی کشورهای غربی است و ریشه آن به رسانههای اسرائیلی برمیگردد.»
بقایی گفت: عراقچی چندین بار در طول مذاکرات اعلام کرد هر روزی که بتوانیم مردم و کشور را از شر تحریمها نجات دهیم، بُرد کردیم. از هر جهت به نفع ما بود که مذاکرات به نتیجه برسد زیرا تحریمها، ما را آزار میدهد.
تهران امروز در موقعیتی ایستاده که بسیاری از شاخصهایش یادآور شرایط کیپتاون، پایتخت آفریقای جنوبی، در آستانه «روز صفر آبی» است؛ شهری که در سال ۲۰۱۸ با خطر خشکشدن کامل روبهرو شد اما با مدیریت علمی، تصمیمگیری قاطع و همکاری گسترده شهروندان، از فاجعه گریخت.
مسعود پزشکیان، رییسجمهوری ایران، در روزهای اخیر در سخنرانیای که بازتاب وسیعی در رسانهها داشت، گفت: «اگر بارش نداشته باشیم، باید تهران را تخلیه کنیم. وضعیت آب کشور، بهویژه در پایتخت، به حالتی رسیده که ادامه این روند ممکن نیست.»
تهران؛ پاییزی خشک و چشماندازی مبهم
رییس موسسه تحقیقات آب در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا وضعیت بارشها را «بیسابقه» توصیف کرد: «معمولا مهر و آبان حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیمتر باران برای تهران به همراه دارد اما امسال هیچ بارشی نداشتهایم و پیشبینیها تا پایان پاییز نیز امیدی نمیدهد».
دبیرکل فدراسیون صنعت آب کشور نیز در مصاحبه با رکنا تاکید کرد: «تهران دیگر آبی برای مصرف اضافی ندارد. هشدار رییسجمهوری جدی است. نباید منتظر باران ماند. باید برای شرایط بحرانی آماده شد.»
این اظهارات تصویری روشن از واقعیت امروز پایتخت ترسیم میکنند؛ شهری با حدود ۱۰ میلیون ساکن، بدون بارش موثر، با منابع زیرزمینی رو به اتمام و الگویی از مصرف که هنوز با شرایط اقلیمیاش همخوانی ندارد.
مصرف لجامگسیخته و سیاستهای فرسوده
در حالی که میانگین مصرف آب خانگی در کشورهای توسعهیافته حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ لیتر در شبانە روز است، در تهران این رقم به ۲۵۰ تا ۳۰۰ لیتر میرسد.
همزمان، نزدیک به یک سوم آب در شبکه فرسوده و نشتدار شهر هدر میرود. با این حال، سیاستهای رسمی همچنان بر پروژههای انتقال آب تکیه میکنند؛ ولی این پروژهها راهحل پایدار نیستند و تنها بحران را به آینده موکول میکنند.
فرونشست زمین؛ زنگ خطر زیر پای پایتخت
منابع اصلی آب تهران به شدت به سفرههای زیرزمینی وابستهاند؛ در شرایط بحرانی، فشار بر آبخوانها افزایش یافته و افت شدید سطح آب زیرزمینی را به دنبال داشته است. این مسئله در مناطق جنوبی و جنوب غربی شهر به اوج رسیده و فرونشست زمین را شدت بخشیده است.
سازمان زمینشناسی کشور این پدیده را «تهدیدی مستقیم برای پایداری زیرساختهای شهری تهران» توصیف کرده است.
علت اصلی، برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی است؛ منابعی که دههها بدون نظارت مصرف شدهاند و کسری سالانه ۱۳۰ میلیون مترمکعبی مخازن آب زیرزمینی تهران را در پی داشته که برخی از گزارشها نیز حکایت از کسری تجمعی حدود پنج میلیارد متر مکعب آب در طی ٤٠ سال اخیر دارند.
کیپتاون؛ از ترس تا اعتماد
در سال ۲۰۱۸، کیپتاون، شهری با چهار میلیون نفر جمعیت و اقلیمی مدیترانهای، با شدیدترین خشکسالی چهار قرن گذشته روبهرو بود.
بارندگیهای زمستانی که منبع اصلی شش سد بزرگ شهر بودند، برای سه سال پیاپی به کمتر از نصف میانگین بلند مدت خود رسیدند.
مقامات محلی کابوسی را بر زبان آوردند: «روز صفر». یعنی روزی که ذخیره آب آنقدر کم شود که شبکه توزیع شهری مجبور به قطع کامل یا سهمیهبندی شدید شود.
دولت محلی ابتدا با وحشت عمومی روبهرو بود؛ صفهای طولانی برای بطری آب، افزایش قیمت تانکرهای خصوصی و حتی درگیریهای اجتماعی. اما به جای تسلیم، استراتژی دوجانبهای اجرا کرد: فشار بر مصرفکنندگان و شفافیت کامل.
محدودیت مصرف برای هر نفر ۵۰ لیتر در روز تعیین شد. معادل کمتر از یک دوش کوتاه و شستوشوی محدود لباس.
تعرفهها بهصورت تصاعدی افزایش یافت؛ خانوادههای پرمصرف گاهی تا ۱۰ برابر بیشتر پرداختند.
در کنار اینها، کمپین رسانهای وسیع با شعار «هر قطره حساب دارد» راه افتاد؛ از بیلبوردهای شهری و پیامهای رادیویی تا اپلیکیشن موبایل که مصرف روزانه هر خانوار را نشان میداد.
شهرداری کیپتاون وبسایتی راهاندازی کرد که هر روز سطح سدها، مصرف کل شهر و پیشبینی «روز صفر» را بهروزرسانی میکرد.
این شفافیت که ابتدا انتقادهایی به همراه داشت، به تدریج اعتماد عمومی را به همراه آورد.
شهرداری کیپتاون علاوه بر مدیریت تقاضا، به سمت منابع مکمل رفتند؛ واحدهای کوچک شیرینسازی آب دریا نصب شد، بازچرخانی پساب شهری افزایش یافت و چاههای زیرزمینی با مجوز محدود فعال شدند.
نکته کلیدی، توجه به عدالت بود؛ خانوادههای کمدرآمد که پیشتر مصرف کمتری داشتند، از یارانههای اضافی بهرهمند شدند تا فشار بر ایشان نامتناسب نباشد.
نتیجه چشمگیر بود. مصرف آب شهری در کمتر از دو سال بیش از ۵۵ درصد کاهش یافت و از ۱.۲ میلیارد لیتر در شبانهروز به حدود ۵۰۰ میلیون لیتر رسید.
بارانهای بهاری ۲۰۱۸ آمد و سدها پر شدند اما درس اصلی ماندگار شد و کیپتاون از «روز صفر» عبور کرد، بدون آنکه حتی یک روز آب خانهها بهطور کامل قطع شود.
این شهر نه تنها بحران را مهار کرد، بلکه الگویی جهانی شد برای اینکه چگونه ترس میتواند به اعتماد و همکاری جمعی تبدیل شود.
در کیپتاون، «روز صفر» ابتدا نماد وحشت بود اما در نهایت به فرصتی طلایی برای اصلاح الگوها و بازسازی اعتماد عمومی بدل شد.
در تهران اما هنوز گفتوگوی صادقانهای میان دولت و جامعه شکل نگرفته است. رفتارهای حاکمیت با شهروندان، اعتماد مردم به کارگزاران را بهشدت مخدوش کرده و راه مشارکت عمومی را پیچیده و ناهموار ساخته است.
با این حال، تهران هنوز فرصت دارد از تجربه کیپتاون بیاموزد. اگر این هشدارها به برنامههای عملی و ملموس تبدیل نشود، «روز صفر» ممکن است نه از جنوب آفریقا، بلکه از قلب ایران و در تهران آغاز شود.
به نقل از واشینگتن فریبیکن تحلیل گزارشهای مراکز اطلاعاتی نشان میدهد که از آغاز آتشبس میان اسرائیل و حماس در یک ماه گذشته، جمهوری اسلامی تلاشهای خود را برای قاچاق تسلیحات پیشرفته به گروههای مسلح در کرانه باختری تشدید کرده است.
این وبسایت روزنامهنگاری سیاسی آمریکایی، سهشنبه ۲۰ آبان با استناد به گزارشهای مراکز اطلاعاتی و تحلیلگران منطقهای گزارش داد این اقدام با هدف تبدیل کرانه باختری به سکویی برای حملات گسترده علیه اسرائیل انجام میشود.
در این گزارش به نقل از منابع آگاه آمده است که گروه جهاد اسلامی فلسطین مرکز عملیات خود علیه اسرائیل را از نوار غزه به کرانه باختری منتقل کرده است.
بر اساس دادههای بنیاد دفاع از دموکراسیها (افدیدی)، در مجموع ۲۸ گروه در کرانه باختری شناسایی شده که شاخههایی از گردانهای شهدای الاقصی، جبهه مردمی آزادی فلسطین و سلولهای وابسته به حماس را نیز شامل میشود.
برخی از این گروهها که بهتازگی فعال شدهاند، تسلیحاتی شامل موشکهای پیشرفته، پهپادهای انفجاری، موشکهای ضدتانک و نارنجکاندازهای راکتی دریافت کردهاند؛ تسلیحاتی که پیشتر از سوی نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کرانه باختری به کار نرفته بود.
سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شاباک) ۱۶ مهر اعلام کرد که تلاش جمهوری اسلامی برای قاچاق مقادیر زیادی سلاح پیشرفته به عوامل مسلح در کرانه باختری را خنثی کرده است. این سلاحها قرار بود برای حمله به اهداف اسرائیلی استفاده شوند.
بر اساس گزارش شاباک، این محموله مانند دو محموله دیگر که مارس و نوامبر ۲۰۲۴ کشف شده بود، حاوی ۲۹ مین انفجاری نوع کلیمور، چهار پهپاد (از جمله دو پهپاد انفجاری)، ۱۵ راکت ضدتانک، یک پرتابگر و سه گلوله آرپیجی، ۲۰ نارنجک دستی، ۵۳ کلت کمری، هفت سلاح تهاجمی، ۹ تیربار و ۷۵۰ گلوله بود.
مراکز اطلاعاتی میگویند کیفیت و کمیت سلاحهای ارسالشده از تهران نشاندهنده قصد جمهوری اسلامی برای تبدیل نواحی اطراف اورشلیم به «سکوی پرتاب» برای حملهای دیگر به اسرائیل است.
مرکز اطلاعات و تروریسم مئیر عامیت گزارش داده است که پس از آغاز آتشبس، حماس اعلام کرد کرانه باختری «همچنان صحنه اصلی مقاومت» باقی خواهد ماند.
امیر آویوی، افسر ارشد پیشین ارتش اسرائیل و مشاور دولت، به واشینگتن فریبیکن گفت تهران، کرانه باختری را بهترین فرصت خود برای تشدید جنگ نیابتی علیه اسرائیل میداند، بهویژه پس از ضربههایی که جمهوری اسلامی، حزبالله و حماس طی سال گذشته متحمل شدهاند.
او افزود: «ایران به شدت بر ایجاد یک جبهه جدید تمرکز کرده است. این روند تنها پس از جنگ ۱۲ روزه آغاز نشده، اما آنها احساس میکنند این منطقه باید محور تمرکزشان باشد، زیرا در لبنان و غزه موفقیت کمتری دارند.»
واشینگتن فریبیکن نوشت که اقدامات جمهوری اسلامی در رسانههای غربی بازتاب گستردهای نیافته، اما مقامهای اسرائیلی در سطح هشدار بالا قرار دارند و ارتش اسرائیل بهطور مستمر برای جلوگیری از گسترش انبارها و شبکههای تسلیحاتی نیابتی اقدام کرده است.
یک زن ایرانی-کانادایی پس از بازداشت خودسرانه خاله و شوهر خالهاش در ایران، خواستار آزادی آنها شده و میگوید علت بازداشتشان تنها باورشان به آیین بهائی است.
ساغر شهیدی بیرجندیان، سهشنبه ۲۰ آبان در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت که خاله او زمانی بازداشت شد که برای آزادی همسرش التماس میکرد.
شوهر خاله او چند هفته پیشتر در محل کارش بازداشت شده بود.
شهیدی بیرجندیان، کارزاری را در وبسایت «چنیج دات اورگ» آغاز کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این زوج، حفاظت از آنها در برابر بدرفتاری در بازداشت و دیدار دوباره پسر معلولشان با والدین خود شده است.
نیروهای امنیتی ۱۲ مهر به محل کار کوروش زیاری، شوهر خاله شهیدی بیرجندیان، در شهر گنبدکاووس در شمال شرق ایران یورش برده و پس از بازداشت او، اسنادش را توقیف کردند.
دو هفته بعد، شعله شهیدی، خاله او، زمانی که برای آزادی همسرش تلاش میکرد، دستگیر شد. هر دو نفر برای چند هفته در مکانهای نامعلوم نگهداری شدند و سپس به گرگان، مرکز استان گلستان، منتقل شدند.
شهیدی بیرجندیان گفت: «حالا هر دو بدون هیچ اتهامی در بازداشت هستند، از حق داشتن وکیل و آزادی با وثیقه محروماند و حتی اجازه سوگواری برای یکی از اعضای خانواده را هم ندارند.»
او گفت: «پسر معلول خالهام که کاملا به او وابسته است، حتی اجازه دیدنش را هم ندارد. این بیرحمی پایانی ندارد. تنها کاری که آنان تا به حال انجام دادهاند، زندگی مسالمتآمیز بوده است.»
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی ماههای گذشته شدت گرفته است.
در طول دههها، بهائیان ایران با بازداشتهای خودسرانه، اعدام، مصادره اموال، محرومیت از تحصیلات عالی، ممنوعیت شغلی و آزار مداوم روبهرو بودهاند.
سرکوب هماهنگ پس از جنگ ایران و اسرائیل به گفته فرهاد ثابتان، سخنگوی جامعه جهانی بهائی، از زمان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، وضعیت بهائیان در ایران بهشدت بدتر شده است.
او به ایراناینترنشنال گفت موجی هماهنگ از یورشها در دستکم شش استان کشور، از جمله سیستان و بلوچستان، سمنان، مازندران، فارس، اصفهان و تهران، صورت گرفته است.
فقط در ماه اکتبر، نیروهای امنیتی به دستکم ۲۲ خانه و محل کسب بهائیان حمله کردهاند، وسایل آنها را ضبط و مغازهها را پلمب کرده و شماری از بهائیان را بازداشت کردهاند.
ثابتان گفت: «تمام مواردی که توضیح دادم فقط به این دلیل است که آنها بهائی هستند. ماموران اغلب بدون حکم وارد میشوند، هیچ توضیحی نمیدهند و بعدا اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت ملی را بدون هیچ مدرکی، جعل میکنند.»
او افزود: «این فشار پشت فشار است. آنها نمیتوانند کار کنند، مغازههایشان پلمب میشود، حق تحصیل در دانشگاه ندارند و از ابتداییترین حقوق انسانی محروماند، فقط به این دلیل که بهائیاند.»
مدافعان حقوق بشر میگویند موج جدید سرکوب بهائیان بخشی از الگوی گستردهتری از سرکوب در داخل ایران است؛ جایی که حکومت برای کنترل نارضایتیهای فزاینده و مقابله با بحران اقتصادی، دامنه فشارها را گسترش داده است.
بیش از سه هزار کارگر پیمانی در مجتمع گاز پارس جنوبی با تجمع در مقابل ساختمان مرکزی این مجموعه در عسلویه، خواستار اجرای طرح همسانسازی حقوق، تغییر الگوی کاری و حذف کامل پیمانکاران شدند.
جمع گستردهای از کارگران پیمانی پالایشگاههای دوازدهگانه پارس جنوبی سهشنبه ۲۰ آبان با حضور در خیابانهای منتهی به ستاد مرکزی مجتمع گاز پارس جنوبی در عسلویه، خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی خود شدند.
این کارگران که از نیروهای ارکان ثالث، شرکتی و پیمانی فازهای مختلف پارس جنوبی و پالایشگاه فجر جم بودند، پلاکاردهایی با مضمون اجرای عدالت مزدی و حذف پیمانکاران در دست داشتند.
کارگران در بیانیهای خواستار بازنگری در طرح طبقهبندی مشاغل با هدف همسانسازی حقوق نیروهای پیمانی با کارکنان رسمی شدند.
همچنین تغییر دوره کاری نیروهای اداری و پشتیبانی به دو هفته کار و دو هفته استراحت، ساماندهی وضعیت رانندگان غیرمالک خودروهای استیجاری، پرداخت حق ایابوذهاب هوایی برای کارگران پیمانی و بازگرداندن امکانات رفاهی و حق کمپ، از دیگر درخواستهای مطرحشده بود.
یکی از کارگران حاضر در این تجمع گفت: «سالهاست با وجود وعدههای مکرر، طرح طبقهبندی مشاغل در پارس جنوبی بهدرستی اجرا نشده و اختلاف زیادی میان دستمزد نیروهای پیمانی و رسمی وجود دارد.»
برخی کارگران نیز حذف کامل پیمانکاران را «تنها راه برقراری عدالت شغلی» دانستند.
به گفته یکی از کارکنان فاز ۱۲ پارس جنوبی، «وجود پیمانکاران باعث تضییع حقوق کارگران شده و نظارت کافی بر نحوه پرداختها وجود ندارد».
با ادامه ناتوانی جمهوری اسلامی در رسیدگی به مطالبات اقشار مختلف، در روزها و هفتههای گذشته گروههای مختلفی از کارگران، کارمندان و بازنشستگان در جایجای ایران دست به اعتصاب و اعتراض زدهاند.
بازنشستگان مخابرات ۱۲ آبان در شهرهای مختلف کشور، پرستاران دانشگاه علوم پزشکی در کرمانشاه، کارگران کشتارگاه ماکیان الوان در ری و گروهی از کارکنان نفت فلات قاره در لاوان، در اعتراض به رسیدگی نشدن به خواستههای خود تجمع کردند.
پیشتر و در ۱۰ آبان نیز کارگران ارکان ثالث صنعت نفت در تجمعی در تهران مقابل نهاد ریاستجمهوری، بار دیگر اعتراض خود را به وعدههای بر زمینمانده دولت درباره حذف پیمانکاران و واسطهها ابراز کردند.
این کارگران معترض که از استانهای نفتخیز به تهران رفته بودند، اعلام کردند با وجود وعدههای دولت مسعود پزشکیان، همچنان خبری از تحقق وعدهها نیست.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده علیرضا سرلک، پسرعموی امید سرلک که پیدا شدن جسد او پس از به آتش کشیدن عکس رهبر جمهوری اسلامی در روزهای گذشته واکنشهای گستردهای به همراه داشت، با فشار نهادهای امنیتی از حق داشتن وکیل محروم شدهاند.
امید سرلک، جوان معترض در الیگودرز، در پی آتشزدن عکس خامنهای کشته شد. پیکر بیجان او ۱۱ آبان پیدا شد و حکومت تلاش کرد قتل او را خودکشی اعلام کند.
علیرضا سرلک دارای دو فرزند است و بازداشت او با ضرب و شتم و در حضور فرزندانش انجام شد.
این زندانی سیاسی همچنان از هنگام بازداشت در سلول انفرادی نگهداری میشود. او پیش از بازداشت به اطرافیان خود گفته بود به صورت غیرمستقیم پیام تهدید و بازداشت دریافت کرده است.
اعتراضها به قتل حکومتی سرلک
خانواده سرلک پس از پیدا شدن پیکر بیجان امید، از کشتهشدنش گفتند اما مقامها و رسانههای حکومت این مورد را «خودکشی» پس از «شکست عشقی» اعلام کردند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد شرایط نشاندهنده «دخالت رژیم ایران در مرگ سرلک» است.
پس از آن، شمار زیادی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال ویدیوهایی از مشارکت خود در کارزار اعتراض به جمهوری اسلامی و همدلی با خانواده سرلک گزارش دادند و در اقدامی مشابه کنش اعتراضی او، عکسهای خامنهای را آتش زدند.
در ادامه، حسابهای نزدیک به حکومت نیز کارزاری هماهنگ در شبکههای اجتماعی به راه انداختند تا با بازسازی چهره رهبر جمهوری اسلامی بر اتهام «قتل حکومتی» سرلک سرپوش بگذارند.
برخورد با فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی
پس از اعتراضها به قتل حکومتی سرلک، شماری از فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار و تهدید شدند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف از جمله ارومیه، اصفهان، بندرعباس، تهران، دهدشت، ساری، سنندج، تکاب و کیش حاکی است که این اقدامات امنیتی بهصورت همزمان در نقاط مختلف کشور انجام گرفته است.
بنا بر اطلاعات دریافتی در پنجشنبه ۱۵ آبان، تعدادی از کاربرانی که در شبکههای اجتماعی درباره سرلک استوری یا پست منتشر کرده بودند، از سوی پلیس فتا تهدید به حذف محتوا و «اقدام قضایی» شدهاند.
منابع محلی گفتهاند بیشتر افراد احضار شده در بازه سنی ۱۹ سال به بالا بودهاند که برخی از آنها احضاریه دریافت کرده یا با تماسهای تلفنی مواجه شدهاند.