جمهوری اسلامی با گروه سایبری «مار لکهدار» کارشناسان آمریکایی را هدف قرار داد
شرکت امنیت سایبری «پروفپوینت» در گزارشی جدید اعلام کرد که یک عملیات جاسوسی سایبری مرتبط با جمهوری اسلامی، همزمان با افزایش تنشها میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، بین ماههای ژوئن و اوت ۲۰۲۵، دانشگاهیان و کارشناسان سیاست خارجی متمرکز بر ایران را هدف قرار داده بود.
بر اساس این گزارش، این گروه سایبری مرتبط با جمهوری اسلامی که با نام «مار لکهدار ناشناخته» شناسایی شده، یک کارزار «پیشرفته و بیسابقه» است که در آن مهاجمان از روشهای فریب اجتماعی و حملات فیشینگ برای دسترسی به اطلاعات ورود پژوهشگران فعال در حوزه ایران و فعالیتهای منطقهای آن استفاده کردهاند.
به گفته ساهر نعمان، پژوهشگر امنیتی پروفپوینت، مهاجمان از طعمههایی با موضوعات سیاسی داخلی ایران، از جمله تغییرات اجتماعی و بررسی روند نظامیسازی سپاه پاسداران، برای فریب قربانیان استفاده کردهاند.
کارشناسان گفتند مهاجمان از پیامهای ایمیلی حاوی پیوندهای مخرب استفاده کردهاند تا قربانیان را به دانلود فایل نصبکنندهای ترغیب کنند که در ظاهر برنامه «مایکروسافت تیمز» بوده اما در واقع نرمافزار نظارت از راه دور «پیدیکیو کانکترا» نصب میکرده است.
پروفپوینت افزود که در برخی موارد، هکرها با جعل هویت چهرههای شناختهشده سیاست خارجی آمریکا و اندیشکدههایی مانند موسسه بروکینگز و موسسه واشینگتن، تلاش کردهاند پیامهای خود را معتبرتر جلوه دهند و احتمال موفقیت حملات را افزایش دهند.
در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، موسسه گمان (گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان) با انتشار نتایج نظرسنجی تازهای، تصویری کمسابقه از دیدگاههای شهروندان ایرانی درباره این درگیری، ابعاد نظامی آن، مواضع داخلی و خارجی و آینده جمهوری اسلامی ارائه کرد.
گزارش موسسه گمان از نظرسنجی اخیر خود که با مشارکت بیش از ۳۰ هزار نفر انجام شد، نشان میدهد اکثریت قاطع مردم ایران با سیاستها و عملکرد جمهوری اسلامی در قبال اسرائیل مخالف هستند.
این نظرسنجی آنلاین در بازه زمانی دوم تا ششم مهر ۱۴۰۴ انجام شد.
اقبال به ایراناینترنشنال
بر اساس دادههای این نظرسنجی، شبکههای اجتماعی (مانند تلگرام، اینستاگرام و ایکس) منبع اصلی مردم برای اطلاع از اخبار در زمان جنگ بود و بیش از نیمی از جامعه (۵۱ درصد) از این طریق اخبار جنگ را دریافت کردند.
همچنین ۴۳ درصد جامعه از شبکه تلویزیونی ایراناینترنشنال برای کسب اخبار جنگ استفاده کردند. این در حالی است که حدود ۲۷ درصد اخبار جنگ را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و حدود ۹ درصد هم از شبکه تلویزیونی بیبیسی فارسی پیگیری کردند.
پیروز جنگ که بود؟
بیش از نیمی از جامعه هدف (۵۱ درصد) بر این باورند که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه به اهداف خود رسید.
در مقابل، ۱۶ درصد مشارکتکنندگان جمهوری اسلامی را موفقتر ارزیابی کردند و ۱۹ درصد هر دو طرف را ناکام دانستند.
مذاکره مستقیم با آمریکا
حدود ۶۲ درصد جامعه موافق این امر هستند که «حکومت ایران باید برای حل اختلافات، بهطور مستقیم با آمریکا مذاکره کند»، در حالی که ۲۲ درصد با مذاکره مستقیم میان تهران و واشینگتن مخالفند.
عملکرد رهبر جمهوری اسلامی
بر اساس این نظرسنجی، ۲۷ درصد جامعه عملکرد عملکرد رهبر جمهوری اسلامی در این جنگ را مثبت و ۵۸ درصد عملکرد او را منفی ارزیابی کردند.
این یافتهها نشان میدهد تصویر ارائهشده از سوی رسانههای رسمی جمهوری اسلامی از جامعه ایران در خصوص حمایت از سیاستهای علی خامنهای با واقعیت افکار عمومی همخوانی ندارد.
مداخله ترامپ در پایان جنگ
بر اساس این نظرسنجی، ۶۲ درصد جامعه معتقدند «مداخله ترامپ نقش اصلی را در پایان جنگ ۱۲ روزه و برقراری آتش بس داشت»، در حالی که ۲۲ درصد با این گزاره مخالف هستند.
مقصر شروع جنگ
حدود ۴۴ درصد جامعه جمهوری اسلامی را مسئول شروع جنگ خواندند، در حالی که ۳۳ درصد اسرائیل را مسئول آغاز جنگ معرفی کردند و ۱۶ درصد هر دو طرف را به یک اندازه مقصر دانستند.
چشمپوشی از شعار نابودی اسرائیل
دادهها حاکی از آن است که اکثریت قاطع جامعه (۶۹ درصد) بر این باورند که «جمهوری اسلامی باید از شعار نابودی اسرائیل دست بردارد» و ۲۰ درصد با این خواسته مخالفند.
نگرش مردم به آمریکا و اسرائیل
بر اساس این نظرسنجی، در پیوند با نگرش مثبت و منفی ایرانیان به دیگر کشورها، مردم ایران بیشترین نگرش مثبت (۵۳ درصد) و کمترین نگرش منفی (۳۷ درصد) را به آمریکا دارند.
اسرائیل هم با ۳۹ درصد نظر مثبت و ۴۸ درصد نظر منفی در جایگاه دوم محبوبیت در میان مردم ایران قرار دارد. در میان هشت کشوری که در این نظرسنجی درباره آنها پرسیده شده، بیشترین نگرش منفی ایرانیان به ترتیب به روسیه با ۶۸ درصد و انگلیس با ۶۵ درصد بوده است.
جنگ مردم ایران یا جنگ جمهوری اسلامی؟
نتایج نظرسنجی حاکی از آن است که ۶۳ درصد از پاسخدهندگان جنگ ۱۲ روزه را «درگیری میان اسرائیل و حکومت ایران، نه مردم ایران» توصیف کردند، در حالی که ۳۰ درصد با این دیدگاه مخالفت داشتند.
همچنین یکسوم از شرکتکنندگان (۳۳ درصد) این جنگ را «ملی و میهنی» دانستند، اما بیش از نیمی از جامعه (۵۲ درصد) با چنین تفسیری مخالف بودند.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی
حدود نیمی از پاسخدهندگان (۴۷ درصد) معتقدند برای جلوگیری از وقوع جنگی دیگر، حکومت ایران باید برنامه غنیسازی اورانیوم را متوقف کند؛ در حالی که ۳۶ درصد با توقف غنیسازی مخالف هستند.
همچنین در موضوع دستیابی به سلاح اتمی، ۴۹ درصد از شرکتکنندگان با ساخت سلاح هستهای از سوی حکومت ایران مخالفت کردهاند، در مقابل ۳۶ درصد خواهان تولید آن هستند و ۱۵ درصد نیز در این زمینه نظر مشخصی ابراز نکردهاند.
وقوع مجدد جنگ
در پاسخ به پرسشی درباره احتمال وقوع رویارویی مشابه جنگ ۱۲ روزه، ۳۴ درصد از شرکتکنندگان احتمال آغاز چنین نبردی را «بسیار زیاد» و ۲۶ درصد آن را «تا حدی زیاد» ارزیابی کردند.
در مقابل، ۱۴ درصد احتمال بروز جنگی دیگر را «کم» و ۸ درصد آن را «بسیار کم» دانستند.
بحران تامین آب و برق و تحریمهای بینالمللی
اکثریت قاطع جامعه یعنی ۷۵ درصد مردم، «ناکارآمدی و ضعف مدیریت حکومت» را علت اصلی مشکل کم آبی و بیبرقی میدانند و در مقابل ۱۴ درصد «عوامل طبیعی» و تنها ۴ درصد «تحریمهای بینالمللی» را عامل این وضعیت تلقی می کنند.
در واکنش به بازگشت تحریمهای بینالمللی در نتیجه فعالسازی مکانیسم ماشه هم ۵۶ درصد جامعه «خیلی نگران» و ۱۹ درصد «تا حدی نگران» تاثیر این تحریمها بر اقتصاد خانواده خود هستند. در مقابل ۲۱ درصد باقیمانده اعلام کردهاند «چندان نگران» یا «اصلا نگران» تاثیر این مساله بر وضعیت اقتصادی حانوادهاشان نیستند.
براندازی جمهوری اسلامی
طبق دادههای این پیمایش، میزان گرایش به «براندازی نظام جمهوری اسلامی» نسبت به سال گذشته ۶ درصد افزایش یافته است. در مقابل، سهم گرایش به «تحولات ساختاری و گذار» ۳ درصد کاهش داشته است.
میزان حمایت از گرایشهای موسوم به «اصلاحطلبی» و «اصولگرایی» نسبت به سال گذشته تغییر قابل توجهی نداشته است.
این نظرسنجی با حضور ۳۰٬۳۷۲ پاسخدهنده ایرانی «باسواد ۱۵ ساله و بالاتر ساکن ایران» انجام شد.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از جمهوری اسلامی خواست اجرای احکام اعدام شش زندانی سیاسی را متوقف کند.
ساتو چهارشنبه ۱۴ آبان با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، نگرانی عمیق خود را نسبت به سرنوشت بابک علیپور، وحید بنیعامریان، اکبر (شاهرخ) دانشورکار، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر و محمد تقوی ابراز کرد.
او نوشت این افراد پس از طی روندی قضایی همراه با «شکنجه، حبس طولانی در انفرادی و محرومیت از حقوق دادرسی عادلانه» در آستانه اعدام قرار دارند.
ساتو با اشاره به گزارشهایی درباره «عدم رسیدگی پزشکی در دوران بازداشت و رفتار غیرانسانی» با زندانیان تاکید کرد بر اساس میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، مجازات اعدام برای اتهام «بغی» یا قیام مسلحانه علیه نظام، غیرقانونی است.
او از مقامهای جمهوری اسلامی خواست اجرای اعدام را در این پروندهها فورا متوقف و در گام بعدی، برای لغو کامل مجازات اعدام در قانون و عمل اقدام کنند.
قبادی، دانشورکار، علیپور، تقوی، بنیعامریان و منتظر ۱۰ آذر از سوی ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم شدند.
صدور حکم اعدام برای این زندانیان سیاسی که از پاییز و زمستان ۱۴۰۲ در زندان هستند، واکنشهای زیادی در میان زندانیان سیاسی و گروههای حقوق بشری به همراه داشت.
نمایندگی جمهوری اسلامی در ژنو با صدور بیانیهای رسمی در پاسخ به ساتو، این متهمان را «اعضای تیمهای تروریستی مرتبط با سازمان مجاهدین خلق» معرفی کرد و افزود روند قضایی آنان مطابق با «موازین قانونی»، با حضور وکلای مدافع و رعایت «تمامی تضمینهای دادرسی عادلانه» انجام شده است.
نهادها و فعالان حقوق بشر در سالهای گذشته بارها نسبت به برگزاری «دادگاههای نمایشی و ناعادلانه» و رعایت نشدن حقوق اساسی متهمان جرایم سیاسی و عقیدتی در ایران از جمله دسترسی به وکیل انتخابی هشدار دادهاند.
جمهوری اسلامی در پاسخ به ساتو، «ادعای شکنجه و بدرفتاری» را رد و تاکید کرد زندانیان از خدمات پزشکی، دارویی و امکانات رفاهی «در سطحی بالاتر از بسیاری از کشورها» برخوردار بودهاند.
تهران در پایان اعلام کرد احکام اعدام هنوز قطعی نشدهاند و پس از طی مراحل قانونی به اجرا درخواهد آمد.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام پیشتر درباره انتقال ناگهانی و همراه با ضرب و شتم دانشورکار، تقوی، قبادی، بنیعامریان و علیپور به زندان قزلحصار ابراز نگرانی کرده بود.
ساتو پیشتر در هشتم آبان، به ادامه شکنجه و مجازاتهای بدنی در ایران اشاره کرده و گفته بود شلاق، قطع انگشتان با گیوتین و اعترافگیری تحت شکنجه، هنوز در زندانها جریان دارد.
همزمان با انتشار خبر خروج دو شهروند فرانسوی از زندانی در ایران، روزنامه فرانسوی زبان لوموند، در مقالهای با انتقاد از آنچه «دیپلماسی گروگانگیری» جمهوری اسلامی خواند نوشت دولت فرانسه با جمهوری اسلامی مذاکرات محرمانهای دارد.
لوموند در مقالهای با اشاره به آزادی سسیل کوهلر، فعال سندیکایی فرانسوی، و همسرش، ژاک پاریس، که از سه سال گذشته از سوی جمهوری اسلامی زندانی شدند، نوشت آنها تنها به صورت مشروط آزاد شدند و تاکید کرد این دو شهروند حق خروج از ایران را ندارند.
سهشنبه ۱۳ آبان، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه اعلام کرد این دو تبعه فرانسوی از زندان اوین آزاد شده و در راه سفارت فرانسه در تهران هستند. مکرون این آزادی را «رهایی بزرگ» خواند و در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، که سه سال در ایران در بازداشت بودند، از زندان اوین آزاد شده و در راه سفارت فرانسه در تهران هستند.»
او از این اقدام بهعنوان «نخستین گام» یاد کرد و گفت گفتوگوها برای بازگشت سریع آنها به فرانسه ادامه دارد.
با این حال، لوموند از قول شیرین اردکان، وکیل زندانیان نوشت: «اما آنها آزاد نیستند. آنها تنها در لحظهای آزاد خواهند شد که بتوانند خویشاوندانشان را در آغوش بکشند. تا آن لحظه، ما همچنان آماده خواهیم ماند.»
این روزنامه به سرنوشت فریبا عادلخواه اشاره کرد. فریبا عادلخواه، پژوهشگر ایرانی-فرانسوی بود که از سال ۱۳۹۸ در ایران زندانی شد و سال ۱۴۰۲ به فرانسه بازگشت. عادلخواه پس از آنکه در خرداد ۱۳۹۸ به اتهام جاسوسی بازداشت و به شش سال زندان محکوم شد، در مهر ۱۳۹۹ با قرار وثیقه و پابند الکترونیکی آزاد شد، اما در دی ماه ۱۴۰۰ دوباره بازداشت شد. این پژوهشگر سرانجام در بهمن ۱۴۰۱ از اوین آزاد شد، اما در این مدت امکان خروج از ایران را نداشت.
لوموند در ادامه به نقل از میلر کوهلر، مادر سسیل، نوشت: «تا وقتی او [فرزندم] را در آغوش نگیرم، این آزادی به هیچ وجه واقعی به نظر نمیرسد»
مطبوعات فرانسوی بارها بازداشت اتباع غربی در ایران را «گروگانگیری» توصیف و از مذاکرات پشت پرده مقامات دولتی و تن دادن به مذاکره با جمهوری اسلامی انتقاد کردهاند.
اردیبهشت ماه، ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، اعلام کرد این کشور به دلیل بازداشت دو شهروند فرانسوی در تهران، شکایتی رسمی را علیه جمهوری اسلامی در دیوان بینالمللی دادگستری ثبت کرده است.
بارو اعلام کرد پاریس، جمهوری اسلامی را به «نقض تعهدات بینالمللیاش در ارائه حمایت کنسولی» متهم کرده است. او گفت این دو شهروند فرانسوی «به گروگان گرفته شدهاند و در شرایطی غیرانسانی نگهداری میشوند که میتوان آن را مصداق شکنجه دانست».
اگرچه فرانسه به طور رسمی، هرگونه مذاکره را رد کرده است، اما به نوشته لوموند به طور غیر رسمی، مذاکراتی در پشت صحنه در جریان است.
فخرالسادات محتشمیپور، فعال سیاسی، در پیامی که در اعتراض به بازداشت دوباره همسرش مصطفی تاجزاده منتشر کرد، با اشاره به هراس مقامهای جمهوری اسلامی از مرگ گفت در زمان جنگ ۱۲روزه، ابوالقاسم صلواتی، قاضی پروندههای سیاسی و سرکوب، در «سرداب امامزاده صالح» در شمیرانات میخوابیده است.
محتشمیپور افزود: «شما که اینقدر از مرگ میترسید، کمی به اعمال و آینده خودتان و به مرگ فکر کنید.»
سرداب امامزاده صالح، مقبره اصلی این مکان مذهبی، در زیرزمین قرار دارد و دسترسی به آن از طریق پلکانی در گوشه صحن ممکن است. این بخش برای عموم آزاد نیست.
مقامهای جمهوری اسلامی تمهیدات شدید امنیتی در دوره جنگ و پس از آن را تایید کرده بودند. نمایندگانی از مجلس به جمعآوری تلفنهای همراه مقامهای انتظامی، نظامی و سیاسی اشاره کرده بودند. علی خامنهای نیز در روزهای جنگ و پس از آن به مخفیگاهی زیرزمینی رفته بود. پژوهشگر پیشین وزارت اطلاعات فاش کرده بود که مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی، مانند اعضای گروههای چریکی، در خانههای امن زندگی مخفیانه دارند.
پس از موج خشم و همبستگی مردمی با امید سرلک، جوان پادشاهیخواه که پس از آتشزدن تصویر خامنهای پیکر بیجانش در لرستان پیدا شد، حسابهای نزدیک به حکومت کارزاری هماهنگ در شبکههای اجتماعی به راه انداختند تا با بازسازی چهره رهبر جمهوری اسلامی بر اتهام «قتل حکومتی» سرلک سرپوش بگذارند.
بررسیهای ایراناینترنشنال در چهارشنبه ۱۴ آبان نشان میدهد تعدادی از حسابهای وابسته به جریانهای حکومتی در شبکههای اجتماعی طی دو روز گذشته با انتشار ویدیوهایی مشابه، در صدد منحرفکردن افکار عمومی از خشم گسترده نسبت به مرگ سرلک بودهاند.
در این ویدیوها، افراد—اغلب با ظاهری آشنا از هواداران حکومتی در برنامههای تبلیغاتی—عکس علی خامنهای را در دست گرفته، به آن نگاه میکنند و سپس بر سینه میگذارند.
در برخی از این ویدیوها، ابتدا نماهایی از آتشزدن تصاویر خامنهای بهدست مردم مخالف حکومت در گوشه تصویر نمایش داده میشود و بلافاصله منتشرکنندگان با بوسیدن عکس رهبر جمهوری اسلامی، آن را بر سینه و قلب خود میگذارند؛ روی این تصاویر نیز سرودهایی در مدح خامنهای شنیده میشود.
در توضیح این پستها عبارت «حالا ببینیم چه کسی محبوبتر است» و هشتگهایی مانند «قلب من»، «آقا» و «رهبر» دیده میشود.
این اقدام بازتولید تصویری آشنا از نمایشهای تبلیغاتی حکومتی است که میکوشد در ظاهر حس وفاداری و عشق به رهبر جمهوری اسلامی در جامعه را القا کند.
کارزار تازه حکومت درست پس از آن آغاز شد که ویدیوی آتشزدن تصویر خامنهای به دست امید سرلک منتشر شد و ساعاتی بعد پیکر بیجان او در الیگودرز پیدا شد.
خانواده سرلک از کشتهشدن او گفتهاند اما مقامها و رسانههای حکومت این مورد را «خودکشی» پس از «شکست عشقی» اعلام کردهاند. وزارت امور خارجه آمریکا نیز اعلام کرد شرایط نشاندهنده دخالت رژیم ایران در مرگ سرلک است.
پس از انتشار خبر مرگ او در الیگودرز، شهروندان در مراسم خاکسپاریاش در ۱۲ آبان شعار «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند و موجی از همبستگی در شبکههای اجتماعی شکل گرفت.
شهروندان در بهصورت گسترده با انتشار ویدیوهایی در همدلی و همراهی با او، تصاویر علی خامنهای و روحالله خمینی را به آتش کشیدند.
طی روزهای گذشته، شهروندان با ارسال ویدیوهایی به ایراناینترنشنال در همبستگی جمعی با سرلک، عکسهای رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی را آتش زدند.
برخی از شهروندان با ارسال ویدیوهایی به ایراناینترنشنال، با آتش زدن تصاویر خمینی و خامنهای گفتهاند: «ما هم امید سرلک هستم.»
در یکی از این ویدیوها، یک شهروند با ارسال ویدیویی نشان داد که گروهی با همخوانی ترانه «دایه دایه وقت جنگه»، به یاد امید سرلک، تصاویر خامنهای را آتش میزنند.»
موج خشم و اندوه ایرانیان در داخل ایران و خارج کشور، با آتشزدن تصاویر رهبران جمهوری اسلامی در خیابان و شبکههای اجتماعی، روایت «خودکشی» را بیاعتبار کرده و برای بسیاری، این مرگ «قتل حکومتی» است.
اکنون کارزار حکومتی در شبکههای اجتماعی، تلاشی آشکار برای وارونهسازی همین واقعیت است؛ کوششی برای پوشاندن رد خشم عمومی با نمایش وفاداری ساختگی.
با این حال، بازتاب گسترده ویدیوهای اعتراضی در سراسر ایران نشان میدهد که روایت رسمی دیگر بهسادگی بر افکار عمومی غلبه نمیکند و آتش خشم مردم علیه جمهوری اسلامی، همچنان شعلهور است.