خانواده گروگانهای آزادشده آرژانتینی-اسرائیلی با ارسال نامهای به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از نقش او در آزادی بستگانشان قدردانی کردند. این نامه توسط خاویر میلی، رییسجمهوری آرژانتین، روز سهشنبه در واشینگتن تحویل ترامپ شد.
در این نامه که به زبان اسپانیایی نوشته شده، آمده است: «پس از ۷۳۸ روز تاریکی، امروز عزیزانمان — ایتان هورن، دیوید و آریل کونییو — به خانه بازگشتند. شما نوری را که گمان میکردیم برای همیشه از دست دادهایم، به ما بازگرداندید.»
این خانوادهها که خود را «شهروندان سربلند آرژانتینی» خواندهاند، در ادامه نوشتهاند: «ریشههای ما در آرژانتین است، زندگیمان در اسرائیل، اما قلبمان برای هر دو کشور میتپد.»
آنان ترامپ را شایسته دریافت جایزه نوبل صلح دانسته و از او خواستهاند برای بازگرداندن پیکر دیگر گروگانهای کشتهشده، از جمله شهروند آرژانتینی لیور رودائف، به تلاشهای خود ادامه دهد.
در پایان این نامه آمده است: «شما خانوادهمان را به ما بازگرداندید و امید به زندگی را زنده کردید. به همین دلیل، نام شما برای همیشه در قلبهای ما باقی خواهد ماند.»
براساس این گزارش، برادر ایتان هورن و همسر و دو دختر دیوید کونییو نیز پیشتر در مبادلات قبلی آزاد شده بودند.


ترامپ دوشنبه ۲۱ مهر در پارلمان اسرائیل به جمهوری اسلامی پیشنهاد داد رفتار خود را تغییر دهد و در روند صلح در خاورمیانه شرکت کند. او گفت که این حرف را نه از موضع ضعف بلکه از موضع قدرت میزند؛ قدرتی که در بمبارانِ فردو نشان داده شد.پاسخ خامنهای به این پیشنهاد چه میتواند باشد.
ترامپ در واقع مطالبات روشن آمریکا از جمهوری اسلامی را بیان کرد .توقف غنیسازی اورانیوم، پایان دادن به برنامه موشکی بالستیک و قطع حمایت از شبکه گروههای نیابتی که منطقه را بیثبات میکنند.
از نظر آمریکا این سه خواسته روشناند و باید پذیرفته شوند. چون جمهوری اسلامی حاضر به توافق روی این سه موضوع نشد، «جنگ ۱۲ روزه» رخ داد؛ اسرائیل به تاسیسات هستهای و موشکی جمهوری اسلامی حمله کرد و فرماندهان سپاه و دستاندرکاران برنامه هستهای هدف قرار گرفتند؛ آمریکا نیز تاسیساتی مانند فردو را مورد حمله قرار داد.
پس از جنگ ۱۲ روزه، آمریکا و اروپا تلاش کردند با جمهوری اسلامی وارد توافق شوند. اروپا ۴۵ روز مهلت داد، اما جمهوری اسلامی توافق نکرد و نتیجه بازگشت تحریمهای سازمان ملل بود.
حرف کلی ترامپ این است که ما جمهوری اسلامی را رها نخواهیم کرد. ترامپ عملاً میگوید اینطور نیست که جمهوری اسلامی بتواند گوشهای بنشیند و منتظر تغییر اوضاع بماند. آمریکا اعتماد ندارد که جمهوری اسلامی از تلاشهای مخفیانه هستهای، ساخت موشکهای قارهپیما یا بازسازی شبکههای نیابتی دست بردارد.
راهبردی که ترامپ انتخاب کرده این است که ریسکِ سپردن همهچیز به احتمال را نپذیرد؛ باید کاری کرد که جمهوری اسلامی تسلیم شود حتی از عبارت «تسلیم بیقید و شرط» استفاده کرده است.
برای ترامپ اهمیتی ندارد که خامنهای یا جمهوری اسلامی از این تعبیر خوششان بیاید یا نه؛ او نشان داده که راهبردش اعمال قدرت برای رسیدن به هدف است.
بهنظر میرسد آمریکا دنبال تسلیم کردن جمهوری اسلامی است و اجازه نمیدهد جمهوری اسلامی بدون توافق به وضع قبلی بازگردد.
ممکن است روش آمریکا و اروپا در برابر خامنهای با روش اسرائیل متفاوت باشد؛ اولویتها و شیوه برخورد فرق کند، اما در مسئله مقابله با خطر هستهای، موشکی و نیابتی همنظرند.
اسرائیل بهنظر میرسد ترجیحش سرنگونی جمهوری اسلامی و همراهکردن آمریکا و ناتو برای حمله سنگین به برنامه موشکی جمهوری اسلامی است، اما بهنظر میرسد آمریکا و اروپا بهدنبال حمله فوری نیستند و ترجیح میدهند تحریمها تاثیر خود را بگذارد و جمهوری اسلامی را ضعیفتر کند؛ همزمان فشار سیاسی را افزایش دهند و اهرمِ تهدید به زور را بالای سر جمهوری اسلامی نگه دارند تا اگر توافق نکرد، امکان استفاده از زور وجود داشته باشد.
در چنین شرایطی همه منتظرند ببینند پاسخ خامنهای چیست. به نظر میرسد خامنهای در مسائل هستهای، موشکی و نیابتی کوتاه نخواهد آمد و این بهمعنای عدم تحقق توافقی است که بتواند مسائل موجود را حل کند.
نگاه خامنهای، نگاهِ توافق نیست، بلکه تقابل است. با دنبالکردن سخنرانیهای سالهای اخیر او به این نتیجه میرسیم که او تغییرپذیر نیست؛ اساسِ ذهنیت او آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی است. او معتقد است غنیسازی، برنامه موشکی و شبکههای نیابتی ابزار قدرتاند و درباره این عناصر قدرت معامله نمیکند.
هرچند بخش مهمی از نیابتیهای جمهوری اسلامی در دو سال اخیر منهدم شده و حماس و حزبالله ضربه خوردهاند و حتی اسد سقوط کرده، اما هیچ نشانهای وجود ندارد که خامنهای از این مواضع کوتاه بیاید.
اگر قرار بود کوتاه بیاید، پیش از جنگ و پیش از نابودی تاسیسات هستهای و پیش از بازگشت تحریمهای سازمان ملل کوتاه میآمد. اکنون که تاسیسات هستهای نابود شده و پرونده ایران به شورای امنیت رفته است ، خامنهای حتی اگر بخواهد کوتاه بیاید که به نظر نمیرسد بخواهد، با همان مقدار طرفدار باقی ماندهاش دچار مشکل میشود.
اگر نظام میخواست در برابر آمریکا کوتاه بیاید، پس چرا کاری کرد که جنگ بشود و تاسیسات هستهای نابود شود؟ اگر میخواست کوتاه بیاید، چرا اجازه داد پرونده به شورای امنیت برود؟ همه اینها نشان میدهد خامنهای کوتاه نخواهد آمد و توافقی با آمریکا در کار نیست.
علاوه بر این، اگر خامنهای بخواهد کوتاه بیاید باید نشانههایی از این نرمش را در رفتار و گفتار او دید. هماکنون همهکاره جمهوری اسلامی خامنهای و فرماندهان سپاه هستند؛ افرادی مانند شمخانی، قالیباف و لاریجانی (که یا همچنان در سپاه هستند یا در گذشته مسئولیتهای ارشد نظامی داشتهاند) که نظرشان با خامنهای همسوست گاهی حتی تندتر و خواهان برخوردهای رادیکالتر، از جمله ساخت بمب اتمی هستند.
با این اوصاف، خامنهای و فرماندهان ارشد سپاه همچنان تقابل با آمریکا و اسرائیل را دنبال خواهند کرد و نشانهای از تغییر راهبرد اساسی نظام در برابر آمریکا، اسرائیل یا اروپا دیده نمیشود.
چهرههایی مانند پزشکیان و عراقچی در سیاست خارجی نقشی تعیینکننده ندارند؛ پزشکیان بهطور کلی تسلیم نظر خامنهای است و عراقچی نیز کارگزاری مطیع رهبر و سپاه است. به همین دلیل، انتظار تغییر در راهبردهای خارجی نظام بعید است.
خامنهای و سپاه همان مسیر قبلی را خواهند رفت که انتهای آن احتمالاً جنگی دیگر است؛ البته زمان وقوع آن میتواند جلو یا عقب بیفتد. شاید جمهوری اسلامی فعلاً بهواسطه طوفانِ فشارِ ترامپ و نتانیاهو ترجیح دهد مدتی تحریکآمیز رفتار نکند؛ هرچند این تنها یک احتمال است و ممکن است با پیشروی به سمت تولید موشکهای قارهپیما دوباره بهانهای به دست آمریکا و اسرائیل داده شود که به آن حمله کنند.
پاسخ خامنهای به ترامپ روشن است: جمهوری اسلامی نه از غنیسازی دست میکشد، نه از برنامه موشکی بالستیک، نه از تلاش برای بازسازی نیابتیها، نه از آمریکاستیزی و نه از اسرائیلستیزی؛ و مهمتر از همه، نه در داخل بهسمت پذیرش مطالبات واقعی مردم ایران حرکت میکند.
این جمهوری اسلامی تا وقتی هست ذاتش تغییر اساسی نخواهد کرد. مهم نیست چه کسی رییسجمهوری یا وزیر امور خارجه باشد . تغییرات سطحی ممکن است رخ دهد، اما سیاستهای اصلی در اختیار خامنهای است و قرار نیست تغییر کند.
اکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی و یک منبع مطلع گزارش داد حماس تمایل خود را برای واگذاری سلاحهای سنگین — عمدتا راکت و موشک — به یک نهاد فلسطینی یا عربی اعلام کرده، اما بر حفظ سلاحهای سبک برای دفاع از خود تاکید کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر گفت حماس به تیم او «در بالاترین سطوح» اطلاع داده که آماده خلع سلاح است.
او به خبرنگاران گفت: «آنها قرار است خلع سلاح شوند... و اگر خودشان خلع سلاح نشوند، ما آنها را خلع سلاح خواهیم کرد.» ترامپ افزود: «آنها میدانند من شوخی نمیکنم.»

گزارشها از ایران حاکی از فروش مرغ به قیمت بالاتر از مصوبه دولت در بازار است. همزمان با افزایش قیمت کالاها و اقلام مصرفی مردم، ۱۰۰ نماینده مجلس خواستار حضور تیم اقتصادی دولت پزشکیان در مجلس شدند تا در مورد گرانیهای اخیر و افزایش قیمت کالاها توضیح دهند.
سایت جماران سهشنبه ۲۲ مهر گزارش داد که با وجود اعلام نرخ مصوب ۱۳۵ هزار و ۷۰۰ تومانی از سوی دادستان تهران و وعده وزیر جهاد کشاورزی برای اصلاح قیمت، قیمت مرغ در بازار از حدود ۱۴۵ هزار تومان آغاز میشود.
بر اساس این گزارش، مرغ در فروشگاههای بزرگ تا ۱۵۷ هزار تومان به فروش میرسد و قیمت آن در فروشگاهها و پلتفرمهای آنلاین تا ۱۷۲ هزار تومان هم رسیده و «نظارتها عملا ناکارآمد است.»
پیش از این، غلامرضا نوریقزلجه،وزیر جهاد کشاورزی، وعده داده بود با پایان فصل گرما و رفع مشکلات برق مرغداریها، روند افزایش مکرر قیمت مرغ متوقف خواهد شد. با این همه، این وعده او تاکنون تحقق نیافته است.
جماران اشاره کرد که نوریقزلجه، دوباره در پاسخ به پرسشی درباره علت افزایش مجدد قیمتها، گفته است: «قیمتش اصلاح شد. بررسی کردیم و قیمت را مطابق قیمتی که برای تولیدکننده تمام میشد، اصلاح کردیم.»
اشاره او به سخنان دادستان تهران بود که قیمت مصوب مرغ را ۱۳۵ هزار و ۷۰۰ تومان اعلام کرد و گفت که با قیمتهای بالاتر از این برخورد خواهد شد.
سایت تابناک سهشنبه در مورد وعدههای وزیر جهاد کشاورزی نوشت: البته این بار اول نیست نوری قزلجه وعدههایی مبنی بر ثابت ماندن قیمت کالاهای اساسی مطرح میکند، به طوری که او «وعده تنظیم بازار و کنترل قیمت گوشت و مرغ را داده بود، اما در واقعیت قیمت گوشت و مرغ حتی گوشت تنظیم بازاری افزایش قابل ملاحظهای پیدا کرد.»
بهنوشته تابناک، «حتی زمانی که قیمت برنج رشد بی رویهای پیدا کرد، وزیر جهاد کشاورزی وعده کاهش قیمت برنج را داد که نه تنها کوچکترین کاهش قیمتی در بازار رخ نداد بلکه بارها گزارشهایی از انحصار در واردات برنج و احتکارهای گسترده منتشر شد که ضعف نظارت این وزارتخانه را پررنگتر میکند.»
جماران در مورد فشار ناشی از افزایش قیمتها که مقامات جمهوری اسلامی از آن با عنوان «اصلاح قیمتها» نام میبرند، نوشت: «مصرفکنندگان در حالی با قیمتهای فزاینده مرغ مواجهاند که وعدههای مسئولان یکی پس از دیگری رنگ میبازد.»
پیشتر روزنامه «پیام ما» دوشنبه ۲۱ مهر با اشاره به «گرانی محسوستر از گذشته» تاکید کرده بود: اقلام پروتئینی همچون گوشت و مرغ که زمانی بخش اصلی وعدههای غذایی بودند، اکنون برای بسیاری از خانوادهها به کالایی دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
به نوشته این روزنامه، «سفرههای مردم در ایران روزبهروز کوچکتر میشوند، گوشت برای بسیاری از خانوادهها در حال تبدیل به یک رؤیا است، مرغ هم دستکمی از گوشت ندارد و در حال پر کشیدن از سفره خانوارهای ایرانی است.»
بر اساس این گزارش، «قیمت حبوبات که بهدلیل غنای پروتئینی بهعنوان جایگزینی برای گوشت قرمز و ماکیان در نظر گرفته میشود، هم دستکمی از گوشت و مرغ ندارد.»
بر اساس گزارشها، افزایش قیمت تنها محدود به مرغ، گوشت و حبوبات نیست و در همه موارد قیمت اقلام خوراکی، از جمله اقلام لبنی، تخممرغ و ماهی افزایش چشمگیری یافته است.
پیام ما به نقل از گزارش مرکز آمار نوشت: میانگین هزینه ماهانه سبد غذایی یک خانوار چهارنفره در ایران در سال جاری بیش از ۴۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده است.
«شکاف میان مزد و هزینه زندگی در ایران که یک بحران ساختاری است»
پیمان شجیراتی، عضو هیات مدیره کنفدراسیون کار- خارج از کشور، به ایران اینترننشال گفت: «حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۴ برای کارگران که بیش از ۱۰ میلیون تومان در ماه تعیین شده، در شرایطی است که حتی بر اساس گفتههای اعضای شورایعالی کار و تشکلهای وابسته به دولت (مانند خانه کارگر)، هزینه حداقلی سبد معیشت خانوار کارگری بیش از ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود.
او افزود: «اما نهادهای مستقل کارگری و گزارشهای میدانی، این رقم را بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان نیز اعلام کردهاند؛ به ویژه در کلانشهرها یا مناطق صنعتی که هزینه مسکن و خورد و خوراک بالاست.»
به اعتقاد شجیراتی، این شکاف عمیق به معنای آن است که حتی در بهترین حالت، دستمزد رسمی تنها حدود ۲۰ درصد از هزینههای واقعی زندگی را پوشش میدهد.
او گفت: «این وضعیت پیامدهای مستقیم و روزمرهای برای طبقه کارگر و دیگر مزدبگیران ایجاد کرده است؛ از جمله چند شغله شدن و فقر شغلی.»
شجیراتی افزود: «بسیاری از کارگران ناچارند کنار کار اصلی، مشاغل دوم و سوم انجام دهند؛ از مسافرکشی تا کار روزمزدی شبانه.»
او با اشاره به کوچک شدن سفرههای خانوادهّای کارگران و مزدبگیران گفت: «حذف گوشت، لبنیات، میوه و پوشاک نو از سبد مصرفی، به واقعیتی گسترده تبدیل شده است. مصرف پروتئین در بسیاری از خانوادهها حذف و یا در خوشبینانه ترین حالت به کمتر از یک سوم میزان توصیه شده رسیده است.»
به گفته شجیراتی، بحران مسکن و از جمله افزایش شدید اجاره، کارگران را به حاشیه شهرها و خوابگاههای شلوغ و غیربهداشتی رانده است و در مواردی، چند خانواده یا کارگر مجرد یک اتاق را به طور مشترک اجاره میکنند.
او ضمن توضیح در مورد پیامدهای اقتصادی ناشی از پایین بودن دستمزدها مانند انباشت بدهی و بیثباتی، افزود: «نبود پسانداز و حمایت اجتماعی باعث شده است که کوچکترین بحران (بیماری، بیکاری، افزایش اجاره، حتی خرابی گوشی تلفن همراه) زندگی خانوادههای کارگری را دچار گرفتاری کند.
به گفته او، اخذ وامهای کوچک با بهره بالا از بانکها، اخذ وام از صندوقهای خانوادگی و محلی و خرید نسیه تبدیل به راه موقتی گذران زندگی مشقتبار برای بسیاری از خانوادههای کارگری شده است.
شجیراتی تاکید کرد: «نتیجه شکاف میان مزد و هزینه زندگی در ایران که یک بحران ساختاری است و نه یک مشکل موقتی، به بازتولید فقر در میان شاغلان، گسترش نارضایتی اجتماعی و تهدید مستقیم معیشت میلیونها خانواده کارگری منجر شده است.»
دهها نماینده مجلس شورای اسلامی خواستار توضیح تیم اقتصادی دولت شدند
علی حاجیدلیگانی، نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، سهشنبه ۲۲ مهر گفت: «۱۰۰تن از نمایندگان مجلس در نامهای خواستار حضور تیم اقتصادی دولت در مجلس شدند تا در خصوص وضعیت گرانیهای اخیر و افزایش قیمت کالاها به مجلس توضیح دهند.»
به گزارش خبرگزاری ایسنا، حاجیدلیگانی گفت که این درخواست «با توجه به وضعیت اقتصادی مردم و گران شدن کالاها به خصوص مواد خوراکی و خدمات و گرانسازی شرکتهای وابسته به دولت در ارائه خدمات و وضعیت اقتصادی کنونی» شده که «باعث فشار مضاعف به اقشار آسیب پذیر شده است.»
بر اساس نامه این ۱۰۰ نماینده، خواسته شده است که تیم اقتصادی دولت از جمله رییس سازمان برنامه و بودجه، وزرای اقتصاد، صمت، رفاه و بهداشت و رییس بانک مرکزی در مجلس حاضر شوند.
حاجیدلیگانی گفت: «طبق قانون برنامه هفتم توسعه جمهوری اسلامی، دولت باید هر سال نرخ تورم را ۵ تا ۶ درصد کاهش دهد که این اتفاق نیفتاده است و شاهد افزایش تورم و قیمت کالاها هستیم.»

۱۲ تن از زندانیان سیاسی در زندان اوین در نامهای رضا خندان، فعال حقوق بشر زندانی و همسر نسرین ستوده، در نامهای، تصمیم مقامهای این زندان برای «محرومیت او و همسرش از ملاقات به بهانه حجاب» را نوعی «شکنجه سفید» علیه این زندانی و خانوادهاش دانستند.
بر اساس این نامه که نسخهای از آن به دست ایران اینترنشنال رسیده است، «بیش از ۹ ماه است که مقامهای زندان اوین، خندان را از دیدار همسرش محروم کردهاند و تلاش فرزندانش برای ملاقات با او نیز از سوی کارکنان زندان به درگیری و خشونت کشیده شده است.»
آنها افزودند: «نسرین ستوده، همسر رضا خندان و دخترش؛ مهراوه به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری مورد نظر مسئولان زندان اوین از ملاقات با این فعال حقوق بشر محروم شده اند.»
خندان که بهدلیل اعتراض به حجاب اجباری به سه سال و نیم زندان محکوم شده است، در اعتراض به ممانعت مسئولان زندان از ملاقات او با همسرش از سهشنبه هشتم مهر، تحصن در مقابل دفتر مقامات زندان اوین را آغاز کرده است.
زندانیان سیاسی همبند این فعال مدنی نوشتند: «مقامهای زندان اوین در حالی بر اعمال حجاب اجباری به عنوان شرط ملاقات اصرار میکنند که اکنون دولت، مجلس، نیروی انتظامی و بسیاری از سازمانها و ادارات از اعمال حجاب اجباری بر شهروندان عقب نشستهاند.»
آنها تاکید کردند: «محرومیت زندانی از ملاقات، نقض آشکار حقوق بشر است. آن هم در حالی که راههای قانونی دیگری، از جمله فرستادن زندانی به مرخصی وجود دارد که رضا خندان از حق قانونی خود برای استفاده از مرخصی نیز محروم شده است.»
در این نامه آمده است: «مقامهای زندان اوین در حالی برای مخالفت با ملاقات رضا خندان و نسرین ستوده به بهانههای واهی، چون مقررات و قانون متوسل میشوند که وقتی پای اعطای مرخصی به این زندانی، طبق همان مقررات به میان میآید، از اجرای آن سرباز میزنند.»
امضا کنندگان این نامه از مقامهای زندان اوین خواستند به تصمیم غیر انسانی خود که خندان و همسرش را در ۹ ماه گذشته از ملاقات یکدیگر محروم کرده است، پایان دهند.
این نامه از سوی ودود اسدی، محمود اوجاقلو، سجاد ایماننژاد، شهریار براتی، مرتضی پروین، وحید غدیرزاده، مرسل کتابی، مهرداد گریوانی، محمد مهدی محمدیرهبری، محمد نجفی، طاهر نقوی، و رضا ولیزاده امضا شده است.
خندان صبح جمعه ۲۳ آذر سال گذشته در خانه خود و همسرش در تهران بازداشت شد و او را به کلانتری ۱۳۸ جنتآباد منتقل کردند.
بازداشت او مربوط به پرونده مشترک او با فرهاد میثمی، پزشک و فعال سیاسی، به اتهام تهیه و توزیع پیکسلهایی با نوشته «من به حجاب اجباری اعتراض دارم» بود.
خندان و میثمی شهریور سال ۱۳۹۷ بازداشت و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» هر کدام به شش سال زندان محکوم شدند که پنج سال آن قابل اجرا بود.
محرومیت دو ساله از فعالیت در فضای مجازی و ممنوعیت خروج از کشور، دیگر مجازاتهایی تعیین شده برای این دو فعال مدنی بود.
خندان پس از چهار ماه حبس و فرهاد میثمی پس از چهار سال و نیم آزاد شدند.
بازداشت دوباره خندان در شرایطی انجام شد که به گفته ستوده، او و میثمی بدون آنکه خودشان درخواستی کرده باشند، مشمول عفو شدند و پرونده آنها مختومه شده است
بازداشت خندان با انتقاد دفتر نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران و انجمن قلم آمریکا مواجه شد.

شماری از افرادی که خواهان آزادی عرفان قانعیفرد، فعال سیاسی ایرانی بازداشتشده در تگزاس، هستند، با امضای طوماری هشدار دادند بازگرداندن او به ایران میتواند به قیمت جانش تمام شود. این فعال سیاسی بیش از شش ماه است در بازداشتگاه اداره مهاجرت و گمرک آمریکا نگهداری میشود.
امضاکنندگان این طومار بر این باورند که «انتقادهای تند قانعیفرد از جمهوری اسلامی در یادداشتهایش در روزنامه اسرائیلی اورشلیمپست میتواند برای او در صورت بازگرداندنش به ایران بسیار خطرناک باشد و حتی منجر به صدور حکم اعدام شود.
شماری از این افراد در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتند پرونده قانعیفرد «آزمونی برای تعهد اخلاقی آمریکا در حمایت از کسانی است که در برابر استبداد سخن میگویند».
به گفته مسعود پیما، که وکالت قانعیفرد را بر عهده دارد، موکلش از ۲۸ مارس در بازداشتگاه پریریلند در آلوارادو، تگزاس، زندانی است؛ بازداشتگاهی که ظرفیت آن بالای ۷۰۰ نفر است، اما بر اساس گزارش واشینگتنپست در مقاطعی بیش از این ظرفیت، بازداشتی در آنجا نگهداری شدهاند و بازداشتشدگان در این مرکز از شرایط سختی مانند نبود تخت کافی شکایت کردهاند.
پیما پیشتر در گفتوگویی به ایراناینترنشنال گفته بود قانعیفرد که قرار بود تدریس در یک کالج در دالاس را آغاز کند، هنگام مراجعه به دفتر اداره مهاجرت برای بهروزرسانی آدرس خود بازداشت و به مرکز نگهداری مهاجران فاقد مدارک منتقل شد.
او به ایراناینترنشنال گفت: «خطر واقعی است. اگر او بازگردانده شود، جانش در خطر خواهد بود. هیچ دلیلی برای ادامه بازداشت او پس از شش ماه وجود ندارد.»
نگار کرامتی، از نزدیکان قانعیفرد، نیز به ایران اینترنشنال گفت او هرچند از نظر روحی خسته است اما در تماس تلفنی اخیر نسبت به روند پرونده خود ابراز امیدواری کرده است.
کرامتی افزود: «حق او نیست که در آن جا نگهداری شود، بهویژه وقتی هیچ کار اشتباهی نکردهاست. بیش از ۲۰۰ روز است که او آنجاست، این فقط یک مسئله مهاجرتی است، نه بیشتر.»
کرامتی، قانعیفرد را استادی دقیق و دلسوز توصیف کرد که الهامبخش او و بسیاری از جوانان ایرانی برای اندیشیدن انتقادی درباره سیاست و رسانه بود.
او گفت: «شیوه تدریس او طوری است که میتوانی ساعتها بنشینی و یاد بگیری. او آن قدر پرشور و آگاه است که حتی در گفتوگوهای عادی لحنش شبیه یک کلاس درس است.»
او افزود بازداشت قانعیفرد تاثیر زیادی بر دوستان و خانوادهاش گذاشته است: «هر صدایی برای متوقف کردن این بیعدالتی بزرگ اهمیت دارد.»
افزایش حمایت از طومار
مژگان مهدیزاده، فعال مدنی ساکن کالیفرنیا، طوماری آنلاین با عنوان «آزادی عرفان قانعیفرد برای جلوگیری از بازگرداندن او به دامان خطر» راهاندازی کرده که تاکنون نزدیک به سههزار امضا جمعآوری کرده است.
مهدیزاده به ایران اینترنشنال گفت: «من سالهاست آثار و مصاحبههای او را دنبال میکنم. او کارشناس تاریخ معاصر ایران و منتقد حکومت است. بازگرداندن او به ایران به معنای صدور حکم مرگش خواهد بود.»
این طومار از رییسجمهوری آمریکا، وزارت امنیت داخلی و وزارت امور خارجه این کشور میخواهد قانعیفرد را آزاد کرده و هرگونه دستور اخراج او را متوقف کنند.
در این طومار به گزارشهای ایالات متحده و سازمان ملل اشاره شده که شامل مستندات شکنجه، بازداشتهای خودسرانه و اعدام مخالفان سیاسی در ایران است.
امضاکنندگان از واشینگتن خواستهاند به تعهدات خود طبق «کنوانسیون منع شکنجه» و اصل «عدم استرداد» پایبند بماند.
آزمونی برای وعده آمریکا
پیما پیشتر به ایراناینترنشنال گفته بود اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) با دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی ایران در واشینگتن برای دریافت مدارک سفر فانعیفرد تماس گرفته، اما این دفتر تاکنون پاسخی نداده است.
او گفت در دادگاههای فدرال و مهاجرتی درخواستهایی برای آزادی موکلش و بازگشایی پرونده پناهندگی او با ارائه شواهد تازه از فعالیتهای سیاسیاش ثبت کرده است.
قانعیفرد در سال ۲۰۱۷ از طریق مرز مکزیک وارد آمریکا شد. او که پس از ورود به دلیل نداشتن ویزا بازداشت شده بود درخواست پناهندگی داد اما درخواست پناهندگیاش در سال ۲۰۱۸ به دلیل «کمبود مدارک» رد شد و تا سال ۲۰۲۰ در بازداشتگاه اداره مهاجرت در الپاسو نگهداری شد.
در آن زمان آمریکا تلاش کرد او را از طریق جمهوری آذربایجان به ایران بازگرداند، اما به گفته وکیلش «او در جمهوری آذربایجان از سوار شدن به پرواز تهران خودداری کرد و به آمریکا بازگردانده شد.»
این پرونده در حالی مطرح شده که آمریکا بهدلیل اخراج شماری از پناهجویان ایرانی به کشورشان با انتقادهای فزاینده روبهرو است.
اخیرا یک پرواز اجارهای دولت آمریکا پس از توقف در پورتوریکو و قطر، ۱۲۰ ایرانی را به تهران منتقل کرد؛ اقدامی که پس از ماهها گفتوگو میان واشینگتن و تهران انجام شد.
پیش از این علی هریسچی، وکیل مهاجرت، به ایراناینترنشنال گفت این پرواز شامل مخالفان سیاسی و نوکیشان مسیحی نیز بوده است و برخی از آنها پیش از تحویل به مقامهای ایرانی، دستبند زده و از خانوادههایشان جدا شده بودند.
برای حامیان عرفان قانعیفرد، این شرایط فوریت پرونده او را بیشتر کرده است. یکی از امضاکنندگان طومار نوشته است: «این مرد هیچ جرم و خطایی مرتکب نشده. اگر به ایران بازگردانده شود، او را بهخاطر گفتن حقیقت خواهند کشت یا شکنجه خواهند کرد.»
برای دوستانش، انتقادهای تند قانعیفرد از خامنهای در روزنامه اورشلیمپست، نماد شجاعت او و در عین حال نشاندهنده خطری است که با آن روبهروست.
مهدیزاده به ایراناینترنشنال گفت: «وعده آمریکا این است که از کسانی که در برابر استبداد سخن میگویند، حمایت کند. پرونده عرفان آزمونی برای تحقق همین وعده است.»





