• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چرا جمهوری اسلامی تغییر را خطرناک‌تر از جنگ می‌داند؟

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

حاکمان ایران به رغم ضرباتی که در جنگ با اسرائیل متحمل شدند، همچنان از مقاومت می‌گویند و از آمادگی برای جنگ. شاید از این رو که هزینه مذاکره و تغییر را بیش از رویارویی نظامی می‌دانند.

جمهوری اسلامی در آستانه فعال شدن مکانیسم ماشه، با حضور در اجلاس شانگهای می‌کوشد تصویری از «دیپلماسی فعال» به نمایش بگذارد و خود را به‌عنوان بخشی از بلوک شرق در برابر تهدیدات غرب معرفی کند. اما در درون کشور، نیروهای سیاسی و اقتصادی هشدار می‌دهند که تداوم این مسیر بدون اصلاحات اساسی وضعیت را بدتر خواهد کرد.

در دل این دو پیام متضاد، رهبر جمهوری اسلامی با سخنرانی دوم شهریور خود، تاکید کرد که نظام سیاسی به مسیر پیشین خود ادامه خواهد داد.

با وجود تلفات انسانی و خسارتهای گسترده در جنگ ۱۲ روزه، حکومت با روایت‌سازی از «پیروزی» جنگ را مدیریت‌پذیر جلوه داده است. اما تغییر داخلی را به‌دلیل زنجیره مطالبات نامعلوم، تهدیدی به‌مراتب خطرناک‌تر می‌داند.

چرا جنگ قابل مدیریت به نظر می‌رسد؟

جنگ برای جمهوری اسلامی فرصتی بود تا خود را در مقام بازیگری «ایستاده در برابر دشمن» بازنمایی کند.

این روایت سازی بر دو پایه استوار بود: نخست، بزرگنمایی ضربات واقعی که به اسرائیل وارد شد و توان دفاعی و روانی آن را تحت فشار قرار داد؛ دوم، کمرنگ کردن هزینه هایی که ایران متحمل شد، از کشته شدن فرماندهان ارشد سپاه گرفته تا افشای عمق نفوذ موساد و آسیب دیدن مراکز حساس. در این چارچوب، خسارت‌ها نه نشانه ضعف، بلکه «فداکاری» و «استقامت» معرفی شدند.

این توانایی در بازتعریف واقعیت، یکی از دلایلی است که جنگ را برای حاکمیت قابل مدیریت جلوه می‌دهد. به همین خاطر در جنگ احتمالی بعدی برخی از مقامات سیاسی گمان می‌کنند که در میدان نبرد ممکن است توازن واقعی به زیانشان باشد، اما در عرصه روایت می‌توانند آن را به پیروزی ترجمه کنند.

تاثیرگذاری و نقش نهادی سپاه و بسیج در فضای سیاسی، یکی دیگر از دلایل ترجیح جنگ است. این دو نهاد در کنار اداره امور نظامی-امنیتی، در اقتصاد و سیاست ایران حضور پررنگ دارند. تداوم حضور پررنگ و مداخله آنها در فضای سیاسی-اقتصادی ایران به تداوم تقابل گره خورده است؛ چون بحران خارجی برایشان فقط تهدید نیست، بلکه فرصتی است برای گرفتن بودجه بیشتر، اختیارات وسیع‌تر و جایگاه محکم‌تر در ساختار قدرت.

بسیاری از اقدامات حکومت نیز بدون همکاری یا پوشش آنها پیش نمی‌رود، و همین وابستگی، موقعیتشان را مرکزی‌تر کرده است. بنابراین، این نهادها تلاش می‌کنند تا ایده جنگ در فضای کشور ادامه یابد؛ نه لزوما برای اینکه مجددا وارد جنگ شوند بلکه کشدار شدن فضای تنش باعث می‌شود تا این دو نهاد در مرکز تصمیم بمانند.

دلیل سوم را می‌توان در کارکرد بوروکراسی جست‌وجو کرد؛ زیرا حمله یک کشور خارجی تصمیم‌گیری را برای حکومت آسان‌تر می‌سازد. در وضعیت جنگ یا حتی تهدید جنگ، حکومت با اجبار یا سرکوب، بحث‌ها و اختلاف‌های جناحی را به حاشیه می‌راند و همه نگاه‌ها به سوی یک مرکز فرماندهی متمرکز می‌شود.

در چنین شرایطی، رهبری و نهادهای امنیتی دست بالا را پیدا می‌کنند، توجه به سایر کانون‌های قدرت کاهش می‌یابد و بسیاری از تصمیم‌گیری‌های حساس به زمانی دیگر موکول می‌شود؛ اموری که در شرایط عادی با مخالفت‌های جدی روبه‌رو است. جنگ فضایی می‌آفریند که در آن اطاعت از مرکز قدرت به اصل بنیادین بدل می‌شود.

چرا تغییر خطرناک‌تر از جنگ است؟

برخلاف بحرانی چون جنگ که از نگاه جمهوری اسلامی تجربه‌ای «قابل کنترل» تلقی می‌شود، تغییر داخلی فاقد قواعد روشن و قابل پیش‌بینی است.

حاکمیت به‌خوبی آگاه است که هر اصلاح واقعی می‌تواند زنجیره‌ای از مطالبات تازه در میان جامعه ایجاد کند؛ مطالباتی که توان برهم‌زدن تعادل موجود و خارج‌کردن وضعیت از کنترل را دارند، به‌ویژه در شرایطی که کشور هم‌زمان با تهدید جنگ نیز روبه‌رو است. برای نظامی که انسجام خود را بر تمرکز قدرت و مهار جامعه استوار کرده، چنین روندی به‌مراتب خطرناک‌تر از جنگی است که دست‌کم تا حدودی توان مدیریت آن را دارد.

حافظه تاریخی مقامات جمهوری اسلامی سرشار از هشدارها نسبت به پیامدهای اصلاحات است.

فروپاشی شوروی در ذهنیت رهبران جمهوری اسلامی همواره به‌عنوان نتیجه گشودن درِ تغییرات سیاسی تفسیر شده است. تجربه داخلی نیز پرهزینه بوده است؛ اصلاحات دهه هفتاد به‌سرعت مطالباتی را فعال کرد که از نگاه حاکمیت غیرقابل پذیرش بود و در نهایت به سرکوبی گسترده انجامید.

چنین تجربه‌هایی سبب شده است که هر سخن از تغییر حتی اگر در قالب نامه اقتصاددانان باشد، به چشم تهدیدی علیه بقای نظام سیاسی دیده می‌شود.

افزون بر این، ائتلاف‌های قدرت در ایران خود به مانعی جدی در برابر تغییر بدل شده‌اند. نهادهایی مانند سپاه نه تنها به‌واسطه نقش امنیتی، بلکه به‌دلیل منافع اقتصادی کلانشان از اصلاحات دموکراتیک زیان می‌بینند؛ چرا که تغییر به معنای بازتوزیع قدرت و منابع است.

بن بست بحران و تغییر

از نگاه حاکمیت، جنگ پدیده‌ای «قابل مدیریت» است؛ زیرا دشمنی مشخص دارد، دستگاه‌های امنیتی و تبلیغاتی را به‌طور کامل فعال می‌کند و نهادهای قدرت از آن سود می‌برند. در مقابل، تغییر نه دشمن معین دارد، نه ابزار مهار روشن، و نه نقطه توقفی قابل اعتماد.

تغییر، به محض آغاز، می‌تواند شکاف‌های پنهان را آشکار و انسجام ساختار را از درون متلاشی کند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

هاآرتص: خلع سلاح حزب‌الله در لبنان به مانع زمان‌بندی و معادلات سیاسی برخورده است

۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در تحلیلی تازه نوشت با وجود فشارهای فزاینده آمریکا و موضع نرم‌تر اسرائیل، دولت لبنان هنوز نتوانسته جدول‌زمانی روشنی برای خلع سلاح حزب‌الله تعیین کند؛ موضوعی که آینده امنیتی لبنان را با پیچیدگی و بیم از بازگشت جنگ داخلی گره زده است.

به گزارش هاآرتص، تلاش‌های دولت لبنان برای آغاز فرایند خلع سلاح حزب‌الله در سایه فشارهای واشینگتن، با مانع‌تراشی‌های سیاسی داخلی و مقاومت صریح این گروه شیعی روبرو شده است. در حالی‌که قرار بود کابینه لبنان در روز سه‌شنبه ۲ سپتامبر طرح ارتش برای خلع سلاح را بررسی کند، نبود توافق و هماهنگی میان جناح‌های سیاسی، جلسه را تا روز جمعه به تعویق انداخت.

این روزنامه اسرائیلی با اشاره به اهمیت تاریخی این تحول نوشت که اگر اجرای طرح خلع سلاح آغاز شود، شاید بزرگ‌ترین اتفاق امنیتی لبنان از زمان پایان جنگ داخلی در سال ۱۹۹۰ باشد. بر اساس تصمیم دولت لبنان، ارتش باید تا پایان ماه اوت طرح عملیاتی خلع سلاح را برای ارائه به کابینه، نماینده آمریکا تام باراک، و به‌طور غیررسمی اسرائیل آماده می‌کرد. اما هنوز نه محتوای کامل طرح منتشر شده و نه حمایت همه‌جانبه‌ای برای آن جلب شده است.

  • مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا: رویکرد تام باراک به حزب‌الله «اساساً جاهلانه» است

    مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا: رویکرد تام باراک به حزب‌الله «اساساً جاهلانه» است

به گزارش منابع لبنانی، طرح پیشنهادی ارتش شامل اجرای مرحله‌ای عملیات خلع سلاح در دو منطقه شمال و جنوب رود لیتانی است، بدون آن‌که ضرب‌الاجل مشخصی تعیین شده باشد. در این طرح، تعداد نیروهای لازم، نوع تسلیحات مورد نیاز و بودجه لازم ذکر شده؛ اما چالش اصلی نه لجستیکی، که سیاسی است.

مقاومت حزب‌الله و تاکید بر راهبرد دفاع ملی
هاآرتص می‌نویسد نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، به صراحت اعلام کرده که این گروه قصد خلع سلاح ندارد و تنها در چارچوب یک «راهبرد دفاع ملی» حاضر به گفت‌وگو است. اما مشخص نیست منظور از این راهبرد چیست و آیا حزب‌الله حاضر است به ارتش ملی بپیوندد یا همچنان به‌عنوان یک نیروی مستقل فعالیت خواهد کرد.

در سوی دیگر، نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان و رهبر جنبش امل، که از جانب حزب‌الله با دولت و ایالات متحده در مذاکره است، راهبردی متفاوت پیشنهاد کرده است. بری در یک گفت‌وگوی تلویزیونی پیشنهاد باراک را «دیکته‌ای برای رضایت اسرائیل» خواند، اما در عین حال اعلام کرد که حاضر است درباره آینده سلاح‌های حزب‌الله در قالب «گفت‌وگویی آرام و بر اساس قانون اساسی» گفت‌وگو کند.

  • ارتش اسرائیل: یک ساختمان مورد استفاده حزب‌الله در جنوب لبنان منهدم شد

    ارتش اسرائیل: یک ساختمان مورد استفاده حزب‌الله در جنوب لبنان منهدم شد

او تصریح کرده که این فرایند باید بر اساس سخنرانی تحلیف رئیس‌جمهوری، ژوزف عون، و تصمیمات کابینه باشد؛ تصمیماتی که در آن دولت، تنها مرجع قانونی در کنترل سلاح‌ها شناخته شده است.

واشینگتن، تهدید اسرائیل و آینده لبنان
هاآرتص در ادامه به فشارهای آمریکا برای الزام دولت لبنان به اقدام عملی اشاره می‌کند. طبق این گزارش، تام باراک بارها تهدید کرده در صورت عدم پیشرفت ملموس، آمریکا از روند مذاکرات خارج خواهد شد؛ تهدیدی که معنای تلویحی‌اش، چراغ سبز به اسرائیل برای تجدید درگیری نظامی است.

به نوشته این روزنامه، آمریکا سرانجام تصمیم مورد نظر خود را از کابینه لبنان گرفت و در ازای آن از اسرائیل خواست عملیات‌های نظامی در خاک لبنان را محدودتر کند. بنیامین نتانیاهو نیز اخیراً با لحنی نرم‌تر اعلام کرده که در صورت اقدام ارتش لبنان برای اجرای طرح خلع سلاح، اسرائیل نیز اقدامات متقابل از جمله کاهش تدریجی حضور در جنوب لبنان را در نظر خواهد گرفت.

  • اعتراض گسترده در لبنان به استفاده ابزاری حزب‌الله از کودکان

    اعتراض گسترده در لبنان به استفاده ابزاری حزب‌الله از کودکان

امیدهای نقش برآب‌شده لبنان به عقب‌نشینی اسرائیل
با این حال، هاآرتص می‌نویسد که امید دولت لبنان به عقب‌نشینی فوری حتی نمادین اسرائیل از پنج نقطه مورد مناقشه، بی‌نتیجه مانده است. لبنان می‌گوید موضوع فقط پنج نقطه نیست، بلکه بیش از ۳۰ روستا در جنوب کشور هستند که ساکنان آن‌ها به‌دلیل حضور نیروهای اسرائیلی امکان بازگشت ندارند.

این روزنامه نتیجه‌گیری می‌کند که نقاط مورد مناقشه، نه اهمیت نظامی، بلکه ارزش چانه‌زنی سیاسی دارند و مانعی جدی در مذاکرات بین حزب‌الله و دولت هستند.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد گزینه‌ای که نبیه بری تحت عنوان «گفت‌وگوی آرام و مورد توافق» مطرح کرده، و رئیس‌جمهور لبنان نیز به آن متمایل است، مسیر محتمل دولت برای اجتناب از درگیری مستقیم نظامی باشد؛ مسیری که البته می‌تواند اجرای واقعی طرح خلع سلاح را برای مدت نامعلومی به تعویق بیندازد.

«کنسرت ناگهانی» یا پروژه فرهنگی؟ موسیقی باز هم در خدمت سیاست

۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی

همایون شجریان از برگزاری نخستین کنسرت خیابانی خود در میدان آزادی خبر داده و می‌گوید «بدون تلاشی از سوی من، یکباره مجوز صادر شد».

هم‌زمان، دولت پزشکیان با اعلام بازنگری «سند موسیقی» و صدور هزاران مجوز تازه، از «عدالت فرهنگی» سخن می‌گوید؛ اما فضای ملتهب جامعه و سایه جنگ و ملی‌گرایی کاذب حرف دیگری می‌زند.

کنسرتی پس از سال‌ها انتظار
خبر اجرای خیابانی شجریان توجه بسیاری را به خود جلب کرد. او در نشست خبری توضیح داد که ایدهٔ برگزاری این برنامه سال‌ها پیش مطرح شده بود اما بارها متوقف شد. شجریان با اشاره به صدور مجوز ناگهانی گفت: «من برای گرفتن مجوز تلاشی نکردم، فقط اطلاع دادند که حالا امکان اجرا وجود دارد.» این نخستین بار است که در عمر جمهوری اسلامی یکی از پرمخاطب‌ترین خوانندگان سنتی ایران در قلب تهران و به شکل رایگان روی صحنه می‌رود و خودِ او تاکید کرده که این «اولین اجرای بزرگ» است و کنسرت‌های دیگری نیز در راه خواهد بود.

بازنگری سند موسیقی و آمارهای تازه
هم‌زمان، خبرگزاری رسمی دولت گزارش داد که وزارت فرهنگ [و ارشاد اسلامی] در دولت چهاردهم «سند موسیقی» را بازنگری کرده و نزدیک به سه‌هزار مجوز کنسرت صادر شده است. همچنین به برگزاری بیش از شش‌هزار اجرای زنده در سراسر کشور و برنامه‌های هم‌چون «فستیوال کوچه» اشاره شد. مقام‌های دولتی این روند را نشانه «گشایش فرهنگی» و «مردمی‌سازی هنر» معرفی کردند و از آن به‌عنوان نشانه‌ای از توجه دولت به مطالبات فرهنگی نام بردند.

نمایی از جشنواره کوچه
100%
نمایی از جشنواره کوچه

محدودیت‌ها و سانسوری که تمام نشده
با وجود چنین آماری، تجربه موسیقی در ایران نشان می‌دهد این حوزه در دهه‌های گذشته با محدودیت‌های جدی مواجه بوده است. از ابتدای دهه شصت، اجرای زنان به‌عنوان خواننده اصلی در صحنه‌های عمومی ممنوع شد و همچنان ادامه دارد. کنسرت‌های متعدد در شهرهای مختلف حتی پس از اخذ مجوز رسمی در روزهای پایانی لغو شده‌اند. علاوه بر این، فشار بر گروه‌های مستقل و کنترل محتوای آثار موسیقایی فضایی ایجاد کرده که بسیاری از موزیسین‌ها برای ادامه فعالیت به مهاجرت روی آورده‌اند. این واقعیت تاریخی، باعث شده هرگونه «گشایش ناگهانی» در حوزهٔ موسیقی با احتیاط و تردید سنجیده شود و ادامه‌دار شدن این اجراها را پروژه‌ای حساب‌شده محسوب کرد.

تحریف نمادهای مردمی
انتخاب میدان آزادی به‌عنوان محل برگزاری کنسرت، بعدی نمادین به این رویداد می‌بخشد. این میدان در حافظه جمعی ایرانیان با تجمع‌های سیاسی و اجتماعی گره خورده است. تبدیل آن به صحنه یک اجرای بزرگ موسیقایی می‌تواند در راستای بازتعریف فضاهای عمومی و ارائه تصویری تازه از رابطه حکومت با جامعه تفسیر شود. در شرایطی که کشور با بحران‌های سیاسی و منطقه‌ای نیز مواجه بوده است، چنین اقدام‌هایی می‌توانند حامل پیام‌هایی از همبستگی ملی و تلاش برای تغییر فضا باشند.

موسیقی و کارکرد سیاسی در بزنگاه‌ها
موسیقی در ایران معاصر همواره نقشی فراتر از سرگرمی داشته است. از یک‌سو، جامعه خواهان دسترسی آزاد به همه گونه‌های موسیقی و شنیدن صدای همهٔ هنرمندان، از جمله زنان، بوده است. از سوی دیگر، ساختار سیاسی محدودیت‌هایی گسترده اعمال کرده و بارها از موسیقی به‌عنوان ابزاری برای مدیریت فضا و کنترل اجتماعی استفاده کرده است. در این بستر، کنسرت شجریان و آمارهای تازهٔ دولتی، بیش از آنکه صرفاً به‌عنوان رویداد فرهنگی دیده شوند، بخشی از روندی تلقی می‌شوند که کارکرد اصلی آن در حوزهٔ سیاست و بازنمایی قدرت تعریف می‌شود.

چشم‌انداز مبهم آینده
موسیقی در ایران امروز میان دو قطب متضاد قرار گرفته است: حق فرهنگی شهروندان برای دسترسی آزاد به هنر، و استفاده سیاسی از همان هنر برای بازسازی مشروعیت در بزنگاه‌های بحرانی. برگزاری کنسرت‌های بزرگ و تاکید بر ملی‌گرایی می‌تواند انرژی اجتماعی را برای مدتی به سمت جشن و هیجان جمعی هدایت کند، اما پرسش بنیادین همچنان باقی است: آیا این تحولات آغازگر تغییر واقعی در سیاست‌های فرهنگی‌اند، یا تنها بخشی از پروژه‌ای گسترده برای سفیدشویی و مدیریت افکار عمومی در سایه بحران‌ها؟

«کمدی الهی» در جشنواره ونیز: چرخه سانسور در سینمای ایران

۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد عبدی

«کمدی الهی» تازه‌ترین ساخته علی عسگری در هشتاد و دومین دوره جشنواره ونیز در بخش رقابتی افق‌ها به نمایش درآمد؛ فیلمی که تصویری عریان از وضعیت یک فیلمساز مستقل در داخل ایران را با تماشاگر قسمت می‌کند.

علی عسگری فیلمساز جوانی است که ساخته پیشن‌اش با نام «آیه‌های زمینی»(با همکاری یک کارگردان دیگر) در جشنواره کن خوش درخشید و حالا فیلم تازه‌اش هم در واقع ادامه‌ای است بر آن فیلم با همان حال و هوا، این بار اما شاید شخصی‌تر، از این رو که آثار این فیلمساز به رغم نمایش در جشنواره های بزرگ جهانی و اکران عمومی در کشورهایی چون فرانسه، هیچ‌گاه فرصت نمایش در ایران را نداشته‌اند. حالا فیلم تازه او روایتگر فیلمساز جوانی است که فیلم جدیدش در جهان نمایش داشته و او سعی دارد به هر طریق ممکن آن را با مخاطب ایرانی هم قسمت کند.

به نظر می‌رسد بخشی از وقایع فیلم- از سرو کله زدن با مأمور ارشاد تا ملاقات با نیروهای امنیتی و درخواست آنها برای همکاری- چیزی باشد که فیلمساز در واقعیت زندگی روزمره‌اش به عنوان یک فیلمساز مستقل در داخل ایران با آن روبرو شده است.

فیلم درباره یک تناقض است؛ این که فیلمی ساخته شده و در جهان دیده شده، اما نگاه بسته مسئولان اجازه نمایش آن را در داخل کشور را نمی‌دهد. گفت‌و‌گوی طولانی فیلمساز با مأمور وزارت ارشاد در آغاز فیلم - که به سبک و سیاق فیلم قبلی با دوربین ثابت به عنوان نقطه نظر مأمور ارشاد ساخته شده و در واقع ما او را نمی‌بینیم و تنها صدایش را می‌شنویم- این فرصت را می‌دهد تا تمام مشکلات گاه حتی مضحکی که فیلمساز با آن روبروست با تماشاگر در میان گذاشته شود.

حالا گویی فیلمساز، خسته از همه چیز، همه این مشکلات و محدودیت‌ها را به سخره می‌گیرد و زبانی جز زبان طنز برای روایت آن ندارد. از این رو فیلم در عین واقع‌گرایی اغراق شده و تلاش برای رئالیستی بودن در همه زمینه ها، یک کمدی سیاه است که نگاهی ابزورد به جهان اطرافش دارد؛ جایی که در آن دختران با ظاهری آزادتر در خیابان قدم می‌زنند اما اجازه ورود به مراکز دولتی را ندارند یا فیلمسازی که به هر طریق فیلمش را در داخل ایران می‌سازد، اما اجازه نمایش در داخل کشورش را ندارد، و از همه عجیب‌تر صحنه خرید کوکائین: جایی که فروشنده آن را با یک پهباد برای خریدارش می‌فرستد.

فیلم‌های اولیه عسگری، نگاه اجتماعی مستقیمی بودند به محدودیت‌ها که مثلاً در «تا فردا»، به طور آشکاری تناقض زندگی یک دختر جوان در یک محیط بسته اجتماعی در ایران را به تصویر می‌کشید. «آیه‌های زمینی» در ۹ قسمت مشکلات اجتماعی طبقات مختلف را تصویر می‌کرد و حالا کمدی الهی، در نمایش مشکلات سینمای مستقل ایران، به یک هجو تمام عیار می‌رسد و می‌خواهد به همه چیز بخندد.

100%

اما بافاصله ایستادن فیلمساز، مشکلات فیلم را رقم می‌زند. کمدی الهی فیلم گرمی نیست و ارتباط تماشاگر با آن آسان به ثمر نمی‌رسد. نوع سبک و سیاقی که عسگری برای فیلم‌هایش انتخاب کرده، با نوعی فاصله‌گذاری همراه است که این فاصله‌گذاری گاه مانع از درک شخصیت‌ها و همراهی با آنها می‌شود. با آن که فیلمساز داخل فیلم - که خودش هم واقعاً فیلمساز است: بهرام ارک- می‌توانست شخصیت ملموسی به نظر برسد، نوع روایت فیلم، نوعی فاصله بین او و تماشاگر ایجاد می‌کند که گاه تماشاگر را در میانه فیلم خسته می‌کند، از جمله صحنه‌های طولانی دیدار با بازیگر صاحب سینما که به راحتی می‌توانست کوتاه‌تر باشد.

دیدار مأمور امنیتی با فیلمساز در یک کافه و پیشنهاد فیلمسازی سفارشی، یادآور دیدار سعید امامی با دو فیلمساز شناخته شده ایرانی در هتل استقلال است که حالا به بخشی از تاریخ ممنوعه سینمای ایران بدل شده؛ سینمای رسمی‌ای که حالا بخش قابل توجهی از آن با بودجه‌های مراکز مختلف امنیتی پیوند خورده است. کمدی الهی برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران به صراحت به این موضوع اشاره دارد و خودآگاه یا ناخودآگاه، صحنه‌ای را روایت می‌کند که قاتل روشنفکران (سعید امامی)، از آنها می‌خواهد برای حکومت فیلم بسازند.

فیلم اما به شکلی هجوآلود با همین مأمور امنیتی به پایان می‌رسد، جایی که به نظر می‌رسد اتفاقات پیش رو، همه چیز را تغییر خواهد داد.

واشینگتن‌پست: سرسختی تهران احتمالا موجب حمله نظامی مجدد آمریکا خواهد شد

۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ۱۲:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه واشینگتن‌پست در سرمقاله‌ای نوشت با توجه به ادامه فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده جمهوری اسلامی، به‌ویژه سرسختی تهران در ارتباط با برنامه هسته‌ای، این احتمال می‌رود که دولت دونالد ترامپ بار دیگر گزینه حمله نظامی را برای مهار تهدیدات حکومت ایران در دستور کار قرار دهد.

واشینگتن‌پست سه‌شنبه ۱۱ شهریور با اشاره به تصمیم تهران برای تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پس از جنگ با اسرائیل نوشت: «ایران دوباره به بازی‌های قدیمیِ پنهان‌کاری، تهدید و فریب روی آورده است. سرسختی و عدم همکاری ایران این احتمال را افزایش می‌دهد که نیروهای نظامی آمریکا بار دیگر وارد عمل شوند.»

این روزنامه افزود اگر جمهوری اسلامی بخواهد از حملات اسرائیل و آمریکا در جریان جنگ ۱۲ روزه درسی بگیرد، «آن درس این است که ایالات متحده از به‌کارگیری نیروی نظامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هراسی ندارد.»

در ادامه این مقاله آمده است ترامپ با ایستادگی در برابر «فشار جناح پر سر و صدای انزواطلب» در میان حامیان خود، ایران را هدف قرار داد و اگر به این نتیجه برسد که این رویکرد برای حفاظت از امنیت ملی آمریکا ضروری است، می‌تواند بار دیگر دست به حمله نظامی بزند.

  • اندیشکده دفاعی هند: آتش‌بس میان ایران و اسرائیل شکننده و احتمال تشدید تنش‌ها جدی است

    اندیشکده دفاعی هند: آتش‌بس میان ایران و اسرائیل شکننده و احتمال تشدید تنش‌ها جدی است

مقصود واشینگتن‌پست از «انزواطلبان» در میان حامیان ترامپ، طرفداران گفتمان «اول آمریکا» است.

«اول آمریکا» شعار و گفتمانی است که ترامپ در دوره پیشین حضور خود در کاخ سفید شروع به ترویج آن کرد. هدف این گفتمان تمرکز بر مسائل داخلی آمریکا، میهن‌پرستی و عدم مداخله مستقیم در مناقشه‌های بین‌المللی عنوان شده است.

در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌ها در خصوص سرنوشت برنامه هسته‌ای تهران در پی تصمیم تروئیکای اروپایی برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه و واکنش احتمالی جمهوری اسلامی به آن شدت گرفته است.

ترامپ ۱۱ شهریور در مصاحبه با پایگاه خبری «دیلی کالر» گفت با حمله به ایران، از وقوع یک «جنگ اتمی» جلوگیری کرده است.

  • واکنش بقایی به خبر ایران‌اینترنشنال: برای آمریکا سیگنالی نفرستادیم

    واکنش بقایی به خبر ایران‌اینترنشنال: برای آمریکا سیگنالی نفرستادیم

جمهوری اسلامی، یک «رژیم یاغی»

واشینگتن‌پست در ادامه این مطلب به اخراج سفیر ایران از استرالیا به‌دلیل نقش تهران در حملات یهودستیزانه، ادامه حملات حوثی‌های یمن و عدم همکاری حکومت ایران با آژانس بین‌المللی پرداخت و نوشت جمهوری اسلامی «همچنان مانند یک رژیم یاغی رفتار می‌کند».

این روزنامه به تبعات احتمالی فعال شدن مکانیسم ماشه اشاره کرد و افزود: «بازگشت تحریم‌ها احتمالا اثرگذاری محدودی داشته باشد، زیرا اقتصاد ایران هم‌اکنون نیز در وضعیت نابه‌سامانی قرار دارد.»

واشینگتن‌پست یادآور شد مبادلات تجاری ایران با آمریکا و اروپا بسیار محدود است و این چین است که به‌عنوان مهم‌ترین شریک اقتصادی تهران، حدود ۹۰ درصد از نفت صادراتی ایران را خریداری می‌کند.

در ادامه این مقاله آمده: «بعید است پکن به تحریم‌های جدید پایبند باشد؛ تحریم‌هایی که صادرات موشک‌های بالستیک و پهپادهای ایران را نیز محدود می‌کنند، اما این تجهیزات عمدتا به روسیه فروخته می‌شوند و مسکو نیز به همین ترتیب تحریم‌های جدید را نادیده خواهد گرفت.»

  • نشریه حوزه تجارت جهانی: یک‌سوم تحریم‌های آمریکا بخش کشتی‌رانی ایران را هدف گرفته است

    نشریه حوزه تجارت جهانی: یک‌سوم تحریم‌های آمریکا بخش کشتی‌رانی ایران را هدف گرفته است

پس از تصمیم تروئیکای اروپایی برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد ایران روند صعودی به خود گرفته و قیمت دلار آمریکا از ۱۰۶ هزار تومان فراتر رفته است.

با این حال، مقام‌های جمهوری اسلامی طی هفته‌های اخیر کوشیده‌اند پیامدهای احتمالی فعال‌سازی مکانیسم ماشه را کم‌اهمیت جلوه دهند.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۱۱ شهریور گفت تحریم‌های سازمان ملل متحد نسبت به تحریم‌های فعلی علیه تهران «گستردگی و نهاد ناظر و ضامن ندارد» و «بسیار کم‌اثرتر» از تحریم‌های آمریکاست.

تابوهایی که شکسته شدند؛ از حذف چهره‌های کلیدی تا حمله نظامی به ایران

۹ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی

اگر یک دهه پیش در محافل سیاسی یا جمع‌های غیررسمی از احتمال هدف قرار گرفتن چهره‌های کلیدی سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی یا وقوع حمله‌ نظامی گسترده‌ای به خاک ایران سخن به میان می‌آمد، بسیاری آن را خیال‌پردازی یا تابویی دست‌نیافتنی تلقی می‌کردند.

اما امروز دیگر هیچ‌کدام از این گزاره‌ها انتزاعی یا بعید نیستند؛ چرا که در طول ۱۰ سال گذشته بسیاری از این «تابوها» یکی‌یکی در هم شکسته‌اند.

با این حال، به نظر می‌رسد حاکمیت جمهوری اسلامی همچنان حاضر به پذیرش این واقعیت‌ها نیست و تصمیم‌گیرانش در جهانی ذهنی و خودساخته زندگی می‌کنند.

قاسم سلیمانی؛ نخستین تابوی شکسته‌شده

برای سال‌ها، قاسم سلیمانی نماد شبکه نیابتی جمهوری اسلامی در خاورمیانه به شمار می‌رفت؛ فردی که نقش محوری او در بی‌ثبات‌سازی منطقه برای همگان روشن بود.

اما با وجود آگاهی از تهدیدی که او ایجاد می‌کرد، اندیشه حذف فیزیکی‌اش تا مدت‌ها در ذهن تصمیم‌سازان غربی و حتی مقامات اسرائیلی ناممکن می‌نمود.

خاطرات مقامات پیشین آمریکایی و اسرائیلی نشان می‌دهد که سلیمانی بارها در تیررس قرار داشت، اما تصمیم‌گیری برای حذف او چالشی بود که هیچ‌کس جرات ورود به آن را نداشت—تا دی‌ماه ۱۳۹۸.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری وقت ایالات متحده، با صدور دستور حمله هوایی به کاروان سلیمانی در بغداد، نخستین و مهم‌ترین تابوی جمهوری اسلامی را شکست.

این عملیات قرار بود برنامه‌ای مشترک با اسرائیل باشد، اما به گفته ترامپ، اسرائیل در لحظات آخر از مشارکت کناره گرفت.

با این‌حال، اجرای این دستور نه‌تنها سلیمانی را حذف کرد، بلکه زنجیره فرماندهی نیابتی جمهوری اسلامی را در منطقه متزلزل ساخت؛ ضربه‌ای که هنوز ترمیم نشده است.

100%

حمله نظامی به ایران؛ از خیال تا واقعیت

در دو دهه گذشته، تهدید حمله نظامی به خاک ایران همواره در حاشیه گفتمان بین‌المللی مطرح بود، اما تحقق آن دور از ذهن می‌نمود.

بسیاری آن را خط قرمزی می‌دانستند که عبور از آن امکان‌پذیر نبود، اما این تابو نیز در ماه‌های اخیر شکسته شده است.

امروز، حمله نظامی به خاک ایران دیگر صرفا یک تهدید روی کاغذ نیست؛ بلکه به واقعیتی تجربه‌شده تبدیل شده است.

از حملات دقیق هوایی گرفته تا کنترل مقطعی حریم هوایی ایران، همه و همه مصداق‌های عینی عبور جهان از خط قرمزهایی است که زمانی غیرقابل تصور بودند.

خودفریبی در برابر واقعیت

در شرایطی که هدف‌گیری مستقیم مقامات ارشد سیاسی، امنیتی و نظامی به امری عادی در سطح معادلات ژئوپلیتیکی بدل شده، و بمباران هر نقطه از ایران دیگر رویایی غیرممکن نیست، جمهوری اسلامی همچنان بر طبل مطالباتی می‌کوبد که با واقعیت‌های نوین منطقه و جهان هم‌خوانی ندارد.

حذف فیزیکی مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی دیگر نه یک شوک دیپلماتیک، بلکه یک گزینه سیاسی عملیاتی است.

بمباران دقیق تاسیسات در عمق خاک ایران، حتی بدون آنکه منشا حمله روشن باشد، به واقعیتی بدل شده که احتمال تکرارش بالا است.

پافشاری بر غنی‌سازی اورانیوم یا تولید دیگر محصولات مرتبط با انرژی هسته‌ای نیز در بستر بی‌اعتمادی عمیق بین‌المللی که ناشی از سال‌ها پنهان‌کاری و فریب است، دیگر امتیازی قابل‌چانه‌زنی محسوب نمی‌شود.

دیدار علی خامنه‌ای با محمدمهدی طهرانچی، از گردانندگان برنامه هسته‌ای حکومت ایران، که در جریان جنگ ۱۲ روزه کشته شد
100%
دیدار علی خامنه‌ای با محمدمهدی طهرانچی، از گردانندگان برنامه هسته‌ای حکومت ایران، که در جریان جنگ ۱۲ روزه کشته شد

پایان بازدارندگی کاذب

اکنون دیگر تابویی نمانده که حاکمیت ایران بتواند از آن به‌عنوان ابزار بازدارندگی بهره گیرد. نه تهدید به بستن تنگه، نه تهدید به «انتقام سخت»، و نه نمایش‌های موشکی و رزمایش‌های بی‌اثر. جهان امروز، حتی جهان یک هفته پیش هم نیست.

اصرار بر انکار این تغییرات و تکرار لجوجانه سیاست‌هایی که جهان را علیه حکومت ایران متحد کرده، تنها موجب طولانی‌تر شدن روند فرسایشی و پرهزینه فروپاشی نظام ولایت فقیه خواهد شد.

جدا کردن غده سرطانی جمهوری اسلامی از پیکره ایران، هرچند پرهزینه و دردناک باشد، دیگر یک تابو نیست؛ بلکه واقعیتی محتمل و در حال وقوع است.