• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ترامپ: از ایلان ناامید شده‌ام؛ ماسک: دونالد قدرناشناس است

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

با افزایش اختلافات میان کاخ سفید و منتقدانش بر سر لایحه مالیاتی، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرد ایلان ماسک، میلیاردر و مدیرعامل تسلا که از کارزار انتخاباتی او حمایت مالی کرده بود، اکنون رفتاری «خصمانه» در پیش گرفته است.

ترامپ پنج‌شنبه ۱۵ خرداد در دفتر بیضی کاخ سفید با حمله‌ای تند علیه ماسک، او را به «خصومت» با دولتش متهم کرد و گفت از ماسک «بسیار ناامید» شده است.

ترامپ افزود به نظر می‌رسد ماسک برای «حفظ منافع تجاری‌اش» به سیاست‌های دولت حمله می‌کند.

این اظهارات نشانه‌ای از شدیدتر و علنی‌تر شدن اختلافات میان دو تن از قدرتمندترین و ثروتمندترین افراد جهان است.

او با اشاره به کنار رفتن ماسک از سمت خود در اداره بهره‌وری دولت گفت: «ماسک اولین نفر نیست. بعضی‌ها از دولت من جدا می‌شوند و بعد واقعا رفتارشان خصمانه می‌شود. می‌روند، صبح از خواب بیدار می‌شوند، و می‌بینند دیگر از جذابیت‌ها خبری نیست، دنیا برایشان فرق کرده و بعد دشمن می‌شوند.»

رییس‌جمهوری آمریکا افزود: «من از ایلان خیلی ناامید شدم. من کمک زیادی به او کردم.»

این اظهارات پس از آن مطرح شد که ماسک با حمله به ترامپ در شبکه اجتماعی ایکس، او را متهم کرد که از اصولی که پیش‌تر به آن‌ها پایبند بود، عدول کرده است.

ماسک با انتقاد از «قدرنشناسی» ترامپ در ایکس نوشت: «بدون من، ترامپ انتخابات را باخته بود، دموکرات‌ها کنترل مجلس نمایندگان را در دست داشتند و جمهوری‌خواهان [تنها] با نسبت ۵۱ به ۴۹ در سنا [جلو] بودند.»

ماسک پیش از این ترامپ را هدف انتقادات مستقیم خود قرار نداده بود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

کارشناسان سازمان ملل خواستار آزادی فوری احمدرضا جلالی شدند

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

در بیانیه‌ای مشترک، جمعی از کارشناسان مستقل سازمان ملل متحد از جمهوری اسلامی ایران خواستند که احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی-سوئدی را که از سال ۲۰۱۶ به‌طور خودسرانه در بازداشت به سر می‌برد، فوراً و بدون قید و شرط آزاد کند.

این بیانیه با اشاره به وخامت شدید وضعیت جسمی جلالی، از جمله حمله قلبی اخیر او، هشدار می‌دهد که ادامه بازداشت او ممکن است تهدیدی جدی برای جان این زندانی سیاسی باشد.

احمدرضا جلالی، پزشک متخصص در زمینه پزشکی بحران و استاد دانشگاه، در آوریل ۲۰۱۶ در حالی که به دعوت رسمی برای شرکت در کارگاه‌های آموزشی به ایران سفر کرده بود، توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد. او پس از محاکمه‌ای که به گفته ناظران بین‌المللی فاقد معیارهای دادرسی عادلانه بوده، به اتهام «جاسوسی» به اعدام محکوم شد. براساس گزارش‌های منتشر شده، اعترافات منسوب به او تحت شکنجه اخذ شده و نهادهای حقوق بشری و گروه کاری بازداشت‌های خودسرانه سازمان ملل، بارها اعلام کرده‌اند که بازداشت جلالی «خودسرانه» و فاقد وجاهت قانونی است.

  • عفو بین‌الملل درباره احتمال اعدام احمدرضا جلالی هشدار داد

    عفو بین‌الملل درباره احتمال اعدام احمدرضا جلالی هشدار داد

در این بیانیه، مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، یکی از امضاکنندگان اصلی است که به‌طور ویژه نسبت به نقض مستمر حقوق بشر در ایران هشدار داده است. همچنین آلیس جیلی ادواردز، گزارشگر ویژه در امور شکنجه، و موریس تیدبال-بینز، گزارشگر ویژه در زمینه اعدام‌های فراقضایی و خودسرانه، از دیگر امضاکنندگان برجسته این بیانیه‌اند.

کارشناسان در این بیانیه تأکید کرده‌اند که ایران موظف است طبق حقوق بین‌الملل، شرایط بازداشت انسانی و دسترسی کامل به خدمات درمانی را برای زندانیان تضمین کند. آن‌ها همچنین به الگوی نگران‌کننده بازداشت‌های خودسرانه افراد دوتابعیتی یا ساکنان خارجی توسط حکومت ایران اشاره کرده‌اند؛ روندی که غالباً به‌منظور چانه‌زنی سیاسی یا تبادل زندانیان دنبال می‌شود.

در پایان، کارشناسان سازمان ملل از مقامات جمهوری اسلامی خواسته‌اند که فوراً پرونده جلالی را بازبینی کرده و مسیر فعلی را تغییر دهند، پیش از آنکه آسیب‌های جبران‌ناپذیری به سلامت و جان این زندانی وارد شود. آنان همچنین اعلام کرده‌اند که همچنان با دقت، روند این پرونده را پیگیری خواهند کرد.

قتل الهه حسین‌نژاد؛ رسول خادم قتل امیرمحمد خالقی را یادآوری کرد

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

رسول خادم، اسطوره ورزش ایران در واکنش به قتل الهه حسین‌نژاد، قتل امیرمحمد خالقی، دانشجوی دانشگاه تهران را که او هم قربانی زورگیری شد، یادآوری کرد و نوشت: «چه مظلومانه در چند ماه گذشته، دو فرزند ایران کُشته شدند و قلب و دلِ میلیون‌ها ایرانی، زخمی… سوگوار این عزیزان هستیم.»

پلیس ایران صبح روز ۱۵ خرداد اعلام کرد پیکر الهه حسین‌نژاد، دختر ۲۴ ساله، پس از ۱۱ روز بی‌خبری در بیابان های اطراف تهران پیدا شده و او به قتل رسیده است.

الهه چهارم خرداد در تهران ربوده شده بود. قتل حسین‌نژاد واکنش‌های گسترده‌ای میان کاربران شبکه‌های اجتماعی و چهره‌های سرشناس ایران برانگیخته است.

امیرمحمد خالقی، دانشجوی ۱۹ ساله دانشگاه تهران، در شامگاه ۲۴ بهمن، در پی حمله دو سارق کشته شد. قتل این دانشجو موجب تجمع‌های اعتراضی در دانشگاه‌ها در اعتراض به تامین نشدن امنیت برای دانشجویان شد.

تنش لفظی دونالد ترامپ و ایلان ماسک؛ سهام تسلا سقوط کرد،‌ ترامپ هشدار لغو قرارداد داد

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

تنش لفظی میان دونالد ترامپ و ایلان ماسک در حالی روز پنجشنبه بالا گرفت که ترامپ با حمله به ماسک گفت صبرم تمام شده و هشدار داد یارانه‌ دولتی‌اش را قطع می‌کند. ماسک نیز پاسخ داد که نام ترامپ در پرونده اپستین، مربوط به تجاوز جنسی، قرار دارد. سهام تسلا در پی این تنش ۱۷ درصد سقوط کرد.

پس از ابراز ناامیدی دونالد ترامپ از ایلان ماسک و «خصمانه» خواندن اظهاراتش علیه دولت خود، او در شبکه تروث سوشال نوشت که صبرش در مورد ایلان ماسک در حال تمام شدن بود و از او خواست که برود.

ترامپ افزود فرمان خرید اجباری خودروهای برقی را که ایلان ماسک از ماه‌ها پیش می‌دانست قصد لغوش را دارم، برداشتم و او دیوانه شد.

ترامپ افزود:‌ «ساده‌ترین راه برای صرفه‌جویی در بودجه‌مان — میلیاردها و میلیاردها دلار — این است که یارانه‌ها و قراردادهای دولتی ایلان را قطع کنیم. همیشه برایم عجیب بود که بایدن این کار را نکرد.»

در پی این سخنان و پست‌ها در شبکه تروث‌سوشال، ایلان ماسک در شبکه اجتماعی خود، ایکس، نوشت که نام ترامپ در پرونده جفری اپستین، سرمایه‌دار، میلیونر و مجرم جرائم جنسی، وجود دارد و «به همین دلیل است که پرونده را علنی نکرده‌اند.»

این پست ماسک در حالی است که دادستان کل آمریکا، پاملا باندی، با همکاری اداره تحقیقات فدرال آمریکا بخشی از این پرونده را چند ماه پیش منتشر و علنی کرد.

این تنش‌های لفطی با رییس‌جمهوری آمریکا و هشدار ترامپ موجب شد که به گزارش رسانه‌ها سهام تسلا سقوطی ۱۷ درصدی تجربه کند.

ترامپ در واکنش به پست‌های ایلان ماسک، در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «من مشکلی با این‌که ایلان علیه من موضع بگیرد ندارم، اما باید ماه‌ها پیش این کار را می‌کرد.» او همچنین لایحه بودجه ارائه‌شده دولتش را از بزرگ‌ترین لوایحی خواند که تاکنون ارائه شده است.

ایران از غنی‌سازی چه به‌دست آورده است و به چه بهایی؟

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهروز بیات, مهدی قدسی

پس از پنج دور مذاکره، تهران و واشینگتن با وجود ابراز خوش‌بینی محتاطانه، همچنان بر خط قرمز متناقض خود پافشاری می‌کنند: غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران. اما آیا این برنامه با وجود همه هزینه‌هایی که بر دوش مردم گذاشته، واقعاً ارزش نمادین خود را دارد؟

هسته اصلی مناقشه، مسئله غنی‌سازی است. در حالی‌که ایران تمایل خود را برای حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا (HEU) و پذیرش بازرسی‌های شدیدتر اعلام کرده، همچنان بر حق خود برای غنی‌سازی اورانیوم در سطح پایین (LEU) برای مقاصد صلح‌آمیز اصرار می‌ورزد.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، حتی این سطح از توانمندی را نیز معادل برخورداری بالقوه از قابلیت ساخت سلاح هسته‌ای می‌داند.

در ایران، برنامه غنی‌سازی مدت‌هاست که به نمادی از غرور ملی تبدیل شده است. اما آن‌سوی این ارزش نمادین، زیرساختی پرهزینه، کهنه و ناکارآمد قرار دارد که نه تنها از نظر فنی مزیتی چشم‌گیر ندارد، بلکه بار اقتصادی سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.

این مقاله، سیر تحول و کارایی فنی برنامه غنی‌سازی ایران، جایگاه بین‌المللی آن، و باری را که بر اقتصاد و زندگی مردم نهاده، بررسی می‌کند.

فرصت‌های از دست‌رفته و مسیر تنش‌زا

ایران نخستین بار در سال ۱۹۸۷ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، با کمک شبکه قاچاق هسته‌ای متعلق به عبدالقدیر خان از پاکستان، غنی‌سازی اورانیوم را آغاز کرد. با این حال، ریشه‌های این برنامه به دهه ۱۹۷۰ و دوره پهلوی بازمی‌گردد، زمانی که ایران در چارچوب ابتکار «اتم برای صلح» با حمایت ایالات متحده به‌دنبال ایجاد برنامه‌ای غیرنظامی برای انرژی هسته‌ای بود.

در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، ایران در زمینه ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای با چین و روسیه همکاری کرد، اما در عین حال تاسیسات غنی‌سازی نطنز و فردو را به شکل پنهانی بنا نهاد؛ تاسیساتی که بعدها از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افشا شدند.

در آغاز دهه ۲۰۰۰، ایران فرصتی برای اثبات شفافیت خود داشت. اما پنهان‌کاری در تاسیسات و مانع‌تراشی در برابر بازرسی‌ها – در غیاب توجیه اقتصادی قانع‌کننده – به تشدید بدبینی جهانی انجامید.

پس از سال‌ها مذاکره، در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای (برجام) حاصل شد؛ توافقی که سقف غنای اورانیوم و ذخایر آن را محدود می‌کرد، شمار سانتریفیوژها را کاهش می‌داد و نظارت آژانس را افزایش می‌داد. در مقابل، برخی از تحریم‌ها برداشته شد.

هدف دیگر برجام، بازگرداندن ایران به چرخه اقتصاد جهانی بود. با وجود حمایت دولت روحانی از گشایش محدود، رهبر جمهوری اسلامی با روابط عمیق‌تر با آمریکا مخالفت کرد و چنین ضربه‌ای به روح برجام مانع از ورود سرمایه گذاری خارجی به ایران شد.

خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، این روند را به‌کلی از مسیر خارج کرد. ایران نیز گام‌به‌گام تعهدات خود را نقض کرد و تحریم‌ها مجدداً اعمال شدند.

در این میان، بازیگران قدرتمندی همچون سپاه پاسداران – که از شرایط تحریمی سود می‌برد و در چارچوب سازوکار «حفاظت داخلی برای فروش» فعالیت می‌کند – از ابتدا با برجام مخالف بودند.

در نهایت، برنامه غنی‌سازی به ابزاری سیاسی بدل شد، نه راهبردی برای تامین انرژی؛ نمادی از ایستادگی که به بهای کاهش شدید رفاه عمومی پیگیری شد.

برنامه‌ای ناکارآمد و پرهزینه

برنامه غنی‌سازی ایران به‌شدت متکی به سانتریفیوژهای مدل IR-1 و اخیرأ شماری اندک از دیگر دستگاه های پیشرفته‌تر است، ماشین‌هایی با طراحی دهه ۱۹۷۰ در پاکستان که نه‌تنها کارآمد نیستند، بلکه مستعد خرابی‌اند. در مقابل، کشورهای دارای فناوری پیشرفته از سانتریفیوژهایی با راندمان بالا استفاده می‌کنند که بازدهی بیشتری در قبال مصرف انرژی دارند.

بر اساس برآوردهای موجود، هزینه غنی‌سازی هر واحد کار جداسازی (SWU) در ایران بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار است، در حالی که این رقم در کشورهای پیشرفته حدود ۴۰ دلار است.

استخراج اورانیوم نیز در ایران بسیار ناکارآمد است. طبق داده‌های آژانس و گزارش‌های خود ایران، تولید هر کیلوگرم اکسید اورانیوم (U₃O₈) حدود ۱۷۵۰ دلار هزینه دارد، در حالی‌که این رقم در کانادا تنها ۶۰ دلار است.

تعهد سیاسی به خودکفایی هسته‌ای، اگرچه از منظر نمادین قابل درک است، اما از نظر اقتصادی به ضد خود تبدیل شده است.

مسئله بدتر آن‌که، تقاضای داخلی چندانی نیز برای اورانیوم غنی‌شده در ایران وجود ندارد. نیروگاه بوشهر همچنان با سوخت روسی کار می‌کند و هیچ‌یک از راکتورهای داخلی از اورانیوم با غلظت پایین ایرانی استفاده نمی‌کنند.

در سطح جهانی، اکثر کشورها سوخت هسته‌ای را وارد می‌کنند و وارد فرآیند غنی‌سازی نمی‌شوند؛ چرا که این کار صرفه اقتصادی ندارد. بنابراین، برنامه غنی‌سازی ایران بیش از آن‌که یک راهبرد منطقی باشد، نشانه‌ای نمادین است.

یک دهه تحریم و رنج اقتصادی

موضع هسته‌ای ایران هزینه‌ای سنگین بر کشور تحمیل کرده است.

از سال ۲۰۱۱ تاکنون، تحریم‌ها رشد تجارت، سرمایه‌گذاری و تولید ناخالص داخلی را به‌شدت مختل کرده‌اند.

صادرات نفت از دو و نیم میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱ به کمتر از ۴۰۰ هزار بشکه در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ کاهش یافت. گرچه صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۴ به یک و نیم میلیون بشکه بازگشت، اما هنوز به سطح پیشاتحریم نرسیده است.

تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در سال ۲۰۱۱ حدود ۱۳ درصد افت کرد و تاکنون به سطح سرانه پیش از آن بازنگشته است.

اگر ایران روند رشد پیش از ۲۰۱۱ را حفظ می‌کرد – با میانگین رشد ۵.۹ درصد – تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۲۴ حدود ۸۲۸ میلیارد دلار می‌بود، در حالی‌که اکنون کمتر از ۴۰۰ میلیارد دلار است.

حتی با در نظر گرفتن بحران‌هایی نظیر کووید-۱۹ یا جهش قیمت جهانی کالاها، هزینه فرصت برنامه هسته‌ای و تحریم‌های مرتبط با آن بین ۳۹۹ تا ۴۱۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

ارزش ریال ایران نیز از ۲۰۱۱ به این سو به‌شدت سقوط کرده و نرخ تورم طی شش سال اخیر به‌طور میانگین ۴۰ درصد بوده است. دستمزدهای واقعی افت شدیدی برای خانوارهای با درآمد ثابت داشته، و شکاف طبقاتی تشدید شده است.

دور پنجم گفت‌وگوهای ایران و آمریکا بدون پیشرفت پایان یافت، اما ادامه مذاکرات نشان می‌دهد دو طرف همچنان به یک توافق امیدوارند. در حالی‌که برنامه غنی‌سازی دیگر نه منفعت راهبردی دارد و نه سود اقتصادی، تنها کارکرد سیاسی آن باقی مانده است.

پیشنهادهایی برای گریز از بن‌بست
در حال حاضر چندین طرح در دست بررسی است:

یکی از آن‌ها ایجاد کنسرسیومی منطقه‌ای در خلیج فارس برای نظارت بر برنامه غنی‌سازی ایران است. گرچه این طرح هنوز پایه عملی محکمی ندارد، اما می‌تواند راهی برای حفظ ظاهر حق غنی‌سازی بدون اجرای عملی آن باشد.

پیشنهاد دیگر، به رسمیت شناختن حق نظری ایران برای غنی‌سازی طبق معاهده ان‌پی‌تی در کنار تعلیق کامل فعالیت‌های داخلی است.

طرح سوم نیز، ارائه غرامت مالی در ازای برچیدن تاسیسات غنی‌سازی را مطرح می‌کند.

شاید پیشنهادهای خلاقانه‌تری نیز مطرح شوند. اما آنچه اکنون اهمیت دارد، جلوگیری از بروز یک درگیری نظامی است.

رهبران جمهوری اسلامی باید میان سرسختی ایدئولوژیک و آینده‌ای مبتنی بر دیپلماسی خرد‌گرایانه یکی را برگزینند.

برنامه غنی‌سازی تاکنون، نه فقط در قالب تولید ناخالص داخلی از دست‌رفته، بلکه در قالب زندگی و آینده میلیون‌ها شهروند عادی، بهای گزافی داشته است.

غرور نمادین جایگزین رفاه واقعی نیست. زمان آن فرا رسیده که ایران مسیر تازه‌ای را برگزیند.

اسرائیل به مراکز تولید پهپاد حزب‌الله در بیروت حمله کرد

۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

ارتش اسرائیل اعلام کرد که در پی صدور هشدارهایی برای تخلیه چند ساختمان در جنوب لبنان، چندین مرکز زیرزمینی متعلق به حزب‌الله را در منطقه ضاحیه در حومه جنوبی بیروت هدف قرار داده است؛ مراکزی که به گفته اسرائیل برای تولید پهپاد استفاده می‌شدند.

منابع امنیتی و رسانه‌های محلی شامگاه پنجشنبه گزارش دادند که دست‌کم ۱۰ حمله هوایی مناطق مختلفی از ضاحیه جنوبی بیروت، موسوم به «الضاحیه»، را در بر گرفت؛ منطقه‌ای که یکی از پایگاه‌های سنتی حزب‌الله لبنان به‌شمار می‌رود.

در پی این حملات، دود غلیظی تا نیمه‌شب از مناطق هدف قرار گرفته شده برخاست و هزاران تن از ساکنان ناچار به ترک خانه‌های خود شدند. بسیاری از آنان پیاده به خانه بستگان خود پناه بردند و عده‌ای نیز در خیابان‌ها ماندند. این حملات موجب ایجاد ترافیک سنگین در مسیرهای منتهی به الضاحیه شد.

مقام‌های حزب‌الله تاکنون واکنشی رسمی به این حملات نشان نداده‌اند، اما این گروه در گذشته بارها هرگونه استقرار نظامی در مناطق مسکونی را رد کرده است.

این حملات هم‌زمان با تعطیلات عید قربان، نگرانی‌ها درباره نقض توافق آتش‌بس را افزایش داد.این چهارمین بار از زمان توافق آتش‌بس در نوامبر گذشته است که اسرائیل به این منطقه حمله می‌کند.

100%

هم‌زمان، رسانه‌های لبنانی از حمله هوایی دیگر ارتش اسرائیل به روستای «عین قانا» در جنوب لبنان نیز خبر دادند.

پیش از انجام این حملات، آویخای ادرعی، سخنگوی عرب‌زبان ارتش اسرائیل، با انتشار پیامی در شبکه ایکس و ارائه نقشه‌ای از چند ساختمان در شهر عین قانا، از ساکنان منطقه خواسته بود دست‌کم ۵۰۰ متر از این نقاط فاصله بگیرند. او تاکید کرده بود که این ساختمان‌ها در نزدیکی تأسیساتی قرار دارند که به حزب‌الله وابسته‌اند.

در بیانیه ارتش اسرائیل آمده است که نیروهای این کشور پس از شناسایی تاسیسات زیرزمینی حزب‌الله که برای ساخت هزاران پهپاد طراحی شده‌اند، این مراکز را هدف حمله قرار داده‌اند. ارتش اسرائیل مدعی شد که این فعالیت‌ها تحت نظارت و حمایت مالی مقام‌های جمهوری اسلامی ایران انجام می‌شوند و با هدف آمادگی برای جنگی احتمالی با اسرائیل دنبال می‌شوند.

  •  ارتش لبنان با همکاری اسرائیل ۸۰ درصد از پایگاه‌های حزب‌الله در جنوب را برچید

    ارتش لبنان با همکاری اسرائیل ۸۰ درصد از پایگاه‌های حزب‌الله در جنوب را برچید

در ادامه این بیانیه، ارتش اسرائیل با بیان اینکه حزب‌الله با نقض آشکار تفاهمات میان لبنان و اسرائیل، موجب تضعیف حاکمیت دولت لبنان شده است، تاکید کرد که این اقدامات نظامی در واکنش به فعالیت‌های تحریک‌آمیز حزب‌الله صورت گرفته‌اند.

اندکی پس از اعلام رسمی این حملات، رسانه‌های لبنانی گزارش دادند که ارتش لبنان وارد برخی از ساختمان‌هایی شده است که اسرائیل پیش‌تر آن‌ها را به‌عنوان اهداف حملات هوایی معرفی کرده بود.

دفتر هماهنگ‌کننده ویژه سازمان ملل در لبنان در بیانیه‌ای با انتشار مطلبی در شبکه ایکس اعلام کرد که این حملات «در آستانه عید قربان، موجی از وحشت و نگرانی را در میان شهروندان ایجاد کرده است.»

جوزف عون، رئیس‌جمهوری لبنان، و نواف سلام، نخست‌وزیر این کشور، حملات هوایی اسرائیل را «نقض آشکار توافق‌های بین‌المللی» خواندند و آن را محکوم کردند.

  • تهران و نیروهای نیابتی‌؛ جمهوری اسلامی چگونه به نقطه انکار رسید؟

    تهران و نیروهای نیابتی‌؛ جمهوری اسلامی چگونه به نقطه انکار رسید؟

طبق مفاد آتش‌بسی که در نوامبر ۲۰۲۴ با میانجی‌گری ایالات متحده به اجرا درآمد، حزب‌الله موظف شده بود که تجهیزات نظامی و نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج کند و تمامی گروه‌های مسلح غیر دولتی نیز خلع سلاح شوند. با این حال، در ماه‌های اخیر دو طرف یکدیگر را به نقض مفاد این توافق متهم کرده‌اند.

ارتش لبنان نیز اعلام کرد که روز پنج‌شنبه پس از دریافت اطلاعاتی مبنی بر احتمال نگهداری تجهیزات نظامی در یکی از مناطق الضاحیه، نیروهای خود را برای بررسی به آنجا اعزام کرده، اما نشانه‌ای از فعالیت نظامی نیافته است. این نهاد افزود که در تلاش برای ورود مجدد به محل جهت جلوگیری از حمله اسرائیل بوده، اما آتش هشداردهنده ارتش اسرائیل مانع ورود نیروها شده است.

100%

درگیری‌های اخیر در حالی شدت گرفته که حدود یک سال از آغاز جنگ گسترده میان اسرائیل و حزب‌الله در پی حمله موشکی این گروه به مواضع نظامی اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ می‌گذرد؛ حمله‌ای که به نشانه حمایت از حماس، متحد فلسطینی حزب‌الله انجام شد. اسرائیل در ادامه با حملات هوایی سنگین، بخش بزرگی از زرادخانه و رهبری حزب‌الله، از جمله حسن نصرالله، دبیرکل وقت این گروه را از میان برداشت.

این تحولات در حالی رخ داده که در روزهای اخیر تنش میان اسرائیل و حزب‌الله در مرزهای شمالی تشدید شده و مقام‌های اسرائیلی بارها هشدار داده‌اند که فعالیت‌های نظامی حزب‌الله در خاک لبنان را تحمل نخواهند کرد.