ستاد امر به معروف ورود گردشگران به کویر مرنجاب را در ایام نوروز ممنوع اعلام کرد

با دستور ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر شهرستان آران و بیدگل، ورود گردشگران به کویر مرنجاب و سیازگه از ۲۹ اسفند تا سوم فروردین ممنوع اعلام شد.

با دستور ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر شهرستان آران و بیدگل، ورود گردشگران به کویر مرنجاب و سیازگه از ۲۹ اسفند تا سوم فروردین ممنوع اعلام شد.
جواد عبدلی، رییس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان آران و بیدگل در استان اصفهان با اعلام این خبر گفت این تصمیم از سوی ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر گرفته شده است.
در حالی که تاریخهای اعلام شده همزمان با ایام نوروز است و در این مدت گردشگران بسیاری از مناطق تفریحی و تاریخی در کشور بازدید میکنند، عبدلی هدف از اعمال این محدودیت را «حفظ حرمت شبهای قدر و ماه رمضان» عنوان کرد.
او اضافه کرد تنها برای گردشگرانی که از قبل اقامت خود را در مجموعههای گردشگری در کویر رزرو کردهاند، ورود آزاد بوده و برای سایر گردشگران، ورود به کویر ممنوع خواهد بود.
دی ماه ۱۴۰۰ نیز سازمان میراث فرهنگی شهرستان آران و بیدگل اعلام کرد ورود به کویر مرنجاب و سیازگه به دلیل عزاداری «فاطمیه» در روزهای ۱۵ تا ۱۸ دی ممنوع است.
خبرگزاری مهر همان زمان با گزارش این مصوبه نوشت ورود به دیگر کریدورهای گردشگری این شهرستان از جمله سنبک و نوشآباد هم ممنوع است.
کویر مرنجاب در منطقه نمونه گردشگری مرنجاب در شمال شهرستان آران و بیدگل قرار دارد و از بکرترین و زیباترین کویرهای ایران به شمار میرود.
این منطقه که سالانه میزبان هزاران گردشگر داخلی و خارجی است، از شمال به دریاچه نمک، از غرب به کویر مسیله، دریاچه حوض سلطان و حوض مره و از شرق به پارک ملی کویر منتهی میشود.
در کویر مرنجاب فعالیتهایی نظیر کویرنوردی، سافاری، شترسواری و اسکی روی شن انجام میشود و ممنوعیت ورود به این مکان در ایام نوروز انتقادات بسیاری به همراه داشته است.
ممانعت از فعالیت مناطق تفریحی و تاریخی در چنین مناسبتهایی پیش از این نیز بارها رخ داده و همواره انتقادات فعالان حوزه گردشگری و فعالان حقوق بشر را در پی داشته است.
آنها معتقدند که این تعطیلی اجباری به نوعی نقض حقوق شهروندان از جمله افراد مرتبط با این قبیل مشاغل، اصناف و مخاطبان آنها محسوب میشود.

محسن رفیقدوست، وزیر سابق سپاه و رییس سابق بنیاد مستضعفان در گفتوگوهایی که در روزهای اخیر منتشر شدهاند، بهصراحت از نقش جمهوری اسلامی در ترور مخالفان برون مرزی خود پرده برداشت.
رفیقدوست در جایی از گفتوگو با وبسایت دیدهبان ایران گفت فرمانده ترور شاپور بختیار، غلامعلی اویسی، شهریار شفیق و فریدون فرخزاد بوده و این ترورها از سوی عواملی از گروههای استقلالطلب باسک انجام شده است. بختیار، اویسی و شفیق هر سه در پاریس ترور شدند. همچنین پیش از شاپور بختیار، عبدالرحمن برومند از نزدیکان او و رییس هیئت اجرایی نهضت مقاومت ملی ایران در پاریس در منزل شخصیاش کشته شده بود.
رفیقدوست در این گفتوگو در ادامه به دیدارش با سفیر فرانسه در ایران اشاره میکند و میگوید پاریس را به هواپیماربایی و بمبگذاری تهدید کرده است.
آنچه رفیقدوست در این مصاحبهها میگوید بازگشتی است به دهه شصت خورشیدی. دههای بسیار پرتنش میان جمهوری اسلامی و فرانسه که دست آخر در تابستان ۱۳۶۶ به قطع یکجانبه روابط دیپلماتیک فرانسه با ایران انجامید.
پیشینه روابط ایران و فرانسه
در دهه هفتاد میلادی، ایران و فرانسه روابط نزدیکی داشتند. فرانسه که در حال بازسازی اقتصاد خود پس از جنگ جهانی دوم بود، تلاش داشت تا با کشورهای ثروتمند خلیج فارس روابط گستردهتری برقرار کند.
محمدرضاشاه پهلوی هم علاقهای بسیار به فرانسه داشت. بهجز علاقه شخصی شاه به ژنرال شارل دوگل، محمدرضاشاه تلاش داشت تا با نزدیکشدن به کشورهای اروپایی از وابستگی به آمریکا بکاهد.

با ریاستجمهوری ژسکار دستن رییسجمهوری میانهرو فرانسه، تهران و پاریس به هم نزدیکتر شدند. شاه پذیرفت یک میلیارددلار در پروژه غنیسازی اورانیوم یورودیف سرمایهگذاری کند و حق خرید ۱۰ درصد از اورانیوم غنیشده آن را به دست آورد.
با اینحال عمر حکومت پهلوی رو به پایان بود. کمی پس از آنکه خمینی و یارانش سال ۱۳۵۷ پاریس را به مقصد تهران ترک کردند، گروهی دیگر از مخالفان حکومت مرکزی ایران راهی پاریس شدند.
اینبار مسافران پاریس کسانی مانند شاپور بختیار آخرین نخستوزیر محمدرضاشاه، ابوالحسن بنیصدر اولین رییسجمهوری تاریخ ایران و مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق بودند. جمهوری اسلامی از اینکه فرانسه مامن مخالفانش شده بود سخت هراسان بود.
آغاز تنشها
اولین درگیری جدی میان ایران و فرانسه در تیرماه ۱۳۵۹ رخ داد، زمانی که انیس نقاش یک چریک لبنانی، در اقدامی ناموفق برای ترور شاپور بختیار دستگیر شد. گرچه بختیار جان سالم بهدر برد اما یک پلیس و یک شهروند فرانسوی جان خود را از دست دادند. نقاش به حبس ابد محکوم شد و جمهوری اسلامی هرگونه دخالت در این حادثه را رد کرد.

این تنشها با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ عمیقتر شد. فرانسه به حمایت از عراق پرداخت و ۱۳۷ جنگنده میراژ اف-۱ به این کشور تحویل داد. در مقابل، ایران که تحت تحریمهای تسلیحاتی قرار داشت، در بازسازی نیروی هوایی خود دچار مشکلات جدی بود. سال ۱۳۶۲، فرانسه پنج فروند جنگنده سوپر اتاندارد به همراه موشکهای اگزوسه به عراق تحویل داد که توان حمله عراق به نفتکشهای ایرانی را افزایش داد. این اقدام، روابط ایران و فرانسه را بیش از پیش تیره کرد.
همزمان فرانسه قرارداد یورودیف را به حالت تعلیق درآورد و از تحویل سهم ایران از اورانیوم غنیشده خودداری کرد. در پاسخ، جمهوری اسلامی ایران به جنگی غیرمستقیم روی آورد و زمین بازی را به لبنان تغییر داد. گروگانگیریهایی از سوی حزبالله لبنان و گروههای نزدیک به آن انجام شد که در آن ۹ دیپلمات، روزنامهنگار و محقق فرانسوی ربوده شدند. یکی از این گروگانها در اسارت جان باخت.
جنگ سفارتخانهها
تنشها در پاییز ۱۳۶۵ به اوج خود رسید. در این دوره، موجی از بمبگذاریهای مرگبار در پاریس رخ داد که جان دستکم ۱۳ نفر را گرفت و صدها نفر را زخمی کرد. این حملات در مکانهای عمومی از جمله فروشگاههای بزرگ، ایستگاههای قطار و خیابانهای شلوغ پاریس رخ داد و وحشت گستردهای در پایتخت فرانسه ایجاد کرد.
پلیس فرانسه در تحقیقاتش برای کشف رابطه ایران با بمبگذاریها، بهنام فردی به نام وحید گرجی رسید که بهعنوان مترجم در سفارت ایران کار میکرد. پلیس فرانسه گرجی را متهم به ارتباط با عاملان بمبگذاری کرد و گفت او در هماهنگی این حملات نقشی کلیدی ایفا کرده است.

گرجی که مصونیت دیپلماتیک نداشت، به سفارت ایران پناه برد. پلیس فرانسه ساختمان سفارت را محاصره کرد و خیابانهای اطراف آن را بست. جنگ سفارتخانهها شروع شده بود.
در مقابل جمهوری اسلامی پل توری، دیپلمات فرانسوی در تهران را به اتهام جاسوسی بازداشت کرد و سپاه پاسداران هم در تلافی، سفارت فرانسه در تهران را محاصره کرد.
این رویارویی روابط دیپلماتیک دو کشور را به نقطهای بحرانی رساند و در ۲۶ تیرماه ۱۳۶۶، فرانسه روابط خود با جمهوری اسلامی را بهصورت یکجانبه قطع کرد.
پس از ماهها تنش و با میانجیگری الجزایر و پاکستان، مذاکراتی میان ایران و فرانسه آغاز شد. فرانسه پس از بحران بمبگذاریها در موضع ضعف قرار داشت و زیر فشار افکار عمومی با دستی خالی وارد مذاکرات شد. جمهوری اسلامی توانست با ابزار فشار و ترور به اهداف خود دست یابد.
در آذرماه ۱۳۶۶، همزمان با آزادی دو دیپلمات فرانسوی در لبنان، وحید گرجی از سفارت ایران خارج شد و در دادگاه پاریس حاضر شد. قاضی فرانسوی اتهامی علیه او وارد نکرد و گرجی مستقیما از دادگاه به فرودگاه رفت، به کراچی پاکستان منتقل و در آنجا با پل توری معاوضه شد.
دوسال بعد فرانسوا میتران، رییسجمهوری فرانسه، انیس نقاش را عفو کرد و او به ایران بازگشت. همچنین در سال ۱۳۷۰، اختلافات مربوط به پروژه یورودیف حلوفصل شد و فرانسه متعهد به بازپرداخت یک میلیارد دلار بدهی خود به ایران شد.

شاپور بختیار و ادامهی ترور جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی که بازی گروگانگیری را یاد گرفته بود، در همان سال شاپور بختیار را کشت. این ترور در ویلای بختیار در حومه پاریس بهدست تیمی سهنفره انجام شد که از سوی جمهوری اسلامی هدایت میشد.
اعضای این تیم که با دقت بالا عملیات را برنامهریزی کرده بودند، ابتدا با فریب نیروهای امنیتی فرانسه وارد محل سکونت بختیار شدند و پس از ورود به منزل با سیم تلفن بختیار را خفه کردند و با ضربات متعدد چاقو او را به قتل رساندند. پیکر بیجان بختیار و دستیارش سروش کتیبه، دو روز پس از حادثه در شرایطی دلخراش کشف شد.
با اینکه علی وکیلیراد، یکی از قاتلان بختیار، در سوییس بازداشت شد و در دادگاه اعتراف کرد که ترور از سوی جمهوری اسلامی هدایت شده است، اما دولت فرانسه شاید چون علاقهای به ادامه تنش با دولت یاغی خاورمیانه نداشت، از پیگیری خونبهای شاپور بختیار سر باز زد.
کوتاه آمدن فرانسه در برابر جمهوری اسلامی راه تازهای را برای فعالیتهای برونمرزی جمهوری اسلامی باز کرد. از همان روز حاکمان جمهوری اسلامی دریافتند با گروگانگیری، بمبگذاری و تحت فشار قرار دادن دولتهای غربی میتوانند به اهداف خود برسند. تجربه ثابت کرده این استراتژی در تقریبا تمام موارد جواب داده است.


خالد مهدییف، یکی از متهمان تلاش برای قتل قتل مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی، در جلسه علنی رسیدگی به این پرونده اعتراف کرد که قصد کشتن علینژاد را داشته است.
بهگزارش مریم رحمتی، خبرنگار ایراناینترنشنال در نیویورک که در جلسه دادگاه حاضر بود، پس از آنکه خالد مهدییِف در جایگاه شاهد حاضر شد، در مقابل هیئت منصفه اعتراف کرد در سال ۲۰۲۲ در مقابل خانه علینژاد در بروکلین حضور داشته است.
خالد مهدیِف گفت: «من آنجا بودم تا روزنامهنگار را بکشم.»
مهدییِف، همچنین گفت که عضو مافیای روسیه بوده و به جرمهای متعددی در نیویورک و بروکلین، از جمله اقدام به قتل، توطئه و اخاذی، اعتراف کرده است.
او به اعضای هیئت منصفه گفت که در نتیجه این اعترافات، با حداقل پنج تا ده سال زندان مواجه است، اما ممکن است حکم حبس ابد نیز برای او صادر شود.
دادستانها گفتند که در لحظه دستگیری خالد مهدییف، ۶۶ فشنگ همراه او کشف شد: دو خشاب پر و یک گلوله درون لوله اسلحه، آماده شلیک.
یکی از ماموران افبیآی- مشاور حقوقی وابسته در سفارت آمریکا در جمهوری چک که با مقامات جمهوری چک برای بازداشت پولاد عمروف همکاری کرده بود شهادت داد.
عمروف در آمریکا به دستور ترور مسیح علینژاد در نیویورک را مهدییف داده بود.
پلیسی که مهدییف را در بروکلین دستگیر کرده بود، نیز در دادگاه شهادت داد و پس از شناسایی
تفنگ و فشنگهایی که از او کشف کرده بود، گفت تفنگ آماده شلیک بوده است.
بهگزارش خبرنگار ایراناینترنشنال، در روز دوم دادگاه، دادستانها به هیئت منصفه توضیح دادند که جمهوری اسلامی چگونه در سالهای گذشته از هر ابزاری از جمله تهدید و فشار بر خانواده و زندانی کردن برادرش و نیز تلاش برای تخریب شخصیت مسیح علینژاد از طریق کمپینهای دروغین در داخل و خارج ایران، برای خاموش کردن صدای یک مخالف حکومت استفاده کرده است.
به گفته دادستانها، وقتی هیچیک از این روشها نتیجه نداد، جمهوری اسلامی درنهایت به ترور روی آوردند و نیم میلیون دلار برای ترور او به مافیا پرداخت.
دادستانها گفتند که اگر حکومت ایران توانسته برای ساکت کردن یک مخالف تا این حد پیش برود، هیچ شکی نیست که میتواند این کار را علیه هر فردی در آمریکا انجام دهد.
نیویورکتایمز هم گزارش داد که ساعاتی پیش از اعتراف خالد مهدییف، دادستان با توصیف توطئهای که آن را «وحشتناک» خواند، حکومت ایران را به اقدام به قتل این شهروند ایرانی- آمریکایی در خاک ایالات متحده متهم کرد.
به نوشته نیویورکتایمز، دادستان جیکوب گاتویلیگ در دادگاه گفت که در تابستان ۲۰۲۲، گروهی از افراد که در حال طراحی قتل یک مخالف ایرانی ساکن نیویورک بودند، شروع به تبادل اطلاعات کردند.
این اطلاعات شامل عکسهایی از مسیح علینژاد، همسر و فرزند او و خانهشان در بروکلین در نیویورک بود. این گروه حتی جزییات دقیقی از فعالیتهای روزانه او، مانند محل خرید قهوه، زمان آبیاری گلهای حیاط و زمانهایی که در برنامهاش در صدای آمریکا حضور داشت، جمعآوری کرده بودند.
به گفته دادستان ، هدف از این اقدام، انتقامگیری از علینژاد بهدلیل انتقاد از یکی از «اصول اساسی» جمهوری اسلامی، یعنی حجاب اجباری، بود.
نقشهای که ناکام ماند
این توطئه زمانی برملا شد که پلیس، در واکنش به گزارشهایی درباره فعالیتهای مشکوک، مردی اهل آذربایجان را بازداشت کرد که قصد ورود به خانه علینژاد را داشت، ماموران در خودرو این فرد یک اسلحه جنگی از نوع AK-47 کشف کردند.
بر اساس ادعای دادستانها، رافات امیروف و پولاد عمروف، که از آنها بهعنوان اعضای یک گروه تبهکار روسی موسوم به «دزدان قانون» یاد شده، این فرد را برای ترور علینژاد فرستاده بودند.
به گفته دادستان، این دو نفر «از سوی حکومت ایران برای ترور یک شهروند آمریکایی در خاک ایالات متحده اجیر شده بودند» و قرار بود که «او را در خانهاش، درست در نیویورک، با شلیک گلوله به قتل برسانند.»
دفاع متهمان در دادگاه
به نوشته نیویورکتایمز، پس از اظهارات دادستان، وکیل امیروف ادعا کرد که موکلش قربانی یک دسیسه شده و خالد مهدییف، فرد مسلح بازداشتشده، سعی کرده با معرفی امیروف بهعنوان طراح اصلی، خود را نجات دهد.
وکیل امیروف همچنین گفت که هیچ فایل صوتی یا تصویری از امیروف که او را در حال انجام یا اعتراف به این جرم نشان دهد، وجود ندارد.
از سوی دیگر، وکیل عمروف استدلال کرد که موکلش ارتباطی سطحی با برخی افراد در ایران داشته، اما این ارتباط تنها باهدف فریب آنها و کلاهبرداری از حکومت ایران بوده است. او تاکید کرد که عمروف هیچ قصدی برای آسیب زدن به علینژاد نداشته است.
سابقه تهدیدها علیه مسیح علینژاد
طبق اسناد دادگاه، در همان سال، ماموران جمهوری اسلامی به خانواده علینژاد پیشنهاد پول دادند تا او را متقاعد کنند به ترکیه سفر کند؛ جایی که برنامه داشتند او را بربایند. پس از شکست این نقشه، شبکهای از عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی، به سرپرستی علیرضا شاورقی فراهانی، برای ربودن او از نیویورک و انتقالش به ایران برنامهریزی کرد.
سال گذشته، زنی ایرانی که ناخواسته در این طرح مشارکت داشت و بدون اطلاع از هدف واقعی این کار به یک کارآگاه خصوصی در آمریکا پول پرداخت کرده بود، به چهار سال زندان محکوم شد. در نوامبر سال گذشته، وزارت دادگستری آمریکا علیه سه فرد دیگر که در این توطئه شرکت داشتند، اتهامات تازهای مطرح کرد.
واکنش مقامات آمریکایی
از ابتدای سال ۲۰۲۳، دادستانهای فدرال پروندهای علیه امیروف و عمروف تشکیل دادهاند. زمانی که کیفرخواست آنها علنی شد، کریستوفر ری، رئیس وقت افبیآی، گفت: «اتهامات مطرحشده نشان میدهد که عوامل جمهوری اسلامی تا چه حد برای خاموش کردن صدای منتقدان پیش میروند، حتی با تلاش برای ترور یک شهروند آمریکایی در خاک آمریکا.»
چند مقام ایرانی دیگر نیز در این پرونده متهم شدهاند، از جمله روحالله بازغندی، سرتیپ سپاه پاسداران، اما آنها در بازداشت مقامات آمریکایی نیستند.
مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی، از برگزاری دادگاه علنی سه متهم پرونده توطئه قتل خود در نیویورک خبر داد. این محاکمه قرار است دوشنبه ۲۰ اسفند برگزار شود.
پیشتر، علینژاد یکشنبه ۱۹ اسفند با انتشار پیامی ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود اعلام کرده بود: «فردا دادگاه علنی سه مردی برگزار میشود که جمهوری اسلامی برای کشتن من استخدام کرده بود... این دادگاه، دادگاه سه مجرم و شرور نیست، دادگاه خوار و خفیف شدن علی خامنهای و سپاه تروریست او است.»
او افزود: «فریاد بزنید که این رژیم نه فقط در ایران، بلکه در قلب آمریکا و کشورهای اروپایی هم به دنبال کشتن انسانهای بیگناه است و اینجا، در یک دادگاه فدرال در منهتن، حقیقت در معرض دید جهان قرار خواهد گرفت.»
این فعال حقوق زنان یادآور شد که بهعنوان شاهد در این دادگاه حضور خواهد یافت و به همین دلیل، قادر نخواهد بود جزییات محاکمه را در اختیار رسانهها قرار دهد.
او خطاب به مردم ایران گفت: «شما بهجای من در این مدت میتوانید با رسانهها مصاحبه کنید یا در شبکههای اجتماعی خود شهادت علنی بدهید علیه حکومتی که سالهاست با ترور و کشتن انسانهای بیگناه در قدرت است.»
به گفته علینژاد، جلسات دادگاه دو هفته به طول خواهد انجامید.
این نخستین بار است که متهمان به عملیات تروریستی منتسب به جمهوری اسلامی بهطور علنی در خاک آمریکا محاکمه میشوند.

انیستیتو واشینگتن در مقالهای با مرور رخدادهای اخیر در رابطه با رویارویی نظامی اسرائیل و جمهوری اسلامی نوشت که کارزار گسترده و چندوجهی حمله نظامی به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، نیازمند محاسباتی پیچیده است و با دو حمله اخیر اسرائیل به ایران در واقع آغاز شده است.
مایکل آیزنشتات، مدیر برنامه مطالعات امنیتی و نظامی انستیتو واشینگتن، در مقاله خود با عنوان «حمله به برنامه هستهای ایران: محاسبات پیچیده اقدام پیشگیرانه» به بررسی چالشها و محاسبات پیچیده مرتبط با حمله پیشگیرانه به برنامه هستهای جمهوری اسلامی پرداخته است. نویسنده پیشتر بهعنوان تحلیلگر نظامی با دولت ایالات متحده همکاری داشته است.
از آنجا که برخی در اسرائیل بر این باورند که در شرایط ضعف فعلی جمهوری اسلامی، فرصتی تاریخی برای از بین بردن برنامه هستهای، یا دستکم عقب انداختن آن از طریق نظامی فراهم شده است، نویسنده به شیوه این اقدام نظامی و چالشهای پیشروی عملیاتی کردن آن پرداخته است.
بر اساس این مقاله، حمله نظامی پیشگیرانه به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، به احتمال زیاد یک رویداد مقطعی نخواهد بود، بلکه سرآغاز کارزاری گسترده، متشکل از حملات نظامی، اقدامات مخفیانه، و جنگ اقتصادی و اطلاعاتی است.
به اعتقاد آیزنشتات، با اینکه هنوز بهطور رسمی حملهای انجام نشده است، اما برخی اقدامات اولیه نشان از آغاز این کمپین دارند؛ از جمله حمله هوایی اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ به سامانههای دفاعی اس-۳۰۰ در ایران که امکان انجام حملات بعدی به تاسیسات هستهای را فراهم کرده است.
سامانههایی که اسرائیل پیشتر هدف قرار داد، از تاسیسات هستهای اصفهان و نطنز محافظت میکرد.
از سوی دیگر، رادارهای مرتبط با پنج سامانه اس-۳۰۰ که در حملهای دیگر هدف قرار گرفت، امکان انجام حملات هوایی بعدی به تاسیسات تولید موشک و سایت تحقیقاتی طالقان ۲ در پارچین را فراهم کرد.
از نظر نویسنده، این حملات هدفمند میتوانند نشان دهند کارزار حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی عملا آغاز شده است.
با توجه به پراکندگی و استحکام تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، نابودی کامل این برنامه دشوار است و جمهوری اسلامی احتمالا تلاش خواهد کرد آن را بازسازی کند. بنابراین، حملات بعدی و اقدامات اطلاعاتی در ماهها و سالهای پس از حمله اولیه ضروری خواهند بود.
بیشتر بخوانید: عباس عراقچی: برنامه هستهای ایران را نمیتوان با عملیات نظامی نابود کرد
این تحلیلگر نظامی، اعتقاد دارد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بهدنبال نابودی کامل برنامه هستهای ایران است، مشابه روندی که در جنگ غزه در پیش گرفته است.
در این مسیر، ترامپ نیز که سیاست فشار حداکثری را علیه جمهوری اسلامی در پیش گرفته بود، از این رویکرد حمایت خواهد کرد. اما تجربه جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس علیه عراق نشان میدهد که نابودی یک برنامه هستهای گسترده و مخفی، تنها با ابزارهای نظامی دشوار است.
در جریان حمله به عراق، دانشمندان هستهای عراق دانش خود را حفظ کردند و زیرساختهای کلیدی این کشور از حملات هوایی ایالات متحده جان سالم به در برد.
برتری اطلاعاتی اسرائیل در برنامه هستهای ایران و آمادگی این کشور برای پذیرش ریسکهای بالا، میتواند موفقیت حمله را نسبت به حملات مشابه آمریکا در عراق افزایش دهد. با این حال، مشارکت آمریکا در این حمله تاثیر آن را به میزان قابلتوجهی افزایش خواهد داد.
به اعتقاد آیزنشتات یک حمله موفق باید سه هدف را محقق کند: عقب راندن برنامه هستهای ایران تا حد ممکن؛ جلوگیری از تبدیل شدن حمله به یک درگیری گسترده؛ تسهیل اقدامات بعدی برای ممانعت از بازسازی برنامه هستهای ایران.
مقاله توصیه کرده است هر گونه عجله در آغاز حملات، میتواند به شکست سریع منجر شود، در حالی که صبر برای انتخاب زمان مناسب، هزینههای سیاسی و ریسکهای کمتری به همراه خواهد داشت.

مسعود پزشکیان، رییسجمهوری اسلامی ایران، با متهم کردن دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، به تهدید جمهوری اسلامی، گفت تمایلی به مذاکره با ترامپ ندارد و ترامپ «هر غلطی» که میخواهد میتواند بکند. این در حالی است که مخاطب نامه و دعوت ترامپ به مذاکره، علی خامنهای است.
پزشکیان ۲۱ اسفند ماه در جریان نشست مجمع کارآفرینان، با اشاره به دیدار پر تنش ۱۰ اسفندماه ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین و ترامپ در اتاق بیضی کاخ سفید، گفت: «کاری که ترامپ با زلنسکی کرد، واقعا آدم شرمش میآید….قابل قبول نیست که بگویند ما به شما دستور میدهیم اگر اینجوری نکنید ما اله میکنیم.»
او در ادامه خطاب به ترامپ گفت: «حالا که تهدید میکنی، من اصلا نمیآیم با تو مذاکره کنم، هر غلطی میخواهی بکنی، بکن.»
اشاره تلویحی پزشکیان به موضوع نامه اخیر ترامپ به تهران است. رییسجمهور آمریکا، ۱۷ اسفند ماه در مصاحبه با شبکه فاکس بیزنس اعلام کرد در نامهای به خامنهای، به او اعلام کرده است تمایل دارد چالش برنامه هستهای جمهوری اسلامی را بهجای اقدام نظامی علیه آن، از طریق مذاکره حل کند. به گفته ترامپ، این نامه ۱۵ اسفند برای رهبر جمهوری اسلامی ارسال شده است.
تحلیلگران، این نامه ترامپ را «یا جنگ یا مذاکره» توصیف کردند که پاسخی به استراتژی «نه جنگ، نه مذاکره» علی خامنهای بوده است.
با این وجود، ترامپ در مصاحبه خود تاکید کرده بود، نامه را به خامنهای ارسال کرده است. در جریان رد و بدل پیام در دور دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، او هیچ اشارهای به رییس جمهوری اسلامی ندارد.
رییسجمهور اصلاحطلبان، واعظ سخنان رهبر جمهوری اسلامی
پزشکیان پیشتر هم در مراسم حکومتی ۲۲ بهمنماه، سخنان مشابهی خطاب به ترامپ بیان کرده بود. او گفت: «ترامپ میگوید بیایید گفتوگو کنیم و همان لحظه، تمام توطئههای ممکن را علیه ایران امضا میکند. میگوید میخواهیم مذاکره کنیم؛ تو اگر اهل مذاکره بودی، چرا [باید] این غلطها را میکردی؟»
پزشکیان این سخنان را در حالی بیان کرد، که ۲۵ دیماه، همزمان با آغاز به کار رسمی ترامپ، در قالب یک مصاحبه به ترامپ اعلام کرده بود، آماده مذاکره با اوست.
با این حال، سه روز پس از آنکه خامنهای، ۱۹ بهمن، مخالفت با مذاکره با آمریکا را اعلام کرد، پزشکیان ۲۲ بهمن مذاکره را رد کرد. دو روز پس از این اظهارات، خامنهای پزشکیان را بابت سخنرانی ۲۲ بهمن تشویق کرد.
اکنون، دو روز پس از آنکه خامنهای ۱۸ اسفندماه، در دیدار با کارگزاران نظام، در پاسخ تلویحی به نامه ترامپ، مجددا مذاکره را رد کرد، بازهم پزشکیان به میدان آمد و با لفظ «غلط کردی» به ترامپ پاسخ داد.

در انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳، با وجود تحریم گسترده انتخابات از سوی شهروندان ایران، که کمترین نرخ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری را رقم زد، برخی از اصلاحطلبان با شعار مذاکره و حل مشکلات کشور از پزشکیان حمایت کردند.
از جمله محمدجواد ظریف، که نقش کلیدی در ستاد انتخاباتی پزشکیان داشت، او آخرین بار ۱۳ اسفندماه از سمت خود برای چندمین بار استعفا داد.

کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در نشست شورای امنیت سازمان ملل با هشدار درباره اینکه گسترش مستمر برنامه هستهای جمهوری اسلامی با تعهدات تهران در تناقض است، درخواست این اتحادیه برای حل و فصل مسئله هستهای ایران از طریق دیپلماسی را تکرار کرد.
کالاس سهشنبه ۲۱ اسفند در نشست شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی، به گسترش برنامه هستهای جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: «گسترش مستمر برنامه هستهای ایران با تعهدات تهران در تناقض است. یک رویکرد جمعی مانند برجام، راهحل موضوع است.»
او تاکید کرد: «هیچ راهحل پایدار دیگری بهجز دیپلماسی برای حل این موضوع وجود ندارد.»
این اظهارات مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در حالی مطرح میشود که قرار است شورای امنیت چهارشنبه ۲۲ اسفند درباره افزایش ذخایر اورانیوم غنیشده ایران تا سطح نزدیک به درجه تسلیحاتی نشستی غیرعلنی برگزار کند.
این جلسه به درخواست شش کشور از ۱۵ عضو شورا، شامل ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، کره جنوبی، یونان و پاناما برگزار میشود.
این کشورها همچنین خواستار بررسی تعهد جمهوری اسلامی به ارائه اطلاعات لازم به آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره مواد هستهای اعلامنشدهای هستند که در چندین سایت مختلف در ایران شناسایی شده است.
جمهوری اسلامی همواره تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای را رد کرده است، اما آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشدار داده که تهران با سرعتی چشمگیر در حال غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد است؛ سطحی که بسیار نزدیک به ۹۰ درصد غنای مورد نیاز برای تولید سلاح هستهای است.
کشورهای غربی معتقدند که هیچ برنامه غیرنظامی نیازی به غنیسازی اورانیوم در این سطح بالا ندارد و هیچ کشوری تاکنون بدون ساخت بمب هستهای، چنین کاری انجام نداده است. با این حال، رهبران جمهوری اسلامی میگویند که برنامه هستهای حکومت ایران کاملا صلحآمیز است.
پس از تصمیم دولت اول ترامپ برای خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ جمهوری اسلامی با وجود انتقادهای گسترده بینالمللی از تعهدات خود در این توافق، فاصله گرفت.
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اول آذر به پیشنهاد بریتانیا، فرانسه و آلمان، قطعنامهای علیه برنامه هستهای حکومت ایران به تصویب رساند و بر لزوم همکاری فوری تهران با آژانس تاکید کرد.
در این قطعنامه همچنین از مدیر کل آژانس خواسته شد گزارشی جامع از روند برنامه هستهای حکومت ایران تهیه کند.
بریتانیا، فرانسه و آلمان به شورای امنیت اعلام کردهاند که در صورت لزوم، آماده هستند تا با فعال کردن مکانیسم ماشه، تمامی تحریمهای بینالمللی علیه ایران را دوباره بازگردانند تا از دستیابی این کشور به سلاح هستهای جلوگیری شود.
این کشورها تا ۱۸ اکتبر سال جاری میلادی فرصت دارند تا از این مکانیسم استفاده کنند، چرا که پس از این تاریخ، قطعنامه سازمان ملل درباره برجام منقضی خواهد شد.
از سوی دیگر، دونالد ترامپ سهشنبه ۱۶ بهمن، با صدور فرمانی اجرایی برای ازسرگیری سیاست فشار حداکثری، از نماینده خود در سازمان ملل خواسته بود که با متحدان آمریکا برای بازگرداندن تحریمهای بینالمللی علیه ایران همکاری کند.
انتقاد از حمایت نظامی جمهوری اسلامی از روسیه در جنگ اوکراین
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در نشست سهشنبه شورای امنیت همچنین از اقدامهای روسیه در وارد کردن بازیگرانی همچون جمهوری اسلامی و کره شمالی به «نبرد استعماری» خود در اوکراین و استفاده مسکو از کمکهای نظامی تهران و پیونگیانگ در این جنگ انتقاد کرد.
کالاس گفت: «حمایت نظامی ایران از روسیه، از جمله تحویل موشکهای بالستیک، تهدیدی جدی برای امنیت بینالمللی است.»
کشورهای غربی بارها کمکهای دارای کاربری دوگانه از سوی چین به روسیه و کمکهای نظامی جمهوری اسلامی و کرهشمالی به این کشور را محکوم کردهاند و در همین راستا تحریمهای گستردهای را علیه تهران و پیونگیانگ اعمال کردهاند.
جمهوری اسلامی از اوایل آغاز جنگ اوکراین، با وجود هشدارهای غرب، به طور مستقیم به روسیه تجهیزات نظامی، از جمله انواع پهپاد و موشکهای بالستیک کوتاهبرد ارسال کرده است.
از آذرماه نیز روسیه در حال استفاده از سربازان کره شمالی در عملیات نظامی خود علیه اوکراین در منطقه کورسک است.
مقامهای اوکراینی و آمریکایی سهشنبه ۲۱ اسفند در شهر جده عربستان سعودی مذاکرات حساسی را برای یافتن راهی جهت پایان دادن به جنگ این کشور و روسیه برگزار کردند. پیشتر در روز ۳۰ بهمن نیز عربستان سعودی میزبان مذاکرات آمریکا و روسیه بود.






