علی رازینی و محمد مقیسه، از قضات دیوان عالی کشور، مقابل کاخ دادگستری تهران کشته شدند
به دنبال انتشار خبر تیراندازی در مقابل کاخ دادگستری تهران در میدان ارک، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گزارش داد سه قاضی دیوان عالی کشور با تیر جنگی در تهران هدف حمله قرار گرفتند که به دنبال این تیراندازی، محمد مقیسه و علی رازینی کشته شدند.
قوه قضاییه شنبه ۲۹ دی در بیانیهای تایید کرد که رازینی و مقیسه، «دو قاضی خدوم و انقلابی» در تیراندازی تهران کشته شدهاند.
بر اساس گزارشهایی که پیشتر منتشر شده بود، یک قاضی دیگر مصدوم شده است و ضارب پس از تیراندازی اقدام به خودکشی کرده است.
مقیسه از قضاتی بود که دهها حکم اعدام علیه مخالفان حکومت در ایران صادر کرد.
اکونومیست ضمن ارائه آماری از زیان ۲۰۰ میلیارد دلاری حملات حوثیها به کشتیها در دریای سرخ، به نقل از تحلیلگران نوشت که چین از این حملات سود برده و ممکن است این حملهها با وجود اعلام آتشبس میان اسرائیل و حماس، ادامه پیدا کنند.
بر اساس گزارش ۲۹ دی ماه این نشریه، حوثیها همچنین بر روی فنآوری جدید تسلیحاتی کار میکند و ممکن است از این حملات به عنوان ابزاری از جمله در مذاکرات با عربستان سعودی استفاده کند.
بر پایه تجزیه و تحلیل دادههای ماهوارهای، اگرچه تعداد کشتیهایی که از تنگه بابالمندب عبور میکنند به نصف کاهش یافته است، ترانزیت چین افزایش یافته و یک-پنجم از حدود ۹۰۰ کشتی را تشکیل میدهد که از دریای سرخ عبور میکنند.
در حالی که حق بیمه برای شرکتهای آمریکایی و بریتانیایی رقمی برابر با دو درصد ارزش کشتی است، این رقم برای کشتیهای چینی کمتر از ۳۳ صدم درصد است.
شش برابر بودن هزینه بیمه برای کشتیهای غربی در مقایسه با کشتیهای چینی به دلیل روابط چین با جمهوری اسلامی و احتمال کمتر هدف قرار گرفتن این کشتیها از سوی حوثیها است.
کمک ملوانان ناو هواپیمابر آیزنهاور به خدمه کشتی مورد حمله حوثیها
همزمان اندیشکده شورای آتلانتیک در مقاله مفصلی به بررسی روابط حکومت چین با حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی پرداخته است.
به نوشته نویسندگان این مقاله، چین در سالهای اخیر بهگونهای عمل کرده که در کنار بهرهمندی از امنیت حاصل از حضور ناوگان نظامی آمریکا در دریای سرخ، منابع و فنآوری لازم را برای تقویت حوثیها و جمهوری اسلامی تامین کرده است.
این حمایتها نه تنها ثبات منطقه را تهدید کرده بلکه فشار زیادی بر تجارت بینالمللی وارد کرده است.
روزنامه والاستریت ژورنال نیز پنجشنبه سوم آبان خبر داد روسیه دادههای اطلاعاتی ماهوارهای را برای هدفگیری کشتیهای غربی در دریای سرخ از طریق سپاه پاسداران در اختیار حوثیهای یمن قرار داده است.
جزییات هزینه ۲۰۰ میلیارد دلاری حملاث حوثیها
اکونومیست نوشت که حملات حوثیها در دریای سرخ در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰۰ میلیارد دلار ضرر وارد کرده است.
بر اساس این گزارش، حملات حوثیها در ۱۰ ماه از سال گذشته میلادی، ۱۷۵ میلیارد دلار به هزینههای حمل و نقل دریایی اضافه کرده است.
در همین حال هزینه ارسال یک کانتینر از شانگهای چین به روتردام هلند در ماه ژوییه سال ۲۰۲۴ به هشت هزار و ۲۰۰ دلار رسید که نسبت به میانگین این رقم در سال گذشته، پنج برابر افزایش یافت.
هزینه گشتزنی نیروی دریایی آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا در دریای سرخ برای حفاظت از کشتیها حدود پنج میلیارد دلار برآورد شده است.
همچنین تغییر مسیر کشتیها هفت میلیارد دلار از درآمد مصر از کانال سوئز، یعنی حدود ۶۰ درصد این درآمد را از بین برده است.
پس از حملات حوثیها شرکتهای کشتیرانی بهجای عبور از بابالمندب به دریای سرخ و حرکت به سمت کانال سوئز و اروپا یا بالعکس، قاره آفریقا را دور میزنند که طی این مسیر طولانی، دو تا سه هفته طول میکشد.
بر اساس گزارشها، بابالمندب و دریای سرخ مسیر ترانزیت ۱۲ درصد از تجارت جهانی است.
افزایش سود شرکتهای کشتی رانی
حملات حوثیها به دلیل طولانی شدن مسیر باعث افزایش سود شرکتهای کشتیرانی شده و از جمله سود شرکت دانمارکی مرسک در سه ماهه سوم سال گذشته به ۳/۳ میلیارد دلار رسیده و نیم میلیارد دلار نسبت به سال قبل از آن افزایش یافته است.
ارزش سهام شرکتهای اصلی حمل و نقل دریایی در اروپا مانند مرسک و هاپاگ لوید در پی حملات حوثیها به کشتیها تجاری در دریای سرخ افزایش یافت.
همزمان یک شرکت بیمه سوئدی به اکونومیست خبر داد که قیمت بیمه در دریای سرخ ۲۰ برابر شده است.
استفاده از ابراز حملات در مذاکره با عربستان سعودی
اکونومیست نوشت که با وجود سخنان مقامات حوثی درباره توقف حملات به کشتیها پس از آتشبس در غزه، آنان شروط سختی از جمله توقف کامل «تمام فعالیتهای نظامی اسرائیل» و پایان دادن به همه حملات نظامی غرب به یمن را برای این امر تعیین کردهاند.
موشک «فلسطین ۲» حوثیها
به گفته این نشریه، بسیاری از ناظران نسبت به پایان یافتن حملات حوثیها در دریای سرخ تردید دارند و ممکن است این گروه از حربه حمله به کشتیها استفادههای دیگری نیز بکند.
اکونومیست از جمله به مذاکرات این گروه با عربستان سعودی اشاره کرد که هر زمان ریاض امتیازاتی داده، حوثیها درخواست امتیازات بیشتری میکنند.
شرکت کشتیرانی مرسک پیش از این اعلام کرده بود انتظار میرود حمل و نقل دریایی از دریای سرخ تا سال ۲۰۲۵ ممکن نباشد.
از سوی دیگر ۱۵ سناتور جمهوریخواه آمریکایی، طرحی را با نام «قانون انحلال گروههای نیابتی ایران» ارائه کردهاند که هدف از آن قرار دادن حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی و تضعیف تواناییهای آنها در دریای سرخ است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری سابق آمریکا که از ۲۰ ژانویه به کاخ سفید بازمیگردد، در ژانویه ۲۰۲۱، حوثیها را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد اما جو بایدن، رییسجمهوری فعلی، آنها را از این فهرست خارج و همزمان فروش تسلیحات تهاجمی به عربستان سعودی را متوقف کرد.
دادگاه تجدیدنظر احکام زندان صادر شده برای ۱۰ فعال مدنی تُرک را عینا تایید کرد. این شهروندان پیشتر در مرحله بدوی با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به احکامی بین سه تا ۱۴ سال حبس محکوم شده بودند.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) جمعه ۲۸ دی گزارش داد شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران درخواست تجدیدنظر این فعالان را رد کرده است.
طبق این گزارش، محکومیت آیاز سیفخواه به ۱۴ سال حبس، آراز امان زرینآباد به ۱۳ سال حبس، باقر حاجیزاده مزرعه به ۱۳ سال حبس و کرم مردانهمستعلیبیگلو به ۱۱ سال حبس، با رد درخواست تجدیدنظرخواهی، قطعی شده است.
همچنین طاهر نقوی، وکیل دادگستری و مرتضی پروینجدا، هر کدام به شش سال حبس، سالار طاهرافشار، سعید مینایی قشلاق و فاطمه آتشخیاوینسب هر یک به پنج سال حبس و حسن ابراهیمی به سه سال حبس قطعی محکوم شدند.
طبق این گزارش، اتهامات این افراد «جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی، اجتماع و تبانی جهت بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.
آداپ در گزارش خود نوشت شماری از متهمان پرونده آشناییای با هم ندارند و صرفا بر اساس «حدس و گمانهای وزارت اطلاعات و سلام و احوالپرسی با یک پناهنده ایرانی مقیم جمهوری آذربایجان»، با این اتهامات مواجه شدهاند.
همزمان با این گزارش، سایت حقوق بشری هرانا در گزارشی نوشت محکومیت مرتضی پروینجدا به پنج سال حبس تغییر کرد.
طبق این گزارش، این هنرمند از اتهام «تبلیغ علیه نظام» تبرئه و محکومیت او به پنج سال حبس بابت اتهام «اجتماع و تبانی» قطعی شد.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران در گزارش خود نوشت در این پرونده پیش از این، عبدالعزیز عظیمیقدیم (روحانی خلع لباس شده) به شش سال حبس، حسین پیری به پنج سال حبس، ودود اسدی به چهار سال حبس و کمال نوری و سلیمان محمدی، هر یک به سه سال حبس محکوم شدند و احکامشان قطعی شده است.
در بخشی از این گزارش آمده است دادگاه انقلاب رشت با طرح مجدد اتهامات پرونده مطرح شده در تهران، ودود اسدی را به پنج سال و شش ماه زندان -علاوه بر حکم چهار سال زندان صادر شده در تهران- محکوم کرده است.
این فعالان مدنی ترک در بهمن ۱۴۰۲ همراه با شماری دیگر در شهرهای بناب، رشت، اسلامشهر، آستارا، کرج، مراغه، اردبیل، مغان، ارومیه و تبریز به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
از میان آنها برخی با تودیع قرار وثیقه آزاد شدند و شماری دیگر همچنان در زندان بهسر میبرند.
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است.
از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.
۱۵ سناتور جمهوریخواه آمریکایی، طرحی را با نام «قانون انحلال گروههای نیابتی ایران» ارائه کردهاند که هدف از آن قرار دادن حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی به فهرست سازمانهای تروریستی خارجی و تضعیف تواناییهای اآنها در دریای سرخ است.
جیم ریش، لیندسی گراهام، تام کاتن، ریک اسکات و کیتی بریت از جمله سناتورهایی هستند که این طرح را امضا کردهاند که براساس آن، هر شخص یا سازمانی که از حوثیها حمایت مادی کند با عواقب شدیدی مانند مسدود شدن داراییها و مجازاتهای جنایی روبهرو خواهد شد.
این قانون در صورت تصویب حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی را بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی میکند و خواستار تعیین یک استراتژی برای کاهش تواناییهای این گروه در دریای سرخ میشود.
این قانون همچنین خواستار تهیه گزارشی درباره موانع ارائه کمکهای بشردوستانه در مناطق تحت کنترل حوثیها در یمن میشود.
دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۱، حوثیها را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد اما جو بایدن آنها را از این فهرست خارج و همزمان فروش تسلیحات تهاجمی به عربستان سعودی را متوقف کرد.
حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی پیش از این بارها تاکید کرده بودند که در حمایت از حماس و مردم غزه به اسرائیل حمله میکنند اما روشن نیست که پس از برقراری آتشبس در غزه این گروه به حملات خود به اسرائیل و کشتیها در خلیج عدن و دریای سرخ پایان خواهد داد یا نه.
براساس آنچه کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، جمعه ۲۸ دی، منتشر کرد سناتور جیم ریش درباره طرح «قانون انحلال گروههای نیابتی ایران» گفت: «این طرح، تصمیم تاریخی دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوریاش برای تعیین حوثیها بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی را احیا میکند.»
او افزود که در دولت جدید ترامپ، ایالات متحده به سیاست فشار حداکثری ترامپ بر ایران باز خواهد گشت و از امنیت ملی آمریکا محافظت خواهد کرد.
سناتور تام کاتن نیز درباره این طرح گفت: «حوثیها دستهای وحشی از قانونشکنانی هستند که شهروندان آمریکایی را میربایند، شکنجه میکنند و میکشند. ما باید حوثیها را دوباره بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی کنیم و فشاری واقعی بر ایران و گروههای تروریستی آن وارد کنیم.»
سناتور گراهام لیندسی هم درباره این طرح گفت:«ثابت شد که تصمیم دولت بایدن برای بیرون آوردن حوثیها از فهرست گروههای تروریستی یک اشتباه محاسباتی بزرگ و آشکار بوده است. شعار حوثیها مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و لعنت بر یهودیان است. لازم نیست شرلوک هولمز باشید تا بفهمید آنها تروریست هستند.»
سناتور ریک اسکات، از دیگر حامیان این طرح، نیز گفت: «حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی با ایجاد هرج و مرج عمدی در دریای سرخ، به کشتیهای آمریکایی و متحد ما، اسرائیل، حمله می کنند. ایالات متحده باید هر کاری که می تواند انجام دهد تا حوثیها را گروهی تروریستی و حکومت ایران را پاسخگو کند، درست مانند کاری که دونالد ترامپ انجام داد.»
سناتور کیتی بریت نیز که این طرح را امضا کرده است، درباره آن گفت: «حوثیها یک سازمان تروریستی هستند که دولت بایدن با دستکشهای بچهگانه با آنها برخورد کرد. قانون انحلال گروههای نیابتی ایران، اشتباهات جو بایدن در این زمینه را برطرف میکند. آمریکا باید تروریستها را مسئول بداند و عواقب شدیدی را برای اقدامات وحشیانه آنها در نظر بگیرد. بسیار مهم است که آمریکا توانمندترین گروه نیابتی جمهوری اسلامی در حال حاضر را قبل از اینکه آسیب بیشتری به جهان تحمیل کند، از بین ببرد.»
ابراهیم نبوی که ما او را «داور» صدا می کردیم، ۲۵ دی ماه خودش را در آمریکا کشت. او طنزپرداز و نویسندهای بود با قلمی تیز و جسورانه که سالها یکی از مهمترین صداهای انتقادی جامعه ایران در دوره اصلاحات شد.
آثار او بازتابی از تضادهای اجتماعی و سیاسی بود که توانست میان خنده و نقد پلی بیهمتا بسازد و برایش محبوبیتی بینظیر به همراه بیاورد که شاید کمتر روزنامهنگار یا طنزپرداز ایرانی تجربه کرده بود. نبوی در دورهای از تاریخ معاصر ایران، تبدیل به نماد طنز سیاسی در مطبوعات ایران شد و توانست با ابداع «طنز روزانه» نوشتن، ژانری را به مخاطب ایرانی معرفی کند که پیش از او وجود نداشت.
فارغ از قضاوت درباره اعتقادات سیاسی اصلاح طلبانه او، که در سالهای اخیر همواره مورد مناقشه بود، ابراهیم نبوی بیشک یکی از تاثیر گزارترین روزنامهنگاران و نویسندگان زمان خودش بود. به نظر من، باید خبر تلخ خودکشی و پایان تراژیک او را از مرز یک رویداد شخصی فراتر دید و امید داشت که این مرگ خودخواسته تلنگری باشد برای بازتاب بحرانهای عمیقتری که بسیاری از هنرمندان در تبعید، تحت فشار سیاسی و در انزوای اجتماعی تجربه میکنند.
مرگ ابراهیم نبوی، بیش از هر چیز، یادآور این واقعیت است که خلاقیت و تعهد اجتماعی، بدون حمایت روانی و اجتماعی، میتواند به فشاری طاقتفرسا تبدیل شود. این اتفاق فرصتی برای واکاوی ابعاد پنهان زندگی او و درک عمیقتر از دشواریهای هنرمندانی است که میان مخاطب، هویت و رسالت اجتماعی، گرفتار تضادهای گریزناپذیر میشوند.
در نهایت اگر این مطلب را تا آخر خواندید، برای این سوال تکراری که آیا واقعا هنرمند به طور اعم و طنزپرداز به طور اخص باید رسالت اجتماعی داشته باشد؟ پاسخ مبرهنی پیدا نمیکنید.
نبوی و از دست دادن مخاطب: طنز در خلا یکی از جنبههای حیاتی آثار ابراهیم نبوی، ارتباط مستقیم او با جامعه ایران بود. طنز نبوی زبانی زنده و وابسته به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران داشت. با مهاجرت اجباری و گذشت زمان، او ارتباطش را با بخش بزرگی از مخاطبان از دست داد. مخاطبانی که روزگاری با اشتیاق طنز او را دنبال میکردند، در جریان تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران، از او فاصله گرفتند.
کاهش محبوبیت جریان اصلاحطلبی در ایران، که نبوی یکی از چهرههای شاخص ادبی و فرهنگی آن بود، او را از مخاطبانش جدا کرد. این جدایی نه تنها به دلیل تغییر جایگاه سیاسی او، بلکه به دلیل تغییر نیازهای جامعهای بود که با بحرانهای تازهتری مواجه شده بود.مردم از اصلاحات عبور کردند و او نه!
با این حال، با نگاهی به کارنامه او شکی نیست که ابراهیم نبوی سالها بهعنوان صدای برجسته جریان اصلاحطلبی، با قلم طنزش به انتقاد از کاستیهای سیاسی و اجتماعی پرداخت. او از طنز نه صرفا برای سرگرمی، بلکه بهعنوان ابزاری برای نقد و اصلاح استفاده کرد، سبکی که در بطن خود جسارت و مسئولیت را ترکیب میکرد.
محبوبیت اصلاحطلبی، بهویژه پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ و تحولات سیاسی سالهای بعد، بهتدریج کاهش یافت. این تغییر وضعیت، تاثیرات گستردهای بر نبوی و موقعیت اجتماعی او بهعنوان یک طنزپرداز اصلاحطلب گذاشت.
نبوی در میانه این تغییرات، نهتنها از سوی جریانهای سیاسی مخالف، بلکه از سوی بخشی از مخاطبان سابق خود نیز مورد انتقاد قرار گرفت. اصلاحطلبی که زمانی بهعنوان صدای تغییرات مثبت شناخته میشد، حالا به سازشکاری متهم میشد و نبوی، بهعنوان یکی از چهرههای مرتبط با این جریان، در مرکز این انتقادها قرار داشت.
این انزوای سیاسی، به همراه حس طرد شدن از سوی جامعهای که زمانی برای آن مینوشت، او را در موقعیتی فرساینده قرار داد. از طرفی خارج از ایران جایی برای خود نمیدید و از طرف دیگر، به عقیده من، بهرغم خواسته قلبیاش که همواره آن را تکرار میکرد و تلاش داشت تا به آن دست یابد و به ایران برگردد، نتوانسته بود داخل ایران امروز هم جایگاهی برای خود پیدا کند. این یعنی کشف این نکته که حتی اگر بتواند به ایران برگردد، بازهم از رنجی که میکشید کاسته نمیشد.
برای یک هنرمند، ارتباط با مخاطب بخشی از هویت حرفهای اوست. قطع این ارتباط، بهویژه برای کسی که آثارش عمیقا به درک و پذیرش اجتماعی وابسته است، میتواند منجر به بحران شود. نبوی که آثارش بازتابدهنده دغدغههای روز جامعه بود، با احساس تلخ بیگانگی از جامعهای که زمانی صدایش بود، دستوپنجه نرم میکرد. این فاصله روانی، در کنار فشارهای سیاسی و انزوای اجتماعی، وزنه سنگینی بر دوش او شد.
مهاجرت اجباری: گسست فرهنگی
مهاجرت برای ابراهیم نبوی، همچون بسیاری از روزنامهنگاران و هنرمندان ایرانی، راهی ناگزیر برای فرار از سرکوب سیاسی بود و هست. اما این تجربه، چالشهایی فراتر از آزادی بیان برای او به همراه داشت. مهاجرت، گرچه فضای فیزیکی او را از محدودیتها رها کرد، اما او را با بحرانهای روانی و حرفهای پیچیدهتری مواجه ساخت.
گسست از جامعه و مخاطب که در نهایت همواره به انزوای فرهنگی و اجتماعی منجر میشود، برای نبوی کشنده بود.او که نوشتههای روزانهاش را برای جامعه ایران مینوشت، با مهاجرت از محیط زبانی، فرهنگی و اجتماعی خود جدا شد. این گسست نه تنها خلاقیت او را تحت تاثیر قرار داد، بلکه باعث شد احساس کند صدایش دیگر طنین گذشته را ندارد.
دوری از جامعهای که هویت حرفهای او را معنا میداد، به احساسی از بیگانگی منجر شد. این انزوا، که در بسیاری از مهاجران خلاق دیده میشود، بهمرور زمان تاثیری عمیق بر سلامت روان او گذاشت.
اما چرا طنزپردازان بیشتر در معرض افسردگی هستند؟
طنزپردازی هنری است که ظاهرا با شادی و خنده عجین شده، اما در بطن خود اغلب با زخمها و دغدغههای درونی آمیخته است. طنزپردازان، با وجود لبخندهایی که به چهره دیگران مینشانند، خود ممکن است درگیر احساسات منفی یا افسردگی باشند. بسیاری از طنزپردازان، بهویژه آنهایی که طنز اجتماعی یا شخصی تولید میکنند، از طنز بهعنوان ابزاری برای مواجهه با دردهای درونی استفاده میکنند. طنز به آنها این امکان را میدهد که احساسات ناخوشایند خود را به قالبی قابلقبول تبدیل کنند. اما این مکانیسم دفاعی، اگرچه بهطور موقت از شدت درد میکاهد، در بلندمدت میتواند مشکلات عمیقتری ایجاد کند، زیرا مسائل درونی حلنشده باقی میمانند و ممکن است به افسردگی منجر شوند.
طنزپردازان معمولا افرادی حساس هستند. این ویژگیها به آنها توانایی میدهد تا زوایای پنهان مسائل را ببینند و از آنها برای خلق طنز استفاده کنند. اما همین حساسیت باعث میشود که بیش از دیگران از مشکلات زندگی، ناملایمات اجتماعی و حتی شکستهای شخصی آسیب ببینند. آنها دنیا را عمیقتر احساس میکنند و این عمق احساس، آنها را به سوی افکار منفی و افسردگی سوق میدهد.
از طرفی طنزپردازان همواره با این انتظار مواجه هستند که دیگران را بخندانند، حتی زمانی که خود در شرایط روحی مناسبی نیستند. این فشار میتواند به مرور زمان خستهکننده و فرساینده باشد. آنها ممکن است احساس کنند که اجازه ندارند لحظات ضعف یا غم را نشان دهند، زیرا جامعه از آنها انتظار دارد که همیشه شاد و بانشاط باشند.طنزپردازان اغلب در صحنه و میان مخاطبان نقاب شادی به چهره میزنند، اما در زندگی شخصی ممکن است انسانهایی آرام، کمحرف یا حتی غمگین باشند. این دوگانگی بین تصویر عمومی و شخصیت واقعی میتواند باعث تنش درونی شود. زندگی با این تناقض روانی بهمرور میتواند به احساس پوچی و افسردگی منجر شود.
طنز، بهویژه طنز انتقادی یا اجتماعی، اغلب ریشه در کاوش مسائل ناخوشایند، معضلات اجتماعی و نقاط ضعف انسانها دارد. این تمرکز مداوم بر مشکلات و نواقص، ممکن است روحیه آنها را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را نسبت به جنبههای مثبت زندگی کمتوجه کند.
بسیاری از طنزپردازان در گذشته خود تجربیات تلخ یا آسیبهای روانی داشتهاند.این خاطرات و آسیبها ممکن است در ناخودآگاه آنها باقی بماند و گاه به شکل افسردگی یا اضطراب بازگردد. ضمن اینکه طنزپردازان معمولا در معرض قضاوتهای مستقیم و گاه بیرحمانه قرار دارند. کار آنها این است که مسائل حساس را دستمایه طنز قرار دهند و همین موضوع میتواند باعث ایجاد چالشهای اخلاقی، نقدهای تند و حتی طرد شدن توسط برخی گروهها شود. این مواجهه مداوم با قضاوتها و انتقادها، میتواند روحیه آنها را تحلیل ببرد و میبرد.
خلق طنز فرآیندی انرژیبر است که به تمرکز ذهنی و خلاقیت نیاز دارد. این تلاش مستمر برای پیدا کردن زوایای جدید، به مرور باعث خستگی روانی میشود. فرسودگی ذهنی، اگر با استراحت و مراقبت روانی همراه نباشد، زمینهساز افسردگی خواهد شد. طنزپردازان در ظاهر پیامآور شادی و خندهاند، اما این شادی گاهی از دل زخمها و رنجهای درونی آنها برمیآید.
فشار اجتماعی، حساسیت شخصی، و دوگانگی بین چهره عمومی و شخصیت درونی، آنها را در معرض خطرات روانی از جمله افسردگی قرار میدهد. آگاهی از این واقعیت و توجه به سلامت روان طنزپردازان، میتواند گامی مهم در حمایت از آنها و کاهش آسیبهای روحیشان باشد.
طنزپرداز، انسانی است که دیگران را شاد میکند، اما گاهی نیازمند این است که کسی حال او را بپرسد.
مرگ نبوی: فراخوانی برای بازاندیشی خودکشی ابراهیم نبوی اما، نمایانگر بحرانهای عمیقتری است که هنرمندان ایرانی در جامعه حال حاضر ایران، که درگیر سرکوب و مهاجرت است، با آن روبهرو هستند. او قربانی ترکیبی از فشارهای سیاسی، اجتماعی و روانی شد که در نهایت به انزوایی طاقتفرسا انجامید. مرگ او، فراتر از یک حادثه فردی، به عقیده من، باید زنگ خطری باشد برای همه ما؛ برای جامعهای که در سالهای اخیر نقش خود در حمایت از هنرمندان را بازتعریف کرده است.
جامعه سیاستزده امروز ایران، که از ظلم و ستم خسته شده و سیاه و سفید میاندیشد، نمیخواهد و نمیتواند از هنرمندی که با اکثریت جامعه همراه نیست، حمایت کند. حقیقت اما این است که جامعهای که از هنرمندانش انتظار خلاقیت و نقد دارد، نمیتواند نسبت به سلامت روان و نیازهای آنها بیتفاوت باشد. این بیتفاوتی به مرگ هنرمند و در نهایت به مرگ هنر، اندیشه و فرهنگ میانجامد.
من امیدوارم که مرگ خودخواسته ابراهیم نبوی فرصتی شود تا بهطور جدیتر به فشارهای روانی، اجتماعی و سیاسی که بر هنرمندان وارد میشود، فکر کنیم. ابراهیم نبوی، با تمام تناقضها و چالشهایش، یادآور این واقعیت است که طنز، هرچند خنده را بر لبان دیگران مینشاند، میتواند برای خالق آن به قیمتی گزاف تمام شود.
رابطه شخصی نبوی با همکارانش من سالها با ابراهیم نبوی رابطه کاری و دوستانه داشتم و هرگز او را آدمی نیافتم که بخواهد عقاید سیاسی اصلاحطلبانهی خودش را به دانشآموز طنز تحمیل کند. شاید فقط با کسانی که کار طنز میکردند یا تلاش داشتند طنازی یاد بگیرند اینگونه بود و با دیگرانی که به حرفهاش ربطی نداشتند، جور دیگری رفتارمیکرد و بحثهای داغ و احساسی سیاسی میکرد، که می کرد!
بهرغم اختلاف سیاسی که ما با هم داشتیم، و سال به سال هم فاصلهمان بیشتر و بیشتر میشد، نبوی همیشه وقتی کاری از من میدید یا میشنید که فکر میکرد نیاز به تحسین یا نقد دارد، به من گوشزد میکرد. داور نبوی که من میشناختم با ابراهیم نبوی که در شبکههای اجتماعی تصویر میشود تفاوت داشت. البته که خودش باعث درست شدن این تصویر مخدوش از او در سالهای اخیر شده بود، ولی هرگز این را به زبان نیاورد و مسئولیتش را به گردن نگرفت.
ابراهیم نبوی، مثل دوست و همکار دیگر از دسترفتهام، علیرضا رضایی، طناز حساسی بود که تلخی دنیا را تحمل نکرد. طاقتش طاق شد، صبرش سر آمد و رفت. منتظر نایستاد که سرشکستگی دیکتاتور را ببیند. ای کاش میماند تا آن روز نزدیک و خوشآبادانی ایران و سرافکندگی جمهوری اسلامی را میدید.
و اینکه ، طنز، هرچند خنده میآفریند، اما برای خالق آن به بهایی سنگین تمام میشود. ابراهیم نبوی، با تمام فراز و نشیبهایش، نمادی از هنرمندی بود که در مسیر خلاقیت، رسالت اجتماعی که برای خودش متصور بود و فشار روانی از پا افتاد. مرگ او فرصتی است برای بازاندیشی: آیا ما به اندازهای که از هنرمندان انتظار داریم، از آنها حمایت میکنیم؟
یک منبع آگاه در گفتوگو با ایراناینترنشنال خبر داد مسعود پزشکیان و هیات همراه او که برای دیدار با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، به کاخ کرملین رفته بودند، یک ساعت معطل نگاه داشته شدند و سپس به آنها گفته شد چون پوتین آماده نیست یا در اتاق انتظار صبر کنند یا به هتل برگردند.
به گفنه این منبع، این رفتار موجب شده پزشکیان ناچار شود به بهانه اقامه نماز راهی هتل شود و سپس برای ملاقات با پوتین، مجددا به کاخ کرملین بازگردد.
این منبع به ایران اینترنشنال گفت رفتار طرف روسی با خبرنگاران ایرانی هم «نامناسب» بود.
گزارش خبرگزاری تاس از جزییات تفاهمنامه راهبردی تهران و مسکو
خبرگزاری تاس ۲۸ دی جزییاتی از مفاد تفاهمنامه جامع میان روسیه و جمهوری اسلامی را منتشر کرد که بر اساس آن، دو کشور برای تقویت همکاریها در زمینههای دفاعی و امنیتی به توافق رسیدند.
تاس نوشت روسیه و جمهوری اسلامی در چارچوب این معاهده توافق کردند در صورت حمله به یکی از طرفین، طرف دیگر «به هیچ عنوان» از مهاجم حمایت نکند.
بنا بر این گزارش، تهران و مسکو به گسترش همکاریها میان سرویسهای اطلاعاتی دو طرف و همچنین کمک به یکدیگر در صورت «وقوع بلایای طبیعی یا حوادث صنعتی» متعهد شدند.
تاس افزود توافق راهبردی ایران و روسیه «فاقد تعهد به دفاع متقابل در صورت حمله» به یکی از طرفین است و در آن به هیچ کشور یا اتحاد نظامی خاصی اشاره نشده است.
توافقنامه جامع روسیه و حکومت ایران به مدت ۲۰ سال معتبر خواهد بود و پس از آن، بهطور خودکار برای دورههای پنج ساله تمدید خواهد شد.
در همین حال، وزیر انرژی روسیه خبر داد تهران و مسکو بر سر مسیر خط لوله انتقال گاز از طریق آذربایجان به توافق رسیدند.
جمهوری اسلامی و روسیه در سال ۱۳۸۰، در زمان ریاستجمهوری محمد خاتمی، یک قرارداد راهبردی ۲۰ ساله منعقد کردند.
با پایان اعتبار آن در سال ۱۴۰۰، این توافقنامه بهطور خودکار برای پنج سال دیگر تمدید شد.
کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی در مسکو، ۲۴ دی به دلایل تنظیم معاهده جدید میان تهران و مسکو پرداخت و گفت: «رهبران دو کشور به این نظر رسیدند که موافقتنامه کنونی بهروز نیست و مسائل امروز روابط را نمیتواند پوشش دهد. روابط امروز ما نسبت به ۲۴ سال پیش خیلی گسترش پیدا کرده است.»
به گفته جلالی، موافقتنامه جدید علاوه بر روابط سیاسی دوجانبه، حوزههای دیگری از جمله «فنآوریهای نوین، امنیت اطلاعات و سایبری»، «انرژی صلحآمیز هستهای»، «مسائل دفاعی و نظامی»، «مبارزه با تروریسم» و «مقابله با پولشویی و جرایم سازمانیافته» را نیز شامل میشود.
نشست خبری مشترک پزشکیان و پوتین
پزشکیان و پوتین پس از دیدار در روز جمعه، در یک نشست خبری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند. پوتین در این نشست تاکید کرد همکاریهای منطقهای تهران و مسکو، «ما را از دیگران بینیاز میکند.»
او با اشاره به ظرفیت صادرات سالانه ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز روسیه به ایران گفت مسائل فنی برای صادرات گاز طبیعی به ایران در دست بررسی قرار دارد.
پوتین همچنین در واکنش به درخواست مسعود پزشکیان برای گسترش همکاریهای هستهای تهران و مسکو اضافه کرد: «در ساخت بلوکهای نیروگاههای هستهای در ایران تاخیر وجود دارد، اما ما ساخت بلوکهای جدید را در نظر داریم.»
پزشکیان ساعاتی پیش از این نشست خبری در جریان دیدار با پوتین گفته بود تهران و مسکو میتوانند توافقات برای ساخت نیروگاه هستهای جدید در ایران را نهایی کنند.
پیشنهاد پزشکیان برای صلح در جنگ اوکراین رییس دولت جمهوری اسلامی هم در گفتوگو با خبرنگاران در مسکو اعلام کرد تهران از حل و فصل اختلافات و برقراری صلح میان روسیه و اوکراین از طریق مذاکره استقبال میکند.
او در عین حال افزود «اعتقاد راسخ» حکومت ایران این است که غرب باید به «نگرانیهای امنیتی» سایر کشورها احترام بگذارد.
روسیه پنجم اسفند ۱۴۰۰ حمله نظامی وسیع خود به اوکراین را آغاز کرد و از آن زمان تاکنون، جنگ خونین میان دو کشور ادامه داشته است.
در سالهای اخیر، اوکراین بارها درخواست خود را برای عضویت در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، موسوم به ناتو، مطرح کرده است.
مقامهای اوکراینی تاکید کردهاند برای جلوگیری از تهاجم مجدد روسیه به این کشور پس از پایان مناقشه کنونی، تضمینهای امنیتی، از جمله عضویت در ناتو، ضروری است.
در سمت مقابل، روسیه عضویت اوکراین در ناتو را تهدیدی امنیتی برای خود میداند و بهشدت با آن مخالف کرده است.