• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آیا اسرائیل برای کشتن خامنه‌ای و فرماندهان سپاه آماده می‌شود؟

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۹ آبان ۱۴۰۳، ۰۰:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

در خیابان‌های تل‌آویو، تصویری از علی خامنه‌ای نصب شده که در کنار آن نوشته شده: «بعد از نصرالله، بعد از سنوار، این هم خواهد گذشت.» در شرایط جنگی فعلی بین اسرائیل و جمهوری اسلامی، نصب چنین تصویری می‌تواند پیام معناداری داشته باشد.

این اقدام با سیاست‌های اسرائیل در قبال دشمنانش هماهنگ است و ممکن است نشانه‌ای از تمایل اسرائیل به حذف رهبران ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای در صورت لزوم باشد.

طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته، ارتش و دولت اسرائیل سه اقدام اساسی علیه حماس و حزب‌الله انجام داده‌اند: ۱. انهدام تاسیسات و تجهیزات نظامی، ۲. کشتن فرماندهان نظامی، و ۳. کشتن رهبران سیاسی این گروه‌ها.

اسرائیل تاسیسات نظامی حماس و حزب‌الله را در حملاتی گسترده منهدم کرده و رهبران کلیدی این گروه‌ها، از جمله حسن نصرالله، هاشم صفی‌الدین، اسماعیل هنیه و یحیی سنوار را به قتل رسانده است. اکنون به نظر می‌رسد که اسرائیل می‌خواهد در صورت امکان همان الگوی موفق را در برابر جمهوری اسلامی دنبال ‌کند.

عملیات اخیر اسرائیل با نام «روزهای ندامت» نیز در راستای این استراتژی بود و توان بالای اسرائیل در انهدام تاسیسات موشکی و پدافندی جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت.

از طرف دیگر، کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل گزارش داده که این کشور در واکنش به تلاش حزب‌الله و جمهوری اسلامی برای ترور نتانیاهو، آماده حملات دیگری علیه جمهوری اسلامی است. این احتمال وجود دارد که اسرائیل گام‌به‌گام به سمت هدف‌گیری فرماندهان سپاه و مقامات ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای، حرکت کند.

هرچند تضمینی وجود ندارد که اسرائیل دقیقا همان الگوی حمله به رهبران حماس و حزب‌الله را تکرار کند، اما تاکنون برخلاف این مسیر هم عمل نکرده است. با توجه به افزایش تنش‌ها، هر لحظه امکان دارد که فرماندهان و رهبران سیاسی جمهوری اسلامی هدف قرار بگیرند.

تا این لحظه، دو طرف دو بار به یکدیگر حمله کرده‌اند: اسرائیل دو حمله هوایی انجام داده و جمهوری اسلامی نیز دو حمله موشکی انجام داده است. این درگیری‌ها و رجزخوانی‌ها به‌طور مستمر ادامه دارند و تحلیلگران معتقدند که دست‌کم دو حمله دیگر از هر دو طرف در راه است.

هرتزی هالوی، فرمانده ارتش اسرائیل، در این راستا تهدید کرده که اگر جمهوری اسلامی حمله دیگری انجام دهد، اسرائیل «جاهایی را خواهد زد که تاکنون نزده است.» این سخن نشان‌دهنده احتمال گسترش دامنه حملات اسرائیل به اهدافی غیرمنتظره است.

در همین حال، مقامات جمهوری اسلامی نیز از جمله حسین سلامی، فرمانده کل سپاه و محمدرضا نقدی، نفر سوم در سلسله‌مراتب فرماندهی سپاه، تهدیدهای متقابلی را علیه اسرائیل مطرح کرده‌اند.

خامنه‌ای اما با موضع‌گیری اخیر خود توپ را به زمین شورای عالی امنیت ملی و دولت پزشکیان انداخته و اعلام کرده که آنها باید درباره نحوه پاسخ به حملات اسرائیل تصمیم بگیرند.

خامنه‌ای هرچند به‌عنوان فرمانده کل قوا می‌تواند شخصاً دستور حمله را صادر کند، به‌نظر می‌رسد که می‌خواهد از مسئولیت مستقیم این تصمیم شانه خالی کند. در صورت تصمیم شورای عالی امنیت ملی برای حمله، او می‌تواند اعلام کند که شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را گرفته است؛ و اگر این شورا تصمیم به حمله نگیرد، باز هم می‌تواند به حامیان نظام بگوید که آماده حمله بوده، اما مسئولان شورا مخالفت کرده‌اند. رجزخوانی‌های اسرائیل و جمهوری اسلامی نشانه در پیش بودن روزهای پر‌تنش‌تری است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟
۱
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۲
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۳

جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

۴

شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

۵

اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز؛ تهران از کنترل سخت‌گیرانه‌تر خبر داد

انتخاب سردبیر

  • محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟
    تحلیل

    محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

  • چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟
    تحلیل

    چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

  • مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

    مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

  • «رابطه جنسی در ازای غذا یا پول»: سوءاستفاده جنسی از زنان بیوه در غزه توسط حماس

    «رابطه جنسی در ازای غذا یا پول»: سوءاستفاده جنسی از زنان بیوه در غزه توسط حماس

  • آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟
    تحلیل

    آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

•
•
•

مطالب بیشتر

مرجفون؛ اسم رمز فرمان جدید خامنه‌ای برای سرکوب مخالفان

۷ آبان ۱۴۰۳، ۲۲:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

رهبر جمهوری اسلامی با استفاده از آيات قرآنی سوره احزاب، واژه‌ای تازه برای خاموش کردن صدای منتقدان و بریدن زبان مخالفان ابداع کرد: «مرجفون». او منتقدانی را که به گفته او با انتشار اخبار و تحلیل و تفسیر، خلاف روایت حکومت عمل می کنند مرجفون نامید.

علاوه بر تهدید منتقدان به سرکوب و بازداشت، خامنه‌ای بار دیگر نوک حملات خود را به سمت فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نشانه گرفته است. او با حمله به افرادی که سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی را نقد می‌کنند، به‌طور مستقیم به دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی دستور داده با منتقدان برخورد کنند و به بهانه «تامین امنیت روانی جامعه»، صدای انتقاد آنها را خفه کنند.

تنها ۲۴ ساعت پس از سخنرانی تهدیدآمیز خامنه‌ای، غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، اعلام کرد که منتقدان بازداشت و محاکمه خواهند شد. این تهدیدات امر تازه‌ای نیست؛ جمهوری اسلامی از ابتدا بر سرکوب منتقدان اصرار داشته و همواره زبان مخالفان را با سرکوب، بازداشت و تهدید بسته است.

اکنون که جمهوری اسلامی پس از حملات اسرائیل تحت فشار قرار گرفته، حاکمیت به جای پاسخ‌گویی، خشم و ناکامی‌اش را بر سر مردم و منتقدان داخلی خالی می‌کند.

این روش سرکوب و تهدید منتقدان جدید نیست. در دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ نیز خامنه‌ای و فرماندهان سپاه از همین مسیر برای خاموش کردن صداهای مخالف بهره بردند. برای نمونه، در سال ۱۳۷۷، رحیم صفوی، فرمانده وقت سپاه، در یک سخنرانی تهدید کرد که «برخی را باید گردن بزنیم و برخی را زبانشان را قطع کنیم. زبان ما شمشیر ما است».

نتیجه چنین تهدیداتی، وقوع قتل‌های زنجیره‌ای از سوی باند سعید امامی و وزارت اطلاعات بود، که قربانیان آن افرادی مانند داریوش فروهر و پروانه اسکندری، محمد جعفر پوینده و محمد مختاری بودند.

در سال ۱۳۷۹، هنگامی که رسانه‌های چاپی نقش اصلی در خبررسانی داشتند، خامنه‌ای در یک سخنرانی مشابه، مطبوعات منتقد را «پایگاه دشمن» خواند و دستور تعطیلی آنها را صادر کرد. در کمتر از ۲۴ ساعت، قاضی سعید مرتضوی، معروف به «قصاب مطبوعات»، دستور توقیف ۱۶ روزنامه را صادر کرد که به توقیف فله‌ای مطبوعات شهرت یافت.

اکنون نیز همان نگاه ۲۴ سال پیش تکرار شده است؛ فقط این بار جای مطبوعات را فضای مجازی گرفته و به جای روزنامه‌نگاران، فعالان فضای مجازی هدف قرار گرفته‌اند. خامنه‌ای که روزگاری دستور تعطیلی مطبوعات را می‌داد، حالا به‌دنبال فیلتر کردن بیشتر شبکه‌های اجتماعی و مقابله با فعالان فضای مجازی است، اما بستن فضای مجازی به سادگی بستن روزنامه‌ها نیست.

همان‌طور که خود خامنه‌ای گفته است: «خدای جمهوری اسلامی همان خدای دهه ۶۰ است»، اما مردم و دنیای امروز اجازه نمی‌دهند که حاکمیت به شیوه‌های دهه ۶۰ عمل کند.

سیاست بستن دهان منتقدان در گذشته نه تنها موفق نبود، بلکه نتیجه معکوس داشت؛ سرکوب‌ها باعث شد که منتقدان به مخالفان و مخالفان به مخالفان سرسخت‌تر تبدیل شوند.

نسل جدیدی از منتقدان، جسورتر و بی‌پرواتر از گذشته، اکنون در فضای مجازی حضور دارند و هیچ حریمی برای رهبر و حکومت قائل نیستند.

نتیجه سیاست سرکوب در دهه‌های گذشته چه بوده است؟

گروهی از بهترین و با تجربه‌ترین روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی مجبور به مهاجرت شدند و مرجعیت رسانه‌ای از داخل کشور به خارج منتقل شد. رسانه‌های حکومتی بی‌اعتبارتر شدند و رسانه‌های خارج از کشور مرجعیت خبری بیشتری یافتند.

در کدام کشور دیگر، به جز حکومت‌های دیکتاتوری، چنین پدیده‌ای وجود دارد که بخش بزرگی از روزنامه‌نگارانش در خارج از کشور فعال باشند؟

خامنه‌ای و مسئولان جمهوری اسلامی باید دریافته باشند که این روش سرکوب، که پیش‌تر شکست خورده، در آینده نیز شکست خواهد خورد. با وجود تهدیدها و فیلترینگ، نقد و انتقاد ادامه خواهد داشت؛ روزی در مطبوعات و امروز در فضای مجازی.

اکنون مردم از مطالبات اصلاحی فراتر رفته و به این نتیجه رسیده‌اند که «کل نظام باید برود». این همان نتیجه سرکوب و بستن دهان منتقدان است.

مئیر جاودانفر: جمهوری اسلامی به دلیل شرایط داخلی خود، به حمله اسرائیل پاسخ خواهد داد

۷ آبان ۱۴۰۳، ۲۰:۳۷ (‎+۰ گرینویچ)

مئیر جاودانفر، تحلیل‌گر مسائل اسرائیل، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت تشدید تنش‌ها این فرصت «‌بی‌نظیر» را برای اسرائیل فراهم آورد تا توانمندی‌های نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد و آن‌ها را تضعیف کند.

او افزود جمهوری اسلامی به دلیل شرایط داخلی خود، به حمله اخیر اسرائیل پاسخ خواهد داد.

به گفته این تحلیل‌گر، گروهی از مسئولان حکومت ایران جنگ‌طلب هستند زیرا از آن نفع می‌برند.

شهیر شهیدثالث: گزینه‌های خامنه‌ای در برابر اسرائیل یکی از دیگری بدتر هستند

۷ آبان ۱۴۰۳، ۱۹:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

شهیر شهیدثالث، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت حمله اخیر اسرائیل به اهداف نظامی در ایران موجب تحقیر جمهوری اسلامی شده است و گزینه‌های پیش‌ روی علی خامنه‌ای در برابر اسرائیل یکی از دیگری بدتر هستند.

او افزود جمهوری اسلامی گمان می‌کرد در برابر نیروی هوایی اسرائیل آسیب‌پذیر نیست اما این تصور پس از حملات اخیر از بین رفته است.

به گفته این تحلیل‌گر، خامنه‌ای اهل جنگ نیست زیرا می‌داند تشدید تنش‌ها و وقوع جنگ می‌تواند حتی به فروپاشی جمهوری اسلامی بینجامد.

فرار خامنه‌ای از مسئولیت جنگ با اسرائیل

۷ آبان ۱۴۰۳، ۱۴:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

علی خامنه‌ای در مواقعی که تصمیم‌گیری سخت می‌شود، از پذیرش مسئولیت طفره می‌رود. حالا که اسرائیل به جمهوری اسلامی حمله کرده، این سوال در ذهن بسیاری شکل گرفته که آیا جمهوری اسلامی به این حمله پاسخ خواهد داد یا خیر؟

در ساعات اولیه پس از حمله اسرائیل در روز شنبه، حامیان نظام تلاش کردند این حمله را بی‌اهمیت جلوه دهند و فضا را طوری نشان دهند که نیازی به واکنش متقابل نیست.

سکوت فرماندهان سپاه پاسداران و مقامات جمهوری اسلامی هم این ذهنیت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی قصد ندارد پاسخی بدهد.

با سخنان علی خامنه‌ای در روز یک‌شنبه، فضای تردید و دو دلی در میان طرفداران نظام به وجود آمده است.

خامنه‌ای در صحبت‌هایش صراحتا حاضر نشد اعلام کند که آیا جمهوری اسلامی به حمله اسرائیل پاسخ خواهد داد یا نه.

او توپ را به زمین شورای عالی امنیت ملی و دولت انداخت و مسئولیت تصمیم‌گیری را به آنان واگذار کرد.

مشروح تحلیل را در این‌جا بخوانید.

100%

فرار خامنه‌ای از مسئولیت جنگ با اسرائیل

۷ آبان ۱۴۰۳، ۱۲:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

علی خامنه‌ای در مواقعی که تصمیم‌گیری سخت می‌شود، از پذیرش مسئولیت طفره می‌رود. حالا که اسرائیل به جمهوری اسلامی حمله کرده، این سوال در ذهن بسیاری شکل گرفته که آیا جمهوری اسلامی به این حمله پاسخ خواهد داد یا خیر؟

در ساعات اولیه پس از حمله اسرائیل در روز شنبه، حامیان نظام تلاش کردند این حمله را بی‌اهمیت جلوه دهند و فضا را طوری نشان دهند که نیازی به واکنش متقابل نیست. سکوت فرماندهان سپاه پاسداران و مقامات جمهوری اسلامی هم این ذهنیت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی قصد ندارد پاسخی بدهد.

اما با سخنان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در روز یک‌شنبه فضای تردید و دودلی در میان طرفداران نظام به وجود آمده است. خامنه‌ای در صحبت‌هایش صراحتا حاضر نشد اعلام کند که آیا جمهوری اسلامی به حمله اسرائیل پاسخ خواهد داد یا نه. او توپ را به زمین شورای عالی امنیت ملی و دولت انداخت و مسئولیت تصمیم‌گیری را به آنان واگذار کرد.

این اقدام خامنه‌ای نشان می‌دهد که او می‌خواهد از مسئولیت تصمیم‌گیری در این باره شانه خالی کند تا در صورت به دست آمدن هر نتیجه‌ای، بتواند مسئولیت را به گردن نهادهای دیگر بیندازد.

اگر شورای عالی امنیت ملی تصمیم به واکنش نظامی بگیرد و کشور وارد جنگ با اسرائیل و آمریکا شود، خامنه‌ای خواهد گفت که این تصمیم او نبوده و مسئولان چنین تصمیمی گرفته‌اند. اگر هم تصمیم گرفته شود که به حمله پاسخ ندهند، او به تندروها و نیروهای ارزشی خواهد گفت که خود او آماده جنگ بوده اما مسئولان دیگری مانع شده‌اند.

خامنه‌ای که در امور عادی کشور مستقیما مداخله می‌کند، این‌بار که طبق قانون اساسی مسئولیت جنگ و صلح بر عهده اوست، تلاش کرده با‌احتیاط رفتار کند و امکان بازی را برای خود در هر دو سناریو فراهم سازد. این در حالی است که مردم با تجربه‌ سال‌ها از این‌گونه رفتارها، متوجه هستند که او قصد فرار از مسئولیت را دارد.

این اولین‌بار نیست که خامنه‌ای چنین رویکردی را در پیش گرفته است. در ماجرای اعتراضات مردمی و ضد حکومتی آبان ۱۳۹۸، وقتی افزایش قیمت بنزین به اعتراضات گسترده منجر شد، او خود را کنار کشید و گفت که در تصمیم‌گیری درباره قیمت بنزین دخالتی نداشته و این تصمیم سران قوا بوده است.

رفتار مشابه دیگری از او زمانی مشاهده شد که دونالد ترامپ در سال ۱۳۹۷ اعلام کرد قصد خروج از برجام را دارد.

در آن زمان، خامنه‌ای گفت که از ابتدا با توافق برجام به شکل موجودش مخالف بوده و مسئولان به حرف او گوش نداده‌اند. این در حالی است که همه می‌دانند توافق برجام بدون نظر و تایید خامنه‌ای ممکن نبود. حسن روحانی و محمدجواد ظریف با مجوز او به مذاکره با آمریکا رفتند و در تمام مراحل، نتایج مذاکرات به خامنه‌ای گزارش می‌شد. حتی علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه سابق، فاش کرد که پیش از روی کار آمدن دولت روحانی، خامنه‌ای او را مامور کرده بود مذاکرات محرمانه‌ای را با آمریکا در عمان آغاز کند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند خامنه‌ای در مواقع حساس، مسئولیت‌گریزی می‌کند و گرفتن تصمیمات دشوار را به دیگران وا می‌گذارد. اکنون که او قدرت نظامی اسرائیل را در حملات اخیر به تاسیسات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی دیده و احتمال ورود آمریکا به درگیری وجود دارد، از تصمیم‌گیری قطعی طفره می‌رود.

جالب‌تر آن است که خامنه‌ای تصمیم‌گیری را به شورای عالی امنیت ملی واگذار کرده، در حالی که تمام اعضای این شورا منصوبان او هستند. بنابراین، در نهایت تصمیم‌گیری درباره حمله یا عدم حمله به اسرائیل همچنان در اختیار شخص اوست اما او با این روش تلاش می‌کند از تبعات احتمالی تصمیم‌گیری مستقیم خود فرار کند.

در همین حال، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی که از منصوبان نزدیک به خامنه‌ای است، اعلام کرده جمهوری اسلامی باید به اسرائیل پاسخ دهد. با این اوصاف، مشخص است که اگر تصمیم به حمله گرفته شود، این تصمیم در نهایت از سوی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه پاسداران، از جمله قالیباف، اتخاذ خواهد شد.

در این شرایط نقش نهادهایی مانند دولت صرفا در تامین بودجه و اجرای دستورات خواهد بود.

این هم خود مساله‌ای مهم است چرا که با خزانه‌ای خالی، جمهوری اسلامی با چالشی جدی در تامین هزینه‌های جنگ روبه‌روست.