حملات هوایی مستقیم اسرائیل و جمهوری اسلامی به مواضع یکدیگر، الگوی همیشگی خودداری از درگیری مستقیم نظامی بین دو کشور را به هم زده است. نیویورکتایمز پس از حمله اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران، نگاهی به این حمله و وقایعی داشته است که دو دولت را به این نقطه رساندند.
ارتش اسرائیل بامداد شنبه پنجم آبان ۱۴۰۳ (به وقت ایران)، مجموعهای از حملات هوایی را علیه مواضع جمهوری اسلامی در خاک این کشور انجام داد. این حملات، اولین حمله گسترده خارجی به خاک ایران پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ بود.
حملات انفجاری اسرائیل که صدا و تصویرشان در تهران از سوی شهروندان شنیده و دیده شد، چند هفته پس از آن رخ داد که ایران موجی از موشکهای بالستیک را به سمت اسرائیل شلیک و میلیونها اسرائیلی را مجبور به پناه گرفتن در پناهگاهها کرد.
تهران اعلام کرد این حمله اوایل ماه جاری را به تلافی کشته شدن یک فرمانده سپاه پاسداران (عباس نیلفروشان) و چندین رهبر گروههای نیابتی مورد حمایت جمهوری اسلامی در منطقه و در راس آنها، حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان به دست اسرائیل انجام داد.
چه اتفاقی افتاد؟
ارتش اسرائیل در بیانیهای که در ساعت ۲:۳۰ بامداد روز شنبه به وقت محلی منتشر شد، اعلام کرد «حملاتی دقیق و هدفمند به اهداف نظامی در ایران انجام میدهد» و عنوان کرد که این حملات در پاسخ به بیش از یک سال حملات ایران و متحدانش علیه اسرائیل در سراسر خاورمیانه انجام میشود.
تایید رسمی فعالیت نظامی در خاک ایران از سوی اسرائیل، اقدامی نادر و از معدود تاییدیههای رسمی اسرائیل در چنین مواردی به شمار میرود.
همزمان با انتشار این اطلاعیه، ساکنان تهران از شنیده شدن صداهای انفجار در سطح شهر و اطراف آن خبر دادند.
کمی بعد از ساعت شش صبح به وقت محلی، ارتش اسرائیل اعلام کرد حملات خود را علیه مواضع جمهوری اسلامی در ایران به پایان رسانده است.
مقامهای اسرائیلی اظهار داشتند این عملیات تا حدود ساعت پنج صبح ادامه یافته و در جریان آن، ۲۰ هدف مورد اصابت قرار گرفتهاند.
به نوشته نیویورک تایمز، اسرائیل تنها پنج روز پس از حملهای مشابه از سوی جمهوری اسلامی در ماه آوریل گذشته (اواخر فروردین ماه)، به این حمله واکنش نشان داد اما این بار، عوامل مختلفی سبب تاخیر در واکنش اسرائیل به دومین حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اسرائیل شد.
جمهوری اسلامی شامگاه ۲۵ فروردین با بیش از ۳۰۰ موشک کروز، موشک بالستیک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد. این اولین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به خاک اسرائیل بود.
شش ماه بعد و در عصر سهشنبه ۱۰ مهر، سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد با دهها موشک بالستیک، «اهداف مهم نظامی-امنیتی» را در «قلب» اسرائیل هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران با اشاره به اقدامات اسرائیل در غزه و لبنان، ترور اسماعیل هنیه در تهران و کشته شدن حسن نصرالله و عباس نیلفروشان در ضاحیه بیروت، افزود که حمله موشکی به اسرائیل «پس از یک دوره خویشتنداری در برابر نقض حاکمیت جمهوری اسلامی» انجام شده است.
پاسخ اسرائیل به این حمله تقریبا ۲۵ روز به طول انجامید. از جمله عوامل موثر در این تاخیر در واکنش، مذاکرات میان اسرائیل و دولت جو بایدن، ورود سامانه دفاع هوایی ایالات متحده به منطقه و تعطیلات یهودیان عنوان شد.
به نوشته نیویورک تایمز، نزدیکی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در پنجم نوامبر ۲۰۲۴ نیز ممکن است بر زمانبندی اسرائیل برای این حمله، تاثیرگذار بوده باشد.
دو سند طبقهبندیشده اطلاعاتی ایالات متحده که هفته گذشته درز کردند، تصاویر ماهوارهای از آمادگیهای نظامی اسرائیل را برای حمله احتمالی به ایران نشان میدادند و به نگرانیهای واشینگتن درباره این طرحها اشاره داشتند.
اسرائیل و ایران چگونه به این نقطه رسیدند؟
دهههاست که جمهوری اسلامی و اسرائیل درگیر آنچه به «جنگ در سایه» معروف است، بودهاند. تهران با استفاده از شبکهای از گروههای متحد خود، از جمله حماس و حزبالله به منافع اسرائیل حمله کرده است و اسرائیل نیز به ترور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و دانشمندان هستهای و حملات سایبری علیه ایران پرداخته است.
از سال گذشته و پس از حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، روند این درگیریها از سایه درآمد و آشکارتر از گذشته شد.
در ماه آوریل، تهران با شلیک موشکها و پهپادهایی به اسرائیل که اولین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به این کشور بود، به «حمله اسرائیل به ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق» پاسخ داد. این حمله منجر به کشته شدن سه فرمانده ارشد ایرانی شده بود.
اسرائیل با کمک دفاع هوایی خود و همچنین ایالات متحده و دیگر متحدانش، حمله اول سپاه پاسداران را خنثی کرد و سپس با حملهای متقابل، واکنش نشان داد.
اواخر ماه ژوییه بود که جنگندههای اسرائیلی یک فرمانده ارشد حزبالله (فواد شکر) را در بیروت، پایتخت لبنان، از بین برد.
یک روز بعد، اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس که برای شرکت در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان به عنوان رییس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی به ایران سفر کرده بود، در انفجاری در تهران کشته شد.
دولت ایران و حزبالله لبنان وعده انتقام دادند اما برخلاف انتظار بسیاری، تهران به سرعت واکنش نشان نداد اما سرانجام در تاریخ اول اکتبر، حدود ۲۰۰ موشک به سوی اسرائیل شلیک کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن را پاسخی به ترور هنیه، نصرالله و نیلفروشان عنوان کرد.
اهداف اسرائیل کجاها بودند؟
به گزارش نیویورک تایمز، پس از تضعیف شدید حزبالله و حماس، گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، اسرائیل سعی کرد اهداف استراتژیک خود را با نگرانیهای متحدانش، بهویژه ایالات متحده، متوازن کند چون این احتمال وجود داشته و دارد که حملهای جدید به جنگی منطقهای گستردهتری بینجامد.
نیویورک تایمز از قول دو مقام که خواستهاند نامشام فاش نشود، دولت اسرائیل به دولت بایدن اطلاع داده بود از حمله به تاسیسات غنیسازی هستهای و تولید نفت ایران خودداری خواهد کرد و تمرکز حملاتش بر اهداف نظامی خواهد بود.
مقامهای آمریکایی بهویژه با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا، نگران کشیده شدن پای ایالات متحده به این درگیریاند که میتواند به یک جنگ بزرگتر در خاورمیانه منجر شود.
در حمله روز شنبه، اسرائیل اعلام کرد جنگندههایش تاسیسات تولید موشک، سامانههای موشکی زمین به هوا و دیگر پایگاههای نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
نیروی دفاع هوایی (پدافند) جمهوری اسلامی اعلام کرد که اسرائیل به پایگاههای نظامی در سه استان از جمله تهران حمله کرده که این حملات «خسارات محدودی» بر جای گذاشته است.
اکنون اسرائیل با خودداری از حمله به تاسیسات هستهای یا نفتی ایران، احتمال وقوع یک جنگ همهجانبه را کاهش داده است. جنگی که میتواند برای منطقه ویرانگر باشد.
توانایی نظامی اسرائیل چقدر است؟
اسرائیل اخیرا نشان داده که قادر به انجام حملات هوایی در فواصل طولانی است. در حملاتی علیه حوثیها در یمن در اواخر ماه سپتامبر، نیروهای اسرائیلی با پرواز بیش از هزار مایل به نیروگاهها و زیرساختهای حملونقل این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی حمله کردند.
در این عملیات از هواپیماهای شناسایی و دهها جنگنده که در میانه راه سوختگیری کردند، استفاده شد.
تهران که حدود هزار مایل با اسرائیل فاصله دارد، در محدودهای مشابه قرار گرفته است.
جمهوری اسلامی از دفاع هوایی قویتری نسبت به لبنان و یمن برخوردار است اما اسرائیل نشان داده که ممکن است در این زمینه نیز برتری داشته باشد.
در ماه آوریل، در پاسخ به حمله موشکی ایران، یک حمله هوایی اسرائیل به سامانه پدافند هوایی اس-۳۰۰ در نزدیکی نطنز، شهری حیاتی برای برنامه هستهای ایران، آسیب زد.
مقامهای غربی و ایرانی اعلام کردند که اسرائیل در این حمله از پهپادها (ریزپرندهها) و حداقل یک موشک شلیک شده از جنگنده استفاده کردند.
به نوشته نیویورک تایمز، این حمله نشان داد که اسرائیل میتواند سامانههای دفاعی ایران را دور زده و آنها را مختل کند.
طبق گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی که یک موسسه تحقیقاتی در واشینگتن است، اسرائیل گزینههای بیشتری نیز در اختیار دارد: موشکهای بالستیک میانبرد که میتوانند اهدافی را در محدوده حدود دو هزار مایلی بزنند و موشکهای بالستیکی که قادر به رسیدن به اهدافی در فاصله بیش از چهار هزار مایلی هستند.
موضع دولت ایالات متحده چیست؟
جو بایدن، رییسجمهوری ایالات متحده، پیش از این گفته بود از حمله به تاسیسات هستهای ایران حمایت نخواهد کرد.
کاخ سفید روز شنبه با بیان این که عملیات حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی «هدفمند و متناسب» است، از آن حمایت کرد.
یک مقام آمریکایی نیز گفت که اسرائیل پیش از این حملات، مقامات دولت بایدن را مطلع کرده بود. این مقام اما مشخص نکرد که این اطلاعرسانی چه مدت قبل از حمله صورت گرفته است.
به گزارش نیویورک تایمز، برخی تحلیلگران بر این باورند که انتخابات پیش روی ریاستجمهوری آمریکا و این واقعیت که بایدن دیگر رییسجمهور نخواهد بود، ممکن است توانایی کاخ سفید را برای تاثیرگذاری و محدود کردن اقدامات اسرائیل، کاهش داده باشد.
یک مقام دولت بایدن روز شنبه در جریان گفتوگو با خبرنگاران اظهار داشت که واشینگتن باور دارد حمله اسرائیل باید پایان رویارویی نظامی بین اسرائیل و حکومت ایران باشد اما اگر جمهوری اسلامی به این حمله پاسخ دهد، ایالات متحده بار دیگر از اسرائیل دفاع خواهد کرد.
با تصمیم جرج گاسکون، دادستان لسآنجلس و ارائه شواهد تازه از آزارهای جنسی، اریک و لایل منندز که به قتل والدینشان محکوم شدهاند، ممکن است پس از سه دهه حبس آزاد شوند. این تصمیم بار دیگر توجه افکار عمومی را به این پرونده جنجالی جلب کرده و واکنشهای گستردهای به همراه داشته است.
به گزارش سیانان، گاسکون با اشاره به این که برادران منندز در زمان محاکمه به درستی محکوم شدند و اکنون باید به آنها فرصتی برای بازبینی داد، گفت کاری که آنها انجام دادند وحشتناک بوده اما: «امروز آنها افراد متفاوتی هستند و نظر ما بر اساس ۳۵ سال رفتارشان شکل گرفته است.»
درباره برادران منندز
لایل و اریک که تحت عنوان برادران منندز شناخته میشوند، در سال ۱۹۸۹ به قتل والدین خود، خوزه و کیتی منندز، در خانه خانوادگیشان در بورلی هیلز در کالیفرنیا متهم شدند.
این دو برادر که در آن زمان ۲۱ و ۱۸ ساله بودند، یک سال پس از دستگیری، محاکمهای پر سر و صدا داشتند و به دلیل طرح اتهامهای سوءاستفاده جسمی و جنسی به پدرشان و نمایش محاکمه به صورت زنده در تلویزیون، به شدت مورد توجه رسانهها و افکار عمومی قرار گرفت.
در روند اولین محاکمه، هیات منصفه به نتیجه نرسید و محاکمه دوم به دلیل حذف عمده شواهد سوءاستفاده پدر، به محکومیت این دو به قتل عمد و حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط انجامید.
شواهد جدید
اکنون گاسکون اعلام کرده است دادستانی شواهد تازهای از جمله اظهارات اعضای خانواده مبنی بر سوءاستفادههای جنسی و خانگی از برادران منندز در سالهای قبل از قتلها را در اختیار دارد که نشان میدهند این دو برادر در دوران کودکی از سوی پدرشان، خوزه منندز، هدف آزار جنسی قرار گرفتهاند.
یک نامه از اریک منندز به یکی از بستگان که بهنوعی به آزارهای جنسی اعمال شده بر او در ماههای پیش از قتل اشاره دارد، بخشی از این شواهد است.
مارک گراگوس، یکی از وکیلان این دو برادر، گفته است که باور دارد آنها به زودی آزاد خواهند شد.
کلیف گاردنر، وکیل دیگر نیز ضمن قدردانی از گاسکون، نقش آزارهای جنسی را در انگیزه این دو برادر برای قتل والدین، تایید کرد.
فرآیند بررسی و تصمیم نهایی
دادخواست بازنگری حکم برادران منندز روز جمعه چهارم آبان با ضمایم حمایتی از طرف تیم دفاع و گاسکون، به دادگاه ارائه خواهد شد.
نانسی تبرگ، معاون مسئول واحد بازنگری احکام دادستانی، اعلام کرد که این واحد با تیم دفاع، برای تنظیم تاریخ جلسات بعدی هماهنگی خواهد کرد.
احتمال دارد جلسهای طی ۳۰ تا ۴۵ روز آینده برگزار شود که در آن قاضی دادگاه عالی لسآنجلس تصمیم نهایی خود را در مورد صدور مجدد حکم برادران منندز اعلام کند.
در صورت موافقت دادگاه با درخواست دادستانی، امکان آزادی این دو برادر وجود خواهد داشت.
در نهایت، تصمیم نهایی برای آزادی یا کاهش حکم به عهده هیات عفو و آزادی مشروط و فرماندار کالیفرنیا خواهد بود.
پشتیبانی شخصیتهای عمومی و خانوادهها
تصمیم دادستانی مبنی بر بازبینی پرونده برادران منندز با استقبال گستردهای روبهرو شده است.
کیم کارداشیان، چهره برجسته شبکههای اجتماعی و مدافع اصلاحات عدالت کیفری که از حامیان پر سر و صدای برادران منندز است، ضمن حمایت از تصمیم دادستانی در «اصلاح اشتباه مهم»، با انتشار پیامی در اینستاگرام نوشت: «تعهد شما به حقیقت و انصاف قابل تقدیر است. این پرونده چالشبرانگیز بودن داوری و ضرورت جستوجوی حقیقت را نشان میدهد؛ حتی زمانی که "احساس گناه" مطرح نیست.»
نری اینکلان، تهیهکننده مستند «منندز + منودو: پسرانی که به آن ها خیانت شد»، تصمیم دادستانی را برای خانواده منندز «معجزهآسا» توصیف کرد.
اینکلان گفت که برادران منندز طی این سالها تمامی راههای قانونی را از دست داده بودند و تنها شواهد تازه میتوانست به آنان امیدی برای آزادی بدهد.
آنا ماریا بارالت، خواهرزاده خوزه منندز، این تصمیم را «شجاعانه و ضروری» دانست و افزود: «امروز روزی پر از امید برای خانواده ماست.»
نقش سریالهای مستند و توجه عمومی
پرونده برادران منندز با انتشار سریال جدیدی در شبکه نتفلیکس به نام «هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»، بار دیگر توجه عمومی را به خود جلب کرد.
نتفلیکس مستندی نیز در مورد پرونده منندزها منتشر کرد که در آن هر دو برادر در مورد آنچه باعث شد دست به قتل والدینشان بزنند، صحبت کردند.
مستند دیگری هم که با تمرکز بر زندگی این دو برادر ساخته شده، به اتهامات جدید آزار جنسی پرداخته و نشان میدهد که آنها در کودکی در محیطی پر از خشونت و آزار زندگی میکردند.
واشینگتنپست جمعه چهارم آبان اعلام کرد در انتخابات ریاست جمهوری امسال آمریکا از هیچ نامزدی حمایت نمیکند. این روزنامه به نقل از دو منبع آگاه نوشت این تصمیم را جف بیزوس، مالک واشینگتنپست و آمازون، گرفته است.
واشینگتنپست در مقالهای نوشت کارکنان این روزنامه پیشنویسی را برای حمایت از کامالا هریس آماده کرده بودند.
طبق گزارشهای رسانهای، رابرت کیگن، سردبیر این روزنامه، در پی این تصمیم استعفا کرده است.
واشینگتنپست از سال ۱۹۷۶ در هر انتخابات، به استثنای سال ۱۹۸۸، از نامزدهای دموکرات حمایت کرده بود.
چند روز پیش نیز، باتوجه به تصمیم مالک لسآنجلس تایمز، این روزنامه نیز اعلام کرد از هیچ نامزد انتخاباتی حمایت نمیکند. در پی این تصمیم، سردبیر و دو عضو هیات تحریریه این روزنامه نیز استعفا کردند.
رسانههای ایران خبر دادند با مرگ کاظم نخعی، یکی دیگر از مصدومان انفجار معدن معدنجوی طبس در بیمارستان یزد، شمار کارگران جانباخته در این سانحه به ۵۳ نفر افزایش یافت. همزمان ایلنا در گزارشی نوشت که کارگران این معدن همچنان بدون امکانات لازم برای ایمنی محل کار مشغول به کار هستند.
خبرگزاری صدا و سیمای خراسان جنوبی، روز چهارم آبان در گزارشی نوشت که کاظم نخعی از مصدومان حادثه معدن که در بیمارستان صدوقی یزد بستری بود، از دنیا رفت.
طبق این گزارش، نخعی اهل روستای انابد بردسکن بود و پیش از او، شش نفر دیگر از همین روستا در جریان انفجار معدن معدنجوی طبس جان باختند.
جواد قناعت، استاندار خراسان جنوبی، روز ۱۲ مهر گفت که اکنون چهار نفر از مصدومان این حادثه در بیمارستانهای بیرجند و مشهد و دو نفر در یزد بستری هستند.
شامگاه شنبه ۳۱ شهریور رسانهها از انفجار در یکی از کارگاههای شرکت زغالسنگ معدنجو در طبس بر اثر «نشت گاز» خبر دادند.
مدیرکل مدیریت بحران خراسان جنوبی روز سوم مهر ماه گفت مجموع کارگران شرکت معدنجو در زمان حادثه ۶۵ نفر بودهاند.
خبرگزاری ایلنا پیش از این در گزارشی نوشت عملیات امدادی برای خارج کردن معدنکاران گرفتار در معدن تا صبح چهارم مهر ماه ادامه یافت و در مجموع پیکرهای ۴۹ جانباخته از تونلهای معدن خارج شد.
این رخداد ۱۶ مصدوم داشت و با مرگ چهار کارگر دیگر، شمار جانباختگان به ۵۳ نفر افزایش یافت.
کارگران همچنان مشغول کارند
خبرگزاری ایلنا روز چهارم آبان در گزارشی با اشاره به اینکه کارگران معدن معدنجوی طبس همچنان مشغول کارند، خاطرنشان کرد وزارت صمت پیش از این اعلام کرد که معدنجو طبس بعد از حادثه هنوز تعطیل است و مجدد راهاندازی نشده است.
ایلنا با بیان اینکه تنها بلوک C یا همان بلوک محل حادثه که نیاز به اصلاح و بازسازی دارد، فعلا تعطیل است، نوشت که کارگران سایر بلوکها به سرکار خود بازگشتهاند و همه چیز مثل قبل است.
طبق این گزارش، در معدن معدنجوی طبس چیزی تغییر نکرده و همچنان سنسور مرکزی، مانیتورینگ و تهویههای قوی در کار نیست و احتمال بروز حادثه مرگبار همچنان بالاست.
ایلنا در گزارش خود نوشت: «معدن طبس برقرار است، کارگران، آنهایی که از آن روز حادثه جان سالم به در بردهاند، به سر کار بازگشتهاند، ناچارند که برگردند، پیدا کردن یک لقمه نان از اعماق زمین شوخی ندارد.»
انفجار معدن زغالسنگ طبس، پرتلفات ترین حادثه مربوط به معادن در ایران بود که در یکی از کارگاههای شرکت زغالسنگ معدنجوی طبس رخ داد.
طبق این گزارش، این معدن پیش انفجار روز ۳۱ شهریور نیز حادثه داشته و دستکم دو فوتی و دو قطع نخاعی، پیش از آن و در نتیجه حوادث کار در این واحد معدنی ثبت شده است.
وقوع حوادث مرگبار در معدنهای ایران در سالهای اخیر افزایش یافته است.
بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۰ تعداد معادن در حال بهرهبرداری کشور شش هزار و ۲۵ معدن بوده که نسبت به سال قبل از آن، ۴/۲ درصد (۲۴۳ معدن) افزایش داشته است.
همچنین در سال ۱۴۰۰ تعداد افراد شاغل در معادن در حال بهرهبرداری، ۱۳۰ هزار و ۳۵۸ نفر بوده است که نسبت به سال ۱۳۹۹، برابر با ۸/۳ درصد (معادل ۱۰ هزار و ۳۱ نفر) افزایش یافته است.
یوهان فلودروس، شهروند ۳۴ ساله سوئدی و مقام اتحادیه اروپا که در خردادماه در جریان مبادله زندانیان میان تهران و استکهلم آزاد شد، در گفتوگو با پایگاه خبری پولیتیکو تاکید کرد که قربانی سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی بوده است.
در این مصاحبه که روز جمعه چهارم آبان منتشر شد، فلودروس به شرح دوران حبس خود در زندان اوین پرداخت و گفت در ابتدا گمان میکرده اشتباهی در خصوص بازداشت او رخ داده و او میتواند با نخستین پرواز به بروکسل، شهر محل کار خود، بازگردد.
فلودروس افزود پس از بازداشت در فروردین ۱۴۰۱، در ابتدا به یک سلول انفرادی با مساحت ۴۰ متر مربع منتقل شده بود و برای گذران وقت، شش ساعت در شبانهروز به قدم زدن در این سلول میپرداخت و دو ساعت دیگر را نیز به انجام تمرینات ورزشی طاقتفرسا اختصاص میداد.
این شهروند سوئدی در خصوص این تجربه گفت: «وقتی کاملا خسته میشدم، فقط دراز میکشیدم و نفسنفس میزدم. یک حوله خیس روی صورتم میگذاشتم، چشمانم را میبستم و ذهنم را فراری میدادم. یک ساعت را صرف این موضوع میکردم که [از نظر ذهنی] در جای دیگری باشم. این بهترین زمان روز بود.»
فلودروس اضافه کرد پس از انتقال به بند عمومی از طریق دیگر زندانیان متوجه دلیل بازداشت خود شده است: «وقتی به زندانیان دیگر گفتم چه اتفاقی برایم افتاده است، فورا به من پاسخ دادند: "اوه، تو گروگان هستی. آیا تا به حال درباره فردی به نام حمید نوری در سوئد چیزی نشنیدهای؟"»
در جریان مبادله زندانیان میان تهران و استکهلم، یوهان فلودروس و سعید عزیزی، دیگر شهروند سوئدی زندانی در ایران، در ازای آزادی حمید نوری اجازه یافتند روز ۲۶ خرداد خاک ایران را ترک کنند و به سوئد بازگردند.
نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت، به اتهام دست داشتن در اعدام زندانیان سیاسی دهه ۶۰، در آبان ۱۳۹۸ در سوئد بازداشت و پس از محاکمه، به حبس ابد محکوم شد. دیوان عالی سوئد روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ فرجامخواهی نوری را رد کرده بود.
فعالان حقوق بشر بازداشت شهروندان کشورهای غربی از سوی جمهوری اسلامی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند تهران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن غرب و گرفتن امتیازات از آن استفاده میکند.
پیش از این، توافق تهران و واشینگتن برای تبادل زندانیان خبرساز شده بود. مبادله پنج زندانی ایرانی در برابر پنج زندانی آمریکایی در شهریورماه ۱۴۰۲ انجام پذیرفت و در ازای آن شش میلیارد دلار از پولهای مسدود شده ایران در کره جنوبی به قطر منتقل شد.
واشینگتن میگوید تهران تنها برای خرید کالاهای بشردوستانه میتواند از این پول استفاده کند، اما بسیاری معتقدند نتیجه اقداماتی از این دست، تشویق جمهوری اسلامی به ادامه سیاست گروگانگیری است.
نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت
پولیتیکو در ادامه مطلب خود نوشت جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ۵۷، «استراتژی دیپلماسی گروگانگیری» را دستور کار خود قرار داده است.
این رسانه افزود اولین نمونه از سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی در آبان ۱۳۵۸ رخ داد، زمانی که گروهی از حامیان حکومت با حمله به سفارت آمریکا در تهران بیش از ۵۰ نفر را برای بیش از ۴۰۰ روز به گروگان گرفتند و شرط آزادی آنان را بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به ایران عنوان کردند.
فلودروس در همین رابطه به پولیتیکو گفت بازداشت او بدون دلیل موجه و تنها برای تحت فشار گذاشتن دولت سوئد صورت گرفته بود: «اگر من نبودم، یک شهروندی سوئدی دیگر به جای من بازداشت میشد.»
فلودروس مدتی پس از بازداشت اطلاع یافت به جاسوسی متهم شده است. او پیشتر بهعنوان یک مقام اتحادیه اروپا برای رسیدگی به پروژههای مربوط به پناهندگان افغان به ایران سفر کرده بود و مقامهای قضایی جمهوری اسلامی این سفر را «جاسوسی» طبقهبندی کرده بودند.
در جریان آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات فلودروس در بهمنماه سال گذشته، ایمان افشاری، قاضی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهامات این شهروند سوئدی را «افساد فیالارض از طریق اقدام علیه امنیت کشور»، «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «همکاری اطلاعاتی» با اسرائیل اعلام کرد.
به گفته افشاری، این اتهامها بر اساس گزارشهای دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی و همچنین با در نظر گرفتن سایر ادله، نظیر حضور فلودروس در شهرهای مرزی ایران و سفرهای این دیپلمات به کشورهای مختلف جهان، از جمله اسرائیل مطرح شدند.
یوهان فلودروس در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران
فلودروس در ادامه مصاحبه خود با پولیتیکو گفت این اتهامات ظاهرا نشان میداد «نیت واقعی من - نیت واقعی اتحادیه اروپا و نیت من - براندازی رژیم بوده است».
او پس از هشت ماه نهایتا از سلول انفرادی خارج شد و پس از آن کوشید حبس در زندان اوین را تا حد ممکن قابل تحمل کند.
فلودروس که به زبان فارسی مسلط است، قوانینی برای زندگی مشترک تعیین کرد تا فضای کوچک را تمیز نگه دارد. او همچنین به تدریس زبان انگلیسی پرداخت، با استفاده از کارتن، صفحه شطرنج و کارتهای بازی ورق ساخت و حتی گاهی با سایر زندانیان پوکر بازی کرد.
او روز ۲۷ خرداد در مکالمه تلفنی با اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد، از آزادی از زندان جمهوری اسلامی ابراز خرسندی کرد و گفت: «از خوشحالی در آسمانها هستم.»
فلودروس در این مکالمه افزود حدود ۸۰۰ روز در انتظار لحظه آزادی بوده و بارها و بارها در این مورد رویاپردازی میکرده است.
احمدرضا جلالی یکی دیگر از شهروندان سوئدی است که همچنان در زندان حکومت ایران به سر میبرد.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، روز جمعه چهارم آبان اعلام کرد که روسیه قصد دارد از تاریخ ۲۷ یا ۲۸ اکتبر نیروهای کره شمالی را به میدانهای نبرد اعزام کند. پوتین این مساله را امری داخلی خوانده و کرهشمالی نیز گفته است هرگونه اعزام نیرویی در چارچوب قوانین بینالمللی خواهد بود.
به گزارش رویترز، زلنسکی با استناد به گزارشهای اطلاعاتی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «براساس اطلاعات دریافتی، اولین نیروهای کره شمالی بهزودی از سوی روسیه به مناطق درگیری اعزام خواهند شد. این اقدام، تشدیدی آشکار از سوی روسیه است».
او جزئیاتی درباره جبههای که قرار است این نیروها به آن اعزام شوند ارائه نکرد.
مشاهدات کره جنوبی
قانونگذاران کره جنوبی همزمان از ارسال سه هزار سرباز کره شمالی برای حمایت از روسیه در جنگ با اوکراین خبر داده و گفته بودند که انتظار میرود هزاران سرباز دیگر نیز به روسیه اعزام شوند.
ارتش کره شمالی قول داده در مجموع حدود ده هزار سرباز به روسیه بفرستد که انتظار میرود استقرار آنها تا دسامبر تکمیل شود.
پاسخ کره شمالی به گزارشها درباره اعزام نیرو به روسیه
کره شمالی روز جمعه اعلام کرد که هرگونه اقدام برای اعزام نیروهایش به کمک روسیه در جنگ اوکراین در چارچوب قوانین بینالمللی خواهد بود، اگرچه از تایید صریح چنین اقدامی خودداری کرد.
در بیانیهای که خبرگزاری رسمی کره شمالی، منتشر کرد، کیم جونگ گیو، معاون وزیر امور خارجه کره شمالی، اظهار داشت که وزارت امور خارجه در امور مربوط به وزارت دفاع دخالت مستقیم ندارد و درباره هرگونه اعزام نیرو اظهار نظر نمیکند.
واکنش پوتین
ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، حضور نیروهای کره شمالی در روسیه را رد نکرد و گفت که نحوه اجرای توافق شراکت مسکو با پیونگیانگ یک موضوع داخلی است.
او همچنین گفت اگر اوکراین به دنبال پیوستن به ناتو باشد، مسکو میتواند هر اقدامی که برای امنیت خود لازم میداند، انجام دهد.
حضور نیروهای کره شمالی در نزدیکی مرز اوکراین
اطلاعات نظامی اوکراین روز پنجشنبه سوم آبان گزارش داد که اولین واحدهای نظامی کره شمالی در منطقه مرزی کورسک روسیه، جایی که نیروهای اوکراینی از اوت امسال عملیات خود را آغاز کردهاند، حضور پیدا کردهاند.
این گزارش نشان میدهد حدود ۱۲ هزار سرباز کره شمالی، از جمله ۵۰۰ افسر و سه ژنرال، هماکنون در روسیه به سر میبرند و در پنج پایگاه نظامی آموزش میبینند.
واکنشهای بینالمللی
ایالات متحده اعلام کرده که شواهدی از حضور نیروهای کره شمالی در روسیه دیده و گفت استفاده از این سربازان در جنگ علیه اوکراین نشان دهنده ناامیدی روسیه است و خیلی زود است که درباره تاثیر این سربازان در جنگ صحبت کرد.
لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده، روز چهارشنبه در یک سخنرانی در رم، گفت اگر همانطور که اوکراین اعلام کرده است کره شمالی برای جنگ در کنار روسیه در اوکراین آماده میشود، مساله بسیار بسیار جدی خواهد شد.
زلنسکی با اشاره به نیاز به واکنش جدیتر، گفت نباید حضور واقعی کره شمالی در میدان نبرد با بیتفاوتی مواجه شود، بلکه باید با فشار ملموس بر مسکو و پیونگیانگ همراه باشد.