وزارت امور خارجه ترکیه روز جمعه، ۲۷ آبان، با انتشار بیانیهای اعلام کرد که در نشست وزیران امور خارجه شش کشور، موسوم به ۳+۳، مسائل مربوط به برقراری صلح و ثبات پایدار و همچنین توسعه منطقهای در قفقاز جنوبی مورد رسیدگی قرار گرفت.
در در دومین اجلاس ساز و کار همکاری منطقهای قفقاز موسوم به ۳ + ۳ در ترکیه، در غیاب گرجستان، وزیران امور خارجه جمهوری اسلامی، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و روسیه اعلامیه مشترکی منتشر کردند که در آن بر همکاریهای اقتصادی منطقهای برای ایجاد اعتماد بین کشورها و همچنین رفاه و ثبات منطقه تاکید و گفته شده است که کشورهای حاضر در این نشست توافق کردند که فرصتهای همکاری در زمینههای حمل و نقل، ارتباطات، تجارت، انرژی و سرمایه گذاری بررسی شود.
براساس بیانیه وزارت امور خارجه ترکیه، وزیران امور خارجه این شش کشور، پس از پایان نشست خود با رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه دیدار و گفتوگو کردند.
در حاشیه این نشست عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان× دیدار کرد.
گرجستان به دلیل اختلافاتی که با روسیه دارد، مانند دور اول این اجلاس از شرکت در دومین اجلاس ساز و کار ۳ به علاوه ۳ خودداری کرده است.
اجلاس ۳ به علاوه ۳
اجلاس ۳ به علاوه ۳ یک چارچوب دیپلماتیک است که به منظور بررسی مسائل منطقه قفقاز جنوبی و با هدف تقویت همکاریهای منطقهای و ایجاد امنیت و ثبات در این منطقه تشکیل شده است.
این اجلاس شامل سه کشور قفقاز جنوبی (آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) و سه کشور همسایه (روسیه، ترکیه و ایران) است.
این ساختار پس از جنگ ۲۰۲۰ در قرهباغ شکل گرفت و بهدنبال ایجاد گفتوگوهای چندجانبه برای حل مشکلات و چالشهای منطقهای است.
افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی
هفته گذشته اتحادیه اروپا به همراه بریتانیا و استرالیا تعدادی از افراد و شرکتهای وابسته به صنعت موشکی جمهوری اسلامی را هدف تحریم قرار دادند.
در پی این تحریمها شرکتهای هوایپمایی ایران ایر، ساها و ماهان از ورود به خاک اتحادیه اروپا منع شدند.
در تحولی دیگر، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی به همراه دیگر رهبران شورای همکاری خلیج فارس ۲۵ مهر در بروکسل با رهبران اتحادیه اروپا دیدار کرد.
در نتیجه این مذاکرات اتحادیه اروپا به همراه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در بیانیهای از ایران خواستند به «اشغال» جزایر سهگانه ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی پایان دهد.
در این بیانیه از مالکیت ایران بر این جزایر، به عنوان نقض تمامیت سرزمینی امارات و اصول منشور سازمان ملل یاد شد.
سفرهای عراقچی
سفرهای منطقهای عراقچی به امید کاهش تنشها و جلوگیری از پاسخ اسرائیل به حمله موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل انجام میشود.
عراقچی، چهارشنبه ۲۵ مهر، در امان با عبدالله بن حسین، پادشاه اردن و وزیر امور خارجه این کشور گفتوگو کرد و خواستار اقدام جمعی کشورهای منطقه برای متوقف کردن اسرائیل و جلوگیری از گسترش دامنه جنگ در منطقه شد.
او همزمان در تماس با آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل بر آمادگی کامل جمهوری اسلامی برای پاسخ «قاطع و پشیمان کننده به هر گونه ماجراجویی» از سوی اسرائیل تاکید کرد و گفت که «مسئولیت عواقب گسترش ناامنی در منطقه» بر عهده اسرائیل و آمریکاست.
گوترش در این گفتوگو نگرانی خود را از افزایش تنشها در منطقه اعلام کرد و گفت تنها راه حل پایان دادن به جنگ، تلاش برای دستیابی به راه حل سیاسی است.
پس از آن، عراقچی راهی مصر شد و با عبدالفتاح السیسی رییس جمهوری مصر درباره آخرین تحولات منطقه گفتوگو کرد.
دفتر ریاست جمهوری مصر در بیانیهای بر مخالفت با گسترش درگیریها و ضرورت توقف تنشها برای جلوگیری از جنگ منطقهای و پیامدهای خطرناک آن بر امنیت کشورهای منطقه تاکید کرد.
عراقچی روز یکشنبه در نشست خبری مشترک با فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق گفته بود جمهوری اسلامی خواهان افزایش تنش و جنگ نیست اما برای آن آماده است.
عراقچی همچنین موضوع ارسال راکت کوتاهبرد به روسیه را تکذیب نکرد اما گفت جمهوری اسلامی به این کشور «موشکهای بالستیک» نداده است.
شبکه خبری سیانان به نقل از منابع اسرائیلی گزارش داد جسد یحیی سنوار میتواند برای چانهزنی در مذاکرات بر سر آزادی گروگانهای در بند حماس مورد استفاده قرار گیرد.
سنوار روز ۲۵ مهر در حمله اسرائیل به رفح کشته شد و جسد او به این کشور انتقال یافت.
یک منبع دیپلماتیک اسرائیلی گفت: «اگر حماس میخواهد جسد او را با گروگانهای اسرائیلی، چه زنده و چه مُرده، مبادله کند، مشکلی نیست.»
او افزود در غیر این صورت، تحویل جسد او به حماس امکانپذیر نخواهد بود.
بر اساس برآوردها، هنوز حدود ۷۰ گروگان اسرائیلی در قید حیات در اسارت گروههای مسلح فلسطینی در نوار غزه هستند. گزارشها همچنین حاکی از آن است که جسد حدود ۳۰ گروگان همچنان در این باریکه نگهداری میشود.
علی بیتاللهی، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، هشدار داد فرونشست زمین به استثنای استان گیلان، در تمامی استانهای کشور پدید آمده است. او با بیان اینکه نرخ فرونشست هر روز در حال گسترش است، گفت سیاستگذاران با وجود شواهد آشکار هنوز به عمق فاجعه پی نبردهاند.
بیتاللهی به شهرهایی که بیشترین میزان فرونشست را در ایران دارند، پرداخت و افزود: «در مناطقی با تراکم جمعیتی بالا، نرخ فرونشست بسیار زیاد است؛ از جمله میتوان به مشهد، تهران، اصفهان، شیراز، کرمان و سایر کلانشهرها اشاره کرد.»
او با تاکید بر اینکه فرونشستها بهویژه در آثار تاریخی و میراث فرهنگی کشور نمود بیشتری دارد، هشدار داد چنین پدیدهای در شهرهای تاریخی یزد و اصفهان مشاهده شده است.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه وسعت زونهای فرونشستی روز به روز بیشتر میشود، افزود: «برای مثال، در جنوب و جنوب غربی تهران زونی به طول ۶۰ کیلومتر و عرض ۳۰ کیلومتر وجود دارد و در جنوب استان البرز نرخ فرونشست سالانه ۳۷ سانتیمتر است.»
او اضافه کرد تمام شهر اصفهان در پهنه فرونشست قرار دارد و این پدیده هر روز گستردهتر میشود.
وضعیت فرونشست در آثار تاریخی
بیتاللهی با اشاره به فرونشست در میدان نقش جهان اصفهان، مساجد قدیمی این شهر، تخت جمشید و محوطه نقش رستم گفت: «تصاویر منتشر شده از فرونشست در نقش رستم دقیق نیستند، اما بازدیدهای ما نشان میدهند که شکافهای فرونشستی در این مکان وجود دارد.»
او با ابراز تاسف از اینکه هیچ نهادی مسئولیت فرونشستها را به عهده نمیگیرد، افزود آثار تاریخی و ساختمانهای مهم در مناطق کلانشهرها و زونهای فرونشستی به تعمیرات ویژه نیاز دارند اما در برنامه هفتم توسعه کشور، برنامههای پیشگیرانه برای کاهش خطرات این پدیده لحاظ نشده است.
این زمینشناس با اشاره به اینکه برای مقابله با فرونشست زمین به وجود مقرراتی لازمالاجرا نیاز است، خاطرنشان کرد تا به امروز چنین قانونی ابلاغ نشده است.
به گفته بیتاللهی، به دلیل توجه نکردن جدی به مساله فرونشست، تنها زمانی که آسیبها در آثار تاریخی ظاهر و رسانهای میشود، این موضوع در کانون توجه قرار میگیرد.
در ایران تختجمشید و دیگر بناهای باستانی اطراف آن مثل نقش رستم سالهاست با پدیده فرونشست زمین مواجه هستند.
مریم دهقانی، عضو هیات علمی دانشگاه شیراز، روز ۲۶ مهر گفت فرونشستها به فاصله ۳۰۰ یا ۵۰۰ متر از تخت جمشید و ۱۰ متر از نقشرستم در حال رخ دادن هستند و شکافهای عظیمی که در این مناطق به دلیل فرونشست رخ داده، کاملا قابل مشاهدهاند.
فرونشست در ایران
نرخ فرونشست در ایران در میان بالاترین رتبههای جهان قرار دارد و ممکن است در برخی مناطق که سفرههای زیرزمینی بهطور کامل ریزش کردهاند، غیرقابل برگشت باشد.
یکی از دلایل اصلی نرخ بالای فرونشست در ایران، برداشت بیش از حد از آبهای زیر زمینی است. کارشناسان میگویند ذخیره هزار ساله آبهای زیرزمینی ایران در سه دهه اخیر مصرف شده است.
فرونشست زمین بر زیرساختهایی مانند فرودگاهها، جادهها و راهآهن نیز تاثیر میگذارد.
به گفته محققان، استخراج ناپایدار آبهای زیرزمینی تقریبا ۹۰ میلیون نفر را در کشور به بحران آب خواهد کشاند.
روزنامه گاردین اوایل مهرماه از رسیدن ایران به نقطه بحرانی بر اثر کاهش آبهای زیرزمینی خبر داد و نوشت طبق تصاویر ماهوارهای، شکافها و فروچالههای وسیعی در ایران ظاهر شده و مناطق گستردهای با سرعت بیش از ۱۰ سانتیمتر در سال فرونشست میکنند.
روزنامه دنیای اقتصاد نیز شهریورماه در جدولی، وضعیت ۱۴ استان کشور را که نرخ فرونشست آنها بالای ۱۰ سانتیمتر در سال است، بررسی کرد و نوشت استانهای کرمان، البرز و مرکزی، به ترتیب بالاترین نرخ فرونشست را به خود اختصاص دادهاند.
فرونشست بالای چهار میلیمتر در سال، به معنای رسیدن شرایط به نقطه بحرانی است، اما در ایران دیگر نرخ فرونشست را به جای میلیمتر بر حسب سانتیمتر اعلام میکنند.
در ماههای اخیر، تعداد زیادی سوانح مرتبط با فرونشست در ایران گزارش شدهاند. محمد حسن نامی، رییس سازمان مدیریت بحران کشور، این شرایط را به «زلزله خاموش» در تهران تشبیه کرد.
نقش جمهوری اسلامی در خاورمیانه در آستانه تغییری چشمگیر قرار دارد. این تحول، فارغ از مسیری که حکومت ایران انتخاب کند، میتواند تاثیری مثبت بر منطقه داشته باشد.
کشته شدن یحیی سنوار، رهبر حماس، به دست نیروهای اسرائیلی در نوار غزه، موجی از واکنشها را در سطح منطقه و جهان برانگیخته است.
این رویداد که در جریان عملیات نظامی روز چهارشنبه ۲۵ مهر ارتش اسرائیل در رفح رخ داد، میخ دیگری بر تابوت گروه حماس و نقطه عطفی در کاهش ظرفیت جمهوری اسلامی برای ایجاد ویرانگری در منطقه از طریق شبکه نیابتی خود است.
به گزارش روزنامه فایننشال رِوییو، سنوار که از او به عنوان معمار حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل یاد میشود، نقشی کلیدی در هدایت عملیاتهای این گروه و ارتباط آن با حامیان منطقهای، بهویژه تهران داشت.
مرگ سنوار که به گفته بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هنگام تلاش برای فرار رخ داد، بار دیگر نشان میدهد که حماس به نیرویی فرسوده و ناکارآمد تبدیل شده است.
اکنون مساله اصلی شکست حماس نیست، بلکه افزایش فشارهای بینالمللی برای آتشبس و حل و فصل مناقشه است.
تضعیف «محور مقاومت»
مرگ سنوار فراتر از تنها یک ضربه به حماس بود و این رخداد را میتوان تضعیف جدی «محور مقاومت» به رهبری جمهوری اسلامی دانست.
این محور که شامل گروههایی چون حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و گروههای مسلح در عراق و سوریه میشود، نقشی کلیدی در راهبرد منطقهای حکومت ایران ایفا میکند.
از دست دادن یکی از مهرههای اصلی این شبکه، توانایی جمهوری اسلامی را برای مانور و اعمال نفوذ در منطقه بهشدت محدود میکند.
این مساله زمانی اهمیت بیشتری مییابد که در نظر بگیریم حزبالله نیز در ماههای اخیر با چالشهای جدی روبهرو بوده است و حوثیها تحت فشار فزاینده نظامی قرار گرفتهاند.
جمهوری اسلامی و مشکلات داخلی
جمهوری اسلامی همزمان با این چالشهای خارجی، در داخل ایران نیز با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم میکند.
تداوم نارضایتیهای اجتماعی دو سال پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بحران اقتصادی و فشارهای بینالمللی به دلیل برنامه هستهای جمهوری اسلامی، همگی بر پیچیدگی شرایط حکومت افزودهاند.
در این میان، جمهوری اسلامی، پس از حمله هفتم اکتبر، شاهد نابودی نظاممند حماس و از میان رفتن ردههای بالا و میانی این گروه، که یکی از مهمترین متحدان منطقهای تهران به شمار میرود، بوده است.
حکومت ایران همچنین در انتظار واکنش اسرائیل به اقدام تلافیجویانهای است که حدود سه هفته پیش در پی کشتهشدن حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، با پرتاب حدود ۲۰۰ موشک به سوی اسرائیل انجام داد.
علیرغم هشدارهای جدی جمهوری اسلامی به اسرائیل درباره حمله به زیرساختهای حیاتی در ایران، از جمله پایانه نفتی استراتژیک خارک در خلیج فارس و تاسیسات هستهای اصفهان و نطنز، واقعیت این است که اسرائیل همچنان از آزادی عمل قابل توجهی برخوردار است.
این موقعیت به تلآویو امکان میدهد تا با دقت و ظرافت بیشتری زمان، مکان و شیوه هرگونه اقدام احتمالی را تعیین کند.
واکنشهای منطقهای و بینالمللی به مرگ سنوار
واکنشها به مرگ سنوار و تحولات اخیر در غزه، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در منطقه است.
ایالات متحده با اقدامات اخیر خود پیام قاطعی به تهران مخابره کرده است. این پیام نه تنها از حمایت همهجانبه از اسرائیل در صورت درگیری با حکومت ایران حکایت دارد، بلکه نشان میدهد آمریکا آماده است پیشرفتهترین تسلیحات خود را در این راستا به کار گیرد.
در این راستا، استقرار سامانه دفاع موشکی تاد به همراه کارشناسان آمریکایی در اسرائیل، توان دفاعی این کشور را در برابر حملات احتمالی موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی بهطور چشمگیری افزایش داده است.
همزمان، حملات هوایی آمریکا با استفاده از بمبافکنهای فوقپیشرفته بی-۲ علیه مواضع حوثیها در یمن، نشاندهنده عزم جدی واشنگتن در مقابله با متحدان منطقهای تهران است.
علاوه بر این چالشها، احتمال بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، معادلات را برای رهبران جمهوری اسلامی پیچیدهتر میکند. این تحول میتواند پایانی بر رویکرد تعاملی دولتهای اوباما و بایدن باشد و تهران را با شرایط دیپلماتیک دشوارتری مواجه سازد.
از سوی دیگر، گزارشهایی مبنی بر مذاکرات پشت پرده میان عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر و آمریکا درباره آینده غزه و احتمال عادیسازی روابط با اسرائیل، نشان از شکلگیری یک ائتلاف جدید منطقهای دارد که میتواند جمهوری اسلامی را بیش از پیش منزوی کند.
تشدید تحریمها علیه تهران
در صورت تغییر سیاستهای واشینگتن، تهران با تحریمهای اقتصادی شدیدتری مواجه خواهد شد. این تحریمها نه تنها ایران، بلکه تمام شرکتهای همکار با این کشور را نیز هدف قرار میدهد.
این اقدام بهطور مستقیم بر روابط تجاری جمهوری اسلامی با چین، بهعنوان یکی از اصلیترین سرمایهگذاران خارجی در این کشور، تاثیر خواهد گذاشت.
پیامدهای این تحریمها میتواند عمیق و گسترده باشد. صادرات نفت ایران، که منبع اصلی درآمد این کشور است، بهشدت کاهش خواهد یافت.
برای مثال، در سال ۲۰۲۰ و در اوج تحریمهای دولت ترامپ، صادرات نفت ایران به حدود ۴۴۴ هزار بشکه در روز رسید که این رقم در مقایسه با ۱.۸۵ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۷، کاهش چشمگیری را نشان میدهد.
بخش عمدهای از این صادرات به چین اختصاص دارد. تحریمهای احتمالی جدید میتواند حکومت ایران را مجبور به فروش نفت با قیمت پایینتر کند. این امر، همراه با نرخ رسمی تورم در ایران که حدود ۵۰ درصد اعلام شده، میتواند وضعیت اقتصادی کشور را بهشدت تضعیف کند؛ هرچند تخمین زده میشود که نرخ واقعی تورم بسیار بالاتر از این باشد.
سناریوهای پیش روی جمهوری اسلامی
در مواجهه با چالشهای کنونی، حکومت ایران در عمل با چهار گزینه راهبردی روبهرو است.
تداوم سیاست بیثباتسازی منطقهای؛ رویکردی که به احتمال فراوان به شکست خواهد انجامید و نتایج مطلوبی برای تهران به همراه نخواهد داشت.
گسترش دامنه بیثباتسازی از طریق مشارکت بیشتر در جنگ روسیه علیه اوکراین؛ این اقدام صرفا موجب تقویت اراده غرب در مقابله با جمهوری اسلامی خواهد شد.
تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای؛ این گزینه واکنشهای شدیدی را در پی خواهد داشت که هیچ طرفی، بهویژه خود حکومت ایران، خواهان آن نیست.
تلاش برای دستیابی به توافقی با آمریکا و به تبع آن با اسرائیل؛ این مسیر مستلزم چشمپوشی از برنامه هستهای که آخرین برگ برنده تهران محسوب میشود، خواهد بود. چنین تصمیمی یادآور پذیرش آتشبس در جنگ ایران و عراق از سوی روحالله خمینی در سال ۱۳۶۷ است.
آنچه مسلم است مرگ سنوار و تحولات اخیر در غزه، نقطه عطفی در معادلات قدرت خاورمیانه محسوب میشود. این رویدادها، جمهوری اسلامی را با چالشهای جدی در حفظ نفوذ منطقهای خود مواجه کرده است.
نحوه واکنش و راهبرد تهران نقشی تعیینکننده در شکلگیری آینده خاورمیانه خواهد داشت. خاورمیانه وارد دورهای جدید از تحولات ژئوپلیتیک شده که میتواند منجر به تغییرات اساسی در روابط قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای شود.
نجیب میقاتی، نخستوزیر لبنان، سخنان محمدباقر قالیباف، رییس مجلس جمهوری اسلامی در مصاحبه با نشریه فیگارو درباره اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت از سوی بیروت را مداخله آشکار در امور داخلی کشورش خواند و خواستار احضار کاردار سفارت جمهوری اسلامی در لبنان برای ارائه توضیحات بیشتر شد.
میقاتی در انتقاد به اظهارات قالیباف درباره اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت گفت: «این موضع برای ما تعجبآور بود و به معنای دخالت آشکار در امور لبنان و تلاش برای تحمیل قیمومیت و سرپرستی غیرقابل قبول بر لبنان است.»
رییس مجلس شورای اسلامی روز پنجشنبه ۲۶ مهر با اشاره به اینکه فقط ارتش لبنان میتواند در جنوب این کشور مستقر شود، به فیگارو گفت جمهوری اسلامی ممکن است برای اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل، با پاریس مذاکره کند.
قطعنامه ۱۷۰۱
قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۱ اوت ۲۰۰۶ با هدف توقف فوری درگیریها، خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان و استقرار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (یونیفیل) در این منطقه و پایان دادن به جنگ ۳۳ روزه میان اسرائیل و حزبالله لبنان تصویب شد.
این قطعنامه از دولت لبنان خواست نیروهای مسلح خود را به مناطق جنوبی کشور اعزام کند تا از فعالیت گروههای مسلح غیرقانونی جلوگیری شود.
بر اساس این قطعنامه، حزبالله لبنان باید به ساحل شمالی رودخانه لیتانی عقبنشینی کند تا راه برای استقرار ارتش ملی لبنان و نیروهای پاسدار صلح هموار شود.
ارتش اسرائیل نیز موظف شد با آغاز استقرار این نیروها، نیروهای خود را از مناطق جنوبی لبنان خارج کند.
پس از تصویب این قطعنامه، فرانسه به عنوان یکی از کشورهای اصلی در ساماندهی نیروی موقت سازمان ملل در لبنان شرکت و نیروهای نظامی خود را به جنوب لبنان اعزام کرد تا به اجرای مفاد قطعنامه و حفظ آتشبس کمک کند.
میقانی: پیش از این تذکر داده بودیم
به گفته میقاتی، لبنان پیش از سفرهای اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و قالیباف به این کشور، «بر لزوم درک وضعیت لبنان، به ویژه در شرایطی که این کشور با تجاوزات بیسابقه اسرائیل مواجه شده»، تاکید کرده است.
سمیر جعجع، رییس حزب نیروهای لبنانی، درباره پاسخ میقاتی به قالیباف گفت که این موضع، «بیانگر دیدگاه هر لبنانی» است
میقاتی گفته است لبنان با متحدان خود از جمله پاریس برای تحت فشار گذاشتن اسرائیل به منظور «توقف خصومتهای جاری» کار میکند.
به گفته او، دولت لبنان مسئولیت رسیدگی به مذاکرات در خصوص اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل را بر عهده دارد: «انتظار میرود همه از این رویکرد حمایت کنند نه این که به دنبال تحمیل اشکال جدید ولایتمداری باشند که به دلایل ملی و حاکمیتی مردود است.»
قالیباف در سفر اخیر خود به لبنان با اشاره به آسیبهای وارد شده به گروه حزبالله گفت: «ریشه حزبالله در آسمان است. آنها در جبهه کار خود را انجام میدهند و هر روز مستحکمتر میشوند.»
در پی اعتراض میقاتی به سخنان مداخلهآمیز رییس مجلس شورای اسلامی، رسانهها در ایران از قول یک منبع نزدیک به قالیباف نوشتند: «هیچ طرفی نباید تصور کند میتواند بدون جلب نظر مقاومت، به یک توافق سیاسی پایدار برسد.»
این منبع که نام او ذکر نشده، گفته است: «اظهاراتی که از رییس مجلس درباره آتشبس در لبنان نقل شده، درست نیست و او در مواضع خود تاکید کرد آنچه که دولت و مقاومت در لبنان درباره آتشبس تایید میکنند، مورد تایید جمهوری اسلامی خواهد بود.»
فرانک والتر اشتاینمایر، رییسجمهوری آلمان، با اهدای بالاترین نشان شایستگی این کشور به جو بایدن، رییسجمهوری ایالات متحده، اظهار امیدواری کرد که با این نشان، آمریکا، متحدانش را برای خدمات به روابط دو سوی آتلانتیک به یاد داشته باشد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این نشان به پاس پنج دهه خدمات بایدن به روابط آلمان و آمریکا و پیوند فراآتلانتیک به او اعطا شد.
از سوی دیگر اولاف شولتز، صدراعظم آلمان، در نشست خبری مشترک با رییسجمهوری آمریکا در برلین ابراز امیدواری کرد پس از کشته شدن یحیی سنوار، رهبر حماس، توافق برای آتشبس در غزه حاصل شود.
بایدن و سفر برلین
رییسجمهوری ایالات متحده روز جمعه ۲۷ مهر در سفری که به نوعی «تور خداحافظی» او تلقی میشود، وارد برلین شد.
بایدن که در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در ماه نوامبر آینده راهی آلمان شده، به دنبال تقویت همکاریها با شرکای اروپایی در موضوعاتی مانند جنگ اوکراین و تنشهای خاورمیانه است.
رهبران بریتانیا و فرانسه نیز به برلین خواهند رفت تا درباره راه حل پایان جنگ اوکراین بحث کنند.
بایدن پیش از این دیدار در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آماده دیدار با دوستان قدیمی و تقویت اتحاد نزدیکمان هستم؛ همانطور که با هم برای آزادی و علیه استبداد ایستادهایم.»
قرار بود بایدن هفته گذشته در نشستی در مونیخ حاضر شود اما به دلیل طوفان میلتون، این نشست به تعویق افتاد.
تمرکز بر اوکراین و انتخابات آمریکا
سفر کوتاه و یک روزه بایدن در حالی انجام میشود که تنها چند هفته تا انتخابات ریاستجمهوری پنجم نوامبر در آمریکا باقی مانده و دونالد ترامپ، نامزد جمهوریخواه، در رقابتی نزدیک با کامالا هریس، معاون بایدن، برای انتخاب مجدد تلاش میکند.
بایدن در ماه ژوییه از رقابتها برای انتخاب رییسجمهوری بعدی آمریکا کنار کشید و از کاندیداتوری هریس حمایت کرد.
هریس روز چهارشنبه در یک مصاحبه تلویزیونی قول داد که دولت او، ادامه دولت بایدن نیست.
بایدن از ابتدای دوره ریاستجمهوری خود رابطه نزدیکی با آلمان ایجاد کرد و با برلین در موضوعاتی مانند پروژه خط لوله نورد استریم-۲ و افزایش هزینههای دفاعی آلمان همکاری داشت.