جایزه سال ۲۰۲۴ بنیاد «واتسلاو هاول» شب چهارم مهر ماه در مراسمی در نیویورک به توماج صالحی، رپر معترض زندانی در ایران، اهدا شد. کائولفیون گلگر، وکیل بینالمللی صالحی، این جایزه را به نمایندگی از او و خانوادهاش دریافت کرد.
جایزه بینالمللی واتسلاو هاول برای مخالفتورزی خلاقانه، هر سال از افرادی تجلیل میکند که «با شجاعت و خلاقیت، استبداد را برملا میکنند و به مفهوم زندگی در حقیقت، تجسم میبخشند».
گلگر در گفتوگوی اختصاصی با ایراناینترنشنال گفت: «اگر توماج را میدیدم به او میگفتم الهامبخش بسیاری از مردم هستی، قوی باش، به محض اینکه بتوانیم تو را آزاد میکنیم.»
بنیاد حقوق بشر (HRF) روز سوم خرداد امسال خبر داد که جایزه واتسلاو هاول در سال ۲۰۲۴ را به صورت مشترک به صالحی و طاهر حاموت ایزگیل، شاعر و فعال اویغور و گابریلا مونتهرو، پیانیست ونزوئلایی اهدا میکند.
در این خبر با اشاره به اینکه صالحی در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» با انتشار چندین ترانه از حقوق زنان حمایت کرد، تاکید شد: «صالحی هنرمند هیپهاپ ایرانی است که به دلیل انتشار ترانههایی در اعتراض به رژیم ایران و در دفاع از حقوق بشر، شهرت یافته است.»
هاول، نمایشنامهنویس اهل جمهوری چک بود که به دلیل مبارزاتش علیه حکومت چکسلواکی در یادها باقی مانده است.
او که به عنوان اولین نخستوزیر جمهوری چک انتخاب شد و از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳ قدرت را در این کشور به دست گرفت، در سال ۲۰۱۱ درگذشت.
صالحی آبان ۱۴۰۲ پس از تحمل بیش از یک سال حبس که ۲۵۲ روز آن در سلول انفرادی سپری شده بود، با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
این خواننده معترض حدود دو هفته بعد در روز نهم آذر ۱۴۰۲ با برخوردی خشونتآمیز همراه با ضرب و شتم به دست ماموران مسلح در خیابانی در بابل بازداشت شد.
شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان در اردیبهشت امسال صالحی را به اتهام «افساد فیالارض»، به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم کرد.
پس از آن در روز ۲۴ مرداد، امیر رئیسیان، وکیل صالحی خبر داد که دادگاه انقلاب اصفهان حکم به برائت این خواننده زندانی از اتهام «افساد فیالارض» داد.
صالحی در آثار خود به موضوعاتی چون فساد در جمهوری اسلامی، اعتصابات کارگری، اعدام و زندانی کردن مخالفان پرداخته است.
علی خامنهای روز چهارشنبه از مساله نفوذ در کشور ابراز نگرانی کرد و خواستار مقابله با نفوذ در برخی حوزههای مشخص شد اما برخلاف تصور ، او به نفوذ اطلاعاتی و امنیتی که منجر به کشته شدن اسماعیل هنیه، رهبر حماس، در تهران شد یا سایر موارد نفوذ در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اشاره نکرد.
خامنهای از نفوذ در حوزههای آموزش و پرورش، دانشگاهها، وزارت بهداشت، صدا و سیما و مطبوعات صحبت کرد و تاکید داشت که حکومت باید به تحمیل سبک زندگی مورد نظر خود بر مردم ادامه دهد. معنای این حرف خامنهای این است که با خواست تغییر از سوی مردم در این حوزهها باید مقابله شود.
او بهصراحت اعلام کرد که در این حوزههای خاص نظراتی دارد و دیگران باید این نظرات را اجرا کنند. او نهتنها در این حوزهها بلکه تقریباً در تمام امور کشور نظر خود را تحمیل میکند و فشار میآورد که دیدگاههایش اجرا شوند. برای مثال، در حوزه وزارت بهداشت، او دستوراتی درباره افزایش سرعت ازدواج،افزایش فرزندآوری، جلوگیری از توزیع وسایل پیشگیری از بارداری و افزایش جمعیت صادر کرده است و به زوجها امر میکند که باید بچه بیشتری داشته باشند. در سخنرانی چهارشنبه، خامنهای تاکید کرد که نباید اجازه داد دشمن در سبک زندگی ما نفوذ کند. منظور او از این سبک زندگی، جلوگیری از تلاش زنان و دختران برای انتخاب پوشش اختیاری و ادامه تحمیل حجاب اجباری است.
او بارها اعلام کرده که باید در مقابل هرگونه تغییر در این زمینه ایستادگی کرد و تمام دستگاهها، از نیروی انتظامی تا قوه قضاییه، مسئول اجرای این سیاست هستند، حتی اگر مردم مخالف باشند. جالب اینجاست که او نهتنها به این دستگاهها دستور اجرای حجاب اجباری میدهد، بلکه از مسولان و نخبگان میخواهد که حتی در این باره بحث نکنند. او بهشدت ناراحت است که چرا برخی از به گفته وی خواص، در مورد لغو حجاب اجباری صحبت میکنند و نظر دشمن را تکرار میکنند. علاوه بر این، خامنهای بهشدت موافق محدودیتهای اینترنتی است و این موضوع را بعد از ریاست جمهوری پزشکیان هم با کلمات جدید بیان کرده و از ادامه محدودیت های اینترنتی و فیلترینگ شبکه های اجتماعی با نام جدید «ضرورت حکمرانی قانون در فضای مجازی» دفاع کرده است.
وزیر جدید ارتباطات، ستار هاشمی، معاون بخش فناوری اداره کل اطلاعات فارس بوده است؛ درست همانطور که آذری جهرمی از مدیران ارشد فناوری وزارت اطلاعات بود. بنابراین، با دستور خامنهای همان محدودیتهای اینترنتی ادامه پیدا میکنند، این بار به نام حکمرانی قانونمند در فضای مجازی.
این سیاستی است که جمهوری اسلامی از مدل چین یعنی سرکوب دیجیتال کپی کرده است و خامنهای آن را با کلماتی جدید و ظاهری زیبا بازگو میکند. در نهایت، خامنهای برای اینکه نشان دهد جمهوری اسلامی با دنیا تعامل دارد، گفته است: «ما با نصف جهان تعامل داریم.» منظور او جمعیت چین، هند و روسیه است؛ اما رابطه سرد با اروپا و قطع رابطه با آمریکا برایش اهمیتی ندارد.
این در حالی است که عمده مشکلات امروز ایران ناشی از نبود رابطه با آمریکا و تیرگی روابط با اروپاست. گروه هفت علیه ایران بیانیه داده و قبل از آن هم سه کشور اروپایی همراه با آمریکا، ایران ایر را تحریم کردند، اما خامنهای همچنان بر این موضع پافشاری میکند که احیای روابط با اروپا اولویت جمهوری اسلامی نیست.
ویدیو کامل برنامه سیاست با مراد ویسی در روزهای شنبه تا چهارشنبه را اینجا می توانید ببینید.
در حالی که جنجال بر سر اظهارات و نحوه صحبت کردن مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد، اکنون خبر دیدار او با یک شهروند اسرائیلی، به موضوع جنجالی تازه در رسانههای حکومتی بدل شده و در شبکههای اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
با بالا گرفتن انتقادها از دیدار بیسابقه رسمی و علنی یک رییس دولت در جمهوری اسلامی با یک شهروند اسرائیلی، آن هم درست در اوج جنگ اسرائیل با حماس و حزبالله و در آستانه جنگ تمام عیار جمهوری اسلامی و اسرائیل، هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای اعلام کرد که لیور استرنفلد دارای «سابقه فعالیت ضدصهیونیستی » بوده است و هیات جمهوری اسلامی مطلع نبوده که او شهروند اسرائیل است.
جمهوری اسلامی: نمیدانستیم اسرائیلی است
در این بیانیه گفته شده است: «آقای لیور استرنفلد به عنوان استاد دانشگاه و یک یهودیی آمریکایی به نشست «نقش ادیان الهی در برقراری صلح جهانی» دعوت شده بود.»
در بیانیه هیات نمایندگی جمهوری اسلامی گفته شده است: «این جلسه ترکیب متوازنی از علما و اساتید دانشگاه متعلق به ادیان ابراهیمی بود. علت دعوت از ایشان (لیور استرنفلد)، سوابق طولانی پژوهش در زمینه یهودیت، اسلام و ایران بوده و نامبرده دارای سابقه فعالیت ضد صهیونیستی بوده است.»
در این بیانیه گفته شده است: «ایشان (لیوراسترنفلد) به عنوان یک آمریکایی یهودی به این جلسه دعوت شده و هیچ اطلاعی از سابقه احتمالی داشتن تابعیت مضاعف در اختیار نبوده است. این حرکت مشکوک تبلیغاتی صورت گرفته ریشه در خشم رژیم صهیونیستی از برگزاری چنین نشستی دارد.»
استرنفلد: از قبل و به روشنی گفته بودم اسرائیلیام
هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در حالی به صراحت از تابعیت اسرائیلی لیور استرنفلد اظهار بیاطلاعی کرده است که این استاد دانشگاه پنسلوانیا در گفتوگویی با روزنامه اسرائیلی هاآرتص، آشکارا تایید کرده است که از همان آغاز و برای جلوگیری از هرگونه «سوءتفاهم» به مقامات جمهوری اسلامی گفته که او شهروند اسرائیل است.
استرنفلد به هاآرتص گفت: «وقتی دو هفته پیش دعوتنامه شرکت در این جلسه را دریافت کردم، شگفتزده شدم.»
لیور استرنفلد استاد تاریخ و مطالعات یهود است. او در زمینه تاریخ یهودیان و ایران تحقیق میکند و در همین حوزه، کتاب «میان ایران و صهیون؛ تاریخچه یهودیان ایران در قرن بیستم» را منتشر کرده است.
او به روزنامه هاآرتص گفت که در ابتدا مطمئن نبوده که دعوتنامهای واقعی دریافت کرده اما پس از کمی تحقیق دریافته که دعوتنامه جعلی نیست.
استرنفلد افزود: «برای پیشگیری از هرگونه سوءتفاهمی، به آنها گفتم که در حقیقت من یک شهروند اسرائيلی هستم و آنها به من اطمینان دادند که مشکلی وجود ندارد.»
استرنفلد گفت اما پیش از آنکه در جلسهای با حضور مسعود پزشکیان و دیگر مقامهای جمهوری اسلامی شرکت کند، ضرورت داشت که این موضوع را بررسی کند که آیا حضور در چنین جلسهای به معنای نقض قوانین اسرائیل خواهد بود یا خیر.
استرنفلد به هاآرتض گفت:« با مقامات اسرائیلی در این مورد مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم که منعی برای حضورم در این جلسه وجود ندارد.»
او افزود: «به هیچوجه تصمیم آسانی نبود. فکر میکردم که فقط یک حقه است. اما حضور در جلسهای با حضور با رئیسجمهوری ایران و صحبت کردن و گوش دادن به او فرصتی بود که نمیتوانستم آن را از دست بدهم.»
به گزارش هاآرتص، علاوه بر لیور استرنفلد، چند چهره یهودی- آمریکایی دیگر از جمله ابی استاین، فعال تراجنسیتی و از هواداران فلسطین و همچنین نمایندگان «ناتوری کارتا»، که یک گروه یهودی ارتدوکس ضد صهیونیسم و حامی فلسطینیان است، نیز در این جلسه حضور داشتند.
گفتوگوی مستقیم با پزشکیان
به گفته استرنفلد، او تنها اسرائیلی حاضر در این جلسه بود و توانست هم در طول جلسه سخن بگوید و هم پس از جلسه توانست بهطور مستقیم و رودررو با مسعود پزشکیان صحبت کند.
او گفت:« در پایان جلسه با آقای پزشکیان دیدار کردم و ابتدا کتابم را به او دادم. سپس گفتم که معتقدم او در موقعیتی منحصر بهفرد است تا ایران را به سمت نقشی سازنده در خاورمیانه هدایت کند.»
او افزود: «مسعود پزشکیان پاسخ داد که وقتی اسرائیل و فلسطینیان به توافقی مورد قبول دو طرف برسند، تهران دیگر پرچم مبارزه برای فلسطین را برنخواهد افراشت. من نیز به او گفتم که گفتن همین حرف بهطور مستقیم به مخاطبان غربی، میتواند تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد.»
استرنفلد گفت: « من موضوعی را مطرح کردم که وزیر امور خارجه پیشین ایران هم سال گذشته درباره مساله گروگانها در غزه مطرح کرده بود و از آن به عنوان یک موضوع انسانی صحبت کرده و پیشنهاد کمک برای حل آن را داده بود اما آقای پزشکیان از این نظر خوشش نیامد و گفت ایران کار خود را با امضای توافق هستهای انجام داده و اکنون غرب باید گامی در جهت گفتگو با ایران بردارد.»
جنجال آدابندانی
این نخستین بار در جریان سفر مسعود پزشکیان به نیویورک نیست که هیات همراه او میکوشد با دادن توضیحات غیرواقعی و دروغین، به جنجالهای پیشآمده واکنش نشان دهد.
مسعود پزشکیان روز دوشنبه، دوم مهر، در دیدار با نمایندگان شماری از رسانههای آمریکایی گفت:«: «ما آمادهایم تمام سلاحهای خود را کنار بگذاریم، به شرط آنکه اسرائیل هم سلاحهای خود را کنار بگذارد و یک سازمان بینالمللی بیاید و در منطقه امنیت تامین کند.»
با این حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاعرسانی دولت از اساس بیان چنین سخنانی از سوی پزشکیان را تکذیب کردند و انتشار این خبر از سوی بلومبرگ را «شیطنت» نامیدند.
اما پس از آنکه ایراناینترنشنال فایل صوتی این جلسه را منتشر کرد، عباس عراقچی گفت که سخنان رییس دولت در جمهوری اسلامی بحثی نظری و مبنایی درباره خلع سلاح عمومی بوده است.
با این همه، این اظهارات در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتابی گسترده یافت.
در ایران، نمایندگان مجلس با انتقاد از پزشکیان خواستار دقت او در انتخاب کلمات شدند و روزنامه کیهان، اظهارات او را نسنجیده دانست و بهطور تلویحی به او هشدار داد که مواظب حرف زدنش باشد.
حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنهای و مدیرمسئول روزنامه کیهان نیز در یادداشتی نوشت که پزشکیان از بیان منظور و مقصود خویش ناتوان است.
او نوشت: «این ضعف را میتوان کماطلاعی آقای پزشکیان از عرصه سیاست و علوم و بایستههای تعریف شده آن دانست. آقای رئیسجمهور در همان نشست با مسئولان رسانههای آمریکایی تاکید میکنند که «من سیاست بلد نیستم»! و پیش از این هم گفته بودند «من سیاست را نمیفهمم»! در این خصوص باید گفت، اگرچه بهنظر میرسد ایشان قصد تواضع داشتهاند! ولی شواهد موجود نشان میدهند که به یک واقعیت اشاره کردهاند و متاسفانه در این عرصه ورود چندانی ندارند. این در حالی است که سیاسی بودن و آگاهی و شناخت از امور و قواعد سیاسی یکی از اصلیترین شرایطی است که باید در رئیسجمهور وجود داشته باشد. بر اساس قوانین جاری، رئیسجمهور از میان «رجال سیاسی» انتخاب میشود.»
دونالد ترامپ، رییس جمهوری پیشین آمریکا، روز چهارشنبه چهارم مهر، با اشاره به تلاش جمهوری اسلامی برای کشتن او، از حضور مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مراقبت نیروهای امنیتی آمریکا از او ابراز تعجب کرد.
ترامپ گفت در همان زمانی که پزشکیان به آمریکا آمده و نیروهای امنیتی ما مواظبش هستند، خبر تلاش جمهوری اسلامی برای ترور رییسجمهوری پیشین و نامزد کنونی انتخابات منتشر میشود.
نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴، در یک گردهمایی در کارولینای شمالی، با اشاره به دو اقدام نافرجام برای ترور خود گفت شاید این ترورها کار ایران بوده و احتمالا هم همینطور است.
به گفته ترامپ، حکومت ایران هم او و هم ایالات متحده را «بهطور مستقیم» تهدید کرده است و ضروری است که واشینگتن در یک «پیام قاطع» به جمهوری اسلامی بگوید که طرح قتل یا آسیب رساندن به یک رییسجمهوری آمریکا یا نامزد انتخابات ریاستجمهوری این کشور، پیامدهای فوقالعاده سنگینی خواهد داشت.
تراپد همچنین در واکنش به تلاش جمهوری اسلامی برای ترور خود گفت که ایالات متحده باید کشورهایی را که بهدنبال ترور رهبران ایالات متحده هستند، تهدید کند.
او خطاب به حامیان خود افزود: «اگر من رییسجمهوری بودم، به کشور تهدید کننده، در این مورد ایران، اطلاع میدادم که اگر کاری برای آسیب رساندن به این شخص انجام دهید، ما بزرگترین شهرهای شما و خود کشور را تکه تکه میکنیم و دیگر تهدیدی وجود نخواهد داشت.»
رییسجمهوری پیشین آمریکا افزود: «اما در حال حاضر ما آن رهبری یا رهبران لازم را نداریم.»
ویل شارف، وکیل ترامپ، درباره اظهارات رییسجمهوری پیشین آمریکا درباره «با خاک یکسان کردن» ایران در واکنش به توطئه ترور او، گفت وقتی عراق در سال ۱۹۹۳ تلاش کرد جورج بوش را ترور کند، بیل کلینتون نیز با عراق چنین کاری کرد و دستور داد دهها موشک تام هاک به قلب بغداد شلیک شود
ترامپ روز چهارشنبه، پیش از این سخنرانی نیز در پستی در شبکه اجتماعی ایکس گفته بود که جمهوری اسلامی همچنان به دنبال کشتن او است و تدابیر امنیتی برای او افزایش یافته است.
پیشتر اعلام شده بود که مقامهای امنیتی دولت آمریکا اطلاعاتی درباره ماهیت تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه ترامپ به ستاد انتخاباتی او دادهاند.
ترامپ در پست خود در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت که تهدیدهای بزرگی از سوی جمهوری اسلامی متوجه اوست. رییسجمهوری پیشین آمریکا با اشاره به اقدامات پیشین جمهوری اسلامی نوشت تهران باز هم برای کشتن او تلاش خواهد کرد.
ترامپ روز چهارشنبه چهارم مهر در پست خود افزود: «شرایط خوبی برای کسی نیست. من با مردان، تفنگها و سلاحهایی بیش از آنچه تا به حال دیدهام، احاطه شدهام.»
او در ادامه ضمن تشکر از کنگره برای تایید بودجه بیشتر برای سرویس مخفی آمریکا، نوشت هر حمله به یک رییس جمهوری سابق در این کشور به معنای مرگ افراد مهاجم است.
پیشتر ستاد انتخاباتی ترامپ در بیانیهای اعلام کرده بود مقامهای اطلاعاتی آمریکا سوم مهر به ترامپ درباره «تهدیدهای واقعی و مشخص» جمهوری اسلامی برای ترور او گزارش دادند.
طبق این بیانیه، تلاشهای تهران برای ترور ترامپ با هدف بیثباتسازی آمریکا و تفرقهافکنی در این کشور صورت گرفته است.
ترامپ شامگاه شنبه ۲۳ تیر در تجمع انتخاباتی خود در ایالت پنسیلوانیا هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه گوش مجروح شد. او از این حمله جان سالم به در برد.
شبکه سیانان بعد از آن و در تاریخ ۲۶ تیر گزارش داد مقامهای آمریکایی در هفتههای اخیر از یک منبع انسانی، اطلاعاتی در خصوص توطئه جمهوری اسلامی به منظور تلاش برای ترور ترامپ به دست آورده بودند. با این حال شواهدی مبنی بر ارتباط ضارب ترامپ با حکومت ایران به دست نیامد.
نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل گزارش تلاش تهران برای ترور ترامپ را «بیاساس و مغرضانه» خواند.
وبسایت پولیتیکو هم بعد از آن گزارش داد جامعه اطلاعاتی آمریکا به طور فزایندهای شواهدی دریافت کرده که نشان میدهد ایران به طور فعال در حال برنامهریزی برای کشتن ترامپ، احتمالا در آستانه انتخابات نوامبر است و ممکن است تلاشهای بیشتری برای ترور ترامپ در هفتههای آینده انجام شود.
دو مقام ارشد آمریکایی که به شرط ناشناس ماندن با پولیتیکو گفتوگو کردند، گفتند ایران سالها در نظر داشته به خاطر کشتن قاسم سلیمانی از ترامپ انتقام بگیرد، اما اطلاعات اخیر نشان میدهد که تهدیدها در ماههای اخیر افزایش یافته و مقامات به اطمینان بیشتری درباره نیات تهران رسیدهاند.
علی باقری کنی، سرپرست پیشین وزارت خارجه ایران، در گفتوگو با فرید زکریا در سیانان درباره گزارش این شبکه در مورد توطئه جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ گفت تهران پس از کشته شدن سلیمانی «فقط» از طریق ظرفیتهای حقوقی داخلی و بینالمللی به دنبال پیگرد عاملان کشتن سلیمانی بوده است.
کارزار انتخاباتی ترامپ هم در ماههای گذشته هدف حمله هکرهای مورد حمایت جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
روزنامه وال استریت ژورنال ۲۲ مرداد در گزارشی نوشت هک کارزار انتخاباتی ترامپ باعث شده که مقامهای اطلاعاتی آمریکا، اکنون جمهوری اسلامی،و نه روسیه، را بزرگترین تهدید برای تاثیرگذاری بر انتخابات آمریکا بدانند.
محمد رضوانیفر، رئیس کل گمرک جمهوری اسلامی اعلام کرد در شش ماه نخست سال ۱۴۰۳، حدود ۴۳ تُن شمش طلا به ارزش ۲/۵ میلیارد دلار به کشور وارد شده است. این میزان واردات طلا ۶ برابر نیمه نخست سال ۱۴۰۲ است. آیا ۶ برابر شدن واردات طلا، واکنشی است به هجوم بیسابقه به بازار طلا در ۱۳ صفر؟
گمرک جمهوری اسلامی اعلام کرده است از فروردین تا شهریور ماه سال ۱۴۰۳، مجموعا ۴۲/۸ تن شمش طلا به ارزش دو و نیم میلیارد دلار به کشور وارد شده است. این در حالیاست که در شش ماه نخست سال ۱۴۰۲، تنها ۷/۳ تن شمش طلا به ارزش ۴۶۶ میلیارد دلار به کشور وارد شده بود.
این دو رقم نشان میدهد واردات طلا در شش ماهه نخست سال ۱۴۰۳ نسبت به مدت مشابه در سال پیش، از نظر وزن نزدیک به ۶ و از نظر ارزش نزدیک به ۵ برابر افزایش یافته است.
به گفته رضوانیفر، ۹۶/۸ درصد شمشهای طلا در این مدت از طریق فرودگاه «امام خمینی» و باقی این واردات هم از مبادی گمرکی باشماق، تبریز، مشهد، فرودگاه اصفهان، پیرانشهر و یزد ترخیص شدهاند.
پیش از این، تلاشهایی برای رفع تعهد ارزی صادر کنندگان از طریق واردکردن طلا به جای ارز و ارائه آن به مرکز مبادله ارز و طلای ایران انجام گرفته بود. با این وجود در مسیر انجام این مصوبه موانعی هم به وجود آمد.
در خرداد ماه ۱۴۰۳، اداره رسیدگی به تعهدات صادراتی و وارداتی بانک مرکزی با صدور ابلاغیهای به مرکز مبادله ارز و طلای ایران، اعلام کرد این مرکز باید از عرضه طلای وارداتی از سوی صادرکنندگان پتروشیمی، فولاد، فلزات اساسی رنگین و فرآوردههای نفتی به منظور رفع تعهد ارزی این صادرکنندهها خودداری نماید.
عمده صادرات غیرنفتی جمهوری اسلامی را همین اقلام تشکیل دادند.
سابقه بزرگنمایی ذخایر طلا
در دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد اعلام ذخایر طلای بانک مرکزی جمهوری اسلامی و جزئیات واردات آن به بهانه تحریمها متوقف شد.
محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی در دوره احمدی نژاد در سال ۱۳۹۰ میزان ذخایر طلای کشور را ۵۰۰ تن اعلام کرد، رقمی عجیب که همان زمان هم قابل پذیرش نبود. بعدها با تغییر دولت در سال ۱۳۹۲ و روی کار آمدن حسن روحانی، در سال ۱۳۹۵ مشخص شد در سال ۱۳۹۰، ذخیره طلای بانک مرکزی تنها ۴۵ تن بوده است و بهمنی رقمی حدودا ۱۰ برابر رقم واقعی را اعلام کرده است.
۱۱ تیرماه ۱۴۰۳ هم محمدرضا فرزین، از مدیران اقتصادی دوران ریاست جمهوری احمدینژاد، که ابراهیم رییسی او را به سمت ریاست کلی بانک مرکزی منصوب کرد، بدون اشاره به میزان ذخایر طلای بانک مرکزی، گفت: « یکی از اهداف اصلی بانک مرکزی افزایش ذخایر ارزی است و با اطمینان میتوان گفت که ذخایر آزاد ارزی و ذخایر طلا در حال افزایش است. »
هجوم بی سابقه مردم در روز یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۳، برابر ۱۳ ماه قمری صفر برای خرید طلا حتی نایب رییس اتحادیه طلا و جواهر را شوکه کرد . هیچ پاسخی روشنی درباره پشت پرده تبلیغات هماهنگ برای آن رویداد ارائه نشده است.
ماجرای ۱۳ صفر ۱۴۰۳
مرداد ماه ۱۴۰۳، در اتفاقی بیسابقه، برخی سلبریتیها در فضای مجازی به صورت هماهنگ شروع به تبلیغ شایعه خوش یمنی خرید طلا در ۱۳ ماه قمری «صفر» کردند.
اقدامی که برخی آن را سازماندهی شده و مرتبط با جمهوری اسلامی دانستند. در پی این تبلیغات، سطح هجوم مردم به بازارهای طلا به حدی بود که محمد کشتیآرای، نایبرییس ۷۵ ساله اتحادیه طلا و جواهر ایران گفت در ۶۴ سالی که در بازار فعالیت داشته، شاهد چنین پدیدهای نبوده است.
آمار مشخصی از حجم طلای خریداری شده در آن روز ارائه نشده است، اما در صورتی که آمار رییس کل گمرک، واقعی باشد، شاید یکی از دلایل آن هجوم در ۱۳ صفر روشن شده باشد.
در صورتی که آمار اعلامی از سوی رییس کل بانک مرکزی واقعیت داشته باشد و از جنس گفتههای بهمنی در سال ۱۳۹۰ برای تایید ادعای رئیس کل فعلی بانک مرکزی نباشد، شاید این آمار پاسخی به چرایی هجوم بی سابقه مردم به بازار طلا در «۱۳ صفر» باشد.
به خصوص آنکه شرکتها و اشخاص مورد اعتماد جمهوری اسلامی، برای دور زدن تحریمها از طلا به جای ارز در معاملات خود استفاده میکنند و شاید بخشی از آن را برای تامین مالی با شایعه «۱۳ صفر» در بازار به قیمت مناسب تبدیل کرده باشند.
به این ترتیب، صاحبان آن ۴۲/۸ تن طلا، احتمالا توانستند در آن هجوم برای خرید، بخشی از طلای وارد شده را به فروش برسانند.
سابقه معامله با شمش طلا به جای ارز
۱۷ بهمن ۱۴۰۲ یک گروه هکری با هک سرورهای تندر صحرا، تصویری از یک سند مالی را منتشر کرده که نشان داد این شرکت که در زمینه صنایع پهپادی با روسیه همکاری داشته معاملات خود را به جای دلار یا هر ارز دیگری با شمش طلا انجام داده است.
سند هک شده که نشان میدهد یک شرکت وابسته به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، معاملات پهپادی خود با روسیه را به جای ارز با طلا انجام داده است
سابقه معاملات این چنینی محدود به جنگ اوکراین و معاملات پهپادی با روسیه نیست.
در آن جلسه، قاضی دادگاه از زنجانی درباره خرید ۱/۵ تن طلا از آفریقا توضیح خواست. زنجانی در پاسخ به قاضی گفت با هماهنگی رییس کل وقت بانک مرکزی قرار بود ۱/۵ تن طلا از دو نفر به نامهای «آقای میم» و «آقای الف» خریداری و به کشور وارد شود.
زنجانی افزود طلاهای خریداریشده در ترکیه توقیف شده و پس از رفع توقیف به دبی منتقل شده اما در دبی متوجه شدند روی شمشها اکریل پاشیده شده و طلاها تقلبی بودند.
روزنامه گاردین از رسیدن ایران به نقطه بحرانی بر اثر کاهش آبهای زیرزمینی خبرداد و نوشت طبق تصاویر ماهوارهای، شکافها و فروچالههای وسیعی در ایران ظاهر شده و مناطق گستردهای با سرعت بیش از ۱۰ سانتیمتر در سال فرونشست میکنند. نرخ فرونشست در کرمان به ۳۵ سانتیمتر در سال رسیده.
بر اساس این گزارش، نتایج یک پژوهش دانشگاهی که در نشریه «ساینس ادونسز» منتشر شده، نشان میدهد ۳/۵ درصد از مساحت ایران به دلیل استخراج آبهای زیرزمینی برای آبیاری در حال فرونشست است.
مهدی معتق و محمود حقشناس حقیقی از دانشگاه لایبنیتس آلمان، دادههای ماهوارهای جمعآوریشده بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ میلادی را برای ارزیابی تاثیر استخراج آبهای زیرزمینی در سراسر ایران تجزیه و تحلیل کردند.
به گفته آنها، این اتفاق نتیجه برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی است و ممکن است صدها تا هزاران سال طول بکشد تا این آب دوباره پر شود.
به گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین، بیشترین فرونشست در باغات کاشت پسته در استان کرمان و با نرخ بیش از ۳۵ سانتیمتر در سال ثبت شده است.
معتق هشدار داد اکنون نیاز فوری به اقدام فوری و سیاست منسجم در زمینه آبهای زیرزمینی وجود دارد.
فرونشست زمین بر زیرساختهایی مانند فرودگاهها، جادهها و راه آهن تاثیر میگذارد.
در ایران تختجمشید و دیگر بناهای باستانی اطراف آن مثل نقش رستم سالهاست با پدیده فرونشست زمین مواجه هستند.
به گفته محققان، استخراج ناپایدار آبهای زیرزمینی تقریبا ۹۰ میلیون نفر را در کشور به بحران آب میکشاند.
روزنامه دنیای اقتصاد هشتم شهریور بیشترین نرخ فرونشست در ایران را مربوط به استانهای کرمان، البرز و مرکزی دانست و با با تاکید بر اینکه فرونشست بالای چهار میلیمتر در سال، به معنای رسیدن شرایط به نقطه بحرانی است، نوشت این نرخ در ۱۴ استان کشور بالای ۱۰ سانتیمتر در سال است.
علی بیتاللهی، رییس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، هم در ۲۸ شهریور از زندگی سه میلیون نفر در تهران بر روی پهنه فرونشستی خبر داده و گفته بود نرخ فرونشست زمین در تهران به ۲۰ سانتیمتر رسیده است.
نرخ فرونشست ایران در بین بالاترین رتبههای جهان قرار دارد و ممکن است در برخی مناطق که سفرههای زیرزمینی به طور کامل ریزش کرده اند غیرقابل برگشت باشد.