تعداد جانباختگان ایرانی مراسم حج به ۲۴ نفر افزایش یافت

علی مرعشی، رییس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر اعلام کرد تعداد جانباختگان ایرانی مراسم حج امسال در عربستان سعودی به ۲۴ نفر افزایش یافته و دهها بیمار ایرانی به کشور بازگردانده شدهاند.

علی مرعشی، رییس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر اعلام کرد تعداد جانباختگان ایرانی مراسم حج امسال در عربستان سعودی به ۲۴ نفر افزایش یافته و دهها بیمار ایرانی به کشور بازگردانده شدهاند.
مرعشی روز شنبه ۹ تیر گفت که علاوه بر کشته شدن ۲۴ زائر، ۶۶ فرد بدحال برای ادامه درمان به کشور اعزام شدهاند.
او اضافه کرد که از شروع عملیات بهداشتی و درمانی هلال احمر در حج تمتع سال جاری، یک میلیون و ۱۰۶ هزار و ۱۱۲ خدمت شامل ویزیت عمومی و تخصصی، دارو و نسخه، خدمات پاراکلینیک، پرستاری، امداد و انتقال به حجاج ارائه شده است.
هفته گذشته، عربستان سعودی از کشته شدن بیش از هزار و ۳۰۰ زائر در مراسم حج امسال خبر داد و اعلام کرد اکثر افرادی که جان باختند، بدون مجوز قانونی به این مراسم مذهبی سالانه رفته بودند.
به گفته مقامهای سعودی، شرایط سخت آب و هوایی و گرمای شدید عامل این مرگها بوده است.
دما در عربستان سعودی در روزهای اخیر به بالای ۵۱ درجه سانتیگراد رسید.

با وجود اعزام بیماران ایرانی به ایران، در حال حاضر ۲۴ زائر در بیمارستان هلال احمر و ۲۳ زائر ایرانی دیگر در بیمارستانهای عربستان سعودی بستری هستند.
آمار قبلی زائران ایرانی جانباخته مربوط به اواخر خرداد بود.
پیرحسین کولیوند، رییس جمعیت هلال احمر، روز ۲۹ خرداد گفت ۱۱ ایرانی که برای شرکت در مراسم سالانه حج سفر کرده بودند جان خود را از دست دادند و ۲۶ ایرانی دیگر در بیمارستانهای عربستان سعودی بستری هستند.
این اولین بار نیست که تعدادی از زائران ایرانی در عربستان سعودی جان میبازند.
سال گذشته، ستاد عملیات حج ۱۴۰۲ اعلام کرد چند زائر ایرانی در مدینه و مکه به دلایلی از جمله بیماریهای قلبی و ریوی جان باختند.

در سال ۱۳۹۴ نیز در جریان مراسم «رمی جمرات» در شهر مکه صدها تن بر اثر ازدحام ناگهانی و گرمای شدید جان خود را از دست دادند.
مقامهای عربستان سعودی دلیل این سانحه را برخورد دو گروه بزرگ از زائران عنوان کردند که آماده به جا آوردن مراسم بودند.
این حادثه روابط ایران و عربستان سعودی را تیره کرد و پس از آن، حمله به مراکز دیپلماتیک سعودی در ایران موجب قطع رابطه دو کشور شد.
اسفند ۱۴۰۱ رسانههای ایران و عربستان سعودی از توافق دو کشور برای از سر گیری روابط دوجانبه خبر دادند و نوشتند که این توافق در جریان سفر علی شمخانی، دبیر (وقت) شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به پکن به دست آمده است.
جان باختن زائران ایرانی تنها در عربستان سعودی اتفاق نمیافتد و هر سال تعداد زیادی از ایرانیان در سفرهای زیارتی به شهرهای عراق جان خود را از دست میدهند.

انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری در ایران در حالی به دور دوم کشیده شد که بنا بر گزارش اندیشکده چتم هاوس، نتیجه آن میتواند تاثیری عمیق بر روابط خارجی حکومت ایران و به ویژه نسبتش با روسیه بگذارد چرا که اکنون ابهامهای فراوانی درباره آینده روابط تهران و مسکو وجود دارد.
حادثه سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی در اردیبهشت ۱۴۰۳ که منجر به کشته شدن دو چهره کلیدی در روابط جمهوری اسلامی و روسیه شد، تحولی غیرمنتظره در صحنه سیاسی ایران ایجاد کرد.
رئیسی، رییسجمهوری و حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه، هر دو از حامیان اصلی نزدیکی با روسیه بودند.
مرگ نابههنگام این دو، قبل از آن اتفاق افتاد که دو کشور بتوانند روابط خود را در قالب یک توافقنامه جدید مشارکت بلندمدت، نهادینه کنند.
این رویداد، سوالات مهمی را درباره آینده روابط ایران و روسیه ایجاد کرده است. از جمله اینکه آیا رییسجمهوری بعدی جمهوری اسلامی نیز با همان شدت به دنبال توسعه روابط با روسیه خواهد بود یا اینکه تغییرها، مسیر جدیدی را برای سیاست خارجی ایران ترسیم خواهند کرد؟
اندیشکده چتم هاوس در گزارشی نوشت به نظر میرسد مسیر کلی روابط جمهوری اسلامی و روسیه، بدون تغییر مانده است.
محمد مخبر، کفیل ریاستجمهوری و علی باقری کنی، سرپرست وزارت امور خارجه، هر دو بر ماهیت بلندمدت و استراتژیک روابط جمهوری اسلامی و روسیه تاکید دارند.
این موضعگیری نشان میدهد دستکم در کوتاهمدت، تغییر چشمگیری در سیاست خارجی تهران نسبت به روسیه رخ نخواهد داد اما نگاهی دقیقتر به مواضع نامزدهای اصلی رقابتهای ریاستجمهوری، تصویر متفاوتی را نشان میدهد.
در حدود دو هفته اخیر و در جریان تبلیغات شش نامزد، اکثرشان بر اولویتهایی تمرکز کرده بودند که مستقیما به بهبود وضعیت اقتصادی ایران و رفع تحریمها مربوط میشد.
این رویکرد نشان میدهد رابطه ویژه با مسکو که رئیسی به دنبال آن بود، ممکن است در دستور کار دولت آینده اولویت کمتری داشته باشد.
وضعیت روابط روسیه و جمهوری اسلامی
تصمیم برای نزدیکی بیشتر به روسیه در سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۱ در سطح عالی و از سوی رهبر جمهوری اسلامی اتخاذ شد. با این حال حتی این تصمیم نیز تضمینی برای ادامه روابط با روسیه در مسیری که رئیسی برنامهریزی کرده بود، نیست.
تغییر در جایگاه ریاستجمهوری میتواند منجر به بازنگری در این استراتژی شود؛ بهویژه اگر منافع جمهوری اسلامی ایجاب کند.
روابط کنونی تهران و مسکو بسیار گسترده است و شامل هماهنگی مواضع و تبادل اطلاعات در موضوعات مختلف بینالمللی از جمله برنامه هستهای ایران، جنگ در سوریه، وضعیت منطقه دریای خزر، روندهای سیاسی و امنیتی افغانستان و امنیت خلیج فارس میشود.
ایران همچنین نقش مهمی در بازارهای نفت و گاز دارد و روسیه اولین نیروگاه هستهای خود در خاورمیانه را در ایران ساخته است.
پس از حمله روسیه به اوکراین، ایران به تامینکننده مهم تسلیحات برای روسیه تبدیل شد.
همچنین ایران نقشی کلیدی در برنامههای ایجاد کریدور حملونقل شمال-جنوب برای دور زدن تحریمهای روسیه ایفا میکند.
جمهوری اسلامی نه تنها به روسیه یاد داد که چگونه تحریمها را دور بزند، بلکه به عنوان ابزاری برای انجام این کار نیز عمل کرده است.
با وجود چنین شرایطی، برای تضعیف روابط دوجانبه نیازی به تجدید نظر اساسی نیست.
تهران میتواند با کاهش سرعت همکاری در برخی زمینهها مانند تامین تسلیحات یا توسعه کریدور شمال-جنوب، تامین منافع روسیه در ایران را با چالش مواجه کند.
عوامل مختلفی میتوانند منجر به تغییر در روابط جمهوری اسلامی و روسیه شوند. یکی از مهمترین این عوامل، وضعیت اقتصادی ایران است.
بحران اقتصادی در ایران
بحران اقتصادی و فشار تحریمها، دو چالش اصلی هستند که رییسجمهوری آینده ایران با آنها مواجه خواهد بود.
با پایان دور اول انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳، مسعود پزشکیان و سعید جلیلی به دور دوم راه یافتند اما طی حدود دو هفته اخیر، تمام نامزدهای ریاستجمهوری، صرف نظر از دیدگاه سیاسی خود وعده بهبود اقتصاد و کاهش فشار تحریمها را دادند.
جلیلی نه تنها خواستار لغو تحریمها بلکه خواهان عذرخواهی کشورهایی شد که این تحریمها را اعمال کردهاند.
در مقابل، پزشکیان آشکارا از استراتژی «چرخش به شرق» ایران انتقاد کرد و خواستار گشایش راه کشور به سوی غرب و کاهش تنش با آمریکا شد.
این تفاوت در دیدگاهها نشان میدهد سیاست خارجی جمهوری اسلامی از جمله روابط با روسیه، میتواند تحت تاثیر نتیجه انتخابات قرار گیرد.
همانطور که برخی تحلیلگران اشاره کردهاند، سیاست «چرخش به شرق» تهران تنها فرصتهای اقتصادی محدودی را فراهم کرده است که برای جبران تاثیر منفی تحریمها کافی نبودهاند و اکنون این واقعیت برای بسیاری از سیاستمداران آشکار شده است.
نکته مهم دیگر این است که دهه آینده ممکن است زمان انتقال قدرت از رهبر فعلی جمهوری اسلامی به جانشین او باشد و برخی جریانهای سیاسی دنبال ایجاد محیط اجتماعی-اقتصادی باثباتتر در داخل هستند تا روند جانشینی تا حد امکان «بدون تنش» طی شود.
نامزدها روابط با روسیه را کماهمیت میدانند
هر گونه لغو تحریمها و بهبود روابط با غرب، احتمالا تهران را ملزم به تجدید نظر در روابط خود با روسیه خواهد کرد؛ اگرچه این تغییر ممکن است فوری نباشد.
مسکو از این موضوع آگاه است و با احتیاط عمل میکند. پس از مرگ رئیسی، کرملین تلاش کرد تا بحث در مورد توافق بلندمدت دوجانبه را با اشاره به لزوم دیدن نتیجه انتخابات ریاستجمهوری در ایران، به تعویق بیندازد.
این احتیاط کرملین قابل درک است زیرا همه نامزدها در مدت تبلیغات انتخاباتی خود علاقهمند به همکاری نزدیک با مسکو نبودند.
پزشکیان، بنا بر سنت اصلاحطلبان، با تکیه یکجانبه تهران به همکاری با روسیه و چین مخالف است.
او معتقد است پتانسیل کامل روابط خارجی ایران تنها پس از لغو تحریمها و ایجاد یک سیاست چندجانبه که مستلزم تعامل با غرب است، آشکار میشود.
حتی در میان محافظهکاران نیز حمایت از «چرخش به شرق» کاهش یافته است.
بسیاری از آنها به این واقعیت اشاره میکنند که این سیاست نتایج ملموسی در بهبود وضعیت اقتصادی ایران نداشته است و برعکس، کمک به روسیه در جنگ اوکراین تنها بار تحریمهای ایران را افزایش داده است.
جلیلی رویکردی محتاطانه و عملگرایانه نسبت به روابط با روسیه اتخاذ کرده است.
در گفتمان سیاسی او، مسکو جایگاه ویژهای به عنوان شریک استراتژیک منحصر به فرد ندارد.
به نظر میرسد جلیلی، روسیه را در بستر گستردهتر سیاست «نگاه به شرق» میبیند که در آن، کشورهایی چون چین و هند نیز اهمیتی برابر دارند.
این نگرش متوازنتر، نشاندهنده تمایل به ایجاد روابط خارجی متنوعتر و کمتر وابسته به یک قدرت خاص است که میتواند انعطافپذیری بیشتری در دیپلماسی ایران ایجاد کند.
به این ترتیب نتیجه انتخابات ریاستجمهوری در ایران میتواند تاثیر قابل توجهی بر آینده روابط تهران و مسکو بگذارد. گرچه نباید فراموش کرد که منافع مشترک زیادی بین دو کشور وجود دارد و حتی اگر تغییراتی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی رخ دهد، احتمالا این تغییرات تدریجی و با در نظر گرفتن منافع بلندمدت خواهد بود.

انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ با مشارکت حدود ۴۰ درصدی به دور دوم رفت. حالا اصلاحطلبان و اصولگرایان که رهبر جمهوری اسلامی آنها را «دو بال نظام» میداند یک هفته وقت دارند که با هم رقابت کنند تا شاید مشارکت پایینی که علی خامنهای آن را «ننگ» میداند، افزایش دهند.
با اتمام شمارش آرای انتخابات روز هشتم تیر ۱۴۰۳، مشخص شد که مسعود پزشکیان، نامزدم جریان اصلاحات و سعید جلیلی، نامزد جریان اصولگرا به دور دوم خواهند رفت.
طبق اصل ۱۱۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی، کسی میتواند در دور اول انتخابات رییسجمهوری شود که اکثریت مطلق آرای شرکتکنندگان را به دست آورده باشد. اکثریت مطلق یعنی ۵۰ درصد به علاوه یک رای که نتایج نشان داد جلیلی و پزشکیان نتوانستند اکثریت مطلق را به دست بیاورند.
طبق قوانین جمهوری اسلامی با اعلام نتایج رسمی، فرایند تبلیغات برای دور دوم طبق قانون آغاز خواهد شد.
طبق زمانبندی برگزاری انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری که پیشتر منتشر شده است، دور دوم انتخابات زودهنگام جمعه هفته آینده، ۱۵ تیر ۱۴۰۳ برگزار خواهد شد.

تبلیغات و احتمال دو قطبی
آخرین باری که در جمهوری اسلامی مناظره انتخاباتی به صورت دو به دو و به مفهوم رایج آن برگزار شد سال ۱۳۸۸ بود. مناظراتی که علی خامنهای را ناراحت کرد.
او در اولین نماز جمعه پس از برگزاری انتخابات و در روز ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ گفت: «بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متاثر شدم. برای طرفداران نامزدها هم آن بخشهای معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهابآور و نگرانکننده بود که البته از هر دو طرف هم بود.»
پیمان جبلی، رییس منصوب خامنهای در سازمان صدا و سیما، ۲۰ خرداد ۱۴۰۳ در تشریح برنامههای این سازمان در صورت دو مرحلهای شدن انتخابات گفت: «حتما یکی از احتمالاتی که باید در نظر گرفته شود برگزاری انتخابات در دور دوم است و بهطور قطع رسانه ملی برای آن برنامه دارد. اینکه مناظره رو در رو باشد یا به شکل دیگری باشد، دربارهاش تصمیمگیری خواهد شد.»
در دور اول انتخابات، چیزی که صدا و سیما آن را مناظره خواند، در واقع میزگردی پرخرج با حضور شش نامزد بود. این میزگردها با وجود تبلیغات گسترده نتوانست نظر مخاطبان را جلب کند؛ طوری که نظرسنجی مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی نشان داد بیش از ۷۳ درصد مردم مناظره اول را حتی تماشا نکردند.
اما دور دوم انتخابات ظرفیت متفاوتی نسبت به دور اول دارد. اگر صدا و سیما زیر بار برگزاری مناظره برود، دیگر خبری از شش نامزد نیست که بتوان مناظره را به شکل میزگرد برگزار کرد. برنامه به هر شکلی برگزار شود، در نهایت دو نامزد رو در روی هم قرار خواهند گرفت.
فرصت حضور سعید جلیلی
یکی از این دو نامزد، جلیلی است که اصلاحطلبان - بدون اشاره مستقیم به نقش خامنهای - تمام تحریمها و فشارهای اقتصادی را طی سالهای ریاست جمهوری محمود احمدینژاد و حسن روحانی به پای او نوشتهاند.
این موضوع به اصلاحطلبان ختم نمیشود. اخیرا وبسایت تابناک هم مصاحبهای منتشر کرده است که در آن محمدحسین رنجبران، از مدیران سابق صدا و سیما، با نقل خاطرهای از وزیر امور خارجه دولت ابراهیم رئیسی که در واقعه بالگرد کشته شد، گفت: «شهید امیرعبداللهیان میگفت که توافق در زمستان ۱۴۰۰ تمام شده بود اما طیفی نگذاشت؛ به این فرد رای ندهید.»
اشاره تلویحی او به جلیلی است که در دور اول انتخابات حاضر نشد به نفع قالیباف کنار برود، هر چند که اکنون قالیباف پس از شکست در انتخابات، از جلیلی حمایت کرده است.

تجربه تیر ماه ۱۳۸۴
انتخابات زودهنگام ۱۴۰۳ از جهاتی مشابه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ است که شش نامزد برای رقابت تایید صلاحیت شده بودند.
از بین اکبر هاشمی رفسنجانی، مصطفی معین، علی لاریجانی، مهدی کروبی، محمدباقر قالیباف و محمود احمدینژاد، احمدینژاد و هاشمی به دور دوم رفتند.
دور اول نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ۲۷ خرداد ۸۴ برگزار شد که نرخ مشارکت در آن ۶۲/۸ درصد بود. در دور نخست تعداد رای هاشمی رفسنجانی ۶/۲ میلیون و تعداد رای احمدینژاد ۵/۷ میلیون بود. در دور دوم که روز سوم تیر ۸۴ برگزار شد، نرخ مشارکت به حدود ۵۹/۸ کاهش یافت و در آن تعداد، آرای هاشمی رفسنجانی به حدود ۱۰ میلیون و آرای احمدینژاد به حدود ۱۷/۲ میلیون رسید.
از نظر ترکیب نامزدها، در انتخابات فعلی، اصولگرایان جایی ایستادهاند که تیر ۸۴ اصلاحطلبان آنجا بودند.
در انتخابات زودهنگام ۱۴۰۳ و تا اینجای کار، بخشی از جامعه که با عناوینی مثل «قشر خاکستری» یا «رایهای خاکستری» نامیده میشوند وارد بازی انتخابات نشدند.
خامنهای اردیبهشت سال ۱۳۸۰، پس از مشارکت نزدیک به ۶۷ درصد واجدان شرایط در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۰ گفته بود: «ننگ است برای یک ملتی که در انتخابات ریاست جمهوری ۳۵ درصد، ۴۰ درصد شرکت میکنند. پیداست مردم به نظام سیاسیشان نه اعتماد دارند، نه اعتنا دارند، نه امید دارند.»
او اردیبهشت سال ۱۳۸۴ هم گفته بود: «دو جناح برای این کشور مثل دو بالاند که کشور با این دو بال میتواند پرواز کند.»
تجربه نشان داده یکی از آن دو بال خامنهای که اصولگرایان هستند، در تمام انتخابات با تمام قوا شرکت کردهاند و حالا چشم هواداران جمهوری اسلامی به بال چپ دوخته شده است.
باید دید اصلاحطلبان میتوانند در دومین هفته تیر ماه ۱۴۰۳، آن ۶۰ درصدی را که با عدم مشارکت در دور نخست به برگزاری انتخابات در ساختار جمهوری اسلامی «نه» گفتند، پای صندوق بکشانند یا مثل سال ۸۴، مشارکت در دور دوم نه تنها افزایش نخواهد یافت که کمتر از ۴۰ درصد اعلام شده در دور نخست خواهد شد.

تازهترین گزارش آژانس انرژی اتمی که روز جمعه هشتم تیرماه منتشر شده، حاکی از آن است که ایران نیمی از سانتریفیوژهای پیشرفته خود را در سایت فردو نصب کرده است.
خبرگزاری رویترز که نسخهای از این گزارش را مشاهده کرده گزارش داده اگرچه این ماشینهای پیشرفته غنیسازی اورانیوم از نسل آیآر-۶ در سایت فردو در دل کوه نصب شدهاند، اما هنوز در مدار قرار نگرفتهاند.
آیآر-۶ نسل ششم سانتریفیوژهای تولید ایران است و یکی از پیشرفتهترین ماشینهای مورد استفاده در غنی سازی در زیرساخت اتمی ایران بهشمار میرود.
ایران دو هفته پیش آژانس را مطلع کرده بود که درصدد است تا هشت آبشار جدید متشکل از سانتریفوژهای نوع آیآر-۶ را طی سه تا چهار هفته در سایت فردو نصب کرده و بدین ترتیب ظرفیت غنیسازی خود را به سرعت افزایش دهد.
آبشارهای غنیسازی واحدهایی متشکل از تعدادی از سانتریفیوژها هستند که به صورت سری با یکدیگر مرتبطند و گاز ترزیقی در فرآیند عبور از این واحدها، غنی میشود.
آژانس در فاصله دو روز بعد از این اعلام تایید کرد که دو آبشار نصب شدهاند. آژانس در گزارشی دیگر که به صورت محرمانه برای اعضای شورای حکام در روز جمعه ارسال کرده تصریح کرده که این رقم اکنون به دوبرابر افزایش یافته است.
آژانس با بیان اینکه تهران هنوز اعلام نکرده چه زمانی تزریق گاز هگزافلوراید اورانیوم را آغاز میکند افزوده است که مقامات ایرانی کماکان سطح غنیسازی مورد نظر خود را نیز تعیین نکردهاند.
دیپلماتها بر این باورند که نصب سانتریفوژهای نسلششم از سوی ایران واکنشی است به قطعنامه پنجم ژوئن (۱۶خرداد) شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران. در این قطعنامه افزایش همکاری تهران با آژانس و لغو محدودیتهای اخیر برای بازرسان خبره درخواست شده است. ایران در پاسخ به فشارها، شهریور سال گذشته دسترسی تعدادی از بازرسان مجرب آژانس را به تاسیسات اتمی خود قطع کرد.
ایالات متحده روز پنجشنبه اعلام کرد که «در پاسخ به تشدید فعالیتهای هستهای ایران و همکاری نکردن با آژانس بینالمللی انرژی هستهای» تحریمهایی را علیه نهادهای مرتبط با تجارت نفت و پتروشیمی ایران اعمال میکند.
نماینده آمریکا در نشست شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی با انتقاد از توسعه برنامه هستهای ایران خواستار آن شد که ایران برنامه تولید غنی سازی ۶۰ درصدی خود را متوقف کند.در این بیانیه آمده هیچ کشوری که عضو معاهده منع گسترش سلاح های هستهای است غنیسازی ۶۰ درصدی انجام نمیدهد.
مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی تصویب این قطعنامه را اقدامی «غیر سازنده» دانستند و سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران نیز گفته بود که جمهوری اسلامی در مقابل «فشار» کوتاه نخواهد آمد.
هفته گذشته نیز گزارشی محرمانه از آژانس بینالمللی انرژی اتمی منتشر شد که نشان میدهد جمهوریاسلامی به سرعت در حال گسترش توانایی خود برای غنی سازی اورانیوم با سانتریفیوژهای پیشرفته در تاسیسات زیرزمینی نطنز است و اکنون قصد دارد فراتر از آنچه قبلا برنامهریزی شده بود پیش برود.

سیامک نمازی، بازرگان ایرانی-آمریکایی و گروگان سابق، با نوشتن یادداشتی با اشاره به اینکه از آزادی دو گروگان سوئدی از زندانهای ایران خوشحال است، نوشته اگر سوئد هوشیارانه مذاکره میکرد میتوانست در قبال آزادی حمید نوری، آزادی همه گروگانهای خود و چندین گروگان اروپایی را تضمین کند.
سیامک نمازی، در این یاددداشت که جمعه ۸ تیر در بخش نظرات وبسایت گاردین منتشر شده است، با اشاره به تجربه اسارت خودش در زندان اوین، نوشته است رها کردن یک گروگان دیگر سوئدی در ایران که به اعدام هم محکوم شده غیرقابل درک است.
سیامک نمازی که پیش از این ۸ سال در ایران زندانی بود، ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ در جریان معاملهای بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده از زندان اوین آزاد شد و به آمریکا برگشت.

نمازی در این یادداشت با ذکر اینکه دولتهای غربی نباید شهروندان بیگناه را در سیاهچالهای دولتهای یاغی رها کنند، نوشته مبادله گروگانها هرچند ناخوشایند باشند، ضروری هستند و باید هر کاری میتوان انجام داد تا شهروندان در خطر را نجات داد.
این گروگان سابق در عینحال یادآوری کرده که دولتهای غربی باید مجازاتهای سختی برای جلوگیری از گروگانگیری وضع کنند.
۲۶ خرداد ۱۴۰۳، دولت سوئد در جریان معاملهای با ایران، برای آزادی دو تن از شهروندان گروگان خود در ایران به نامهای یوهان فلودروس و سعید عزیزی، حمید نوری را به دلیل نقش داشتن در کشتار ۱۳۶۷ و به جرم ارتکاب جنایت جنگی به حبس ابد محکوم شده بود، آزاد کرد.
پیشتر شماری از تشکلهای سیاسی و حقوق بشری خارج از کشور در نامهای به اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد، ضمن انتقاد از آزادی حمید نوری، هشدار دادند چنین توافقهایی با جمهوری اسلامی، گرایش حکومت ایران به گروگانگیری شهروندان خارجی و دوتابعیتیها را تقویت میکند.
سیامک نمازی با اشاره به این مبادله و ابراز خوشحالی از بازگشت فلودروس و عزیزی به سوئد نوشته تصمیم استکهلم برای انجام این معامله و رها کردن احمدرضا جلالی، دیگر شهروند سوئدی که به اعدام محکوم شده است، غیرقابل درک است.
احمدرضا جلالی، ۲۹ خرداد در فایلی صوتی که به ایراناینترنشنال رسیده، از اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد انتقاد کرد و گفت دولت این کشور او را «بیپناه» به حال خود رها کرده است و از او خواست «شجاعانه و مسئولانه» با پسر و دیگر اعضای خانواده این زندانی در برابر دوربینهای تلویزیونی دیدار کند و به پسرش بگوید چرا او را در زندان اوین به حال خود رها کرده و در صورت اعدام این زندانی، برای پسرش چه کار خواهد کرد.
احمدرضا جلالی، پزشک سوئدی-ایرانی متخصص پزشکی بحران، اردیبهشت ۱۳۹۵ در جریان سفری کاری به ایران بازداشت شد و پس از مدتی به اعدام محکوم شد و از آن زمان در زندان به سر میبرد.
گزارشگر ویژه حقوقبشر در ایران و عفو بینالملل پیشتر پرونده احمدرضا جلالی را بررسی کرده، دستگیری او را خودسرانه دانسته و خواستار آزادی بیقید و شرط او شده است.
پیشتر هم بسیاری از گروههای حقوق بشر بینالمللی، از جمله عفو بینالملل و دانشمندان در خطر با اشاره به روند غیرقانونی بازداشت و محاکمه او بدون رعایت آئین دادرسی منصفانه، خواستار آزادی او شده بودند.
سازمان عفو بینالملل ۲۹ خرداد با اعتراض به آنچه آن را آزادی تکاندهنده حمید نوری خواند، این اقدام دولت سوئد را ضربهای حیرتآور به بازماندگان و بستگان جانباختگان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ دانست.
این سازمان در بیانیه خود نوشت شرایط آزادی حمید نوری و بازگشت او به ایران، نگرانیهای قبلی را در مورد گروگان گرفتن اتباع سوئدی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی برای مبادله آنها با حمید نوری تائید میکند.
سهشنبه ۵ تیر، ویدا مهراننیا همسر احمدرضا جلالی، محقق ایرانی-سوئدی زندانی محکوم به اعدام در ایران، از اعتصاب غذای اعتراضی همسرش خبر داد و گفت: «همسرش فکر میکند تنها راهی که هر کسی میتواند صدای او را در دنیا بشنود این است که اعتصاب غذا کند.»
سیامک نمازی با اشاره به اینکه دولت سوئد بدون شک به این آگاه است که رها کردن احمدرضا جلالی معادل امضای حکم مرگ اوست، نوشته است روند مبادله حمید نوری نشان داد برای دولت سوئد، ارزش جان شهروندانش برابر نیست و این دولت مذاکرهکننده بسیار ناتوانی است.
به نوشته سیامک نمازی، حمید نوری با توجه به محکومیتش به خاطر دستداشتن در جنایت جنگی از طریق همدستی در کشتار ۶۷، مهمترین زندانی جمهوری اسلامی در اروپا بود و سوئد اگر ارزش او را برای جمهوری اسلامی میفهمید میتوانست آزادی همه شهروندان خود و چندین گروگان اروپایی دیگر را نیز در قبال آزاد کردن او تضمین کند.
به نوشته سیامک نمازی، تهران با اصرار بر نگه داشتن یک گروگان بیگناه میخواست سوئد را تحقیر کند و نشان دهد که دولتهای غربی، علیرغم ادعاهای زیبا درباره حقوق بشر، تفاوتی با آنها ندارند تا حدی که حتی سوئد، که یک الگوی حقوق بشر است، حاضر است کشته شدن یکی از شهروندان خود را ببیند تا دیگرانی که واقعا برای مقامات این کشور مهم بودند آزاد شوند.
سیامک نمازی در یادداشت مفصل خود همچنین به یادآوری خاطراتش از همصحبتی و همبندی بودن با احمدرضا جلالی پرداخته و گفته این زندانی زیر حکم اعدام تاکید کرده حتی اگر قاضی صلواتی که او را به اعدام محکوم کرده به درمان نیاز داشته باشد، او به خاطر تعهد پزشکیاش از کمک به او دریغ نمیکند.

رقیبان جانشینی ابراهیم رئیسی، هر یک از مسیری متفاوت با علی خامنهای مرتبطند. یکی منصوب رهبر جمهوری اسلامی در شوراهای عالی است، دیگری رویای شهرهای موشکی او را عینیت بخشیده و بعدی در زمان آغاز زمامداریاش، قائم مقام وزیر اطلاعات بوده است. نفر چهارم هم از نزدیکان سر تیم پزشکی اوست.
مسعود پزشکیان، منصوب سر تیم پزشکی خامنهای
مسعود پزشکیان تا سال ۱۳۷۳ سمتی آنچنانی در جمهوری اسلامی نداشت. او دانشجوی انقلابیای بود که پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، برای دانشجویان کلاس نهجالبلاغه میگذاشت. بعد از آن هم به جنگ رفت. سابقه اجرایی او در جمهوری اسلامی مثاتر از علیرضا مرندی است و پزشکیان از این جهت مدیون اوست.
مرندی پزشک متخصص اطفال است که سالهاست به عنوان سر تیم پزشکی علی خامنهای از او یاد میشود و از افراد مورد اعتماد اوست.
سال ۱۳۷۳، وقتی مرندی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود، پزشکیان را به سمت ریاست دانشگاه علوم پزشکی تبریز منصوب کرد.
پزشکیان مثل سه نامزد دیگر نیست که تجربه همکاری یا دریافت حکم مستقیم از خامنهای را داشته باشد اما در سخنرانیها و برنامههای تبلیغاتیاش صراحتا به «سرسپردگی» به خامنهای اذعان کرده و گفته است در صورت پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری، نظرات رهبر جمهوری اسلامی را اجرا خواهد کرد.

مصطفی پورمحمدی، امنیتی مورد اعتماد خامنهای
پورمحمدی هم مثل ابراهیم رئیسی در هیات مرگ عضو بوده اما نسبت او با رهبر جمهوری اسلامی به سالهای ابتدای رهبری خامنهای باز میگردد.
وزارت اطلاعات جایی نیست که دولتها بتوانند در آن به اختیار خود عمل کنند و وزیر با نظر شخص خامنهای انتخاب میشود. وقتی محمود احمدینژاد قصد برکناری حیدر مصلحی، وزیر وقت اطلاعات را داشت، خامنهای سنتشکنی کرد و در نوشتهای کوتاه، کتبا اعلام کرد قرار نیست در این وزارتخانه بدون نظر او تغییر و تحولی رخ دهد.
با این وصف از وزارت اطلاعات، پورمحمدی از سال ۱۳۶۹، یعنی اولین سال رهبری خامنهای به مدت ۹ سال معاون این وزارتخانه بود؛ آن هم نه معاونتی معمولی که معاونت ضد جاسوسی و قائم مقام وزیر اطلاعات.
سالهای مسئولیت پورمحمدی از ۶۹ تا ۷۸، همزمان با ترور رستوران میکونوس و انفجار مرکز همکاریهای یهودیان در آرژانتین موسوم به بمبگذاری آمیا در خارج کشور و قتلهای زنجیرهای در داخل کشور بود.
هر چند او از نظر حزبی به اصلاحطلبان نزدیک است اما صندوقچه اسرار خامنهای در یکی از مهمترین فصلهای رهبریاش محسوب میشود.
وزارت کشور، دیگر وزارتخانهای است که رهبر جمهوری اسلامی در آن دخالت مستقیم دارد.
وزیر کشور عملا جانشین خامنهای در فرماندهی فراجا یا همان فرماندهی انتظامی (نیروهای پلیس) به شمار میرود.
پورمحمدی در دولت اول احمدینژاد اولین وزیر کشور او بود که این باز هم اعتماد خامنهای را به او نشان میدهد.

سعید جلیلی، عضو حقیقی منصوب خامنهای در شوراهای عالی
رابطه جلیلی با خامنهای از نظر زمانی نزدیکتر است. جلیلی همین حالا که خود را نامزد انتخابات زودهنگام سال ۱۴۰۳ کرده است، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت، عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم خامنهای و عضو شورای راهبردی روابط خارجی دفتر رهبر جمهوری اسلامی به شمار میرود.
ورود او به دستگاه رهبر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۸۰ آغاز شد؛ وقتی که خامنهای او را به سمت مدیریت بررسیهای جاری دفتر خودش منصوب کرد.
او به عنوان نماینده خامنهای در شورای عالی امنیت ملی از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲، دبیری این شورا را برعهده داشت و سرپرست مذاکرات هستهای جمهوری اسلامی هم بود.

محمدباقر قالیباف، بنیانگذار برنامه موشکی مورد علاقه خامنهای
قالیباف به عنوان یک پاسدار کهنهکار از نزدیکان خامنهای محسوب میشود. او از سال ۱۳۹۶ تا سال ۱۳۹۹ از سوی خامنهای به عنوان عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.
قالیباف در زمان فرماندهی نیروی هوای سپاه پاسداران به شهادت امیرعلی حاجیزاده که اکنون فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران است، از اصلیترین نیروهای بنیانگذار برنامه موشکی سپاه بوده است. برنامهای که رهبر جمهوری اسلامی روی آن بسیار حساس است.
از سوی دیگر، قالیباف از معتمدین قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس هم بود. بازوی برون مرزی سپاه پاسداران که مسئول پیادهسازی سیاستهای فرامرزی خامنهای محسوب میشود.
بر این اساس، قالیباف هم معتمد سپاه پاسداران است و هم با توجه به سابقهاش در برنامه موشکی سپاه و رابطهاش با سپاه قدس، خامنهای نگاه مثبتی به او دارد.

هشتم تیر ۱۴۰۳ انتخاباتی برگزار میشود که مثل سایر انتخابات جمهوری اسلامی، انگشت اتهام مهندسی آن به سمت رهبر جمهوری اسلامی نشانه رفته است.
نامزدهای این انتخابات، حتی در رقابتهای انتخاباتی هم به سرسپردگی و تبعیت از دستورات خامنهای تاکید کردند.
بر این اساس نمیتوان گفت نامزدها با خامنهای رابطه خوبی ندارند و هر کدام از آنان به طریقی با او در ارتباط هستند اما تفاوتشان در مسیر ارتباط با رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی است.





