• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

زنان کاندیدای ریاست‌جمهوری در ایران: بازوهای اجرایی اما ناکام حکومت

زهرا باقری‌شاد
زهرا باقری‌شاد

پژوهش‌گر مطالعات جنسیت

۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ۱۴:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)
هاجر چنارانی، نماینده پیشین مجلس
هاجر چنارانی، نماینده پیشین مجلس

آیا این‌که چهار زن به عنوان کاندیدا برای انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کرده‌اند، به معنای تمایل جمهوری اسلامی به افزایش مشارکت زنان در فعالیت‌های سیاسی است؟

در روزهایی که کلودیا شینبام، با نامزدی از حزب چپ‌گرای مورنا به‌‌عنوان نخستین رییس‌جمهوری زن مکزیک انتخاب شده و تاریخ فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی زنان در کشور خود را به نقطه‌ عطف جدیدی رسانده است، چهار زن به نام‌های هاجر چنارانی، نماینده پیشین مجلس، حمیده زرآبادی، نماینده قزوین در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی از لیست امید، رفعت بیات، نماینده دوره هفتم مجلس و زهره الهیان نماینده مجلس یازدهم به عنوان کاندیدا در انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری در ایران ثبت‌نام کرده‌اند.

در شرایطی که حکومت ایران سرکوب علیه زنان را به روش‌های مختلف تشدید کرده و جنگ با زنان را به آشکارترین روش‌ها ادامه می‌دهد، از گشت ارشاد گرفته تا توقیف اتومبیل‌های زنان به دلیل بی‌حجابی، از احضار فعالان زن به دادسرا گرفته تا صدور احکام طولانی حبس برای آن‌ها؛ حضور این چهار زن در جریان انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری به چه معناست؟

دولت‌ها از نظر تاریخی همواره کلاب‌های مردانه بوده‌اند اما یکی از تحولات قابل‌توجه سیاسی در حال حاضر، افزایش تعداد زنان در مناصب دولتی و به ویژه کابینه‌ دولت‌هاست. سهم زنان از حضور در کابینه‌ی دولت‌ها از یک درصد در سال ۱۹۶۶ به ۲۳ درصد در سال ۲۰۲۱ افزایش یافته و نهادهای دموکراتیک که دربرگیرندگی و شمول جنسیتی را موردتوجه قرار می‌دهند از مهم‌ترین مشوق‌های مشارکت سیاسی زنان و حضور آن‌ها در دولت‌ها بوده‌اند. اما حکومت‌های اقتدارگرا از این ویژگی برخوردار نیستند و حلقه‌ مناصب دولتی در این حکومت‌ها اغلب از میان مردان انتخاب می‌شود. مقامات دولتی در حکومت‌های اقتدارگرا ملزم می‌شوند پست‌های مدیریتی از جمله وزارت و ... را فقط به مردان واگذار کنند.

با وجود افزایش دسترسی زنان به مناصب سیاسی در جهان، پیشرفت‌ها در زمینه برابری جنسیتی در عرصه سیاست نابرابر بوده است. این‌جاست که تجربه تاریخی مواجهه با دموکراسی اهمیت پیدا می‌کند، یعنی نه دموکراسی در سطح، بلکه دموکراسی به مثابه فرآیندی که به تدریج زنان را برای ورود به بالاترین رده‌های سیاسی توانمند می‌سازد. از این رو صرف حضور زنان در عرصه سیاست، الزاما به عنوان یک جنبش سیاسی از سوی زنان قلمداد نمی‌شود زیرا جنبش سیاسی زنان وقتی ظاهر می‌شود که خودجوش، رقابتی، گروهی، سازمان‌یافته و مبتنی بر رویکرد‌های ویژه جنبش زنان باشد.

جمهوری اسلامی از آغاز استقرار تاکنون نه تنها زمینه را برای ایجاد و توسعه جنبش خودجوش سیاسی زنان فراهم نکرده بلکه تعاریف مشخص خود را برای مشارکت سیاسی زنان ارائه داده است که از آن جمله می‌توان به شرکت در فرآیند انقلاب اسلامی، شرکت در راهپیمایی‌های ادواری مثل سالگرد انقلاب، روز قدس و ...، شرکت در بسیج، شرکت در انتخابات و همه‌پرسی‌های انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری، حضور در مجلس شورای اسلامی و حضور در ادارات دولتی به عنوان کارمند دولت اشاره کرد.

از این گذشته، زنان از سوی حکومت ایران برای پشتیبان مردهای خانواده که در جنگ مشارکت داشتند و برای کمک‌های مالی و مشارکت در فعالیت‌های پشتیبانی جنگ مورد تشویق قرار می‌گرفتند.

در میان زنانی که در ایران تا مقام‌ نمایندگی مجلس هم بالا آمدند، اعظم طالقانی نخستین زنی بود که خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری در ایران کرد و تنها زن سیاستمداری بود که گفت «آمده‌ام تا تکلیف رجل سیاسی را مشخص کنم.»

او باور داشت که تعبیر رجال در اصل ۱۱۵ قانون اساسی معادل جنس مرد نیست و برخی از متخصصان و فعالان سیاسی در ایران نیز با او دراین‌باره هم‌نظر بودند. اعظم طالقانی به گفته خودش آمده بود تابویی را بشکند، تابوی حضور زنان در ریاست جمهوری ایران.

از میان دیگر زنان اثرگذاری که در دوران حکومت جمهوری اسلامی در سیاست فعال بودند می‌توان از جمله از زهرا رهنورد، فائزه هاشمی، معصومه ابتکار و مرضیه وحید دستجردی نام برد که همه‌ آن‌ها در دوره‌هایی از فعالیت خود از بازوهای اجرایی نظام جمهوری اسلامی بودند. برای مثال مرضیه وحید دستجردی که در دوران این حکومت به وزارت بهداشت نیز رسید، از مطرح‌کنندگان «طرح تفکیک جنسیتی در بیمارستان‌ها» بوده و با طرح پیوستن ایران به کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مخالفت کرده‌است.

اما به نظر می‌رسد از میان چهار زن کاندیدای انتخاب زودهنگام ریاست‌جمهوری که در پی مرگ ابراهیم رییسی برگزار می‌شود، زهره الهیان از سابقه بیشتری در همراهی با سیاست‌های سرکوب‌گرانه حکومت در زمینه حقوق زنان برخوردار باشد. او در اردیبهشت سال ۱۴۰۲ از سوی ابراهیم رئیسی به عنوان عضو کمیته ویژه بررسی ناآرامی‌های سال ۱۴۰۱منصوب شد.

اگرچه الهیان در یکی از اظهارنظرهایش در واکنش به تحریم از سوی اتحادیه اروپا گفته بود که «به عنوان یک خانم، پزشک و رییس کمیته حقوق بشر مجلس شورای اسلامی اعلام می‌کنم جرم ما دفاع از حقوق زنان و کودکان است»، اما دولت کانادا در اسفند ۱۴۰۲ اعلام کرد که زهره الهیان را به اتهام مشارکت در سرکوب خشونت‌آمیز زنان و دختران در ایران، مورد تحریم قرار داده است. میزان و شدت نزدیکی الهیان به هسته‌ اصلی حکومت تا جایی است که در سال ۱۳۸۸ پیشنهاد احمدی‌نژاد را درباره وزارت رفاه و تامین اجتماعی به دلیل «توجه به نظر مراجع تقلید رد کرد و به همین دلیل مورد تقدیر صافی گلپایگانی، مرجع شیعه نیز قرار گرفت.

اما حتی تا این حد نزدیک شدن به هسته‌ مرکزی حکومت هم نمی‌تواند زنانی مانند الهیان را از نظر جمهوری اسلامی شایسته قرار گرفتن در مقام‌های بالای دولتی سازد. چرا که برای رهبران اقتدارگرا لزوم تداوم قدرت ایجاب می‌کند که تهدیدهای حلقه درونی حکومت و تاثیرات بیرونی آنها را به حداقل برسانند. در این مسیر آن‌ها به افرادی تکیه می‌کنند که بتوانند از تهدیدهای انقلاب و کودتا جلوگیری کنند و برای سرکوب مردم و دشمنان با سهولت بیشتری دست به کار شوند.

از نظر رهبران خودکامه، مردان ممکن است برای چنین ماموریت و مسوولیتی مناسب‌تر باشند زیرا سازمان‌هایی که زنان در آن برجسته بوده‌اند معمولا به اعمال قدرت از روش‌های غیرخشونت‌آمیز شناخته می‌شوند و چندان به رهبران خودکامه باج نمی‌دهند.

در مقاله پژوهشی با عنوان «انتخاب وزیران زن در حکومت‌های اقتدارگرا و دمکراتیک»، نویسندگان این ادعا را مطرح می‌کنند که فشارهای اجتماعی، زنان را در به کار بردن روش‌های خشونت‌آمیز برای دستیابی به اهداف سیاسی تا حد بیشتری نسبت به مردان محدود می‌کند. همچنین نویسندگان این مقاله بر این نظرند که زنان نمی‌توانند در یک نظام اقتدارگرا از رهبران آن نظام امتیازاتی بگیرند.

با این‌همه این ادعای نادرستی خواهد بود اگر بگوییم زنان «ذاتا» مرتکب خشونت کم‌تری می‌شوند یا زنان «ذاتا» با قرار گرفتن در مناصب دولتی که مروج تبعیض و خشونت باشد هم‌گرایی ندارند. رهبر یکی از مهم‌ترین احزاب راست‌ افراطی جهان را در حال حاضر یک زن برعهده دارد: مارین لوپن، سیاستمدار فرانسوی که از سال ۲۰۱۱ تا به حال رهبر جبهه ملی فرانسه بوده است و در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۵ نیز از سوی مجله تایم در فهرست ۱۰۰ فرد تأثیرگذار جهان قرار گرفت.

همچنین جورجا ملونی، رهبر حزب سیاسی راست‌گرا، پوپولیست و محافظه‌کار «حزب برادران» که به عنوان رییس‌جمهوری ایتالیا به فعالیت مشغول است در سال ۲۰۲۲ با شعار قدیمی و جنجال‌برانگیز «خدا، میهن، خانواده» وارد رقابت‌های انتخاباتی شد. او با حقوق جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو+آ مخالف است، با ورود پناهندگان به ایتالیا مخالف است و مداوم درباره مهاجران مسلمان هشدار می‌دهد. او نه تنها از ارزش‌های فمینیستی و آزادی زنان دفاع نمی‌کند بلکه در یکی از سخنرانی‌های خود گفته است: «آری به خانواده‌های مرسوم، نه به جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو+آ، آری به هویت جنسی، نه به ایدئولوژی جنسیت».

صرف «زن بودن» نمی‌تواند سیاستمداران را از تبعیض علیه گروه‌های آسیب‌پذیر، نقض حقوق بشر و حتی اعمال خشونت مصونیت دهد. از این رو زنانی همچون الهیان که بسیار به هسته‌ درونی جمهوری اسلامی نزدیک هستند به صرف زن بودن نمی‌توانند به عنوان نیروهای مترقی و دارای رویکرد انتقادی ارزیابی شوند.

روشن است که حضور چهار کاندیدای زن در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر نشانگر شمول سیاسی زنان نیست چرا که شمول سیاسی فرآیندی است که در پی آزادی بیان و آزادی سازماندهی فعالیت‌های زنان به دست می‌آید. اما عملکرد حکومت ایران به ویژه در ارتباط با زنان گویای نقض آزادی بیان و نقض آزادی سازماندهی فعالیت‌های زنان است که در دو سال اخیر با شدت یافتن فعالیت خشونت گشت ارشاد، بازداشت‌های گسترده فعالان حقوق زنان و سرکوب همه‌جانبه‌ آن‌ها به بالاترین حد خود رسیده است.

با این‌همه ثبت‌نام چهار زن در انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری اسلامی اگرچه گویای رویکرد پوپولیستی و عوام‌فریبانه حکومت ایران است، از واقعیت دیگری نیز حکایت دارد: زنان در ایران نمی‌توانند از نظامی چنین اقتدارگرا امتیازاتی بگیرند زیرا چنین نظامی زنان مبارز را سرکوب و زنان مطیع را به بازوهایی خرد اجرایی خود تبدیل می‌کند.

از این رو مدت‌هاست دیگر حضور هیچ زنی در عرصه سیاست در ایران یک دستاورد برای زنان محسوب نمی‌شود. شکاف میان زنان با زنانی که بازوهای حمایتی و اجرایی حکومت هستند از همیشه بیشتر شده است و جنسیت مشترک، باعث از میان رفتن این شکاف نخواهد شد.

جایی که حتی صدیقه وسمقی با برداشتن حجاب در کنار زنان مبارز ایران قرار می‌گیرد، بدون چادر و تنها با روسری ظاهر شدن هاجر چنارانی در روز ثبت‌نام انتخابات ریاست‌جمهوری نمی‌تواند توجه زن ایرانی را به خود جلب کند. مطالبات زنان در ایران همواره از تصورات حکومت فراتر بوده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

برخی اعضای کابینه رئیسی از شورای نگهبان خواستند اسماعیلی را «رجل سیاسی» حساب کند

۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ۱۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

۲۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری که برخی معتقدند پیروز آن «تعیین» می‌شود و عده‌ای می‌گویند شاید نظام راه جدیدی انتخاب کند، باقی مانده است. شورای نگهبان هنوز نامزدهای تایید شده را اعلام نکرده که وزیران ابراهیم رئیسی در نامه‌ای خواسته‌اند محمدمهدی اسماعیلی، «رجل سیاسی» دانسته شود.

در حالی که شورای نگهبان هنوز برای اعلام نتایج تایید صلاحیت نامزدها فرصت دارد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی از نامزدهایی که «امکان حضور خود را در انتخابات زیاد می‌دانند» خواست تا زودتر برای ضبط برنامه‌های خود اقدام کنند.

علاوه بر این، صدا و سیما اعلام کرد بیان مطالب مغایر با سیاست‌های اعلامی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و استفاده از عکس او و روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در تبلیغات نامزدهای انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳ ممنوع است.

مصطفی پورمحمدی و مهرداد بذرپاش فیلم‌های تبلیغاتی خود را منتشر کردند
100%
مصطفی پورمحمدی و مهرداد بذرپاش فیلم‌های تبلیغاتی خود را منتشر کردند

از طرف دیگر برخی ثبت‌نام کنندگان، فیلم‌های تبلیغاتی‌شان را ساخته و منتشر کردند.

مصطفی پورمحمدی، عضو «هیات مرگ»، از جمله کسانی‌ است که فیلم تبلیغاتی خود را با عنوان «قرار ما این نبود» منتشر کرده است.

پیش‌تر مهرداد بذرپاش نیز که ماجرای خودداری‌اش از سوار شدن به بالگرد رئیسی مورد توجه قرار گرفته بود، فیلمی تبلیغاتی با عنوان «ما پای وعده‌های رییس‌جمهوری شهید ایستاده‌ایم» منتشر کرد.

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده سابق مجلس، درباره تحرکات انتخاباتی بذرپاش گفت: «بذرپاش لحظه آخر سوار هلی‌کوپتر نمی‌شود و بعد از دو هفته با برنامه برای ثبت‌نام می‌آید.»

جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده سابق مجلس: بذرپاش لحظه آخر سوار هلیکوپتر نمی‌شود و بعد از دو هفته با برنامه برای ثبت‌نام می‌آید.
100%
جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده سابق مجلس: بذرپاش لحظه آخر سوار هلیکوپتر نمی‌شود و بعد از دو هفته با برنامه برای ثبت‌نام می‌آید.

خروجی هشت نامزد تعیین شده از سوی شورای نگهبان: قالیباف یا لاریجانی؟

غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی کهنه‌کار اصلاح‌طلب و عضو حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبه‌ای با انتقاد از نامزد شدن وزرای رئیسی گفته است با توجه به اظهارات اعضای شورای نگهبان، خروجی این انتخابات یا علی لاریجانی یا محمدباقر قالیباف است که هر دو برای حاکمیت «قابل قبول» هستند.

غلامحسین کرباسچی پیش‌بینی کرده خروجی انتخابات ۱۴۰۳ یا محمدباقر قالیباف است یا علی لاریجانی
100%
غلامحسین کرباسچی پیش‌بینی کرده خروجی انتخابات ۱۴۰۳ یا محمدباقر قالیباف است یا علی لاریجانی

نور‌نیوز، وب‌سایت نزدیک به علی شمخانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و مشاور سیاسی فعلی علی‌ خامنه‌ای، از شورای نگهبان خواست با «نرمش» در برابر صلاحیت‌ها، زمینه مشارکت بالا در انتخابات را فراهم کند.

این وب‌سایت هشدار داد تکرار سومین انتخابات با مشارکت زیر ۵۰ درصد، پیام‌ها و معناهای ناخوشایندی خواهد داشت.

علاوه‌ بر این، نورنیوز پیش‌بینی کرد هشت نامزد برای انتخابات زودهنگام پیش رو از سوی شورای نگهبان تعیین خواهند شد: محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، علی نیکزاد، شمس‌الدین حسینی، اسحاق جهانگیری و امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی.

این گمانه‌زنی‌ها در حالی منتشر می‌شوند که احمد جنتی، دبیر ۹۸ ساله شورای نگهبان، در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفته است در تایید صلاحیت‌ها هیچ فشاری روی این شورا نیست و کسی جرات نمی‌کند فشاری به شورای نگهبان بیاورد.

برخی اعضای کابینه دولت سیزدهم در نامه‌ای از شورای نگهبان خواستند محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ابراهیم رئیسی را «رجل سیاسی» حساب کند
100%
برخی اعضای کابینه دولت سیزدهم در نامه‌ای از شورای نگهبان خواستند محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ابراهیم رئیسی را «رجل سیاسی» حساب کند

نامه وزیران رئیسی برای تایید وزیر رئیسی

کانال تلگرامی وب‌سایت رجانیوز، متعلق به مقداد نیلی، برادر میثم نیلی، داماد ابراهیم رئیسی، با انتشار نامه‌ای دست‌نویس گزارش داد چندین وزیر و معاون دولت رئیسی خواهان تایید صلاحیت محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شدند.

این اشخاص، جمعی از وزرا و مدیران دولت رئیسی از جمله وزیران امور اقتصادی و دارایی، صنعت، معدن و تجارت (صمت)، علوم، تحقیقات و فن‌آوری، ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و علی باقری کنی، سرپرست وزارت امور خارجه هستند.

رسانه‌ها پیش‌تر مطالبی درباره اثرگذاری برادران نیلی در انتخابات پیش رو زیر عنوان «حلقه مقداد» منتشر کرده‌اند.

بذرپاش دیگر وزیر کابینه رئیسی است که از سوی جریان «شریان» اصول‌گرایان حمایت می‌شود.

روز ثبت‌نام، اسماعیلی با همراهی برادر داماد ابراهیم رئیسی و محسن منصوری، معاون اجرایی رئیسی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری به ستاد انتخابات رفت.

همین همراهی به حمایت جریان پایداری و نزدیکان سعید جلیلی از اسماعیلی تعبیر شد.

احمد جنتی، دبیر ۹۸ ساله شورای نگهبان گفت کسی جرات ندارد به این شورا فشار بیاورد
100%
احمد جنتی، دبیر ۹۸ ساله شورای نگهبان گفت کسی جرات ندارد به این شورا فشار بیاورد

آب پاکی وزیر اطلاعات روی دست نامزدها

تحرکات انتخاباتی در حالی است که ۸۰ نامزد ثبت‌نام کرده برای شرکت در انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری، هنوز در گردنه تایید صلاحیت هستند.

سابقه شورای نگهبان نشان می‌دهد این جمع در گذشته انتخابات ریاست جمهوری را مهندسی و شخص مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی را تعیین کرده است.

در همین فضا و در حالی که وب‌سایت مشاور سیاسی علی خامنه‌ای درباره سومین انتخابات کم رونق هشدار داده است، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات تاکید کرد عملکرد نامزدها را رصد خواهد کرد و در صورت نیاز برایشان پرونده تشکیل خواهد داد.

با اینکه چهره‌های اصلاح‌طلب و کارگزاران مثل کرباسچی و جواد ظریف به دنبال افزایش مشارکت و راه‌‌گشایی هستند، با هشدارهای چهره‌های امنیتی مثل وزیر اطلاعات، شاید تصمیم مجموعه نظام جمهوری اسلامی چیز دیگری باشد.

انتخابات و سرگذشت خانواده مرموز نیلی: مرگ پدر و پدرزن در سانحه

۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ۲۰:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
امیرهادی انواری

این روزها رسانه‌ها درباره نقش «حلقه مقداد» در انتخاب ریاست‌جمهوری آینده می‌نویسند. محفلی که نقشش اولین بار در انتصابات دولت ابراهیم رئیسی مطرح شد و در جریان سیسمونی‌گیت محمدباقر قالیباف هم پیش کشیده شد.

ظاهرا سرنوشت مقداد و میثم، فرزندان حسین نیلی و مادرشان، با «مرگ در سانحه» پیوند عجیبی دارد.

حدودا دو سال قبل و در اردیبهشت‌ ۱۴۰۱، ایران‌اینترنشنال فایلی صوتی از مهدی طائب، رییس قرارگاه عمار و برادر رییس سابق سازمان اطلاعات سپاه منتشر کرد که در آن طائب و یکی از حضار، به نقش داماد و برادر داماد رئیسی در «زدن» قالیباف اشاره می‌کردند.

در آن جلسه گفته شد: «خط مشی چی بود؟ بگردیم، پیدا کنیم و بزنیم قالیباف را ....»

داماد و برادر داماد رییس‌جمهوری که در این فایل به آن‌ها اشاره شده، همان مقداد و میثم نیلی هستند. این دو نفر که این روزها از اثرگذاریشان در عزل و نصب‌های سیاسی زیر عنوان «حلقه مقداد» در رسانه‌ها یاد می‌شود، از کجا آمدند؟

تابستان سال ۱۳۶۸، در شرایطی که علی خامنه‌ای تازه رهبر شده بود و شورای نگهبان مشغول بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری بود، حسین نیلی، وزیر سابق میرحسین موسوی، در تصادف رانندگی جان باخت
100%
تابستان سال ۱۳۶۸، در شرایطی که علی خامنه‌ای تازه رهبر شده بود و شورای نگهبان مشغول بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری بود، حسین نیلی، وزیر سابق میرحسین موسوی، در تصادف رانندگی جان باخت

زخم کهنه تصادف ساختگی

یک‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۶۸، میرحسین موسوی، آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی، پیامی کوتاه منتشر کرد و در آن «درگذشت ناگهانی برادر مهندس حسین نیلی»، وزیر سابق معادن و فلزات را تسلیت گفت.

روزنامه کیهان در صفحه دو شماره مورخ ۱۱ تیر ۱۳۶۸ درباره مرگ حسین نیلی احمدآبادی نوشت که او روز جمعه ۹ تیر ۱۳۶۸، در حالی که در سمت عضو هیات مدیره سازمان صنایع دفاع انجام وظیفه می‌کرد، به هنگام بازگشت از ماموریت در اتوبان کرج جان خود را از دست داد.

همان زمان و در خبر دیگری درباره مراسم دفن او نوشته شد که از او سه فرزند به یادگار مانده است.

حسین نیلی، پدر مقداد و میثم نیلی، وزیر معادن و فلزات دولت اول میرحسین موسوی بود
100%
حسین نیلی، پدر مقداد و میثم نیلی، وزیر معادن و فلزات دولت اول میرحسین موسوی بود

حسین نیلی احمدآبادی، متولد سال ۱۳۲۵ در اصفهان بود که بعد از انقلاب به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمده بود. او در سرکوب اعتراضات سال‌های نخست جمهوری اسلامی در استان چهارمحال و بختیاری نقش داشت. از سال ۱۳۶۰ معاون سیاسی استانداری چهارمحال و بختیاری بود. از سال ۱۳۶۲ تا سال ۱۳۶۴، در دولت موسوی وزیر معادن و فلزات بود. اینکه او از وزارت در دولت اول به مدیریت در دولت دوم موسوی رسید، شاید به دلیل اختلافات موسوی و علی خامنه‌ای در زمان ریاست جمهوری خامنه‌ای بود.

۲۷ سال پس از آن تصادف، وقتی سه فرزند نیلی احمدآبادی دیگر بزرگ شده بودند، یک‌ وب‌سایت از زیرمجموعه‌های حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، مصاحبه‌ای با یک «همسر شهید» انجام داد؛ زنی به نام «زهرا سجادی».

زهرا سجادی، همسر حسین نیلی و مادر مقداد و میثم نیلی
100%
زهرا سجادی، همسر حسین نیلی و مادر مقداد و میثم نیلی

سجادی در این مصاحبه گفت همسرش مثل حسن تهرانی مقدم (از بنیانگذاران برنامه موشکی سپاه پاسداران که سال ۱۳۹۰ در انفجار زاغه مهمات شهریار کشته شد)، در صنایع الکترونیک، موشک‌سازی و مخابرات، طرح‌هایی داشته است.

او با طرح شبهه‌ای درباره مرگ همسرش گفت در زمانی که اکبر ترکان در صنایع دفاع بوده، هیاتی از یوگسلاوی برای عقد قرارداد تولید شیشه‌های اپتیک به ایران آمده بودند اما شوهرش، حسین نیلی، از ترکان خواسته دست نگه دارد تا او به رشت برود و محصولات کارخانه‌ای را در آن شهر بررسی کند.

به گفته سجادی، نیلی با کارخانه‌ رشت برای تولید همان شیشه‌های اپتیک به توافق رسیده بوده اما در راه برگشت در تصادفی کشته می‌شود: «معلوم هم نشد این تصادف ساختگی بود یا خیر. در هر حال در حین خدمت به شهادت رسیدند.»

او در پایان مصاحبه تاکید کرد که همسرش، حسین نیلی، جزء اولین گروه‌هایی بوده که با خامنه‌ای، پس از آغاز رهبری‌اش «بیعت» کرده است.

 تابستان ۱۳۶۸، حسین نیلی، وزیر سابق معادن و فلزات، در سانحه رانندگی در اتوبان کرج جان باخت
100%
تابستان ۱۳۶۸، حسین نیلی، وزیر سابق معادن و فلزات، در سانحه رانندگی در اتوبان کرج جان باخت

خامنه‌ای پس از مرگ نیلی، در دیدار با خانواده او با اشاره به اینکه مرحوم را از زمان حضورش در ذوب آهن می‌شناخته، گفت: «من به جرات می‌توانم بگویم که شاید یک ساعت و یا یک سال از عمر ایشان برابر با تمام یک عمر عده‌ای است که ادعای زیاد دارند ولی خدمتی برای نظام و انقلاب انجام نمی‌دهند»

۲۷ سال بعد از مرگ پدر

در زمان مرگ نیلی احمدآبادی در آن تصادف مشکوک، گفته شده بود او سه فرزند دارد.

هویت دو فرزند از آن سه، یعنی مقداد و میثم امروز روشن شده است اما مشخص نیست میثم، مقداد را پای سفره انقلاب نشانده یا برعکس. یا شاید فرزند سومی که نامش منتشر نشده است.

یک هفته قبل از مرگ رئیسی در سانحه سقوط بالگرد، وب‌سایت خبرآنلاین (نزدیک به اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان) در گزارشی به نقش مقداد نیلی، همسر ریحانه‌ رئیسی و داماد ابراهیم رئیسی در کابینه دولت سیزدهم پرداخت.

دولت رئیسی هنوز یک ساله نشده بود که محمود احمدی بیغش - که اتفاقا حالا جزء خیل ثبت‌نام کنندگان در انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳ هم هست - در بهمن‌ ماه سال ۱۴۰۰ در جریان نطقش در مجلس گفت: «در دولت شما پدیده مقدادیسم همان نقش غلط را ایفا می‌کند که آشناییسم در دولت روحانی ایفا می‌کرد.»

اشاره او به توصیه‌نامه‌هایی بود که از سوی مقداد نیلی، داماد رئیسی برای به‌کارگیری اشخاص در دولت صادر شده بود.

هر چند زمزمه‌هایی درباره نقش داماد رئیسی در رایزنی‌های پشت‌ پرده شده است، به نظر می‌رسد چهره تعیین کننده در این میان میثم، برادر مقداد باشد.

از مقداد نیلی، همسر ریحانه رئیسی، دختر ابراهیم رئیسی تصاویر زیادی در دست نیست
100%
از مقداد نیلی، همسر ریحانه رئیسی، دختر ابراهیم رئیسی تصاویر زیادی در دست نیست

برادر مقداد

از مقداد نیلی، همسر ریحانه رئیسی، دختر ابراهیم رئیسی تصاویر زیادی در دست نیست.

از میثم، برادر مقداد، تصاویر و اظهار نظرهای بیشتری در دست است. طبیعی هم به نظر می‌رسد. او صاحب وب‌سایت رجانیوز به شمار می‌رود. بنگاه رسانه‌ای جریان پایداری که پیش از پیدایش جریان پایداری کارش را آغاز کرده بود.

سال ۱۳۸۴، شاکله اولیه رجانیوز از نیروهای ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد و وب‌سایت شخصی او زیر نظر مسعود زریبافان تشکیل شد.

وب‌سایتی که امروز تصویر رئیسی را هم به محمدعلی رجایی در پیشانی خود چسبانده، در سال‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸، در جریان‌های مهم امنیتی و پرونده‌سازی علیه روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی، نقش مهمی بازی کرد.

میثم نیلی، مالک وب‌سایت رجانیوز، محمدمهدی اسماعیلی را در ثبت‌نام برای انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری همراهی کرد
100%
میثم نیلی، مالک وب‌سایت رجانیوز، محمدمهدی اسماعیلی را در ثبت‌نام برای انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری همراهی کرد

میثم نیلی سمت‌های زیادی از وزارت ارشاد تا سازمان صدا و سیما داشته و دارد اما به نظر می‌رسد نقش او به عنوان مالک رجانیوز از بقیه محوری‌تر باشد.

رجانیوز فقط یک وب‌سایت نیست بلکه ویترین جریانی امنیتی بوده و هست. جایی که حتی زور مجلس شورای اسلامی هم در جمهوری اسلامی به آن نرسید.

برادران نیلی و افشاگری

مهم‌ترین نقش برادران نیلی در سال‌های اخیر حمله به محمدباقر قالیباف بوده است؛ مهم‌ترین رقیب درون خانوادگی اصول‌گرایان برای ابراهیم رئیسی، سعید جلیلی و در کل، برای جریان پایداری.

دو برادر برای تخریب قالیباف مستقیم وارد نمی‌شوند. وحید اشتری، «دانشجوی عدالت‌خواه»، از اصلی‌ترین مهره‌هایی به شمار می‌رود که در جهت سیاست‌های برادران نیلی حرکت کرده است.

در جریان پروژه نیلی‌ها برای تخریب قالیباف که به وسیله وحید اشتری اجرا شد، مهدی طائب، برادر رییس وقت سازمان اطلاعات سپاه، در نهایت ناچار شد از میثم نیلی، برادر داماد رییس‌جمهوری عذرخواهی کند.

اگر جریان نیلی‌ها علیه قالیباف اقدام کردند، جریان دیگری هم علیه کاظم صدیقی افشاگری کرد. یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار، اسنادی را افشا کرد که نشان می‌دهند صدیقی باغی را تصرف کرده است. موضوعی که با عذرخواهی این چهره نزدیک به خامنه‌ای همراه شد اما این ماجرا به نوعی به نیلی‌ها هم مربوط بود: میثم نیلی، اسفند ماه ۱۴۰۲ تمام قد از صدیقی دفاع کرد و نوشت: «با شکایت‌نامه روشنگر و متن پرهیزکارانه عالم زاهد و روحانی مجاهد، جناب آیت‌الله صدیقی، بازی‌های پشت صحنه به زودی روشن و شفاف خواهد شد.»

محمد مهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، همراه محسن منصوری و میثم نیلی برای ثبت‌نام در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری در ستاد انتخابات کشور حضور یافت
100%
محمد مهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، همراه محسن منصوری و میثم نیلی برای ثبت‌نام در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری در ستاد انتخابات کشور حضور یافت

نیلی‌ها و اسماعیلی

روزنامه دنیای اقتصاد در جریان گمانه‌زنی‌ها در مورد نامزدهای انتخابات، درباره رویکرد دولت رئیسی نوشت: «دو بال سیاسی پاستورنشینان، یعنی مهدی مجاهد، معاون فرهنگی دفتر رییس‌جمهور و همچنین مقداد نیلی، پس از قطعی شدن عدم ورود [پرویز] فتاح به این اجماع رسیدند که با وجود برخی اختلافات، بهترین گزینه جانشین، محمد مخبر است.»

محمد مخبر نامزد نشد اما میثم، برادر مقداد نیلی، شخص دیگری از دولت رئیسی را برای ثبت‌نام همراهی کرد: محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ابراهیم رئیسی.

عدم نامزدی مخبر، گزینه تداوم دولت رئیسی را با چالش جدی روبه‌رو کرد.

پاستورنشینان بعد از رئیسی نتوانستند سر یک نامزد توافق کنند و حالا در مقابل وزیر ارشاد دولت رئیسی، وزیر راه و شهرسازی رئیسی یعنی مهرداد بذرپاش قرار دارد. نامزد دهه شصتی که البته حاشیه‌های زیادی دارد اما در انتخابات اخیر مجلس، پشتیبان مالی جریان شریان به رهبری حمید رسائی بود که نتایج قابل توجهی هم در انتخابات به دست آورد.

 زهرا سجادی با نام کامل زهرا بگم سجادی، در  انجمن بین‌المللی حمایت از خانواده‌های قربانی تروریسم نیماد عضویت داشته است
100%
زهرا سجادی با نام کامل زهرا بگم سجادی، در انجمن بین‌المللی حمایت از خانواده‌های قربانی تروریسم نیماد عضویت داشته است

مادر نیلی‌ها

هر چند این روزها بیشتر مقداد و میثم نیلی در کانون توجه قرار گرفته‌اند اما این خانواده یک عضو مشهور دیگر هم دارد. زهرا سجادی که نامش از سال ۱۳۸۸ برای تصدی معاونت خانواده مرکز امور زنان و خانواده از سوی احمدی‌نژاد مطرح شد.

مادر نیلی‌ها مدتی پس از آغاز به کار دولت حسن روحانی همچنان در دولت حضور داشت.

زهرا سجادی از فعالان جبهه پایداری هم به شمار می‌رود و در دهه ۱۳۹۰ نیز تشکلی به نام مجمع زنان انقلاب اسلامی راه‌اندازی کرد و خودش دبیر‌کل آن شد.

فعالان حوزه زنان احتمالا او را با اظهار نظرهایی مثل «در مناطق گرمسیر، دختران زیر ۱۳ سال هم آمادگی ازدواج دارند» یا «سن عقلی دختران ۴۰ سالگی است»، می‌شناسند.

به نظر می‌رسد نام کامل زهرا سجادی، «زهرا بگم سجادی» است که همراه کبری خزعلی، رییس شورای فرهنگی-اجتماعی زنان و خانواده شورای عالی انقلاب فرهنگی و مریم مجتهد‌زاده، معاون امور زنان و خانواده احمدی نژاد، در دی‌ ماه سال ۱۴۰۰، مجمع زنان فرهیخته انقلاب اسلامی را تاسیس کردند.

علاوه بر این، سجادی در سال ۱۳۹۳ در کنار زهره سادات لاجوردی (فرزند اسدالله لاجوردی) که عضو جریان پایداری است، عضو علی‌البدل انجمن بین‌المللی حمایت از خانواده‌های قربانی تروریسم نیماد هم بوده است.

این‌روزها رسانه‌ها درباره تلاش‌ انتخاباتی آن‌چه که «حلقه مقداد» می‌نامند، می‌نویسند. تلاشی که شاید با توجه به آرایش اصولگرایان لزوما به انتخاب رییس‌جمهوری مطلوب خانواده نیلی منجر نشود اما نفوذ این خانواده در ساختار جمهوری اسلامی با ریاست جمهوری رئیسی آغاز نشده که با پایان عمر دولت او حتما تمام شود.

وزیر اطلاعات نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری را تهدید کرد

۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، در جلسه سران قوا درباره انتخابات گفت این وزارت‌خانه تلاش می‌کند «با برنامه مخرب معاندین خارج‌نشین» مقابله کند. او هم‌زمان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را به پرونده‌سازی تهدید کرد.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، در گزارشی خبر داد شامگاه چهارشنبه جلسه سران قوا برای اتخاذ تصمیم‌های لازم در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به میزبانی سرپرست ریاست جمهوری و با حضور رییس قوه‌قضاییه، رییس مجلس شورای اسلامی، معاون حقوقی رییس‌جمهوری، وزیر اطلاعات، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات و رییس سازمان صدا و سیما در نهاد ریاست جمهوری برگزار شد.

خطیب در جریان این جلسه با بیان اینکه رفتار کاندیداها و حامیان آن‌ها رصد شده و به افرادی که رویکرد تخریب‌گرایانه اتخاذ کنند تذکرات لازم داده خواهد شد، گفت که در صورت لزوم، گزارش این رصد در اختیار مقام‌های قضایی قرار خواهد گرفت.

این روند نشان می‌دهد فضای امنیتی در آستانه انتخابات در ایران تشدید شده است.

در تحلیل این شرایط، جابر رجبی، فعال و تحلیل‌گر سیاسی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت که جمهوری اسلامی آمادگی قبلی را «برای مهندسی انتخابات و امنیتی کردن فضای انتخابات» نداشته است.

رجبی گفت در حال حاضر دو نوع تهدید در فضای موجود دیده می‌شود که اولی تهدید حکومت علیه صاحبان قدرت است و دومی تهدید حکومت علیه مردم.

تشویق به تحریم انتخابات جرم اعلام شد

هیات نظارت بر مطبوعات در آستانه برگزاری انتخابات در ایران، دستورالعملی در ۱۶ بند منتشر کرد و رسانه‌ها و مردم را به مجازات تهدید کرد.

در بند اول این دستورالعمل از «انتشار هر گونه محتوا به منظور ترغیب و تشویق مردم به تحریم یا کاهش مشارکت در انتخابات، تجمع اعتراض‌آمیز بدون مجوز، اعتصاب، تحصن، ادعای غیر واقع مبنی بر توقف انتخابات یا هر اقدامی که به نحوی موجب اخلال در امر انتخابات ریاست جمهوری شود» به عنوان برخی مصداق‌های موارد مجرمانه نام برده شده است.

«تشویش اذهان عمومی، سیاه‌نمایی و بیان مطالب خلاف واقع علیه کشور، انتشار و تبلیغ علایم تحریم انتخابات، انتشار هجو یا هجویه یا هر گونه محتوای توهین‌آمیز یا تخریب در فضای مجازی علیه انتخابات و انتشار هر گونه مطلب علیه نامزدهای انتخاباتی»، برخی دیگر از موارد ذکر شده در این دستورالعمل است.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۱۴ خرداد در مراسم حکومتی سالمرگ روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در مقبره او، به نامزدهای انتخابات پیش رو درباره چگونگی رقابت هشدار داد و مواردی از جمله «اعتقاد به مبانی انقلاب» را به عنوان معیارهای رییس‌جمهوری آینده جمهوری اسلامی اعلام کرد.

او گفت که در رقابت‌های انتخاباتی بین نامزدها «بدگویی، تهمت و لجن‌پراکنی کمکی به پیشرفت کارها نمی‌کند و به آبروی ملی لطمه می‌زند».

انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری به دنبال مرگ ابراهیم رئیسی در سقوط بالگرد حامل او، قرار است روز هشتم تیر ماه ۱۴۰۳ برگزار شود.

احمد وحیدی، وزیر کشور، دوشنبه ۱۴ خرداد، پس از پایان مهلت ثبت‌نام برای انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام کرد ۸۰ نفر داوطلب شرکت در انتخابات شدند.

شورای نگهبان مشغول بررسی صلاحیت نامزدهای مورد نظر نظام است.

  • بیشتر بخوانید: چرا انتخابات در جمهوری اسلامی ایران یک «انتخابات آزاد» نیست؟

گلرخ ایرایی از زندان: این است فضای انتخاباتی دیکتاتورها

۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ۱۸:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
گلرخ ایرایی

«یکی از آن‌هایی که به مردم شلیک کرد من بودم، ما کشتیم. حالا چه کسی می‌خواهد ما را محاکمه کند؟» این بخشی از دیالوگ یک فیلم نیست. حسن نوروزی، یکی از چند نایب رییس کمیسیون قضایی مجلس جمهوری اسلامی است که این‌طور از کشته‌شدگان آبان سخن می‌گوید.

حالا همین فرد نامزد کرسی ریاست جمهوری‌ست.

هم او و هم دیگر نامزدها به همین راحتی به مردم شلیک می‌کنند و در اوج بی‌عدالتی، کسی توان محاکمه‌شان را ندارد.

مثل:

مصطفی پورمحمدی که در دهه ۶۰ دادستان هرمزگان، کرمانشاه، خوزستان و خراسان بود و صدای قهقهه‌اش در هیات مرگ و چانه‌زنی‌اش بر سر اعدام انسان‌ها، برای همیشه در گوش ما و در گوش تاریخ خواهد پیچید.

چهره‌ای که علاوه بر بودن در هیات چهار نفره مرگ، نقشی پررنگ در قتل‌های زنجیره‌ای نیز داشت.

پس از خیزش و در روزهایی که بسیاری را کشته و زخمی کرده بودند و جوانان را به دار می‌کشیدند، او بر ضرورت بازسازی ساختار فرهنگی جامعه تاکید داشت.

حال نیز با مدارک شناسایی‌اش وارد ستاد انتخابات کشور شد تا مبادا از قافله عقب بماند.

سعید جلیلی، بدون کمترین توان و تجربه برای اداره کشور، فرمان‌بر و تحت امر خامنه‌ای، و احتمالا گزینه تعیینیِ موردنظر او برای پست ریاست جمهوری.

وحید حقانیان، مباشر اصلی خامنه‌ای، در موردش همین بس که در اعتراضات سال ۱۳۸۸، سپاه ثارالله و سپاه محمد رسول‌الله را علیه معترضان سازماندهی می‌کرد.

اعتراضاتی که در پی سرکوب بی‌امانشان، بسیاری کشته یا دچار نقص عضو، بسیاری مفقود و بسیاری به حبس‌های طولانی محکوم شدند و بسیاری را وادار به ترک وطن کرده و زخم‌های آن بر تن‌های بسیاری و بر جان‌هامان تا پایان خواهد ماند.

علیرضا زاکانی که هر آن‌چه از فساد مالی و عملکردش از یاد برود، حضورش در جنایات «کوی دانشگاه» و سوءاستفاده از کودکان کار و زباله‌گرد به عنوان نیروی کار ارزان، در دوره مدیریت او در شهرداری از ذهن پاک نخواهد شد.

مهرداد بذرپاش که به جای محاکمه و پاسخ به فساد و زمین‌خواری ارتقای مقام یافت.

محمدباقر قالیباف، شخصیتی مشهور در میان مفسدان مالی، چماق‌کشی که برخورد گاز انبری با دانشجویان در خیابان در جنایات کوی دانشگاه از افتخاراتش است و احضار، بازجویی و بازداشت روشنفکران و روزنامه‌نگاران از دیرباز در کارنامه‌اش ثبت شده است.

محمود احمدی‌نژاد که پس از عملکردش در دهه ۶۰، در ترورهای برون‌مرزی و در شهرداری تهران و تعطیلی مراکز فرهنگی و تاسیس مراکز مذهبی و سینه‌زنی، با دریدن راهپیمایی سکوت معترضان و خس و خاشاک خواندن مردم، رییس دولت شد.

مردی که بی‌پرنسیب بودن را مردمی‌بودن ترجمه کرد و بر اصول آن دولتی را بنا کرد که هشت سال اداره امور را در دست داشت.

و زهره الهیان که پیش‌تر به دلیل مخالفت مراجع تقلید با حضورش در تصدی وزارت، کناره‌گیری کرد و مورد تقدیر علما قرار گرفت و حالا در پی چند دهه سرکوب و تحقیر زنان و طرد شدن‌شان از عرصه‌ سیاسی به دلیل عدم اجماع رجال بر سر تفسیر واژه‌ «رجلیت» و در پی خیزشی با حضور گسترده‌ زنان و نقش محوری‌شان در خیابان و تصمیم رجال بر حضور نمادین زنان در لیست کاندیداتوری انتخابات، ایفای این نقش را بر عهده گرفته است.

و بسیاری دیگر که اعلام حضور کردند و شرح عملکرد و پیشینه‌شان بر کسی پوشیده نیست.

ما این فضای هولناک را و تصدی این قماش افراد در مناصب دولتی و حکومتی را زندگی می‌کنیم و کشته می‌شویم و قاتلان‌مان نه‌تنها مجازات نمی‌شوند بلکه در سازمان ملل برایشان مراسم یادبود برگزار می‌شود.

این است فضای انتخاباتی که دیکتاتورها ایجاد می‌کنند تا بتوانند در عین دیکته کردن خواست خود به جامعه، مدعی مشارکت مردم در سرنوشت خود باشند.

گلرخ ایرایی اردیبهشت ۱۴۰۱ پس از تحمل سال‌ها حبس از زندان آزاد شد و حدود چهار ماه بعد در مهر ۱۴۰۱ بار دیگر بازداشت و در بند زنان زندان اوین زندانی شد.

در جریان جلسه دادگاه او در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران قاضی ایمان افشاری به توییت‌ها، پست‌ها و استوری‌های ایرایی در اینستاگرام از جمله چند استوری درباره فراخوان‌ها برای حضور گسترده‌تر در خیابان و توییتی حاوی اصطلاح «رژیم کودک‌کش»، به عنوان سند برای اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» استناد کرد و او را به پنج سال زندان قطعی محکوم کرد.

یادداشت گلرخ ایرایی درباره انتخابات، از زندان اوین به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است.

آیا نمایش انتخابات جمهوری اسلامی کارکردهای پیشین را دارد؟

۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
ایمان آقایاری

انتخابات پیش از موعد برای «تعیین» رییس دولت (آن‌چنان که علی خامنه‌ای گفت) نزدیک است. مخالفان حکومت پیش‌بینی می‌کنند که نمایشی کم رونق و بی‌فروغ در راه است و جمهوری اسلامی مطابق معمول از انتظارش برای شکل‌گیری یک «حماسه» می‌گوید.

با وجود این‌که می‌توان شواهد و دلایلی در موافقت با روایت مخالفان ارائه کرد، اما این نوشتار با نیت پرداختن به این موضوع شکل نگرفته است. هدف از نگارش این متن ارزیابی این مساله است که آیا در صورت میزانی افزایش مشارکت در انتخابات، رابطه بحرانی شده میان مردم و جمهوری اسلامی تغییر می‌کند؟ به بیان دیگر، آیا جمهوری اسلامی می‌تواند از مسیر انتخابات، رابطه ملت-حکومت را ترمیم کند؟

برای بررسی این موضوع ناگزیر باید فرض کنیم که نظام، واجد قوه عاقله‌ای است و در مرحله بعد تصور کنیم که این قوه، اراده‌ای برای ترمیم این رابطه یا لااقل تظاهر به چنین امری دارد. حکومت، پیش از این در چند مقطع، از عرصه انتخابات بهره‌برداری‌های مشروعیت‌ساز کرده است. فارغ از این‌که مردم با چه نیاتی در آن انتخابات‌ها مشارکت می‌کردند یا این‌که شرایط پساانتخابات برای نظام ایجاد بحران می‌کرد یا خیر، محملِ انتخابات به امکانی برای فرار و فرافکنی حکومت و همچنین تظاهر آن به مقبولیت و مشروعیت تبدیل می‌شد.

برای مثال پس از انتخابات ۸۸ و شکل‌گیری جنبش سبز به عنوان فراگیرترین جنبش اعتراضی پس از انقلاب ۵۷ تا آن تاریخ، رابطه بخش وسیعی از جامعه با حکومت وارد مرحله‌ای بحرانی شد.

از سویی آثار ویران‌گر سیاست‌های اقتصادی دولت به مرور آشکارتر شد و شاید مهم‌تر از همه تنش با کشورهای غربی و نهادهای بین‌المللی به سطحی کم‌سابقه ارتقا یافت. در چنین شرایطی بود که نظام جمهوری اسلامی به سمت برگزاری انتخابات ۹۲ خیز برداشت؛ انتخاباتی که اگرچه در آن به رد صلاحیت یکی از اساسی‌ترین و ضمنا مرموزترین چهره‌های حکومت، یعنی هاشمی رفسنجانی دست زد؛ اما با تایید صلاحیت روحانی و نبستن کامل فضای مناظرات، از امکان داغ شدنِ قابل مدیریت فضا بهره برد.

این مثال یکی از نمونه‌های موفق جمهوری اسلامی برای عبور موقت از شرایط بغرنج داخلی و خارجی از طریق برگزاری انتخابات و مهندسی خشم و نارضایتی مردم، اجرای نمایش مشروعیت و در نهایت مهار و سرکوب کم‌هزینه مطالبات اقشار مختلف است. اما ارزیابی تفاوت‌ اضلاع و زوایای گوناگونِ آن برهه با برهه کنونی، دقیقا همان اهرمی است که می‌تواند یکی از گره‌های اصلی بحث حاضر را بگشاید.

نخست این‌که جنبش سبز برخاسته از بستر انتخابات بود. اگرچه خواست معترضان محدود به برگزیدن یکی به جای فرد دیگر نبود و منظومه‌ای از مطالبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی لایه‌هایی از اجتماع را حول صندوق رای و سپس شعار «رای من کو؟» گردآورده بود؛ اما این جنبش بنا به مجموعه‌ای از علل نتوانست در استقلال کامل از نهاد انتخابات در جمهوری اسلامی، فضایی وسیع برای خود ایجاد کرده و آن را تثبیت کند. لذا جنبش سبز به جنبشی مدنی با مطالباتی معوق تبدیل شد که با مشارکت بخش بزرگی از هوادارانش در انتخابات ۹۲ عملا مستحیل شد.

دومین وجه تمایز این است که دولت احمدی‌نژاد، جریان‌های حامی‌اش و شعارها و رفتارهای شخص او به گونه‌ای بود که بخشی از جامعه و حتی گروهی از تحلیل‌گران را بر آن می‌داشت که تصور کنند با ایجاد تغییرات در مناصب اصطلاحا انتخابیِ رژیم، ممکن است دریچه‌ای ولو کوچک برای تنفس عمومی گشوده شود.

این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که تا آن زمان هنوز تنافر و تضادهایی بر سر اصول -حتی با ظاهری دانستن‌شان- در میان نیروهای حاضر در عرصه قدرت مشاهده می‌شد و جامعه نیز سیر آزمون و خطا را به کمال نپیموده و به قولی پرده از نهان‌خانه قدرت به‌طور کامل نیفتاده بود.

جمله معروفی به این مضمون بیان می‌شود که انقلاب پیش از آن‌که به خیابان بیاید در ذهن‌ها لانه می‌کند. برای آن‌که اذهان عمومی مستعد پذیرش ایده‌ دگرگونی‌های عمیق و ضرورت آن شود، مجموعه‌ای از تحولات ذهنی و عینی لازم است. سومین نکته به همین مقوله برمی‌گردد. سرخوردگی ناشی از انسداد سیاسی، افت دائمی سطح زندگی مردم، مواجه شدن با انبوهی از مصائب و عیان شدن فزاینده مفاسد حاکمان از یک‌سو و زنجیره‌ای از تغییرات اجتماعی که ضدیت کامل با الگوهای تحمیل شده ارزشی و هنجارین را در جامعه پدیدار کرد از سوی دیگر، موجب شد تا ذهن‌ها به موازات بی‌اعتنا شدن نسبت به حکومت و سازوکارهایش، پذیرای تغییرات بنیادین شوند.

حال با مد نظر قرار دادن این فرضِ نسبتا بعید که حکومت قصد دارد در موقعیت کنونی چیزی مشابه انتخابات ۹۲ را بازسازی کند تا از این طریق مهر ابطال بر جنبش اعتراضی اخیر بزند و از طرفی در عرصه سیاست خارجی، بازی نوینی را آغاز کند به صحنه بنگریم.

برای این منظور باید نگاه کنیم که نشانه‌های صادر شده توسط خود دستگاه در سالیان اخیر همه در راستای اعلام این حقیقت بوده که راهبردهای کلان در سیاست خارجی، یکسره توسط رهبری نظام تعیین می‌شود. مثلا گره کور در رابطه با آمریکا در داخل بیت افکنده شده و تنها تمایل ولی فقیه یارای گشودن آن را دارد. عموم جامعه نیز نسبت به این حقایق نیک آگاهند و دیگر کسی با شعار «توافق و تعامل با جهان» پای صندوق نخواهد رفت.

دیگر و مهم‌تر اینکه شرایط پسا-ژینا (مهسا) مختصات خود را دارد. هیچ‌کدام از عناصر برسازنده جنبش اعتراضی اخیر در عرصه انتخابات‌های جمهوری اسلامی مجوز طرح ندارند؛ مگر آن‌که نظام قصد خودانحلالی داشته باشد. نه بستر ظهور، نه میدان نزاع، نه گاهِ قرار و نه عرصه تحقق آمال جنبش «زن، زندگی، آزادی»، انتخاباتِ رژیم نبوده و نیست. دستگاه ولایت مطلقه، ابزار سرکوب چنین جنبشی را دارد اما فاقد امکانات انحلال یا استحاله آن است.

نکته در خور تامل دیگر اینکه سال‌هاست شاهد کاهش بازه زمانی میان اعتراضات هستیم. در عین حال گستره جغرافیایی و تنوع مسائل مورد اعتراض نیز توسعه یافته. بخشی از این توسعه‌یافتگیِ اعتراض، هم‌زمان بوده با دورانی که رژیم هنوز انتخابات هیجانی برگزار می‌کرده. مثلا خیزشی که نقطه پارادایم شیفت اعتراضات محسوب می‌شود، درست پس از انتخابات جنجالی ۹۶ رخ داد. در دی‌ماه ۹۶ بود که علی‌رغم مشارکت بالای انتخاباتی در چند ماه پیش از آن، حرکتی گسترده در نقاط مختلف کشور شکل گرفت و از قضا شعار سرشت‌نمایِ «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» خلق شد.

سلسله وقایع پس از آن، از کشتار آبان ۹۸ و ساقط کردن هواپیمای اوکراینی گرفته تا نحوه قتل عام خاموش مردم با سیاست‌های اتخاذ شده توسط نظام در دوران کرونا و در نهایت رسیدن به سرکوب اعتراضات دو سال اخیر، سدی ستبر و عبور ناپذیر میان مردم و حکومت ایجاد کرده که حتی مشارکت بخشی از قشر ساکن در منطقه اصطلاحا خاکستری، در نمایش انتخاباتی رژیم نیز نمی‌تواند معنایی مشابه ۹۲ تولید کند.

پاره‌ای تحلیل‌ها از این دریچه به موضوع نظر دارند که سیاست‌های انقباضی نظام در عرصه انتخابات موجب یخ‌زدگی فضا شده و اگر نظام برای رفع انتخاباتیِ بحرانی که از آن سخن رفت خلع سلاح شده ناشی از چنین رویکردی است. از منظر این تحلیل در واقع جمهوری اسلامی مرغ تخم طلای خود را سر بریده است. اما نوشته حاضر چنین فرض می‌کند که مجموع سیاست‌های نظام و مسیر طی شده ناگزیر به چنین تضاد رفع‌ناپذیری میان ملت و حکومت می‌رسید؛ حتی اگر نظام همیشه و همچنان همه آن بازیگران شورآفرین را برای انتخابات‌ها تایید صلاحیت می‌کرد.

بر مبنای این توضیحات و برشمردن تمایزات میان فضای کلی امروز با آن روزها می‌توان استدلال کرد که حتی با فرض مشاطه‌گری حکومت بر سیمای انتخابات و یا اراده آن برای نشان دادن تمایل در جهت اعمال تغییراتی جزئی، خواست، خشم و حتی استیصال عمومی نیز قابل قالب‌گیری در شکل انتخاباتی نیست. حرکت‌های اعتراضی اکنونی که کمال تجلی آن جنبش «زن، زندگی، آزادی» است، هم در ستیز با جمهوری اسلامی و هم در گریز از آن معنا می‌یابد. یعنی از حیث انتخابِ زمینِ بازی، خلاف جنبش‌های دوران «اصلاحات» یا جنبش سبز، حکم خط موازی با جمهوری اسلامی را دارد که هیچ‌کجا به هم نمی‌رسند.

ممکن است جنبش «زن، زندگی، آزادی» توفیق نیابد و در زمانی دیگر و بر بستر رویدادهایی دیگر عناصرِ آن در هیات جنبشی با یک نام متفاوت احیا شود. اما اگر جامعه را دارای چیزی شبیه به یک خزانه عمومی بدانیم که عنصرهای کامیابِ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در آن انباشت می‌شوند و در زمان مناسب جهش و تکامل می‌یابند، عناصرِ دستبردناپذیرِ جنبش «زن، زندگی، آزادی» احتمالا در آن‌جا ذخیره شده‌اند. بنابراین می‌توان تصور کرد که جمهوری اسلامی دیگر قادر نخواهد بود تا مخالفان خود را در نمایش انتخابات به صف کرده و آن‌ها را به نفع خود مصادره کند.