موج نفرت از جمهوری اسلامی پس از انتشار گزارش قتل نیکا شاکرمی در بیبیسی جهانی
انتشار گزارش تکاندهنده بیبیسی جهانی از جزییات نحوه به قتل رساندن نیکا شاکرمی، از معترضان جانباخته در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، موج تازهای از خشم و نفرت عمومی از جمهوری اسلامی را در میان ایرانیان برانگیخته است.
در حالی که شهروندان ایرانی از صدور حکم اعدام برای توماج صالحی و شروع دوباره یورشهای خشونتآمیز علیه زنان ایران به خشم آمده بودند، انتشار جزییاتی از واپسین ساعات زندگی نیکا شاکرمی، که به یکی از چهرههای شناخته شده خیزش سراسری مردم علیه جمهوری اسلامی بدل شد، بر دامنه و ابعاد این خشم افزود.
بسیاری از شهروندان ایرانی در شبکههای اجتماعی با ابراز انزجار از اقدامات نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، خواستار اتحاد مردم برای مجازات آمران و عاملان چنین جنایتهایی شدند. فعالان سیاسی، مدنی و حقوق بشری نیز به انتشار این جزییات و خشونت توصیف شده در گزارش واکنش نشان دادند و خواستار شتاب گرفتن تلاشها برای گذار از جمهوری اسلامی و اجرای عدالت شدند.
شاهزاده رضا پهلوی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:«مرتکبان جنایت علیه نیکا شاکرمی، و مسئول اصلی آن علی خامنهای به دست عدالت سپرده خواهند شد. در کنار مادر گرامی نیکا و خواهر شجاعش آیدا شاکرمی که با وجود همه تهدیدها و فشارها، مبارزه او برای آزادی را ادامه دادهاند، هستیم.»
او افزود: «بار دیگر از همه مردم ایران بهویژه مردان سرزمینم میخواهم که: امروز بیش از هر زمان دیگری در کنار خواهران و مادران و دختران و همسران و همه زنان ایران بایستید و از آنان دفاع کنید. آنکه در این تجاوز سازمانیافته، زنان ایران را میآزارد دشمن است: دشمن شما و دشمن ایران.»
شاهزاده رضا پهلوی نوشت:«دفاع از زنان میهنمان یک وظیفه انسانی و ملی است. در این مسیر، آنها که به دفاع از زنان ایران برمیخیزند، پا جای پای سلسله بلندی از جاویدنامان در درازنای تاریخ پرشکوهمان میگذارند؛ دلاورانی که در برابر متجاوزان ایستادند، گارد جاویدان ایران بودند تا خاک و نام ایران جاویدان بماند.»
حامد اسماعیلیون، از چهرههای شاخص مخالف جمهوری اسلامی، نیز در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:«نیکای عزیز، نه بخششی در کار است نه فراموشی. قاتلین بیرحم و جنایتکار تو مجازات خواهند شد.»
مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی، هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:«نیکای شجاع حتی وقتی گیر سپاهیان وحشی خامنهای افتاد، یک تنه با آنها جنگید، جنگید، جنگید. به سپاهیهای متجاوز التماس نکرد که به او رحم کنند، لگد زد، فریاد زد و اینگونه بود که آنها رهبر واقعی میدان مبارزه را شناختند و ترسیدند که مبادا او با اقتدارش، تمام زندان را به شورش و قیام وادارد و از ترسشان او را کشتند. جمهوری اسلامی از مبارزان و رهبرانی که حق یک ملت را از سپاهِ خامنهای گدایی نکنند وحشت دارد. شرم بر ما اگر قاتلان نیکاها و ساریناها را ببخشیم.»
او همچنین در پست دیگری در این شبکه خطاب به مردم ایران نوشت:« ما باید تصاویر قاتلان نیکا شاکرمی و هویت دقیق این متجاوزان را شناسایی کنیم. نام قاتلان نیکا شاکرمی را امروز میدانیم. اما این کافی نیست. آنان هنوز میتوانند با هویت جعلی اسم و مشخصات خود را عوض کنند و در بین ما زندگی کنند و زنان را مورد تعرض جنسی قرار دهند. هولناکترین چیز فقط انجام این جنایت نیست، بلکه سازماندهی شده بودن این سطح از جنایت در جمهوری اسلامی هولناک و وحشیانه است.»
علینژاد نوشت:«باید تصاویر آنها و مشخصات کاملشان را پیدا کنیم تا بدانند مردم ایران در برابر قاتلان و متجاوزان سکوت نخواهند کرد. قاتلان نیکا و نیکاها را هرکجا که هستند، بیابیم و معرفی کنیم. این مهمترین کاری است که در جنبش دادخواهی باید انجام شود.»
عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، نیز در همین زمینه نوشت:«گزارش بیبیسی جهانی از چگونگی دستگیری، تجاوز، ضرب و جرح و قتل نیکا شاکرمی نه فقط نمایانگر عملکرد نیروهای امنیتی رژیم در جریان خیزش ژینا است بلکه در سطحی کلیتر، نوعی کالبدشکافی هیولایی به نام نظام جمهوری اسلامی است.»
او افزود:«این جنایتکاران بیمار، پرورده نظام و بخشی از مکانیسم حفظ و بقای آن هستند. خوی حیوانی لجام گسیخته این گونه افراد توسط ایدئولوژی حاکم تغذیه و تطهیر میشود و مافیاهای حاکم برای تداوم سلطه خود به چنین عواملی نیاز دارند. گزارش تکاندهنده قتل نیکا یک بار دیگر به همه نشان میدهد هیچ چیز جز ریشهکن کردن این نظام و خشک کردن بنیانهای ایدئولوژیک آن نمیتواند هدف جنبش آزادیبخش مردم ایران باشد.»
گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی وبلاگنویسی که در بازداشت زیر شکنجه به قتل رسید، هم نوشت:«فرزندانم! امروز گزارش قتل دختر جوانم نیکا شاکرمی را دیدم. اشک چشمانم خشک نمیشود و جگرم شرحه شرحه شده است. انگار یک بار دیگر ستّار و محمدّم را جلو چشمانم کشتند! دستانِ این رژیم به خون نیکا و سایر فرزندانم آلوده است.»
او افزود:«صدای فریادهای مادران خاوران، مادران پارک لاله، مادران جنبش ۸۸ ، و مادران دادخواهدی۹۶ و آبان ۹۸ هنوز بلند است! حالا آفتاب آمد دلیل آفتاب! سندِ جنایت و دروغگویی جمهوری اسلامی را همه دنیا میبینند. همانطور که قبلا گفتم، تنها راهِ سعادت ملت ایران و دادخواهی عادلانه، سقوط جمهوری اسلامی و برگزاری دادگاه برای تک تک این مرتجعین است.»
گوهر عشقی نوشت:«یاد فرزندم نیکا را گرامی میدارم و از شما زنان و مردان ایرانی میخواهم به هر شیوهای که میدانید، از اعتصاب گرفته تا شیوههای اعتراضی دیگر، خواب این رژیم را به کابوس تبدیل کنید. دعا می کنم این حکومت غیر انسانی به دست شما مردم ایران ساقط شود!»
علی کریمی نیز شبکه اجتماعی ایکس نوشت:«شماها مزدوران خامنهای به دختران ایران تجاوز نکنید، نمیخواد برای پهلوی شکسته و فرق شکافته و واقعه کربلا گریه کنید.»
گزارشی جزییاتی از یک جنایت
بیبیسی جهانی روز دوشنبه، ۱۰ اردیبهشت، گزارش داد که به مدرکی «بسیار محرمانه» دست یافته است که نشان میدهد نیکا شاکرمی، از جانباختگان خیزش مهسا، از سوی سه مرد که از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بودند، هدف تعرض جنسی قرار گرفته و به قتل رسیده است.
به گزارش بیبیسی جهانی، این مدرک بر پایه اظهارات این سه نیروی امنیتی تهیه شده است و نام قاتلان نیکا و فرماندهان ارشدی که حقیقت را در مورد این جنایت پنهان کرده بودند، دیده میشود.
در این مدرک آمده که یک نیروی امنیتی با نشستن روی نیکا به آزار و اذیت جنسی او پرداخته و نیکا با وجود بسته بودن دستهایش تقلا کرده و با لگد زدن و فحش دادن، واکنش نشان داده است.
بر اساس این مدرک، مقاومت نیکا نیروهای امنیتی را تحریک کرده تا با باتون به او حمله کنند.
بیبیسی اعلام کرد ماهها برای بررسی صحت این مدرک از طریق چندین منبع زمان صرف کرده است.
این مدرک خطاب به فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشته شده است.
پیشتر و در اسفند ماه سال گذشته، یکی از اسناد به دست آمده از هک سامانههای قوه قضاییه جمهوری اسلامی به دست گروه عدالت علی، تجاوز به نیکا را پیش از قتل تایید میکرد.
بر اساس این سند که از سوی عباس مسجدی آرانی، رییس سازمان پزشکی قانونی کشور خطاب به «انصاری»، معاون سیاسی و اجتماعی شورای عالی امنیت ملی به تاریخ ۹ دی ۱۴۰۱ نوشته شده، در معاینه بدن نیکا «صدمات منطبق بر درگیری یا صدمات دفاعی» دیده شده و «در معاینه تناسلی، آثار مبنی بر تجاوز یا برقراری رابطه جنسی خشن مشهود» بوده است.
خانواده نیکا جسد او را ۹ روز پس از ناپدید شدنش در یک سردخانه یافتند.
مقامهای جمهوری اسلامی در آن زمان گفتند نیکا خودکشی کرده است.
روزنامه شرق در مطلبی تحلیلی در واکنش به کشته شدن یک کودک مبتلا به اوتیسم به دست مادرش در اصفهان، نوشت به جای گرفتن انگشت اتهام به سوی یک فرد یا یک خانواده، باید ریشههای خشونت ساختاری این جنایت، از جمله کوتاهی نظام سلامت در ارائه خدمات به این گروه از کودکان را بررسی کرد.
رسانهها در ایران روز ۹ اردیبهشت گزارش دادند مادری در اصفهان دختر ۱۱ ساله خود به نام دایانا آزادمنش را که به اوتیسم متبلا بوده، با ضربات چاقو به قتل رسانده و سپس پیکر او را به آتش کشیده است.
شرق در مطلب خود که روز سهشنبه ۱۱ اردیبهشت منتشر شد، به تحلیلهای ارائه شده در خصوص این جنایت پرداخت و هشدار داد: «پنهان شدن پشت عبارتهایی همچون "مادر بیرحم"، "محله پرآسیب"، "اعتیاد والدین" یا مسائلی از این دست، تنها تحلیل اشتباه از ماجرا و بیتوجهی به سیستم و عواملی است که زمینه این اتفاق را پدید آوردهاند.»
این روزنامه خواستار در نظر گرفتن عنصر «خشونت ساختاری» در تحلیل این رویداد شد و از قوانین موجود در کشور به عنوان یکی از نمونههای خشونت ساختاری علیه کودکان مبتلا به اوتیسم نام برد.
اختلالات طیف اوتیسم آن دسته از اختلالات هستند که موجب تاخیر یا انحراف در رشد مهارتهای اجتماعی افراد، نظیر ارتباطگیری یا بهکارگیری زبان میشوند.
پیشتر و در بهمن ماه ۱۴۰۲، یک کودک اوتیستیک دیگر به نام شهراد چراغی به دست پدرش به قتل رسید.
شهراد در زمان مرگ ۹ سال داشت. پدر او تنها چند روز پس از بازداشت، به قید وثیقه آزاد شد.
در ادامه گزارش شرق آمده است سیستم درمانی کشور میتواند در مسیر توانبخشی و امیدبخشی به کودکان مبتلا به اوتیسم گام بردارد و آنها را جامعهپذیر کند اما آنچه در عمل رخ میدهد، به حس طرد شدگی در میان این گروه دامن میزند: «همین طردشدن و خشونت برآمده از دل ساختار قوانین و مقررات است که برای برخی، اعمال یا سایر خشونتهای مستقیم در حق این کودکان را طبیعی جلوه میدهد.»
رسانهها در ایران گزارش دادند در زمستان ۱۴۰۲، هر ماه یک کودک دارای معلولیت به دست اعضای خانواده خود کشته شد.
در یک مورد از این جنایات، زنی در اسفند ماه سال گذشته، کودک ۱۰ ساله خود را که دارای معلولیت جسمی و ذهنی بود، در خرمآباد لرستان به قتل رساند.
این زن درباره انگیزه خود از ارتکاب این جنایت گفت: «پسرم به علت معلولیت جسمی و ذهنی دائم اذیتم میکرد. من در این سالها صبوری کردم اما این روزها آزارها به حدی زیاد شده بود که خودم از نظر روحی به هم ریخته و افسرده شده بودم. برای همین تصمیم به حذف پسرم گرفتم.»
برخی رسانهها افزایش شدید نرخ تورم و اجرایی نشدن قانون حمایت از معلولان را از عوامل زمینهای در وقوع این قتلها برشمردند.
یک مادر دارای کودک اوتیستیک در خصوص فشارهای وارده به خانوادهها گفت دولت یا نهاد دیگری به حمایت از این کودکان نمیپردازد و هزینه معیشت آنان را پرداخت نمیکند.
روزنامه شرق با انتقاد از سیاستهای بیمهای دولت در خصوص کودکان مبتلا به اوتیسم نوشت: «دولت بهجای اینکه خدمات لازم به این کودکان را در دسته خدمات اصلی و پایهای و سطح اول به صورت رایگان و غیرمشارکتی به این افراد ارائه کند، آن را بر عهده بیمههای مشارکتی و صندوقهای بیمهای خاص یا خصوصی میگذارد ... به این ترتیب، دولت وظیفه ذاتی ارائه خدمات به آنان را از دوش خود برمیدارد و از حیطه خود خارج میکند.»
تا کنون چندین مورد پژوهش در خصوص چالشهای پیشروی والدین دارای کودکان اوتیستیک و فشار وارده بر آنان منتشر شده است.
بر اساس نتایج یک مطالعه که در سال ۱۳۹۸ در فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی منتشر شد، «والدین کودکان طیف اوتیسم تقریبا در تمامی زمینههای زندگی خود با مشکلات و سختیهای زیادی مواجه هستند».
پایگاه خبری تابناک با تو و کانال تگرامی قلعه پزشکان خبر دادند زهرا ملکی قربانی، پزشکی که مشغول گذراندن دوره طرح خود در استان هرمزگان بود، به دلیل فشار ناشی از شرایط کار و زندگی، به حیات خود پایان داد.
(به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبهرو میشوید که از جملهها و عبارتهایی نشاندهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکنند، از آنان بخواهید با پزشک معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یا فردی مورد اعتماد، درباره نگرانیهایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر میکنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.)
بر اساس گزارشها، ملکی پزشک دانشآموخته ورودی سال ۹۴ دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که طرح خود را در استان هرمزگان سپری میکرد.
تا زمان تنظیم این گزارش، مسئولان بیمارستان محل طرح او یا سازمان نظام پزشکی درباره مرگ این پزشک اظهار نظر نکردهاند.
تصاویر منتشر شده از پستهای او در رسانه اجتماعی ایکس و استوریهای اینستاگرامیاش نشان میدهند که ملکی به شرایط سخت کاری و ناامنی در بیمارستان محل طرح خود معترض بوده است.
این پزشک جوان حدود یک ماه پیش در یکی از این پستها خبر داده بود که از یک بیمار با شکایت سرماخوردگی، در بیمارستان کتک خورده است و هیچ کسی به او کمک نکرده است.
او در ادامه نوشت: «اینها یک گوشه خیلی کوچک از عذابهای طرح است. این، بار اولی نیست که کتک خوردم.»
این پزشک ۲۸ ساله در پستی دیگر به مرگ خودخواسته پرستو بخشی، پزشک متخصص قلب، اشاره کرده و نوشته بود: «امیدوارم تمام باعث و بانیهایش همینقدر عذاب بکشند.»
بخشی روز چهارم فروردین در حالی به زندگی خود پایان داد که برای گذراندن طرح خود، در بیمارستان ابنسینا در دلفان استان لرستان مشغول به کار بود.
خودکشی او واکنشهای بسیاری از سوی کاربران رسانههای اجتماعی و خشم، ناراحتی و انتقاد شدید جامعه بهداشت و سلامت ایران را در پی داشت و یک مقام سازمان نظام پزشکی کشور خواستار برخورد قاطع با مسببان این واقعه شد.
در ماههای اخیر گزارشهای متعددی درباره شرایط رزیدنتهای پزشکی و خودکشی آنها منتشر شده است.
وبسایت خبری تجارتنیوز دی ماه سال گذشته نوشت تنها در یک هفته سه مورد خودکشی در میان دستیاران پزشکی (رزیدنتها) و پزشکان طرحی گزارش شده است.
در آن مقطع زمانی، بابک شکارچی، معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی ایران، بزرگترین مشکل رزیدنتها و پزشکان طرحی را «نداشتن امید به آینده» دانسته بود.
وبسایت خبری مشرق، نزدیک به سپاه پاسداران، در واکنش به گزارش اختصاصی اخیر ایراناینترنشنال درباره علیرضا عسگری، فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پناهندگی و نقش او را در انتقال اطلاعات حساس به آمریکا به صورت تلویحی تایید کرد.
در این مطلب آمده است: «برجسته دیدن نقش علیرضا عسگری در داشتن اطلاعات فوق محرمانه در زمینههای هستهای و نظامی و شناخت مقامات کلیدی درگیر در برنامه هستهای و نظامی ایران و همکاری اطلاعاتی او با سرویسهای جاسوسی، شاید در مقطعی که عسگری اشتغال داشته حائز اهمیت بوده باشد.»
این رسانه نزدیک به سپاه به صورت تلویحی از نقش عسگری در «معرفی» محسن فخریزاده به آمریکا به عنوان شخصیت محوری برنامه نظامی هستهای حکومت ایران نوشت و افزود عسگری میتوانسته با توجه به مسئولیت خود در معاونت بازرسی وزارت دفاع جمهوری اسلامی، «محل کانتینرهای اسناد تاریخ گذشته و اعلام شده هستهای ایران به آژانس بینالمللی انرژی هستهای» را افشا کرده باشد.
ایراناینترنشنال روز پنجم اردیبهشت در گزارشی اختصاصی فاش کرد عسگری با قطع ارتباط خود با سپاه پاسداران و ترک ایران، اطلاعات حساسی را درباره ابعاد نظامی برنامه هستهای تهران در اختیار واشینگتن قرار داد.
بر اساس این گزارش، عسگری سالها است در چارچوب برنامه حفاظت از شهود و با هویتی تازه در آمریکا زندگی میکند. تایلند مکان محتملی است که سازمان سیا سال ۱۳۸۴ عسگری را در آنجا به خدمت گرفت.
مشرق در ادامه مطلب خود گزارش ایراناینترنشنال را «بازی با مهره سوخته ۱۷ سال پیش» توصیف کرد و افزود این رسانه به دنبال آن است تا افکار عمومی را از «عملیات غرورآفرین» جمهوری اسلامی علیه اسرائیل منحرف کند.
جمهوری اسلامی شامگاه ۲۵ فروردین با بیش از ۳۰۰ موشک کروز، موشک بالستیک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد. این اولین حمله مستقیم حکومت ایران به خاک اسرائیل بود.
به گفته ارتش اسرائیل، ۹۹ درصد از پرتابههای ایران از سوی سامانههای دفاعی اسرائیل و متحدان آن رهگیری و ساقط شدند.
هفتهنامه اکونومیست روز ۲۶ فروردین در گزارشی حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل را یک شکست نظامی خواند.
مشرق افزود گزارش اخیر ایراناینترنشنال میتواند نشاندهنده این موضوع باشد که غرب به دنبال باز کردن پرونده جدیدی علیه برنامههای موشکی و هستهای جمهوری اسلامی است.
به گفته مشرق، غرب «با انتشار گزارشی از علیرضا عسگری در پی اعتباربخشی به اطلاعات غلط خود است تا بگوید با توجه به مسئولیت او در دورهای، این اطلاعات داده شده و البته به غلط قابل استناد است».
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز چهارم اردیبهشت اعلام کرد جمهوری اسلامی میتواند ظرف چند هفته به اورانیوم غنیشده کافی برای ساخت بمب اتمی دست یابد.
گروسی با انتقاد از نبود شفافیت در برنامه هستهای جمهوری اسلامی گفت: «وقتی شما همه این موارد را در کنار هم قرار میدهید، علامتهای سوال زیادی برای شما پدیدار میشوند.»
ریشی سوناک، نخستوزیر بریتانیا، در دیدار با جامعه سردبیران رسانههای این کشور در آستانه روز آزادی مطبوعات، به نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برنده جایزه نوبل صلح و پوریا زراعتی، مجری تلویزیون ایراناینترنشنال که اخیرا هدف حمله قرار گرفت، ادای احترام کرد.
او در این دیدار که روز سهشنبه ۱۱ اردیبهشت انجام گرفت، گفت «به همه کسانی که به نام آزادی و دموکراسی در پشت میلههای زندان رنج میبرند»، ادای احترام میکند.
سوناک همچنین گفت به کسانی چون زراعتی، «روزنامهنگار ایرانی-بریتانیایی که همین یک ماه پیش در لندن در خیابان با چاقو زخمی شد»، احترام میگذارد.
زراعتی روز ۱۰ فروردین هنگام خروج از منزلش در محله ویمبلدون لندن هدف حمله افراد ناشناس قرار گرفت و از ناحیه پا مجروح شد.
سوناک یاد الکسی ناوالنی، منتقد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه را نیز گرامی داشت و گفت تصمیم ناوالنی برای بازگشت به روسیه و ایستادن پای اصول خود، یکی از بزرگترین نمونهها از «شجاعت فردی» در قرن ۲۱ بوده است.
به گفته نخستوزیر بریتانیا، ناوالنی در حالی به روسیه بازگشت که پیشتر پوتین برای کشتن او اقدام کرده بود.
ناوالنی روز ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ در زندانی در یکی از مناطق قطبی شمال روسیه به طرز مشکوکی جان سپرد.
او پیش از آن نیز در سال ۲۰۲۰ مسموم شد، به کما رفت و برای درمان به آلمان منتقل شد.
نتایج آزمایشها در آن زمان ثابت کرد که او با ماده «نوویچوک» مسموم شده است که در دوران شوروی تولید میشد.
منتقد سرسخت پوتین در ژانویه ۲۰۲۱ از آلمان به روسیه بازگشت.
سوناک در ادامه سخنان خود در آستانه روز آزادی مطبوعات، روسیه، جمهوری اسلامی، کره شمالی و چین را «محوری از حکومتهای استبدادی» خواند و گفت این کشورها در اتحاد با یکدیگر، به مخالفت با «ارزشهای ما و آزادیهای ما» برخاستهاند.
پلیس بریتانیا در دی ۱۴۰۲ اعلام کرد با توجه به انتخابات پیش رو در این کشور، برای مقابله با تهدیدهای جمهوری اسلامی، چین و روسیه واحد جدیدی تشکیل داده است.
در آبان سال گذشته، مرکز تحلیل تهدیدهای شرکت مایکروسافت با انتشار گزارشی از احتمال دخالت دولتهای ایران، روسیه و چین در انتخابات حیاتی در آمریکا و سایر نقاط جهان خبر داد.
نخستوزیر بریتانیا سال ۲۰۲۳ را یکی از مرگبارترین سالها برای روزنامهنگاران توصیف کرد و گفت دولت او به آزادی روزنامهنگاران برای اطلاعرسانی، تحقیق و خبررسانی متعهد است و در راستای محافظت از آزادی رسانهها در این کشور اقدام میکند.
بنا بر اعلام کمیته محافظت از روزنامهنگاران، ۷۸ خبرنگار در سال ۲۰۲۳ کشته شدند.
این عدد در مقایسه با سال پیش از آن، رشدی ۴۴ درصدی را نشان میدهد و از سال ۲۰۱۵ تا کنون بیسابقه بوده است.
بیبیسی جهانی به مدرکی «بسیار محرمانه» دست یافته است که نشان میدهد نیکا شاکرمی، از جانباختگان خیزش مهسا، از سوی سه مرد که از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بودند، هدف تعرض جنسی قرار گرفته و به قتل رسیده است.
به گزارش بیبیسی جهانی، این مدرک بر پایه اظهارات این سه نیروی امنیتی تهیه شده است و نام قاتلان نیکا و فرماندهان ارشدی که حقیقت را در مورد این جنایت پنهان کرده بودند، دیده میشود.
در این مدرک آمده که یک نیروی امنیتی با نشستن روی نیکا به آزار و اذیت جنسی او پرداخته و نیکا با وجود بسته بودن دستهایش تقلا کرده و با لگد زدن و فحش دادن، واکنش نشان داده است.
بر اساس این مدرک، مقاومت نیکا نیروهای امنیتی را تحریک کرده تا با باتون به او حمله کنند.
بیبیسی اعلام کرد ماهها برای بررسی صحت این مدرک از طریق چندین منبع زمان صرف کرده است.
این مدرک خطاب به فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشته شده است.
پیشتر و در اسفند ماه سال گذشته، یکی از اسناد به دست آمده از هک سامانههای قوه قضاییه جمهوری اسلامی به دست گروه عدالت علی، تجاوز به نیکا را پیش از قتل تایید میکرد.
بر اساس این سند که از سوی عباس مسجدی آرانی، رییس سازمان پزشکی قانونی کشور خطاب به «انصاری»، معاون سیاسی و اجتماعی شورای عالی امنیت ملی به تاریخ ۹ دی ۱۴۰۱ نوشته شده، در معاینه بدن نیکا «صدمات منطبق بر درگیری یا صدمات دفاعی» دیده شده و «در معاینه تناسلی، آثار مبنی بر تجاوز یا برقراری رابطه جنسی خشن مشهود» بوده است.
خانواده نیکا جسد او را ۹ روز پس از ناپدید شدنش در یک سردخانه یافتند.
مقامهای جمهوری اسلامی در آن زمان گفتند نیکا خودکشی کرده است.
کمیته مستقل حقیقتیاب سازمان ملل در نخستین گزارش خود درباره خیزش مهسا که اسفند ماه سال گذشته منتشر شد، موارد تجاوز و سایر اشکال خشونت جنسی و مبتنی بر جنسیت، از جمله تجاوز گروهی و تجاوز با اشیا، وارد کردن شوک الکتریکی به اندام تناسلی، برهنهسازی اجباری و لمس و دستمالی بدن زنان و دختران را تایید کرد.
بیبیسی نوشت نیکا در زمان شرکت در تظاهرات «زن، زندگی، آزادی» در نزدیکی پارک لاله تهران در عصر ۲۹ شهریور ۱۴۰۱، از سوی نیروهای امنیتی تحت نظر بوده است.
به گفته این مدرک بسیار محرمانه، یکی از اعضای «تیم ۱۲» که تظاهرات را زیر نظر داشته، نیکا را به دلیل «رفتار غیرطبیعی و تماسهای مکرر با تلفن همراهش» به عنوان «لیدر» اعتراضات شناسایی کرده است.
سپس یکی از نیروهای امنیتی در قالب معترض به داخل جمعیت نفوذ کرده و پس از بررسی شرایط، خواستار دستگیری نیکا میشود اما او میگریزد.
خاله نیکا پیشتر به بیبیسی فارسی گفته بود نیکا با یکی از دوستانش تماس گرفته و گفته است عدهای در حال تعقیب او هستند.
نیکا حدود یک ساعت بعد بازداشت و در داخل یک ون فریزردارِ بدون علامت قرار داده شده است.
سه تن از اعضای تیم ۱۲ با نامهای آرش کلهر، صادق منجزی و بهروز صادقی در قسمت فریزر این ون همراه نیکا بودهاند.
فرمانده و مسوول این تیم با نام مرتضی جلیل همراه با راننده در صندلی جلوی ون نشسته بودند.
بر اساس این مدرک، نیکا پس از بازداشت به یک بازداشتگاه موقت پلیس برده میشود اما ظرفیت این مکان تکمیل بوده است.
نیکا سپس به یک بازداشتگاه دیگر برده میشود اما فرمانده این مکان علیرغم موافقت قبلی، از پذیرش او امتناع میکند زیرا نیکا «دائما در حال فحش دادن و شعار دادن» بوده است.
بر اساس اظهارت فرمانده بازداشتگاه که در این مدرک ذکر شده، ۱۴ بازداشت شده زن دیگر نیز در این مکان حضور داشتند و اضافه شدن نیکا میتوانسته آنها را «تحریک» کند و به «آشوب» منجر شود.
پس از این رویداد، مقر فرماندهی سپاه به تیم ۱۲ دستور میدهد او را به زندان اوین تحویل دهند.
مرتضی جلیل به عنوان سرتیم در این گزارش میگوید که در مسیر انتقال نیکا به زندان اوین، از پشت ون صداهای افتادن و شکستن شنیده است.
بهروز صادقی، دیگر عضو تیم ۱۲ گفته است: «بنده همراه دیگر اعضای تیم داخل یخچال بودیم. کاملا تاریک بود و فقط با نور موبایل همدیگر را میدیدیم. بعد از اینکه از بازداشتگاه بسیج مجددا متهمه را سوار کردیم، تا ما را دید، مجددا به فحاشی ناموسی مشغول شد. آرش کلهر با جوراب دهانش را بست اما همچنان به سمت ما لگد میزد. آخر صادق او را کف یخچال خواباند و رویش نشست. اوضاع کمی آرام شد اما چند دقیقه بعد نمیدانم چه شد که او شروع کرد به دست و پا زدن و فحاشی. واقعا من نمیدیدم چه میشود، فقط صدای زد و خورد میشنیدم.»
در این گزارش اظهارات آرش کلهر نیز درباره اتفاقات درون فریزر ذکر شده است: «وی اظهار داشته است وقتی متهمه مجددا شروع به داد و بیداد و تقلا کرد، لحظهای موبایلش را روشن کرده و دیده صادق منجزی همانگونه که روی متهمه نشسته است، دستش در شلوار اوست ... کلهر همچنین میگوید پس از آن کنترل از دست همه ما خارج شد و نمیداند چه کسی اما صدای خوردن باتون به متهمه و اتاق یخچال را میشنیده. خود وی نیز میگوید من هم مشغول زدن لگد و مشت بودم اما واقعا نمیدانم به بچههای خودمان میخورد یا متهمه.»
بنا بر این مدرک، کلهر «حاضر به سوگند خوردن برای مشاهداتش است».
صادق منجزی اظهارات کلهر را رد و او را به «حسادت حرفهای» متهم کرده است.
او قرار دادن دستش در شلوار نیکا را تکذیب و همزمان اذعان کرده است پس از نشستن روی نیکا، از نظر جنسی «تحریک» شده و باسن او را لمس کرده است.
به گفته منجزی، نیکا به این عمل واکنش نشان داده و اقدام به خراشیدن و تکان دادن او کرده و باعث شده او به زمین بخورد.
او افزود نیکا به سرش لگد زده و او باید از خودش دفاع میکرده است.
در پی این فعال و انفعالات، مرتضی جلیل به عنوان سرتیم دستور توقف ون را میدهد و پس از باز کردن در قسمت عقب خودرو، با پیکر بیجان نیکا روبرو میشود.
به گفته جلیل، او خون را از سر و صورت نیکا که «در شرایط خوبی نبود»، پاک کرده اما از اعضای تیم خود در مورد اتفاقات منجر به مرگ او سوالی نپرسیده است.
جلیل سپس با یک مقام ارشدتر سپاه با نام «نعیم ۱۶» برای کسب تکلیف تماس میگیرد که او نیز دستور رها کردن پیکر نیکا در خیابان را صادر میکند.
نیروهای امنیتی سپاس پیکر نیکا را در خیابانی خلوت در بلوار یادگار امام تهران رها میکنند.
نعیم ۱۶ درباره چرایی تصمیمش میگوید ما قبلا در پایگاههایمان کشته داشتیم و من نمیخواستم که این تعداد به ۲۰ نفر افزایش یابد.
بیبیسی جهانی دریافته است که نعیم ۱۶ نام مستعار یکی از فرماندهان سپاه پاسداران به نام محمد زمانی است.
این مدرک محرمانه در پایان ذکر میکند که تعرض جنسی باعث ایجاد درگیری شده و ضربات وارده از سوی اعضای تیم ۱۲، مرگ نیکا را در پی داشته است.
بر اساس این گزارش، سه باتون و سه شوکر در حمله به نیکا مورد استفاده قرار گرفته است.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی پس از کشته شدن نیکا شاکرمی در گزارشی اعلام کرده بود او با پریدن از یک ساختمان، به زندگی خود خاتمه داده است.
نسرین شاکرمی، مادر نیکا، این گزارش را دروغ خواند.
بیبیسی در ادامه گزارش خود آورده است قاتلان نیکا که از بسیجیان موسوم به حزبالله بودند، مجازات نشدهاند اما محمد زمانی (نعیم ۱۶) مورد توبیخ کتبی قرار گرفته است.
سازمان دیدهبان حقوق بشر روز سوم اردیبهشت اعلام کرد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشتشدگان را در جریان خیزش مهسا در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ هدف تجاوز، شکنجه و تعرض جنسی قرار دادند.
در همین رابطه، محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت نهادهای مختلف جمهوری اسلامی مانند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، در جریان خیزش مهسا به صورت «سیستماتیک» از شکنجه و تجاوز علیه معترضان استفاده کردند.
او به گزارش اخیر دیدهبان حقوق بشر اشاره کرد و گفت: «انتشار گزارشهای اینچنینی به منظور آگاهسازی جامعه جهانی و بالا بردن هزینه سیاسی برای جمهوری اسلامی است. مستندات این گزارش در اختیار کمیته حقیقتیاب سازمان ملل قرار میگیرد و میتواند در آینده برای پاسخگو کردن عاملان این جنایت استفاده شود.»