شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگیان: احکام صادر شده برای فعالان زنان گیلان ضد بشری است
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای ضمن ضد بشری خواندن صدور احکام سنگین حبس برای فعالان زنان گیلان، اعلام کرد «این رویه، در اراده مردم تحت ستم ایران، جهت به ثمر رساندن جنبش رهاییبخش و برابریطلب خویش، ذرهای خلل وارد نخواهد ساخت.»
انتشار خبر ایراناینترنشنال درباره مرگ مشکوک سارا تبریزی، زندانی سیاسی سابق، واکنش کاربران شبکههای اجتماعی و فعالان سیاسی، مدنی و حقوق بشری را برانگیخته است که در اظهارنظرهای خود جمهوری اسلامی را عامل قتل این زن ۲۰ ساله معرفی میکنند. #سارا_تبریزی در شبکه ایکس نیز ترند شده است.
خبرگزاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی در پی گزارش ایراناینترنشنال با اشاره به مرگ سارا تبریزی، نوشت او ۱۸ دی سال ۱۴۰۲ بازداشت و ۲۵ دی با قرار وثیقه آزاد شده بود.
این خبرگزاری، گزارش ایراناینترنشنال درباره صدور حکم حبس تعلیقی برای سارا تبریزی در سال ۱۴۰۲ را تایید کرد و نوشت که حکم حبس او به این معنا بود که اگر ظرف دو سال بعد از صدور حکم «مرتکب جرم دیگری نشود»، حکمش منتفی تلقی میشود.
در بخشی از این گزارش با اشاره به اینکه پیکر این دختر جوان در صبح روز پنجم فروردین در خانهشان پیدا شده، آمده است که بررسیها برای مشخص شدن علت مرگ تبریزی با دستور دادستان شهرستان شهریار در حال انجام است.
ساعاتی پس از انتشار خبر ایراناینترنشنال، میزان واکنشها به این خبر باعث شد تا ظهر روز جمعه ۱۰ فروردین، هشتگ #سارا_تبریزی در بیش از ۶۰ هزار پست در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شود.
این زن ۲۰ ساله در هفتههای پایانی زندگی از سوی ماموران امنیتی زیر فشار روانی سنگین قرار گرفته بود. او چهارم فروردین به وزارت اطلاعات احضار شده بود.
مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی، در واکنش به مرگ مشکوک سارا تبریزی نوشت:«این شهروند صدایی علیه ظلم بود و بهای این کار را با جان خود پرداخت. وقتی که جمهوری اسلامی برای جنایت علیه بشریت با هیچ پیامدی مواجه نمیشود، دلیلی نمیبیند که ارعاب زنان را متوقف کند.»
گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی زندانی سیاسی که در بازداشت کشته شد، نیز درباره مرگ مشکوک سارا تبریزی در اینستاگرام نوشت:« جمهوری اسلامی اولین جنایتش را با کشتن دختر جوان و بیگناهم در سال جدید رقم زد.»
او افزود سکوت و مماشات با ظلم حاصلی جز تداوم جنایت ندارد.
گوهر عشقی گفت: «امیدوارم و دعا میکنم این حکومت چرکین در این سال جدید به دست مردم ساقط و سرنگون شود و با تشکیل دادگاههای مستقل، به حساب جلادان، آمران و جنایتکاران جمهوری اسلامی رسیدگی شود. به خانواده داغدار این فرزندِ از دست رفته،تسلیت میگویم و در غم آنان شریکم.»
اکثریت قریب به اتفاق کاربران در شبکههای اجتماعی نیز، جمهوری اسلامی را قاتل سارا تبریزی دانستهاند و با خانواده این دختر جوان ابراز همدردی کردهاند.
مریم کلارن، دختر ناهید تقوی زندانی دو تابعیتی در ایران، نیز در پستی در شبکه ایکس نوشت:«خون جوانان ما میچکد از چنگتون!»
هدیه کیمیایی، روزنامهنگار، با اشاره به یک مرگ مشکوک دیگر نوشت:«منصوره_سگوند را ۹ خرداد ۱۴۰۱ در آبدانان احضار کردند و پیکر بیجانش چند روز بعد پیدا شد، او قبل از مرگش از فشار و تهدیدهای نیروهای سرکوبگر حکومتی گفته بود. سارا_تبریزی ۴ فروردین احضار شده و ۵ فروردین پیکر بیجانش را پیدا کردهاند، او هم تحت فشار نیروهای امنیتی بوده است.»
کاربر دیگری به اسم مریم نوشت: «جمهوری اسلامی یک دختر دیگه رو هم کشت. به همین راحتی. مثل بقیه.»
الی امیدواری هم در شبکه ایکس نوشت:«داستان جعلی و تکراری خودکشی از طریق خوردن قرص آن هم یک روز بعد از احضار توسط وزارت اطلاعات و روزها فشار امنیتی!؟ جمهوری جنایتکار اسلامی و شخص علی خامنهای مسئول مرگ این دختر ۲۰ ساله هستند.»
کاربر دیگری به نام مونیتر هم نوشت:«جمهوری اسلامی سارا تبریزی را کشت.»
پیکر سارا تبریزی روز دوشنبه ششم فروردین در شهرک اسکمان در استان تهران تشییع و به خاک سپرده شد.
بر اساس اعلامیه ترحیم سارا تبریزی، قرار است مراسم ختم او روز پنجشنبه ۹ فروردین در مسجد «صاحبالزمان» شهرک اسکمان برگزار شود.
سارا تبریزی روز ۲۵ آبان ۱۴۰۲ در حالی که قصد سفر به انگلیس داشت، همراه یک شهروند دیگر به دست ماموران امنیتی در فرودگاه بینالمللی «امام خمینی» تهران بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
تبریزی پس از حدود ۱۰ روز و با پایان بازجوییها، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان اوین آزاد شد.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، تبریزی سه روز ابتدایی بازداشت خود را در سلول انفرادی بهسر برد و پس از آنکه به دلیل استرس تنها بودن در انفرادی، دچار ضربان قلب بالا و فشار خون بالا شد، ابتدا به بهداری بند ۲۰۹ اوین و پس از آن به سلولی سه نفره در بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شد.
عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان با بیان اینکه همه سیستمها، چه اسلامی و چه غیراسلامی به حمایت مردم نیاز دارند، گفت برخی خواهان برگزاری رفراندوم هستند تا مشخص شود مردم چه میخواهند اما مسئولان جمهوری اسلامی حاضر به این کار نیستند.
مولوی عبدالحمید در خطبههای نماز جمعه ۱۰ فروردین خود با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی را گروههای مردمی در ایران بر سر کار آوردند، تاکید کرد: «حکومت را سلاح، کودتا و نظامیان بر سر کار نیاوردند و با سلاح هم نمیتوان آن را نگه داشت.»
مولوی عبدالحمید در بخشی از خطبههای خود با اشاره به برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی در روز ۱۲ فروردین گفت که در آن زمان، وعدههای زیادی از جمله درباره مسایل اقتصادی و آزادی داده شد.
او به برخی از شعارها از جمله «فردا که بهار آید آزاد و رها هستیم» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» اشاره کرد که از سوی مردم در زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی سر داده شد و گفت: «اینها شعارهای زیبایی بود و یکی از کسانی که این شعارها را سر داد من بودم.»
مولوی عبدالحمید تاکید کرد با امید به برقراری عدالت به جمهوری اسلامی رای داده است اما حالا او و خیلیها این پرسش را مطرح میکنند که برای چه این رای را دادند؟
او در ادامه با اشاره به بحران اقتصادی موجود در کشور گفت: «اقتصاد چنان ضربه خورده که شب میخوابیم و فردا صبح میبینیم ارزش پول افت کرده است.»
اسماعیلزهی در خطبههای نماز جمعه سوم فروردین خود نیز با اشاره به بحران اقتصادی موجود در کشور از همگان خواسته بود به مردمی که از نظر اقتصادی در وضعیتی نامناسب هستند و نیز به خانوادههای زندانیان، کمک کنند.
او گفته بود اگر مسئولان جمهوری اسلامی به مردم و به خصوص زنان اعتماد کنند و به آنها فرصت بدهند، آنان به راحتی کشور را میسازند و ایران را تبدیل به گلستان میکنند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دیگری از صحبتهای روز ۱۰ فروردین خود به رقمهای کلان اختلاس در ایران اشاره کرد و گفت این ارقام نشان میدهند اختلاسگران به کم قانع نیستند و تلاش میکنند بیش از پیش، اموال مردم را از آنِ خود کنند.
دیدار با خانوادههای دادخواه جمعه خونین
پیش از این نماز جمعه و در روز سهشنبه هفتم فروردین، جمعی از خانوادههای دادخواه در زاهدان با مولوی عبدالحمید دیدار و گفتوگو کردند.
یکی از ویدیوهای منتشر شده از این دیدار، بیقراری مادر خدانور لجهای، معترض کشتهشده در جریان خیزش انقلابی را نشان داد.
دو روز پس از این دیدار و در روز نهم فروردین، مولوی محمد طیب اسماعیلزهی، فرزند مولوی عبدالحمید از درخواست دستگاه امنیتی برای ممانعت از ورود مسافران نوروزی به مسجد مکی خبر داد.
همزمان سایت حالوش نوشت در روزهای گذشته نیروهای لباس شخصی مسلح با موتورسیکلت اقدام به سرقت و ضبط تلفنهای همراه مهمانان کردهاند.
روز جمعه دهم فروردین نیز نیروهای نظامی و سرکوبگر، همچون هفتههای گذشته همزمان با برگزاری نماز جمعه زاهدان در خیابانهای این شهر حضور گستردهای داشتند.
رسانه حالوش که خبرهای استان سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، با انتشار ویدیویی در اینستاگرام نوشت نیروهای نظامی در اطراف مصلی و مسجد مکی زاهدان و خیابانهای منتهی به آن، حضور پر رنگی داشته و با ایجاد ایستهای بازرسی، اقدام به تفتیش بدنی و کنترل نمازگزاران کردند.
در ماههای گذشته، شهروندان زاهدانی پس از یک سال اعتراض و تجمع خیابانی پیوسته، به توصیه مولوی عبدالحمید راهپیمایی سکوت برگزار کردند.
جمعههای اعتراضی زاهدانیها از هشتم مهر سال ۱۴۰۱ و پس از وقایع جمعه خونین این شهر آغاز شد.
در جریان جمعه خونین زاهدان، ماموران نظامی و امنیتی با گلولههای جنگی به سمت شهروندان و نمازگزاران شلیک کردند و بیش از ۱۰۰ نفر را کشته و دهها تن دیگر را نابینا، قطع نخاع و مجروح کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، دستکم ۱۷ زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز با وجود وضع نامناسب جسمی از اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروماند. اغلب این زندانیان سالهای طولانی در حبس بودهاند و ماموران امنیتی با کارشکنی مانع رسیدگی پزشکی مناسب به آنان شدهاند.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مخالفت نهادهای امنیتی با اعزام این زندانیان به بیمارستان در حالی ادامه دارد که زندان شیبان اهواز فاقد بسیاری از تجهیزات و امکانات برای رسیدگی پزشکی مناسب به محبوسان در آن است.
به گفته منابع نزدیک به خانوادههای این زندانیان، در حال حاضر تنها در بند پنج زندان شیبان اهواز، بیش از ۷۰ زندانی سیاسی نگهداری میشوند.
این زندانیان بابت اتهاماتی همچون محاربه، تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی کشور، همکاری با گروههای مخالف نظام و اقدام علیه امنیت ملی، با احکام دادگاههای انقلاب در زندان هستند.
بسیاری از این زندانیان برای سالهای طولانی در حبس بوده و به دلیل شرایط نامناسب زندان، نبود امکانات درمانی مناسب و متحمل شدن شکنجهها در ایام بازجویی پیش از انتقال به بند عمومی، دچار مشکلات جسمی متعددی شدهاند.
از میان این زندانیان، محمدرضا مقدم به اعدام محکوم شده و غلامحسين كلبی، عبدالامام زائری، عبدالزهرا هلیچی، یحیی ناصری، محمدعلی عموری، سید جابر البوشوکه و سید مختار البوشوکه، با حکم حبس ابد در زندان شیبان اهواز به سر میبرند.
فعالان حقوق بشر ساکن استان خوزستان در گفتوگو با ایراناینترنشنال ضمن اشاره به اینکه برخی زندانیان سیاسی در این زندان دچار بیماریهای متعددی همچون اماس و بیماریهای قلبی هستند، تاکید کردهاند نهادهای امنیتی با جلوگیری از اعزام این زندانیان به مراکز درمانی خارج از زندان، به دنبال قتل خاموش آنها در زندان هستند.
یکی از این زندانیان، محمدرضا مقدم، زندانی ۳۳ ساله است که در سال ۱۳۹۷ بازداشت و محکوم به اعدام شد.
مقدم در پنج سال گذشته زیر سایه حکم اعدام بوده و به کیست مویی که با عنوان بیماری مو برگشتی شناخته میشود، مبتلاست.
غلامحسين كلبی، زندانی سیاسی دیگر در زندان شیبان است که در سال ۱۳۷۹ بازداشت و به حبس ابد محکوم شد.
این زندانی سیاسی ۶۰ ساله که تا امروز ۲۴ سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده، از بیماریهای مختلفی همچون عفونت گوش، مشکلات گوارشی و درد شدید در مفاصل رنج میبرد.
عبدالامام زائری، زندانی سیاسی ۴۸ ساله، زندانی سیاسی دیگری است که نوزدهمین سال از ایام حبس ابد خود را در این زندان سپری میکند.
زائری که از سال ۱۳۸۴ تا کنون زندانی است، از بیماریهایی همچون پروستات، عفونت و خونریزی در گوش چپ رنج میبرد.
عبدالزهرا هلیچی، زندانی سیاسی ۴۱ ساله که در سال ۱۳۸۴ بازداشت و به حبس ابد محکوم شده، در ۱۹ سال گذشته از رسیدگی پزشکی محروم بوده و به بیماری آرتروز زانو مبتلاست.
یحیی ناصری، زندانی ۳۸ ساله که در سال ۱۳۸۴ بازداشت و به حبس ابد محکوم شده، از ۱۹ سال پیش زندانی است و مبتلا به بواسیر است.
محمدعلی عموری، شهروند ۴۴ ساله، زندانی سیاسی دیگری است که از سینوزیت، عفونت لثه و دندان و فلج شدن انگشت کوچک دست راست رنج میبرد.
عموری در سال ۱۳۸۹ بازداشت و به حبس ابد محکوم شد و از ۱۴ سال پیش زندانی است.
سید جابر آلبوشوکه، ۴۱ ساله و سید مختار آلبوشوکه، ۳۸ ساله، دو زندانی سیاسی دیگر هستند که در سال ۱۳۸۹ بازداشت و به حبس ابد محکوم شدند.
سید جابر علاوه بر حبس ابد به ۱۵ سال حبس محکوم شده و طی ۱۴ سال گذشته با وجود بیماری ناخنک چشم و نیاز به عمل جراحی، از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
سید مختار نیز علاوه بر حبس ابد به پنج سال زندان دیگر محکوم شده و طی ۱۴ سال گذشته زندانی بوده است.
او با وجود نیاز به عمل جراحی فتق، از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
فارس رماحی، زندانی ۲۸ ساله، با احکام ۳۵ سال حبس و ۱۵ سال حبس مواجه است و از پنج سال پبش دوران حبس ۵۰ سال را میگذراند.
رماحی نیز به کیست مویی مبتلاست.
علی حلفی، زندانی ۵۷ ساله که از ۱۹ سال پیش زندانیست به ۳۰ سال حبس محکوم شده است. حلفی در سال ۱۳۸۴ بازداشت شده و با وجود ابتلا به بواسیر خونی و نیاز به عمل زانو، از رسیدگی پزشکی محروم است.
ایوب پرکار، زندانی سیاسی ۶۹ ساله، سیزدهمین سال از حکم ۲۰ سال حبس خود را سپری میکند. او در ۱۳ گذشته از رسیدگی پزشکی محروم مانده و به بیماریهای باد فتق در دو طرف و آرتروز زانو مبتلاست.
جابر صخراوی، زندانی ۳۸ ساله، در سال ۱۳۹۳ بازداشت و به ۱۲ سال و شش ماه حبس محکوم شد. او از ۱۰ سال پیش با وجود ابتلا به بیماریهای اماس، کبد چرب و پارگی ربات پای راست در زندان است.
حسن سواری، زندانی ۴۱ ساله، از شش سال پیش دوران محکومیت ۱۱ سال زندان خود را میگذراند و به بیماری دیابت مبتلاست.
علی صیاحی، زندانی ۴۶ ساله، چهارمین سال از دوران محکومیت ۱۰ سال حبس خود را میگذراند و از دیابت و بیماری قلبی رنج میبرد.
حسین صبحان (سبحان)، زندانی ۳۳ ساله، حکم هشت سال زندان دارد. او از سه سال پیش زندانی شده و از بیماری دیسک کمر رنج میبرد.
محمد مؤمن تیماس، زندانی سیاسی ۶۴ ساله، از ۱۸ ماه پیش دوران محکومیت پنج ساله خود را سپری میکند و از بیماریهای دیسک کمر و دیابت رنج میبرد.
محمد لویمی، زندانی ۲۷ ساله، از بیماری هموفیلی و گلانزمن گروه خونی اُ (O) منفی و اختلال در پلاکتهای خون رنج میبرد.
او در سال ۱۴۰۲ بازداشت و به ۹ ماه حبس محکوم شد و تا کنون پنج ماه از حبس خود را در زندان شیبان اهواز گذرانده است.
سازمان حقوق بشری کارون، خرداد ماه ۱۴۰۲ با انتشار گزارشی از خودداری از رسیدگی پزشکی به برخی زندانیان سیاسی عرب زندان شیبان اهواز خبر داد و نوشت جابر صخراوی، علی صياحی، عبدالامام زائری، محمدعلی عموری، غلامحسین کلبی، مختار آلبوشوکه و علی حلفی، زندانیان بیمارند که نیاز به اعزام به بیمارستان و رسیدگی پزشکی دارند.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی در ایران و زیر پا گذاشته شدن حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسوولان زندانها، با کارشکنی نهادهای امنیتی منتشر شده است.
طی این سالها زندانیان سیاسی زیادی از جمله ساسان نیکنفس، فعال مدنی، بهنام محجوبی، درویش گنابادی، بکتاش آبتین، شاعر و فیلمساز و جواد روحی، شهروند معترض، در زندان جان خود را از دست دادند.
جمهوری اسلامی هیچ مسوولیتی در قبال مرگ آنها که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی بود، نپذیرفته است.
با گذشت یک هفته از مرگ خودخواسته پرستو بخشی، پزشک متخصص قلب، واکنشها به این اتفاق همچنان ادامه دارد و موضوع پرحاشیه و پربحث است. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ابتلای او به بیماری روحی را رد کرد اما اسناد نشان میدهند این پزشک جوان به افسردگی و اضطراب حاد مبتلا بوده است.
محمدرضا فارسینژاد، مدیرکل پزشکی قانونی استان لرستان روز دهم فروردین گفت پیکر پرستو بخشی یک روز پس از مرگ به سالن تشریح منتقل شد و علت فوت او همچنان در دست بررسی است.
او برای گذراندن طرح خود، در بیمارستان ابنسینا در دلفان استان لرستان مشغول به کار بود.
(به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبهرو میشوید که از جملهها و عبارتهایی نشاندهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکنند، از آنان بخواهید با پزشک معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یا فردی مورد اعتماد، درباره نگرانیهایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر میکنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.)
پدرام پاکآیین، سخنگوی وزارت بهداشت، در نخستین واکنش به موضوع خودکشی بخشی و پوشش آن در رسانهها گفت: «بر خلاف ادعای برخی رسانههای بیگانه در خصوص درج نام ایشان در لیست سیاه وزارت بهداشت، اساسا چنین لیستی وجود نداشته که نام ایشان یا دیگری در آن ثبت شده باشد.»
روز ششم فروردین، علی سلحشور، سرپرست اداره روابط عمومی سازمان نظام پزشکی با انتشار مطلبی در صفحه خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام، گفته بود پرستو بخشی در لیست سیاه وزارتخانه قرار داشت.
او از مرگ مادر و پدر بخشی به عنوان دو ترومای بزرگ نام برد که این پزشک با آنها مواجه شده و به همین دلیل طرحش را با یک سال تاخیر آغاز کرده بود.
سلحشور گفت وزارت بهداشت کمکی به جابهجایی محل طرح او نکرد.
پاکآیین روز نهم فروردین در گفتوگو با ایرنا گفت که وزارت بهداشت در زمینه تعویق طرح تخصص بخشی با او «همکاری لازم را به عمل آورده» است.
مستندات جدید ادعای وزارت بهداشت را درباره سلامت روان پرستو بخشی رد کرد
سخنگوی وزارت بهداشت گفت پرستو بخشی توضیحی درباره شرایط خاص یا ابتلای خود به بیماری روحی به کمیسیون تعهدات نیروهای متخصص ارائه نداده و سوابقی هم مبتنی بر بیماری او در دست نبوده است.
همزمان مستنداتی جدید از پرونده مرگ بخشی از سوی پایگاه خبری «پزشکان و قانون» منتشر شده است که خلاف ادعای وزارت بهداشت را نشان میدهد.
این سندها مربوط به نامه روانپزشک معالج است که در آذر سال ۱۴۰۲ از ابتلای بخشی به افسردگی و اضطراب حاد خبر داده و دستور بستری و استراحت او را در منزل صادر کرده بود.
نامه روانپزشک معالج پرستو بخشی
اسکرینشات منتشر شده از چت پرستو بخشی با یکی از استادان دانشگاه علوم پزشکی لرستان نیز نشان میدهد مسئولان این دانشگاه از شدت مشکلات و بیماری او آگاه بودند.
این گفتوگوی مکتوب نشان میدهد خلاف آنچه بهرام دلفان، رییس دانشگاه علوم پزشکی لرستان گفته است، «بهترین سوییتها و پانسیونها» در اختیار بخشی قرار داده نشده بود.
دلفان گفته بود پرستو بخشی در سال ۱۴۰۲ به دانشگاه معرفی و بعد از ورود به خرمآباد «به جهت تکریم از طرف بیمارستان، از فرودگاه به هتل منتقل میشود» و بعد از یک روز او را در «سوییت مناسب» اسکان میدهند.
او گفته بود که بخشی «همکاری لازم را با کادر آموزشی نداشته» و برای همین با «رضایت شخصی به بیمارستان نورآباد دلفان میرود نه تبعید و اجبار».
علی سلحشور و برخی کاربران فضای مجازی با اشاره به نام دو تن از مسوولان بالادستی این پزشک در استان لرستان، آنها را مسوول مرگ خودخواسته بخشی معرفی کرده بودند.
به گفته سرپرست اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل سازمان نظام پزشکی، یک تن از اساتید داخلی (گوارش) بیمارستان رحیمی خرمآباد نهایت «بیانصافی، توهین و تحقیر» را در حق بخشی انجام داد.
تعدادی از کاربران نیز عوامل منتهی به خودکشی سریالی پزشکان جوان را فراتر از اقدامات رییس یک بیمارستان یا شبکه بهداشت دانستند و تاکید کردند مشکل اصلی، حکومت جمهوری اسلامی و فساد گسترده در آن است.
در همین زمینه، محمدرضا ظفرقندی، دبیرکل جامعه پزشکی در رسانه اجتماعی ایکس نوشت فشار و استرس روحی، جسمی و معیشتی بر پزشکان جوان، طرحی و دستیاران، به مرز هشدار رسیده است.
او تاکید کرد بیتوجهی مسوولان به شرایط و مقررات تحمیلی و طاقتفرسای موجود، علت عمده افزایش ناامیدی، خودکشی و مهاجرت در جامعه پزشکی ایران است.
عباس عبدی، تحلیلگر مسایل سیاسی-اجتماعی، خواهان تهیه گزارشی مستقل درباره مرگ پرستو بخشی از سوی سازمان نظام پزشکی شد و گفت باید اقداماتی جدی در این زمینه انجام شود.
وبسایت خبری تجارت نیوز دی ماه سال گذشته نوشت تنها در یک هفته سه مورد خودکشی در میان دستیاران پزشکی (رزیدنتها) و پزشکان طرحی گزارش شده است.
در آن مقطع زمانی، بابک شکارچی، معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی ایران، بزرگترین مشکل رزیدنتها و پزشکان طرحی را «نداشتن امید به آینده» دانسته بود.
همان زمان انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامهای به ابراهیم رئیسی خواستار تشکیل کمیتهای برای بررسی خودکشی پزشکان و رزیدنتها و اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از وقوع مجدد آن شده و وحید شریعت، رییس انجمن، گفته بود وزارت بهداشت آمار دقیق خودکشی رزیدنتها را محرمانه میداند و آن را اعلام نمیکند.
شریعت در بهمن ماه سال گذشته گفته بود خودکشی ۱۶ دستیار پزشکی طی یک سال منجر به مرگ آنان شده است.
نتایج تحقیق انجمن روانپزشکی در سال ۱۴۰۲ حاکی از آن بود که طی سالهای گذشته، آمار خودکشی در جامعه پزشکی تا پنج برابر افزایش پیدا کرده است.
پس از دو سال بحث و گفتوگوی فشرده، کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی موفق نشدند به یک توافق بینالمللی با هدف آمادهسازی جهانی برای مقابله با بیماریهای همهگیر آینده دست یابند.
نهمین دور از مذاکرات این کشورها که از روز ۲۸ اسفند ۱۴۰۲ آغاز شده بود، روز پنجشنبه ۹ فروردین، بدون دستیابی به متن نهایی توافق به پایان رسید.
در این نشست ۱۹۴ کشور عضور سازمان بهداشت جهانی تصمیم گرفتند به مذاکرات خود ادامه دهند و یک متن الزامآور تهیه کنند تا از تکرار اشتباهات مرگبار و پرهزینه در طول مدیریت بحران شیوع کرونا جلوگیری شود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این بحران نشان داد تا چه اندازه جهان برای رویارویی با همهگیری در این ابعاد آماده نبوده است.
تدروس آدهانوم گبریسوس مدیر کل سازمان بهداشت جهانی روز پنجشنبه در پایان مذاکراتی که در مقر این سازمان در ژنو برگزار شد، گفت: «شما تا رسیدن به توافق فاصله زیادی ندارید.»
او با یادآوری این که «توافقنامه یک ابزار نجاتبخش است، نه فقط یک تکهکاغذ»، افزود: «هنوز امیدوار هستم و امیدوارم که شما به آنجا برسید.»
او از کشورها خواست برای دستیابی به توافق نهایی تا پایان ماه مه مذاکرات خود را از سر بگیرند.
اولین دور از این گفتوگوها در فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد و کشورها قصد داشتند به طور رسمی متن توافقی را در مجمع جهانی بهداشت که در ۲۷ می امسال در ژنو برگزار میشود، تصویب کنند.
پس از دو سال و با وجود آسیبهای باقی مانده از شیوع کرونا اختلافات قابل توجهی میان کشورهای عضو این سازمان باقی مانده است.
خبرگزاری فرانسه گزارش داد که پیشنویس توافقنامه احتمالی در این زمینه مملو از عبارات موقتی است که داخل پرانتز گذاشته شده و ممکن است با عبارات دیگری جایگزین شود.
این خبرگزاری افزود که اعضای سازمان بهداشت جهانی به روندهای طولانی برای دستیابی به توافقات از طریق اجماع همه کشورها عادت دارد و این رویهها معمولا سالها طول میکشد.
وبسایت سازمان بهداشت جهانی نوشت که کشورهای عضو این سازمان موافقت کردند که مذاکرات را با هدف نهایی کردن یک توافق همهگیر طی ۲۹ آوریل تا ۱۰ می از سر بگیرند.
یک دیپلمات غربی گفت که پیشنویس کنونی بیش از حد مفصل و گسترده است و نمیتوان در این مدت کوتاه روی ۳۰ صفحه با این سطح از عدم قطعیت به توافق رسید.
از جمله موضوعات کلیدی که هنوز مورد بحث است شامل دسترسی به أنواع جدید پاتوژنها، تامین مالی قابل اعتماد و انتقال فناوری به کشورهای فقیرتر است.
کشورهای اروپایی خواهان سرمایهگذاری بیشتر برای پیشگیری هستند و کشورهای آفریقایی دسترسی کافی به آزمایشها، واکسنها و سایر درمانها را میخواهند.
ایالات متحده خواستار تضمین شفافیت و به اشتراکگذاری سریع دادهها در مورد شیوع هر بیماری ناشناخته شده است.
پیشتر ند پرایس سخنگوی وزارت خارجه امریکا درباره پیامدهای اقتصادی شیوع کرونا گفته بود وقتی یک ویروس در یک کشور گسترش مییابد به طور بالقوه امکان جهش و ایجاد تهدید برای کشورهای دیگر وجود دارد.
چین پس از چند هفته شیوع کووید، گزارشها درباره نخستین موارد مرگ و میر ناشی از این ویروس را انتشار داد.
برخی کارشناسان با توجه به تجربه گذشته گفتند که چین تصویر کامل از دامنه شیوع و تلفات انسانی کرونا را به دست نداد.
یک سال پیش، رییس پلیس فدرال آمریکا، افبیآی، در مصاحبهای اعلام کرد از نظر سازمان او منشا اولیه شیوع ویروس کرونا در سال ۲۰۱۹ «به احتمال خیلی زیاد» نشت از آزمایشگاهی تحت کنترل دولت چین بوده است.
همچنین در جریان شیوع کرونا، انتقادهای زیادی به مدیریت این بحران از سوی مقامات جمهوری اسلامی مطرح شد.
ایران یکی از کشورهایی بود که به نسبت به جمعیت خود، قربانیان زیادی ناشی از همهگیری کرونا به ثبت رساند.
مهدی محمودیان، مصطفی نیلی، آرش کیخسروی، محمدرضا فقیهی و مریم فرا افراز، معروف به «دادخواهان سلامت»، قصد داشتند شکایتی را علیه مقامات جمهوری اسلامی به ویژه علی خامنهای به دلیل آسیب زدن به جان مردم با وارد نکردن واکسن کرونا مطرح کنند.