نتانیاهو شرطهای حماس را برای آتشبس رد کرد اما آمریکا مذاکره را ممکن دانست
نخستوزیر اسرائیل شرطهای حماس برای آتشبس را «توهمآمیز» خواند و گفت پذیرش این شرطها به منزله فراهم کردن اوضاع برای یک کشتار جدید به دست حماس است. با این حال وزیر امور خارجه آمریکا گفت جا برای مذاکره و توافق وجود دارد.
بنیامین نتانیاهو چهارشنبه ۱۸ بهمن چند ساعت پس از دیدار با آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، در نشستی خبری با رد تقاضاهای حماس، تاکید کرد برای اسرائیل گزینهای جز نابودی حماس وجود ندارد. نخستوزیر اسرائیل همچنین ادامه فشارهای نظامی در غزه، برای آزادی همه گروگانها را ضروری دانست.
از سوی دیگر، آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، در نشستی خبری در تلآویو گفت حماس شرطهای ناممکنی را برای آتشبس مطرح کرده اما جا برای مذاکره و تلاش برای رسیدن به توافق وجود دارد. بلینکن به جزییات بیشتری در این مورد اشاره نکرد.
وزیر امور خارجه آمریکا پیشتر در دیدار با اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، گفت برای دستیابی به توافق آتشبس کارهای زیادی باید انجام شود.
هرتزوگ در این دیدار حماس را به نقض اصول اخلاقی متهم کرد و خواستار آزادی گروگانهای در بند این گروه در نوار غزه شد.
خبرگزاری رویترز جزییاتی از پاسخ حماس به میانجیگری قطریها و مصریها برای آتشبس در غزه منتشر کرد که شامل یک پیشنهاد سه مرحلهای و چهار و نیم ماهه است.
بر اساس پیشنویس ارائه شده، این طرح در مرحله اول یک بازه زمانی ۴۵روزه را برای آزادی برخی گروگانهای غیرنظامی شامل زنان، کودکان، افراد سالمند و بیماران در ازای آزادی زندانیان فلسطینی و ارائه کمکها، پیشنهاد میکند.
در طرح حماس اجازه بازسازی بیمارستانها و اردوگاههای پناهندگان در غزه و خروج نیروهای زمینی اسرائیل از مناطق پرجمعیت، در مرحله اول پیشنهاد شده است.
در مرحله دوم گروگانهای مرد آزاد میشوند و تا پایان مرحله سوم، حماس انتظار دارد طرفین در مورد پایان جنگ به توافق دست یابند.
حماس در الحاقیه این پیشنهاد گفت به دنبال آزادی هزار و ۵۰۰زندانی فلسطینی است و میخواهد یکسوم آنان را از لیست فلسطینیهایی انتخاب کند که از سوی اسرائیل به حبس ابد محکوم شدهاند.
این آتشبس پیشنهادی جریان غذا و کمکهای دیگر را به غیرنظامیان غزه افزایش میدهد.
نشریه بریتانیایی تلگراف در یادداشتی به تفسیر سیاست خارجی بریتانیا در خصوص بحران خاورمیانه و بازتاب آن در داخل کشور پرداخت و نوشت نمایندگان پارلمان این کشور باید سرانجام درباره خطر اسلامگرایان بیدار شوند.
تلگراف با اشاره به تاثیر مهم سیاست خارجی بر امنیت داخلی نوشت حمایت از اسرائیل، مجازات به همراه دارد.
بر اساس گزارش این نشریه، مایک فریر، نماینده حزب کارگر، در انتخابات بعدی پارلمان بریتانیا از سمت نمایندگی فینچلی و گلدرز گرین کنارهگیری خواهد کرد.
او در گفتوگو با تلگراف تاکید کرد که فشاری زیادی بر همسر و خانوادهاش وارد میشود.
فریر سالهاست اذیت و آزار در رسانههای اجتماعی، تهدید به مرگ، گرافیتیهای خصمانه، تلاش برای باز کردن پنجره دفتر حوزه انتخابیهاش و یادداشتهای گستاخانهای را که به شیشه جلوی ماشینش چسبانده میشوند تحمل کرده است.
او بعضی اوقات ملاقاتهای مردمی خود را در یک مسجد انجام میداد.
یک روز، گروه خودخوانده «مسلمانان علیه جنگهای صلیبی» به زور وارد مسجد شدند و او را «خوک همجنسباز یهودی» خطاب کردند.
اخیرا معلوم شد که علی حربی علی، اسلامگرای افراطی چندین بار به جلسات فریر رفته و در نهایت یک روز مسلح وارد دفتر او شده اما خوشبختانه آن روز این نماینده برای رایگیری به پارلمان فراخوانده شده بوده.
شب کریسمس سال گذشته، دفتر حوزه انتخابیه فریر شکسته و به آتش کشیده شد.
پلیس دو نفر را در ارتباط با این حمله دستگیر کرد که در حال حاضر در انتظار محاکمه خود هستند.
اگرچه فریر از پلیس محلی در فینچلی تمجید میکند، اما اعتقاد دارد سطح تهدیدها در حال بدتر شدن است و به همین دلیل فکر میکند زمان بازنشستگیاش فرا رسیده است.
بیبیسی در گزارشهای مربوط به تصمیم فریر از ذکر این نکته که چه گروه یا افرادی با یهودیستیزی دست به تهدید او زدهاند، خودداری کرده است.
با اینحال فریر در این مورد بدون پردهپوشی اعلام کرد تمام تهدیدی که با آن روبهرو شده از جانب اسلامگرایان بوده است.
تلگراف در ادامه به نقل از او نوشت: «اگر نتوانیم علت را بگوییم، نمیتوانیم مشکل را هم حل کنیم.»
بر اساس این گزارش، موضوع فقط این نیست که بپرسیم پس از آقای فریر چه کسی نماینده فینچلی و گلدرز گرین خواهد بود و آیا این شخص جرات خواهد داشت به همان شدت فریر موضع طرفداری از اسرائیل اتخاذ کند؟
این واقعیت که اسلامگرایی در این اقدامات و تهدیدها نقش محوری دارد نشان میدهد این گرایش مناطق وسیعی از بریتانیا را فرا گرفته است.
علی حربی در ادامه نقشه خود یک نماینده دیگر را به نام سر دیوید ایمس در آوریل سال ۲۰۲۲ به قتل رساند و در همان صحنه قتل دستگیر شد.
علی، نماینده حزب محافظهکار را هدف قرار داد اما معمولا نمایندگان حزب کارگر بیشتر از محافظهکاران تحت فشار اسلامگرایان قرار دارند زیرا اغلب از حوزههایی میآیند که تعداد زیادی رایدهنده مسلمان در آن مناطق حضور دارند.
گرچه اکثر مسلمانان، اسلامگرایان افراطی نیستند اما جای تعجب ندارد که گروههای افراطی در مناطق مسلماننشین، شانس بالاتری برای ترغیب و جذب نیرو دارند. بنابراین آن دسته از نمایندگان حزب کارگر که به شدت در برابر اسلامگرایی مقاومت دارند، بیشترین میزان فشار را از جانب این گروه تحمل میکنند.
تلگراف در ادامه نوشت این یکی از دلایلی است که واکنش قاطع سر کییر استارمر، رهبر حزب کارگر بریتانیا به قتلعام حماس در هفتم اکتبر و حمایتش را از حق اسرائیل برای دفاع از خود، دارای اهمیت میکند.
اگر استارمر راه دیگری در پیش گرفته بود، حزب کارگر در دام اسلامگرایان گرفتار میشد.
تلگراف افزود صلح و امنیت داخلی باید بدون توجه به نظرات متفاوت یا بروز احساسات شدید در مورد سیاست خارجی، به ویژه در مورد مناقشه اسرائیل و فلسطین حفظ شود.
به گفته فریر، با توجه به میزان ترس ناشی از قتلعام حماس و حامیان آن، پلیس باید کسانی را که در تظاهرات حمایت از این گروه شبهنظامی شرکت دارند، دستگیر کند.
تلگراف تاکید کرد برای یهودیها یا غیر یهودیها و برای دموکراسی پارلمانی تاسفبار است که طرفداری از اسرائیل به یک خطر شغلی حتی مهلک تبدیل شده و دفاتر نمایندگان به قلعههای محافظت شده تبدیل شوند: «به تغییر تدریجی سیاست در سطوح بالاتر نگاه کنید. به نظر میرسد تمرکز بر صلح در سیاست، اغلب واقعیت خشن جنگ را نادیده میگیرد.»
دیوید کامرون، وزیر امور خارجه بریتانیا گفت این مسوولیت بریتانیا است که چشمانداز تشکیل کشور مستقل فلسطین را ترسیم و درباره به رسمیت شناختن آن فکر کند.
اظهارات او صرفا تکرار سیاست سنتی بریتانیا مبنی بر راهحل دو دولتی است اما کامرون دو نکته را به موضوع اضافه کرد: اول اینکه قتلعام حماس باید تشکیل دولت جدید مستقل را تسریع کند. مورد دیگر اشاره به این بود که به رسمیت شناختن چنین دولتی میتواند آیندهنگرانه باشد.
دولت جو بایدن نیز نظری مشابه دارد؛ حتی اگر در ظاهر و به صراحت کامرون این موضع را عنوان نکند. با این حال تلاش آمریکاییها نیز حمایت از راهحل دو کشوری است.
راهحل دو کشوری ممکن است در تئوری خوب به نظر برسد اما به چندین مورد بستگی دارد. یکی از موانع اصلی فقدان یک نهاد فلسطینی قابل اعتماد است که اسرائیل بتواند برای اطمینان از آسیب نرساندن به شهروندانش یا تصرف سرزمینش به آن تکیه کند.
به نظر میرسد کامرون که زمانی موضع سختی در مورد ارتباط بین تروریسم و سیاست خاورمیانه داشت، اکنون در حال ایدهآلسازی صلح است.
او حتی ممکن است قصد تقلید از آرتور بالفور، نخستوزیر سابق بریتانیا را داشته باشد که بعدها وزیر امور خارجه شد.
اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ حمایت خود را از ایجاد یک خانه ملی یهودی در فلسطین و در عین حال حمایت از حقوق جوامع غیریهودی ابراز کرد.
تلگراف در انتهای گزارش خود نوشت آیا کامرون خود را بهعنوان بالفور امروزی برای فلسطینیان تصور میکند؟ اگر چنین است، او باید به خاطر داشته باشد که بر خلاف مورد بالفور، دولتی که کامرون خواستار تشکیل آن است، مسوول آینده فلسطین نیست.
بیانیه کامرون، نه صلح، بلکه مماشات را به همراه خواهد داشت.
وضعیت منطقه و بحرانهای خاورمیانه برای دو نامزد اصلی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبدیل به تهدید و فرصت شده است. در حالی که دولت جو بایدن با مجموعهای از مشکلات دست و پنجه نرم میکند، دونالد ترامپ در حال بهرهگیری از شرایط موجود برای به دست آوردن امتیازات سیاسی است.
واشینگتن پست در گزارشی به وخیمتر شدن بحران خاورمیانه پس از کشته شدن سه سرباز آمریکایی در حمله شبهنظامیان تحت حمایت جمهوری اسلامی به پایگاه ارتش آمریکا در مرز اردن و سوریه پرداخت و چالشهای پیش روی دولت بایدن در منطقه را بررسی کرد.
این نشریه در گزارش خود نوشت برخی جمهوریخواهان در آمریکا از کاخ سفید میخواهند تا اقدامات شدیدی از جمله حملات هدفمند را به داخل خاک ایران انجام دهد.
تمایل آشکار بایدن به تنظیم پاسخ و اجتناب از درگیری گستردهتر با رژیم ایران برای ترامپ بسیار مفید بوده است.
ترامپ در شبکههای اجتماعی با انتشار پستی نوشت: «این حمله وقیحانه به ایالات متحده پیامد وحشتناک و غمانگیز دیگری از ضعف و تسلیم جو بایدن است.»
او اضافه کرد زیر نظارت دولت او چنین اتفاقی رخ نمیداد. گرچه حملات به مواضع آمریکا در عراق و سوریه در زمان ریاستجمهوری ترامپ نیز صورت گرفته است.
به گزارش واشینگتن پست، در زمان ترامپ تنها پایگاه عینالاسد ۳۳ بار هدف حملات قرار گرفته بود.
پروژه دستیابی به صلح از طریق قدرت
ترامپ و تعدادی از همکاران جمهوریخواه او تصمیمات دولت بایدن را علت وجود هرج و مرج در منطقه میدانند و آن را در مقابل پروژه دستیابی به «صلح از طریق قدرت» قرار میدهند که رییسجمهوری سابق به دنبال ایجادش بود.
ترامپ در روند دیپلماتیک مخرب خود با تهران، توافق هستهای بین ایران و قدرتهای جهانی را زیر پا گذاشت، فهرستی از تحریمها را بر جمهوری اسلامی بازگرداند و قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران را در یک حمله پهپادی در سال ۲۰۲۰ ترور کرد.
در این میان سیاست ترامپ در قبال اسرائیل حمایت همهجانبه از بنیامین نتانیاهو و سیاستهای حزب راست اسرائیل بود.
او با به رسمیت شناختن اورشلیم بهعنوان پایتخت اسرائیل، تعطیل کردن کنسولگری ایالات متحده برای فلسطینیها و ایفای نقش میانجیگری در مذاکرات صلح میان اسرائیل و شماری از پادشاهیهای عربی منطقه، سعی در تنبیه کردن فلسطینیها و به حاشیه بردن خواستهای سیاسی آنها داشت.
تغییر سیاست فشار حداکثری ترامپ
پس از روی کار آمدن دولت بایدن، لفاظیهای اولیه در مورد بازگرداندن حقوق بشر به مرکز سیاست ایالات متحده خیلی زود از بین رفت.
کاخ سفید همکاری نزدیکتر با عربستان سعودی را دنبال و وضعیت موجود را با اسرائیل حفظ کرد و مشتاق بود روند توافقات عادیسازی دوران ترامپ ادامه داشته باشد.
تلاش بایدن برای تغییر سیاست «فشار حداکثری» ترامپ بر ایران که منجر به تسلط دولت تندرو و سازشناپذیرتر در تهران شده بود، هیچ پیشرفتی نداشت و جمهوری اسلامی از شفافسازی در مورد برنامه هستهای خود که در توافق برجام به آن متعهد شده بود، صرفنظر کرد.
برنامه هستهای
اوایل ماه میلادی جاری، رافائل گروسی، رییس آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت که برنامه هستهای ایران «در حال پیشرفت است».
گروسی گفت شکاف موجود باید به شیوه دیپلماتیک رفع شود تا از وخامت اوضاع که ممکن است به نقطه غیرقابل بازگشت برسد جلوگیری کند.
اکنون که کاخ سفید درصدد باز کردن جبهه جدید درگیری با ایران است، جایی برای دیپلماسی باقی نمیماند.
ژیل پاریس، مقالهنویس لوموند با اشاره به میراث ترامپ در منطقه نوشت: «ایران از پیگیری تلاشهای هستهای خود منصرف نشده است.»
پاریس افزود: «وعدههای آمریکا اعتبار خود را از دست دادهاند؛ موضوعی که تا حدی، ناتوانی دولت بایدن را در تعامل مجدد با تهران توضیح میدهد.»
او در ادامه نوشت: «همچنان پس از هفتم اکتبر، جمهوری اسلامی با ایستادگی محور مقاومت و تشدید همزمان تنشها از طریق حملات غیرمنتظره حوثیها در دریای سرخ، به داخل مرزهای خود رانده نشده است.»
در حال حاضر احتمال دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بسیار بیشتر از سال ۲۰۱۸ است. زمانی که ترامپ، برخلاف میل بسیاری از متحدان غربی واشینگتن از توافق برجام خارج شد.
فارین افرز در این خصوص نوشت: «ممکن است رهبران رژیم ایران دستیابی به تسلیحات هستهای را راهی مطمئن برای جلوگیری از حمله اسرائیل یا ایالات متحده بدانند و موقعیت کنونی را که رقبایشان درگیر جنگ غزه و اوکراین، رقابت با چین و انتخابات هستند، بهعنوان یک فرصت مناسب غنیمت بشمارند.»
راهحل دو دولتی
ترامپ جدیتر شدن خطرِ ایران هستهای را پیش کشید. او همچنین مشوق راست افراطی اسرائیل بود.
دیوید فریدمن، سفیر ترامپ در اسرائیل از مدافعان اصلی جنبش شهرکنشینان یهودی و مخالف آشکار «راهحل دو دولتی» است، در حالی که راهحل دو دولتی، دستور کار دولتهای دموکرات و جمهوریخواه آمریکا بوده است.
فریدمن و جمعی دیگر از مقامات دولت ترامپ، بنیامین نتانیاهو و متحدانش را برای از سرگیری شهرکسازی تشویق کردند، طوری که به نظر میرسید آماده الحاق غیرقانونی بخشهایی از کرانه باختری به اسرائیل هستند.
پس از حمله هفتم اکتبر حماس به جنوب اسرائیل و جنگ غزه، رهبران عرب و همچنین مقامات آمریکایی و اروپایی همگی از «راهحل دو کشوری» بهعنوان یک هدف ضروری برای ایجاد ثبات در منطقه صحبت میکنند اما ترامپ و متحدانش به بایدن به دلیل اتخاذ این سیاست و اعمال فشار بر دولت نتانیاهو حمله میکنند.
فریدمن در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی اسرائیل با اشاره به تصمیمات بایدن گفت: «او بهطور مداوم در مورد تحمیل راهحل دو کشوری صحبت میکند. فکر میکنم در حال حاضر او گوش شنوا ندارد.»
فریدمن از تلاشهای آشکار بایدن برای کم کردن شدت حمله اسرائیل به غزه انتقاد کرد. جنگی که طی چند ماه موجب کشته شدن بیش از ۲۶ هزار فلسطینی شده که تعداد زیادی از آنها کودکاند.
نتانیاهو ممکن است تلاش کند تا زمانی که ترامپ، دوست و همسفر سیاسیاش، بهطور بالقوه در انتخابات مجدد پیروز شود، به هدایت جنگ و افزایش خشم داخلی ادامه دهد.
او باور دارد بازگشت ترامپ میتواند به تحکیم موقعیتش و نیرو بخشیدن به متحدان راست افراطیاش کمک کند.
یک مقام ارشد وزارت خزانهداری آمریکا به خبرگزاری رویترز گفت پس از حمله اخیر به پایگاه نظامیان آمریکا در اردن و کشته شدن سه سرباز آمریکایی، ایالات متحده از دولت عراق انتظار دارد در شناسایی و مسدود کردن منابع مالی گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی در این کشور به واشینگتن کمک کند.
از زمان آغاز جنگ حماس و اسرائیل، گروههای همسو با جمهوری اسلامی حملاتی را علیه اهداف اسرائیل و آمریکا در لبنان، یمن، عراق و سوریه انجام دادهاند. از آن زمان تا کنون گروههای شبهنظامی عراقی مسوولیت بیش از ۱۵۰ حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه را بر عهده گرفتهاند.
در آخرین حمله که روز هشتم بهمن علیه یک پایگاه نظامی ایالات متحده در نزدیکی مرز اردن و سوریه انجام گرفت، سه سرباز آمریکایی کشته و دستکم ۴۷ تن زخمی شدند.
پنتاگون گفت در این حمله پهپادی «ردپای» گروه مسلح عراقی کتائب حزبالله دیده میشود؛ هر چند نتایج نهایی تحقیقات هنوز اعلام نشده است.
یک مقام ارشد وزارت خزانهداری آمریکا که خواست نامش فاش نشود، به رویترز گفت: «ما اکنون در شرایطی هستیم که شهروندان آمریکایی در اردن جان خود را از دست دادهاند. این گروهها فعالانه از عراق و سیستم و ساختار مالی این کشور برای تداوم اعمال ستیزهجویانه خود سوءاستفاده میکنند و ما باید مستقیما به این موضوع رسیدگی کنیم.»
او تاکید کرد: «انتظار ما این است که بتوانیم با همکاری دولت عراق اطلاعات بیشتری به دست آوریم و نحوه فعالیت این گروههای شبهنظامی را شناسایی کنیم.»
عراق از معدود متحدان ایالات متحده به شمار میرود که با جمهوری اسلامی نیز روابط نزدیکی دارد. این کشور بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سپرده در ایالات متحده دارد و برای اطمینان از مسدود نشدن دسترسی خود به درآمدهای نفتی و منابع مالیاش، به شدت به حسن نیت واشینگتن متکی است.
دولت کنونی عراق با حمایت احزاب و گروههای مسلح قدرتمند مورد حمایت جمهوری اسلامی که منافعی در اقتصاد غیررسمی عراق دارند به قدرت رسیده است.
بخش مالی اقتصاد غیررسمی عراق برای مدتها به عنوان کانون پولشویی شناخته میشد.
مقامهای غربی همکاری محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق را برای تطبیق اقتصاد این کشور با استانداردهای بینالمللی و همچنین انجام اصلاحات اقتصادی و مالی به منظور محدود کردن توانایی ایران و متحدانش در دسترسی به دلار آمریکا ستودهاند.
این همکاری شامل تلاش برای پیوستن بانکهای عراقی به سیستم مالی بینالمللی و ترویج فرهنگ پرداخت الکترونیکی در جامعهای است که استفاده از پول نقد در آن همچنان رایجترین روش برای انجام امور مالی محسوب میشود.
سیستم مالی عراق پس از اعمال تحریمهای بینالمللی در دهه ۱۹۹۰ در پی حمله صدام حسین به کویت به انزوا کشیده شد.
این تحریمها پس از حمله نظامی به رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ که سرنگونی صدام را در پی داشت، برچیده شدند. با این حال در طول چندین سال خونریزی فرقهای پس از حمله آمریکا، پیشرفت کمی در جهت اصلاح بخش مالی عراق حاصل شد.
پس از حمله آمریکا، گروهها و احزاب مسلح شیعه و نزدیک به رژیم ایران نفوذ بیشتری در بغداد به دست آوردند. این گروهها در حال حاضر قویترین نیرو در عرصه سیاسی عراق هستند.
مقام وزارت خزانهداری آمریکا گفت: «من تا حدودی اطمینان دارم ما به استانداردهای بینالمللی پولشویی و تامین مالی تروریسم در عراق دست خواهیم یافت و این امر تا حد زیادی ظرفیت مالی غیرقانونی این سیستم را از بین خواهد برد.»
پایگاه ارتش آمریکا در اردن هشتم بهمن هدف حمله شبهنظامیان قرار گرفت و سه سرباز آمریکایی کشته شدند. جو بایدن برای دادن پاسخ مناسب به گروههای تحت حمایت جمهوری اسلامی تحت فشار فزاینده قرار داد. آیا این رویداد، همان نقطه بدون بازگشت است؟ آیا خاورمیانه در شرف انفجاری عظیم قرار دارد؟
حملات هفتم اکتبر حماس به اسرائیل سراسر خاورمیانه را در معرض بروز فاجعه قرار داد و پس از چهار ماه، حالا ممکن است درگیری مستقیمی بین ایالات متحده و رژیم ایران در شرف وقوع باشد اما چنین انفجار عظیمی از تنشها در خاورمیانه، نتایج فاجعهباری به دنبال خواهد داشت.
نشریه گاردین در واکنش به تحولات اخیر نوشت که خشونت از دریای سرخ گرفته تا عراق، سوریه و لبنان، طی چهار ماه گذشته به صورت اجتنابناپذیری در حال تشدید است. خشونتهایی که عمدتا از سوی شبهنظامیان طرفدار فلسطین و تحت حمایت جمهوری اسلامی اعمال میشود.
نقطه بدون بازگشت
روز هشتم بهمن گروهی از شبهنظامیان به پایگاه ارتش آمریکا در اردن حمله کردند که منجر به کشته شدن سه سرباز آمریکایی و زخمی شدن تعدادی دیگر شد. جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا، ساعاتی بعد ایران را مقصر اصلی این حمله معرفی کرد.
جمهوری اسلامی اصرار دارد نقشی در این حمله نداشته است اما این رژیم سابقهای طولانی در حمایت، آموزش و تسلیح نیروهای نیابتی شبهنظامی دارد؛ سیاستی که از سوی قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه پاسداران آغاز شد.
به همین دلیل تعداد کمی از سیاستمداران در واشینگتن، چنین ادعاهایی را باور میکنند.
هدف راهبردی جمهوری اسلامی در منطقه چیست؟
هدف راهبردی جمهوری اسلامی، بیرون راندن نیروهای آمریکایی از پایگاههایشان در عراق، سوریه و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس و در نهایت پایان دادن به حضور ایالات متحده در منطقهای است که خود به دنبال تسلط بر آن است.
از سوی دیگر وحشت حملات هفتم اکتبر و واکنش نظامی اسرائیل با حمایت آمریکا، فرصتی استثنایی برای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی فراهم کرده است.
دولت بایدن چه تصمیمی خواهدگرفت؟
هنوز مشخص نیست آیا حمله به پایگاه ارتش آمریکا در اردن، از سوی ایران بوده است یا خیر؟
به عبارت دیگر، این امکان وجود دارد که ایران یا متحدانش اشتباه محاسباتی کرده و سهوا آن گام سرنوشتساز و ترسناک را برداشته باشند.
گاردین افزود این نکته بسیار مهم است زیرا میتواند مقیاس و دامنه پاسخی را تعیین کند که بایدن قول آن را داده است.
اگر آمریکاییها به این نتیجه برسند که در مورد نتیجه و عاقبت حمله شبهنظامیان به پایگاه ارتش آمریکا در اردن خوششانس بودهاند، ممکن است حملات انتقامجویانه خود را به پایگاههایی که حمله از آنجا آغاز شده است، محدود کنند اما اگر با این فرض تصمیمگیری کنند که شبهنظامیان برای حمله به پایگاه ارتش آمریکا به اطلاعات قابل اتکایی دسترسی داشتهاند، پاسخ شدیدی در انتظار حملهکنندگان و به صورت بالقوه در انتظار داراییها و سرزمین ایران خواهد بود.
همانطور که هدایت جنگ غزه از سوی ائتلاف راست افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو نشان داده است، محاسبات سیاسی به اندازه الزامات نظامی در گرفتن این تصمیم نقش دارند.
عملکرد ضعیف بایدن در قبال جمهوری اسلامی
همانطور که دونالد ترامپ، رقیب احتمالی بایدن در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا ادعا میکند، بایدن در پاسخ به حملات قبلی به پایگاهها و مواضع آمریکا در خاورمیانه ضعیف عمل کرده است.
دولت بایدن در گفتوگوهای مرتبط با مسایل هستهای و مبادله زندانیان، تلاش کرد جمهوری اسلامی را راضی نگه دارد.
گاردین پیشبینی کرد در آستانه نبرد انتخاباتی، بایدن با شرایط حال حاضر شکست میخورد زیرا ممکن است نتواند در برابر فشارها مقاومت کند.
بر اساس استدلال مشاوران بایدن، جمهوری اسلامی با وجود لفاظیهای خصمانهاش به دنبال جنگ با ایالات متحده نیست چون آنها میدانند چنین جنگی برایشان گران تمام میشود.
بر پایه گزارش گاردین، بعد از حملات هفتم اکتبر، نتانیاهو و راست افراطی در اسرائیل از برخی جهات به تهران در رسیدن به اهدافش، شوراندن دولتهای عربی میانهرو و افکار عمومی علیه آمریکا و در عین حال خجالتزده کردن متحدان اروپایی مانند بریتانیا، کمک میکنند.
پس از هفتم اکتبر، بایدن در ارائه حمایت بیقید و شرط ایالات متحده به اسرائیل اشتباه محاسباتی کرد.
او در ملاءعام به نتانیاهو اختیار تام داد.
حالا هم ممکن است بایدن دوباره اشتباه کند اما این بار با پیامدهای وحشتناکتری مواجه خواهد شد.
برخورد نظامی مستقیم آمریکا با جمهوری اسلامی، همان فاجعه عظیم خواهد بود. چنین برخوردی، درگیری غزه را طولانیتر میکند و تقریبا بهطور قطع باعث حمله همهجانبه حزبالله به اسرائیل خواهد شد.
از سوی دیگر این برخورد میتواند درگیریهای محلی در عراق و سوریه را به جهنمی سوزان تبدیل و رژیمهای مصر، اردن و حاشیه خلیج فارس را که با غرب تعامل دارند، بیثبات کند.
دو دستگی در دموکراسیهای غربی
رویارویی غیرقابل پیشبینی ایالات متحده و جمهوری اسلامی ممکن است موجب ایجاد دو دستگی در دموکراسیهای غربی شود.
به احتمال زیاد در چنین شرایطی لندن از واشینگتن حمایت خواهد کرد و کشورهایی مانند فرانسه، آلمان و ایتالیا ممکن است برقراری ارتباط دیپلماتیک با تهران را در اولویت قرار دهند.
چین، روسیه و اسرائیل
در چنین اوضاع و احوالی از یک سو چین فرصت مناسبی برای پیشبرد جاهطلبیهای ژئوپلیتیک و ضد دموکراتیکش پیدا میکند و از سوی دیگر روسیه در تجاوز نظامی به خاک اوکراین پیش خواهد رفت.
فراتر از همه اینها، این رویارویی هدیهای برای نتانیاهو خواهد بود که مدتهاست خواستار اقدام نظامی تنبیهی علیه جمهوری اسلامی است.
گاردین نوشت حمله به ایران، اهداف دوگانه اساسی یعنی حفاظت از امنیت غرب و تغییر رفتار آخوندها را تامین نمیکند: «در حقیقت چنین تصمیمی، نتیجه معکوس به دنبال خواهد داشت.»
راهحل دو کشوری
به گفته گاردین، اقدام ایمنتر و عاقلانهتر آن است که بایدن بدون تاخیر خواستار توقف بمباران غزه از سوی اسرائیل شود.
او باید آتشبسی را به اجرا بگذارد که شرایط لازم را برای خروج گروگانهای اسرائیلی از غزه و آزادی آنها فراهم کند.
همچنین ضرورت دارد بایدن به سوی یک اقدام معتبر بینالمللی برای انجام راهحل دو کشوری برود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل اعلام کرد ۱۳ تن از کارکنان آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی سازمان ملل (اونروا) به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در تهاجم مرگبار حماس به اسرائیل در روز ۱۵ مهر (هفتم اکتبر) دست داشتند.
او روز دوشنبه ۹ بهمن در گفتوگو با شبکه تلویزیونی تاکتیوی بریتانیا هشدار داد حماس در اونروا نفوذ کرده است.
به گفته نتانیاهو، در مدارس اونروا مواردی نظیر ضرورت نابودی اسرائیل و مدح و ستایش از فعالیتهای تروریستی آموزش داده میشود.
روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از منابع اطلاعاتی گزارش داد حدود ۱۰ درصد از کارکنان اونروا در غزه به گروههای شبهنظامی فلسطینی وابستهاند. این آژانس مجموعا ۱۲ هزار کارمند در این منطقه دارد.
وال استریت ژورنال افزود دستکم ۱۲ تن از این افراد در تهاجم حماس نقش ایفا کردند که اکثریت آنها مستقیما در کشتار و گروگانگیری روز هفتم اکتبر دست داشتند و مابقی وظیفه فراهم آوردن امکانات لجستیکی و تسلیحات را برای این عملیات مرگبار عهدهدار بودند.
هفت تن از این افراد معلم دورههای دبستان و متوسطهاند که در میان آنها دو معلم ریاضی و دو معلوم عربی نیز دیده میشوند.
به نوشته وال استریت ژورنال، این گزارش که اسرائیل آن را در اختیار واشینگتن قرار داد، آمریکا و تعدادی دیگر از کشورها، از جمله ایتالیا، سوئیس، فنلاند و بریتانیا را مجاب کرد که کمکهای مالی خود را به اونروا به حالت تعلیق درآورند.
این گزارش بر پایه ردیابی دادههای تلفن همراه، بازجویی از اعضای حماس، مدارک به دست آمده از شبهنظامیان فلسطینی کشته شده و سایر منابع اطلاعاتی آماده شده است.
یک مقام ارشد دولت اسرائیل به این روزنامه گفت: «مشکل اونروا تنها تعدادی سیب کرمخورده نیست که در حمله هفتم اکتبر نقش داشتند. این نهاد به صورت کامل به پناهگاهی برای ایدئولوژی افراطگرای حماس بدل شده است.»
در جریان حمله حماس به اسرائیل، حدود هزار و ۲۰۰ نفر کشته و ۲۴۰ تن دیگر به گروگان گرفته شدند.
پیش از این در نوامبر ۲۰۲۳، آتشبسی هفت روزه با میانجیگری واشینگتن، دوحه و قاهره در منطقه برقرار شد که در جریان آن، بیش از ۱۰۰ گروگان از جمله ۲۳ تایلندی و یک فیلیپینی آزاد شدند.
مذاکرات برای دستیابی به توافقی دیگر و آزادی سایر گروگانهای در بند حماس همچنان ادامه دارد.
جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید روز دوشنبه ۹ بهمن گفت واشینگتن از اینکه اونروا اتهامات علیه برخی کارکنان خود در نوار غزه را جدی گرفته است، رضایت دارد.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد روز هشتم بهمن تاکید کرد که این سازمان خود را به انجام تحقیقات درباره اتهامات وارده به برخی اعضای اونروا متعهد میداند.
گوترش افزود، «اعمال منفور این کارکنان باید عواقبی داشته باشد اما دهها هزار مرد و زن که برای این آژانس کار میکنند و بسیاری از آنها در برخی از خطرناکترین موقعیتها هستند، نباید مجازات شوند. نیازهای شدید مردم مستاصل باید برآورده شود.»